فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۹۲۱ تا ۵٬۹۴۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
مدیریت منابع انسانی پایدار سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰
271 - 253
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی مفهوم"کار با معنا " در صنعت نفت(شرکت پالایش نفت بندرعباس) انجام گردیده است. پژوهش، بر مبنای ماهیت، از نظر هدف کاربردی و از حیث روش گردآوری داده ها کیفی بوده و در آن از راهبرد فراترکیب و دلفی استفاده شده است. در ادامه مولفه های شناسایی شده با استفاده از روش بهترین و بدترین، رتبه بندی شدند. جامعه آماری پژوهش در بخش فراترکیب شامل مقالات مرتبط با کار با معنا، منتشر شده در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۱ و در بخش دلفی شامل ۲۰ نفر از مدیران شرکت پالایش نفت بندرعباس بوده که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد، مفهوم کار با معنا، متشکل از سه سطح فردی با 5 مولفه، سطح درون سازمانی با 8 مولفه و سطح برون سازمانی نیز با 5 مولفه می باشد. هم چنین، بر اساس نتایج پژوهش می توان بیان داشت که سطح درون سازمانی با امتیاز 42 /0 در بالاترین اولویت و پس از آن سطح فردی با امتیاز 30/. در اولویت دوم و سطح برون سازمانی با امتیاز 28/0 در اولویت سوم، قرار می گیرند. نظر به اهمیت مسائل قومی، دینی، مذهبی و احساس هم سطحی مدیران با کارکنان شرکت، پیشنهاد می شود، ضمن توجه همراه با مساوات و عدالت به نیروهای مختلف بومی و غیر بومی، برنامه هایی را که به موجب آن ها، کارکنان احساس راحتی و نزدیکی بیشتری با مدیران می نمایند در دستور کار مدیریت قرار بگیرد.
عوامل مؤثر بر سرسپردگی برند با نقش میانجی تعهد مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۷
59 - 102
حوزههای تخصصی:
امروزه پیدایش و رشد صنایع مختلف و برندهای گوناگون با بحران های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی همراه بوده است. از طرف دیگر با تغییرات مداوم خواسته های مصرف کنندگان، به دست آوردن رضایت مشتری و قصد خرید مجدد محصول و سپس ایجاد روابط بلندمدت و پایدار مصرف کننده با برند خاص به راحتی صورت نمی گیرد؛ بنابراین در این راستا، هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر روابط بلندمدت مصرف کننده با برند و ایجاد پایداری در این روابط بوده. در این حین سرسپردگی برند به عنوان یک راهکار متفاوت و سازنده در راستای احیای این اهداف به کار برده می شود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و اجرا توصیفی-پیمایشی می باشد. داده های این پژوهش از طریق پرسشنامه جمع آوری شده و حجم نمونه به دست آمده 222 نفر از مصرف کنندگان 10 برند معروف (اپل، سامسونگ، لارا، سالیان، ال سی وایکیکی، ال سی من، دامات، کوتون، شیرین عسل، کاله) در سطح شهر تبریز و از جمله مرکز خرید لاله پارک است. نتایج داده های آماری و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS و SmartPLS انجام شد. یافته ها حاکی از آن است که تأثیر سه عامل هویت برند و سرمایه گذاری بر برند و رضایت مشتری از طریق تعهد برند صورت می گیرد و تعهد برند نیز تقویت کننده این سه عامل بوده و خود نیز تأثیر مثبت و معناداری بر سرسپردگی برند دارد و همچنین تمامی متغیرها به جز سرمایه گذاری بر برند و رضایت مشتری تأثیر مثبت و معناداری بر سرسپردگی برند دارند.
استراتژی کسب و کار محافظه کارانه به عنوان تعدیل کننده رابطه استقلال هیئت مدیره و عملکرد شرکتی در شرکت های پذیرفته شده در اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۹ (جلد ۲)
214 - 228
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی استقلال هیئت مدیره و عملکرد شرکت در حضور استراتژی کسب و کار محافظه کارانه در شرکت های پذیرفته شده در اوراق بهادار تهران است. فرضیه های پژوهش برای 1575 سال - شرکت، شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار پس از حذف شرکت های هلدینگ، بیمه، لیزینگ، بانک ها، مؤسسات مالی و سرمایه گذاری که طی سال های 1400-1394 فعال بوده اند، با استفاده از مدل رگرسیون حداقل مربعات معمولی (OLS)، مدل داده های ترکیبی تحلیل شد. در مدل اول، استقلال هیئت مدیره ارتباط منفی و معناداری را بر عملکرد نشان داد. در مدل دوم در خصوص ارتباط بین استقلال هیئت مدیره و عملکرد شرکت با لحاظ متغیر استراتژی محافظه کاری نتایج نشان داد ضریب متغیر محافظه کاری مثبت و معنادار است که بیان کننده اثر متغیر محافظه کاری بر ارتباط میان استقلال هیئت مدیره و عملکرد شرکتی است. نتایج نشان می دهد که هیئت های مستقل دارای توانایی نظارت عینی و توصیه به مدیریت برای اجتناب از فرصت طلبی مدیریتی و افزایش ارزش شرکت هستند که در مقابل پیشینه نظریه نمایندگی است و با نظریه مباشرت هم خوانی دارد. سپس این مطالعه با افزودن محافظه کاری به عنوان تعدیل کننده رابطه استقلال هیئت مدیره و عملکرد شرکت، به عنوان یک مکانیسم حاکمیت شرکتی، نشان می دهد که یک هیئت مدیره واقعاً مستقل نیاز به محافظه کاری را افزایش می دهد. این نتایج با تئوری نمایندگی که بیان می کند که با افزایش تعداد اعضای مستقل هیئت مدیره مشکلات نمایندگی کمتر می شود، و با استراتژی محافظه کارانه که مکمل هدف اصلی استقلال هیئت مدیره است مرتبط است، مطابقت دارد. همینطور گنجاندن استراتژی محافظه کارانه در مدل، ضریب تعیین (R2) مدل برآورد شده را تقریباً 7 درصد افزایش می دهد.
طراحی مدل بومی برندسازی در صنایع لبنی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
238 - 261
حوزههای تخصصی:
هدف: برندسازی فرایند ایجاد آگاهی قوی از یک محصول یا خدمات در بازار، از طریق لوگو، طرح، نماد یا شعار و استفاده از آن ها برای تبلیغات است. برندسازی به ارتباط مؤثر بین شرکت و مشتریان آن کمک می کند و بر ذهن مشتری تأثیر مثبت و اساسی می گذارد. فقدان الگوی مشخص در رابطه با برندینگ، یکی از دلایل کمبود توجه مدیران شرکت های لبنیاتی به فعالیت های برندسازی است. در دو دهه اخیر با تغییر الگوی مصرف، تعداد شرکت های فعال در صنعت لبنیات، به شکل چشمگیری افزایش یافته و باعث شده است که بین این شرکت ها رقابت شدیدی ایجاد شود. در چنین وضعیتی، داشتن یک استراتژی برندسازی، می تواند به عنوان عامل مهمی در افزایش قدرت رقابت پذیری شرکت های لبنی عمل کند. با افزایش رقابت در بازار لبنی کشور، امروزه، نیاز به برندسازی برای حفظ جایگاه رقابتی در این صنعت، بیش از هر زمان دیگری احساس می شود و به همین دلیل، مطالعه حاضر با هدف طراحی مدل بومی برندسازی در صنایع لبنی ایران اجرا شده است.روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات توسعه ای بنیادی و از لحاظ روش جمع آوری داده ها، روش پژوهش کیفی محسوب می شود و از لحاظ زمانی به شکل مقطعی اجرا شده است. در این پژوهش مدل پارادایمی، به کمک مدل کرسول و پلانوکلارک در روش تحقیق نظریه برخاسته از داده ها و بر اساس داده های جمع آوری شده از مصاحبه های عمیق در صنایع لبنی ایران ارائه شده است. جامعه آماری در بخش کیفی، ۱۲ نفر از مدیران شرکت های لبنی، اعم از خبرگان و متخصصان صنعت لبنیات بود. ابزار اصلی گردآوری داده ها در بخش میدانی، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای تحلیل داده های کیفی و ارائه مدل پارادایمی، از رویکرد تئوری داده بنیاد و نرم افزار مکس کیودا نسخه ۱۰ استفاده شد.یافته ها: بر اساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی، شش دسته از عوامل در قالب شرایط علی، عوامل زمینه ای، استراتژی ها، پدیده محوری، عوامل مداخله گر و پیامدها شناسایی شد. در رابطه با شرایط زمینه ای، محیط کلان و فضای رقابتی، به عنوان مقوله اصلی شناسایی شد. در دسته شرایط علی پنج مقوله اصلی قرار گرفت که عبارت اند از: آمیخته بازاریابی، پارادایم های ذهنی مدیران، مسئولیت اجتماعی، بهینه کاوی و فرهنگ سازمانی. در رابطه با مدیریت استراتژیک برند به عنوان پدیده محوری پژوهش، شاخص های شخصیت برند، فرهنگ برند، ممیزی برند، مشارکت برند، عملکرد برند و ساخت برند شناسایی شد. مدیریت ارتباط با مشتری، ارزش ویژه برند و انتخاب بازار هدف، به عنوان مقوله اصلی راهبردها و اقدامات انتخاب شد. مزیت رقابتی پایدار و مشارکت کارکنان به عنوان مهم ترین عوامل مداخله گر بودند و در نهایت، عملکرد بازاریابی (وفاداری به برند، رضایت مشتری، افزایش سهم بازار و افزایش تعداد مشتریان) و عملکرد مالی (سودآوری و افزایش فروش) به عنوان مقوله های اصلی پیامدها شناسایی شدند.نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش، مشخص می شود که اگر برندسازی در شرکت های لبنی با استفاده از الگویی جامع انجام شود، می توان به بهبود عملکرد بازاری و مالی دست یافت.
درآمدی برخط مشی های مبتنی بر ارزش های اسلامی در بهبود عملکرد شغلی کارکنان (مطالعه موردی: اداره کل آموزش وپرورش استان فارس)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
رویکردهای نو در مدیریت دولتی دوره ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
20 - 32
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر ارزش های اسلامی بربهبود عملکرد شغلی کارکنان با توجه به نقش میانجی معنویت سازمانی در اداره کل آموزش وپرورش استان فارس انجام گرفته است. تحقیق حاضر از بعد هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- همبستگی می باشد. به منظور جمع آوری اطلاعات آمیزه ای از روش های تحقیق کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه کارکنان در سازمان آموزش وپرورش استان فارس می باشد که تعداد آن ها 46703 نفر بود.با توجه به فرمول کوکران، حجم نمونه 381 نفر به دست آمد که پرسشنامه به صورت خوشه ای بین کارکنان توزیع گردید. داده ها توسط معادلات ساختاری و به کمک نرم افزار لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.نتایج حاکی از این بود که بین ارزش های اسلامی با بهبود عملکرد شغلی کارکنان در اداره کل آموزش وپرورش استان فارس با در نظر گرفتن نقش میانجی معنویت سازمانی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد؛ و در این راستا نه فرضیه تحقیق مورد تأیید قرار گرفتند.
ارائه مدل مدیریتی به منظور ارزیابی اثربخشی تبلیغات نوین بر مخاطب تلویزیونی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
با گسترش روزافزون تکنولوژی و تغییر رفتار مخاطبان، به خصوص در عرصه رسانه های جمعی و تلویزیون، نیاز به ارزیابی و بهبود اثربخشی تبلیغات نوین بیش از پیش احساس می شود. تبلیغات تلویزیونی نه تنها به تغییر نگرش ها و رفتارهای مخاطبان کمک می کند، بلکه در ایجاد ارتباط میان برند و مصرف کننده نیز نقش کلیدی دارد. لذا هدف تحقیق حاضر ارائه مدلی به منظور ارزیابی اثربخشی تبلیغات بر مخاطب تلویزیونی می باشد. جامعه آماری بخش کیفی را خبرگان آشنا به موضوع پژوهش تشکیل دادند که با روش غیر تصادفی و هدفمند تا اشباع نظری پرسشنامه 15 مصاحبه صورت پذیرفت و جامعه آماری بخش کمی شامل 1. مدیران، معاونین و کارشناسان ارشد صداوسیمای استان های مازندران، گلستان و گیلان و 2. اعضاء هیئت علمی رشته مدیریت رسانه و مدیریت بازرگانی در دانشگاه های آزاد استان مازندران (14 واحد دانشگاهی) و با جدول مورگان 384 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از تکنیک تحلیل محتوای کیفی و معادلات ساختاری استفاده شد و نرم افزار مورداستفاده PLS می باشد. نتایج نشان داد که ابعاد مدل شامل 31 مؤلفه می باشد و نتایج مدل سازی نشان داد که مدل برازش مناسبی برخوردار است. با توجه به پیچیدگی های محیط تبلیغات و تنوع مخاطبان، توسعه یک چارچوب منسجم و قابل اجرا که بتواند تمامی جوانب اثربخشی تبلیغات را مورد تحلیل قرار دهد، ضروری به نظر می رسد. این مدل می تواند به مدیران و بازاریابان کمک کند تا با شناخت بهتری از تأثیر تبلیغات، استراتژی های خود را به روز کرده و به سمت بهینه سازی نتایج هدایت شوند.
تاثیر رهبری اخلاقی ادراک شده بر قصد ترک خدمت با تاکید بر قانون شکنی خیرخواهانه و اینرسی سازمان ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش، با هدفِ بررسی مدلِ تأثیرِ رهبری اخلاقی ادراک شده، بر ترکِ خدمتِ کارکنان، با در نظر گرفتنِ نقشِ تعدیل گر اینرسی سازمانی، و نقشِ میانجی گرِ قانون شکنی خیرخواهانه، در سازمان های دولتی، انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش، توصیفی-پیمایشی، بر روی 291 نفر از کارکنانِ یک سازمانِ دولتی، در تبریز، که به روشِ نمونه گیری تصادفی ساده، انتخاب شدند، انجام شد. برای آزمودنِ الگوی پیشنهادی پژوهش، از روشِ الگویابی معادلاتِ ساختاری، استفاده شد. روشِ پژوهشِ حاضر، همبستگی و از نوعِ مدل سازی معادلاتِ ساختاری، است. یافته ها: نتایج، نشان داد که رهبری اخلاقی، تأثیرِ منفی، و معناداری، بر ترکِ خدمتِ کارکنان، دارد. علاوه بر این، قانون شکنی خیرخواهانه، نقشِ میانجی گر، در این رابطه، ایفا می کند، در حالی که اینرسی سازمانی، اثرِ رهبری اخلاقی، بر ترکِ خدمتِ کارکنان را، تعدیل می کند. اصالت/ارزش: این پژوهش، با ارائه شواهدِ تجربی، در موردِ روابطِ پیچیده، بینِ رهبری اخلاقی، ترکِ خدمت کارکنان، اینرسی سازمانی، و قانون شکنی خیرخواهانه، در زمینه سازمان های دولتی، به ادبیاتِ موجود، کمک می کند. یافته ها، بینش های ارزشمندی را، برای مدیرانی ارائه می دهد که به دنبالِ کاهشِ ترکِ خدمتِ کارکنان، و ایجادِ فضای سازمانی مثبت، هستند. پیشنهادات : به سازمان های دولتی، پیشنهاد می شود که شیوه های رهبری اخلاقی را، ترویج کنند، اینرسی سازمانی را، به طورِ مؤثر، مدیریت، و محیطی حمایتی، ایجاد کنند که قانون شکنی خیرخواهانه را، تشویق کند. این استراتژی ها، می تواند به بهبودِ حفظِ کارکنان، و ارتقای عملکردِ سازمانی، کمک کند.
تدوین اصول حکمرانی مطلوب هوشمند در مدیریت شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرآیند مدیریت و توسعه دوره ۳۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۳۰)
125 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف: حکمرانی مطلوبِ هوشمند، انتخابی گریزناپذیر، برای مقابله با محیطِ اجتماعی پیچیده در عصرِ جدید است که می تواند، در وضعیتِ بحرانی، امکانِ استفاده بهینه از ظرفیتهای تمامِ بخش های شهرداری تهران را، فراهم آورد. لذا پژوهشِ حاضر، با هدفِ تدوینِ اصولِ حکمرانی مطلوبِ هوشمند، در مدیریتِ شهری، صورت گرفت. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: از نظر هدف، پژوهشِ حاضر، به شیوه کاربردی، و از نظر نوع، از نوعِ پژوهش های کیفی، با ابزارِ مصاحبه نیمه ساختار انجام شده است. مشارکت کنندگان، شاملِ خبرگان (اساتید دانشگاهی آشنا به شهرداری، و مباحث حکمرانی هوشمند، که در این زمینه ها، مقاله چاپ شده دارند، و مدیرانِ ارشدِ شهرداری تهران، آشنا به مباحثِ حکمرانی هوشمند، و مدیریتِ شهری) بود که تا حدِ اشباعِ نظری، انتخاب شدند. برای به دست آوردنِ اعتبار و روایی داده ها، از دو روشِ بازبینی مشارکت کنندگان، و رهیافت براون و کلارک (2007) استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد، شبکه مضامینِ حکمرانی مطلوبِ هوشمند، در مدیریتِ شهری، شاملِ کارایی هوشمند، مشارکتِ هوشمند، شفافیتِ مبتنی بر فنآوری ارتباطات، حاکمیتِ قانون، پاسخگویی هوشمند و عدالت محوری هوشمند است. سپس الگوی حکمرانی مطلوبِ هوشمند، در مدیریتِ شهری ترسیم شد. ارزش/ اصالت پژوهش: تاکنون هیچ یک از پژوهش های انجام شده در ایران، بر تدوینِ اصولِ حکمرانی مطلوبِ هوشمند در مدیریت شهری، تمرکز نداشته اند. این پژوهش، به طورِ جامع، از دیدگاه خبرگان، چارچوبِ حکمرانی مطلوبِ هوشمند، در مدیریتِ شهری در شهرداری تهران، ارائه می دهد. پیشنهادهای اجرایی/ پژوهشی: پیشنهاد می شود شهرداری تهران، استانداردهای سطح بالا را، در زمینه حکمرانی مطلوبِ هوشمند، برای مدیریتِ شهری، تعیین کند و مشوقِ فرهنگِ خودنظارتی، در فعالیتهای شهرداری باشد.
طراحی الگویی برای توان افزایی مدیریتی زنان شاغل در دستگاه های اجرایی در عصر تحول دیجیتال بر اساس تحلیل محتوای اسناد بالادستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه مدیریت راهبردی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۱)
187 - 226
حوزههای تخصصی:
امروزه توان افزایی زنان نه فقط بخاطر مباحث عدالت جنسیتی و بشردوستانه، بلکه به دلیل نقشی که زنان در افزایش رشد اقتصادی جوامع و بهره وری ایفا می کنند مورد تاکید قرار گرفته است. پژوهش حاضر به این مفهوم مهم در دستگاه های اجرایی کشور می پردازد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر ارائه مطالعه عمیق اسناد بالادستی استخراج الگوی توان افزایی مدیریتی زنان در عصر تحول دیجیتال، عوامل و شرایط موثر بر آن است. به منظور تحقق این هدف از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد قیاسی و بررسی منابع و اسناد بالادستی استفاده شده است. پس از بررسی، سازماندهی و کدگذاری مناسب، نتایج یافته های پژوهش در پنج طبقه کلی «شرایط علی»، «شرایط زمینه ای»، «شرایط مداخله گر» ، «راهبردها» و «پیامدها » تقسیم بندی شدند که در نهایت، چارچوبی ترسیمی از مقوله محوری توان افزایی مدیریتی زنان در دستگاههای اجرای کشور در عصر تحول دیجیتال ارائه شد. یافته های تحقیق نشان می دهد، اصولاً رسیدن به معیار توان افزایی زنان در چارچوب تحلیل اسناد بالادستی نیاز به یک حرکت همه جانبه دارد که شامل ارکانی مانند بازنگری نظام آموزش رسمی در مقاطع آموزش عمومی و آموزش عالی با رویکرد تحول دیجیتال، دانش افزایی و مهارت افزایی بانوان شاغل در دستگاههای اجرایی با رویکرد تحول دیجیتال، بازنگری قوانین و مقررات استخدامی در جهت کاهش دغدغه های خانوادگی بانوان و مدیریت شایسته محور و عدالت محور مسیر شغلی آنها، همچنین بانک جامع اطلاعاتی حرفه ای شایستگی بانوان شاغل به عنوان یک زیرساخت حیاتی در دستگاههای اجرایی دارد.
بررسی تأثیر تحول دیجیتالی بر عملکرد شرکت با در نظر گرفتن نقش رهبری دیجیتالی، اثربخشی حسابداری ابری و کیفیت تصمیم گیری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های حسابداری و راهبری شرکتی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰
123 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تحولات دیجیتالی از جمله به کارگیری حسابداری ابری در بخش مالی شرکت ها بر بهبود عملکرد آنها می باشد و در این راستا تاثیر این تحولات بر کیفیت تصمیم گیری نیز سنجیده شده و نقش رهبری دیجیتالی به عنوان متغیر تعدیلگر مورد آزمون قرار گرفته است. روش: جامعه آماری حسابداران و مدیران مالی شاغل در حرفه حسابداری با حداقل دو سال سابقه کار و آشنایی با نرم افزارهای حسابداری است که تعداد آن ها نامعلوم می باشد. تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوهن به تعداد 180 نفر تعیین گردیده و به صورت نمونه گیری تصادفی در دسترس انتخاب شدند که در نهایت تعداد 189 پرسشنامه مناسب برای تحلیل آماری جمع آوری گردید. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه جمع آوری و تجزیه وتحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLS انجام پذیرفت. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که تحول دیجیتالی بر بهبود عملکرد شرکت اثر گذار بوده و اثربخشی حسابداری ابری و کیفیت تصمیم گیری به عنوان میانجی تاثیرگذار هستند و تاثیر رهبری دیجیتالی نیز به عنوان تعدیلگر مورد تایید قرار گرفته است. نتیجه گیری: تحولات دیجیتال علاوه بر بهبود کیفیت تصمیم گیری در حوزه مالی، عملکرد شرکت را نیز از جهات مختلف تحت تأثیر قرار می دهند. فناوری های نوین این امکان را برای حسابداران فراهم می کنند که بر روی فعالیت هایی با ارزش افزوده بالاتر مانند تجزیه وتحلیل، حل مسئله و تصمیم گیری تمرکز داشته باشند.
تعامل مدیر (شریک) مسئول کار و مدیر (شریک) دوم حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۴
118 - 157
حوزههای تخصصی:
طبق قوانین و مقررات جامعه حسابداران رسمی ایران، گزارش های حسابرسی صورت های مالی با دو امضا صادر می شود. طبق ضوابط یادشده، بررسی مدیر دوم در حکم بخشی از نظام کنترل کیفیت در ایران مدنظر قرارگرفته است. تاکنون وضعیت تعامل و مذاکره میان مدیرمسئول کار (مدیر اول) و مدیر دوم که نقش اساسی در کیفیت حسابرسی دارند، در ایران مورد پژوهش قرار نگرفته است و جنبه های مختلف این رابطه تبیین نشده است. برای تبیین دقیق این ارتباطات، در این پژوهش از مدل مذاکره میان حسابرس- مدیران اجرایی صاحبکار که توسط گیبنز و همکاران (2001) توسعه یافته، استفاده شده است. برای این منظور با انجام مصاحبه عمیق و نیم ساختاریافته با 24 نفر از شرکای مؤسسات حسابرسی ایرانی که به عنوان مدیر اول یا دوم حسابرسی فعالیت دارند و همچنین متن مصاحبه چاپ شده 7 نفر از حسابداران رسمی باسابقه در نشریات حرفه، داده های پژوهشی گردآوری و پس از تجزیه وتحلیل آن، مدل مفهومی تعامل و گفتگو میان مدیر اول و دوم برجسته شده است. یافته ها تصویر جامعی از این فرایند تعاملی را نشان می دهد که شامل آن است که گفتگو پیرامون مسائل پیچیده صورت می گیرد (حسابداری، حسابرسی، قوانین و مقررات) و بیشتر به صورت چهره به چهره است، مذاکره امری عادی در اجرای حسابرسی است، مذاکره وابسته به بستر آن است، فرایند مذاکره مشارکتی و غیرخصمانه است، تجارب همکاری گذشته بر مذاکرات جاری مؤثر است و همچنین شیوه تعامل و گفتگوی جاری نیز می تواند تعامل های آتی را تحت شعاع قرار دهد. دیگر یافته ها نشان می دهد که بررسی کننده کنترل کیفیت در ایران شکلی است، فرایند تعامل ...
تاثیر سرمایه فکری بر شاخص های ارزیابی عملکرد شرکت های دولتی و خصوصی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تاثیر سرمایه فکری بر شاخص های ارزیابی عملکرد شرکت های دولتی و خصوصی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. نتایج تحقیق بیانگر این است که رابطه معنادار و مثبتی بین سرمایه فکری و بازده سهام شرکت های خصوصی و رابطه مثبت معناداری بین سرمایه فکری و بازده سهام شرکت های دولتی داشته است. رابطه بین سرمایه فکری و بازده حقوق صاحبان سهام شرکت های دولتی و همین طور شرکت های خصوصی مثبت و معنادار می باشد. همچنین نتایج نشان داد که در شرکت های خصوصی و دولتی بین سرمایه فکری و ارزش افزوده خالص رابطه مثبت و معناداری وجود داشته است.
شناسایی آستانه اثرگذاری ریسک های سیستماتیک و غیر سیستماتیک بر زنجیره تأمین صنایع نفتی-پتروشیمی و شیمیایی (هیبرید مدل های دلفی فازی نوع 3 پانل های آستانه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۷)
288 - 259
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی آستانه اثرگذاری ریسک های سیستماتیک و غیرسیستماتیک بر زنجیره تأمین صنایع نفتی-پتروشیمی و شیمیایی است. بازه زمانی پژوهش 1390 تا 1400 است. پژوهش حاضر دارای دو جامعه است. جامعه اول خبرگان حوزه صنایع پتروشیمی و شیمیایی و جامعه دوم شرکت های فعال در حوزه صنایع پتروشیمی و شیمیایی در بورس اوراق بهادار تهران است. در این پژوهش 99 ریسک موثر بر زنجیره تأمین صنایع پتروشیمی و شیمیایی در قالب دو دسته عوامل ریسک غیرسیستماتیک (77 شاخص) و ریسک سیستماتیک (22 شاخص) مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نظرسنجی از خبرگان با استفاده از رویکرد دلفی- فازی نوع 3، 23 شاخص ریسک غیرسیستماتیک و 13 ریسک سیستماتیک منتخب شدند. بر اساس رویکرد تحلیل مولفه اصلی از متغیرهای منتخب مولفه های ریسک سیستماتیک و غیرسیستماتیک استخراج گردیدند. نتایج مدل PSTR بین زنجیره تأمین و ریسک های سیستماتیک (353/0 تأثیر منفی بالای آستانه؛ 218/0 تأثیر مثبت پایین تر از آستانه) و غیرسیستماتیک (413/0 تأثیر منفی بالای آستانه؛ 237/0 تأثیر مثبت پایین تر از آستانه) رفتار آستانه ای را تأیید نمود
شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر نگرانی حسابرس از تداوم فعالیت صاحبکار با رویکرد معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۶
۱۷۱-۱۴۸
حوزههای تخصصی:
سهام داران و سرمایه گذاران با اعتماد به صورت های مالی و گزارش حسابرس، تصمیمات سرمایه گذاری بلندمدت خود را اخذ می کنند. از گذشته های دور حسابرسی به عنوان مکانیسمی در جهت کنترل مشکلات نمایندگی و تضاد منافع به کار گرفته شده است. اگر حسابرس در طی بررسی های خود به شواهدی مبنی بر ناتوانی شرکت به تداوم فعالیت دست یابد، باید در گزارش حسابرسی این موضوع را شامل سازد. از این رو پژوهش حاضر به شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر نگرانی حسابرس از تداوم فعالیت صاحبکار با رویکرد معادلات ساختاری پرداخته است. روش تحقیق کمی می باشد برای گردآوری اطلاعات از نظریه ها، ادبیات پیشین و در نهایت پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد و تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از معالدات ساختاری انجام گرفته است. علاوه بر نخبگان حوزه حسابرسی، برخی مدیران و کارشناسان موسسات حسابرسی به تعداد 1200 نفر می باشد. با توجه به جدول حجم نمونه مورگان نمونه پژوهش تعداد 384 نفر تعیین گردید. روش نمونه گیری در بخش نیز به صورت نمونه گیری دردسترس بود. نتایج بدست آمده از اجرای پرسشنامه محقق ساخته جهت اعتبارسنجی نظری مدل به این گونه است که با توجه به داده های حاصل از پرسشنامه و همچنین تحلیل حاصل از آن همه سوالات و داده ها مورد تایید خبرگان می باشد. بر این اساس الگوی طراحی شده برای نگرانی حسابرس از تداوم فعالیت صاحبکار از اعتبار برخوردار بوده و می تواند به عنوان مبنایی برای مفهوم پردازی نگرانی حسابرس از تداوم فعالیت صاحبکار به کار گرفته شود. با توجه به نتایج آزمون فریدمن و آماره های میانگین، انحراف معیار، مینیمم، ماگزیمم امتیازات و میانگین رتبه های هر یک از متغیرها نشان داده شده که با توجه به جدول می توان گفت که آثار فردی مربوط به نگرانی حسابرس از تداوم فعالیت دارای رتبه اول و کرختی سیاسی حسابرسان دارای رتبه آخر می باشند. مدیران و دست اندرکاران امر زمینه سازی را اجرای مولفه های احصا شده در این پژوهش فراهم نمایند.
ارائۀ الگوی توسعه منابع انسانی در راستای تعالی سازمانی در شرکت ملی حفاری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف ارائه الگوی توسعه منابع انسانی در راستای تعالی سازمانی انجام شده است. این مطالعه از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش اجرا، توصیفی پیمایشی با رویکرد مقطعی است. جامعه آماری، شامل 132 نفر و نمونه منتخب با استفاده از فرمول کوکران شامل 99 نفر از مدیران شرکت ملی حفاری ایران است. برای جمع آوری اطلاعات جهت آزمون فرضیات از پرسشنامه ای شامل هشت بعد و 30 سؤال استفاده شده است. روایی پرسشنامه با استفاده از روش روایی محتوا و همگرا و پایایی پرسشنامه با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. برای آزمون فرضیات از تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی.ال.اس استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه های تحقیق نشان داد که توسعه منابع انسانی بر فرهنگ و رهبری سازمان، چشم انداز، مقصود و استراتژی، مشارکت ذینفعان، خلق ارزش پایدار، پیشبرد عملکرد و تحول، عملکرد استراتژیک و عملیاتی، برداشت ذینفعان، تأثیر مثبت و معناداری دارد.
طراحی مدل شبکه ارزش پایدار در توزیع فرآورده های نفتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی در صنعت نفت و انرژی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۱
125 - 148
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه مدلی کاربردی که به دنبال شناسایی اجزای شبکه ارزش پایدار در بخش توزیع فرآورده های نفتی بوده و همچنین توسعه یک نظریه ی اساسی مفید برای متخصصین و دانشگاهیان بوده است. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی و یک پژوهش اکتشافی است. همچنین از روش داده بنیاد استفاده شد. در این پژوهش جهت جمع آوری داده ها، با 15 نفر از خبرگان شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران مصاحبه عمیق انجام شد. ابتدا، نمونه گیری هدفمند قضاوتی بود و سپس برای رسیدن به اشباع نظری، از نمونه گیری گلوله برفی استفاده شد. از داده های به دست آمده، مدل پژوهش صورت بندی شد و درنهایت مدل پارادایمی در قالب شش مقوله اصلی، 34 مقوله فرعی و 218 مشخصه طبقه بندی شد. در این تحقیق به شکل جامعی ابعاد و اجزای مؤثر بر شبکه ارزش پایدار در قالب یک ساختار منسجم تبیین و فرایندهای مدیریتی موردنیاز تعریف شد.
زمان بندی دو هدفه پروژه ها و مسئله ی تخصیص کارکنان با در نظر گرفتن تیم های کاری و اثر یادگیری وابسته به تیم کاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت صنعتی سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
41 - 111
حوزههای تخصصی:
امروزه در سازمان های پروژه محورکه پروژه های متعددی را به صورت موازی و در تیم های کاری انجام می دهند، نیروی انسانی نقش بسزایی در موفقیت یا شکست این سازمان ها ایفا می کند. به همین دلیل، نیروی انسانی به عنوان یکی از اساسی ترین منابع مورد نیاز این سازمان ها شناخته می شود و بهینه سازی آن می تواند به طور قابل توجهی بهره وری را افزایش داده و زمان و هزینه های سازمان را کاهش دهد که این مسئله بر اهمیت مدیریت مؤثر منابع انسانی تأکید کرده و نیاز به توجه ویژه به این حوزه را برجسته تر می کند. بنابراین، در این پژوهش یک مدل برنامه ریزی غیر خطی عدد صحیح مختلط چند هدفه برای مسئله زمان-بندی پروژه ها با محدودیت منابع و تخصیص کارکنان چندمهارته و تخصیص پروژه ها به تیم های کاری ارائه می شود. مدل ریاضی این پژوهش شامل اهداف چندگانه کمینه سازی همزمان مجموع هزینه های راه-اندازی تیم های کاری و بکارگیری نیروی انسانی و مجموع زمان درجریان بودن پروژه ها می باشد و برای واقعی تر کردن مدل، تأثیر یادگیری با نرخ یادگیری وابسته به تیم کاری و زمان آماده سازی نیز در نظر گرفته می شود. سپس مجموعه ای از مسائل آزمایشی در مقیاس های مختلف طراحی شده و برای حل این مسائل، از الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی چند هدفه و الگوریتم ژنتیک چند هدفه برمبنای مرتب سازی نامغلوب استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمایش ها نشان می دهند که الگوریتم NSGA-II عملکرد بهتری نسبت به الگوریتم MOAIS دارد.
تحلیل نقش و جایگاه ذی نفعان اکوسیستم هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صنعت خودروسازی، به عنوان خط مقدم انقلاب فناورانه، با ادغام فناوری هوش مصنوعی (AI) در حال تحول عمیقی است. هوش مصنوعی و کاربست آن در این صنعت تبدیل به یک اکوسیستم فناوری پیچیده ای شده است که ذی نفعان زیادی را در برمی گیرد. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل جایگاه و نقش ذی نفعان اکوسیستم هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی در ایران است. بدین منظور، فهرستی از ذی نفعان اکوسیستم هوش مصنوعی در گام اول تهیه شد. در گام بعدی، جایگاه و نقش ذی نفعان تحلیل گردید. برای جمع آوری داده ها درمورد جایگاه ذی نفعان از ماتریس علاقه - قدرت استفاده شد که در طی آن پرسش نامه ای با 48 گویه طراحی و توسط ۳۶ متخصص و کارشناس تکمیل گردید. بر اساس یافته ها، ذی نفعان این اکوسیستم در دو سطح کلان و خرد دسته بندی و با استفاده از ماتریس علاقه - قدرت در چهار گروه طبقه بندی شده اند: ذی نفعان کلیدی (باعلاقه و قدرت بالا)، ذی نفعان زمینه ساز (باقدرت بالا و علاقه کم)، ذی نفعان تابع ( با قدرت کم و علاقه بالا) و ذی نفعان عوام ( باقدرت و علاقه پایین). نتایج نشان می دهد که نهادهای دولتی، مراکز تحقیقاتی، و خودروسازان در زمره ذی نفعان کلیدی قرار دارند، درحالی که نهادهای مالی و برخی تأمین کنندگان در گروه زمینه سازها جای می گیرند. کاربران نهایی، از جمله مصرف کنندگان و رانندگان، به عنوان ذی نفعان تابع محسوب می شوند، درحالی که رسانه ها و برخی سازمان های نظارتی در دسته عوام قرار دارند. این طبقه بندی می تواند به سیاست گذاران و صنعتگران در بهینه سازی تعاملات و توسعه پایدار اکوسیستم هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی کمک کند.
نقش بحران بانکی در تأثیر تنوع درآمدی بر ریسک صنعت بانکداری ایران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۹ (جلد ۳)
136 - 150
حوزههای تخصصی:
اقتصاد ایران طی سه دهه اخیر با فراز و نشیب های فراوانی در حوزه های کلان اقتصادی از جمله در صنعت بانکداری روبه رو بوده است. ارزیابی شرایط حاکم بر صنعت بانکداری ایران گویای آن است که اقتصاد ایران بحران بانکی را تجربه کرده است؛ اگر چه به علت دولتی بودن بانک ها و حمایتهای مالی بانک مرکزی عملاً به بروز بحران آشکار منجر نشده است. هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی نقش بحران بانکی در اثرگذاری تنوع درآمدی بر ریسک صنعت بانکداری ایران با استفاده از روش اقتصادسنجی پانل می باشد. بدین منظور 14 بانک پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان نمونه آماری پژوهش طی سال های 1391-1401 مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد، تنوع درآمدی تأثیر معنی دار و منفی بر ریسک صنعت بانکداری داشته است؛ در هنگام بحران بانکی تنوع درآمدی تأثیر معنی دار و مثبتی بر ریسک صنعت بانکداری داشته است. مقاله
تأثیر استراتژی مالیاتی بر استفاده بهینه منابع توسط مدیریت با تأکید بر شایستگی مدیر و راهبری شرکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش ﺑﺮﺭﺳﯽ تأثیر استراتژی ﻣﺎﻟﯿﺎﺗﯽ ﺑﺮ استفاده بهینه منابع ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎ با تأکید بر نقش شایستگی مدیریت و راهبری شرکتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه مورد مطالعه شامل 116 شرکت در یک دوره ده ساله از سال های 1393 الی 1402 است. با استفاده از نرم افزار Eviews و همچنین رگرسیون خطی چند گانه جهت تخمین مدل های فرضیه ها، یافته های پژوهش نشان داد، استراتژی مالیاتی (بر اساس دو معیار اجتناب مالیاتی غیرعادی و پناه مالیاتی) بر استفاده بهینه منابع تأثیر معکوس و معنادار دارد، همچنین ضمن تأثیر مثبت شایستگی مدیریت بر استفاده بهینه از منابع، تأثیر استراتژی مالیاتی(بر اساس معیار اجتناب مالیاتی غیرعادی) بر استفاده بهینه از منابع با افزایش شایستگی مدیریت تعدیل(افزایشی) می شود و ضمن تأثیر مثبت راهبری شرکتی بر استفاده بهینه از منابع، راهبری شرکتی تأثیر اجتناب مالیاتی (بر اساس دو معیار اجتناب مالیاتی غیرعادی و پناه مالیاتی) بر استفاده بهینه منابع را تعدیل (افزایشی) می کند.