فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۴۱ تا ۱٬۴۶۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
International Journal of Political Science, Vol ۱۴, No ۳ , ۲۰۲۴
125 - 148
حوزههای تخصصی:
Russia's extensive military invasion of Ukraine on February 24, 2022 and the extensive conse-quences of the continuation of this war have caused the world's food security to face serious challenges due to the fact that these two countries play an important role in the supply and export of grains and oilseeds. This research has sought to use the descriptive-analytical meth-od to test the hypotheses and the library and data collection method to collect data, using the popular Pakistani human security theory, to this Answer the question: What effect did the war between Russia and Ukraine have on the food security of the world? The results indicate that, although the war in Ukraine had quickly disrupted the supply and increased the global price of grains, oilseeds and agricultural inputs, but this process did not continue and therefore with the support measures of countries and International organizations, such as the partial reopen-ing of Black Sea ports through the Black Sea Grain Initiative under the guidance of the Unit-ed Nations, the European Union Solidarity Lines Initiative, increasing global humanitarian efforts, canceling or reducing export restrictions of major food producing and exporting coun-tries. After a period of 4 months since the start of the war in Ukraine, from May 2022 on-wards, the markets have gradually become flexible and adaptable in the face of this crisis, and the prices have returned to the pre-war level by August 2022. This trend improved the adverse effects of the Ukraine crisis on the world's food security significantly and the fear of a contin-uous lack of grain in the world market did not come true.
نقش انقلاب اسلامی در ایجاد طبقه متوسط جدید مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۷
۲۵۴-۲۲۷
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر در قریب به اتفاق نوشته های موجود از طبقه متوسط جدید به عنوانِ طبقه مروج فرهنگ و ارزش های غربی یاد می شد و در نوشته ها سعی می شد مسئولین را متقاعد کنند تا روی ارزش های مذهبی نظام پافشاری نکنند. لذا تصمیم گرفته شد تا در این مقاله بخش انقلابی طبقه متوسط جدید به درستی به تصویر کشیده شود. روش این پژوهش آمیزه ای است از مشاهده مشارکتی نگارنده و تحلیل تاریخی که با استفاده از اسناد و مدارک موجود. در این تحقیق نشان داده شده که به موازات رشد کمّی طبقه متوسط جدید، بخش انقلابی این طبقه نیز رشد داشته بطوری که جامعه دانشگاهی ما با طبقه متوسط جدیدی مواجه است که انقلابی است. عواملی همچون انقلابی بودن مذهبی ها، جنگ تحمیلی، نقد غرب، مشاهده پیشرفت های بعد از انقلاب، ملاقات مستمر با رهبری، فرهنگ عقل گرای شیعه، تجلی ملی گرایی در مذهبیون و مشاهده بی هویتی غرب گرایان از عوامل اصلی ایجاد طبقه متوسط مذهبی می باشد.
رقابت ژئوپلیتیکی هند و چین در آفریقا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۵۱)
195 - 222
حوزههای تخصصی:
کشورها جهت ژئوپلیتیک هرچه بیشتر منافع و اهداف ملی خود در مناطق مختلف جهان به رقابت می پردازند. در این میان ظرفیت های قاره آفریقا سبب رقابت قدرت های جهانی و منطقه ای برای توسعه روابط با کشورهای این قاره شده است. چین و هند به عنوان دو قدرت نوظهور جهانی، رقابت بزرگی را در حوزه های متنوع جهت ژئوپلیتیک نیازهای داخلی و کسب منزلت ژئوپلیتیک آغاز نموده اند. این مقاله درصدد پاسخ به این سؤال است که رقابت ژئوپلیتیک میان هند و چین در منطقه آفریقا در چه حوزه هایی شکل گرفته است؟ به نظر می رسد که چین و هند رویکرد دوجانبه و منطقه ای مستقلی در پیش گرفته اند، اما وجود رقابت ژئوپلیتیک در این منطقه کاملاً مشهود است. این مقاله از نوع پژوهش های اکتشافی و توصیفی است. یافته های مقاله با استفاده از روش تحقیق کیفی نشان می دهد که طی سالیان گذشته، چین توانسته در حوزه اقتصادی، سرمایه گذاری های مالی در زمینه های زیرساختی، تولیدی و منابع طبیعی، تحرکات و تعاملات دیپلماتیک، کمک های نظامی و مهاجرین چینی رویکردی همه جانبه در مورد آفریقا اتخاذ کند؛ تا از این طریق موقعیت خود را در بلندمدت ثثبیت و تقویت نماید. در مقابل، هند نیز توانسته با مشارکت در پروژه های زیرساختی، توسعه منابع انسانی، آموزشی و بهداشتی و مهاجرین هندی گام های مؤثری در توسعه روابط خود با کشورهای آفریقایی بردارد.
ریشه یابی جرم شناختی علل ارتکاب به جنایات جنگی منطقه ای در بحران فلسطین با تأکید بر آموزه های نظریه سازه انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
115 - 141
حوزههای تخصصی:
برخی مواقع با نگاهی به بحران ها و جنایات بین المللی نوع بشر را در این فکر فرو می برد علل و علت چنین التهاباتی که صلح و امنیت منطقه ای را زیر سؤال می برد را چگونه می توان تبیین کرد تا از آن طریق بتوان ضمن کنترل تنش ها در وضع موجود، در آینده ضمن حل ریشه ای مسائل بتوان به صورت راهبردی از بروز چنین نا بسامانی پیشگیری به عمل آید. اینجاست که نظریه ها با نگاه در وقایع می تواند مکانیسمی را در اختیار ما قرار دهد که واقعیت موجود را بهتر درک کنیم.به نظر می رسد اختلافات کنونی در قضیه فلسطین و اسرائیل نوعاً عقیدتی و هویتی است، همین می تواند ضرورت این مطالعه را بیش از پیش حقایق موجود را برای ما روشن کند. در این جستار تحقیقاتی با رویکردی توصیفی- تحلیلی در عین حال با بهره جستن از روش اسنادی و کتابخانه ای می خواهیم به جواب این سؤال برسیم علل و ریشه های جرم شناختی و سیاسی التهابات و بحران های مکرر خاورمیانه با تأکید بر قضیه فلسطین و اسرائیل چیست؟ با توجه به این که اختلافات در خاورمیانه ریشه ای تاریخی و راهبردی است به نوعی هویتی می باشد به همین دلیل همیشه محل درگیری و بحران است به همین دلیل به علت همین فضای التهاب آور نوعاً تحقق جنایات جنگی دیگر جنایات بین المللی در این منطقه امری متحمل است. یافته های تحقیقاتی حاکی از آن است؛ گسترش نقش واقعی سازمان های بین المللی به دور از هرگونه سیاسی کاری، تقویت گفتمان های سیاسی و مذهبی براساس ترتیبات منطقه ای بدون دخالت قدرت ها، شناسایی کشور فلسطین وفق اسناد بین المللی در قالب رویکردهای سیاسی مسالمت آمیز می تواند رویکرد پیشگیرانه از منظر جرم شناسی جنایات بین المللی در آینده خاورمیانه باشد.
طرح هلال شیعی؛ فرصت ها و چالش های پیش روی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حوادث منطقه خاورمیانه بخصوص پس از سقوط صدام، موجب گردیده نظم موجود در منطقه بهم بریزد. همزمانی ورود احزاب شیعی در عراق با حوادثی از جمله جنگ های 33 روزه، و تحولات لبنان موجب شده اصطلاح هلال شیعی از سوی شیخ نشین های سنی منطقه رواج پیدا کند. آن ها از بهم خوردن تعاملاتی که ایران شیعی در آن نقش داشته باشد به شدت ترس و واهمه پیدا کرده و به دنبال حفظ موقعیت خود می باشند. این مقاله در چارچوب نوواقع گرایی و به روش توصیفی-تحلیلی در نظر دارد تا به این سوال پاسخ دهد که طرح هلال شیعی دارای چه فرصت ها و چه چالش هایی برای ایران می تواند باشد؟ افزایش انگیزه در شیعیان منطقه برای ایفای نقش فعال، روی کار آمدن شیعیان در دستگاه های اجرایی کشورهای عربی که مدافع ایران هستند و افزایش جمعیت شیعه، افزایش نقش ژئوپلتیکی و تبدیل شدن به هژمون منطقه ای، نقش آفرینی در تعاملات نظامی بخصوص بعد از مبارزه با داعش، از جمله فرصت هایی است که برای ایران وجود دارد و نیز چالش هایی از جمله رواج ایران هراسی و ایجاد تنش بین سنی و شیعه، رقابت تسلیحاتی کشورهای شورای خلیج فارس، افزایش تنش با عربستان، تنش با اسرائیل، افزایش ضدیت بین ایران و امریکا در منطقه، از خطراتی است که ایران در فعالیت در قالب هلال شیعی با آن مواجه است.
آینده پژوهی هوش مصنوعی، بر اساس سنت های الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس آموزه های قرآنی، سنت های الهی (مانند سنت استخلاف) بر جهان حاکم است. از سویی دیگر هوش مصنوعی با رشد شتابان کنونی ممکن است به دوران تکنیگی وارد شود. حال آیا با پیش فرض امکان تکینگی، در صورت تحقق آن، هوش مصنوعی می تواند مانع از جریان سنت های الهی، تحقق جامعه مطلوب و مهدوی شود؟ نهایتاً پس از طرح، تبیین و دسته بندی سناریوهای محتمل نسبت به آینده هوش مصنوعی مبتنی بر روش تحلیلی جیمز دیتور، امکان سنجی و نسبت سنجی آن ها بر اساس انواع سنت های الهی، ضمن رد سناریوهای نگران کننده، این نتیجه حاصل شد که طبق سنت های مشروط و مطلق رقابت پذیر و بر اساس حرکت تکاملی جوامع و تاریخ، هر چند ممکن است رشد هوش مصنوعی، آسیب ها و نگرانی هایی را برای انسان به دنبال داشته باشد؛ اما استخلاف صالحان قطعی است و رشد فناوری مانع جریان آن نخواهد شد. در این پژوهش، گردآوری اطلاعات، به روش کتابخانه ای و پردازش آن ها، به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است.
بر ضد تلقی اسطوره ای از عصر دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله -که یکی از بخش های تحقیق فلسفی درباره عصر دیجیتال است- دیدگاهی را ارزیابی می کنم که ادعای «انقضای دوران فعلی» و «شروع انتقال به دورانی جدید» را نوعی تلقیِ اسطوره ای و نامستدل درباره وضع کنونی می داند.اگرچه در فضای فرهنگیِ ایرانِ امروز، به ندرت، شاهد انتشار اثر فکری و فلسفی جدی درباره فاوا (فناوری اطلاعات و ارتباطات) هستیم، اما گفته ها و نوشته های زیادی در اینجا و آنجا با این موضوع پراکنده شده و در برخی از آنها، واژگان دنیای اینترنت، جهان شبکه های اجتماعی، دنیای بازی های رایانه ای، عصر دیجیتال و... به کرّات بر زبان و قلم جاری می شوند. در این مجال، دیدگاهی را تقریر می کنم که معنای محصلی برای این تعابیر، فراتر از معنای اسطوره ای یا استعمال روزنامه ای نمی شناسد. این مخالفت در سه دسته تقریر می شود: 1. نقد اقتصاد سیاسی بر تلقی اسطوره ای از عصر دیجیتال. 2. نقد رویکرد تاریخ اطلاعات و 3. نقد اخلاق رایانه. دو گروه نخست، مبانی و لحن شبیه تری به یکدیگر در نقد اسطوره ی عصر دیجیتال داشته و گروه سوم، از سنت فلسفه اخلاق تحلیلی برآمده است. ناقدان معتقدند که در تحلیل فاواهای جدید، غلوّ و بزرگ نمایی رخ داده و چیزی منحصر به فرد در خصوص این فناوری وجود ندارد و در تلقی اسطوره ای از عصر دیجیتال، رابطه اندیشمند با تاریخ و سیاست گسسته شده است. در زبان فارسی، اثر پژوهشی در نقادی اصطلاح پرتکرار جهان دیجیتال یا عصر اینترنت به نگارش درنیامده است. متون انگلیسی زبان را در این موضوع می توان به سه دسته کلی تقسیم کرد: 1. غلو و مبالغه در کاربست واژه عصر یا جهان 2. مخالفت کلی با کاربست آن 3. دیدگاه میانه رو که با هر دوی اغراق در کاربرد و عدم التفات به تحول اساسی این عصر، مخالف است. این مقاله بازتاب دیدگاه دوم و سوم است.
رویکردی نظری به سیاست های مهاجرتی دولت های مهاجرپذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
143 - 168
حوزههای تخصصی:
مهاجرت هرچند پدیده ای جدید نیست و در طول تاریخ همواره وجود داشته است، در دنیای امروز به مسئله ای غامض و پیچیده تبدیل شده است. این مسئله درباره رویکرد دولت ها به مسئله مهاجرت نیز صادق است. تفاوت رویکرد دولت ها در قبال مسئله مهاجرت و چالش هایی که در کشورهای صنعتی به شکل گاه و بی گاه در این زمینه رخ می دهد، نشان دهنده این واقعیت است. از این رو این مقاله به بررسی زمینه های نظری سیاست های مهاجرتی دولت های مهاجرپذیر می پردازد. پرسشی را که به طور خاص دغدغه این پژوهش است، می توان اینگونه مطرح کرد: چرا دولت های مهاجر پذیر در مقابل ورود مهاجران، سیاست های متفاوتی را در پیش می گیرند؟ پاسخ این پرسش را باید در دو مفهوم «منافع ملی» و «ارزش های ملی» متفاوتِ حاکم بر جوامع و دولت های مختلف و وزن متفاوت هر یک از این دو در عرصه سیاست گذاری جست وجو کرد. به عبارتی دیگر به نظر می رسد که هرگونه سیاست گذاری درباره مهاجرانی که وارد خاک یک کشور می شوند، لاجرم بر اساس اتمسفری است که برآمده از این دو مؤلفه است. در این چارچوب، ذیل بحث منافع ملی، به وجوه مختلف اقتصادی، اجتماعی، نظامی- امنیتی و مسائل زیست محیطی اثرگذار و ذیل بحث ارزش های ملی، به رویکردهای اخلاق محور، عرف محور و دین محور سیاست های مهاجرتی توجه خواهد شد. رویکرد این پژوهش، نظری است و با روشی تبیینی و با شیوه گردآوری داده ها به شکل کتابخانه ای به طرح پشتوانه های سیاست های مهاجرتی می پردازد.
بررسی فراترکیبی علائق ژئوپلیتیکی چین در آفریقا
حوزههای تخصصی:
جمهوری خلق چین پس از جنگ سرد، به عنوان یک قدرت مهم اقتصادی در جهان معرفی شد. این کشور امروزه توانسته سیطره نفوذ خود را به ویژه به لحاظ اقتصادی، به تمام نقاط دنیا اشاعه دهد. یکی از نقاط استراتژی که این کشور با اروپا و آمریکا رقابت استراتژیک در آن دارد قاره آفریقا می باشد. این مطالعه تلاش دارد که به ارائه علت ها و زمینه های نفوذ قدرت چین در آفریقا بپردازد. از این رو با توجه به این نکته که تاکنون مطالعات زیادی در زمینه اقدامات و نفوذ چین در آفریقا انجام شده است؛ این مطالعه به منظور برقراری اجماع نظری مابین تحقیقات، به دنبال آن است که دلایل استراتژیک و مهم نفوذ چین در آفریقا را در یک چارچوب نظری بیان کند. از این رو فلسفه تحقیق تفسیری انتخاب شده است که با رویکرد کیفی و تکنیک های تحلیل محتوا و فراترکیب، به مدل مناسب در این زمینه دست یابد. خاطر نشان باید کرد که از میان 298 مقاله که در بر دارنده اهداف و علائق ژئوپلیتیکی چین می باشد؛ با توجه به سیستم نمره دهی کسپ روبریک، تعداد 8 مقاله استخراج شده است. نتیجه پایانی حاکی از آن است که از مهمترین علائق ژئوپلیتیکی در آفریقا اهداف اقتصادی می باشد، که چنین اهدافی با توجه به اصول نرم و ساختار فرهنگی ایدئولوژیکی چین پیگیری شده اند.
A Fundamental Analysis of British Foreign Policy and Its Impact on Iran-Britain Relations(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۳۹- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۴
119 - 138
حوزههای تخصصی:
After the end of the Cold War between the Soviet Union and the United States and the collapse of the bipolar system, the British government, as a secondary power, sought to revise its foreign policy principles based on the necessities of the 21st century. Especially after the events of September 11, 2001, London officials reviewed the foundations of the country's foreign policy within the framework of a new international order centered on the United States. As a result of the new structure of British foreign policy, the political relations of this country with other international actors underwent changes, such that this issue also impacted the bilateral relations between London and Tehran. This research examines the foundations of British foreign policy as the main pillars of the country's foreign relations in the post-September 11 era. This article analyzes this topic using a descriptive-analytical method based on a foundational approach. The aim of this writing is to answer the main question: "What are the most important foundations of British foreign policy and what effects do they have on Britain's bilateral relations with the Islamic Republic of Iran?" The results of this research indicate that commercial diplomacy, energy security, US-British special relationship, the maintenance of the security and survival of the Zionist regime, and attention to human rights issues with specific perspectives are among the most important foundations and constructs of British foreign policy, each of which has in some way darkened and challenged relations between London and Tehran.
Balancing NATO Commitments and Independent Policies: Eastern European Countries' Responses to the Gaza Crisis with Consideration of Iran's Role(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۴۰- Serial Number ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۴
477 - 496
حوزههای تخصصی:
This research examines how Eastern European countries balance NATO commitments and independent policies in response to the Gaza crisis, with special attention to Iran's role in this equation. The findings of this study show reveal that Eastern European countries, despite structural limitations, maintain significant autonomy in their foreign policy. These countries have shown diverse responses to the Gaza crisis, reflecting a combination of security considerations, economic interests, domestic political constraints, and historical and cultural influences. Iran's role as a key regional actor in the Middle East represents an important variable in the foreign policy calculations of these countries. Comparative analysis of official positions and diplomatic actions reveals a significant gap between discourse and practice. The pattern of Eastern European countries' responses to Gaza crises provides a deeper understanding of foreign policy dynamics in the region and offers a framework for future analyses that incorporate the "Iran factor" in Eastern European foreign policy calculations.
بررسی مقایسه ای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و ترکیه در قره باغ(2020-2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۴۹)
5 - 32
حوزههای تخصصی:
منطقه قفقاز جنوبی و قره باغ، منطقه ای استراتژیک و هم مرز با ایران است که قدرت های مهم منطقه ای و فرامنطقه ای به دنبال تحقق منافع خود در این منطقه هستند. این مقاله با استفاده از روش کیفی مبتنی بر مطالعه تطبیقی به بررسی و مقایسه رویکردهای سیاست خارجی ایران و ترکیه در منطقه قره باغ می پردازد. لذا سؤال اصلی مقاله این است رویکردهای سیاست خارجی ج.ا.ایران و ترکیه در قره باغ در بین سال های 2020-،2023 ، چه شباهت و تفاوت هایی داشته اند؟ در پاسخ، فرضیه مقاله این است؛ در حالی که ایران و ترکیه به رفع تهدیدات امنیّتی منطقه و بر حل و فصل مسالمت آمیز مناقشه تأکید داشته اند؛ در مقابل، دو کشور دیدگاه متفاوتی در خصوص سیاست های جمهوری آذربایجان، اولویت های منطقه ای، آینده قره باغ و حضور رژیم صهیونیستی در منطقه دارند. یافته های تحقیق نشان می دهد که ایران و ترکیه تلاش می کنند که در قره باغ قدرت نفوذ خود را افرایش داده و منافع یکدیگر را تضعیف نمایند و با وجود تأکید بر حفظ صلح، ثبات و امنیّت در قره باغ، برای تأثیرگذاری بیشتر و دست یابی به موقعیت قدرت برتر در منطقه با هم رقابت می نمایند.
کارکرد دیپلماسی دینی در مدیریت منازعات فرقه ای: مطالعه موردی سفر پاپ فرانسیس به عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۴۹)
199 - 220
حوزههای تخصصی:
هرچند دین به عنوان یک پدیده اجتماعی، تاریخی به درازای عمر انسانی داشته و در جوامع گوناگون از دیرباز تاکنون در اشکال و صورت های مختلف ظهور و بروز داشته است، اما بی تردید با روند فزاینده جمعیت جهان؛ گسترش ارتباطات میان جوامع بشری؛ تشدید تعارض منافع؛ رشد فزاینده رقابت های اقتصادی؛ سوء تفاهم ها و تعصبات، چالش های جوامع انسانی از گسترش و پیچیدگی بیشتری برخوردار شده است. بخشی از این چالش های بزرگ با حوزه دین مرتبط بوده و ستیز میان پیروان ادیان به درگیری های زیادی منجر شده است. لذا این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که دیپلماسی دینی چه جایگاهی در مدیریت منازعات فرقه ای دارد؟ فرضیه تحقیق حاضر این است که دیپلماسی دینی با اتخاذ رهیافتی کل نگر نسبت به انسان فارغ از طبقه؛ نژاد؛ جنسیت؛ ملیت، می تواند در مدیریت منازعات نقش مهمی ایفا نماید. این مقاله با اتخاذ روش توصیفی-تحلّیلی به بررسی ظرفیت های موجود در دیپلماسی دینی در مورد سفر پاپ فرنسیس به عراق می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد برخلاف دیدگاهی که دین را مانع در برابر دیپلماسی می داند، تغییر ماهیت منازعات از واخر قرن بیستم، فرصت جدیدی برای ایفای نقش دیپلماسی دینی در مدیریت منازعات فراهم کرده است.
امکان یا امتناع تسری قاعده فقهی «وجوب حفظ نظام» به «حفظ نظام سیاسی مسلمین»؛ با تأکید بر آراء امام خمینی (رحمت الله علیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۲۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۰)
345 - 370
حوزههای تخصصی:
قاعده وجوب حفظ نظام از قواعد فقهی است که در ادوار مختلف فقه شیعه متناسب با شرایط اجتماعی و نیازهای زمانه، برداشت های گوناگونی از آن صورت گرفته است که می توان آن ها را در سه حوزه «حفظ کیان اسلام»، «حفظ نظام معیشت جامعه اسلامی» و «حفظ نظام اجتماعی مسلمین» دسته بندی کرد. با تشکیل نظام اسلامی در ایران، حضرت امام (رحمت الله علیه) گستره این قاعده را به «حفظ نظام سیاسی و حکومت اسلامی» تسری دادند که این امر از سوی برخی محققان، بدعت در سنت فقهی شیعه دانسته شد. پژوهش حاضر به دنبال این است که مبتنی بر سیر تطور این قاعده در ادوار مختلف فقه شیعه، به این سؤال پاسخ دهد که «آیا گسترش معنایی صورت گرفته از سوی حضرت امام در خصوص قاعده وجوب حفظ نظام، مبتنی بر سنت فقهی شیعه انجام شده است؟». در پاسخ به این پرسش، برای گردآوری داده ها از مطالعات کتابخانه ای و برای تحلیل آن ها از روش هرمنوتیک چندسویه استفاده شده است. نتیجه حاصل از این پژوهش نشان می دهد که گسترش معنایی قواعد فقهی شیعه در طول زمان و بر اساس شرایط اجتماعی و نیازهای هر دوره، امری مسبوق به سابقه بوده و قاعده وجوب حفظ نظام نیز در شرایطی که در دوران ابتدایی فقه شیعه غالباً در حوزه «حفظ نظام معیشت جامعه اسلامی» به کار رفته، به تدریج توسعه معنایی یافته و ابعاد پُررنگ تری در حوزه «حفظ نظام اجتماعی مسلمین» یافته است؛ لذا حضرت امام کاملاً بر مبتنی بر اصول و رویه های مرسوم در فقه شیعه که از پشتوانه عقلایی مستحکمی برخوردار است، اقدام به تسری این قاعده به حوزه حفظ نظام سیاسی نموده اند.
منطق جهاد ابتدایی در چهارچوب نظریه اعتباریات علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۲۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۰)
455 - 476
حوزههای تخصصی:
با توجه به جایگاه کلیدی جنگ و صلح در روابط بین الملل و شریعت اسلامی، ارائه تقریری روزآمد از جهاد می تواند زمینه را برای فهم آن در روابط بین الملل فراهم کرده و مباحثه بین رشته ای را گسترش دهد. لازمه این موضوع بررسی امکان ارائه یک خوانش عقلایی از جهاد ابتدایی است. ازاین رو به بررسی این پرسش می پردازیم: منطق جهاد ابتدایی از منظر واقع گرایی اسلامی چگونه قابل تبیین است؟ برای این منظور از نظریه اعتباریات علامه طباطبایی کمک گرفته شده است. بر پایه این نظریه، اعتبار «ریاست» و «استخدام» دو عنوان از اعتبارات عقلایی بوده و از لوازم این دو اعتبار، آن است که هر اقتداری، امور متعارض با هویت وجودی خود را در دایره قدرت خویش نفی می کند. بر این اساس اقتدار اسلامی، در دایره قدرت خویش، بقای امور متعارض با هویت توحیدی خود، یعنی شرک و کفر را نفی می کند. برای این مهم بر اساس بررسی مراحل تولد، تثبیت و توسعه قدرت سیاسی نوپدید، تبیینی عقلایی از منطق جهاد ابتدایی و دفاعی ارائه می دهیم. دستاورد نوشتار حاضر دلالت بر آن دارد که بر اساس نظریه اعتباریات علامه (استخدام و ریاست)، جهاد ابتدایی از حیث منطقی، کاملاً عقلائی می باشد؛ چراکه این گونه از جهاد مبتنی بر استخدام متقابل و کاربست هوشمند قدرت است که در آن نفع بازیگر مقابل و همراهی فکری او مدنظر بوده و رعایت شود.
تحول در مبانی و بسترهای سیاسی-امتیتی قدرت در خاورمیانه و الزامات راهبردی-رویکردی ج.ا.ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کسب و حفظ موقعیت برتر در ژئوپولیتیک چالش برانگیز خاورمیانه، از اولویت های استراتژیک ایران بوده و این مهم سالیان طولانی در سایه بهره مندی از دو بال قدرت نظامی و ایدئولوژیک کشور قابل تحقق بوده است. جایگاهی که با وجود اولویت عمل گرایی و تحول در مدارهای تولید قدرت و ثروت منطقه ای از جمله اولویت های اقتصادی و زیست محیطی، اصلاحات اجتماعی، ظهور کنشگران جدید قدرت منطقه ای و فرامنطقه ای، شکل گیری بلوک های جدید قدرت، اولویت علم و فناوری و ... با چشم اندازی نگران کننده برای حفظ جایگاه منطقه ای ایران مواجه شده است. موضوعی که با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و طرح نظریه امنیت منطقه ای، در قالب این سوال که الزامات راهبردی-رویکردی ایران با وجود تحولات مبانی و بسترهای سنتی قدرت در خاورمیانه کدامند؟ و این فرضیه که ایران مستثنی از تغییر معادلات قدرت در خاورمیانه نبوده و بازنگری در سیاست های گذشته مبتنی بر محدود شدن به رقابت های ایدئولوژیکی-امنیتی جهت حفظ موازنه و عدم حذف از امنیت چند بعدی قدرت در جریان خاورمیانه ضروری می باشد، مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد خاورمیانه جدید بر خلاف سیاست های آرمان گرایانه و رئالیسم محور ایران، با کاربست سیاست های لیبرالیستی و عمل گرایانه و با محوریت قدرت ترکیبی حرکت کرده و تاکتیک سنتی ایدئولوژی-امنیت، با وجود تنش زدایی منطقه ای، واگذار کردن نتیجه بازی قدرت به رقبا بوده و در این راستا لازم است ایران جهت حفظ اقتدار منطقه ای، اقداماتی از قبیل دیپلماسی کارآمد و بدون آزمون و خطا، بکارگیری اقتصاد چند بعدی و دانش بنیان، بهره مندی از ظرفیت های ژئوپولیتیکی، بهبود روابط جامعه و حاکمیت به عنوان پشتوانه سیاست خارجی، استفاده از ظرفیت های فرهنگی و تاریخی و... انجام دهد.
سایه بلند پدرسالاری بر سر زنان داستان (بررسی ردپای پدرسالاری در سووشون از منظر ساختارگرایی تکوینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
231 - 211
حوزههای تخصصی:
ساختارگرایی تکوینی لوسین گلدمن مدعی وجود همخوانی ساختاری میان ساخت اجتماعی- سیاسی، ساخت آگاهی گروه ها و طبقات و ساختار آفرینش های فرهنگی به عنوان تجلی عینی ساخت آگاهی است. از این منظر این پژوهش، با بهره گیری از روش گلدمن در جامعه شناسی ادبیات، در پی پاسخگویی به پرسش از نسبت ساخت اجتماعی و ساختار متن ادبی در ایران است و بدین منظور به دنبال پی جویی ردپای یکی از تأثیرگذارترین ویژگی های ساختاری و اجتماعی در ایران یعنی پدرسالاری نهادینه در بافت سیاسی و اجتماعی در متن ادبیات داستانی زنانه (به طور خاص رمان سووشون، اثر سیمین دانشور به عنوان اولین رمان رسمی زنانه در ایران) است. یافته ها نشان دهنده وجود همخوانی ساختاری مورد ادعای ساختارگرایی تکوینی، میان ساختار اجتماعی - سیاسی ایران در آستانه دهه 50 و ساختار متن سیمین دانشور، در چهار سنجه تعیین کننده منتج از نظریه ساختارگرایی تکوینی، یعنی رابطه با منابع قدرت، کنش مندی و توانایی حل مسئله، خودشناسی و خودباوری و محدوده عمل در رمان سووشون (1348) است.
The (Il)legality of U.S. Sanctions on Iran Post-JCPOA Withdrawal, Focusing on the ICJ's Provisional Measures Order(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۸, Issue ۲, spring ۲۰۲۴
257 - 295
حوزههای تخصصی:
For over three decades, sanctions have been a consistent feature of United States policy towards Iran. Following the lifting of nuclear-related sanctions under the Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA) in 2015 and United Nations Security Council Resolution 2231, in 2018 the United States withdrew from the agreement through Executive Order 13846, reinstating previous sanctions. Consequently, Iran decided to bring its case against the United States before the International Court of Justice (ICJ) based on the 1955 Treaty of Amity. The present article analyzes the ICJ's substantive jurisdiction (Merits) over this case, as well as the political and legal implications of the United States' unilateral sanctions against Iran. The research employs an analytical methodology, utilizing library research and note-taking to collect data. The research findings indicate that the ICJ's opinion is based on the illegality of comprehensive economic sanctions imposed on national security grounds, and that the Court has substantive jurisdiction over this case. Furthermore, the findings reveal that the United States' unilateral and extraterritorial sanctions not only violate Iran's sovereignty, but also infringe upon the human rights of the Iranian people. The United States' sanctions policy aligns with liberal and realist theories of international relations.
Navigating Sociopolitical Intricacies: Iran's Energy Transition Pathways Amidst Global Transformations(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۸, Issue ۲, spring ۲۰۲۴
297 - 334
حوزههای تخصصی:
The global energy transition towards low-carbon systems has brought to the fore the underexplored sociopolitical dynamics shaping transition pathways in fossil fuel-dependent developing countries. This study addresses this critical research gap by conducting a comprehensive, multidimensional analysis of the complex interplay between public attitudes, interest group pressures, political institutions, and cultural narratives influencing Iran's energy transition strategies amidst evolving global realities. Employing a novel analytical framework that synthesizes resource dependence, sociotechnical transitions, punctuated equilibrium, and complex interdependence theories, the research draws upon rich insights from 11 semi-structured interviews with leading Iranian experts across policy, engineering, economics, sociocultural, and governance domains. Through a rigorous discourse analysis of interview data and an extensive literature review, the study examines the way in which entrenched hydrocarbon interests, institutional fragmentation, geopolitical tensions, public perceptions, demographic divergences, and cultural identities shape Iran's complex energy landscape. The findings underscore the importance of responsive communication, inclusive stakeholder engagement, adaptive governance, and regional cooperation in navigating the sociopolitical terrain underpinning Iran's sustainable energy transition. The study generates actionable policy recommendations spanning public outreach, political economy management, institutional capacity building, and international diplomacy, advancing theoretical understandings of energy transitions in resource-dependent Global South contexts, while providing guidance for policymakers navigating complex reform pathways amidst societal resistance and geopolitical uncertainties.
The Role of Films in Politics: The Representation of Boris Johnson in ‘This England’ TV Series(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۸, Issue ۲, spring ۲۰۲۴
387 - 419
حوزههای تخصصی:
Television series serve as tools for propaganda and influence, allowing political figures to manipulate public opinion and control how they are perceived. One notable example of this phenomenon can be seen in the representation of Boris Johnson in the TV series ‘This England’. The representation of Johnson in the midst of scandals like Party Gate and the mishandling of the COVID-19 pandemic tainted his public image as a reliable leader and a dependable Prime Minister. The resulting backlash against him was so severe that he was called to testify in the official COVID-19 inquiry (2023) following his compelled resignation. The filming of the 'This England' during his time in office and its airing just 22 days after his departure, appeared as an effort to repair his damaged image. Utilizing qualitative content analysis and drawing on Stuart Hall's theory of representation, this paper explores the nuanced depiction of Johnson's leadership and contributes to our understanding of how television series can shape political narratives. The significance of this study resides in its contribution to our comprehension of the multifaceted ways in which television series can shape public perception of political leadership and contribute to broader societal and political discourse.