ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۴۱ تا ۱٬۰۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۰۴۱.

واژه «میزر» در بوستان و نقد و بررسی شروح آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
واژه مئزر/ میزر در بسیاری از متون کهن فارسی به کار رفته و تطوّر معنایی مختصری داشته است؛ از جمله در بوستان سعدی دوبار به کار رفته است که همه شروح بوستان آن را لُنگ، شلوار و معادل آن معنا کرده اند. در صورتی که با بررسی بسیاری از شواهد متنی و فرامتنی، این معانی بهتر بود در حاشیه ابیات می آمد. در کل به دلایل گوناگون ریشه شناختی، متن شناختی، جامعه شناختی و بافتاری، معانی ای که برای میزر در شروح بوستان آمده است درست و روشن نیست و به توضیح قاموس عرب می گراید که موجد اختلال مفهومی می شود. طبق قراینی که در مقاله ارائه شده، معنای دستار و عمامه در شرح این واژه مناسب و صریحتر است. نویسندگان بر این اعتقادند که معانی ای که در شرح این واژه در بوستان آورده اند در جایگاه معانی ثانوی شایسته تر است. مطالعه توضیح ابیات سعدی نشان می دهد که شارحان گرانمایه، بیش از هر معلوماتی از تسلط واژه شناسی خویش در قلمرو زبان عربی و فرهنگ پوشاک آن ممالک بهره برده اند. در این جستار سعی شده است با ارائه دلیل از زوایای مختلف، مرز باریک معانی این واژه مشخص و معانی دو بیت بوستان بی ابهام شود .
۱۰۴۲.

تحلیل روایت شناسانه مواجهه غیبی در حکایت های تذکرةالاولیا از منظر جهان های ممکن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
مقاله حاضر به تحلیل روایت شناسانه مواجهه های غیبی در حکایت های تذکره الاولیا از منظر نظریه جهان های ممکن می پردازد. با استفاده از چارچوب نظری مک هیل و رایان، نشان داده می شود که روایت های عرفانی با خلق جهان های ممکن، مرزهای واقعیت و خیال را درمی نوردد. انواع مختلف جهان های ممکن در تذکره الاولیا ازجمله جهان های متکثر، حلقوی و ذهنی ناشی از رؤیاها، فرضیه ها، پیش بینی ها، فانتزی ها، آرزوها، اهداف و باورها هستند. این جهان ها چگونگی بازنمایی مواجهه های غیبی و تأثیر آن بر سلوک عرفانی را نشان می دهد. مواجهه های غیبی از طریق تکنیک هایی مانند تلفیق واقعیت و فراواقعیت، ساختارهای حلقوی تکرارشونده و ذهنیت گرایی، جهان های ممکن سیال را بازنمایی می کند. جهان های ممکن ذهنی در تذکره الاولیا نه صرفاً ابزارهایی روایی، بلکه بنیانی معرفتی برای درک تجربه عرفانی اند. در این روایت ها، مواجهه با امر غیبی از طریق زبان و تصویر به جهانی ممکن تبدیل می شود. جهانی که در آن، سلوک عرفانی با ساختارهای چرخشی، نمادین و چندسطحی روایت می شود. تکرار هدفمند الگوها در این ساختار نیز امکان های نامحدودی برای تکامل معنوی فراهم می آورد. این ساختار روایی، سیر و سلوک عرفانی را به شکلی چندلایه بازنمایی می کند. روایت ها از مسیر خطی فاصله می گیرند و به خواننده امکان می دهند تا از زوایای گوناگون با حقیقت روبه رو شود.
۱۰۴۳.

معنا شناسی واژه «رجاء» در قرآن با تکیه بر روابط همنشینی و جانشینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
معناشناسی دانشی است که به مطالعه علمی معانی می پردازد تا با بررسی همه جانبه واژه و روابط آن در جمله، به معنای کاملی دست یابد. یکی از مهم ترین راه هایی که در علم معناشناسی مورد توجه پژوهشگران واقع شده است تکیه بر روابط همنشینی و جانشینی است زیرا با تتبع واژه ها در سیاق آیات می توان به معنای دقیقی از واژه دست یافت. رسالت اصلی این پژوهش معناشناسی واژه رجاء در آیات قرآن با توجه به کلمات همنشین و جانشین است. در این پژوهش ابتدا تمامی موارد کاربرد این واژه در قرآن استخراج شده و سپس واژه های همنشین، جانشین و متضاد آن بررسی گردیده اند تا نقش آن ها در تغییر و تقویت معنای رجاء مشخص شود. این پژوهش تلاش دارد با استفاده از تحلیل سیاقی و روابط واژگانی به معنا و مفهوم دقیق تر و گسترده تری نسبت به مفهوم رجاء و آثار مختلف آن برسد. داده های این تحقیق با استفاده از منابع کتابخانه ای و به شیوه توصیفی–تحلیلی گردآوری و تحلیل شده اند. با بررسی انجام گرفته این نتیجه حاصل شد که رجاء در لغت به معانی مختلفی چون چشم داشت، آرزو، امید، ترس و... آمده است و ازجمله همنشین های این واژه، واژه«لقاءالله» و«رحمه» و«یوم الآخر» است و در محور جانشینی نیز با کلماتی همچون: «لعل»، «عسی»، «لایقنط» و «َامل» رابطه ی همنشینی دارد. از طرفی واژه رجاء با واژه های«یاس»، «قنوط» و«خیبته» رابطه تقابل معنایی دارد. از آنجا که رجاء درآیات قرآن کریم در مورد امور مختلفی بیان شده است؛ از رهگذر بررسی این آیات و بررسی رابطه همنشینی و جانشینی واژه رجاء چنین برمی آید که امید زمانی پذیرفته و ممدوح است که از مجرای امیدبه خدا گذر کند و در این حالت است که آثار مطلوبی خواهد داشت. در غیر اینصورت چنانچه امید به غیر خدا تعلق داشته باشد نتایج نامطلوبی در زندگی دنیوی و اخروی خواهد داشت. همچنین از نتایج کسب شده چنین بر می آید که واژه رجاء با جانشین های معنایی اش تفاوت هایی دارد که از رهگذر اطلاع از این ظرافت ها می توان فهم دقیق تری از آیات الهی داشت.
۱۰۴۴.

معناشناسی شناختی و تحلیل مفهوم «غم» در غزلیات ابتهاج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
معناشناسی شناختی به عنوان رویکردی میان رشته ای مبتنی بر فرضیه های شناختی و ساختارهای ذهنی، چارچوبی نظام مند برای بررسی تعامل زبان، معنا و تجربه های انسانی فراهم می آورد. در این حوزه، نظریه استعاره های مفهومی و طرح واره های تصویری به عنوان سازوکارهای بنیادین انتقال معانی انتزاعی به قلمروهای تجربی و عینی، نقش محوری در فهم فرآیندهای معناشناسی و بازنمایی مفاهیم انتزاعی در متون ادبی ایفا می کنند. این رویکرد امکان تحلیل دقیق و ساختاریافته مولفه های معناشناسانه را فراهم ساخته و به تبیین تعامل مفاهیم ذهنی و زبان شناختی می پردازد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی استعاره های مفهومی و تصویری مفهوم غم در غزلیات ابتهاج پرداخته و از طریق تحلیل معناشناسانه و شناختی، نحوه ظهور، بازنمایی و ساختار معنایی این مفهوم را کاوش کرده است. یافته ها نشان می دهد که مفهوم غم در اشعار ابتهاج در قلمروهای متنوع هستی شناختی، ساختاری، طرح واره های تصویری و تجربی، با بار معنایی هم مثبت و هم منفی معناشناسی شده است. این مفهوم در حوزه های شناختی اشیا، جاندارمداری، طبیعت، سلامت، زمان، مکان و خوراک شکل گرفته و در طرح واره های تصویری قدرت و حرکت انعکاس یافته است. همچنین، تحلیل معناشناسانه و شناختی حاکی از آن است که مفهوم غم در غزلیات ابتهاج به صورت نظام مند و منسجم، در چارچوب قلمروهای تجربی مرتبط با آن مستقر شده و از طریق الگوهای شناختی متنوع، به شکلی ملموس و قابل درک برای مخاطب بازنمایی شده است.
۱۰۴۵.

معناشناسی هبوط در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
قرآن کریم به عنوان برترین کلام تجلی گاه حقایق در قالب لغات و عبارات زبان عربی است و لازمه رسیدن به حقایق آن درک مفاهیم آن ها است. یکی از این کلمات قرآنی هبوط، که به معنای از بالا به پایین آمدن می باشد. ماهیت و چگونگی هبوط به دلیل بحث برانگیز بودن، همواره در طول تاریخ از حیث زوایای گوناگون مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.ضرورت بررسی این واژه آن است که در معنای هبوط نوعی فقدان نهفته،که با عملیاتی نمودن آن بروز پیدا می کند؛ اما در قرآن همنشین واژگانی همچون سلام، برکات و هدایت شده که با این معنا در تعارض است، علاوه بر آن وجود رحمت با فرض مکانی بودن هبوط نیز سازگاری ندارد. بنابراین پژوهش حاضر در صدد پاسخگویی و رفع این تناقضات ظاهری از ساحت قرآن می باشد. در این مقاله کوشش برآن است که با روش توصیفی - تحلیلی ماده هبوط را با رویکرد معناشناسانه مورد واکاوی قرار گیرد. دستاورد پژوهش نشان از ابطال فرضیات مذکور در اهم موضوعات همچون؛ روابط همنشینی، جانشینی و تقابل دارد به طوری که معنای لغوی این واژه همان سقوط از بالا به پایین بدون فراغت از برکت و رحمت و اتفاقاً ملازمت با آن را بیان می دارد.
۱۰۴۶.

تحلیل نشانه شناسی «نفس» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
نشانه شناسی مطالعه زندگی نشانه ها و علامات در داخل زندگی اجتماعی است. نشانه شناسی در قرآن نیز به بررسی نمادها، نشانه ها و آیات الهی در متن قرآن می پردازد. این رویکرد به دنبال کشف معانی عمیق، ارتباط بین نشانه ها و پیام های الهی است. رهیافت نشانه شناسی یکی از رویکردهای نقد ادبی دوران معاصر است که چهارچوب منسجمی را برای نقد و تحلیل متن ارائه می کند. اساس این نظریه کشف رابطه معنایی متن بر پایه تفسیر بر اساس توانش ادبی خواننده و ارائه شیوه ای نظام مند از خوانش متن است که در جنبه سطحی متن یا پدیده های ادبی متوقف نمی شود؛ بلکه همواره می کوشد تا آنچه را که در ورای ظاهر نهفته است، جستجو کند. بنابراین، این پژوهش به خوانش نشانه شناختی «نفس» در قرآن کریم می پردازد، با طرح این سوال که رده های نشانه شناختی و زیر انگاشت ها ی واژه «نفس» با کدام متن ها یا گفتمان ها مرتبط است و شناخت آن متون و گفتمان ها چگونه به رمزگشایی این واژه کمک می کند؟ برای پاسخ به این پرسش از شیوه تحلیلی توصیفی استفاده شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که تحلیل نشانه شناختی «نفس» در قرآن کریم، دلالت های ضمنی عمیق و چندگانه ای را آشکار می کند، از جسمانی تا روحانی، فردی تا جمعی، و همچنین درجات معنایی بین خیر و شر، آرامش و اضطراب را نشان می دهد.
۱۰۴۷.

تحلیل و بررسی معناشناختیِ استعاره مفهومیِ مرگ در غزلیات سنایی غزنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
در نظریه زبان شناسان شناختی، به طور کلی استعاره، ابزاری برای اندیشیدن و شناخت مفاهیم انتزاعی است. از این جهت استعاره، بیش از آنکه آرایه ای صرفاً ادبی و محصول هنجارگریزی زبانی باشد، ظهورو بروزی پر رنگ در زبانِ خودکار دارد و بیشتر در مفاهیم رخ می دهد تا در واژگان. در این پژوهش برآنیم تا با تحلیلِ معناشناختیِ استعاره مفهومیِ مرگ، فراتر از درک سنتی و صوریِ مرگ به مثابه پایان زیستی، لایه های پنهان معنایی و شناختی آن را در بافت غزل آشکار سازیم، و نشان دهیم که مرگ به چه دلایلی درمعنایِ دیگری غیر از معنای اولیه اش، که همانا بُریدنِ نفس ورفتنِ جان از بدن است، کاربرد یافته است. این معانیِ استعاری درزبانِ سنایی و در محتوایی چون غزل، چگونه هستند و تا چه حد با مرگ در معنای اولیه اش همسان یا در تعارض و تقابل هستند؟ چگونگیِ به کارگیریِ سناییِ غزلسرا، از مرگی که برای عاشقان و عارفان رخ می دهد، از مواردی است که این پژوهش درپی پاسخ بدان است؛ امری که با کند وکاو درمفاهیم استعاری آنها وشیوه های مختلف شکل گیریشان روشن تر می شود. نگارنده بر آن است تا واحدهای تجزیه وتحلیلِ استعاره را با بهره گیری از نظریات مختلف درباره استعاره مفهومی، چگونگی توجیه استعاره در بافت غزل و همچنین کلان استعاره ذهن سنایی از مرگ و حوزه های مفهومی مبدأ و مقصد، درغزلیات وی نشان دهد. کاربرد واژه مرگ و مشتقات آن در غزلیات نشان می دهد، کلان استعاره مرگ در زیرلایه بافت غزل، دوری و هجران از یار است و مهم ترین حوزه های مفهومی این واژه عبارت اند از: فدا شدن، عشق، زیبایی معشوق و خونریزی.
۱۰۴۸.

نگاهی نو به سوره طه بر اساس نظریه افشانش معنای ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
نظریه افشانش معنا، از مفاهیم بنیادین فلسفه معاصر است که ژاک دریدا آن را در بستر ساختارشکنی طرح کرده است. بر اساس این نظریه، معنا امری سیال و چندلایه است که از طریق زبان، متکثر و منتقل می شود و هیچ متن یا مؤلفی قادر به ارائه معنای نهایی و قطعی نیست. این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای، سوره مبارکه طه را با تکیه بر مؤلفه های نظریه افشانش مورد بازخوانی قرار داده است. تحلیل انجام گرفته، ساختار روایی سوره را به بیست بخش مجزا تقسیم می کند که از این میان، پانزده بخش در قالب افشانش وضعی یعنی تغییر نسبی در خط سیر معنا با حفظ پیوند ضمنی با روایت اصلی و پنج بخش در قالب افشانش انتقالی به معنای گسست کامل و ورود به ساحت معنایی مستقل جای می گیرند. یافته ها نشان می دهد که سوره طه با بهره گیری از گسست های روایی، تمثیل، تفسیر و حکایت های درون متنی، به خلق معنایی چندوجهی دست می زند که با اصول نظریه افشانش دریدا هم راستاست. این امر سوره را به متنی چندلایه و پویا تبدیل کرده و ظرفیت بالای تفسیری آن را برجسته می سازد.
۱۰۴۹.

بررسی تاثیر افزایش مضامین بر تحول شبیه زینب در نسخ خطی تعزیه نامه تکیه دولت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۴۷
یافتن عوامل موثر بر تحوّل شبیه زینب از منظر افزایش مضامین با روی کردی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای بررسی می شود.اسناد و شبیه نامه های به جا مانده از آن دوران، مهّم ترین منابع موثق بر تاثیر افزایش مضامین و داستانک های مستقل بر شبیه زینب در نسخ خطی مربوطه است. گاه لازم است تا برای نشان دادن تاثیر و میزان رشد متغیّیرها در یک قیاس و تطبیق شکلی و معنایی، نقش زنانه شبیه زینب در کنار شبیه مردان مورد بررسی قرار گیرد. مضامین در طی گذر زمان و پیش رفت شبیه نامه نویسی در دوران ناصری، ابعاد متنوّع تری پیدا می کند و حضور شبیه زینب را گسترش می دهد. افزایش مضامین در راستای گسترش روایت ها و داستانک های نمایشی راه را بر تحوّل شبیه زینب به سمت شبیهی پویا باز کرده است و شبیه مجال بیش تری برای معرفی خود به مخاطب پیدا می کند و در نتیجه مضمون های متنوّعی بروز می یابد. عمل کردهای متفاوت شبیه زینب، سیر تحوّل و دگرگونی این شبیه/شخصّیت را آشکار می کند.
۱۰۵۰.

The Improvisation of Power and Shakespeare’s Second Tetralogy: A Greenblattian Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۹ تعداد دانلود : ۴۷۲
The current research examines Stephen Greenblatt’s theories on the improvisation of power as well as tyranny in William Shakespeare’s second tetralogy to investigate the complex network of non-violent psychological domination of human being’s mind, by the manipulation of symbolic order through the stages of displacement and absorption. It examines how the Western psychic mobility and its embodiment in empathy and the improvisation of power affect the represented English society in the Medieval era and how the consequential power relationships impact on the ways of ruling the country. The improvisation of power deconstructs the vertical and hierarchical power relations and makes them more diagonal, horizontal or even upward. The represented Medieval English court is a dark labyrinth of conspiracy, intrigue, treason, and complicity. This duality roots in religious fundamentalism of Roman Catholic church. The tension between the two paradigms of court and church causes turbulence and chaos. The result is the absolute submission of the majority through the improvisation of power, which paves the ground for the Machiavellian minority to exert power and gratify their personal self-interest-driven plans, which are mostly tyrannical. Through the improvisation of power, the course of history could change.
۱۰۵۱.

Heideggerian Space and Time in Ted Hughes’s and Allen Ginsberg’s Poems(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۳ تعداد دانلود : ۴۲۸
The purpose of the present study is to explore the two concepts of time and space in postmodern lyric poetry of the two poets of the 1950s through the lens of the Heideggerian existential theory of time and space, which regards time as a horizon for understanding Being and distinguishes three different types of space: (1) world-space, (2) regions , and (3) Dasein's spatiality. To fulfill this objective, some selected poems of the two poets, including Allen Ginsberg and Ted Hughes, were analyzed temporally and spatially. The findings suggested that the two poets tend to treat time and space existentially and reject eternality. It was revealed that they are existential poets whose existence is manifested in their quest for identity within the immediate world or the global world as well as their concerns for their homeland and ideals. In their poems, time and space are intermingled with Being and reflect each individual’s relationship with the world. The result of the analysis of poems showed that their poetry is not just the language of imagination and perception, but also the language of existence. The world is regarded as an existential space-time continuum and being-in-the-world is the fundamental ontological situation for Dasein. Accordingly, the world, like poetry, is a disclosure of things in nearness or distance, which matters to human beings
۱۰۵۲.

Echoes of Trauma: Unraveling Atonement through Freudian-Virilian Perspectives on Reenactment and Redemption(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۰ تعداد دانلود : ۳۸۵
This interdisciplinary study examines Ian McEwan's Atonement by combining narrative analysis with the theories of Sigmund Freud and Paul Virilio. It looks closely at narrative techniques, time-related complexities, and cultural meanings in Atonement , linking Freud's idea of repetition compulsion with Virilio's views on technology and perception. Briony Tallis represents both Freudian traumatic re-enactment and Virilio's concept of the integral accident. Her ongoing guilt, like a rosary, symbolizes the repetitive nature of trauma. Using Virilio's gestalt theory, the study offers a new way to understand the novel's focus on perception. This research fills a gap in existing literature by bringing together Freud's psychoanalytic perspective and Virilio's technological insights to analyze Atonement . This combination of theories is a new approach that provides fresh insights into how McEwan's narrative structure reflects the interplay between trauma, technology, and cultural reception. For example, the study explores how the novel's fragmented narrative mirrors Briony's fractured psyche and how technological advancements during the wartime setting influence characters' perceptions and actions. This study of Ian McEwan's Atonement demonstrates how stories can help individuals understand their feelings and experiences better. It uses psychology and technology to explore how storytelling affects the understanding of trauma, perception, and the modern world.
۱۰۵۳.

کنش متقابل نمادین در رمان «امرتان فی امراه » نوال السعداوی و «سهم من» پرینوش صنیعی بر اساس نظریه جرج هربرت مید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۱
نظریه کنش متقابل نمادین که توسط جرح هربرت مید توسعه یافته است بر این اساس استوار است که معانی اجتماعی از طریق تعاملات اجتماعی شکل می گیرند و تغییر می کنند.این نظریه که به دنبال فهم چگونگی شکل گیری معانی اجتماعی و هویت ها از طریق تعاملات انسانی است، تلاش می کند تا نشان دهد که چگونه افراد با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و چگونه این ارتباطات به شکل گیری فرهنگ، نهادها و جامعه کمک می کند. هدف اصلی این نظریه بررسی چگونگی تاثیر تعاملات بر رفتارهای فردی و اجتماعی است که به تولید و بازتولید ساختارهای اجتماعی منجر می شود. نوال السعداوی و پرینوش صنیعی در « امرأتان فی امرأه» و « سهم من» کوشیده اند تا با استفاده از عنصر هویت، جنسیت و روابط اجتماعی و چالش های آن مخاطب را به درک بهتر و عمیق تری از مسائل اجتماعی و فرهنگی جامعه خود برسانند. بررسی ها نشان می دهد که نوال السعداوی با استفاده از مولفه های «خود»، « ذهن» و « جامعه» نشان می دهد که چگونه این تعاملات اجتماعی می توانند منجر به بازتعریف هویت زنانه شود و عاملی باشد بر کشف هویت و انتخاب های آزادانه و پرینوش صنیعی با استفاده از همان مولفه ها نشان می دهدکه چگونه فشارهای اجتماعی در زنان می تواند عامل تغییر هویت آنها و تبعات عمیق آن بر سلامت روانی و کیفیت زندگی آنان باشد.
۱۰۵۴.

تحلیل گفتمان کتاب فارسی پایه اول دبستان از منظر آموزش مهارتهای زندگی با استفاده از روش آنتروپی شانون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۴
هدف این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب فارسی اول ابتدایی از منظر آموزش مهارت های زندگی با استفاده از روش آنتروپی شانون بود. روش این تحقیق تحلیل محتوا و جامعه مورد بررسی کتاب فارسی دوره اول ابتدایی چاپ 1402 می باشد. از آنجایی که حجم نمونه و جامعه در این تحقیق برابر بودند تمامی محتوای کتاب به عنوان نمونه انتخاب و تحلیل شد. یافته های حاصل از تحلیل محتوای کتاب فارسی با روش آنتروپی شانون نشان داد، که به ترتیب مهارت های برقراری ارتباط موثر(فراوانی 116)، همدلی(فراوانی114)، خودآگاهی(فراوانی105)، حل مساله(فراوانی77)، تصمیم گیری(فراوانی71)، تفکرخلاق(فراوانی47)، ارتباط بین فردی(فراوانی44)، مقابله با هیجانات منفی(فراوانی 27) و تفکرانتقادی(فراوانی23) را به خود اختصاص داده اند. همچنین نتایج نشان داد مهارت های خودآگاهی، ارتباط بین فردی، مقابله با هیجانات منفی، حل مساله و تفکر خلاق دارای ضریب اهمیت 0.11 و مهارت های همدلی، تصمیم گیری، برقراری ارتباط موثر و تفکر انتقادی دارای ضریب اهمیت 0.1 می باشند. بنابراین می توان نتیجه گرفت علیرغم در نظر گرفتن تمامی مهارت ها در کتاب فارسی دوره اول ابتدایی، اما ضریب اهمیت آنها پایین بوده و جا دارد که به تمامی مهارت های زندگی نگاه ویژه ای شود.
۱۰۵۵.

تحلیل بن مایه شناختی دیوان ابواسحاق حلاج اطعمه شیرازی، با تکیه بر دو مؤلفه ساختارگرایانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۸
گونه ادبی طنز از قدیم ترین میراث مکتوب ادب فارسی، هم چون سرمایه فرهنگی سرزمین های فارسی زبان و فرهنگ نوشتاری فارسی، حضوری پررنگ و کم وبیش پیوسته داشته است. این امر مطالعه و بررسی آن را با رویکردهای گوناگون ناگریز می کند. یکی از رویکردهای ممکن، یافتن بن مایگان به منزله اجزایی از ساختار متن و سپس ترسیم شبکه بن مایگانی به منزله روابط میان اجزای ساختار است. مطالعه بن مایگان، برای دست یابی به ابربن مایه ها و چیرگی آن ها، شناختی تازه را از متن میسر می کند. گستردگی و انعطاف ماهیت بن مایه ظرفیت مطلوبی برای تحلیل متن به دست می دهد. بن مایه عنصر تکرارشونده متن است، مشروط بر آن که این تکرار بسنده و نیز دلالت مند باشد. این عنصر می تواند یک واژه، نماد، تصویر، شگرد ادبی و... باشد. در این پژوهش بن مایه های حامل طنز در دیوان ابوسحاق اطعمه شیرازی استخراج، طبقه بندی و با کمک منابع اسنادی و کتاب خانه ای، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شدند. در انتها، «بزرگ نمایی و برجسته سازی امر خوردن» به عنوان ابربن مایه حامل طنز در متن به دست آمد که بن مایگان متعددی زیرمجموعه آن قرار دارند. این بن مایگان عبارت اند از: روابط بینا متنی (نقیضه پردازی، تضمین، تلمیح)، تیپ سازی راوی، واژگان مرتبط با عشق، اصطلاحات عرفانی برای خوراکی ها، تصویرپردازی، انسان انگاری، گفتگو، مناظره، شطح بافی، حماسی جلوه دادن خوردن، نام خوراکی ها در محل ردیف، استفاده فراگیر از واژگان مرتبط، تشبه به ادبیات تعلیمی، تقدس بخشی به خوردن، نظم سلسله مراتبی خوراکی ها و عنوان های طنزآمیز. کنش این بن مایگان و تراکم آن ها در متن در نهایت منتهی به برجسته سازی مفهوم «خوردن» و مفاهیم وابسته می شود.
۱۰۵۶.

تحلیل نشانه معناشناختی سروده های اربعین: از پیاده روی تا مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۸
شاعران عرب از جمله عراقی، مصری، لبنانی و یمنی قصیده های بسیاری به مناسبت ایام اربعین و پیاده روی آن سروده اند. هر کدام از این شاعران، سبک و سیاق خاصی را برگزیده اند که درخور توجّه است و متناسب با موقعیت و حال و هوای آن منطقه می باشد. با توجّه به این نکته، اشعار اربعینی این شاعران را می توان به سه دسته تقسیم کرد: اشعاری که فقط روایت هستند و داستان کربلا و پس از آن را بازگومی کنند؛ اشعاری که مرثیه هستند و برای سوگواری و در مدح و ستایش خاندان عصمت و طهارت است و البته حال و هوای زائرین اربعین را هم شرح می دهند؛ و در نهایت، اشعاری که نه تنها زیارت اربعین را در زمان معاصر بازگومی کند؛ بلکه حماسی هم بوده و مقاومت را تصویر سازی می کنند، به نوعی این اشعار می توانند در زمره ادبیات مقاومت، جای گیرند. با توجّه به اهمیت تصویرسازی در این اشعار، از جمله چگونگی تصویرسازی مقاومت، پژوهش حاضر بر آن است تا با تأمّل در این اشعار، از بعد تجسمی و تصویرسازی، و با روش توصیفی - تحلیلی، واقعیت های فرهنگی و اجتماعی جامعه زبانی این اشعار را مورد بررسی قراردهد؛ چراکه به اعتقاد نشانه شناسان، تصویرسازی در فرایند معناسازی، نقش مهمّی ایفامی کند. از این رو تحلیل نشانه معناشناسی این اشعار، ساختار معناساز در گفتمان این شاعران را برای مخاطبان تبیین می کند. یافته های پژوهش گواه این است که این سروده ها بازتابی از ایدئولوژی و جهان بینی شاعران عرب در سرزمین های مختلف است و بررسی این اشعار نشان می دهد که تصویرسازی مقاومت در اشعار شاعر یمن، به مراتب قوی تر از شاعران دیگر کشورهاست.
۱۰۵۷.

در جستجوی سفر یک بیت: از شیراز تا قاهره(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۸
مطلع (بلبلی خون دلی خورد و… ) از غزل ۱۳۴ خواجه شیراز، تمثیل و نمادی از این حقیقت است که زندگی آدمی در مسیر دست یابی به معشوق، همراه با درد، رنج، جدایی و فراق است؛ چراکه به ناگه دشواری ها و تلخی های روزگار، آرامش و شادی را از او گرفته و معنی آن را به پریشانی، رنجوری و تلخی مبدل می سازد. این مطلع زیبا، از دیرباز با استقبال برخی از شاعران ادب فارسی نیز همراه بوده است،اما در روزگار معاصر و فراتر از مرزهای ایران، مورد اقتباس نویسنده مشهور مصری و برنده جایزه نوبل ادبیات؛ یعنی نجیب محفوظ قرار گرفته است. محفوظ در مجموعه «حکایات حارتنا» این بیت را چهار مرتبه در سه داستانک شماره (1) و (4) و(78)به کار برده است.یافته های پژوهش، بیانگر این است؛ اگرچه کاربرد نمادین و تمثیلی این مطلع در سه داستانک مذکور به ژرفای غزل حافظ نمی رسد، اما درعین حال، بیانگر آشنایی او با ادب پارسی و نیز فرهنگ ادبی گسترده و توانایی فنی ایشان در کاربرد نمادین آن مطلع براساس سبک خود و گریز به پرسش ها و اندیشه های نویسنده در باب دین و معمای هستی است. در این پژوهش، ضمن بررسی راه های چگونگی آشنایی محفوظ با غزلیات این سخن-سرای نامدار ایرانی به تحلیل اهداف و شیوه نویسنده در کاربرد این مطلع شعری می پردازیم
۱۰۵۸.

تحلیل گفتمان انتقادی داستان های کودکان رده ی سنی «ب» براساس چارچوب مؤلفه های اجتماعی معنایی ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۸۲
  ادبیات کودکان به دلیل نقشی که در القای ارزش ها و باورهای جامعه به کودکان دارد، نقش مهمی در رشد و شکل گیری شخصیت آنان ایفا می کند. ازآنجاکه هر متنی ایدئولوژی های پنهان خود را دارد، تحلیل انتقادیِ ادبیات کودکان می تواند در شناسایی ایدئولوژی ها و تأثیرات احتمالی آن ها بر شخصیت کودکان آگاهی بخش باشد. پژوهش حاضر به تحلیل انتقادیِ کتاب های داستانِ کودکانِ رده ی سنی «ب»، تألیف شده در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، در چارچوب مؤلفه های اجتماعی معنایی ون لیوون پرداخته است. این مؤلفه ها شامل نحوه ی بازنمایی کارگزاران اجتماعی، کنش های اجتماعی و شیوه های مشروعیت بخشی به کنش های اجتماعی است. بدین منظور، تعداد پانزده کتاب داستان رده ی سنی «ب» تألیف کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به صورت نمونه ی دردسترس، انتخاب و تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که بازنمایی کارگزاران اجتماعی داستان ها، بیشتر از طریق نام دهی و کمتر از طریق نقش های اجتماعی یا شغلی صورت گرفته است و نقش های شغلی نیز دارای سوگیری به نفع مشاغل مردانه هستند. همچنین تحلیل کنش های کارگزاران اجتماعی نشان داد که بیشتر کنش ها از نوع مادی و نشانه ای و درصد بسیار کمی از آن ها از نوع کنش شناختی بوده اند. کنش های مادی و نشانه ای بیشتر، نشانگر وجود فضای پرجنب و جوش و ارتباطی تعاملی در داستان ها و کنش های شناختی کمتر، نشانه ی حکم فرمایی کلیشه های منکر قدرت تفکر و استدلال در کودکان، تفسیر شد. افزون بر این، نتایج پژوهش نشان داد که مشروعیت کنش های اجتماعی در داستان ها از طریق توسل به طیف متنوعی از شیوه های مشروعیت بخشی شامل اقتداردهی، عقلانی گری و ارزیابی اخلاقی نشان داده شده است که از میان آن ها عقلانی گریِ ابزاری بیشترین بسامد را داشته است. در انتهای مقاله، پیامد این یافته ها و پیشنهاداتی برای مؤلفان ادبیات کودکان ارائه شده است.    
۱۰۵۹.

بررسی و تحلیل نظام هندسیِ حاکم بر ساختار غزل حافظ (براساس رویکرد جامعه شناسیِ دیالکتیکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۲
جامعه شناسی دیالکتیکیِ ادبیات را میتوان رویکردی تاریخی و کارکردگرا تلقی کرد که به دنبال اثبات تاثیر رخدادهای اجتماعی و طبقاتی جامعه بر ساختار آثار ادبی برجسته است. این رویکرد کل نگر و تعادل گراست به این معناکه نه متن ادبی را اصل میداند و نه تاریخ اجتماعی و طبقاتی را؛ بلکه به دنبال نشاندادن دیالکتیک این دو برهم است. با کاربست جامعه شناسی دیالکتیکِ تاریخی، میتوان غزلهای حافظ را یک سند تاریخی دانست و گفت که ساختار گسسته نمای غزلهای حافظ حاصل پریشانی طبقاتی دوران شاعر است. طنز حافظ نیز محصول بن بست های سیاسی، مطلق گرایی همچنین مطالبه مردم است؛ به این معنا که در جوامع استبداد زده استفاده از طنز رواج بیشتری پیدا میکند. همچنین صورخیال غزل حافظ – تشبیه عکس، بدل بلاغی، استعاره، تناقض نمایی و ...- نیز نتیجه جابجایی و تحریف ارزش های اجتماعی و طبقاتی است. تلقیق غزل عاشقانه و عارفانه، ایهام، ابهام در غزل حافظ نیز به ریاکاری و نقاق گسترده و عمومی برمیگردد. جفت های متقابل در ساختار غزلها نیز نشان دهنده خصومت، ستیز و ناسازگاریهای آشکار طبقاتی و اجتماعی است. در این مقاله با روش نظری و بررسی کیفی، تاثیر جامعه و ساختارهای هنری، ادبی حافظ، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
۱۰۶۰.

تمثیل مور در مثنوی مولانا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۹
درباره تمثیل در شعر شاعران و بویژه در شعر مولانا جلال الدین بلخی کارهای گوناگونی شده است اما به شیوه موردی کاری کمتری انجام شده است. در باب تعریف و تعبیر تمثیل نیز چهار برداشت وجود دارد که سه تای آن ها نظر متقدمان بلاغت ایرانی اسلامی ست و منظور این پژوهش نیست. درین پژوهش تلاش شده تا بنا به برداشت چهارم یعنی به کارگیری داستان حیوانات (allegory) کاربرد مور در مثنوی بررسی شود. از نزدیک چهل مورد کاربرد مور در دفاتر ششگانه مثنوی، مولانا تنها در دو وهله، تمثیل در شکل امروزی الیگوری را در باب مورچگان به کار گرفته است. بدیهی ست هم بنا به ذات تمثیل و نیز هدف گذاری مولانا در مثنوی، غایت این تمثیل ها تعلیم است و زیر ساخت آن ها اخلاق است.تمثیلات اگر چه به سبب سادگیشان به کار برده می شوند اما تمثیلات متون عرفانی از جمله مثنوی از سادگی و رسایی بیشتری برخوردارند.این پژوهش به شیوه تحلیلی و توصیفی و به روش کتابخانه ای به سامان رسیده است و دستاورد کلی این است که مولانا هم از متمتعان خوان تمثیل است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان