فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۴۱ تا ۱٬۹۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
414 - 423
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این مطالعه تدوین الگوی گرایش به تفکر انتقادی با تأکید بر کارکردهای اجرایی و سبک یادگیری در دانشجویان تحصیلات تکمیلی بود.روش شناسی: روش پژوهش حاضر مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته روانشناسی سال ۱۳۹۸-۱۳۹۹ بودند که ۲۷۴ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به علت شیوع پاندمی کووید-۱۹، داده ها با استفاده از پرسشنامه های الکترونیکی در شبکه های اجتماعی مجازی جمع آوری شدند. برای جمع آوری داده ها از ابزارهای مقیاس گرایش به تفکر انتقادی (ریکتر، ۲۰۰۳)، پرسشنامه توانایی های شناختی (وحید نجاتی، ۱۳۹۲)، پرسشنامه استاندارد فرآیند رویکرد مطالعه دو عاملی (بیگز و همکاران، ۲۰۰۱)، دشواری در تنظیم هیجان (گراتز و رومر، ۲۰۰۴)، پرسشنامه جرأت ورزی ساده راتوس (مک کورمیک، ۱۹۸۴)، پرسشنامه روحیه پرسشگری (حیدری، ۱۳۹۲) و مقیاس مهارت های ارتباطی (کویین دام، ۲۰۰۴) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از تحلیل مسیر روش معادلات ساختاری نرم افزار لیزرل ۸.۸ استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد اثر مستقیم کارکردهای اجرایی بر گرایش به تفکر انتقادی برابر با ۳۸% و سبک یادگیری سطحی برابر با ۳۳%- و سبک یادگیری عمیق برابر با ۳۱% در سطح ۰۱% معنادار هستند. از میان متغیرهای برون زا فقط اثر مستقیم روحیه پرسشگری برابر با ۵۹% در سطح ۰۱% و مهارت ارتباطی برابر با ۱۸% در سطح ۰۵% بر گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان معنادار است. جرأت ورزی برابر با ۱۴% و تنظیم هیجان برابر با ۰۴% اثر مستقیم بر گرایش به تفکر انتقادی دانشجویان نداشته است.نتیجه گیری: در بررسی اثر غیرمستقیم متغیرهای مستقل، هر چهار متغیر با نقش واسطه ای کارکردهای اجرایی و سبک یادگیری بر گرایش به تفکر انتقادی مؤثر هستند. بنابراین، اثرگذاری هر چهار متغیر مستقل با واسطه گری متغیرهای میانجی بر متغیر وابسته تأیید شد. درنهایت، یافته ها نشان داد که مدل مفهومی نهایی از برازش نسبتاً مطلوبی برخوردار است.
ضرورت وجود صنایع خلاق رسانه ای در سازمان های رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عملکرد سازمانهای رسانه ای از کیفیت محتوایی که ایجاد می کنند تأثیر می پذیرد و عمل ایجاد محتوا که فعالیت اساسی در فرآیند تولید رسانه ای است ، شدیدا نیازمند خلاقیت است . به دلیل ماهیت استاندارد ناپذیری کالاهای رسانه ای در درازمدت و تقاضای بالای مصرفکنندگان برای کالاهای جدید، خلاقیت در سازمانهای رسانه ای منبع حیاتی استراتژیک محسوب می گردد. این پژوهش مدعی است یکی از کارآمدترین راهبردها در میدان این رقابت رسانه ای، استفاده از خلاقیت و نوآوری در حوزههای مختلف سازمانی ، مدیریتی ، تولیدی و محتوایی است . خلاقیت و نوآوری منبعی استراتژیک برای سازمان های رسانه ای در شرایط بحرانی است . به عبارتی دیگر امروزه خلاقیت و نوآوری و مدیریت آن، یک نیاز راهبردی برای سازمان های رسانه ای است . این سازمان ها نیازمند نوعی سازوکار ویژه هستند تا بتوانند خلاقیت را خلاقانه مدیریت کنند. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش شبکه مضامین به روش تحلیل مضمون در ٣ مضمون فراگیر،16 مضمون سازمان دهنده و 127 مضمون پایه از میان 12 مصاحبه با خبرگان و مطلعین کلیدی استخراج شده است و براساس نظریه های صنایع خلاق رسانه ای، نوآوری در سازمان ها، مدیریت دانش،تولید محتوا،ارتباطات، توانمندی رسانه و اقتصاد خلاق و همچنین و مفاهیم خلاقیت و صنایع خلاق تجزیه تحلیل گردیده است.
تحلیل تاریخی تطبیقی مدرنیته سیاسی در ایران (1320-1285)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، مطالعه تاریخی تطبیقی مدرنیته سیاسی در ایران از 1906 تا 1941 است. مسئله این پژوهش آن است که مدرنیته سیاسی در ایران در مرحله تثبیت پرابلماتیک شده و در دوره های مختلف تاریخی با وجود تلاش های متعدد از سوی آزادیخواهان، ساختار دولت مطلقه بازتولید شده است. با توجه به شواهد تجربی استدلال شده است که ایران، عدم تثبیت مدرنیته سیاسی و درنتیجه بازگشت اقتدارگرایی و بازتولید دولت مطلقه را در 1908 و 1925 تجربه کرده است. مدل نظری پژوهش برمبنای رویکرد ترکیب گرایانه است. ساختار منطقی این دستگاه نظری دلالت بر آن دارد که مدرنیته سیاسی نتیجه ارتباط چهار شرط علی یعنی نهادمندی نظام سیاسی، جدایی جامعه مدنی از دولت سیاسی، به رسمیت شناخته شدن حقوق فردی و حقوق شهروندی در قانون اساسی و نقش مثبت کنشگر خارجی است.موضوع این پژوهش تاریخی و روش تحقیق تاریخی-تطبیقی است.شواهد تجربی دلالت بر آن دارد که عدم تثبیت مدرنیته سیاسی در ایران تحت شرایط ترکیب شروط علی ضعیف بودن میزان نهادمندی سیاسی، عدم جدایی جامعه مدنی از دولت سیاسی، ضعیف بودن حضور حقوق فردی و حقوق شهروندی در قانون اساسی و نقش منفی کنشگر خارجی در تحولات سیاسی داخلی رخ داده است.
انقلاب و فرآیند گذار به دموکراسی طی سال های 1342- 1357(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دموکراتیزاسیون یکی از مهم ترین وقایعی است که مسیر تغییرات اجتماعی بسیاری از جوامع را در قرن بیستم دگرگون کرده است. قرن بیستم، قرن ظهور امواج دموکراسی خواهی در جوامع متعدد است. جامعه ایران نیز در قرن بیستم، از این موج دموکراسی خواهی جهانی دور نبوده است و انقلاب اسلامی ایران یکی از امواج دموکراتیزاسیون در نظر گرفته می شود. پژوهش کنونی با تأکید بر برهه زمانی انقلابی (1342-1357) در تلاش است تا با تکیه بر مهم ترین مفاهیم گذار به دموکراسی، انقلاب ایران را مطالعه کند. مدل مفهومی پژوهش نیز، بر اساس نظریات هانتینگتن[1] (1396)، جیل[2] (1400)، تیلی[3] (1392) ترسیم و داده های تحقیق بر اساس آن تحلیل شد. روش مطالعه، نهادگرایی تاریخی و منابع پژوهش نیز، منابع تاریخی اولیه و ثانویه بوده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد از سال 1342 و با افزایش فعالیت های نهاد روحانیت در عرصه مبارزه سیاسی و شکل گیری گروه های سیاسی زیرزمینی مارکسیستی، انقلاب ایران آغاز و در نهایت با از هم گسیختگی نخبگان، به فروپاشی دولت منجر شد. فرآیند انقلاب با هدف بازتعریف نهاد دولت بر اساس اصول دموکراتیک، ازطریق بسیج نارضایتی ها، اعتراضات مسالمت آمیز و تقویت جامعه مدنی تداوم یافت و با وجود اتخاذ سیاست فضای باز سیاسی در چند مرحله به وسیله دولت، شدت یافت. رخداد هفدهم شهریور و ناامیدی جامعه از مصالحه با دولت برای برقراری دموکراسی، بزنگاه تاریخی اصلی بود که در ماه های پایانی منتهی به انقلاب، مسیر بیان مطالبات دموکراتیک را تسریع کرد. [1] Huntington [2] Gill [3] Tilly
تحلیلی بر رابطه حقوق شهری و شکل گیری سرمایه روانشناختی مثبت گرایی (مطالعه موردی: شهر قائن/ استان خراسان جنوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۰
53 - 77
حوزههای تخصصی:
امروزه شهروندی به منزلتی اساسی برای حیات سیاسی و اجتماعی جوامع تبدیل شده و حقوق شهری به عنوان مجموعه حقوق و امتیازات شهروندان که وظیفه تأمین آن ها بر عهده دولت و مدیریت شهری است، نقش محوری در تحقق شهروندی و شکوفایی استعدادها، توانایی ها، باورها و نگرش های شهروندان دارد. با توجه به اهمیت و نقش حقوق شهری در تحقق شهروندی و ارتقاء توانایی، نگرش و شایستگی شهروندان، هدف از پژوهش حاضر بررسی چگونگی نقش و تأثیر حقوق شهری بر شکل گیری سرمایه روانشناختی مثبت گرایی در شهر قائن است. روش تحقیق در پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی و همبستگی بوده که در راستای تجزیه وتحلیل اطلاعات از آزمون میانگین عددی و پیرسون در نرم افزار SPSS استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق نیز شامل شهروندان قائن (19 تا 65 سال) است که بر اساس روش کوکران 384 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شده است و دسترسی به آنها بر اساس الگوی تصادفی ساده است. همچنین روایی و اعتبار متغیرها بر اساس مطالعات اسنادی و مصاحبه با اساتید دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که در ابعاد چهارگانه حقوق شهری یعنی حقوق اجتماعی، سیاسی، مدنی و فرهنگی، تنها بعد حقوق سیاسی و در بین ابعاد سرمایه روانشناختی مثبت گرایی یعنی خودکارآمدی، امیدواری، خوش بینی و تاب آوری، تنها بعد خودکارآمدی دارای وضعیت مطلوبی در شهر قائن می باشند. همچنین نتایج نشان می دهد بین متغیرهای حقوق شهری و سرمایه روانشناختی مثبت گرایی در سطح اطمینان 95 درصد و با ضریب پیرسون 694/0 رابطه معناداری وجود دارد. در بین ابعاد حقوق شهری نیز بیشترین اثرگذاری بر شکل گیری سرمایه روانشناختی مثبت گرایی مربوط به حقوق اجتماعی و حقوق مدنی بوده است.
پیش بینی بی ثباتی ازدواج براساس صفات تاریک شخصیت و الگوهای ارتباطی زوجین در افراد متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۷
63 - 82
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تعیین نقش پیش بینی کنندگی صفات تاریک شخصیت و الگوهای ارتباطی زوجین، در بی ثباتی ازدواج در افراد متأهل بوده است. مطالعه حاضر از نوع همبستگی است و جامعه آماری آن زوجین ساکن شهرهای تهران و کرج بودند. به این صورت که 246 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسش نامه های شاخص بی ثباتی ازدواج (MII)، فرم کوتاه مقیاس سه گانه تاریک (SD3) و پرسش نامه الگوهای ارتباطی (CPQ) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش رگرسیون چندگانه گام به گام مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که متغیر بی ثباتی ازدواج به ترتیب با صفات شخصیت خودشیفته رابطه منفی و معنادار و با صفات شخصیت جامعه ستیز رابطه مثبت و معنادار دارد و با صفات شخصیت ماکیاولیستی ارتباط معناداری ندارد. به همین ترتیب، متغیر بی ثباتی ازدواج با متغیر ارتباط سازنده متقابل رابطه منفی و معنادار و با سایر متغیرهای کناره گیری/توقع، مرد متوقع/زن کناره گیر، زن متوقع/مرد کناره گیر و اجتناب متقابل رابطه مثبت و معناداری را نشان می دهد. علاوه بر این، رابطه منفی و معناداری بین مدت طول ازدواج و بی ثباتی ازدواج وجود دارد. همچنین سه متغیر ارتباط سازنده، اجتناب متقابل و زن متوقع/مرد کناره گیر، بی ثباتی ازدواج را پیش بینی می نمایند. از این پژوهش می توان نتیجه گرفت که با توجه به نقش الگوهای ارتباطی در بی ثباتی ازدواج می توان با آموزش آن ها به زوجین، بی ثباتی ازدواج را کاهش داد.
سیر تحول زیبایی شناسی خودتزیینی موی زنانه (مورد مطالعه: زنان عشایر عرب کتی روستای حصار بالای ورامین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
237 - 256
حوزههای تخصصی:
هدف: خودتزیینی موی زنانه یکی از مهم ترین مولفه های فرهنگی-تاریخی ایران است، بطوری که امروز نیز شاهد اهمیت این مولفیه فرهنگی در گفتمان های مختلف هستیم. پرسش اصلی این است که مولفه های تاثیرگذار در زیبایی شناسی خودتزیینی سنتی و امروزی موی زنانه چیست؟
روش شناسی: در این پژوهش تلاش شد تا با روش تحقیق تحلیلی-توصیفی و با مطالعیه میدانی مردم نگارانه ( مصاحبه و مشاهده مشارکتی) به واکاوی مولفه های تاثیرگذار در زیبایی شناسی خودتزیینی سنتی و امروزین موی زنانه و دخترانیه عشایر عرب کتی به عنوان بزرگترین عشایر عرب تهران ساکن در روستای حصار بالای ورامین بپردازیم و بر همین اساس با بهره مندی از ادبیات نظری انسان شناسی زیبایی شناسی و بدن سعی در واکاوی این مولفه ها داریم.
یافته ها: یافته ها نشان می دهد که هویت قومی، سن، جایگاه اجتماعی و اقتصادی در زیبایی خودتزیینی سنتی موی زنان و دختران نقش مهمی را ایفا می کند و طی یکصدسال اخیر، عواملی همچون مداخلات سیستم های حکمرانی در چگونگی خودتزیینی مطلوب و الگوهای خودتزیینی مد روز جهان که از طریق رسانه های مختلف بازتولید می شود و موجب تغییرات مولفه های زیبایی خودتزیینی مو در میان زنان و دختران جوان شده است و اغلب سعی در بازتولید« موی مطلوب دوران» را دارند اگرچه در برخی موارد مولفه های زیبایی شناسی مد روز با مولفه های سنتی تقابل دارد، ااما غلبیه مولفه های دوران حاضر بر سنت مشهود است
بزه دیدگی جنسی کودکان و نوجوانان در فضای مجازی و نقش شتاب دهنده سیاست پالایش (فیلترینگ)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴۰
68 - 69
حوزههای تخصصی:
رسانه ها نقش اساسی در افکار و کردار افراد دارند و با توجه به توسعه و فراگیر شدن رسانه های نوین و به خصوص تبادل گسترده داده ها و اطلاعات در بستر اینترنت و فضای مجازی، نقش رسانه فراگیرتر شده است. کودکان و نوجوانان از کاربران عمده رسانه و به ویژه رسانه های فعال در بستر مجازی هستند و به طور طبیعی از رسانه تأثیر می پذیرند. در کنار فواید گسترده و آموزش های مفیدی که در بستر رسانه های نوین و فضای مجازی نصیب کودکان و نوجوانان می شود، احتمال بزه دیدگی به صورت کلی و به صورت خاص بزه دیدگی جنسی، از مخاطراتی است که در بزرگراه های تبادل داده و اطلاعات کودکان و نوجوانان را تهدید می کند و سیاست محدودسازی(فیلترینگ) به عنوان ابزاری برای کاهش این مخاطرات استفاده شده است. پرسش اصلی تحقیق این است که فضای مجازی و سیاست محدودسازی چه نقشی در بزه دیدگی جنسی کودکان دارد؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که به جهت نقش ابزاری و تسهیل کنندگی، میان رسانه و بزه دیدگی جنسی رابطه معناداری وجود دارد. سیاست فیلترینگ که جهت مقابله یا کاهش اثرات منفی رسانه مورد استفاده قرار می گیرد، به دلایل ناکارآمدی فنی و گمراه سازی مسیرهای تبادل اطلاعات، افزایش فنون خنثی ساز و توسعه فیلترشکن ها، موجب تشدید بزه دیدگی جنسی نسبت به اطفال و نوجوان شده است.
واکاوی مهاجرت و فرار مغزها بر اساس نقش متغیرهای هویت جنسی، قومیتی و مذهبی در طراحی الگوی تحرک تحصیلی دانشجویان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
161-178
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش واکاوی مهاجرت و فرارمغزها بر اساس نقش متغیرهای متغیرهای جمعیت شناختی در دانشجویان ایرانی بود که روش تحقیق حاضر از نظر ماهیت توسعه ای، از نظر استراتژی آمیخته اکتشافی متوالی و از نظر شیوه انجام بر اساس سه مسیر فراترکیب، اکتشافی متوالی(به روش تحلیل تِم) و پیمایش کمی بود. در این پژوهش برای شناسایی تاثیر هویت قومیتی، مذهبی و جنسیتی بر مهاجرت و فرارمغزها دانشجویان ایرانی از روش فراترکیب پیشینه پژوهش استفاده شد که با بررسی 19 مقاله داخلی و خارجی مرتبط جمعا 31 مقوله شناسایی شد. همچنین الگوی در جهت کاهش پدیده مهاجرت و فرارمغزها با مصاحبه از خبرگان و به روش تحلیل تِم انجام که الگوی نهایی شامل 8 عنصر اصلی (توسعه پایدار متوازن، توانمندسازی زنان، تقویت ملی گرایی، کنترل فساد و تبعیض، ارتقا تحرک بین المللی، حاکمیت و ارتقا قانون، تقلیل عوامل سیاسی و آموزش نخبگان) در قالب 43 مقوله یا مولفه طراحی شد. بر اساس نتایج الگوی ارائه شده در این پژوهش بعنوان چهارچوبی در جهت توسعه زمینه های کاهش تبعیض های قومی، مذهبی و جنسیتی، تقویت ملی گرایی، رشد آموزش دانشگاهی، زمینه های تعامل صنعت و دانشگاه، پذیرش دانشجویان بین المللی و تعامل بین المللی دانشگاهی را فراهم می کند که نهایتا می تواند منجر به کاهش مهاجرت نخبگان با هویت های قومی، مذهبی و جنسیتی مختلف می شود.
رسانه و ارتقاء سلامت: تحلیل محتوای برنامه های تلویزیونی سلامت محور در شبکه استانی یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
413 - 435
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه مفهوم سلامت، به رفاه کامل جسمانی، روانی و اجتماعی شهروندان اشاره دارد و به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار شناخته می شود. به همین دلیل، کشورهای مختلف برای ارتقای سلامت جامعه تلاش می کنند و رویکرد ارتباطات سلامت به عنوان یک ابزار مؤثر برای تحقق این هدف مورد توجه قرار گرفته است. این رویکرد از شیوه های مختلفی همچون «بازاریابی اجتماعی»، «آموزش از طریق سرگرمی»، «ارتباطات پزشکی» و «حمایت رسانه ای» بهره می برد. در این میان، حمایت رسانه ای به دلیل استفاده از رسانه های جمعی، جایگاه ویژه ای پیدا کرده است. صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز در راستای تغییر نگرش به مفهوم سلامت و تأکید بر پیشگیری به جای درمان، اقدام به تولید و پخش برنامه های سلامت محور کرده است. در این زمینه، شبکه استانی یزد با تولید دو برنامه نارنجستان و پزشک شما، گام های مؤثری در جهت ارتقای آگاهی های سلامت محور در جامعه برداشته است. روش و داده ها: گردآوری داده ها در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی انجام شد. برای این منظور، بخش های گفتگومحور دو برنامه سلامت محور شبکه استانی یزد با نام های «پزشک شما» و «نارنجستان» انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: بررسی محتوای این برنامه ها نشان داد که بعد سلامت جسمی در برنامه های سلامت محور شبکه استانی یزد از اولویت بالاتری برخوردار است. همچنین، رویکرد غالب پیام های ارائه شده در این برنامه ها، تمرکز بر پیام های سلبی و استفاده از جملاتی با مضمون ترس، کارآمدی رفتار و خودکارآمدی رفتار بوده که از این طریق، سعی در تأکید بر اهمیت پیشگیری و تغییر رفتارهای سلامت محور داشته اند. بحث و نتیجه گیری: برپایه یافته ها، سلامت جسمی موضوع غالب برنامه های سلامت محور در استان یزد بوده است. در این برنامه ها، تنها به صورت محدود به مباحث سلامت روحی و معنوی پرداخته شده و به بعد سلامت اجتماعی، که به حوزه ارتباطات و تعاملات افراد در جامعه اشاره دارد، توجهی نشده است. بنابراین، ضروری است که برنامه های سلامت محور به سایر ابعاد سلامت، به ویژه سلامت اجتماعی و روانی، توجه بیشتری نشان دهند. این امر می تواند به ایجاد تعادل در ارائه پیام های سلامت و بهبود اثربخشی این برنامه ها کمک کند. پیام اصلی: در تولید برنامه های سلامت محور، توجه به نوع پیام، زمان پخش و ابعاد مختلف سلامت از اهمیت بالایی برخوردار است. همچنین، انتخاب پیام های اثربخش و زمان بندی مناسب برای پخش این برنامه ها، نقش کلیدی در جلب توجه مخاطبان و تغییر رفتارهای سلامت محور ایفا می کند.
بهبود پیش بینی علاقه کاربران در کلان داده توییتر با استفاده از طبقه بند تجمعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۵)
105 - 129
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروزی، شبکه های اجتماعی که بخشی از زندگی روزمره انسان ها شده اند، از جمله توییتر، تلگرام، اینستاگرام و غیره، روز به روز در حال افزایش و گسترش هستند. لذا تعداد کاربران آن ها نیز در حال افزایش است و در نتیجه، حجم داده زیادی در این شبکه ها در حال تبادل و ذخیره سازی است که این حجم عظیم داده، شبکه های اجتماعی به خصوص توییتر را تبدیل به کلان داده کرده است. مدیریت، سامان دهی و هرس کردن این کلان داده ها و همچنین، پیش بینی رفتار کاربران شبکه های اجتماعی امری بسیار مهم است. یکی از روش های مهم و تأثیرگذار برای پیش بینی علاقه کاربر در شبکه های اجتماعی، تکنیک های طبقه بندی است که در اغلب کاربردها و پژوهش های موجود در پیشینه تحقیق، هنوز در معیارهایی مانند دقت و صحت پیش بینی ضعف دارند. در این مقاله، به منظور پیش بینی علاقه کاربر در شبکه های اجتماعی توییتر، از روش طبقه بندی تجمعی مبتنی بر رأی گیری که دارای دو گام اساسی است، استفاده شده است. در گام نخست، با بهره گیری از الگوریتم های طبقه بندی پایه ای شامل نزدیک ترین همسایه، درخت تصمیم، جنگل تصادفی و بیزین ساده، خروجی های هر طبقه بندی حاصل می شوند. در گام دوم، خروجی نهایی طبقه بندی تجمعی با استفاده از روش رأی گیری محاسبه می شود. نتایج آزمایش ها بر روی مجموعه کلان داده های شبکه اجتماعی توییتر و براساس معیارهای دقت، صحت و پوشش، استدلال بر این دارد که روش پیشنهادی طبقه بندی تجمعی مبتنی بر رأی گیری، نتایج مطلوب تری را نسبت به الگوریتم های دیگر داشته است.
تحلیل جامعه شناختی رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی تلفن همراه با هویت جنسیتی (دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور ساری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
301 - 332
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر مطالعه جامعه شناختی رابطه بین اعتیاد به شبکه های اجتماعی تلفن همراه با هویت جنسیتی (دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور ساری) در سال 1402 است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، از نوع کاربردی، از لحاظ نوع روش، توصیفی و همبستگی می باشد و از لحاظ روش گردآوری اطلاعات، میدانی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه پیام نور ساری با تعداد 2450 نفر است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 395 نفر برآورد گردید و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. به منظورگردآوری داده های مورد نیاز، از پرسش نامه استاندارد هویت جنسیتی مک براید و همکاران (2008) و پرسش نامه محقق ساخته اعتیاد به شبکه های اجتماعی استفاده شده است. داده ها با نرم افزار SPSS تحلیل شد و برای تحلیل فرضیات از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که در آزمون پیرسون بین تحقیق پنج گانه مؤلفه های متغیر مستقل (اعتیاد به شبکه های اجتماعی) دو مؤلفه میزان اعتقاد به شبکه های اجتماعی و میزان مشارکت با دیگران در شبکه های اجتماعی رابطه مستقیم در سطح ضعیفی را با متغیر وابسته تحقیق نشان داده اند؛ ولی سه مؤلفه دیگر متغیر مستقل (میزان استفاده از شبکه های اجتماعی، میزان دلبستگی به شبکه های اجتماعی و میزان رضایت از شبکه های اجتماعی) رابطه متوسط و مستقیمی را با متغیر وابسته تحقیق داشته اند. نهایتاً 4 مؤلفه میزان استفاده از شبکه های اجتماعی، میزان دلبستگی به شبکه های اجتماعی، میزان اعتقاد به شبکه های اجتماعی و میزان مشارکت با دیگران در شبکه های اجتماعی توانستند 33 درصد از واریانس متغیر وابسته تحقیق را تبیین نمایند.
ارائه الگوی نقش های تعاملی پلیس و معتمدین محلی در پیشگیری از وقوع جرم (مطالعه موردی: استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ناتوانی پلیس حرفه ای در پاسخگویی به حفظ نظم و امنیت جامعه و افزایش روز افزون جرائم با عنایت به افزایش جمعیت و افزایش مطالبات مردمی در جهان سبب شد تا از دهه هفتاد میلادی دوره جدیدی با عنوان پلیس اجتماع محور یا انجام امور پلیسی با مشارکت مردم آغاز شود بر این اساس تحقیق حاضر با هدف بررسی هدف بررسی نقش تعامل پلیس و معتمدین محل در پیشگیری از وقوع جرم (مورد مطالعه: شهر ایلام) می باشد. روش تحقیق: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و به لحاظ هدف کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کلیه معتمدین در شهر ایلام که با نیروی انتظامی همکاری مستقیم و داوطلبانه دارند و در نهاد کمک های مردمی نیروی انتظامی مشارکت می کنند می باشد. این افراد از طریق کلانتریها و پاسگاهها (کوپ) شناسایی شدند، که با توجه به نمونه گیری انجام شده تعداد 105 نفر برای پاسخ به سوالات پرسشنامه انتخاب شدند. برای نمونه گیری در این پژوهش از روش گلوله برفی استفاده شده است همچنین برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردیده است. که به منظور استاندارد بودن پرسشنامه ابتدا روایی آن به تایید اساتید رسیده و سپس پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شده است که مقدار آن برابر با 869/0 می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از روش آماری آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است یافته ها: نتایج حاصل از آمار توصیفی پرسشنامه ها نشان می دهد که میزان تاثیر نقش تعامل پلیس و معتمدین در پیشگیری از وقوع جرم (مورد مطالعه شهر ایلام ) در بحث آموزش معتمدین 368/0و در بحث اقتصادی 487/ 0و در میانجیگری 398/0بوده است. نتیجه گیری: نتیجه کلی این پژوهش بیانگر این است که می توان با برنامه ریزی و تعیین نقش مناسب آموزشی، اقتصادی و میانجیگری برای معتمدین در راستای تامین نظم و امنیت و پیشگیری از وقوع جرم موفق عمل نمود و بررسی نقش تعامل پلیس و معتمدین در راستای پیشگیری از وقوع جرم مثبت ارزیابی شده است.
راهبرد شهروندان جوان در عرصه مطالبات بی پاسخ: مطالعه کیفی در شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهروندی، واقعیت اجتماعی عصر مدرن است که در قالب حقوق تعریف می شود و به شکل کنش های بهنجار و نابهنجار ظهور می یابد. هدف این پژوهش، علاوه بر درک مطالبات شهروندان جوان، شناسایی استراتژی جوانان در برابر مطالبات بی پاسخ است که با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون در بین شهروندان جوان (18-35 ساله) شهر یزد، انجام شده است. داده های این پژوهش، حاصل مصاحبه نیمه ساخت یافته از 30 نفر از جوانان طبقه بالا، پایین و متوسط است که به شناسایی مطالبات جوانان در قالب 4 مضمون اصلی و 12 مضمون فرعی و راهبرد جوانان در قالب 5 مضمون اصلی و 15 مضمون فرعی دست یافته است. راهبرد جوانان در قالب مضامین کنشگری مرزی، وادادگی مدنی، واسازی ساختاری، مهندسی اقتضایی و تله محرومیت کشف شده است. مطابق یافته ها و هزینه سنگین راهبردهای مخرب، پیشنهاد می شود تا با نزدیک کردن افق دید مدیران و سیاست گذاران به شهروندان و تحقق مطالبات و توزیع عادلانه منابع و فضای عمومی، در جهت حفظ نظم، ثبات و در عین حال توسعه جامعه، از فشار های ساختاری کاسته و گام مؤثری برداشته شود.
مطالعه ی سازوکارهای زنان بلوچ برای رساندن صدا به مدیریت روستایی (مورد مطالعه: روستای هوشک از شهرستان سراوان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
33 - 58
حوزههای تخصصی:
زنان روستایی در حاشییه تصمیم سازی ها قرار گرفته اند و برای مشارکت در مقدرات اجتماع خود با مانع روبرو هستند. پژوهش حاضر به دنبال شناخت امکاناتی است که زنان از طریق آن، مطالبات و دیدگاه هایشان را به مقامات و صاحبان قدرت منتقل می کنند. داده ها به روش کیفی و با مصاحبه های نیمه ساخت یافته با زنان روستای هوشک در استان سیستان و بلوچستان به دست آمده و مورد تحلیل تماتیک قرار گرفته است. سازوکارهای زنان روستایی علاوه بر شیوه های رایج، ابراز در گروه های مجازی (پیام رسانِ واتساپ) را در بر می گیرد. در صورت به نتیجه نرسیدن، انتقال مطالبه به مقام بالاتر، واسطه کردن ریش سفید یا اقدام خودجوش جهت تحقق مطالبه شکل می گیرد. برخی گروه ها از زنان واجد امتیازهای ویژه برای شنیده شدن صدا هستند که عاملی تاثیرگذار بر ابراز صدای زنان روستا است. هم چنین ملاحظات اجتماع روستایی نسبت به حضور و مشارکت زنان، عدم امکان حضور در جلسات روستا و تبعیض های موجود علیه زنان در فضای مجازی به عنوان بازدارنده های ابراز صدا شناخته شدند. در زنان به ویژه با تحصیلات بالاتر، انتظار دیده و شنیده شدن از سوی مسئولان روستایی شکل گرفته و مناسبات پیشین، کارکرد خود را از دست داده است. تجربیه فضای مجازی نیز از نظر اطلاع زنان از وقایع روستا و فرصت ابراز مطالبات و دیدگاه های آنان دگرگون ساز بوده است. در مجموع هرچند زنان مسیرهایی همسو با فرهنگ سنتی روستا برای بیان مطالبات خود ایجاد و به تناظر هر محدودیت، سازوکاری ابداع کرده اند اما از نظر میزان آگاهی، سهیم شدن در اطلاعات و هم چنین فرصت های ابراز صدا و مطالبه، هم چنان در جایگاهی حاشیه ای قرار دارند.
مطالعه پیامدهای ورود مواد مخدر به زندان های غرب کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مطالعه کمی و کیفی پیامدهای ورود اقلام ممنوعه به داخل زندان های ایران و ارائه راهکارهایی برای کنترل و کاهش انتقال اقلام ممنوعه به شیوه آمیخته انجام شده است. جامعه پژوهش شامل زندان های غرب کشور است که از میان آنها به شیوه نمونه گیری در دسترس، پنج استان کردستان، ایلام، همدان، کرمانشاه و آذربایجان غربی که از بین تمامی زندانی ها و عوامل حفاظت زندان های پنج استان مورد مطالعه، به شیوه سهمیه ای- تصادفی و با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 242 نفر زندانی انتخاب شد و سپس بر اساس تعداد زندانیان اعلامی توسط سازمان زندان ها و به صورت سهمیه ای، حجم نمونه هر استان انتخاب گردید. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. نتایج بخش کمّی نشان داد که ورود، توزیع و استفاده از اقلام ممنوعه داخل زندان های مورد مطالعه می تواند با پیامدهای گسترده منفی هیجانی از جمله احساس اضطراب و استرس، ترس و ناامنی مزمن، غم و افسردگی و ناامیدی، پدیدآیی افکار خودکشی و اقدام عملی به خودکشی و همچنین پیشنهاد همکاری در وارد کردن، توزیع و مصرف این اقلام ممنوعه برای گروه زندانی ها همراه باشد. در بخش کیفی، عمده ترین دلایل ورود اقلام ممنوعه شامل وجود باندهای خلاف، ضعف قوانین، سودآوری ورود مواد و ضعف امکانات کنترل و بازرسی است. راهکارهای پیشنهادی، ذیل چهار گروه کلیِ عوامل فرهنگی (اشتغال و سرگرمی زندانیان)، سیاست های کنترل و نظارت، عوامل مدیریتی و مسائل قانونی و آیین نامه ای طبقه بندی شد. نتایج نشان داد که وجود انواع مواد مخدر در زندان ها می تواند پیامدهای منفی گسترده ای در ابعاد مختلف هم بر عوامل زندان و هم بر زندانیان داشته باشد.
The Trap of Customization: Capitalism Goes Benevolent
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۸, Issue ۱, January ۲۰۲۴
83 - 100
حوزههای تخصصی:
Big-tech corporations like Google, Meta, Microsoft etc. extensively utilize customization to collect and analyze user data, a practice integral to their business models. Google leverages user data to personalize services across its platforms, notably in its search engine and YouTube, to enhance user experience and bolster its targeted advertising strategies. Similarly, Meta uses algorithmic content curation on Facebook and Instagram, tailoring user feeds to individual preferences and behaviors, thereby generating detailed user profiles for marketing purposes. Microsoft's approach, particularly with Office 365 and LinkedIn, focuses on productivity enhancements while also gathering user data for feature refinement and targeted advertising. These practices, I argue, while improving user engagement, raise significant privacy concerns. The extensive data collection often occurs without full transparency or user consent, leading to debates about ethical implications, digital surveillance, and societal impacts. In response, there is a growing demand for stricter data governance and privacy regulations, as seen in initiatives like the GDPR and CCPA, aiming to balance the benefits of personalization with the rights and privacy of users.
کالایی شدن دین؛ مطالعه فرآیند تقدس گرایی تا کالایی شدن محصولات منتسب به آستان قدس رضوی
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۱
25 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی فرآیند کالایی شدن اشیایی است که به طور ذاتی تجاری نیستند و در ابتدا دارای ارزش معنوی و ارتباطی با امر مقدس هستند. این پژوهش به ویژه به مطالعه فروش محصولات متبرک آستان قدس رضوی در اینستاگرام می پردازد تا مشخص کند چگونه این اشیاء در بازار مصرف عرضه می شوند و با آن ها به عنوان کالا برخورد می شود.روش شناسی پژوهش : در این تحقیق از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. داده ها از صفحات فروش محصولات متبرک آستان قدس رضوی در اینستاگرام جمع آوری و تحلیل شده اند تا فرآیند کالایی شدن این اشیاء بررسی شود.یافته ها: نتایج تحلیل محتوای کیفی نشان داد که فرآیند کالایی شدن در مورد محصولات متبرک آستان قدس رضوی طی شده است. این یافته ها نشان می دهند که این اشیاء با پذیرش ساختار بازار، به کالاهایی تبدیل شده اند که می توانند هویت آفرینی کنند، ارتباط معنوی با افراد برقرار کنند، تجربه های گذشته را بازتداعی کنند، نشانه وفاداری باشند و برای افراد ارزش مندی ایجاد کنند.بحث و نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان می دهد که اشیاء متبرک با ارزش معنوی در فرآیند کالایی شدن می توانند به کالاهای بازاری تبدیل شوند که علاوه بر ارزش اقتصادی، دارای ابعاد مختلف هویتی و معنوی نیز هستند. این نتایج می تواند به درک بهتر تعامل دین و بازار مصرف کمک کند و چالش های نظری و عملی مرتبط با آن را روشن سازد.
بسترهای تشدید فاصله بین پیروان ادیان و مذاهب در استان سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
35 - 63
حوزههای تخصصی:
در بستر متنوع قومی و مذهبی ایران زمین، دائما مسئله نحوه و کیفیت تعامل بین اقوام و پیروان مذاهب مورد بحث بوده است. این تعامل می تواند متأثر از عوامل واگرا باشد. نظر به اهمیت دوچندان همسویی و وحدت ملی در شرایط تاریخی کنونی، در این مقاله سعی شده است تا زمینه ها و دلایل تشدید اختلاف و فاصله افتادن بین ادیان و مذاهب در استان سیستان و بلوچستان، که میزبان پیروان اقوام و مذاهب متعددی است، مطالعه شود. در این مقاله ذیل چارچوب مطالعه کیفی و بر اساس نظریه زمینه ای با 25 نفر از ساکنین استان سیستان و بلوچستان طی بازه زمانی 6 ماهه مصاحبه انجام شده است. روش نمونه گیری بر اساس نمونه گیری نظری بوده و با مشارکت کنندگان مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفته است. یافته ها بر اساس روش اشتراوس و کوربین کدگذاری و تحلیل شده اند. در کدگذاری باز، متن مصاحبه ها چندین بار خوانده و حدود 95 مفهوم از جملات معنی دار استخراج شد. مفاهیم در کدگذاری محوری در 16 مقولهٔ فرعی و 7 مقولهٔ اصلی و انتزاعی تر تلفیق شدند. در نهایت یک مقولهٔ هسته ای نهایی «نیروهای واگرا و ازهم گسیختگی تعاملات بین ادیان و مذاهب» که جامع و چکیده ای از تمامی مقولات اصلی و تحلیل داستانی از فرایند داده هاست، استخراج شد. این مطالعه ثابت می کند که عواملی تحت عنوان تبعیض، عدم پذیرش دیگری، نابخردی برخی علمای دینی و فقدان گفت وگوی آزاد و در بستری که بنا به مشکلات اقتصادی و تحت تأثیر جغرافیای فرهنگی شکل گرفته و با مداخله عواملی مانند تعصبات شدید قومی و دینی منجر به شکل گیری شبکه تعاملی متعصب و منافع داخلی و خارجی شده است که در راستای منع تعامل بین ادیان و مذاهب فعالیت می کنند. پیامد این فرایند هم روی آوردن به کنش تحقیرآمیز و توهین آمیز افراد و همچنین تغییر تصور آن ها نسبت به دین است.
توسعه یافتگی انسانی و کارآفرینی: بررسی منابع آزادی و ناآزادی در تحقق قابلیت کارآفرینی در ایران در دو دهه اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۱
49 - 88
هدف از انجام این پژوهش، شناخت تجربه ی زیسته کارآفرینان بخش خصوصی در مواجه با منابع آزادی و ناآزادی و بهره مندی از فرصت ها و توانمندی های بنیادین اولیه در روند تحقق قابلیت کارآفرینی، در جهت نزدیک شدن به شناخت عمیق وضعیت کلان روایت توسعه یافتگی انسانی در جامعه ایران در قالب یک پژوهش کیفی است. بدین منظور ما برای پاسخ بدین پرسش که: کارآفرینان در جامعه ی ما در مسیر تبدیل قابلیت بالقوه کارآفرینی خود به بنگاه های کارآفرینی از چه منابعی از آزادی بهره مندند و از چه ناآزادی ها و موانعی رنج میبرند، از روش تحلیل مضمون و در قالب مصاحبه های نیمه ساختار یافته با کارآفرینان فعال در بنگاه های کوچک و متوسط فعال در شهر تهران، استفاده کردیم. در نهایت یافته های ما از خلال بررسی امکان ها و امتناع های پیشاروی این افراد در سه مرحله خلق ایده و میل به کارآفرینی، شروع و ایجاد کسب و کار، و در نهایت تداوم و گسترش کسب و کار، بیانگر تاثیر پنج منبع اصلی شامل نهاد خانواده، نهاد آموزش، هنجارها و باورهای اجتماعی، دولت و بازار، و مولفه های شخصیتی فرد کارآفرین، به عنوان منابع اصلی آزادی و ناآزادی پیش روی این افراد، بود که در سه سطح مضامین پایه (پانزده مورد)، مضامین سازمان دهنده(پنج مورد) و مضمون فراگیر(یک مورد) به دست آمد.