فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۸۱ تا ۶٬۰۰۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
1 - 23
حوزههای تخصصی:
اساس شکل گیری علوم، حرکت جوامع و نظام های سیاسی به سوی رشد و از وضع موجود به وضع مطلوب است. توسعه پایدار در قالب تدوین و اجرای مدل های حکمرانی مانند حکمرانی متعالی تحقق می یابد. فناوری های نوظهور همانند زنجیره بلوکی نیز موجب تحول کسب وکارها به خصوص در صنعت فناوری مالی شده است. هدف پژوهش ارائه مدل کاربردی-توسعه ای برای تطبیق ابعاد حکمرانی متعالی و زنجیره بلوکی به صورت آمیخته است. با بررسی پیشینه پژوهش، تعداد 10 بُعد برای حکمرانی متعالی و 13 ویژگی برای زنجیره بلوکی احصا شدند. برای تأیید آنها بر اساس نظر 30 خبره، از روش دلفی فازی با پرسش نامه استاندارد استفاده شد و منجر به تأیید تعداد 9 بُعد برای حکمرانی متعالی و 13 ویژگی برای زنجیره بلوکی گردید. با روش تحلیل عاملی اکتشافی بر اساس نظر 217 خبره، از 13 ویژگی زنجیره بلوکی، تعداد 6 بُعد استخراج شدند و روایی ابزار را خبرگان و پایایی با مقدار بالای 7/0 برای هر بُعد تأیید کردند. ابعاد نهایی برای حکمرانی متعالی شامل فرایند، ساختار، شناخت و ارزش ها، قانون اساسی، سازمان و نهاد، مدیریت عملکرد، خط مشی گذاری، نیروهای بین المللی و جهانی، اخلاق-پاسخگویی- شفافیت و برای زنجیره بلوکی شامل ساختار، فرایند تشکیل شبکه، فرایند توسعه شبکه، تعامل درون شبکه، بهبود عملکرد و شفافیت-ایمنی است. روابط میان ابعاد نهایی حکمرانی متعالی و زنجیره بلوکی با روش مدل سازی ساختاری تفسیری تببین شدند و مدل نهایی تطبیقی به دست آمد. نتیجه آن که ابعاد فناوری زنجیره بلوکی با ابعاد حکمرانی متعالی منطبق و در ارتباط دوسویه هستند.
مسائل پایدار زنان در سازمان های آینده و راهبردهای مدیریت آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت سازمان های دولتی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۸)
147 - 166
حوزههای تخصصی:
مطالعات نشان داده اند که روندهای نقش آفرینی زنان در سازمان ها به گونه ای است که در آینده، زنان سهم قابل توجهی از پست های مدیریتی و نقش های رهبری را عهده دار خواهند شد. این در حالی است که زنان به علت مواجهه با موانعی همچون تفکرات کلیشه ای و مسئولیت های چندگانه، در بستری پر چالش تر نسبت به مردان فعالیت می کنند. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی آن دسته از مسائل زنان در سازمان ها است که در آینده نیز پایدار هستند و همچنین ارائه راهبردهایی برای آینده است. این پژوهش در فضای آینده پژوهی، با استفاده از روش اکتشافی با رویکرد کیفی و استراتژی تحلیل مضمون انجام شد. به گونه ای که مصاحبه با 21 نفر خبرگان دانشگاهی و اجرایی انجام و مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. سه دسته اصلی یافته ها شامل عوامل زمینه ای، مسائل و راهبردها می باشند. عوامل زمینه ای تحت مضمون «روندها و شرایط مرتبط با نقش آفرینی زنان در سازمان ها» مانند روند توسعه فناوری ها و تسهیل شرایط کاری برای زنان یافت شد. مسائل تحت مضمون «مسائل زنان که تا آینده پایدارند» مانند تفکرات کلیشه ای ناخودآگاه یافت شد و راهبردها تحت مضامین «راهبردهایی برای تصمیم گیران و سیاست گذاران» مانند حمایت هدفمند از زنان و «راهبردهایی برای زنان» مانند تحول آگاهی و تحول آفرینی حاصل شدند. پژوهش حاضر تأکید بر انجام مطالعات گسترده تر آینده پژوهانه در فضای سازمان و مدیریت و نقش آفرینی زنان در سازمان ها دارد.
ارائه مدلی برای ارزیابی عملکرد مراکز آموزشی و پژوهشی دفاعی با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و مدلسازی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۵
27 - 79
حوزههای تخصصی:
امروزه به منظور افزایش کارایی ، اثربخشی، کاهش هزینه ها و ارتقاء سطح عملکردی سازمان ها مطابق با انتظارات ذینفعان، نظام ارز یابی عملکرد واحد های سازمانی، نه تنها در بخش خصوصی، بلکه در بخش دولتی نیز مهم تلقی گردیده و به یک چالش اساسی برای مدیران تبدیل شده است. با توجه به نقش قابل توجهی که مراکز آموزشی و پژوهشی دفاعی در توسعه صنعت دفاعی و در نتیجه ارتقاء بازدارندگی دارند، اندازه گیری و ارزیابی عملکرد آنها در دستیابی به این هدف، اهمیت روز افزونی پیدا نموده و وجود نظام کارآمد ارزیابی عملکرد این واحد ها در بخش دفاع، ضرورتی انکار ناپذیر است. گرچه در حال حاضر ارزیابی عملکرد این واحد ها تا تا حدودی صورت می گیرد اما بررسی ها نشان می دهد که نواقص موجود در نظام فعلی ارزیابی عملکرد آنها، از مهمترین دلایل عدم بکارگیری آن در عمل می باشد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی جهت ارزیابی عملکرد مراکز آموزشی و پژوهشی دفاعی مبتنی بر رویکرد های چند بعدی، از کارکرد آنها در رفع نیاز های دفاعی تا عملکرد در محور های مورد توجه ذینفعان مختلف، می باشد. ابتدا با مرور تحقیقات پیشین، معیارهای ارزیابی شناسایی شده و سپس با تشکیل گروه کانونی متشکل از 15 نفر از مدیران کارشناسان و اعضای هیئت علمی مراکز آموزشی و پژوهشی دفاعی، این معیارها بومی و تعدادی معیار جدید اضافه گردید. سپس برای رسیدن به عامل های اصلی و تایید معیارها، روش های تحلیل عاملی اکتشافی و تائیدی به کمک نرم افزار SPSS و PLS به کار گرفته شد.
طراحی الگوی رهبری سلامت محور در شرکت های صنعتی به روش ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بیشتر جوامع، سلامت در سازمان رو به رشد است. افرادی که در شرایط پراسترس کار می کنند، مانند کارکنان شرکت های صنعتی و خدماتی، درمعرض خطر هستند. رهبری سلامت محور یک راهبرد منحصر به فرد است که با تغییر محیط فیزیکی و فضایی که کارکنان در آن مشغول به کار هستند، همراه خواهد بود. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل رهبری سلامت محور در شرکت های صنعتی انجام پذیرفت. این پژوهش بر پایه پژوهش آمیخته و به صورت کیفی و کمی در پارادایم استقرایی قیاسی بود که ازنظر هدف، کاربردی و درزمره تحقیقات متوالی اکتشافی قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل اساتید دانشگاه و همچنین مدیران ارشد و میانی شرکت های صنعتی بودند که از این تعداد 27 نفر به عنوان اعضای نمونه با روش نمونه گیری هدف مند و براساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه بود. داده های کیفی با روش تحلیل محتوا و کدگذاری و نتایج کمی با روش ISM تحلیل شد. در بخش کیفی پس از انجام مطالعه و بررسی دقیق و عمیق مصاحبه ها و همچنین اطلاعات و داده های به دست آمده، نخست تک تک مصاحبه ها تجزیه وتحلیل شد و استخراج کدهای اولیه صورت گرفت. سپس مفهوم ها و مقوله ها ساخته شدند. یافته های این بخش نشان داد مقوله های اصلی مدل رهبری سلامت حور شامل، زمینه های رهبری سلامت محور، تقویت کننده های رهبری سلامت محور، ابعاد رهبری سلامت محور و پیامدهای رهبری سلامت محور هستند. درادامه و در بخش کمی پژوهش، با کمک مدل سازی ساختاری تفسیری، مدل سازی مفهومی انجام شد. رهبری سلامت محور در شرکت های صنعتی پیامدهای مثبتی دارد که می توان گفت به دلیل این نتایج، رهبری سلامت محور برای شرکت ها بسیار حائز اهمیت خواهد بود.
بسترها و الزامات الگوی آموزش ضمن خدمت مبتنی بر موک: رویکرد نوین در آموزش منابع انسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف فراترکیب مؤلفه های الگوی آموزش ضمن خدمت مبتنی بر موک انجام پذیرفت. به این منظور از رویکرد پژوهش کیفی و روش فراترکیب استفاده شد. قلمرو پژوهش کلیه مقالاتی هستند (140 مقاله) که در دهه اخیر در مورد مؤلفه های آموزش ضمن خدمت مبتنی بر موک و مفاهیم مرتبط در پایگاه های تخصصی و علمی ارائه شده اند. نمونه پژوهش 22 مقاله است که این تعداد بر اساس پایش موضوعی، اشباع نظری داده ها و به صورت هدفمند انتخاب شده اند. داده های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد موردمطالعه، گردآوری شده اند. با تجزیه وتحلیل داده ها، بسترها و الزامات الگوی آموزش ضمن خدمت مبتنی بر موک در چهار کد منتخب و 12 محور، فرهنگ یادگیری مبتنی بر وب (فناورانه) (سواد رسانه ای، تعاملات شبکه ای، اخلاق فناورانه)، طراحی آموزشی مبتنی بر موک (مشتمل بر نیازسنجی، تعریف رویکردهای آموزشی (دسترسی) موک، محتوا و منابع)، مدیریت مبتنی بر وب فرانید ضمن خدمت (مشتمل بر مدیریت سامانه های یادگیری، نظارت و ارزیابی، بسترسازی مدیریت دانش )؛ پشتیبانی و به روزآوری (پشتیبانی نرم افزاری، پشتیبانی سخت افزاری) مورد سازمان دهی قرار گرفت. لذا با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهاد می شود در طراحی برنامه های آموزش ضمن خدمت مبتنی بر موک به ابعاد مذکور توجه ویژه صورت گیرد.
چارچوب رویه های زمینه ای توسعه ی حسابداری جهت پیاده سازی استارتاپ های مالی در شرکت های بازار سرمایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۳
213 - 266
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه چارچوب رویه های زمینه ای توسعه ی حسابداری جهت پیاده سازی استارتاپ های مالی در شرکت های بازار سرمایه می باشد. این مطالعه به لحاظ نوع هدف در روش شناسی اکتشافی است و به لحاظ نوع جمع آوری داده ها ترکیبی تلقی می شود؛ زیرا در بخش کیفی از طریق تحلیل نظریه داده بنیاد و مصاحبه با خبرگان نسبت به شناسایی رویه های توسعه ی حسابداری جهت پیاده سازی استارتاپ مالی اقدام شد. سپس به منظور سنجش پایایی ابعاد شناسایی شده از فرآیند دلفی فازی بهره برده شد تا در بخش کمی از طریق ماتریس میک مک، محورهای تأییدشده از مرحله تحلیل دلفی فازی را بر اساس مقایسه ی زوجی موردبررسی قرار دهد. درنهایت نیز به منظور تعیین محورترین بعد زمینه ای توسعه حسابداری استارتاپ در بستر شرکت های بازار سرمایه، ماتریس شدت تأثیرگذاری مستقیم؛ غیرمستقیم و کلی بر اساس روابط ریاضی و متغیرهای زبانی مقیاس فازی ، به عنوان مبنای متناظر اثرگذاری هریک از ابعاد بر یکدیگر بسط داده شد. نتایج این مطالعه در بخش کیفی طی 13 مصاحبه، تعداد 4 مقوله؛ 8 مؤلفه و 41 مضمون مفهوم را شناسایی نمود و در قالب یک چارچوب نظری چندبعدی بسط داد. در بخش کمی نیز مشخص شد، شدت اثرگذاری بُعد تقویت زمینه های آموزشی « » نسبت به سایر ابعاد موردبررسی، بالاتر است و این بُعد به عنوان محوری ترین عامل زمینه ای توسعه حسابداری استارتاپ در بستر شرکت های بازار سرمایه انتخاب گردد.
راهبردهای رابطه مداری و سهم بازار مؤسسات حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه به بررسی نقش رابطه مداری، به عنوان یک راهبرد کسب وکار، برسهم بازار مؤسسات حسابرسی در ایران می پردازد.روش: داده های موردنیاز با استفاده از پرسشنامه جمع آوری و با استفاده از رویکرد کمّی تحلیل و نتایج استخراج شده است.یافته ها: یافته ها نشان می دهد از میان ابعاد سه گانه رابطه مداری، استفاده از بعد سیاسی (سابقه حضور در پست های کلیدی فرا حرفه) رواج بیشتری دارد. به علاوه، پنج مضمون از بعد اجتماعی (نظیر حل مشکلات سیستم حسابداری صاحب کاران و ارزش آفرینی) و سه مضمون از بعد اقتصادی (نظیر کسب پست های کلیدی حرفه) دارای نقش مؤثری بر سهم بازار مؤسسات حسابرسی در ایران هستند.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد مؤسسات حسابرسی در ایران از بعد مشتری محوری رویکرد تجاری سازی (رابطه مداری) به عنوان یک راهبرد کسب وکار باهدف حفظ و افزایش سهم بازار استفاده می نمایند.دانش افزائی: این پژوهش به عنوان یک تلاش جدید، تصویری از نقش راهبرد رابطه مداری، بر اساس طبقه بندی جدیدی از اشکال رایج آن ها، بر سهم بازار مؤسسات حسابرسی ایران ارائه می کند.
بررسی موانع مشارکت بخش خصوصی در پروژه های شهرداری خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
140 - 151
حوزههای تخصصی:
مقدمه شهرداری به عنوان یک نهاد عمومی غیردولتی وظایف گوناگونی به عهده دارد که می توان گفت که مهم ترین آن ها برآورده کردن نیازها و خواسته های شهروندان و تأمین رفاه و آسایش آنان است. گستردگی وظایف شهرداری در قبال شهروندان و افزایش روزافزون نیازها و انتظارات شهروندان از شهرداری، سبب شده است که شهرداری ها در فرایند مدیریت توسعه شهری و ارائه خدمات مورد نیاز شهروندان، با معضلات متعددی در زمینه های مختلف روبه رو شوند که از مهم ترین این معضلات، پایدار نبودن منابع درآمدی است. در سال های اخیر شهرداری ها به منظور دستیابی به درآمدهای پایدار از رویکرد وظیفه محور به سمت رویکرد بازار محور، مشتری مدار و مشارکت کننده در فعالیت های اقتصادی در قالب مشارکت با سرمایه گذاران بخش خصوصی در احداث پروژه های مشارکتی روی آورده اند. شهرداری خرم آباد نیز علی رغم اینکه در راستای جذب سرمایه های بخش خصوصی برای اجرای پروژه های زیرساختی مختلف، بسترهای متفاوتی را در قالب پروژه های گوناگونی تعریف کرده، اما در جذب سرمایه گذاران بخش خصوصی چندان موفق نبوده است. بدون تردید نخستین گام به منظور توسعه مشارکت بخش خصوصی، شناسایی دلایل عدم تمایل، ارزیابی موانع مؤثر و تبیین موانع مشارکت این بخش در پروژه های شهری است تا با رفع موانع موجود، بتوان زمینه های مشارکت ایشان را بیش از پیش فراهم و مهیا کرد. با توجه به اهمیت این موضوع در توسعه و عمران شهر خرم آباد، در پژوهش حاضر عوامل مؤثر بر عدم تمایل مشارکت بخش خصوصی در پروژه های مشارکت عمومی - خصوصیِ شهرداری خرم آباد، شناسایی و با استفاده از نظر گروهی از خبرگان رتبه بندی شده اند. مواد و روش ها هدف تحقیق حاضر، تبیین و اولویت بندی این دست از موانع مشارکت و سرمایه گذاری بخش خصوصی در پروژه های شهرداری خرم آباد است. به این منظور پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری و جمع آوری داده ها، پیمایشی است. در این پژوهش، به منظور دستیابی به هدف اصلی که تعیین اولویت موانع مشارکت بخش خصوصی در پروژه های شهرداری خرم آباد است، از ابزار اندازه گیری برای مشاهده متغیرهای کمی استفاده شده است. در راستای تحلیل تأثیر عوامل مؤثر بر موانع مشارکت سرمایه گذاران بخش خصوصی در توسعه و عمران شهر خرم آباد، از مدل معادلات ساختاری هم زمان بهره گیری و همچنین، داده های میدانی نیز از طریق پرسشنامه ای با پاسخ های بسته و بر اساس مقیاس پنج بخشی لیکرت، از جامعه آماری مورد مطالعه شامل اساتید دانشگاه مرتبط با حوزه مدیریت شهری، کارشناسان، مدیران شهری و سرمایه گذاران مرتبط با شهرداری خرم آباد، جمع آوری شده است. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه ای محقق ساخته بود که اعتبار و روایی آن از طریق نظرخواهی از اساتید دانشگاهی و کارشناسان (اعتبار و روایی صوری) و به روش تحلیل همگرایی، مورد بررسی و تأیید شده است. به منظور سنجش پایایی از ضرایب پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ استفاده شده که در صورت مناسب بودن این ضرایب، می توان گفت که ابزار پژوهش پایا است. یافته ها در پژوهش حاضر، متغیرهای تنظیم مقررات و سیاست گذاری، مطالعات کارشناسی، آماده سازی و فرایند ارجاع پروژه ها، تأمین مالی و حمایت مالی و ظرفیت سازی و ارتقای دانش و مهارت در بخش عمومی و خصوصی به عنوان موانع تعیین کننده مشارکت بخش خصوصی در فعالیت های توسعه و عمران شهری شهرداری خرم آباد، مورد تأیید واقع شد. یافته ها نشان داد در این بین نقش عامل تأمین مالی حمایت مالی بر دیگر موانع، برتری داشته و دارای اثر قوی تری بوده است. این مهم نشان دهنده این نکته است که مؤلفه های عامل تأمین مالی حمایت مالی مانند نبود حمایت مالی مؤثر، عدم سازگاری شرایط اعطای تسهیلات بانک های تجاری با ساختار پروژه های مشارکتی شهرداری خرم آباد، عدم بهره گیری کافی از ظرفیت های بازار سرمایه در تأمین مالی قراردادهای مشارکتی، کمبود منابع مالی برای ارائه تسهیلات آزاد یا تکلیفی و نبود منابع مالی پایدار برای ایجاد پشتوانه، باعث عدم مشارکت مناسب بخش خصوصی در فعالیت های توسعه و عمران شهری شهر خرم آباد شده است. به تعبیر دیگر، به دلیل عدم پیش بینی مناسب و بلندمدت در تأمین مالی و حمایت مالی از بخش خصوصی در بحث های عمرانی و توسعه شهری، بخش خصوصی به دلیل عدم صرفه اقتصادی، ورود یک طرفه بدون مشارکت شبکه بانکی را به سود خود نمی بیند و ترجیح می دهد که سرمایه خود را در زمینه هایی که آینده مشخص تری دارند، وارد کند. نتیجه گیری با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که اصلی ترین دلیل ورود بخش خصوصی به مشارکت در طرح های عمرانی و توسعه شهری، بی شک چرخش سرمایه و سوددهی مناسب است که این امر در بسیاری از مواقع از جمله در شرایط موجود کشور (که متأثر از انتظارات تورمی بالا در جامعه، بی ثباتی نرخ ارز، تحریم ها و در نتیجه افزایش ریسک سرمایه گذاری و... است)، ارتباط مستقیمی با وجود مشوق های شبکه بانکی برای سرمایه گذاران دارد و بنابراین، پیشنهاد می شود تا برای مشارکت هر چه بیشتر شرکت های خصوصی در عمران و توسعه شهری خرم آباد، تسهیلات هدفمندی برای سرمایه گذاران در نظر گرفته شود تا سرمایه گذار با ادغام آورده اولیه خود و تسهیلات شبکه بانکی، انگیزه بیشتری برای فعالیت عمرانی در شهر خرم آباد، داشته باشد.
طراحی مدل تاثیرپذیری سرمایه بر ریسک عملیاتی در صنعت بانکداری (مطالعه موردی بانک های ملی شهر کرمان)
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۶ (جلد ۳)
162 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر طراحی مدل تاثیرپذیری سرمایه بر ریسک عملیاتی در صنعت بانکداری ( مطالعه موردی بانک های ملی شهر کرمان)بوده است، روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و روش نمونه گیری تصادفی ساده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارمندان بانک های ملی شهر کرمان به تعداد 210 نفر است. نمونه آماری در این پژوهش (بر اساس فرمول کوکران) 136 نفر بود. روش نمونه گیری پژوهش تصادفی ساده است.به منظور سنجش این متغیرها از پرسشنامه تاثیرپذیری سرمایه آهنگری و سعادت مهر (1387) و پرسشنامه عوامل ایجاد کننده ریسک عملیاتی کرم زاده (1400) استفاده شد. استفاده شد.تجزیه و تحلیل داده های استخراج شده با تلفیقی از آمار توصیفی و استنباطی در قالب جداول و نمودارها و همچنین ضریب همبستگی پیرسون انجام پذیرفته است.نتایج حاصل از این تحقیق نشان داده است که بین سرمایه و ریسک رفتاری در صنعت بانکداری ( مطالعه موردی بانک های ملی شهر کرمان) رابطه وجود دارد.بین سرمایه و ریسک نظارتی در صنعت بانکداری ( مطالعه موردی بانک های ملی شهر کرمان) رابطه وجود دارد.بین سرمایه و ریسک سایبری در صنعت بانکداری ( مطالعه موردی بانک های ملی شهر کرمان) رابطه وجود دارد.
ماهیت جنگ ترکیبی آمریکا علیه ج.ا.ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون نظامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۸
133 - 156
حوزههای تخصصی:
جنگ ترکیبی که از آن با عنوان عملیات پیچیده یاد می شود شامل اقداماتی هدفمند و برنامه ریزی شده از سوی یک بازیگر دولتی یا غیر دولتی علیه مولفه های قدرت ملی یک کشور به منظور براندازی یا ناتوان سازی کشور هدف انجام می گیرد شدت تاثیر این اقدامات بر هر یک از مولفه های قدرت ملی به استراتژی، روش، ابزار، توان نیروی مهاجم و هدف از جنگ ترکیبی بستگی دارد. هدف اصلی این مقاله تبیین ماهیت، اصول و ویژگیهای جنگ ترکیبی آمریکا علیه ج.ا.ایران میباشد. این مقاله کاربردی و به روش تحلیلی- تبیینی انجام شده است. ابزار گردآوری کتابخانهای و میدانی بوده، حجم نمونه 45 نفر است. طبق یافتههای تحقیق جنگ ترکیبی آمریکا علیه ج.ا.ایران ترکیبی از قدرت سخت، نرم و هوشمند مبتنی بر ترکیب راهبرد «فروپاشی از درون و فشار از بیرون» میباشد. بر اساس این راهبرد همواره اعلام مینمود که تمام گزینهها برای مقابله با ایران روی میز است. بر اساس نتایج تحقیق جنگ ترکیبی آمریکا علیه ج.ا.ایران مبتنی بر ترکیب استراتژیها، روشها و ابزارها بوده که این جنگ دارای 10 اصل و 24 ویژگی میباشد.
شناسایی مولفه های مؤثر بر بالندگی کارکنان سازمان ثبت اسناد و املاک کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفه های مؤثر بر بالندگی کارکنان سازمان ثبت اسناد و املاک کشور می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 15 نفر از صاحب نظران حوزه بالندگی و بالندگی کارکنان انجام شد. روش نمونه گیری هدفمند می باشد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از روش کدگذاری باز و محوری، انجام گرفت. نتایج نشان داد که دو دسته کلی از مولفه ها شناسایی شد. بالندگی فردی شامل پیشینه علمی، مسئولیت پذیری، تعهد حرفه ای شناسایی شد و بالندگی سازمانی شامل معیشتی، مدیریتی، برنامه مدون و جامع آموزشی، برنامه های انگیزشی، نظام ارزشیابی و ارتقای شغلی، بهسازی و نوسازی نیروی انسانی و محیط کار، برنامه جامع بروز رسانی و بهبود فرایند های انجام کار، بهداشت روانی محیط کار شناسایی شد. بر اساس نتایج مصاحبه کیفی عوامل، شاخص ها و مدل نهایی تحقیق طراحی گردید. مدل طراحی شده می تواند مبنای تصمیم گیری بهتر و برنامه ریزی مدیران جهت اعتلای بالندگی کارکنان باشد.
طراحی مدل مدیریت عمومی کارکنان با تاکید بر مدیریت عملکرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۱)
356 - 378
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش طراحی مدل مدیریت عمومی کارکنان با تاکید بر مدیریت عملکرد می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت توصیفی-پیمایشی می باشد. مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل 13 نفر از اساتید و خبرگان مدیریت آموزشی و مدیران آموزش و پرورش و نمونه گیری به روش هدفمند و جامعه آماری در بخش کمی شامل 300 نفر از کلیه کارکنان آموزش و پرورش ناحیه یک کرمان که از طریق فرمول کوکران 187 نفر و با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش داده بنیاد و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. داده ها در بخش کیفی بوسیله کد گذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند، تعداد 111 کد باز (مفاهیم)، 19 کد محوری (ابعاد و مولفه ها) و 6 کدانتخابی (مقوله های اصلی) احصاء شد. یافته های بخش کیفی نشان داد که مقوله های عمده و هسته ای در قالب ابعاد شش گانه شرایط علّی، پدیده محوری، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها به سطح انتزاعی بالاتر ارتقاءداده شد و در نهایت مدل پارادایمی پژوهش ارائه گردید. در بخش کمی نیز مدل مدیریت عمومی مورد تایید قرار گرفت.
Investigating the Moderating Role of Age and Gender on the Willingness to use IOT Technology in Sports based on the Technology Acceptance Model (TAM)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This research aimed to investigate the moderating role of age and gender in the willingness to use IOT technology in sports, based on the Technology Acceptance Theory (TAM). This research utilized a survey of the correlation type, with the statistical population consisting of all athletes who have received sports insurance cards and were active this year. Using Morgan's table, a sample of 394 individuals was selected. Standard questionnaires of willingness to use new technologies were employed as tools. Data analysis was conducted using SPSS version 22 and Warp PLS version 8.The research findings indicated that the variables of perceived usefulness, perceived ease of use, and attitude have an impact on athletes' willingness to use IOT technology in sports. Additionally, in the Technology Acceptance Model, perceived ease of use was found to have a significant effect on perceived usefulness. The study also examined the moderating role of age and gender on the willingness to use IOT devices in sports, revealing that only the relationship between age and perceived usefulness did not reach an acceptable level of significance. Therefore, in order to utilize IOT technology in sports, it is crucial to consider these factors as the use of Internet of Things can lead to highly favorable outcomes.
Identifying factors affecting the implementation of sustainable development policies with a focus on small wins in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of System Management, Volume ۱۰, Issue ۳, Summer ۲۰۲۴
139 - 152
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to identify the factors influencing the implementation of sustainable development policies, with a specific focus on small wins in Iran. This applied and descriptive-survey study utilized a qualitative approach and employed the grounded theory method. Data collection involved interviews and the codification was conducted using the emerging (Glaserian) grounded-theory classical approach. the interview questions were meticulously developed based on a comprehensive review of the literature, and the collected data were coded using Strauss and Corbin’s (1998) paradigm model. The research population comprised specialists and experts who held influential roles in policy implementation, and they were selected using purposive and theoretical sampling. The sampling process continued until the data were theoretically saturated, ensuring a comprehensive understanding of the subject matter. the results of the study revealed the significant impact of various factors on the implementation of sustainable development policies. Notably, in line with the new concept of small wins and the principles of sustainable development, the study identified 36 indicators, which were categorized into drivers and inhibitors. Each main indicator encompassed six economic, social, cultural, strategic, environmental, and organizational factors, along with 18 sub-indicators. These findings underscore the importance of considering these indicators for formulating sustainable development policies and goals, particularly for developing countries like Iran, in order to achieve sustainable development on a global scale.
Understanding Online Store Service Quality Antecedents and Their Impact on Customer Satisfaction and Behavioral Intentions in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The proliferation of online stores in Iran has surged in recent years, yet a notable proportion of these ventures falter shortly after inception. Among the myriad challenges confronting Iranian online retailers, the discontinuity in customer purchases stands out prominently. To address this issue, this study delves into the influence of online store service quality antecedents, specifically perceived risk, service convenience, and website design, on both customer satisfaction and behavioral intentions. Data collection entailed administering a questionnaire, and the research model underwent scrutiny via structural equation modeling (SEM). Results indicate a significant positive association between website design and the quality of online store services. Moreover, service convenience and the quality of online store services emerged as robust determinants of customer satisfaction. Satisfaction, in turn, exhibited a substantial positive impact on customer behavioral intentions. Conversely, perceived risk exerted a negative and significant influence on the quality of online store services. Notably, the effects of service convenience on service quality and the impact of service quality on customer behavioral intentions were statistically insignificant at the 95% confidence level. However, the mediating variable of satisfaction significantly mediated the relationship between online store service quality and customer behavioral intentions.
اثربخشی آموزش مسئولیت پذیری مبتنی بر نظریه انتخاب بر پایستگی تحصیلی و کیفیت تجارب یادگیری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، اثربخشی آموزش مسئولیت پذیری مبتنی بر نظریه انتخاب بر پایستگی تحصیلی و کیفیت تجارب یادگیری دانش آموزان مقطع متوسطه دوم رشته تجربی بود.روش: روش پژوهش از نوع هدف کاربردی و از نوع مطالعات شبه آزمایشی (پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل) است. جامعه آماری شامل دانش آموزان دوره دوم متوسطه منطقه 2 شهر کرج است که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بوده اند. از بین آن ها 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جای گماری شدند و گروه آزمایش تحت آموزش بسته ی مسئولیت پذیری قرار گرفتند، درحالی که گروه کنترل آموزش خاصی دریافت نکردند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ی پایستگی تحصیلی Martin and Marsh (2008)، پرسشنامه کیفیت تجارب یادگیری Newman (1990) و بسته آموزش مسئولیت پذیری مبتنی بر نظریه انتخاب گراوند و همکاران بوده است. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه تحت آموزش بسته ی مسئولیت پذیری قرار گرفتند ولی گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند؛ و داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 26 و به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شده اند.یافته ها: نتایج نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل ازنظر پایستگی تحصیلی و کیفیت تجارب یادگیری دانش آموزان مقطع متوسطه دوم رشته تجربی تفاوت معناداری وجود دارد؛ یعنی آموزش مسئولیت پذیری مبتنی بر نظریه انتخاب باعث افزایش پایستگی تحصیلی (743/24 و 001/0=p) و کیفیت تجارب یادگیری (415/44 و 001/0 =p) می شود.نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها نتیجه گیری می شود که بسته ی آموزش مسئولیت پذیری می تواند تلویحات آموزشی و کاربردی برای دانش آموزان در افزایش پایستگی تحصیلی و کیفیت تجارب یادگیری شود.
تأثیر گزارشگری مسئولیت اجتماعی بر ارزش شرکت با در نظر گرفتن نقش کیفیت حسابرسی، حاکمیت شرکتی و مدیریت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
ارزش شرکت، ادراک ذینفعان، به ویژه سرمایه گذاران، از سطح دستاورد شرکت مربوط به قیمت های بازار سهام است و با درصدها و مفاهیم اقتصادی که ارزش تجاری را در یک تاریخ معین منعکس می کند، اندازه گیری می شود. ارزش شرکت را می توان با توانایی کنترل پتانسیل (مالی و غیر مالی) در بلندمدت برای وجود شرکت افزایش داد. بنابراین تلاش برای افزایش ارزش شرکت مورد نیاز است. با توجه به موارد فوق اهمیت تعیین ارزش شرکت و عوامل مؤثر بر آن مشخص می گردد. بر این اساس، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر کیفیت حسابرسی، حاکمیت شرکتی و مدیریت سود بر رابطه بین گزارشگری مسئولیت اجتماعی و ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. به منظور دستیابی به هدف فوق، اقدام به تدوین چهار فرضیه شد. بر این اساس به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، نمونه ای متشکل از 165 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1395 الی 1402 انتخاب شد. جهت آزمون فرضیه های پژوهش نیز از مدل رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر داده های ترکیبی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد گزارشگری مسئولیت اجتماعی بر ارزش شرکت شرکت تأثیر مثبت و معناداری دارد، یعنی افزایش گزارشگری مسئولیت اجتماعی، افزایش ارزش شرکت به دنبال دارد؛ علاوه بر این، نتایج بیانگر این است که کیفیت حسابرسی و حاکمیت شرکتی رابطه بین گزارشگری مسئولیت اجتماعی و ارزش شرکت را تقویت می کند. درحالی که، مدیریت سود رابطه بین گزارشگری مسئولیت اجتماعی و ارزش شرکت را تضعیف می کند.
از سنت تا نوآوری: سیر تغییرات آموزشی در حسابداری
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۶ (جلد ۳)
146 - 161
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، موفقیت دولت ها در رشد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، عمرانی به میزان اهتمام به آموزش و توسعه سرمایه انسانی آن بستگی دارد چرا که رکن اصلی در تصمیم گیری، تصمیم سازی و تصمیم یاری در دولت هاست، با توجه به اینکه دانشگاه ها و نهادهای آموزش عالی نقش مهمی در آموزش نسل های آینده و نیروی متخصص مورد نیاز جامعه، ایفا می کنند و علی رغم پیشرفت های اخیر بین المللی حوزه آموزش حسابداری، اما دانشگاه ها با ارائه سرفصل های صرفاً تئوری، به اندازه کافی بر مهارت کاربردی و حرفه ای دانشجویان توجه نکرده اند و بسیاری از دانشجویان و فارغ التحصیلان این حوزه فاقد دانش و مهارت لازم برای ورود به بازار کار هستند، دقت و توجه به روند تکامل آموزش در حسابداری در طی دوره های مختلف باعث شناخت نقاط ضعف و قوت انواع روش های تدریس می شود که می تواند یه دیدگاه مناسب برای اجرای روش های بروزتر به مدرسین بدهد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی است و نتایج پژوهش نشان می دهد با گسترش تکنولوژی باید آموزش حسابداری را هم رو به مدرن شدن پیش برد و از ابزارهای جدید همچون هوش مصنوعی بهره گرفت، البته که باید این تکنیک توأم با تدریس درست باشد. در زوایای مختلف نیز، روش های تدریس مدرن و سنتی دارای معایب و مزایایی هستند. از نظر محتوا روش های تدریس سنتی دانشجویان یا دانش آموزان با توجه به جدول درسی، مفاهیم را که استاد تعیین کرده است یاد می گیرند، اما در روش مدرن دانشجویان یا دانش آموزان با انجام فعالیت های تعاملی و با مشارکت فعال در فرایند یادگیری مطالب را فرا می گیرند. اما از نظر ارتباط در روش سنتی دانشجویان استاد را به عنوان بک منبع اطلاعات و دانش می دانند و با او ارتباط برقرار می کنند، در حالی که در روش مدرن استاد نقش مشاور را داشته و دانشجویان یا دانش آموزان به صورت مستقیم با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند.
شناسایی و رتبه بندی موانع و راهکارهای بهبود کاربست نظام آراستگی محیط کار کارکنان مراکز نگهداری و تعمیر (مورد مطالعه یک سازمان دفاعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر آسیب شناسی و ارائه راهکارهای بهبود کاربست نظام آراستگی محیط کار موسوم به فایو اس[1] (5 S) در مراکز نگهداری و تعمیر (نت) یک سازمان دفاعی می باشد.روش شناسی: این پژوهش در زمره تحقیقات کاربردی بوده و از نظر ماهیت گردآوری داده ها نیز، توصیفی / پیمایشی می باشد. جهت شناسایی آسیب ها و راهکارها از روش کیفی و جهت تایید و اولویت بندی راهکارها از روش کمی استفاده شده است. در هر دو بخش کمی و کیفی روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و میدانی و ابزار گردآوری اطلاعات در روش کتابخانه ای، مطالعه کتابها، مقالات داخلی و خارجی و وبگاه ها و در روش میدانی، پرسشنامه و مصاحبه بوده است. در تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس[2] و در بخش کیفی از نرم افزار مکس کیودی ای[3] استفاده شده است. جامعه آماری در پژوهش حاضر شامل کارکنان و مدیران بخش های نگهداری و تعمیر در سازمان دفاعی مورد مطالعه می باشد. حجم نمونه در بخش کیفی، تعداد 10 نفر از خبرگان سازمانی با روش هدفمند (گلوله برفی) و در بخش کمی نیز حدود 80 نفر با استفاده از روش تمام شماری انتخاب شدند.یافته ها: پژوهش حاضر پس از معرفی نظام آراستگی محیط کار کارکنان به عنوان یک ابزار قدرتمند برای ارتقاء کیفیت و بهره وری، راهکارهای احصاء شده را رتبه بندی نموده و در پایان پیشنهاداتی متناسب با این راهکارها به منظور تسهیل و هموارسازی اجرای این نظام در مراکز نگهداری و تعمیر سازمان ارائه نموده است.نتیجه گیری: نیاز سازمان به ارتقاء بهره وری، ارائه آموزش های مرتبط و مؤثر به کارکنان و مدیران، تسهیل قوانین و مقررات، نهادینه کردن نظافت محیط کار به عنوان یک فرهنگ و وظیفه همگانی به منظور تداوم نظام آراستگی و جلب حمایت از نظام آراستگی به وسیله مدیران ارشد سازمان، به عنوان مهمترین راهکارهای مورد تآکید می باشند.
The Role of Socio-Cultural Exchange Theory in the Organizational Crisis Management of Iran's Tourism Industry(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The tourism industry is vulnerable to crises due to its direct interaction with people. Iran's tourism industry is always exposed to crises due to its political geography in the Middle East. In order to find an effective solution in accepting the crisis and providing practical measures, the theory of socio-cultural exchange in crisis management of Iran's tourism industry was investigated.
The current study is an applied research that was conducted using content analysis approach. Data collection was done from research literature and in-depth interviews with experts. Sampling was done in a targeted way. Value creation indicators and a positive image demonstrate the effectiveness of these factors. The indicators related to the theory of socio-cultural exchange were examined as solutions suggested by experts. Society exchange theory, with value creation as the main indicator propos the sub-index of sharing of ideas, synergy, respect for the environment, adaptation to society and flexibility. Ssociety exchange theory, with positive image as the main indicator; It suggests the sub-index of commitment, the promotion of professional ethics, the development of long-term relationships, and good relations between businesses.