فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
158 - 171
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف طراحی و ارائه مدل توسعه حرفه ای معلمان دوره دوم مقطع متوسطه مبتنی بر نظارت بالینی انجام شد. روش شناسی: این تحقیق از نظر هدف، بنیادی-کاربردی و به لحاظ روش شناسی، کیفی به روش تحلیل مضمون بود. جامعه آماری این پژوهش شامل اساتید دانشگاه و مسئولین باسابقه در آموزش وپرورش بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از مصاحبه های نیمه ساختاریافته، پرسشنامه های محقق ساخته و اسناد و مدارک علمی استفاده شد. در بخش تحلیل داده ها، از کدگذاری نظری مبتنی بر تحلیل مضمون با استفاده از نرم افزار MAXQDA بهره گرفته شد. همچنین برای سنجش اعتبار یافته ها، از روش بازآزمون و اعتبارسنجی استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که توسعه حرفه ای معلمان دوره دوم مقطع متوسطه شامل مؤلفه های شناختی-فردی (مانند خودشناسی و دانش موضوعی)، اجتماعی (مانند توسعه نگرشی و علایق)، و مدیریتی-رهبری (مانند توسعه مدیریت کلاس و رهبری در محیط آموزش) است. همچنین، ابعاد تأثیرگذار شامل معلم (مسئولیت پذیری فردی و اجتماعی و مهارت ارتباطی)، مدیریت مدرسه (حمایت مدیریت و رهبری مشارکتی)، و برنامه درسی (محتوای درسی و فرصت یادگیری) بودند. ابعاد تأثیرپذیر شامل توانمندسازی علمی، تفکری و عملکردی و یادگیری مشارکتی و نظارت محور بود. از طرفی، موانع پیاده سازی شامل چالش های آموزشی و مدیریتی شناسایی شدند. نتیجه گیری: مدل مفهومی طراحی شده در این پژوهش به عنوان چارچوبی جامع و معتبر برای توسعه حرفه ای معلمان دوره دوم متوسطه مبتنی بر نظارت بالینی معرفی شد که می تواند در بهبود عملکرد معلمان و افزایش کیفیت تدریس در این دوره تحصیلی تأثیرگذار باشد.
دلبستگی و همدلی در کودکان پیش دبستانی: نقش تنظیم هیجان و سن مادر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۹
1 - 18
حوزههای تخصصی:
مطالعات پیشین از ارتباط بین دلبستگی و همدلی حمایت می کنند، با این وجود مطالعات محدودی از بررسی این رابطه فراتر رفتند و به مکانسیم اثر آن توجه داشته اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تنظیم هیجان و نقش تعدیل کنندگی سن مادر در رابطه ی دلبستگی با همدلی در کودکان پیش دبستانی انجام شد. 61 کودک 5 تا 6 ساله در جلسه ی آنلاین آزمون مبتنی بر داستان دلبستگی شرکت کردند و مادران آن ها پرسشنامه ی همدلی گریفیت (دادس، 2008) و چک لیست تنظیم هیجان (شیلدز و سیچتی، 1998) را تکمیل نمودند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد دلبستگی با همدلی ارتباط مثبت معنی دار دارد و تنظیم هیجان میانجی جزئی ارتباط دلبستگی و همدلی است. علاوه بر این سن مادر رابطه ی این دو متغیر را تعدیل می کند و اثر دلبستگی بر همدلی در فرزندان مادران جوان تر شدت بیشتری دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تنظیم هیجان یکی از مکانیسم های اثر اصلی دلبستگی بر همدلی است. به همین دلیل، توانایی تظیم هیجان موثر در کودکان ایمن به آن ها این امکان را می دهد که با دیگران بهتر همدلی کنند.
تحلیل نشانه شناختی عناصر بصری هنر پارچه بافی ایرانی در عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
132 - 141
حوزههای تخصصی:
پارچه های دستبافِ سنتی بازنماگر و حامل کهن ترین معناها، سنن و رسوم تاریخی تمدن ایرانی هستند. این مصنوعات قدیمی درمقام وجوه مادی تمدن در عین حال معنوی ترین وجوه زندگی روزمره مردم و فرهنگ معمولی افراد متعارف را روایت می کنند. عصر صفوی که نماد شورش فرهنگ ایرانی علیه دیگری متجاوز است روح خود را در برخی مصنوعات تمدنی، از جمله در پارچه های دستباف و نقوش روی آنها نمایانگر ساخته است. پژوهش حاضر تلاشی است است برای تحلیل نشانه شناختی نقوش و عناصر بصری در هنر پارچه بافی دوران صفوی و نیز مطالعه اثرات هنر آن دوره بر خط سیر هنر در ادوار بعدی. روش پژوهش نشانه شناسی و نمونه گیری به شیوه هدفمند انجام گرفته است. نتایج به دست آمده حکایت از آن دارد که در پارچه های دوران صفوی تنوع و گستردگی نقوش بسیار و اغلب کلیت پارچه با تلفیقی از خط نوشته و نقوش و مضامین داستانی و عاشقانه پر شده است. تلفیق مضامین رمانتیک و دینی و ملی در اغلب این مصنوعات بیانگر تلاش تمدن ایرانی برای فاصله گیری از دیگری و برساخت فرم نوینی از هویت ایرانی اسلامی است. تداوم این تلاش را می توان به شکل های دیگری در ادوار بعدی، حتی در سایر ژانرهای هنری نیز به وضوح مشاهده کرد.
اثربخشی ادبیات درمانی بر بهبود روان رنجوریِ کودکان مبتلابه سرطان (مطالعه موردی: کودکان دارای بیماری سرطان شهر کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاشان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
191 - 218
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر ادبیات درمانی بر کاهش علائم رنجوری و بهبود وضعیت روانی کودکان مبتلابه سرطان است. ادبیات درمانی به عنوان یک روش روان درمانی مبتنی بر استفاده از داستان ها، شعرها، و متون ادبی، با هدف انتقال غیرمستقیم احساسات و مفاهیم به مخاطب، مورد استفاده قرار می گیرد. این پژوهش به ارائه یک الگوی کارآمد برای اجرای قصه و شعردرمانی به منظور بهبود اختلالات روان رنجوری و مقایسه تأثیر امید، اضطراب، و بروز احساسات در کاهش رفتارهای روان رنجوری در کودکان مبتلابه سرطان می پردازد. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و در دسته تحقیقات نیمه آزمایشی با استفاده از پیش آزمون و پس آزمون در گروه های مداخله و کنترل قرار می گیرد. نمونه گیری با استفاده از مصاحبه با پزشکان، متخصصان، روان شناسان و پزشکان اجتماعی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کودکان مبتلابه سرطان در شهر کاشان در سال ۱۴۰۰ با سنین ۲ تا ۱۵ سال است. داده ها ازطریق سه پرسش نامه: امیدواری کودکان، تست اضطراب کودکان اسپنس (SCAS) و پرسش نامه ارزیابی وضعیت بیماری توسط پزشک جمع آوری شده است. در این پژوهش، کودکان طی دو ماه و در دو مرحله ادبیات درمانی مورد مطالعه قرار گرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که شرکت کنندگان در جلسات ادبیات درمانی، امید ازدست رفته خود را بازیافته و با انگیزه بیشتری به درمان خود ادامه داده اند. علاوه بر این، وضعیت درمانی و نحوه پاسخ دهی کودکان به روش های درمانی بهبود قابل توجهی یافته است.
از جنبش اصلاحات تا دموکراسی خیابان: تحلیل طبقاتی جنبش های اجتماعی پساانقلابی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
111 - 132
حوزههای تخصصی:
این مقاله از منظر جامعه شناسی سیاسی، جنبش های اجتماعی سال های 1376-1402 را مورد بررسی و تببین قرار داده است. در این مقاله، در مورد تحولات اجتماعی و سیاسی سال های پس از جنگ ایران و عراق، نشان داده شده است که جنبش های اجتماعی این سال ها را می توان با توجه به تحلیل طبقاتی ملهم از نظریه اریک الین رایت، حرکت از «جنبش اصلاحات» به سوی «دموکراسی خیابان» نام گذاری کرد، و نشان داد که حاملان اصلی این جنبش های اجتماعی در ابتدا «طبقه متوسط» بوده و کم کم شامل «طبقه ی متوسط فقیر» شدند. در این تحقیق، از روش تحلیل تطبیقی تاریخی (از نوع تحلیل روایتی) استفاده شده است که در آن با شناسایی بزنگاه های تاریخی، نقش کنشگران سیاسی در ارتباط با ساختار سیاسی موجودرای شناخت ماهیت جنبش های اجتماعی پساانقلابی در ایران مورد تحلیل قرار می گیرد. با توجه به نتایج این مقاله، باید گفت که دموکراسی خیابان، برعکسِ جنبش اصلاحات: 1) کنش محور، 2) عمل گرا، 3) بدون رهبری، 4) فاقد سازمان دهی، 5) معطوف به مصائب زندگی روزمره و 6) رخدادمحور است. بعلاوه، گفتنی است که هدف اصلی «جنبش اصلاحات» عدالت سیاسی بود، اما هدف اصلی «دموکراسی خیابان» عدالت اجتماعی و به دنبال کاهش «نابرابری» و «فساد» و افزایش «سرمایه ی اجتماعی» است.
تدوین معیارهای ارزیابی عملکرد فرهنگی-اجتماعی دانشگاه ها: پژوهشی مبتنی بر فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
1445 - 1480
حوزههای تخصصی:
پرورش و تعالی شخصیت دانشجویان و تربیت آنان به عنوان نسل آینده جامعه ای که باید به صورت فعالانه در آن حضور یافته و تعامل داشه باشند همواره مورد توجه بوده است و ابعاد مربوط به آن، به نوعی خود را در ساحت فرهنگی و اجتماعی و تربیتی این نهاد مرجع در جامعه نشان می دهد. لذا شناسایی معیارهای ارزیابی عملکرد دانشگاه ها در این حوزه اهمیت دارد و هدف از اجرای پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد، مؤلفه ها و معیارهای ارزیابی عملکرد فرهنگی و اجتماعی دانشگاه های ایران می باشد. در پژوهش حاضر که با بهره گیری از روش اسنادی و فراترکیب به جمع آوری اطلاعات پژوهش پرداخته است، جهت تجزیه و تحلیل آن نیز از روش هفت مرحله ای فراترکیب سندلوسکی و باروسو استفاده نموده است. برای ارزیابی کیفی ت فراترکیب نیز از ابزار گلین(2006) استفاده شده است. در مجموع، مبتنی بر راهبرد جستجوی منابع، 52 منبع از 571 منبع برای فراترکیب نهایی مناسب بود که از بین این منابع، 8بعد، 31 مولفه و 64 معیار شناسایی گردید و مورد تایید خبرگان این حوزه نیز قرار گرفت. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که ابعادِ کارویژه های مهم، تعاملات و ارتباطات، برنامه ها، گروه های دانشگاهی، نظام مدیریتی، زیرساخت ها و امکانات ، فعالیت های ویژه اساتید و کارکنان و در نهایت، تولیدات محتوایی ، بر ارزیابی عملکرد فرهنگی و اجتماعی دانشگاه موثر است. نتایج پژوهش حاضر این قابلیت را دارد تا در راستای ارزیابی عملکرد و رتبه بندی فرهنگی و اجتماعی دانشگاه های ایران در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مورد استفاده قرار گیرد.
بازسازی معنایی پیامد برنامه های ساماندهی کولبری (مردم نگاری انتقادی بازیگران غیرنهادی و کارگزاران نهادی میدان تجارت مرزی بانه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۸
105 - 150
حوزههای تخصصی:
در مناطق کردنشین کولبری با وجود مخاطرات جسمی و روانی، تبعات امنیتی و اقدامات نهادی تداوم پیدا کرده است. در همین راستا اقداماتی از جانب دولت های مختلف در جهت ساماندهی کولبری و کنترل این وضعیت رنج آور به اجرا درآمده است. هدف پژوهش حاضر، واکاوی اجرای این برنامه ها با تاکید بر اجرای آیین نامه ساماندهی مبادله در بازارچه های غیررسم ی موقت مرزی است. به منظور دستیابی به این هدف، پژوهش حاضر با پشتوانه نظری و مفهومی توسعه مشارکتی و روش شناسی مردم نگاری انتقادی جهت انجام عملیات پژوهش صورت گرفته است. جامعه هدف کارگزاران نهادی و بازیگران غیرنهادی مرتبط با کولبری در میدان تجارت مرزی در شهرستان بانه می باشد که به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی 49 نفر از افراد درگیر برای مصاحبه نیمه ساخت یافته انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که بر برنامه ساماندهی کولبری نادیده انگاشتن مرزنشین، جهت گیری سرمایه محور، مواجه شتابزده کارگزاران نهادی و نادیده گرفتن زیست جهان و تجربه عملی مرزنشینان در عمل حاکم بوده است و درک و تجربه آن ها از این برنامه ها بر ناتوانی و بروکراتیزه شدن دلالت داشته است. همچنین اجرای این برنامه تشدید فقر و بازتولید اقتدارگرایی، تجدید حیات کولبری و اختلال در نظم روستاها را بدنبال داشته است. در نهایت از نظر مصاحبه شوندگان اجرای این سیاست ها غالباً بی اثر بوده و نتیجه معکوس داده اند.
تحلیل رابطه طرد اجتماعی با ظرفیت های کارآفرینی اجتماعی در ترک اعتیاد زنان و دختران معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
1 - 27
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر رابطه طرد اجتماعی با کارآفرینی اجتماعی در ترک اعتیاد زنان و دختران معتاد را بررسی می کند. روش تحقیق پیمایشی و جامعه آماری کلیه زنان و دختران معتاد در استان خراسان رضوی هستند. نمونه گیری از مراکز نگه داری معتادان زن و انجمن معتادان گمنام انجام شده است. حجم نمونه 354 نفر بر اساس فرمول کوکران به دست آمد. شیوه نمونه گیری به شکل تصادفی از روی لیست های موجود انجام شد. یافته های جدول هم بستگی نشان می دهد که توانمندی کارآفرینی با طرد اجتماعی رابطه معکوس دارد و با افزایش میزان طرد اجتماعی توانمندی کارآفرینی در بین زنان و دختران معتاد کاهش می یابد. در تحلیل رگرسیون به عنوان مدل نهایی متغیرهایی که در شاخص طرد اجتماعی به طور هم زمان باعث کاهش توانمندی کارآفرینی اجتماعی می شوند، شامل توهین شنیدن به خاطر اعتیاد، طعنه شنیدن به خاطر اعتیاد، کم شدن معاشرت، از دست دادن شغل و قطع رابطه اجتماعی به دلیل اعتیاد است. به این ترتیب، کارآفرینی اجتماعی می تواند یکی از راهکارهایی باشد که برای غلبه بر طرد اجتماعی به افراد معتاد کمک کرده تا در مسیر ترک اعتیاد قرار بگیرند. در نتیجه گیری ظرفیت های کارآفرینی اجتماعی بر اساس شاخص طرد اجتماعی شامل ایجاد شبکه های اجتماعی مرتبط با کارآفرینی برای گروه های خاص (زنان و دختران معتاد) با کاهش تأثیرات طرد و انزوای اجتماعی به ترک اعتیاد آنها کمک می کند. نتیجه کارآفرینی خارج شدن از انزوا و طرد اجتماعی است و مسیر کارآفرینی اجتماعی برای کمک به حل مشکل طرد اجتماعی ایجاد شبکه اجتماعی با رویکرد کارآفرینی برای زنان و دختران معتاد است. این شبکه از مجموعه ای از افراد و گروه های مرتبط با کارآفرینی تشکیل می شود تا زنان و دختران معتاد را به سمت فعالیت های کارآفرینی و راه اندازی کسب وکار کمک کند.
نغمه های خاموش مادرانه؛ روایتی پدیدارشناسانه از رهاسازی نوزادان در زنان معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۱
1 - 48
حوزههای تخصصی:
نغمه های خاموش مادرانه؛ روایتی پدیدارشناسانه از رهاسازی نوزادان در زنان معتادمادرانگی به عنوان یک سمبل خاص، عینی، آشنا، متمایز، جهانی و مقدس ابعاد مختلف زندگی زنان را تحت تاثیر خود قرار داده است و هویت جنسیتی آنها با ایفای این نقش تقویت می گردد. هدف از پژوهش حاضر ارایه فهمی از جنس پدیدارشناسی از تجربه مادری در میان زنان مبتلا به سوءمصرف مواد به مخاطب می باشد. این مطالعه از روش کیفی و از نوع پدیدار شناسی هرمونتیک می باشد. مضامین از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با ده نفر از مادران مبتلا به سوءمصرف مواد که در سه ماه متوالی نوزادان خود را در بیمارستان مهدیه تهران رها نموده اند، به دست آمد. واحد های نمونه در این پژوهش با استفاده از نمونه گیری هدفمند و در دسترس و تجزیه و تحلیل مضامین به روش دیکلمن انجام شد. در نهایت با استفاده از تحلیل مضامین بر اساس روش دیکلمن پنج تم اصلی برای بیان تجارب زیسته مادران مبتلا به سوءمصرف مواد استخراج شدند. تم های اصلی در این پژوهش عبارتند از؛ " انجماد عاطفی در تجربه مادرانه"،"گسست هویتی"،" سوگیری ارایه دهندگان خدمات و انگ ساختاری در مراقبت از زنان باردار مصرف کننده مواد"،" احساس فقدان عاملیت در انتخاب" و " تجربه تناقضات عاطفی میان وابستگی و جدایی". نتایج پژوهش نشان داد که برساخت مادران معتاد از مادرانگی های خود باعث تجدید مفاهیم در دل مادرانگی برای آن ها و دیگران شده است.کلیدواژه ها؛ مادرانگی، مادران مبتلا به سوءمصرف مواد، پدیدار شناسی، تجربه زیسته
تجربه بانکداری اجتماعی و بدون ربا در امریکا؛ درسهایی برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این نوشتار بهره برداری از تجربه بانکداری اجتماعی و بدون ربا در نظام بانکی امریکا برای یافتن آموزه و یا راهکارهایی جهت رفع آسیب ها و کاستی های تجربه بانکداری بدون ربا در ایران است. به این منظور به کمک فرامطالعه اسنادی و روش توصیفی-تحلیلی، نخست بانکداری بدون ربا در ایران آسیب شناسی می شود و از میان آن ها بر سه مسئله بنیادین «نحوه ارزیابی کالاها» برای تصمیم گیری در تأمین سرمایه، «نحوه محاسبه سود» برای برآورد سهم بانک از مبادله یا مشارکت و «بانکداری اجتماعی» برای رعایت موازین اخلاقی و اجتماعی، تمرکز می کنیم. آن گاه با بررسی تجربه موفق بانکداری بدون ربا در چارچوب نظام بانکی امریکا و هم چنین ملاحظات و مقررات بانکداری اجتماعی در نظام بانکداری ربوی آن، آموزه ها و راهکارهای «شاخص سنجش کالایی»، « ارزش گذاری بر پایه بازار»، «اعطای وام منصفانه»، «فرصت برابر اعتباری»، و «سرمایه گذاری مجدد در اجتماع» را برای آسیب های یاد شده پیشنهاد می کنیم.
بررسی تاثیرمعنویت بر موفقیت کارراهه با رویکرد اسلامی : مطالعه ای در شرکت ملی نفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افراد درطول زندگی و برای هر بعد از زندگی مسیری را برای تعالی انتخاب می نمایند که رسیدن به هدف می تواند موجب رضایت در آن بعد از زندگی گردد. در سیر روند فعالیت های تحصیلی و کاری نیز مسیری را بعنوان کارراهه شغلی در نظر می گیرند و برای آن برنامه ریزی می نمایند که رسیدن به آن برنامه می تواند موجب رضایت و احساس موفقیت در آن گردد. فرهنگ و عوامل اجتماعی از آن عوامل مهم است. ما در جامعه ای با پشتوانه دینی و معنوی زندگی می نماییم که این اعتقادات برروندهای فکری، برنامه ریزی و نتیجه گرایی ما تاثیر دارد. سوال تحقیق تاثیر ابعاد معنوی با رویکردی دینی بر موفقیت کارراهه شغلی کارکنان است و در این مقاله سعی برآن است که بر تاثیر معنویت با رویکرد دینی (دین اسلام) بپردازیم و برای سنجش موفقیت کارراهه از مقیاس گرینهاوس (1990) و برای سنجش معنویت از پرسشنامه پارسیان و دونینگ با اضافه نمودن ابعاد اسلامی یافته شده در طی تحقیق شامل کسب روزی حلال، رضایت خداوند، خدمت خالصانه و ایثار که دارای آلفای کرونباخ 86/0 است استفاده شده است. نمونه مورد بررسی کارکنان شرکت ملی نفت ایران بوده که بطور تصادفی انتخاب شده است. در نهایت از 8 بعد معنویت مورد بررسی با نرم افزار Smart PLS ، مشخص گردید ابعاد اهمیت اعتقادات معنوی، ایثار، خدمت خالصانه، رضایت خداوند، روزی حلال و فعالیت های معنوی بر موفقیت کارراهه افراد تاثیرگذار هستند.
عوامل مؤثر بر تجردگزینی زنان شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۱
91 - 121
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر تجردگزینی زنان شاغل در دستگاه های اجرایی تهران و تأکید بر شاخص های سبک زندگی مدرن انجام شده است. روش تحقیق کیفی با رویکرد داده بنیاد به کار گرفته شد و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 13 نفر از خبرگان حوزه خانواده گردآوری شدند. نتایج نشان می دهند که تجردگزینی زنان شاغل تحت تأثیر سه مقوله اصلی شامل تحولات اجتماعی، ابعاد مالی و اقتصادی و ویژگی های فرهنگی و هویتی قرار دارد.در حوزه تحولات اجتماعی، بازتعریف ارزش ها و نگرش های اجتماعی، پذیرش سبک زندگی جدید فرزندان توسط والدین، پذیرش سبک زندگی جدید فرزندان توسط والدین، دگرگونی در سطح کلان و خرد و تزلزل در انتخاب های فردی از مفاهیم اصلی تأثیرگذار بودند. از نظر ابعاد مالی و اقتصادی، مشارکت زنان در بخش اقتصاد و بالا رفتن هزینه های ازدواج، زنان را به انتخاب سبک زندگی مجردی سوق داده است. همچنین، در بعد فرهنگی و هویتی، توجه به سرمایه فرهنگی در خانواده، تغییر الگوهای اوقات فراغت و تحول ارزش های زنانه نقش کلیدی در تغییر نگرش زنان به ازدواج داشته است.نتایج این پژوهش نشان می دهند که تجردگزینی زنان شاغل فقط یک انتخاب فردی نیست، بلکه به تحولات ساختاری جامعه مربوط می شود. تغییر نگرش های اجتماعی، افزایش حضور زنان در فعالیت های اقتصادی و علمی، فشارهای اقتصادی و تغییرات فرهنگی موجب تأخیر در ازدواج و افزایش تمایل به استقلال شده است. این تغییرات ضرورت تدوین سیاست های اجتماعی متناسب با نیازها و اولویت های زنان شاغل را ایجاب می کند.
بررسی راهبردهای شبکه های ماهواره ای فارسی زبان در سال 1401 (مورد مطالعه: شبکه من و تو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
873 - 906
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین راهبردهای دشمن در عرصه فرهنگی، نفوذ در ارزش ها و باورهای اعضای جامعه و ایجاد تغییر در محاسبات ذهنی آنهاست. ابزار اساسی مورد استفاده دشمن دراین راستا و در سال های اخیر، رسانه و به طورخاص شبکه های ماهواره ای فارسی زبان بوده است. ازآن جا که هر رسانه ای الگوی راهبردی خاص خود را دارد که بر اساس آن عمل می کند، مطالعه راهبردهای این شبکه ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است که در این پژوهش به طورخاص برنامه های شبکه ماهواره ای «من و تو» در سال 1401 با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی شده اند. با توجه به بررسی برنامه های «شبکه من و تو»، راهبردهای این شبکه عبارت اند از: القای ناکارآمدی جمهوری اسلامی، فاصله بین مردم و مسئولان، فاصله طبقاتی در جمهوری اسلامی، القای ناکارآمدی رهبری، ترویج فرهنگ و سبک زندگی غربی، تضعیف باورهای دینی مردم، القای نبود آزادی و وجود فضای امنیتی در جمهوری اسلامی، القای فراگیری فساد در جمهوری اسلامی، و ایجاد تفرقه بین نیروهای نظامی. همچنین، با توجه به شرایط متفاوت کشور در نیمه دوم سال 1401، شبکه ماهواره ای «من و تو» راهبردهای ویژه ای را به منظور تشدید شرایط اعتراضی در جامعه ایرانی در دستور کار خود قرار داد که شامل ایجاد خودتحقیری ملی (تضعیف هویت ملی)، تلاش در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی، به چالش کشیدن اقتدار جمهوری اسلامی، و القای بی توجهی به حقوق زنان در جمهوری اسلامی می شده است. درنهایت، ارتباط راهبردهای اخیر با سوژه اغتشاش و براندازی و همچنین تناسب این راهبردها با رویکرد اصلی این شبکه مورد بررسی قرار گرفت.
فرصت ها و چالش های روزنامه نگاری تحقیقی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مسئله اصلی این تحقیق فهم فرصت ها چالش های وزنامه نگاری تحقیقی در ساختار سیاسی، حقوقی و رسانه ای مختص به ایران است. در این مسیر به بررسی متغیرهای مهمی همچون ساختار سیاسی، دولت و نیروهای سیاسی، افکار عمومی، چارچوب های حقوقی و قانونی، نحوه و میزان دسترسی به اطلاعات، وضعیت آموزش و فرایندهای کسب تجربه خواهیم پرداخت. این پژوهش با هدف شناسایی چالش ها و تلاش برای رفع آن و تقویت و استفاده از فرصت ها و نتایج مثبت روزنامه نگاری تحقیقی برای دستیابی به نتایج آن مانند شفافیت و کاهش فساد در کشور است.روش: روش این تحقیق تحلیل محتوای کیفی است که داده های آن از طریق مصاحبه با خبرنگاران، سردبیران، مدیران رسانه ای، کارشناس حقوقی، کارشناسان رسانه و اساتید حوزه ارتباطات و خبر بدست آمده است. پایایی این تحقیق در دو مقوله اصلی یعنی چالش و فرصت به ترتیب 0/71و 0/80 بود.یافته ها: فرصت ها شامل ضریب نفوذ بالای صداوسیما، سامانه سوت زنی، فرهنگ امر به معروف، تکنولوژی های نوین، همراهی افکار عمومی در شبکه های اجتماعی و قرارداشتن ایران به عنوان کشوری در حال توسعه است. چالش ها نیز شامل، ضعف آموزش روزنامه نگاری، ضعف ساختار حزبی، ضعف عملکرد صداوسیما، فقدان ادبیات نظری اختصاصی، همکاری کند و ناقص سازمان ها در ارائه اطلاعات، جای خالی قوانین مختص خبرنگاران تحقیقی و حمایت از آنان، دایره جرائم گسترده تر در ایران، خطای تعریف روزنامه نگاری، فضای مجازی و دروغ پراکنی و عدم استفاده از تکنولوژی نوین است.نتیجه: نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که چالش های پیش روی روزنامه نگاری تحقیقی در کشور بیش از فرصت هاست. اصلاح این رویه از تعریف واحد از سوت زنی و روزنامه نگاری تحقیقی آغاز شده و به اصلاح ساختار سیاسی و حقوقی و رواج سوت زنی در افکار عمومی ختم می شود. ایران مشابه کشورهای حوزه خاورمیانه ضعف جدی در ارائه اطلاعات داشته و ساختار سیاسی غلبه و تسلط بیشتری بر خبرنگاران دارد. روزنامه نگاری تحقیقی در ایران مانند عربستان هنوز به بلوغ نرسیده است. همچنین ساختار مالکیت رسانه ها در ایران مانند نیجریه، روزنامه نگاری تحقیقی را تضعیف می کند. همچنین رویکرد اختصاصی با استفاده از فناوری های مدرن نیاز اصلی برای ارائه چشم انداز بهتر در حوزه روزنامه نگاری تحقیقی برای کشور است. بازسازی آموزش روزنامه نگاری در ایران به مانند نیجریه با شرایط اقتصادی نامناسب کشور و فسادهای درون سیستم، عامل شکل دهی به افکار عمومی در آینده به عنوان نگهبان است.
مطالعه کیفی آسیب های فضای مجازی در دانش آموزان شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
157 - 185
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی دنیای جدیدی برای کشف و یادگیری دانش آموزان ایجاد کرده است. معلمان و خانواده ها دانش آموزان را تشویق می کنند تا از فضای مجازی برای یادگیری خود استفاده کنند؛ اما هر محتوایی در فضای مجازی برای دانش آموزان مناسب نیست. این اطلاعات مزایای بی شماری را برای کاربران فراهم می کند. با این حال، با تهدیدهای جدی نیز همراه است. هدف از تحقیق حاضر مطالعه کیفی آسیب های فضای مجازی در دانش آموزان متوسطه اول شهر بوده است. برای تحقق این هدف از روش کیفی استفاده شد. داده های این مطالعه از روش مصاحبه نیمه ساخت یافته گردآوری و از روش تحلیل مضمون برای تحلیل داده ها استفاده شده است. با کمک نمونه گیری هدفمند و با معیار اشباع نظری با 14 نفر از دانش آموزان متوسطه اول شهر اراک مصاحبه شد و نهایتاً داده های گردآوری شده در قالب 2 مضمون کلان و 8 مضمون سازمان دهنده، کدگذاری و تحلیل شد. نتایج نشان می دهد که شش دسته کلی آسیب های خانوادگی، آسیب های تحصیلی، آسیب های اجتماعی، آسیب های روانی، آسیب های مذهبی و آسیب های جسمی را می توان به عنوان آسیب های فضای مجازی دانش آموزان در نظر گرفت. دو دسته دلایل خانوادگی (خانواده گسسته و پریشان و سوء مدیریت و نظارت) و اجتماعی (فقدان سواد رسانه ای، فشارهای هنجاری و گذران اوقات فراغت) مهم ترین دلایل ایجاد آسیب های فضای مجازی مطرح شدند. در انتها باید بیان کرد که استفاده از فضای مجازی به بخش جدانشدنی از زندگی دانش آموزان تبدیل شده است و حضور بیشتر در این فضا بدون داشتن سواد رسانه ای و جذابیت فضای واقعی مثل خانواده و مدرسه می تواند اثرات جبران ناپذیری بر دانش آموزان داشته باشد.
جامعه شناسی برنامه درسی سایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
51 - 73
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر این است تا ضمن بررسی آثار و ادبیات پژوهشی، مهم ترین نظریه های جامعه شناسی در ارتباط با برنامه درسی سایه را شناسایی و بررسی کند و ماهیت آن در چشم انداز نظریه های جامعه شناسی بررسی شود. چارچوب نظری این مقاله بر نظریه انتقادی مبتنی است و از نظر روش شناختی یک پژوهش کیفی است که در آن داده ها به شیوه اسنادی گرداوری و بررسی شده اند.، برنامه درسی سایه از یک طرف به عنوان ابزاری است برای رسیدن اهدافی که از طریق برنامه درسی رسمی قابل تحقق نیست و طراحان و سیاست گذاران به واسطه آن به این اهداف دست می یابند. از طرف دیگر، زبانی است که دانش اموزان و معلمان از آن برای شکستن تابوها، برای بیان معضلات زندگی مدرسه ای و اجتماعی بهره می گیرند. آنها می خواهند دغدغه های زندگی خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی را برجسته سازند. برنامه درسی سایه از زبان، ذهن، فکر و دل دانش آموزان و معلمان نشات می گیرد. بر اساس نتایج این پژوهش، مهم ترین نظریه های جامعه شناسی که برنامه درسی سایه را تبیین کرده اند عبارتند از: مارکسیسم، نظریه انتقادی، نظریه مقاومت، نظریه نیچه و روانکاوی.
انزوای اجتماعی ادراک شده و وابسته های آن در میان فرزندان شهدای جنگ تحمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به طرح و بحث ابعاد انزوای اجتماعی ادراک شده در بین فرزندان شهدای جنگ تحمیلی به عنوان گروه اجتماعی کمتر شناخته شده می پردازد.با بررسی روایت های منتشرشده آنان در کتاب زندگی ما و نیز قسمت هفتم پادکست رادیو مرز، از تجربه زیسته شان از اعزام و غیبت پدر تا دوران پس از شهادت با به کارگیری روش تحلیل سند، موضوع انزوای اجتماعی را به عنوان پدیده ای تاریخ مند مطرح می سازد.یافته ها نشان می دهد تجربه کودکی متمایز از سایر همسالان تحت تأثیر حادثه مهم زندگی یعنی شهادت پدر و پیامدهای آن نظم جدیدی را بر خانواده حاکم ساخته که ارتباط اجتماعی آنان را در معرض چالش قرار داده است. تألم حاصل از این تجارب در کنار سیطره تصورات قالبی مبنی بر برخورداری مالی، معیشتی بر رنجششان افزوده و آنان را به سیاست ورزی های غیررسمی در شکل خلوت گزینی و روابط محدود سوق داده است. همچنین اتخاذ و اجرای سیاست های رسمی تفکیک اجتماعی که در قالب سکونتگاه، مدرسه و خدمات آموزشی، برنامه های فراغتی و مانند آن در دهه های گذشته، در گذر زمان موجب تعمیق انزوای اجتماعی آنان شده است.استیگما تنها قابل تقلیل به موضوع دانشگاه نیست و به مثابه پدیده اجتماعی حاصل برهم کنش تفکیک اجتماعی و نیز تصورات قالبی دانسته می شود که روند طردشدگی آنان را موجب شده و استمرار بخشیده است. این طردشدگی بر زندگی آتی آنان در دوران کهنسالی نیز که به شدت ارتباطات اجتماعی را می طلبد، سایه می افکند و یقیناً به ضرر آنان تمام می شود.
Providing a Model for the Development of Adjunct Faculty Collaboration in the Islamic Azad University(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The primary objective of this study was to develop a comprehensive model to enhance adjunct faculty collaboration at Islamic Azad University. The research focused on identifying key factors influencing adjunct faculty collaboration by exploring professional, organizational, and individual competencies. Methods and Materials: This study used a quantitative, descriptive-survey research design. The statistical population comprised all adjunct faculty members at Islamic Azad University, with a sample of 404 participants selected using multi-stage cluster random sampling, calculated through Cochran's formula. A researcher-made questionnaire with 95 items across three dimensions—professional competencies, organizational competencies, and individual competencies—was used for data collection. The reliability of the questionnaire was confirmed with a Cronbach’s alpha of 0.7. Data were analyzed using exploratory factor analysis (EFA) and confirmatory factor analysis (CFA) to validate the proposed model. Findings: The results from EFA identified 12 key factors across the three dimensions, including service delivery skills, job commitment, teaching technology, scientific production, educational innovation, self-efficacy, job identity, foresight, service to society, organizational ethics, participation in scientific development, and support and backing. The CFA confirmed these findings, with self-efficacy and teaching technology emerging as the most significant factors within individual and professional competencies, respectively. The R² values indicated strong correlations between the identified factors and adjunct faculty collaboration. Conclusion: The
اثربخشی روش تدریس مبتنی بر نقشه مفهومی بر باورهای ضمنی هوش و حل مسأله دانش آموزان زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲
222 - 230
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این مطالعه بررسی اثربخشی روش تدریس مبتنی بر نقشه مفهومی بر باورهای ضمنی هوش و مهارت های حل مسأله در میان دانش آموزان دبیرستانی زاهدان بود. این تحقیق به دنبال تعیین این بود که آیا استفاده از نقشه های مفهومی می تواند به طور معناداری توانایی های شناختی و تحلیلی دانش آموزان را بهبود بخشد یا خیر.
روش شناسی: این مطالعه از یک طرح کارآزمایی تصادفی کنترل شده استفاده کرد که شامل 30 دانش آموز دبیرستانی از زاهدان بود که به صورت تصادفی به گروه تجربی (n=15) و گروه کنترل (n=15) تخصیص داده شدند. گروه تجربی آموزش با استفاده از نقشه های مفهومی دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل به روش های تدریس سنتی ادامه داد. داده ها با استفاده از پرسشنامه باورهای ضمنی هوش (IBI) و پرسشنامه مهارت های حل مسأله (PSS) جمع آوری شد. این مطالعه به مدت پنج ماه ادامه داشت و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون های تعقیبی بنفرونی با نرم افزار SPSS-27 تحلیل شدند.
یافته ها: آمار توصیفی نشان داد که گروه تجربی افزایش قابل توجهی در باورهای ضمنی هوش و مهارت های حل مسأله از پیش آزمون به پس آزمون داشتند، با بهبود میانگین نمرات از 3.45 به 4.12 و از 3.68 به 4.33 به ترتیب. در مقابل، گروه کنترل تغییرات ناچیزی نشان داد. تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر تفاوت های معناداری بین گروه ها و در طول زمان نشان داد (p < 0.05) و آزمون های تعقیبی بنفرونی تایید کرد که این بهبودها در گروه تجربی معنادار بودند.
بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهند که روش تدریس مبتنی بر نقشه مفهومی در بهبود باورهای ضمنی هوش و مهارت های حل مسأله در میان دانش آموزان دبیرستانی مؤثر است. این روش آموزشی نه تنها به درک عمیق تر مفاهیم کمک می کند بلکه تفکر انتقادی و مهارت های تحلیلی را نیز تقویت می کند. این مطالعه به مزایای بالقوه استفاده از نقشه های مفهومی در برنامه های آموزشی به منظور توسعه شناختی اشاره دارد.
تأثیر فرهنگ سازمانی بر جذب زنان درمراتب مدیریتی (مورد مطالعه بنیاد شهید و امور ایثارگران استان گیلان)
منبع:
شاهد اندیشه دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹)
195 - 217
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف سنجش تأثیر سطوح گوناگون فرهنگ سازمانی (باورهای راهنما و روزمره) بر انتصاب زنان در پست های مدیریتی در بنیاد شهید و امور ایثارگران استان گیلان سامان یافته است. تحقیق حاضر از نوع هدف پژوهشی کاربردی محسوب می شود و روش و چگونگی به دست آوردن داده های موردنیاز از نوع توصیفی پیمایشی است که در آن به منظور استخراج مهم ترین مؤلفه های مؤثر بر عدم دستیابی به پست های مدیریتی از روش مصاحبه استفاده شده است که در این میان از 8 نفر از کارشناسان مربوط در حوزه های مدیریتی و اساتید دانشگاهی مرتبط با موضوع به روش انتخاب غیر تصادفی و هدفمند درخواست گردید تا به سؤالات پاسخ دهند سپس به کمک مؤلفه های به دست آمده پرسشنامه ای به شیوه لیکرت پنج امتیازی طراحی (با ضریب آلفای کرونباخ 0.76) و از 59 نفر از اعضای حجم نمونه درخواست گردید تا به سؤالات پاسخ دهند. یافته ها حاکی از آن است که: شاخص های حمایت مدیران عالی از زنان، وجود الگوی مدیران موفقِ زن، در سازمان، آزمودن زن ها در پست های مدیریتی و فرصت اظهارنظر برای زنان در تصمیم گیری های مهم در سازمان از مهم ترین فاکتورهای اثرگذار باور راهنما در انتصاب مدیران زن در پست های مدیریتی بوده؛ شاخص های حذف فرهنگ بزرگ جلوه دادن اشتباه زنان در سازمان، حذف کلیشه های جنسیتی مبتنی بر عدم توانایی زنان برای مدیریت در سازمان، اهمیت دادن به موفقیت زنان در سازمان و تغییر گرایش زنان و ترغیب آنان در پذیرش پست هایی با مسئولیت بیشتر و کارهای متنوع و جدید از مهم ترین مؤلفه های باورهای روزمره فرهنگ سازمانی در انتصاب زنان در پست های مدیریتی می باشند.