نوآوریهای آموزشی

نوآوریهای آموزشی

نوآوری های آموزشی سال هجدهم زمستان 1398 شماره 72

مقالات

۱.

طراحی الگوی بهسازی دبیران دوره متوسطه بر اساس رویکرد شایستگی

تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۹
پژوهش حاضر، روش تحقیق کیفی و مبتنی بر «نظریه داده بنیاد» است. منابع اطلاعاتی پژوهش چهار گروه شامل دبیران نمونه، دانش آموزان نمونه، والدین و متخصصان تعلیم و تربیت بوده اند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند با 11 دبیر نمونه، 15 دانش آموز نمونه، 10 نفر از والدین و 8 نفر از متخصصان، مصاحبه در حد اشباع انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه سازمان یافته بوده که به منظور پی بردن به معانی و مضامین نهفته در آن، از «رهیافت استقرایی اشتراوس- کوربین» استفاده شد. داده های حاصل از مصاحبه از طریق کدگذاری احصا شدند. برای بررسی اعتبار پژوهش از روش بازبینی اعضا، و برای افزایش پایایی از روش های اجرای فرایند نظام مند ثبت، ضبط و نوشتن داده ها در تمامی مصاحبه ها، استفاده شد. بر اساس یافته های پژوهش، ابعاد و مؤلفه های الگوی بهسازی دبیران دوره متوسطه؛ شامل شش بعد به این شرح اند: روان شناختی (مؤلفه های س، مهارت تعامل بهینه و مدیریت مؤثر محیط جمعی)؛ ارتباط بین فردی و جمعی (مؤلفه های ارتباط مؤثر با دانش آموز، ارتباط مؤثر با والدین، ارتباط مؤثر با همکاران و ارتباط مؤثر اجتماعی)، پداگوژیکی (مؤلفه های مدیریت مؤثر یادگیری، تدریس اثربخش، مدیریت مؤثر کلاس درس و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی اثربخش)، پژوهشی (مؤلفه های منبع پژوهی و پژوهش گری)، بازسازی مداوم فردی (مؤلفه های یادگیری مستمر و کفایت سازمانی) و ارزش مداری (مؤلفه های اخلاق مداری، روحیه جهادی، شهروندمداری و الگوی عملی بودن).
۲.

ارائه چارچوب مفهومی برای طراحی فضای فیزیکی مدرسه های ابتدایی بر مبنای نظریه یادگیری مشارکتی ویگوتسکی

تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۳۲۰
هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوب مفهومی برای طراحی فضای فیزیکی مدرسه های ابتدایی بر مبنای «نظریه یادگیری مشارکتی ویگوتسکی» است. رویکرد تحقیقی «روش پژوهش اسنادی» است و برای انجام آن از «تکنیک تحلیل محتوا» استفاده شد. قلمرو موردمطالعه این پژوهش اسناد و مدارک معتبر علمی، استانداردها و گزارش های بین المللی در طراحی مدرسه و نمونه های موردی مدرسه های طراحی شده بر مبنای رویکرد سازنده گرایی اجتماعی است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. بنا بر یافته های پژوهش، مهم ترین مؤلفه های یادگیری مشارکتی عبارت اند از: ساختن دانش، نقش فعال یادگیرنده، تسهیل یادگیری، تنوع مواد و منابع یادگیری، زمینه و تعامل محوری که در ابعاد فضایی (رنگ، محوطه سازی و انعطاف پذیری)، روان شناختی (مناطق اجتماعی غیررسمی)، فیزیولوژی (دما، تهویه، نور و سروصدا) و رفتاری (پیکربندی U شکل، میزهای گرد، فضاهای بازی، فضاهای شخصی، فضای عمومی یادگیری (خیابان یادگیری)) می تواند بازنمایی مطلوبی از فضای فیزیکی مدرسه های ابتدایی ارائه دهد. همچنین نتایج نشان دادند که ایجاد محیط یادگیری مشارکتی در ابعاد ساخت دانش، تعامل، تنوع در منابع و مواد آموزشی، تسهیل یادگیری و نقش فعال یادگیرنده، نیازمند طراحی فضای فیزیکی با در نظر گرفتن تنوع رنگی، انعطاف پذیری در طراحی فضا و محوطه سازی و نیز ایجاد مناطق اجتماعی غیررسمی است. علاوه بر این، توجه به ویژگی های فیزیولوژی فضا موجب تأثیر بر سرعت یادگیری، کیفیت تدریس، ارتقای رفتار اجتماعی دانش آموزان، تسهیل در دستیابی به هدف های آموزشی، دسترسی به تجهیزات و تسهیلات متنوع یادگیری و ایجاد فضای یادگیری مشارکت محور می شود.
۳.

بررسی تأثیر برنامه فلسفه برای کودکان بر افزایش مهارت های شناختی دانش آموزان با استفاده از مؤلفه های تربیت اقتصادی سند تحول آموزش وپرورش

تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۳۷۶
این پژوهش از نوع آمیخته به شیوه کاربردی و روش نیمه آزمایشی است و با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان های شهر «بهنمیر» بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، 60 نفر در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در این پژوهش، به دلیل نبود پرسش نامه استاندارد، از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد و روایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 808/0 به دست آمد. آموزش طی 10 جلسه 70 دقیقه ای با استفاده از داستان های کهن فارسی انجام گرفت و نتایج آن با پیش آزمون مقایسه شد. در بخش کیفی، از مصاحبه نیمه سازمان یافته استفاده و با 20 نفر از گروه آزمایش مصاحبه شد. داده های کمی پژوهش با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و استنباطی تجزیه وتحلیل شدند. در بخش کمّی، پس از نمره گذاری دانش آموزان در پیش آزمون و پس آزمون، با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون کلموگروف-اسمیرنوف و آزمون F برای دو گروه مستقل و تحلیل کوواریانس) داده های گردآوری شده تجزیه وتحلیل شدند. در بخش دوم، برای تفسیر یافته های حاصل از مصاحبه، از «روش تحلیل محتوای کیفی میرینگ (به شیوه مقوله بندی قیاسی)» استفاده شد. نتایج در دو بخش کمی و کیفی نشان دادند استفاده از برنامه فلسفه برای کودکان در رشد مهارت های شناختی دانش آموزان در مؤلفه های تربیت اقتصادی تأثیر مثبت دارد و این برنامه باعث افزایش مهارت های شناختی دانش آموزان شده است.
۴.

اولویت بندی موانع مشارکت های فرابخشی در ورزش دانش آموزی با استفاده از مدل ساختاری تفسیری

تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۲۰۰
مشارکت نوعی پیوند چندسویه، سازنده و سودمند میان افراد است که در آن به اصل برابری انسان ها توجه می شود. مشارکت در عرصه های گوناگون، به ویژه در آموزش وپرورش، دارای اهمیت و ضرورت فراوانی است. به گونه ای که محور اصلی توسعه هر کشوری مشارکت در آموزش وپرورش است. بر اساس تحقیقات موجود، مشارکت فرابخشی در ورزش دانش آموزی با وجود فواید و ضرورت فراوان، وضعیت رضایت بخشی ندارد و با موانع متعددی روبروست. از این رو پژوهش حاضر با هدف اولویت بندی موانع مشارکت های فرابخشی در ورزش دانش آموزی، با استفاده از «روش کیفی دلفی و غربال گری فازی» و «روش کمّی مدل سازی ساختاری تفسیری» انجام شد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی، و از نظر گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی است. برای انجام پژوهش ابتدا با استفاده از روش کیفی دلفی فهرستی از موانع مشارکت فرابخشی (14 مقوله) در ورزش دانش آموزی از طریق تحلیل محتوای ادبیات موجود و 15 مصاحبه انجام شده با خبرگان استخراج شد و با استفاده از روش غربال گری فازی موانع مورد تأیید خبرگان مشخص شدند (12 مقوله). سپس با استفاده از روش کمّی مدل سازی ساختاری- تفسیری، روابط بین موانع مشارکت تعیین و به صورت یکپارچه تحلیل شدند. در نهایت به منظور خوشه بندی موانع از «روش MICMAC» استفاده شد. نتایج نشان دادند که اسناد «بالادستی» و «ناآگاهی» با میزان قدرت نفوذ 12 و قدرت وابستگی 6، از تأثیرگذارترین موانع مشارکت های فرابخشی در ورزش دانش آموزی به حساب می آیند. بنابراین با اصلاح اسناد بالادستی و افزایش سطح آگاهی جامعه، با استفاده از ظرفیت رسانه، روحانیون و افراد مشهور و معتمد محل می توان بسیاری از موانع مشارکت را برطرف کرد.
۵.

تحلیلی بر جایگاه عادت و عاملیت در پرورش انسان: ژرف اندیشی در آرای تربیتی

تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف پژوهش حاضر شناسایی جایگاه «عادت» و «عاملیت» در پرورش انسان است. روش پژوهش، «تحلیل مفهومی» است که ناظر بر فراهم آوردن تبیین روشن از معنای یک مفهوم به واسطه توضیح دقیق ارتباطات آن با سایر مفاهیم است. عادت حالتی است در وجود انسان که در اثر کنش های تکراری پدید می آید و به تدریج دشواری انجام آن کنش را آسان می کند. عاملیت نیز بر مفاهیمی نظیر آزادی عمل، مسئولیت پذیری و پاسخ گویی در بروز یک کنش استوار است و از مبادی میلی، معرفتی و ارادی در وجود انسان نشئت می گیرد. مهم ترین یافته های این پژوهش عبارت اند از: ضرورت پرورش عاملیت در فرایند تربیت و عقب راندن موقت آن؛ رفع مسئولیت متربی هنگام سلب عاملیت؛ نفی مطلق انگاری در پرورش عاملیت به دلیل امکان خطا در مبادی عمل؛ وابستگی خودکنترلی در عاملیت به بلوغ ایمانی و معرفت ارزشی عامل؛ ارزش مضاعف عادت های هوشیار به سبب شکل گیری در بستر عاملیت؛ ارزشمندی عادت های ناهوشیار هنگام ضعف عاملیت؛ نقش مؤثر عادت های ناهوشیار در تقویت مبادی عمل، محدودیت عادت های هوشیار در وابستگی به مبادی عمل؛ جلوگیری از زوال عادت ها از طریق ایجاد پیوند با محرک های ارزشی و عاطفی. نتیجه این پژوهش نشان داد که عادت های هوشیار، در بستر عاملیت شکل می گیرند و با آن معارض نیستند. این عادت ها در جایگاه غایت مطلوب، با پرورش عاملیت در تعارض اند و در مقام تسهیل کننده، مکمل رشد عاملیت هستند. همچنین در منظومه تربیتی، پرورش «عاملیت» و «عادت های هوشیار» در جایگاه «اهداف واسطی» و پرورش «عادت های ناهوشیار» در جایگاه «اهداف ابزاری» قرار دارند.
۶.

منشأ خطاهای دانش آموزان در حل مسائل مربوط به سواد ریاضی

تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۲۵۳
هدف پژوهش حاضر، شناسایی خطاهای دانش آموزان در حل مسائل مربوط به سواد ریاضی بر مبنای «مطالعات پیزا» بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پژوهشی «مصاحبه مبتنی بر تکلیف» انجام شد. مشارکت کنندگان در این پژوهش، 9 دانش آموز پایه دهم در ابتدای سال تحصیلی 98-1397 بودند که داوطلبانه تمایل به همکاری داشتند. داده های این مطالعه از طریق مصاحبه با مشارکت کنندگان بر مبنای چهار تکلیف انتخاب شده از آزمون سواد ریاضیِ محسن پور و همکارانش (1394) گردآوری شد. پس از انجام مصاحبه ها و پیاده سازی آن ها، تجزیه وتحلیل داده ها با کاهش نظام وارشان در چند مرحله بر اساس «معناداری» و «عدم معناداری» پاسخ ها انجام شد. یافته های این پژوهش، خطاهای حل مسئله شرکت کنندگان بودند، که شامل این موارد می شدند: 1. بی دقتی در خواندن صورت سؤال؛ 2. غلبه قالب های ذهنی قبلی بر فرایند خواندن سؤال؛ 3. ناتوانی در ارائه مدل ریاضی بر اساس مدل زندگی واقعی؛ 4. ناتوانی در شناخت ویژگی های شکل های هندسی؛ 5. درک نکردن معنای ریاضیِ واژه هایی که در زبان محاوره ای استفاده می شوند؛ 6. اشتباه در درک مفهوم محیط و مساحت؛ 7. بی توجهی به مفهوم واحدهای اندازه گیری و تبدیل واحدها، 8. ناتوانی در تفسیر عددهای ریاضی در دنیای واقعی؛ 9. دشواری در کار کردن با عددهای اعشاری. یافته های مزبور پژوهشگران را به این نتیجه گیری رساند که ریشه این 9 دسته خطای مذکور، توجه کمتر به یادگیری مفهومی و تأکید بیشتر بر یادگیری طوطی وار، ندادن فرصت حدس و آزمایش به عنوان یکی از راهبردهای مفید حل مسئله و استفاده صوری و غیرواقعی از مسائل کاربردی ریاضی در برنامه و کلاس های درس ریاضی است.
۷.

اثر بخشی بسته آموزشی خود تنظیمی فراشناختی بر مؤلفه های اهمالکاری تحصیلی (با نقش تعدیلی خودپنداره تحصیلی)

تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش خودتنظیمی فراشناختی بر مؤلفه های اهمالکاری تحصیلی با نقش تعدیلی خودپنداره تحصیلی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تبریز انجام گرفت. از طرح پژوهشی نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد که با استفاده از روش خوشه ای چندمرحله ای، بعد از غربالگری دانش آموزان دارای خودپندار ه بالا و پایین، تعداد 60 نفر گزینش و از طریق روش تصادفی به چهار گروه 15 نفری در دو گروه آزمایش و دو گروه کنترل گمارده شدند. برای جمع آوری اطلاعات از «پرسش نامه های تعلل ورزی تحصیلی سولومون و راثبلوم» (1984) و «پرسش نامه خودپنداره تحصیلی لیو و وانگ (2005) استفاده شد. در نگاه کلی نتایج حاصل از «تحلیل کوواریانس عاملی چندمتغیره» نشان داد که آموزش خودتنظیمی فراشناختی موجب کاهش مؤلفه های اهمال کاری تحصیلی شده است. همچنین خودپنداره تحصیلی نقش تعدیل کننده ای در رابطه بین خودتنظیمی فراشناختی با اهمال کاری تحصیلی دارد (p≤ 0/01). این پژوهش، اهمیت استفاده از خودتنظیمی فراشناختی و در نظر گرفتن خودپنداره تحصیلی دانش آموزان را به عنوان منابع اساسی و مداخله گر مهم در فراهم کردن زمینه آموزش مؤثر و بهبود مؤلفه های اهمال کاری تحصیلی برای دانش آموزان آشکار ساخت؛ بنابراین با به کارگیری و آموزش خودتنظیمی فراشناختی و همچنین توجه به نقش تعدیلی خودپنداره تحصیلی می توان اهمال کاری تحصیلی دانش آموزان را کاهش داد.  

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۷۷