نوآوریهای آموزشی

نوآوریهای آموزشی

نوآوری های آموزشی سال یازدهم بهار 1391 شماره 41 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

نقش خودکارآمدی، ارزشِ تکلیف، اهداف پیشرفت و درگیری شناختی در پیشرفت ریاضی: آزمون مدل علیّ(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۷۵
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر متغیرهای خودکارآمدی، ارزشِ تکلیف، اهداف تبحری، رویکرد- عملکرد، اجتناب- عملکرد و درگیری شناختی بر پیشرفت ریاضی به «روش تحلیل مسیر» بود. 280 نفر از دانش آموزان سال سوم رشته ریاضی شهر مهاباد در این پژوهش شرکت کردند. آنان پرسش نامه خودکارآمدی ریاضی میدلتن و میگلی (1997)، مقیاس اهداف پیشرفت میگلی و همکاران (2000)، خرده مقیاس ارزش تکلیف پینتریچ و همکاران (1991) و خرده مقیاس راهبرد یادگیری عمیق و سطحی کمبر و همکاران (2004) را تکمیل کردند. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که متغیرهای برون زای خودکارآمدی و ارزش تکلیف اثر مستقیم مثبت و معناداری بر پیشرفت ریاضی دارند. اثر مستقیم خودکارآمدی بر هر یک از اهداف تبحری، رویکرد- عملکرد، اجتناب- عملکرد و درگیری شناختی عمیقاً معنادار بود. ارزش تکلیف با واسطه اهداف تبحری و درگیری شناختی عمیق، اثر غیر مستقیم معناداری بر پیشرفت ریاضی دارد، ولی اثرغیر مستقیم خودکارآمدی بر پیشرفت ریاضی معنادار نبود. اهداف تبحری با واسطه درگیری شناختی عمیق و سطحی اثرغیر مستقیم مثبت و معنادار بر پیشرفت ریاضی دارد، و اهداف رویکرد- عملکرد و اجتناب- عملکرد از طریق درگیری شناختی سطحی به صورت غیر مستقیم و منفی بر پیشرفت ریاضی اثر دارند. اثر مستقیم درگیری شناختی عمیق بر پیشرفت ریاضی معنادار نبود، اما درگیری شناختی سطحی اثر مستقیم منفی و معنادار بر پیشرفت ریاضی داشت. 
۲.

تاثیر گذاری آموزش به روشِ تقسیم بندی دانش آموزان به گروه های پیشرفت (STAD) بر شاخص های شناختی، فراشناختی و عاطفی، در یادگیری درس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۱۳۹
یادگیری مشارکتی یکی از گسترده ترین حوزه های نظری، پژوهشی و اجرایی ثمربخش در تعلیم و تربیت است. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر گذاری یکی از شیوه های یادگیری مشارکتی، به نام روش تقسیم بندی دانش آموزان به گروه های پیشرفت (STAD)1، بر شاخص های شناختی، فراشناختی و عاطفی در یادگیری درس ریاضی در دوره راهنمایی تحصیلی انجام شد. نمونه آماری پژوهش313 نفر از دانش آموزان پایه سوم راهنمایی شهر تبریز بودند. در این پژوهش از یک طرح نیمه آزمایشی درون گروهی و بین گروهی با پیش آزمون و پس آزمون و با گروه کنترل استفاده شد و روش یادگیری مشارکتی به شیوه تقسیم بندی به گروه های پیشرفت در طول 6 هفته بر روی آزمودنی های گروه آزمایشی اجرا شد. در این پژوهش از سه ابزار: 1: آزمون پیشرفت تحصیلی ریاضی برای سنجش پیشرفت تحصیلی ریاضی، 2: پرسش نامه تجدید نظر شده سنجش نگرش نسبت به مدرسه برای سنجش بازده های عاطفی و 3: پرسش نامه دانش و راهبردهای شناختی- فراشناختی برای سنجش میزان تغییر در دانش و راهبردهای فراشناختی ورودی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش به روش STAD در مقایسه با آموزش مرسوم تاثیر بیشتری بر نمرات پیشرفت تحصیلی و بخشی از شاخص های عاطفه تحصیلی دانش آموزان دارد. امّا این تأثیر در بازده های فراشناختی مشاهده نشد. با توجه به یافته های این پژوهش و نیز مرور مبانی نظری و تجربی حوزه یادگیری مشارکتی می توان نتیجه گرفت که کاربست این شیوه می تواند بر رشد مهارت های شناختی، عاطفی تحصیلی و زبانی کودکان نسبت به شیوه های آموزش انفرادی تأثیرگذار باشد.
۳.

تیپ های انگیزش یادگیری دانش آموزان دبیرستانی شهرتبریز: تحلیل مبتنی بر شخص(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۶
این پژوهش نیمرخ های انگیزشی دانش آموزان و تفاوت گروه های مختلف را از نظر توانایی های فراشناختی مورد مطالعه قرار داد. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان شهر تبریز بودند. پرسشنامه های مقیاس انگیزش تحصیلی و ادراک دانش آموزان از شایستگی فراشناختی خود به منظور جمع آوری اطلاعات استفاده شد. نتایج پژوهش چهار گروه از دانش آموزان: (الف) دارای جهت گیری بی انگیزشی (ب) جهت گیری های بیرونی(تنظیم بیرونی ، درون فکنی شده و همانندسازی شده) متوسط و جهت گیری بی انگیزشی (ج) جهت گیری انگیزشی درونی و  بیرونی(تنظیم بیرونی، درون فکنی شده و همانندسازی شده) بالا (د) دارای جهت گیری انگیزش درونی بالاتر را شناسایی کرد. نتایج دیگر پژوهش نشان داد که دانش آموزان خوشه «انگیزش درونی» و همچنین دانش آموزان خوشه « انگیزش درونی و بیرونی» از لحاظ توانایی فراشناختی با دو گروه دانش آموزان «بی انگیزه» و گروه «بی انگیزه و انگیزش بیرونی متوسط» تفاوت معنی داری دارند. نتایج این پژوهش نه تنها موجب فراهم آوردن اطلاعات در زمینه تفاوت های فردی دانش آموزان از لحاظ انگیزشی می شود بلکه به ما کمک می کند تا به رابطه بین پیامدهای آموزشی مختلف و نوع نیمرخ انگیزشی دانش آموزان پی ببریم.   
۴.

رابطه میان ادراک معلمان از فرهنگ مدرسه با میزان سازگاری نوآورانه آنان در به کار گیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند یاددهی – یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۲۱۵
هدف کلی از انجام این پژوهش بررسی رابطه ادراک معلمان از فرهنگ مدرسه با  میزان سازگاری نوآورانه آنان در یادگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات و تدریس از طریق اینترنت به عنوان یک نوآوری برای استفاده در فرآیند یاددهی- یادگیری است. روش پژوهش در این مقاله، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه مورد بررسی شامل کلیه معلمان مدارس راهنمایی دخترانه و پسرانه نواحی 1و 3 شهر شیراز و مناطق محروم گله دار و دشمن زیاری بود که از طریق نمونه گیری طبقه ای 211 نفر انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل مقیاس فرهنگ مدرسه فیلیپس جی  (1993) و سازگاری نوآورانه با اینترنت که منطبق بر نظریه سازگاری نوآورانه راجرز توسط رید بال  (2005) ساخته شده است که پس از محاسبه روایی و پایایی این دو ابزار ، بین افراد نمونه توزیع شده و سپس با روش های آماری  توصیفی میانگین و انحراف استاندارد و روش استنباطی رگرسیون چند گانه مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که: 1- هم در معلمان مرد و هم معلمان زن، دو بعد فرایند و ارتباط فرهنگ مدرسه، پیش بینی کننده معنادار سازگاری نوآوری آنان برای یادگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات است. 2- در معلمان مرد، بعد فرایند و در معلمان زن، بعد فرایند و ارتباط فرهنگ مدرسه، پیش بینی کننده معنادار سازگاری نوآورانه آنان برای تدریس از طریق اینترنت می باشد. 4- هم در معلمان رشته های علوم انسانی و هم معلمان علوم پایه، دو بعد فرایند و ارتباط فرهنگ مدرسه، پیش بینی کننده معنادار سازگاری نوآورانه آنان برای یادگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات و سازگاری نوآورانه آنان برای تدریس از طریق اینترنت می باشد. براساس نتایج می توان دریافت که معلمانی که فرهنگ مدرسه خود را از نظر بعد فرایندی قوی می دانند و یک شبکه ارتباطی قوی برای آشنایی آنان با نوآوری و تصمیم گیری مناسب و به موقع آن ها ایجاد شده است، سازگاری بالایی در تمایل به یادگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات و همچنین تدریس با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات دارند. بنابراین برای مدیریت صحیح نوآوری، ایجاد سازگاری نوآورانه و حرکت در راستای اهداف سازمان، هدایت فرایند های فرهنگ مدرسه و ایجاد شبکه های ارتباطی پویا، بسیار حایز اهمیت می باشد.  
۵.

شاخص های آموزش گوش دادن در دوره ابتدایی؛ شواهدی از برنامه درسی زبان ملّی چند کشور پیشرو در زبان آموزی و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۵
معمولاً «گوش دادن» را با «شنیدن» یکی می دانند، درحالی که «گوش دادن» با «شنیدن» فرق دارد. گوش دادن یک مهارت و شامل شنیدن و درک مطلبی است که به صورت شفاهی بیان می شود و نیازمند آموزش است، اما شنیدن مهارت نیست بلکه یک موهبت زیست شناختی است که نیازی به آموزش رسمی ندارد، و خود به خود حاصل می شود. هدف تحقیق حاضر تدوین شاخص های آموزش مهارت گوش دادن در برنامه درسی زبان ملّی برای دوره ابتدایی و سپس تبیین نقاط قوت و ضعف راهنمای برنامه درسی زبان فارسی برای دوره ابتدایی ایران (ویراست 1388) به لحاظ شاخص های مورد نظر بود. برای نیل به این هدف، محتوای برنامه های درسی زبان ملّی آمریکا (ایالت نیوجرسی، 2004)، انگلستان (2007)، سنگاپور (2006) و نیز راهنمای برنامه درسی زبان فارسی برای دوره ابتدایی(ویراست 1388) به شیوه کیفی تحلیل شدند. پژوهش نشان داد که در چارچوب برنامه درسی زبان فارسی مهارت گوش دادن امری دانسته شده فرض شده است چرا که تعریف مشخصی برای آن مطرح نشده و خرده مهارت های آن نیز معرفی نشده اند. این موضوع باعث شده است که هدف های آموزش آن نیز به صورت کلّی و مبهم ارائه شوند. از طرفی، در چارچوب این برنامه درسی، آموزش مهارت گوش دادن به صورتی متناسب با بافت موقعیت، انتقادی و با کمک فنّاوری اطلاعات و ارتباطات برنامه ریزی نشده است.
۶.

هرمنوتیک فلسفی و برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۳۴
هرمنوتیک رشته ای نو ظهور در حوزه تفکّر مغرب زمین است که پیشینه آن به نهضت اصلاح دینی و عصر روشنگری باز می گردد. این شاخه در دهه های اخیر رونق یافته است و در کنار معرفت شناسی، فلسفه تحلیلی و زیبایی شناسی، شأن فلسفی ویژه ای احراز کرده است. به گونه ای که می توان ادّعا کرد از دهه هفتم قرن بیستم، هرمنوتیک به وجهه غالب تفکّر فلسفی معاصر غربی تبدیل گشته و بر دیگر گرایش های نظری تفوّق یافته است. آنچه که در مورد هرمنوتیک قابل توجّه است، گستره مباحث و تلقّی های متنّوع و گسترده از آن است. این علم که ابتدا تنها به عنوان روشی برای تفسیر کتب مقّدس مورد استفاده قرار می گرفت در قرن نوزدهم توسط دیلتای به عنوان «روش شناسی خاصّ علوم انسانی» در جهت ارتقای اعتبار و ارزش این علوم و همطراز کردن آنها با علوم تجربی معرّفی شد. امّا از اوایل قرن بیستم هرمنوتیک با تلاش های مارتین هایدگر تا حدّ یک مکتب فلسفی ارتقا پیدا کرد؛ مکتبی که بر خلاف  گذشته تنها به مقوله فهم متن و روش شناسی خاصّ علوم انسانی محدود نشده و مطلقِ فهم را در دستور کار خویش قرار داده است. ورود هرمنوتیک به عرصه برنامه درسی با تلاش های نظریه پردازان نو مفهوم گرایی چون پاینار، رینولدز، اسلتری و... امکان پذیر گشته است. اگر چه مدّت زمان زیادی از ورود این مکتب فلسفی به حوزه برنامه درسی نمی گذرد، امّا در همین مدّت کوتاه نیز حیطه های مختلفی چون نظریه پردازی برنامه درسی، پژوهش در برنامه درسی و برنامه ریزی درسی تا حد زیادی تحت تأثیر آموزه های هرمنوتیکی قرار گرفته اند. این مقاله در صدد است با مروری اجمالی بر تاریخچه و ریشه کلمه هرمنوتیک، شرایط برنامه درسی را از حیث نظریه پردازی، پژوهش و برنامه ریزی در حیطه هرمنوتیک فلسفی، با تأکید بر دیدگاه های هایدگر و گادامر، مورد بررسی قرار دهد. نتیجه این بررسی نشان می دهد که تحت تأثیر این مکتب فلسفی، نظریه پردازی، پژوهش و برنامه ریزی برنامه درسی ماهیّتی تکثّر گرا، دیالکتیکی و بافت محور خواهد داشت.
۷.

بررسی آموزش سواد رسانه ای در کشورهای کانادا و ژاپن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۷۸ تعداد دانلود : ۲۴۲
از ضرورت های عصر اطلاعات، که قرن بیست ویکم را نیز شامل می شود، نیاز به آموزش و پرورش بویژه سواد رسانه ای است. با توجه به اهمیت این موضوع، در مقاله حاضر پژوهش و بررسی آموزش سواد رسانه ای در دو کشور کانادا و ژاپن را، که از پیشگامان این حوزه در دنیا محسوب می گردند، انتخاب کرده و با روش اسنادی و توصیفی به بررسی آن پرداخته ایم.  با توجه به مطالعات انجام شده، آموزش سواد رسانه ای در کانادا بر مبنای استانداردهایی یکسان ، معین و یکپارچه انجام نمی شود بلکه متناسب با مقتضیات زمانی و مکانی هر ایالت و همچنین شرایط خاص دانش آموزان این آموزش صورت می گیرد. اما در کشور ژاپن آموزش سواد رسانه ای اولین بار از سوی وزارت پست و مخابرات این کشور مطرح شده و همین وزارت متولی این آموزش است؛ و به همین دلیل ژاپنی ها بیش از آن که بر سواد رسانه ای تأکید داشته باشند بر سواد اطلاعاتی تاکید دارند. بر همین مبنا در ژاپن ، سواد اطلاعاتی به عنوان یک واحد درسی اختیاری در مدارس سراسر این کشور با رویکرد آموزش مهارت استفاده از کامپیوتر و استفاده مؤثر از اطلاعات تدریس می شود. ثمره این آموزش در دو کشور کانادا و ژاپن منجر به این شده که دانش آموزان این دو کشور، نسبت به دیگر کشورها، تسلط و درک بیشتری نسبت به خروجی رسانه ها پیدا کرده اند .آنها به خوبی می دانند از رسانه ها چه می خواهند و لذا به طور فعالانه به تحلیل و ارزیابی نقّادانه محتوای رسانه ای می پردازند تا معنای پیام هایی را که با آنها مواجه می شوند درک نمایند.  کلیدواژه ها: ، ، ، ،   

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۷۷