فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
1541 - 1570
حوزههای تخصصی:
شناخت مفهوم «دولت» به عنوان مهم ترین رکن نظام سیاسی، یکی از راهبردی ترین مسائل در پژوهش های سیاسی-اجتماعی به شمار می آید. رسانه های ارتباط جمعی منبع مهمی برای صورت بندی افکار عمومی در نسبت با نهاد دولت قلمداد می گردد. در این میان، «سینما» تأثیرگذارترین رسانه ای است که از یک سو توان جذب افکار و برانگیختن تصورات و اذهان مردم را دارد و از سوی دیگر شرایط اجتماعی حاکم و نقش دولت در هر دوره تاریخی را بازنمایی می کند. در همین راستا، پس از انقلاب اسلامی ایران، سینما به مثابه یک ابزار استراتژیک و محور سیاستگذاری های فرهنگی-رسانه ای، مورد توجه دولت ها قرارگرفته است. براین اساس، هدف پژوهش حاضر، نیل به تفسیر و تبیین گفتمانی از پدیده دولت در هنر-رسانه ی سینما است. سوال اصلی تحقیق آن است که با توجه به نقش مهم دولت در زندگی اجتماعی، این نهاد چگونه و در قالب چه گفتمان هایی در فیلم های سینمایی بازنمایی شده است؟ با به کارگیری روش «تحلیل گفتمان پدام» و نظریات گفتمان و بازنمایی، 16 فیلم مهم سیاسی-اجتماعی تولید شده در فاصله سال های 1358 تا 1369 مورد تحلیل قرار گرفته است. نتیجه حاصل از تحلیل گفتمان فیلم های مورد مطالعه نشان می دهد تقریباً تمامی فیلم های سیاسی سینمایی تولید شده در این سال ها به بازنمایی دولت اقتدارگرای پهلوی و نمایش ظلم وستم آن بر جامعه ایران پرداخته است و سینمای سیاسی ایران در دهه 60 تا پایان جنگ تحمیلی، متأثر از فضای انقلابی آن زمان، با انتقاد از نظام سیاسی پیشین، دولت را در قالب گفتمان "دولت اقتدارگرا" بازنمایی کرده است.
تحلیل مضمون اسناد بالادستی و سیاست های مرتبط با مشارکت زنان در اقتصاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
31 - 70
حوزههای تخصصی:
امروزه بحث مشارکت اقتصادی زنان یکی از موضوعات مهم و اساسی در جهان محسوب می شود؛ به طوری که در بسیاری از کشورها تلاش می شود تا از طریق قانون گذاری و تدوین سیاست های اجرایی در این زمینه اقداماتی در مسیر رشد هر چه بیشتر مشارکت اقتصادی زنان انجام شود. هدف از انجام این پژوهش، احصاء و بررسی سیاست های موجود و اسناد بالادستی مرتبط با مشارکت زنان در عرصه اقتصاد و در بخش های مختلف حوزه وسیع اقتصاد اعم از اشتغال، کارآفرینی، سرمایه گذاری و... در ایران است. روش این پژوهش کیفی بوده و داده های جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل مضمون، کدگذاری شده و در نهایت مفاهیم و مضامین از آن استخراج شده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه متون و اسناد بالادستی نظام است؛ شامل 25 سند که به نوعی در آن، به موضوع زن و مشارکت اقتصادی زنان اشاره شده است. یافته های این پژوهش در مجموع در دو مضمون فراگیر دسته بندی شده است؛ مضمون اول «مشارکت زنان در ذیل قوانین و سیاست های همه شمول» که خود شامل دو مضمون سازمان دهنده «تأمین حقوق انسانی» و «گسترش عدالت اجتماعی» است و مضمون دوم تحت عنوان «مشارکت زنان در قوانین و سیاست های مختص به آنها»، که شامل سه مضمون سازمان دهنده «فراهم نمودن امکان مشارکت اقتصادی زنان»، «حمایت از تداوم مشارکت و تقویت جایگاه زنان» و «رفع موانع مشارکت اقتصادی» است. در مجموع یافته های تحقیق نشان می دهد، اگرچه در قوانین و سیاست های موجود توجه ویژه ای به موضوع زن شده و در برخی قوانین و برنامه ها به مسئله مشارکت اقتصادی زنان پرداخته شده، بااین حال چالش ها و موانع بسیاری در خصوص مشارکت زنان وجود دارد که موجب شده در عمل قوانین و سیاست ها اجرا نشده و بحث مشارکت اقتصادی زنان همچنان چالش برانگیز باقی بماند.
شورش علیه طبقه خویشتن (بررسی تطبیقی تیپ شخصیت «ناتاشا» در رمان مادر و شیرین در داستان کوتاه نامه ها)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸
23 - 36
حوزههای تخصصی:
تیپ شخصیت های قهرمانان در مکتب رئالیسم سوسیالیستی معمولاً از دل توده مردم برگزیده می شوند، اما در برخی از آثار بزرگ علوی، مثل داستان نامه ها و رمان چشم هایش، افرادی از طبقه برتر پا به میدان مبارزه علیه طبقه مرفه خویش می گذارند. به زعم برخی پژوهشگران، حضور این افراد در صحنه انقلاب تصنعی است و علوی بیهوده می کوشد تا بین جریان انقلاب و افرادی از طبقه برتر ارتباطی ایجاد کند. مسئله جستار حاضر، این است که پل زدن میان انقلاب و لایه متوسط یا مرفه جامعه، تنها ایده و عقیده علوی و حاصل نگاه صرف او نبوده و می توان رد و سابقه چنین پیوندی را در آثار اصیل رئالیسم سوسیالیستی مشاهده کرد؛ خاصه در رمان مادر که به عنوان الگو و به عنوان نمادی از ادبیات سیاسی و مقاومت به شمار می آید. درنگی در این رمان نشان می دهد که توجه ویژه گورکی به قشرهای فرودست سبب نمی شود که از توان و پتانسیل افراد طبقه فرادست (بورژوا) غافل شده و آن ها را به یکباره طرد و انکار کند. بلکه برعکس، او به ترسیم تصویری از افراد طبقه بالادست می پردازد که شخصیتی انقلابی دارند و هم دست و همراه با پرولتاریا علیه طبقه خویش می شورند و به ستیز علیه ظلم و ستم اربابان، سرمایه داران و طبقه برتر برمی خیزند. مقاله حاضر که به روش توصیفی تحلیلی، با بهره گیری از امکانات کتابخانه ای و رویکرد تطبیقی نوشته شده است، می کوشد تا به بررسی تطبیقی تیپ شخصیت های «ناتاشا» و «شیرین» (در رمان مادر ماکسیم گورکی و داستان نامه ها اثر بزرگ علوی) بپردازد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که ناتاشا و شیرین هر دو دخترانی از طبقه مرفه اند که با داشتن ویژگی ها و دلایلی مشترک ضد طبقه خویش می شورند.
دستورالعمل برنامه سازی تلویزیونی کودک مبتنی بر منظومه رشد قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
561 - 602
حوزههای تخصصی:
در فرایند جامعه پذیری، نهادهای مختلفی مانند رسانه نقش دارند. هدف از پژوهش حاضر ارائه دستورالعملی شامل اصول و مراحل برنامه سازی کودک مبتنی بر منظومه اسلامی رشد و تحول بوده است. جامعه ی مورد مطالعه شامل تمامی کتب مرتبط با رشد اسلامی بوده که تا به حال منتشرشده و نمونه ی مورد مطالعه در این تحقیق نیز به روش هدفمند انتخاب شده و شامل مجموعه 15 جلدی در زمینه دوره دوم رشد با رویکرد اخوت (1401-1392) در زمینه رشد و تحول بوده است که با رویکردی اسلامی و با استفاده از آیات قرآن کریم و روایات نگاشته شده است. این منابع با روش تحلیل محتوای جهت دار کدگذاری شدند. پس از آماده شدن پیش نویس اولیه ی دستورالعمل برنامه سازی کودک مبتنی بر منظومه رشد و تحول اسلامی، نسخه اولیه آن جهت بررسی روایی محتوا، به 20 نفر از متخصصان حوزه کودک عرضه شد و مورد جرح و تعدیل قرار گرفت. بر اساس یافته های این پژوهش مراحل برنامه سازی برای کودکان به عنوان مراحل ارائه شده در دستورالعمل بدین ترتیب تعریف شد: 1- تعیین نسبت موضوع با نیازهای تربیتی دوره دوم رشد 2-طی کردن گام های پرداختن به موضوع (مراحل تحقق خیرگزینی) 3- انتخاب شیوه ی فعال سازی تفکر4-در نظر داشتن الزامات برنامه سازی و 5- انتخاب شیوه ی ارزیابی برنامه. در راستای دست یابی به اهداف تربیتی هماهنگ با اسناد بالادستی، تدوین دستورالعمل هایی چون دستورالعمل حاضر که مبتنی بر اقتضائات کودک، مراحل و شیوه برنامه سازی را از نظر ساختار و محتوا با رویکردی اسلامی ارائه بدهد اهمیتی بسیار دارد و می تواند اثرگذاری هدفمند برنامه های تلویزیونی را بر کودک افزایش دهد.
طراحی و اعتباریابی الگوی مطلوب برنامه درسی جامعه شناسی دوره دوم متوسطه بر اساس آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
289 - 301
حوزههای تخصصی:
هدف: طرحی برنامه درسی و اعتباریابی آن نقش مهمی در بهبود برنامه درسی دارد و استفاده از رویکرد آینده پژوهی می تواند در این زمینه کمک زیادی کند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی مطلوب برنامه درسی جامعه شناسی دوره دوم متوسطه بر اساس آینده پژوهی انجام شد.
روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، اکتشافی بود. جامعه پژوهش خبرگان و صاحب نظران علوم تربیتی، برنامه درسی و جامعه شناسی و سرگروه های آموزشی و معلمان درس جامعه شناسی بودند که در بخش طراحی 20 نفر از آنها طبق اصل اشباع نظری با روش نمونه گیری هدفمند و در بخش اعتباریابی 30 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش طراحی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش اعتباریابی پرسشنامه ساخته شده بر اساس مصاحبه بود. همچنین، برای تحلیل داده ها در بخش طراحی از روش تحلیل مضمون و در بخش اعتباریابی از روش نسبت روایی محتوایی استفاده شد.
یافته ها: یافته های تحلیل مضمون پژوهش حاضر نشان داد که الگوی مطلوب برنامه درسی جامعه شناسی دوره دوم متوسطه بر اساس آینده پژوهی از نظر منطق دارای نه مولفه و یک بعد شامل جامعه شناسی یک فعالیت طبیعی و بخشی از زندگی نیازمند تفکر منطقی، از نظر فعالیت های یادگیری دارای سه مولفه و یک بعد شامل جامعه شناسی یک فعالیت روزمره زندگی نیازمند مشارکت، از نظر نقش معلم دارای سه مولفه و یک بعد شامل کاوشگری معلم و ترغیب دانش آموزان به کاوشگری، از نظر منابع و مواد آموزشی دارای سه مولفه و سه بعد شامل تأمین منابع و امکانات لازم برای آینده پژوهی، تأمین منابع و امکانات لازم برای تفکر پژوهشی و توجه به منابع و مواد یادگیری متنوع، از نظر گروه بندی دارای چهار مولفه و دو بعد شامل گروه بندی برای آینده پژوهشی و همیاری و مشارکت فعال، از نظر مکان و محیط یادگیری دارای دو مولفه و یک بعد شامل مکان آموزشی آرامش بخش برای ترغیب دانش آموزان به یادگیری، از نظر زمان دارای دو مولفه و یک بعد شامل قراردادن زمان کافی برای برنامه درسی جامعه شناسی و از نظر سنجش و ارزیابی دارای دو مولفه و یک بعد شامل توجه عمیق به شرکت مستمر در آینده پژوهی و حل مسئله بود. همچنین، یافته های نسبت روایی محتوایی پژوهش حاضر نشان داد که الگوی مطلوب برنامه درسی جامعه شناسی دوره دوم متوسطه بر اساس آینده پژوهی از نظر منطق، فعالیت های یادگیری، نقش معلم، منابع و مواد آموزشی، گروه بندی، مکان و محیط یادگیری، زمان و سنجش و ارزیابی دارای اعتبار مناسب و برابر یا بالاتر از 80/0 بود.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، جهت بهبود برنامه درسی جامعه شناسی دوره دوم متوسطه بر اساس آینده پژوهی می توان از طریق ابعاد و مولفه های شناسایی شده در زمینه های منطق، فعالیت های یادگیری، نقش معلم، منابع و مواد آموزشی، گروه بندی، مکان و محیط یادگیری، زمان و سنجش و ارزیابی بهره برد.
تاثیر فلات زدگی شغلی بر اهمال کاری سازمانی با میانجی رضایت شغلی در ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
111 - 132
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تحقق اهداف سازمانی مستلزم کارآمدیِ نیروی انسانی است اما اهمال کاری به عنوانِ شکل مخربِ تاخیر در انجام فعالیت ها، یک مانع بزرگ در اثربخشی نیروی انسانی در سازمان است. اهمال کاری به عنوان پدیده ای جهانی، در سازمان ها در حال گسترش است و این امر می تواند بهره وری سازمانی را تقلیل دهد. حسب شواهد، اهمال کاری در بین کارکنان ایرانی چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی وجود دارد و در حال افزایش است. این عارضه می تواند در سازمان هایی که با حجم عظیم مراجعات و تعاملات مواجه هستند مانند ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی، عوارض و پیامدهای منفی زیادی از خود به جا بگذارد. اهمال کاری در سازمان، متاثر از عوامل متعددی است اما این پژوهش به دنبال آن است که تأثیر فلات زدگی شغلی را بر اهمال کاری سازمانی با نقشِ میانجی رضایت شغلی، مورد بررسی قرار دهد.روش: این پژوهش در چارچوب روش شناسی کمی و با استفاده از روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، کارکنان ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی در استان اصفهان هستند که 217 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای، انتخاب و اطلاعات مورد نیاز از آنان جمع آوری شد. جهت سنجش اهمال کاری و رضایت شغلی، به ترتیب از پرسش نامه های باران متین و همکاران (2020)، و پانیگراهی و الناشاش (2019) استفاده شد و برای سنجش فلات زدگی شغلی از پرسشنامه پژوهشگر ساخته استفاده گردید. جهت سنجش اعتبار ابزار تحقیق از اعتبار سازه ای و اعتبار صوری و برای سنجش پایایی آنها از همسانی درونی به روش ضریب آلفا کرانباخ استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل آماری داده ها از نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده گردید.یافته ها: نتایج آزمون اثرات مستقیم و غیرمستقیم مدل تحقیق نشان داد، رضایت شغلی به طور جزیی، میانجی گر رابطه بین فلات زدگی محتوایی، و اهمال کاری از نوع سرباز زدن از انجامِ به موقعِ وظایف سازمانی است. به علاوه، رضایت شغلی، میانجی گر کامل رابطه بین فلات زدگی ساختاری و ابعاد اهمال کاری سازمانی است. اما این متغیر نتوانست میانجی رابطه فلات زدگی فراگیر و ابعاد اهمال کاری سازمانی باشد. همچنین، تفاوت آماری معنادار بین میانگین میزان اهمال کاری سازمانی بر حسب نوع استخدام، تطابق حوزه فعالیت با پست سازمانی، محل خدمت، سطح تحصیلات، و پست سازمانی وجود ندارد. در حالی که میانگین میزان اهمال کاری سازمانی بر حسب جنسیت، وضعیت تأهل، تطابق تحصیلات با شغل، و حوزه فعالیت متفاوت است.نتیجه گیری: براساس یافته های به دست آمده، نتیجه گیری این پژوهش این است که با کنترل سطح فلات زدگی شغلی می توان میزان اهمال کاری سازمانی کارکنان را به حداقل رسانید. یک راهکار عمده برای تحقق این مهم، بالا بردن سطح رضایت شغلی کارکنان است.
Identification and Validation of Conceptual Framework of a Task-based Curriculum Design(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: This study aims to identify and analyze the conceptual framework of a task-based curriculum design. The focus is on understanding how this approach integrates active, student-centered learning with the practical application of knowledge, aligning curriculum content with global competencies and career readiness. Methodology: A qualitative research design was employed, utilizing content analysis of elementary school textbooks and semi-structured interviews with curriculum experts and educational theorists. Purposeful sampling was used to select 35 textbooks and relevant experts for the study. Data collection continued until theoretical saturation was achieved, and thematic analysis was conducted to identify key themes and patterns related to task-based curriculum components. Findings: The analysis revealed six main domains within the task-based curriculum framework: curriculum design and development, student-centered learning, active and authentic learning, differentiation and adaptation, social learning and collaboration, and assessment and evaluation. These domains emphasize the importance of aligning curriculum with global standards, fostering learner autonomy, integrating authentic tasks, accommodating diverse learning needs, promoting collaboration, and employing task-based assessment methods. The study highlights the critical role of technology integration and continuous curriculum adaptation in maintaining relevance and effectiveness. Conclusion: The task-based curriculum design offers a comprehensive approach that aligns with the demands of contemporary education. By prioritizing active, student-centered learning and the integration of real-world tasks, this approach enhances student engagement, prepares learners fo
روایتگری تجربه زیسته مشاوره خانوادگی در جهان ادراکی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
71 - 108
حوزههای تخصصی:
امروزه مفهوم ایستای خانواده با تغییرات اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران، به مفهومی پویا مبدل شده است؛ بنابراین روش حل تعارضات زناشویی در خانواده نیز از شیوه ریش سفیدی به محوریت نهادهای اجتماعی تبدیل شده است. مراکز مشاوره از این نهادها هستند که زنان برای حل مشکلات زناشویی به آن مراجعه می کنند. هدف پژوهش حاضر، مطالعه تجربه زنان از مراجعه به یک مرکز مشاوره در اصفهان به روش کیفی از نوع تحلیل روایت است. جامعه پژوهش تمام زنان دارای تعارض زناشویی شهر اصفهان که برای مشکل تعارض خود در سال 1400 به مرکز مشاوره مدنظر مراجعه کرده بودند، است و نمونه گیری هدف مند انجام شد. تعداد 17 نفر انتخاب و به طریق مصاحبه عمیق روایی، مطالعه شدند و تحلیل داده ها ازطریق روش حل مسئله انجام شد. در این مطالعه، 5 مضمون اصلی و 22 مضمون فرعی شناسایی شد. مضامین اصلی مشتمل بر شخصیت ها، جایگاه، مسئله، کنش و راه حل بود. براساس یافته های به دست آمده از این پژوهش، تجربه زنان از مشاوره، یک تجربه حل مسئله محور است؛ به این معنا که آنان در پی درد دل کردن نیستند، بلکه درصدد هستند تا مسائل آن ها به صورت عقلانی حل شود. درصورتی که مشکلات آن ها، حل شود، مشاوره را ادامه می دهند و درصورتی که حل نشود، مشاور را تغییر داده یا آن را متوقف می کنند؛ بنابراین جلسات مشاوره آنان برای رسیدن به یک راهکار مناسب که در جهت زندگی مطلوب باشد، انجام شده و مسائل بیشتر زنان مراجعه کننده در روند مشاوره، منجر به ارائه راه حل شده است.
شاخص های کارآمدی در خبرگزاری ها (مطالعه موردی؛ ایرنا، ایسنا و ایلنا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
143 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی و ارائه شاخص های کارآمدی خبرگزاری های ایران است. روش تحقیق کیفی و تحلیل و بررسی داده های گردآوری شده از طریق مصاحبه عمیق(با استفاده از سوالات نیمه ساختار یافته)، به شیوه کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) انجام شد. روش نمونه گیری نظری (گلوله برفی) است.در این پژوهش با 12 نفر از مدیران رسانه ها (دارای سابقه اجرایی و مدیریتی در خبرگزاری و مطبوعات)؛ متخصص با رتبه علمی- دانشگاهی در حوزه؛ مدیریت، رسانه، مدیریت رسانه و علوم ارتباطات مصاحبه انجام شد.یافته ها و نتایج نشان داد: پنج مولفه اصلی؛ 1-معیارهای کارآمدی خبرگزاری داخلی، 2-معیارهای کارآمدی خبرگزاری جهانی،3- عوامل(قابلیت های) درونی مؤثر بر کارآمد سازی،4- عوامل (قابلیت های) بیرونی موثر بر کارآمدسازی، 5-چالش های (فرصت ها و تهدیده) خبرگزاری ها در کارآمدسازی خبرگزاری های داخلی موثر است و مؤلفه و زیر مؤلفه های بخش معیارهای کارآمدی خبرگزاری داخلی، دارای بیشترین فراوانی بود که در کل نتایج نشان داد: استراتژی و چشم انداز مشخص، مخاطب محوری، نیروی انسانی ماهر و استفاده از فناوری برای رسیدن یک خبرگزاری به بالاترین سطح کارآمدی مورد توجه و تأکید بیشتر پاسخ دهندگان است.
رویکرد به اشتغال و روند اشتغالزایی در قوانین برنامه های توسعه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نتایج حاصل از تحلیل گفتمان حاکی از آن بود که در گفتمان اشتغال زایی حاکم بر قوانین برنامه های توسعه، دال شناور «اشتغال زایی»، در قالب نشانه هایی مرکزی مشتمل بر «تقلیل نرخ بیکاری» در قالب برنامه اول توسعه، «اشاعه و ترویج فرهنگ کار» در قالب برنامه دوم، «ایجاد اشتغال در مناطق کمتر توسعه یافته» در قالب برنامه سوم، «رفع موانع اشتغال زایی» در قالب برنامه چهارم، «ایجاد اشتغال پایدار» در قالب برنامه پنجم و در آخر «نگرش کلان و فرابخشی به اشتغال زایی» در قالب برنامه ششم توسعه مسدود گردیده؛ اما در عرصه عمل، مفصل بندی گفتمانهای حاکم بر هر برنامه در حوزه اشتغال، حول نشانه های مرکزی مذکور، متمایز از یکدیگر بوده و نشانه های اصلی متفاوتی، نظام معنایی حاکم بر مفصل بندی گفتمان اشتغال زایی در برنامه های توسعه را شکل داده اند؛ چرا که هر چند در شش برنامه توسعه کشور، اشتغال زایی سیاستی اصلی و برجسته در حوزه اشتغال و به تبع آن کاهش بیکاری لحاظ گردیده، اما بر مبنای سکوهای نظری و بسترهای هویتی دو جناح غالب (اصولگرا و اصلاح طلب)، از سویی در ادوار مختلف مجلس که نقش تصویب کننده سیاستگذاریها را بر عهده داشته اند و از سویی در دولتهای مجری قوانین برنامه های توسعه، در قالب راهبردها و سازوکارهایی، اشتغال زایی پیگیری شده و رویکرد به مقوله اشتغال و اشتغال زایی نگرشی مبتنی بر اصول گفتمانی ای بوده که بر آن دوره، تفوق و تسلط گفتمانی داشته است
اعتبارسنجی الگوی آسیب شناسی برنامه درسی مغفول در آموزش متوسطه: مطالعه موردی در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲
104 - 115
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این مطالعه، اعتبارسنجی الگوی آسیب شناسی برنامه درسی مغفول در دوره دوم متوسطه شهر تهران بود.
روش شناسی: این تحقیق از نوع کاربردی و به روش توصیفی-پیمایشی انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل تمامی دبیران دوره دوم متوسطه شهر تهران بود که از میان آن ها 370 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته بود که هشت بُعد سواد را با ضرایب پایایی مناسب ( α = 0.93 تا α = 0.96) مورد سنجش قرار داد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل عاملی تأییدی، آزمون تحلیل کوواریانس و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که شرایط علّی، زمینه ای، راهبردی، مداخله ای و پیامدی با الگوی آسیب شناسی برنامه درسی مغفول همبستگی معناداری دارند. این نتایج نشان می دهد که برنامه های درسی فعلی دوره دوم متوسطه تهران نیاز به بازنگری و تقویت در ابعاد مختلف سواد دارند تا بتوانند به طور جامع تری نیازهای آموزشی و تربیتی دانش آموزان را پوشش دهند.
نتیجه گیری: این مطالعه بر اهمیت بازنگری و اصلاح برنامه های درسی در دوره دوم متوسطه تاکید می کند. یافته ها نشان دهنده نیاز به تمرکز بیشتر بر ابعاد مغفول سواد در برنامه های درسی است که می تواند به بهبود کیفیت آموزش و تربیت دانش آموزان کمک کند. پیشنهاد می شود که سیاست گذاران آموزشی با بهره گیری از این نتایج، برنامه های درسی فعلی را بهبود بخشند و راهکارهای نوینی را در جهت افزایش کارایی این برنامه ها اتخاذ کنند.
طراحی الگوی حکمرانی مدیریت عملکرد در سازمان تأمین اجتماعی؛ باتأکیدبر نقش توسعه منابع انسانی در حل مسائل اجتماعی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال طراحی مدلی جامع برای حکمرانی مدیریت عملکرد در سازمان تأمین اجتماعی است که بر توسعه منابع انسانی و نقش آن در حل مسائل اجتماعی ایران تأکید دارد. این مطالعه بااستفاده از روش ترکیبی (کیفی-کمی)، و با رویکرد کاربردی-اکتشافی برخودار است. داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و پرسش نامه گردآوری شدند. در بخش کیفی، با انجام 15مصاحبه با مدیران و کارکنان سازمان به روش نمونه گیری گلوله برفی و براساس اصل «اشباع نظری»، مدل اولیه حکمرانی مدیریت عملکرد تدوین گردید. تحلیل داده ها با بهره گیری از نظریه پردازی داده بنیاد صورت گرفت. در بخش کمی، حجم نمونه براساس فرمول کوکران تعیین شد و داده های گردآوری شده از 351پرسش نامه با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که شرایط علی، مقوله محوری، راهبردها، شرایط مداخله گر، زمینه و پیامدها ابعاد اصلی مدل پیشنهادی را تشکیل می دهند و بر سطوح فردی، سازمانی و اجتماعی تأثیر به سزایی دارند. از نوآوری های این مطالعه می توان به طراحی مدلی جامع مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد، ارزیابی اعتبار مدل با بهره مندی از مدل سازی معادلات ساختاری و تأکیدبر نقش توسعه منابع انسانی در رفع چالش های اجتماعی اشاره کرد. این پژوهش می تواند به بهبود کارآمدی و اثرگذاری سازمان تأمین اجتماعی و ارتقای مسائل اجتماعی کشور کمک کند.
تحلیل نقش حضور نخبگان ورزشی در رسانه ها بر فرهنگ رسانه ای ورزش کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
153 - 176
حوزههای تخصصی:
رسانه ها با تأثیرگذاری گسترده خود بر فرهنگ و هویت اجتماعی، نقش مهمی در توسعه و ترویج ورزش ایفا می کنند و به ویژه، حضور نخبگان ورزشی در این فضا اثرات زیادی بر فرهنگ رسانه ای ورزش دارد از این رو در پژوهش حاضر به تحلیل نقش حضور نخبگان ورزشی در رسانه ها و تأثیر آن بر فرهنگ رسانه ای ورزش کشور پرداخته شده است. پژوهش از نوع کیفی بوده و با رویکرد تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه آماری استادان مدیریت ورزشی فعال در زمینه موضوع پژوهش، استادان حوزه رسانه، مدیران رسانه ملی، مجریان حال حاضر و قدیمی صداوسیما و مجریان ورزشی را دربر می گیرد که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند (17 نفر). ابزار پژوهش شامل مصاحبه اکتشافی (نیمه ساختارمند) بوده و روایی ابزار بر اساس اعتبار نمونه، نظر خبرگان و توافق بین مصححان ارزیابی و تأیید شده است. همچنین به منظور تحلیل یافته ها از روش تحلیل مضمون با روش پیشنهادی اترید-استرلینگ (2001) و نرم افزار MaxQDA نسخه Pro استفاده شده و نتایج تحلیل مضمون فراگیر و ترسیم شبکه مضامین نشان داده است که 4 مضمون فراگیر مهارت های ارتباطی، الگوی تربیتی، مصرف رسانه و جامعه شناسی و 11 مضمون سازمان دهنده، از جمله ابعاد تشکیل دهنده نقش حضور نخبگان ورزشی در رسانه ها بر فرهنگ رسانه ای ورزش کشور بوده اند. براساس نتایج حضور نخبگان ورزشی در رسانه ها و تأثیر آن نه تنها بر توسعه مهارت های ارتباطی و ترویج الگوهای تربیتی مؤثر است، بلکه می تواند به تغییر نگرش ها و تقویت هویت فرهنگی ورزش در جامعه کمک کند. علاوه بر این، مصرف رسانه ای ورزشی و تأثیرات جامعه شناختی آن، به عنوان عوامل کلیدی در شکل دهی به فرهنگ ورزش، نقش مهمی ایفا می کنند. این یافته ها تأکید می کند که رسانه ها با استفاده از ظرفیت نخبگان ورزشی می توانند به گسترش و ارتقاء فرهنگ ورزش در سطح جامعه کمک نمایند. پیشنهاد می شود رسانه ها با بهره گیری بیشتر از نخبگان ورزشی، فرهنگ ورزش را در جامعه تقویت کرده و مشارکت عمومی را افزایش دهند.
مسجد در کتاب های درسی دوره آموزش عمومی؛ از وضعیت موجود تا مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۳شماره ۶۷
187 - 227
حوزههای تخصصی:
تربیت نسل آینده مبتنی بر ارزش های مطلوب، برای هر ملت یک امر ضروری است. در این میان در دین اسلام و به ویژه کشور ما، نهاد مسجد از ظرفیت بسیار زیادی در این زمینه برخوردار است. از این رو، انس و آشنایی نسل جدید با این نهاد، اهمیت بسیاری دارد. آموزش و پرورش در کنار خانواده، دو نهاد اصلی برای حصول به این مهم هستند و کتاب درسی به عنوان منبع آموزشی فراگیر که یکی از بسترهای پیوند میان مدرسه و خانواده ملاحظه می شود، نقش حائز اهمیتی در این خصوص دارد. این پژوهش به بررسی نسبت نهاد مسجد و محتوای کتاب های درسی پرداخته است. در این پژوهش از مصاحبه و مطالعات اسنادی برای جمع آوری اطلاعات و از روش کیفی تحلیل مضمون برای تحلیل اطلاعات جمع آوری شده، استفاده شده است. یافته های پژوهش حاضر به دو سطح: 1. وضعیت موجود کتب درسی در نسبت با مسجد و 2. وضعیت مطلوب کتب درسی در نسبت با مسجد در نگاه کارشناسان و خبرگان تقسیم می شود. در این پژوهش در سطح اول، 45 مضمون پایه، 9 مضمون سازمان دهنده و 4 مضمون فراگیر به دست آمد که مضامین فراگیر، نشان دهنده توجه کتب درسی به 4 مفهوم اهمیت مسجد، کارکرد های مسجد، نحوه ارتباط و سبک زندگی مسجدی و مصادیق مسجد بوده است. در سطح دوم، 72 مضمون پایه، 10 مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون فراگیر، استخراج شده است که نشان دهنده لزوم توجه بیشتر به مفاهیمی همچون درک از مسجد و ارتباط مبتنی بر این درک با آن، کارکردهای گوناگون مسجد و روش انتقال محتوا از نگاه کارشناسان این حوزه است.
تحلیل موانع و بازدانده های فتگوی بین نسلی در خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۴
87 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر تحلیل عوامل و موانع موجود فراروی فرصت های ارتباطی والدین و فرزندان در خانواده است. فرصت های ارتباطی زمان ها یا رویدادها یا برنامه هایی هستند که اعضای یک خانواده طی آن امکان ارتباطات انسانی حضوری یا با واسطه از طریق ابزارهای ارتباطی و رسانه ای پیدا می کنند. با استفاده از روش کیفی و نمونه گیری نظری، مصاحبه هایی با هدف تحلیل تجربه زیسته40 نفر از دانش آموز دبیرستانی در مدارس شهر تهران انجام شد. نتایج نشان می دهد که بیشترین فرصت ارتباطی چهره به چهره والدین و فرزندان در گردهمایی های شبانه برای شام و انجام یک فعالیت مشترک (دیدن فیلم و برنامه تلویزیونی) شکل می گیرد و ارتباطات میان فردی روزانه آنها «رسانه ای شده»، «کوتاه شده» و «ناپایدار» است. همچنین نتایج نشان می دهد گرچه رویدادها و برنامه های فراغتی، موقعیت های مطلوبی برای شکل گیری تعامل پایدار، طولانی و گفتگو وصحبت است، اما «فراغت جمعی والدمحوریا خانواده محور» در بین نوجوانان بسیار حداقلی وکمرنگ است. این در حالی است که برنامه های «فراغت فردی رسانه محور» و «فراغت جمعی همسال محور» بیشترین بخش اوقات فراغت فرزندان را به خود اختصاص می دهد.
تبیین نقش خیال در شکل گیری هویت کاربران رسانه های اجتماعی با تأکید بر بازی های ویدئویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
427 - 466
حوزههای تخصصی:
امروزه بخش زیادی از زندگی ما را رسانه ها دربرگرفته اند و به نسبت گذشته زیست جهان انسانِ امروزی را متوجه تغییرات گسترده و شگرفی کرده اند. در این میان نقش رسانه ها در هویت یابی افراد و گروه های اجتماعی همواره یکی از دغدغه های متفکرین و صاحب نظران این حوزه بوده است. البته بی تردید شیوه و میزان تأثیرگذاری انواع رسانه در این زمینه متفاوت است؛ اما به نظر می رسد رسانه ای چون بازی های ویدئویی به دلیل «شدت تعامل و غوطه وری» و نیز مصرف نسبتاً بالا به ویژه در میان نوجوانان و جوانان، تأثیر بیشتری بر هویت و کنش انسانی داشته باشد. . پژوهش حاضر بر آن است تا نقش قوه خیال در شکل گیری هویت کاربران رسانه های اجتماعی را با تمرکز بر بازی های ویدئویی بررسی کند. در این بررسی با بهره گیری از طریق روش تحلیل استنباطی و قیاسی، ضمن استفاده از نظریه وانمایی و مفهوم فراواقعیت در اندیشه بودریار و با بازخوانی جایگاه قوه خیال در ساخت هویت مبتنی بر حکمت متعالیه، تلاش شده است تا نقش برجسته این قوه در فرایند مصرف رسانه های اجتماعی و خاصه بازی های دیجیتالی ره گیری شده و چگونگی تأثیرگذاری آن بر هویت بازیگران توضیح داده شود. در انتها نیز این مراحل در یک نمونه از بازی های ویدئویی در یک چرخه چهارگانه (بررسی نیازهای اساسی، وابستگی در بازی، خیال و جدال هویتی) و یک نمونه از شبکه های اجتماعی تبیین شده است.
مدل مفهومی جنسیت در پوشش رسانه ای المپیک 2020 توکیو و 2016 ریو ( مطالعه موردی: روزنامه ایران ورزشی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۶
151 - 172
حوزههای تخصصی:
با توجه یه تعداد معدود و محدودیت مدل های مفهومی جنسیت ارائه شده در پوشش رسانه ای، هدف از نگارش این مقالهرسیدن به یک مدل مفهومی از جایگاه جنسیت در پوشش رسانه ای المپیک 2020 توکیو و 2016 ریو بود تا بتوان از آنبعنوان الگویی در تحلیل شرایط موجود و نیل به وضع مطلوب بهره برداری کرد. این تحقیق به روش پژوهش کیفی ومبتنی بر رویکرد تحلیل مضمون است. جامعه آماری، شامل تمامی مطالب روزنامه ایران ورزشی در سال 1395 و درسال 1400بود. نمونه گیری آماری به صورت هدفمند انتخاب گردید که شامل 212 داده متنی (خبر، گزارش، مصاحبه ومقاله) در روزنامه ایران ورزشی در بازه زمانی برگزاری هر یک از المپیک های مذکور ( 15 الی 31 مرداد 1395 و1 الی 17 مرداد 1400 ) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگزاری سه مرحله ی کدگذاری توصیفی، تفسیریو یکپارچه سازی استفاده شد. با توجه به نتایج کدگذاری ها، پنج مضمون اولیه، سه مضمون ثانویه و یک مضمون فراگیرحاصل گردید مقایسه نتایج بدست آمده نشان می دهد که در اغلب موارد تحت تاثیرفضای گفتمان جنسیت زدگی و رویکرداین روزنامه مبنی بر مفاهیم «هژمونی»، « استعاره های ورزشی» و « فراواقعیت» بوده است. از نکات قابل توجه در مفهوم«هژمونی» این است که پوشش خبرها در این مضمون برای هر دو جنس انجام شده است با این تفاوت که حمایت خبری ازبانوان، بیشتر اعلام محرومیت های زیرساختی می شود.
قوم جانورشناسی، ابزاری کاربردی برای حفاظت از تنوع زیستی در جنگل های هیرکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
157 - 211
حوزههای تخصصی:
رابطه تاریخی انسان و طبیعت از طریق دانش بومی اکولوژیک قابل معرفی و بررسی است که این دانش در سیاستگذاری حفاظت کاربرد داشته و باید در حفاظت دولتی و رسمی در نظر گرفته شود. این مطالعه با هدف بررسی رابطه مردم محلی منطقه هیرکانی با گونه های پلنگ ایرانی، خرس قهوه ای و گرگ در سه منطقه تحت حفاظت محیط زیست در استان های گیلان و مازندران با رویکرد قوم نگاری انجام شد. طی مصاحبه با بیش از 40 فرد مطلع محلی و برگزاری جلسات گروهی، سوالاتی شامل شناخت عمومی از گونه ها، باورها و داستان ها، استفاده از اجزاء بدن و روش های شکار و دورکردن از دارایی ها پرسش شد. نتایج حاکی از تجربه و دانش بالای مردم محلی نسبت به طبیعت و حیات وحش پیرامون خود است. به دلیل حمله پلنگ و گرگ به دام و عدم جبران خسارت، دید منفی نسبت به این گونه ها به ویژه گرگ وجود دارد. استفاده از اجزاء بدن خرس به ویژه چربی در بین هر سه اجتماع جنگل نشین مورد بررسی شنیده شد و جنگل نشینان تالش داستان ها و اسطوره ای مختلفی را به طور مشخص در مورد گونه گرگ و خرس نقل قول کردند. توجه به پیشینه باوری مثبت و منفی نسبت به این گونه ها در برنامه ریزی های آموزشی می تواند به حفاظت موثر در این مناطق بینجامد.
بارداری و نابرابری: از نطفه تا نوزاد در زهدان نظام سلامت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۲
79 - 116
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در یک سده گذشته، گفتمان پزشکی یا «پزشکی شدن» نقش مهمی در شکل دادن به معناها و تجربه های بارداری و زایمان داشته است. در این پژوهش بخشی از سازوکارهای نظام سلامت در رابطه با بارداری و زایمان در بستر اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران امروز مورد مطالعه قرار گرفته است.
روش: این تحقیق به صورت مردم نگاری چندمیدانه و مصاحبه های انفرادی و گروهی در دو بیمارستان دولتی و خصوصی و چند مرکز درمانی دیگر در مناطق مختلف تهران و فضاهای مجازی مرتبط با آنها در طول یک سال (1400-1399) انجام شده است. یافته های این پژوهش حاصل تحلیل مضمون با استفاده از کدگذاری تم های حاصل از یافته هاست.
یافته ها: بیمارستان بخشی از نظام طبقاتی، سلسله مراتبی، و نامتوازن جامعه خارج از بیمارستان را نمایندگی می کند. بدن باردار در فرایند مراجعه تا زایمان بر اساس طبقه اقتصادی و فرهنگی که در آن قرار گرفته با انواع متفاوتی از قضاوت ها روبرو می گردد. رویت پذیری و ابژه شدن بدن باردار نیز بسته به نوع بیمارستان و هزینه های پرداخت شده متفاوت است. تفاوت در سرمایه های اقتصادی و فرهنگی و نامتوازن بودن دسترسی به اطلاعات همچنین دیدگاه و تصمیم های خانواده ها در مورد تاریخ تولد، مراقبت-های بارداری، فرایند زایمان، و جنین های «ناسالم» و «غیرعادی» را تحت تاثیر قرار می دهد.
بحث: اکثر جامعه شناسان پزشکی پذیرفته اند که پیوندی بین طبقه اجتماعی و سلامت وجود دارد. تحقیق حاضر به وضوح نشان می دهد که زنان باردار یک طبقه متجانس اجتماعی نیستند و با توجه به تقاطع شرایطی که در آن قرار گرفته اند به پرورش نوعی از ملت نابرابر هدایت می شوند که مختصات آن در نخستین قدم در کمیت و کیفیت برخورداری از خدمات نظام سلامت بروز می یابد.
فراتحلیل مطالعات دین داری و شادمانی در ایران (سالهای 1400- 1387)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹۳
87-133
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شادمانی چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی در تمام جوامع بشری جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا یکی از عوامل اساسی است که بر رفتار، کردار، کارایی، سلامت جسمی و روانی و نیز توسعه و رفاه اجتماعی تأثیر می گذارد. دین داری یکی از مهم ترین متغیرهای تأثیرگذار بر شادمانی است. هدف پژوهش حاضر تعیین اندازه اثر دین داری بر شادمانی است.
روش: پژوهش حاضر از نظر روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و از نظر روش تحقیق از نوع فراتحلیل است. جامعه آماری این پژوهش، همه تحقیقات علمی - پژوهشی انجام شده در ایران پیرامون رابطه دین داری و شادمانی در سالهای 1387 تا 1400 هستند که در یکی از پایگاههای اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پایگاه مجلات تخصصی نور، پایگاه اطلاعات نشریات کشور و پایگاه مرکز اسناد و مدارک علمی ایران نمایه شده اند. از میان 29 سند پژوهشی یافت شده، 7 پژوهش، شرایط و ملاکهای انتخاب را داشته و وارد نرم افزار جامع فراتحلیل (CMA) شده اند.
یافته ها: در گام نخست تجزیه وتحلیل، سوگیری انتشار و همگنی مطالعات موردبررسی قرار گرفت؛ آزمونهای آماری استفاده شده در این بخش، حکایت از عدم سوگیری انتشار و همچنین ناهمگنی مطالعات دارند. در گام بعدی، اندازه اثر دین داری بر شادمانی مورد ارزیابی قرار گرفت (277/0) که برحسب جدول کوهن، «در حد کوچک» ارزیابی می شود.
آزمون تحلیل حساسیت بیانگر آن است که با حذف تنها یکی از پژوهشها، مقدار اندازه اثر به (303/0) تغییر می یابد که بر اساس نظام تفسیری کوهن «در حد متوسط» ارزیابی می شود.
بحث: با توجه به یافته ها، گرچه دین داری (و ابعاد مختلف آن)، از طریق انسجام بخشی، امیدبخشی، معنابخشی و هدف بخشی به زندگی، سازگاری با ناکامیها، حمایت عاطفی، حمایت اجتماعی و... زمینه بسیار مناسبی را برای شادمانی فراهم می کند، اما رابطه دین داری و شادمانی، رابطه ای علی و خطی نیست و عوامل میانجی احتمالی متعددی روی آن تأثیر می گذارند که تأثیر این روابط نیز بایستی به طور جداگانه موردبررسی قرار گیرند.