ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۲۱ تا ۱٬۱۴۰ مورد از کل ۵۴٬۵۰۲ مورد.
۱۱۲۱.

بررسی گفتمان حضرت زینب (س) با الهام پذیری از قرآن کریم و نهج البلاغه به روش گفتمانی وَن دایک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۸
  گفتمان پدیده ای زبانی است که در اثر ارتباط تولید می شود و نوع آن متأثر از موقعیت اجتماعی است. بنابراین، در تحلیل گفتمان، رابطه زبان و ایدئولوژی رابطه ای دو سویه است و در ورای ظاهر گفتمان، معانی زیادی قابل دستیابی است. بسترهای حاکم و شرایط محیطی در کنار افکار و ایدئولوژی گوینده می تواند نقش بسزایی را در شکل گیری یک گفتمان تأثیرگذار ایفا نماید. نظریه ون دایک، یکی از مشهورترین نظریه های تحلیل گفتمان به شمار می رود که ضمن بیان رابطه میان ملاک های درونی و برونی متن، قدرت مسلّط جامعه ای را که اثر ادبی در آن شکل گرفته، ازطریق ۳ محور توصیف، تفسیر و تبیین واکاوی می کند. در این پژوهش، کوشش شده با توجه به کاربرد زبان و برقراری ارتباط میان باورها (شناخت) و تعامل در موقعیت های اجتماعی که در مضمون خطبه های امام علی(ع) و حضرت زینب(س) وجود دارد، رفتارشناسیِ مردم کوفه و خصلت آنان که موجب شکل گیری این گفتمان گردیده، تحلیل شود. پژوهش حاضر با روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و نیز با استفاده از رویکردهای زبانی در تحلیل گفتمان، به تحلیل تطبیقی خطبه حضرت زینب(س) با خطبه های امام همام می پردازد. پُربسامدترین ابزار زبانی که در برجسته سازی نفاق و مکر و حیله کوفیان در خطبه-های امام علی(ع) و حضرت زینب(س) دیده می شود در زمینه های بینامتنیَت قرآنی و استعاره تمثیلیه و تشبیه، تجلی یافته است.
۱۱۲۲.

تحقیق در چگونگی بازتاب حدیث کساء در شعر فارسی به دو روایت امّ سلمه و جابر انصاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۳۸
حدیث کساء  ازجمله روایات معتبر و متواتر در منابع شیعه و اهل سنت است که درباره ماجرای قرارگرفتن حضرت علی و حضرت زهرا و حَسنین: در زیر عبای پیامبر اکرم(ص) نقل شده است. ازجمله راویان، ام ّسلمه است که اعتبار بیشتری نسبت به روایت جابر انصاری دارد. درباره مکان این رویداد و نیز ارتباط آن با ماجرای مباهله در برخی از منابع اختلاف نظر وجود دارد. ازآنجاکه روایت کساء در شعر فارسی بازتاب گسترده ای داشته است، این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی، سعی دارد ضمن اشاره به گستره و قدمت پرداختن به روایت حدیث کساء در شعر فارسی، روشن کند که کدام روایت از حدیث کساء نمودِ بیشتری در اشعار دارد. در این بررسی روشن می شود که این روایت به دو شکلِ تلمیح و ترجمه منظوم در شعر فارسی از قرن پنجم به بعد بازتاب داشته است. همچنین همه ترجمه سروده هایی که در این بررسی یافت شد، روایت جابر انصاری را نقل کرده اند که قدیمی ترین سند آن به قرن دهم باز می گردد.
۱۱۲۳.

از «دُخان» تا «سبعَ سماوات»: تصویرسازی هنری و زیبایی شناسی کیهانی در آیات ۹ -۱۲ سوره فصلت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۵
در سپهر مطالعات قرآنی و زیبایی شناسی هنر، رویکردهای تحلیلی جدیدی برای درک عمق بلاغی و تأثیرگذار کلام الهی ضروری به نظر می رسد. این ضرورت، به ویژه در آیات کیهانی، به دلیل پیچیدگی مضمونی و قابلیت های فراوان برای تصویرسازی، اهمیت دوچندانی می یابد و ازاین رو، ارائه تفاسیر نوین و غیرِمتافیزیکی از این آیات، یک نیاز مبرم است. پژوهش حاضر با هدف تبیین مؤلفه های تصویرسازیِ هنری و زیبایی شناسی بلاغی در آیات ۹ تا ۱۲ سوره فصلت، بر پایه نقد ادبی و هرمنوتیک هنر، به بررسی نقش استعاره، تشبیه، و تناسب های آوایی در ایجاد تصویری سه بعدی و پویا از فرایند خلقت می پردازد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با رویکرد بینارشته ای، بر پایه تحلیل متن و مطالعات بلاغی تطبیقی استوار است. یافته ها نشان می دهند که قرآن کریم، با به کارگیری دقیق کلمات و ساختارهای نحوی، نه تنها واقعیت های کیهانی را بازگو می کند؛ بلکه با خلق یک گالریِ بصری-سمعی از آفرینش، تجربه ای زیبایی شناختی و تأمل برانگیز را برای مخاطب فراهم می آورد. این آیات، با معماری کلامیِ بی بدیل خود، فراتر از روایت صرف، به آفرینشگری هنری پرداخته است و تصویری زنده و مجسم از تولد آسمان ها از «دخان» و ساختار هفت گانه آن ها ارائه می دهد که با قدرت بیانی خویش، تخیل مخاطب را درگیر کرده و او را به تفکر در عظمت آفرینش دعوت می نماید.
۱۱۲۴.

معناشناسی شناختی و تحلیل مفهوم «غم» در غزلیات ابتهاج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۳
معناشناسی شناختی به عنوان رویکردی میان رشته ای مبتنی بر فرضیه های شناختی و ساختارهای ذهنی، چارچوبی نظام مند برای بررسی تعامل زبان، معنا و تجربه های انسانی فراهم می آورد. در این حوزه، نظریه استعاره های مفهومی و طرح واره های تصویری به عنوان سازوکارهای بنیادین انتقال معانی انتزاعی به قلمروهای تجربی و عینی، نقش محوری در فهم فرآیندهای معناشناسی و بازنمایی مفاهیم انتزاعی در متون ادبی ایفا می کنند. این رویکرد امکان تحلیل دقیق و ساختاریافته مولفه های معناشناسانه را فراهم ساخته و به تبیین تعامل مفاهیم ذهنی و زبان شناختی می پردازد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی استعاره های مفهومی و تصویری مفهوم غم در غزلیات ابتهاج پرداخته و از طریق تحلیل معناشناسانه و شناختی، نحوه ظهور، بازنمایی و ساختار معنایی این مفهوم را کاوش کرده است. یافته ها نشان می دهد که مفهوم غم در اشعار ابتهاج در قلمروهای متنوع هستی شناختی، ساختاری، طرح واره های تصویری و تجربی، با بار معنایی هم مثبت و هم منفی معناشناسی شده است. این مفهوم در حوزه های شناختی اشیا، جاندارمداری، طبیعت، سلامت، زمان، مکان و خوراک شکل گرفته و در طرح واره های تصویری قدرت و حرکت انعکاس یافته است. همچنین، تحلیل معناشناسانه و شناختی حاکی از آن است که مفهوم غم در غزلیات ابتهاج به صورت نظام مند و منسجم، در چارچوب قلمروهای تجربی مرتبط با آن مستقر شده و از طریق الگوهای شناختی متنوع، به شکلی ملموس و قابل درک برای مخاطب بازنمایی شده است.
۱۱۲۵.

بررسی مقولات فرهنگی درترجمه عربی داستان کوتاه جشن فرخنده جلال آل احمد براساس نظریه نیومارک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۸۹
ترجمه متونی که واژه ها، اصطلاحات عامیانه و مسائل فرهنگی، اجتماعی و... زبان مبدا را در خود جای داده است، نیازمند مطالعه فراوان وآگاهی مترجم است؛ زیرا ترجمه این متون با چالش هایی همراه است. با نقد ترجمه ها می توان برخی مشکلات ترجمه این متون را برطرف نمود. نظریه ای که در این جستار برای نقد مقولات فرهنگی در ترجمه به کارگرفته شده ، نظریه نیومارک است. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به نقد ترجمه عربی داستان کوتاه جشن فرخنده از مجموعه پنج داستان نوشته جلال آل احمد براساس نظریه نیومارک پرداخته شده است. در این ترجمه از هجده راهکار پیشنهادی نیومارک در ترجمه عناصر فرهنگی، معادل فرهنگی از بسامد بالایی برخورداراست و ازمقولات فرهنگی معرفی شده درنظریه مذکور، فرهنگ مادی، بیش ترین نمونه را درترجمه یاد شده دارد. نکته قابل ذکر این است که مترجم در ترجمه بعضی عناصر فرهنگی، گاهی به نوشتن معادل های اشتباه روی آورده است که در پژوهش پیش رو با توجه به نظریه نیومارک برای ترجمه بعضی از این عناصر، ترجمه هایی پیشنهاد شده است. نتایج با کمک جدول و نمودار نمایش داده شده است.
۱۱۲۶.

پیوندهای فرهنگ حوضه جنوبی دریاچه ارومیه و شمال بین النهرین در هزاره سوم و دوم ق.م(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۹
زمینه/ هدف: یکی از مناطق فرهنگی ایران در هزاره سوم ق.م (عصر مفرغ)، منطقه شمال غرب ایران است. پژوهش های باستان شناسی شمال غرب، نشانه هایی از تحولات فرهنگی را که در روند جابه جایی های جمعیتی به وجود آمده، مشخص نموده است. مهاجرانی که بر اثر تغییرات زیست محیطی یا افزایش جمعیت و کمبود منابع زیستی در گستره وسیع شرق باستان از شمال شرق آناتولی تا جنوب لوانت استقرار پیدا کردند. یکی از مناطق مهم جنوب دریاچه ارومیه، حوضه رودخانه زاب است که اخیرا پژوهش های باستان شناسی در آن منطقه انجام یافت. این حوضه به دلیل هم جواری با مناطق قفقاز جنوبی و شرق آناتولی و همچنین شمال بین النهرین از اهمیت بسیاری در خصوص برهمکنش های فرهنگی برخوردار است و به عنوان یک پل ارتباطی فرهنگی و یا گذرگاه جمعیتی، اهمیت فراوانی در طول تاریخ داشته است. روش/ رویکرد: این پژوهش با هدف تبیین فرهنگ های عصر مفرغ و تمایزات و تشابهات حوضه جنوب دریاچه ارومیه و شمال بین النهرین انجام شد. این نوشتار تلاش می کند به این پرسش پاسخ دهد که چگونه ارتباطات و مناسبات فرهنگی بین حوضه دریاچه ارومیه با شمال بین النهرین برقرار بوده است؟ یافته ها/ نتایج: اهمیت نویافته های باستان شناسی حاکی از این است که در حوضه جنوبی دریاچه ارومیه مناسبات فرهنگی قوی با مناطق حسنلو VII، تپه حسنعلی و تپه بروه در داخل مرزهای ایران و محوطه بزرگ کانی شایی در شمال بین النهرین برقرار بوده است. نتایج پژوهش های باستان شناسی در حوضه رودخانه زاب کوچک و در محوطه های نویافته عصر مفرغ نشان داد که پیوندهای فرهنگی حوضه دریاچه ارومیه با مناطق شمال بین النهرین برقرار است.
۱۱۲۷.

نقد فمینیستی رمان " حفله طلاق" اثر مانع المعینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۵۲
فمینیسم مجموعه ای از نظریه های اجتماعی، جنبش های سیاسی، و تفکرهای فلسفی است. که غالباً توسط زنان پا به عرصه ی جامعه نهاده است، این جنبش از اواخر قرن هجدهم میلادی به منظور از بین رفتن تبعیض های جنسیتی میان زنان و مردان شکل گرفت. نقد فمینیستی یکی از حوزه های نقد ادبی است که برپایه ی جنبش مذکور توسط ویرجینیا وولف بیان شد و به بررسی و نقد مؤلفه هایی از قبیل، مرد سالاری، طلاق، ازدواج اجباری، توهین به زنان، خشونت علیه زنان و... می پردازد. مانع المعینی یکی ازنویسندگان و تهیه کننده اماراتی است که به بیان دغدغه های جوانان و جامعه می پردازد. وی در رمان "حفله طلاق" درمورد یکی از دغدغه های جوانان سخن به میان می آورد. در این پژوهش سعی براین است که با روش توصیفی_تحلیلی و با استناد بر منابع کتابخانه ای به بررسی نقد فمینیسی و انطباق آن در جامعه و رمان مورد نظر بپردازیم. سپس به بررسی موردی رویکردهای نقد فمینیستی حاکم بر رمان حفله طلاق و تحلیل موضوعات مرتبط با فمینیسم موجود در رمان، همچنین تأثیر متقابل محیط اجتماعی بر روی افراد و افراد بر جامعه ی خود را مورد تحلیل قرارداده می شود، در رمان مذکور ریشه های فمنیسیم از قبیل مردستیزی، اشتغال زنان، مردسالاری، خشونت و مواردی دیگر از این قیبل به وضوح دیده می شود، و این که در جامعه مورد نظر فرهنگ سازی پایه ای شکل گیری نشده است، که زمینه را برای حضور زن در جایگاه مختلف آماده کند. در این اثر شروع فمینیستی شدن، موازی با رخ دادن اتفاقات تلخ در زندگی افراد است.
۱۱۲۸.

تحلیل و تعریف کنایه بر حسب خاستگاه آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۲۰
کنایه در کتب بلاغی فارسی و عربی تعاریف مختلفی دارد که موجب ابهام در تعیین مصداق آن و تعیین دقیق مرز آن با مجاز و استعاره شده است. به نظر می رسد که دلیل عمده این اختلاف تعاریف، به ماهیت کنایه بستگی دارد زیرا کنایات گونه های متنوعی دارند که در تقسیم بندی قدما بدان توجه نشده است و تقسیم کنایه به سه نوع مرسومِ کنایه از موصوف، کنایه از صفت و کنایه از نسبت، ناظر به تفاوت های بنیادی کنایات نیست. نگارنده در این مقاله بر آن است تا ضمن بررسی تعاریف گذشتگان، راهی برای تقسیم بندی دقیق تر کنایه پیدا کند که به نظر می رسد این امر با توجه به خاستگاه کنایات، نوع نشانه ای که کنایه بر آن مبتنی است و رابطه میان دال و مدلول میسر شود. از این رو کنایه را بر حسب نوع دلالتی که دارد می توان چهار گونه دانست: 1. کنایات شمایلی که در این کنایات رابطه میان دال (معنای لفظی) و مدلول (مفهوم) طبعی است؛ 2. کنایات نمایه ای که در این کنایات رابطه میان دال و مدلول، رابطه علی است و درک مدلول این کنایات مبتنی بر استدلال است؛ 3. کنایات نمادین که در این کنایات، رابطه میان دال و مدلول، وضعی است و این کنایات اغلب مبتنی بر علوم، آیین ها و رسوم، قوانین، عرف و سبک زندگی مردمان اند؛ 4. کنایات زبانی. این کنایات مبتنی بر نشانه زبانی است اما از لحاظ دلالت این نوع را می توان در ذیل کنایات نمادین (دلالت وضعی) گنجاند.
۱۱۲۹.

گاه​شماری زمستان در فرهنگ عامه قوم ترک بجنورد (مطالعه اسنادی بیست روستای ترک​نشین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۴
یکی از حوزه های مطالعه در فرهنگ و ادبیات عامه بررسی چگونگی گاه شماری در میان اقوام مختلف است، زیرا گاه شماری یکی از زیرشاخه های فرهنگ عامه محسوب می شود و از گذشته های بسیار دور در فرهنگ اندیشگانی ایرانیان باستان، «زمان» از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده تا حدی که برای «زمان» آیین شناخته شده ای به نام «زروانیت» در نظر داشته اند. ایرانیان در دوره های گوناگون سال را به شیوه های مختلفی تقسیم می کردند. یکی از این شیوه های تقسیم بندی توسط عامه مردم انجام می شد و با گاه شماری رسمی متفاوت بود. گاه شماری عامه بیشتر بر مبنای طبیعت استوار بوده است. در این گاه شماری، سال به دو فصل تابستان و زمستان تقسیم می شد و هر فصل بر مدار دو چله استوار بود؛ پس از آن، ماه های باقی مانده را به روزهای کوچک تر تقسیم می کردند. از آنجایی که گاه شماری، بخشی از فرهنگ و دانش ملت هاست که در گذر زمان با آداب و اعتقادات عامه تلفیق شده و این آداب و اعتقادات در میان اقوام هر ملت متفاوت است؛ بنابراین، در این پژوهش با روش مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه میدانی با 28 گویشور ترک که از سن بالای شصت سال برخوردارند و همچنین در روستاهای مورد پژوهش ساکن هستند و آشنایی و درک کامل تری نسبت به این شیوه از زمان سنجی (گاه شماری عامه) دارند، بخش بندی فصل زمستان را میان قوم ترک شهرستان بجنورد، مرکز استان خراسان شمالی، بررسی می کنیم تا ضمن آشنایی با گاه شماری عامیانه معمول در میان این قوم، جلوه هایی از فرهنگ و ادبیات عامه مربوط به گاه شماری زمستان در بین قوم مذکور نیز به نمایش گذاشته شود. حاصل این پژوهش نشان می دهد مناطق ترک نشین بجنورد (بیست روستای مورد پژوهش که عبارت اند از چناران شهر، اسفیدان، پیغو، صندل آباد، بازخانه، پاقلعه، اسدلی، درتوم، امام وردی، قاپاق، علی گل، گریوان ، رختیان، نیستانه، حصار، تاتار، شیخ تیمور، عرب، گلی و قره نوده) در تقسیم بندی فصل زمستان، دی و بهمن را به «چله بزرگ» چهل روزه و «چله کوچک» بیست روزه بخش می کردند و ماه اسفند را به شش بخش پنج روزه، سه قسمت ده روزه، چهار قسمت پنج روزه و یک بخش ده روزه یا دو قسمت پنج روزه و دو قسمت ده روزه تقسیم می کردند. مهم ترین بازه های این فصل با آیین های ویژه ای همچون شب چله، آتش افروزی و کوزه شکنی همراه بود. همچنین ضرب المثل، اشعار و روایاتی درمورد این تقسیم بندی شکل گرفته که در حوزه ادبیات عامه قوم ترک بجنوردی حائز اهمیت است. هر چند که گاه شماری زمستان و آیین های مربوط به آن در بین اغلب اقوام ایرانی وجود داشته و در بیشتر موارد دارای اشتراکاتی است، اما اجرای آن در میان هر قوم متفاوت بوده که درواقع از سبک زندگی و فرهنگ آن قوم ناشی می​شود.
۱۱۳۰.

بررسی انتقادی تذکره کعبه عرفان اوحدی بلیانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: عرفات العاشقین یکی از تذکره های شاعران فارسی سرا در قرن 11ق است که اوحدی بلیانی آن را بین سال های 1022-1024ق تألیف کرده، سپس بهترین سرگذشت های آن را 12 سال بعد در سال 1036ق گزینش و در کعبه عرفان تدوین کرده است که محتوای آن مشتمل بر سه رکن حنّانی، منّانی و دیّانی استوار است. از این تلخیص پیش از این دو نسخه خطی موجود بود، اما اکنون فقط یک نسخه از آن در کتابخانه جان رایلندز دانشگاه منچستر نگهداری می شود. روش پژوهش: این مقاله بر اساس منابع کتابخانه ای و الکترونیکی انجام شده و مطالب آن برگرفته از کتاب ها، نسخه های خطی و مقالات فارسی و انگلیسی است، به طوری که نخست به بررسی کتابشناسی و نسخه شناسی کعبه عرفان پرداخته و به مباحثی مثل نام، تاریخ تدوین، ساختار، انگیزه و محرکان مؤلف، محتوا و مخاطبان و دو نسخه خطی آن اشاره شده است. ضرورت تصحیح کعبه عرفان بخش پایانی مقاله است. یافته ها: اوحدی در کعبه عرفان یا شاعرانی را معرفی کرده که در عرفات العاشقین مذکور نیست، یا اطلاعات تازه ای را پس از تألیف عرفات العاشقین به سرگذشت برخی از سرایندگان کعبه عرفان افزوده است، یا در نقل برخی از مطالب عرفات العاشقین در کعبه عرفان به تردید یا یقین رسیده است، یا جملات برخی از سرگذشت ها را تغییر داده است، یا ماده تاریخ هایی را به کعبه عرفان افزوده که برای تعیین سال فوت برخی از شاعران بسیار مفید است . نتیجه گیری : لازم و ضروری است که متن کعبه عرفان تحقیق و تصحیح انتقادی شود، زیرا این تذکره از یک سو نسبت به عرفات العاشقین هویت مستقلی دارد و اوحدی برای تدوین این دو تذکره انگیزه های خاص خودش را داشته است، از دیگرسو کعبه عرفان نسبت به عرفات العاشقین چاپی هم شامل ضبط های اصحی است که برای تصحیح ضبط های مغلوط، مشکوک و افتادگی های عرفات العاشقین بسیار کارآمد است، اما مصححان به جای استفاده از آن یا از روش قیاسی یا از منابع متاخر کمک گرفته اند.
۱۱۳۱.

بررسی تطبیقی اندیشه های سعدی و فنلون درباره رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۵
مفهوم رهبری بیش از هر چیز نفوذ شخصیتی و اجتماعی یک فرد را در میان مردم به ذهن می آورد. این پژوهش به بررسی تطبیقی اندیشه های سعدی و فنلون درباره رهبری می پردازد. سعدی، در آثار خود به ویژه گلستان و بوستان، و فنلون، نویسنده فرانسوی، در تلماک، اصول مشترکی را درباره رهبری جامعه مطرح کرده اند. روش تحقیق این پژوهش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی است. یافته ها نشان می دهد که سعدی و فنلون، با وجود فاصله زمانی و جغرافیایی، در مبانی رهبری همسو هستند: هر دو رهبر را خدمتگزار مردم می دانند، عدالت را شرط حکمرانی می شمرند و بر ارتباط بدون ترس مردم با حاکم تأکید می کنند. همچنین، هر دو از جنگ طلبی و ستمگری پرهیز داده و رهبری مبتنی بر اخلاق و خرد را ترویج می کنند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که رهبری مطلوب از نگاه این دو اندیشمند، نه بر پایه زور، بلکه بر مهرورزی استوار است. این اصول می توانند الگویی مناسب برای مدیریت امروز در عرصه های سیاسی و اجتماعی باشند.
۱۱۳۲.

تبیین جایگاه زن در متون تاریخی با رویکرد شناختی (با تکیه بر چهار اثر از چهار دوره غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی و مغول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۱۵
خویش کاری زن در همه ادوار تاریخی ایران، قابل تأمل و تبیین است؛ چراکه از رهگذر میزان غیبت و حضور زن، هم جایگاه او در هر دوره تاریخی و هم نوع مواجهه جامعه مردسالار با زن را می توان تحلیل و تبیین کرد. ازاین رو، در جستار حاضر که تلاشی میان رشته ای در حوزه ادبیّات و زبان شناسی شناختی است، کوشیده ایم با روش تحلیلی–توصیفی و رویکرد استعاره مفهومی، این مهم را در چهار متن برتر تاریخی از چهار دوره غزنوی، سلجوقی، خوارزمشاهی و مغول واکاویم و نشان دهیم هر یک از این نثرهای تاریخی چهارگانه برای بازنمایی مفهوم زن و فهم فرهنگی آن مفهوم، از چه استعاره ها و چه حوزه های مبدأ برای توصیف زن بهره جسته است. درنهایت به این نتیجه رسیدیم که باورها و اندیشه های ایدئولوژیک و قدرت حاکمان در خلق این استعاره ها مؤثر است و همچنین زن در بستری از مفاهیم ابزاری معنا می یابد و با تسرّی مفاهیم ضمنی سیاست و اقتصاد و تجربه های فیزیکی در شبکه های زبانی و واژگانی، شیئیّت زن در این متون قابل مشاهده است؛ بنابراین، آنچه از این پژوهش حاصل شد، این است که مفاهیم استعاری به کار گرفته شده برای زن با صورتی که در جهان واقعی بر او دلالت می کند، متناظر است که حاکی از ارتباط تنگاتنگ جهان بینی گفتمان با استعاره هاست.
۱۱۳۳.

بررسی تطبیقی تصویر زنان و فرشتگان در نگاره های خاوران نامه ابن حسام خوسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۵
خاوران نامه یکی از شاهکارهای ادبیات فارسی ، سروده ابن حسام خوسفی بیرجندی بوده و نگاره ها و تذهیب های آن به قلم فرهاد نقاش که سرآمد نگارگران روزگار خویش، نگارگری شده است. این اثر از جهت سبک و بیان حماسی و باورمندانه برای بیان داستان هایی از مبارزات حضرت علی(ع) و یارانش در سرزمین خاوران سروده شده است. این اثر افزون بر وقایع حماسی و مقابله با دشمنان جن و انس دارای نکاتی مربوط به زندگی حضرت امام علی (ع)، در سال 1426 میلادی تألیف و به تقلید از شاهنامه فردوسی سروده شده است. تعداد نگاره های این اثر هنری ۱۲۰ تصویر است، در این مقاله تعداد 11 نگاره با حضور زنان و فرشتگان به صورت هدفمند انتخاب و مورد بررسی قرار داده شده است. پرسش این پژوهش چنین است که: تصویر بانوان و فرشته ها در نگاره های مورد نظر کتاب خاوران نامه در مقایسه با هم دارای چه کیفیاتی بصری هستند؟ روش پژوهش در این مقاله با رویکرد کیفی بوده و شیوه گردآوری داده ها و مطالب کتابخانه ای بوده و از مقالات علمی و اینترنتی بهره برده است. هدف یافتن الگوی تصویری پوشش بانوان و فرشته های تصویرشده در نگاره های خاوران نامه از منظر ساختار تصویری، برای کاوش در وضعیت زنان و نتایج فرهنگی آن است. یافته ها حاکی از آن است که تصاویر زنان در کتاب خاوران نامه بر سیاق تصویر فرشتگان مصور شده که تفاوت چندانی نمیتوان قائل بود. حتی نوع پوشش آنها تقریبا یکسان است و تنها تفاوت میان آنها وجود بال برای فرشتگان که برگرفته از مفاهیم ملکوتی و معنوی بوده و سرپوش برای زنان است.
۱۱۳۴.

فراشعر پست مدرن در شعر دهه هفتاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۰۲
فراشعر پست مدرن مشرقی ژانری ست که برای اولین بار در ایران با کتاب جنس سوم (1384) مقوله بندی و تئوریزه شد. نمونه های ارائه شده اغلب دارای ویژگی های پست مدرنیستی مانند پلی فونی، بازی زبانی، آغازهای ناگهانی و پایآنهای باز، بازی با دستور زبان در زاویه عمودنگرانه یعنی حرکتی فرارونده برای گذر از هر گونه سیستم محوری در شعر است. فراشعر پست مدرن با الهام از چگونگی نگارش فراداستان پست مدرن که مرز بین داستان و تحلیل داستان (نقد) را برداشته بود با تعمیم این فضا به هنر شعر، توسط آذرپیک ارائه شد. در این شیوه چگونگی سرایش شعر و به کارگیری امکانات و تکنیک های شعری برای خوانشگر فاش می شود که بر اساس فاصله گذاری برشتی، خودآگاهانه سرایش شعر به گونه ای اتفاق می افتد که مخاطب در چگونگی آفرینش آن مشارکت یافته و از چند و چون آن آگاه می شود. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته درصدد است تا تعریفی از فراشعر پست مدرن ارائه دهد و به معرفی فراشعر پست مدرن مشرقی بپردازد. در این راستا مشخص شد که در ایران تا پیش از مکتب اصالت کلمه تعریف مشخصی از فراشعر پست مدرن و ویژگی های آن ارائه نشده، از این رو ترجمه چند مقاله در مورد فراشعر و ارائه قسمت هایی از آن در این نوشتار راه گشا بوده است.
۱۱۳۵.

«تحلیل استعاره مفهومی جاندار و سیال انگاری ریا و سالوس با رویکرد فرهنگی در غزلیات حافظ شیرازی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۱۱
زبان وسیله ای برای برقراری ارتباط و تبادل اطلاعات است که به منظور پی بردن به افکار و آرای ذهن انسان دارای اهمیت است. با تکامل زبان و ظهور زبان شناسی، شاخه ای از آن با نام زبان شناسی شناختی شکل گرفت و در یکی از حوزه های مطالعاتی آن یعنی معنی شناسی شناختی که به بررسی ارتباط میان تجربه انسان، نظام مفاهیم و ساختار معنایی زبان می پردازد، استعاره مفهومی و طرح و اره های تصویری مطرح شد. در استعاره مفهومی که از دو حوزه مبدأ و مقصد و با تمرکز بر نگاشت ها پدیدار می گردد، نظام مفهومی ما و الگوهای استعاری سازی دارای اهمیت هستند. این الگوها که از حوزه های مختلفی چون تاریخ، اسطوره، حماسه، دین، عرفان و نظایر آن برخاسته اند و می توان تحت عنوان فرهنگ از آن ها یاد کرد، خاستگاه استعاره مفهومی به شمارمی آیند. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد فرهنگی به بررسی استعاره مفهومی جاندار و سیال انگاری ریا و سالوس در غزلیات حافظ پرداخته است. عمده ترین نتیجه آن، دست یابی به کلان استعاره «ریا، نابودگر است» بوده، زیرا حافظ ریا را با پدیده هایی مفهوم سازی کرده که بی اعتباری، بی حاصلی و نابودی را درپی دارند. استعاره پردازی ریا اغلب با طرحواره قدرتی از نوع نیروی متقابل و ایجاد و رفع مانع انجام می گیرد که به لحاظ فرهنگی، سازگار با شرایط و آداب سلوک عرفانی است. نابودگرانگاری ریا و مبارزه بی-امان حافظ برای ریشه کن کردن آن، محصولِ تجربیات فرهنگی اوست. بعضی از این تجربیات، مثل ریا به مثابه انسان سرکش، ریا به مثابه بوی بد و ریا به مثابه شراب، روایتگر تجربیات درون فرهنگی حافظ در فارس و شیراز و در سطح وسیع تر، روایتگر آرزوی روانِ جمعی ایرانیان در طول تاریخ است.
۱۱۳۶.

ابونواسِ ایرانی و شعرِ بی قافیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۵
بررسی پیوندهای میان شعر پارسی دری و شعر ایران پیش از اسلام یکی از موضوعات مهمی است که توجه برخی از پژوهش گران داخلی و خارجی را به خود جلب کرده است. پاره ای از پرسش هایی که درباره شعر ایران پیش از اسلام مطرح است در پیوند با مؤلفه های صوری و ساختاری مانند وزن و قافیه است. بعضی پژوهش ها نشان از آن دارد که شعر باستانی ایرانیان معمولاً بی قافیه بوده است. اکنون این پرسش به میان می آید که آیا دنباله این «بی قافیه» به شعر پارسی یا عربیِ پس از اسلام نیز کشیده شده است یا خیر. در این مقاله به یک نمونه شگفت انگیز شعر از ابونواس ایرانی اشاره می شود که به زبان عربی است و قافیه ندارد. این نمونه جالب در کتاب العمده فی محاسن الشعر اثرِ ابن رشیقِ قیروانی آمده است. احتمال دارد که ابونواس با توجه به اینکه ایرانی بوده است این ویژگی را از آن سنت گرفته باشد. می توان گفت که این نخستین شعرِ سپیدی (blank verse) است که در جهانِ اسلام سروده شده است.
۱۱۳۷.

ترجمه آثار فارسی به ترکی در دوره امپراتوری عثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۰۲
پیروزی سلجوقیان در نبرد ملازگرد (463ق)، مقاومت بیزانس را درهم شکست و دوره ای از مهاجرت و اسکان ترکمنان در آسیای صغیر (دیار روم) آغاز شد. استقرار تدریجی سپاهیان و گروه های مختلف مردمی، راه نفوذ زبان و فرهنگ ایرانی را به آسیای صغیر هموار کرد. گسترش مهاجرت از ماوراءالنهر، خراسان و نقاط دیگر به آسیای صغیر نیز به تنوع فرهنگی و زبانی در این سرزمین دامن زد. در دوران حکمرانی سلاجقه روم و امیرنشین ها نیز آثار متعددی به زبان فارسی تألیف شد و با تشکیل دولت عثمانی زبان فارسی همچنان اهمیت خود را حفظ کرد، چنان که آثار متعددی به این زبان نوشته شد. تقویت زبان ترکی به تدریج سبب تألیف آثار به زبان ترکی شد و ترجمه آثار فارسی به ترکی رواج و گسترش یافت. البته تقویت و تثبیت زبان ترکی در دوره عثمانی از اهمیت زبان فارسی نکاست، بلکه به ترجمه آثار فارسی به ترکی توجه بیشتری شد تا آنجا که مترجمان مختلف برخی از آثار ماندگار فارسی در ادوار گوناگون را چندین بار به زبان ترکی ترجمه کردند. در جستار حاضر ضمن اشاره به جایگاه زبان فارسی در دوره عثمانی، سیر ترجمه آثار در سه دوره مختلفِ متقدم، دوره لاله و دوره معاصر بررسی شده همچنین، چرایی رواج ترجمه آثار فارسی به زبان ترکی تبیین شده است. یافته های این پژوهش افزون بر اهمیت جایگاه زبان فارسی در دوره عثمانی، کثرت و تنوع آثار ترجمه شده به زبان ترکی را نشان می دهد و مبیّن اقبال نخبگان عثمانی به ترجمه آثار فارسی به ترکی است.
۱۱۳۸.

بررسی تطبیقی عن اصر عینی به کار رفته در س ه رمان برنده نوبل (حکایت های محله ما، تهوع و عقاید یک دلقک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۵
در ادبیات داستانی، همیشه دو بخش روایی و توصیفی با هم ارتباط مستقیمی دارند؛ در واقع هر داستان شامل بخشی مربوط به روایت حوادث و اتفاق هاست و بخش دیگر مربوط به توصیف شخصیت ها، اشیا ،مکان و.... دو رکن اصلی داستان توصیف و روایت است که مکمل هم اند. توصیف عینی انتخاب دقیق و درست از جزئیات دریافت های نویسنده از جهان پیرامون است با توجه به اهمیت توصیف در ادبیات داستانی و نیاز به دقت در توصیف این پژوهش به میزان کاربرد و چگونگی توصیف عینی در رمان های حکایت های محله ما اثر نجیب محفوظ، تهوع اثر ژان پل سارتر و عقاید یک دلقک اثر هانریش بل می-پردازد که هر سه برنده جایزه نوبل ادبی بوده اند. در پی بررسی میزان کاربرد عناصر توصیف عینی به کار رفته در سه رمان فوق، مشخص می شود که هر سه نویسنده از همه عناصر توصیف عینی استفاده کرده-اند، ولی با نسبت های متفاوت. رمان حکایت های محله ما بیشترین استفاده از عنصر حرکت داشته است که مقتضای تحرک و فضای انقلابی این رمان است. همه عناصر عینی در هر سه رمان با نسبت های متفاوت و معنادار به کار رفته است و عناصر عینی به کار رفته در هر سه رمان، صرفا معلول دو عامل مهارت و دقت نویسنده و جامعه و اقلیم محل وقوع حوادث رمان است.
۱۱۳۹.

خوانشی گریماسی از نقد زیبایی شناسی و گفتمان زیبایی شناختی «نی نامه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۱
جستار حاضر سعی دارد با تکیه بر مطالعات بین رشته ای؛ تحلیلی محتوایی از گفتمان نی نامه، هجده بیت آغازین مثنوی معنوی مولوی، انجام دهد و به بررسی این موضوع بپردازد که پندار و پدیدار چگونه با پروردن تخیل و عاطفه، تمامیت زیبایی شناسی و وجه وجودی زیبایی شناختی را در آن رقم زده است. فرضیه مقاله حاضر آن است که دو مؤلفه پندار و پدیدار در چارچوب درهم تنیده ای از شالوده شعر و عرفان، موقعیت انسان و حضور او را در درون ادبیات با ارزش و معنای جدید همراه می سازد. زیبایی شناسی با گرایش به هنر فرم و تمرکز بر مطالعات ساخت گرا، زبان شعر را فضایی تعریف شده و برنامه مدار می بیند و تحلیل محتوای آن را به کشف اقتدار زبان در تحریک پندار، ذوق و لذت محدود می کند، ولی زیبایی شناختی با گرایش به فلسفه پدیدارشناسانه به دنبال بررسی چیزی بیشتر از فرم زبان است؛ چیزی که آفرینش معنا را در حضور خواننده و تحریک تأمل و شعور او می جوید. نتیجه این پژوهش نشان می دهد پندار و پدیدار، مرز ظریفی بین زیبایی شناسی(استتیک) و زیبایی شناختی(اتیک) ایجاد می کند و نی نامه مولوی نمونه بارز متن هایی است که به دلیل گستردگی تنش ها، ادراکات عاطفی و شَوِشی با نقصان معنا روبه رو است. همین امر عاملی مهمی در فربه بودن آن از پدیدار و گرایش معنای آن به اتیک است.
۱۱۴۰.

Approches poétiques de la mort chez Charles Baudelaire et Jalâl ad-Dîn Rûmî: contraste entre angoisse existentielle et exaltation mystique(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۲۸
Cet article propose une analyse approfondie des représentations contrastées de la mort chez deux grandes figures de la poésie: Baudelaire et Mowlânâ. Bien qu’ils partagent une réflexion intense sur ce thème, leurs visions s’opposent radicalement. Baudelaire oscille entre angoisse et fascination, en revanche Rûmî conçoit la mort comme un passage spirituel vers l’union divine. En adoptant une approche comparative, cette étude explore ces perspectives divergentes en les recontextualisant dans leurs cadres culturels et philosophiques distincts. La problématique centrale interroge la manière dont leurs conceptions opposées de la mort reflètent les influences spirituelles et philosophiques propres à chacun, tout en nourrissant une réflexion universelle sur la condition humaine. Pour répondre à cette question, l’analyse porte sur des motifs spécifiques et la thématique de la mort dans un corpus de poèmes sélectionnés. Les résultats indiquent que, malgré la distance temporelle et culturelle qui les sépare, Baudelaire et Mowlânâ partagent une fascination presque identique sur la mort, tout en adoptant des approches résolument différentes.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان