نوآوریهای آموزشی

نوآوریهای آموزشی

نوآوری های آموزشی سال دهم تابستان 1390 شماره 38 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

معرفی و اعتباربخشی آزمون های مبتنی بر نقشه مفهومی در ارزشیابی عملکرد تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۶
استفاده از نقشه های مفهومی به عنوان ابزارهای ارزشیابی تحصیلی چندین دهه است که در کانون توجه محققان و مربیان قرار دارد. هدف از تدوین این مقاله معرفی و اعتباربخشی شیوه های استفاده از نقشه مفهومی به عنوان ابزارهای ارزشیابی تحصیلی است. به طور مشخص در اینجا شیوه های ترسیم و تکمیل (آزاد و هدایت شده) نقشه مفهومی معرفی می شود و این نقشه ها از لحاظ شاخص های رواییِ محتوایی، رواییِ ملاکی، رواییِ افتراقی و پایاییِ نمره گذاران مورد بررسی قرار می گیرد. نمونه آماری پژوهش 221 نفر از دانش آموزان سال دوم متوسطه رشته علوم تجربی شهر تبریز در سال تحصیلی 88-1387 بودند که در هشت کلاس حضور داشتند. یافته های پژوهش حاضر به طور کلی نشان داد که آزمون های مبتنی بر نقشه مفهومی از روایی محتوایی بالایی برخوردارند. همچنین این آزمون ها دارای مقادیر متفاوت همبستگی (با مقدار متوسط 50/0) با یک آزمون چهارگزینه ای بودند. همه آزمون های نقشه مفهومی به خوبی از عهده تشخیص تفاوت بین نمرات دو گروه تحصیلی بالا و پائین برآمدند. همچنین نتایج نشان داد که ضریب توافق نمره گذاران آزمون های نقشه مفهومی در حد بالایی است. با مقایسه چهار شیوه آزمون مشخص شد که روش تکمیل هدایت شده در روایی محتوایی و پایایی نمره گذاران نسبت به دیگر روش ها بهتر است و شیوه ترسیم آزاد در روایی ملاکی و روایی افتراقی، نسبت به دیگر شیوه های آزمون نقشه مفهومی، دارای شاخص های بالاتری است.   
۲.

تأثیر آموزش تجسم محور بر عملکرد حل مسئله ریاضی دانش آموزان سال سوم راهنمایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۲۹۰
پژوهش حاضر با هدف شناسایی تأثیر آموزش با محوریت تجسم، بر نگرش دانش آموزان (سال سوم راهنمایی) نسبت به ریاضیات، و نیز عملکرد حل مسئله آنها، به ویژه در حل مسئله های مربوط به تعمیم الگوهای شکلی در جبر» صورت گرفته است. بدین منظور در مرحله نخست، به عنوان یک هدف پایه، چارچوبی برای آموزش، تجسم محور و آموزش، بدون تأکید بر تجسم، بر اساس یافته های پژوهشی و بر پایه کار میدانی طراحی و تولید شد. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری تصادفی استفاده شد و از این طریق یک مدرسه و دو کلاس 30 نفره از آن به عنوان گروه آزمایش و گروه کنترل، انتخاب گردید. در این پژوهش «رویکرد آموزش با محوریت تجسم و آموزش بدون تأکید بر تجسم» به عنوان متغیرها ی مستقل، و «عملکرد حل مسئله و نگرش دانش آموزان» به عنوان متغیر های وابسته در نظر گرفته شده اند. هر یک از گروه های آزمایش و کنترل به مدت 15 هفته (هر هفته دوجلسه و هر جلسه 90 دقیقه) تحت تأثیر متغیر های مستقل قرار گرفتند.  در این پژوهش سه فرضیه مورد آزمون قرار گرفته اند، که شاخص عملکرد هر سه فرضیه تفاوت نمرات پیش آزمون و پس آزمون و مقایسه گروه ها ی مورد مطالعه است. پس از جمع آوری اطلاعات جهت آزمودن فرضیه ها از آزمون T گروه های مستقل استفاده شده است. برای معنادار بودن تفاوت میانگین نمرات دانش آموزان دو گروه و نیز برای بررسی تجانس واریانس ها از آزمون F (لوین) استفاده شد. یکسان بودن عملکرد حل مسئله دانش آموزان در پیش آزمون، با استفاده از آزمون کلموگروف اسمیرنوف نشان داده شده است. تجزیه و تحلیل نتایج نشان می دهد که تدریس تجسم محور، در نگرش دانش آموزان نسبت به ریاضیات تأثیر مثبت چشمگیری خواهد گذاشت، اما تنها تکیه بر تفکر تجسمی باعث تحول در عملکرد «حل مسئله» ریاضی به ویژه در مسئله های غیر هندسی، مانند تعمیم الگوهای شکلی،  نخواهد شد. از طرف دیگر دانش آموزانی که به روش  تجسم محور آموزش دیده اند بهتر می توانند روابط بین اجزای موجود در جمله عمومی دنباله ها را درک کنند. 
۳.

ارتباط میان تصویر بدن، میزان سازگاری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۷۰
طی چند دهه اخیر، مطالعه در زمینه تصویر بدن پیوسته رشد یافته است و پژوهش های انجام شده که در آنها محققان به بررسی تأثیرات تصویر بدن بر کنش های روانی اجتماعی پرداخته اند. پژوهش حاضر نیز با هدف بررسی رابطه تصویر بدن، میزان سازگاری و پیشرفت تحصیلی انجام شده است. نمونه پژوهش شامل 400 دانش آموز دختر و پسر دوره متوسطه بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات، از دو پرسش نامه خودتوصیف گریِ جسمانی و سازگاری بل استفاده گردید. همچنین از میانگین نمرات درسی دانش آموزان به عنوان شاخص ارزیابی پیشرفت تحصیلی استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، شاخص های آمار توصیفی و استنباطی به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که بین تصویر بدن و سازگاری ارتباط معناداری وجود دارد، در حالی که بین تصویر بدن و پیشرفت تحصیلی ارتباط معناداری مشاهده نشد. همچنین نتایج بیانگر این بود که بین تصویر بدن دانش آموزان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود دارد، در حالی که در میزان سازگاری دانش آموزان دختر و پسر تفاوت معناداری مشاهده نشد. در مجموع یافته ها مؤید آن است که تصویر مثبتِ بدن ، میزان سازگاری را افزایش می دهد و سازگاریِ بهتر با موقعیت، بر عملکرد تحصیلی نوجوانان تأثیر بسزایی دارد.   
۴.

مقایسه برنامه درسی آموزش حرفه و فن دوره راهنمایی تحصیلی در ایران با دروس مشابه در چهار کشور دیگر (آمریکا، کانادا، پاکستان و مراکش)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۳۳
در این تحقیق، با هدف بهره گیری از تجارب کشورهای دیگر برای ارتقاء برنامه درسی آموزش حرفه و فن، برنامه های درسی مشابه در دو کشور توسعه یافته (آمریکا و کانادا) و دو کشور در حال توسعه (مراکش و پاکستان) انتخاب و با استفاده از روش تطبیقی «جرج بردی» با برنامه درسی آموزش حرفه و فن ایران مقایسه شده و بر اساس نتایج آن پیشنهادهایی برای این برنامه درسی ارائه گردیده است.       نتایج مقایسه ها نشان داد که کشورهای مطالعه شده، موضوعات محتوای درس آموزش حرفه و فن ایران را، در چند موضوع درسی، با تشابه در موضوع آموزش فناوری اطلاعات، همراه با دادن حق انتخاب به دانش آموزان، گنجانده اند.  در دو کشور توسعه یافته امریکا و کانادا این دروس، از دوره دبستان، بر اساس نیاز به مهارت یادگیری مادام العمر و سواد فناورانه، با هدف توانایی بهره مندی از فناوری و ارزیابی اثرات آن و با تکیه بر فرایند فناورانه (طراحی و حل مسئله) در مقابل محتوا، آموزش داده می شود. سنجش نظری و عملی دانش آموزان در این دروس نیز به صورت در هم تنیده است.  در دو کشور در حال توسعه پاکستان و مراکش این دروس در پایه های میانی (6-9) براساس نیازهای ملی و قابلیت اجرایی برنامه برنامه ریزی شده اند. این دروس در حوزه اهداف و محتوا، بر کسب دانش و مهارت های فناوری اطلاعات، اقصاد خانه و کسب و کار، و در حوزه روش تدریس بر تدریس فعال تأکید می کنند. ارزشیابی تحصیلی نیز به صورت سنجش نظری و عملی انجام می شود.  پژوهش گران این تحقیق پیشنهاد می کنند که برای آموزش حرفه و فن، بر مبنای منطقی جدید و با نامی مناسب براساس نیازهای امروز، برنامه درسی نوین تولید شود. از جمله این که، این برنامه درسی به دو درس اختیاری به نام های «آموزش فناوری» و «مهارت های زندگی» با هدف آموزش سواد فناوری و مهارت های زندگی تقسیم شده و بر یادگیری فرایند طراحی و حل مسئله تأکید نماید.    
۵.

دیدگاه دانش آموزان دبیرستان های مطلوب و نامطلوب نسبت به رنگ فضای آموزشی وراه های بهبود کیفیت فضای تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۸۵
در طراحی بسیاری از انواع فضاهای آموزشی، به جنبه های روحی و روا ن شناختی دانش آموزان کمتر توجه می شود. به نظر روان شناسان محیط، قرارگاه آموزشی باید به گونه ای طراحی شود که یادگیری در آن آسان و خوشایند باشد. نیاز روز افزون کشور ما به گسترش فضاهای آموزشی همگام با افزایش جمعیت و عدم کفایت فضاهای موجود، یکی از مشکلات اساسی جامعه است که بایستی بدان پرداخته شود. متأسفانه اغلب فضاهای آموزشی مدارس کشور سازگاری لازم را با ویژگی های روان شناختی کودکان و نوجوانان ندارند و بدین لحاظ می توانند بر عملکرد اجتماعی و رفتاری و همچنین نگرش و بینش آنها نسبت به تحصیل تأثیرگذار باشند. در این تحقیق هدف بررسی و ارزیابی ضوابط و استانداردهایی است که در جهت طراحی فضاهای آموزشی در کلیه دوره های تحصیلی، توسط سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس تهیه شده و به تصویب معاونت برنامه ریزی ریاست جمهوری نیز رسیده است و لذا در حال حاضر تنها مرجعی است که در اختیار معماران و طراحان فضاهای آموزشی قرار دارد. بررسی و ارزیابی این ضوابط و احیاناً تجدید نظر در آنها در جهت بهبود بخشیدن فضاهای آموزشی بسیار حائز اهمیت است؛ چرا که ایجاد رغبت و حس علاقه مندی به محیط آموزشی، از عوامل مؤثر در برداشت دانش آموزان از محیط مدرسه و نهایتاً پیشرفت تحصیلی آنهاست. روش تحقیق استفاده شده در این پژوهش توصیفی از نوع پس رویدادی عِلّی– مقایسه ای می باشد. جامعه آماری پژوهش مشتمل کلیه دبیرستان های دخترانه شهر اصفهان (اعم از مطلوب یا نامطلوب) بوده اند. به منظور اجرای طرح پژوهشی، از میان نواحی پنجگانه آموزش و پرورش، 4 ناحیه به تصادف انتخاب گردید. نتیجه این که بین میانگین نمرات نحوه استفاده از رنگ در کلاس های درس مدرسه از دیدگاه دانش آموزان دو گروه مدارس مطلوب و نامطلوب تفاوت معناداری موجود است. بدین صورت که دانش آموزان مدارس مطلوب به لحاظ استفاده از رنگ آمیزی متناسب با ویژگی های روان شناختی دانش آموزان، نگرش و دیدگاه مثبتی به فضای مدرسه و کلاس ها داشتند.   
۶.

ارزیابی برنامه درسی رشته مطالعات اجتماعی مراکز تربیت معلم ایران از منظر اندیشه انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۸۳
هدف پژوهش حاضر ارزیابی برنامه درسی رشته مطالعات اجتماعی مراکز تربیت معلم از منظر تاکید بر اندیشه انتقادی است. بر این اساس  مهارت ها و گرایش های  تفکر  انتقادی دانشجویان و مدرسان رشته مطالعات اجتماعی مراکز تربیت معلم مورد سنجش و نیز کتاب های تخصصی  مورد تحلیل محتوا قرار گرفتند. در این پژوهش که بر اساس مدل فاسیونه (1993) انجام شده از دو مقیاس مهارت های تفکر انتقادی (CCTST) که شامل پنج زیر مقیاس است و گرایش به تفکر انتقادی (CCTDI) که شامل هفت زیر مقیاس است استفاده گردید. تعداد کل جامعه برابر با 1020 نفر دانشجو و 53 مدرس بودند که از میان آنها  313 نفر دانشجو و 33 نفر مدرس با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای، به عنوان گروه نمونه از چهار استان فارس، بوشهر، هرمزگان و اصفهان، در سال 1387 انتخاب شدند. همچنین تعداد 10 کتاب تخصصی مورد تحلیل محتوا قرار گرفت. یافته ها حاکی از ضعف دانشجویان و مدرسان رشته مطالعات اجتماعی مراکز تربیت معلم ایران در نمره کل گرایش ها و مهارت های تفکر انتقادی و زیر مقیاس های مربوطه  بود. همچنین تفاوت بین فراوانی مولفه های گرایش و مهارت های اندیشه انتقادی مورد بررسی قرار گرفت.
۷.

تبیین ابعاد ناشناخته آموزشکده کارآفرین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۸
کارایی و اثر بخشی آموزشکده های فنی و حرفه ای و علمی- کاربردی در دو دهه اخیر مورد تردید قرار گرفته است. از آنجا که میزان کارایی و اثربخشی دوره های کاردانی با میزان جذب فارغ التحصیلان به بازار کار، ایجاد اشتغال و کیفیت ارائه خدمت در محیط کار همبستگی دارد، کارکردهای دوره کاردانی اساساً باید معطوف به بازار کار باشد. از طرفی چون جهت گیری و نگرش جامعه ما معطوف به تحصیل در دوره های بالاتر آموزش عالی است، بحث اشتغال فارغ التحصیلان این مقطع تحصیلی و مهارت هایی که منجر به چنین اشتغالی می گردد مورد بی مهری قرار گرفته است. در طی چند دهه گذشته سیاستمداران و برنامه ریزان آموزشی ساز و کار های جدیدی را برای بالا بردن کارایی و اثربخشی آموزش های دوره کاردانی طراحی و به اجرا در آورده اند، اما به نظر می رسد این تلاش ها چندان تاثیر گذار نبوده است.  در این مقاله سعی شده با ارائه پیشنهاد ایجاد آموزشکده های کارآفرین از طریق رویکردی تلفیقی زمینه لازم برای ادامه تحصیل فارغ التحصیلان دوره های کاردانی، همزمان با اشتغال مولد، فراهم شود. به نظر می رسد ایجاد زمینه های خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی و توسعه مهارت های منجر به اشتغال نه تنها نافی کارکردهای دوره کاردانی برای ورود به سطوح بالاتر آموزش عالی نیست، بلکه می تواند منجر به ایجاد قابلیت ها و توان های بیشتری برای ورود به آموزش های عالی در سطح بالاتر گردد. در این مقاله ابعاد جدیدی از آموزشکده کارآفرین مطرح و مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.  

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۷۷