ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۲۴۱.

سیر تطور اندیشه های هوسرل در باب زمان و ظهور نخستین نشانه های گذر از متافیزیک حضور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۴۶
برنتانو  در تأملات خویش تلاش کرد تا با طرح «تداعی اولیه» مسائل مربوط به ادراک اشیای زمانی را حل کند، اما هوسرل با انتقاد از برنتانو تأملات او را ناکافی دانست و در تلاشی پیگیر سعی کرد تا در دوران های مختلف فکری خود پاسخی برای حل مسائل مربوط به زمان ارائه کند. او ابتدا مسئله زمان را به مسئله آگاهی از زمان تبدیل کرد و با پیشرفت اندیشه اش کوشید تا سطوح عمیق تر زمان را کشف کند. وی نخست به آگاهی ما از ابژه های زمانی پرداخت، سپس آگاهی زمانی از این آگاهی اخیر را بررسی کرد و درنهایت به جریان مطلق آگاهی پرداخت. سیر اندیشه هوسرل در باب زمان، علی رغم اینکه آگاهانه چنین سیری را در پیش نگرفته بود، در جهتی بود که تفوق اکنونِ بالفعل حاضر در فهم زمان را به چالش کشید و با طرح مفاهیمی چون «حافظه اولیه» و «انتظار اولیه» و بعدها «بازیازی» و «پس یازی»، از حضورمحوری و اکنون محوری که اساس متافیزیک حضور است، فاصله گرفت. با این حال سیر او در جایی که به آگاهی مطلق رسید متوقف شد. هوسرل علی رغم اینکه گام بزرگی برای گذر از متافیزیک حضور برداشت، در واپسین گام، یعنی در عبور از آگاهی مطلقاً حاضر، از حرکت بازایستاد.
۲۴۲.

مقولات عقل عملی کانت و جهان بازی های رایانه ای: تأملی در نسبت قانون مندی اخلاقی و علیت در نظام تصمیم گیری روایت های تعاملی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۶
هدف: پژوهش حاضر با رویکردی فلسفی و میان رشته ای، به بررسی نسبت میان مقولات بنیادین عقل عملی در فلسفه اخلاق کانت، نظیر اراده نیک، وظیفه، خودآیینی و قانون مندی اخلاقی و ساختارهای تصمیم گیری در روایت های تعاملی دیجیتال می پردازد. مسئله اصلی این است که آیا این مقولات، که شالوده فاعلیت اخلاقی را در فلسفه کانت تشکیل می دهند، می توانند در بسترهایی که علیت آن ها طبیعی نیست بلکه برساخته و برنامه ریزی شده است، به شکلی اصیل تحقق یابند. روش پژوهش: پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیلی-تفسیری و خوانش تطبیقی مفاهیم فلسفی، به بررسی نسبت این مفاهیم با ساختارهای انتخاب محور دیجیتال می پردازد. تمرکز بر تحلیل موقعیت هایی است که در آن ها، تصمیم های فاعل نه بر مبنای میل یا پیامد، بلکه از موضع احترام به اصل اخلاقی اتخاذ می شود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که هرچند تحقق کامل عقل عملی در ساختارهای دیجیتال با محدودیت های ساختاری مواجه است و آزادی فاعل در چارچوب طراحی شده محصور می شود، اما این فضاها می توانند امکان هایی برای درونی سازی، تمرین و بازاندیشی در مفاهیم اخلاقی فراهم آورند. روایت های تعاملی، با ایجاد موقعیت های انتخاب اخلاقی، فاعل را به تجربه صورت بندی شده ای از مواجهه با وظیفه دعوت می کنند. نتیجه گیری: بازی های رایانه ای، نه به عنوان تحقق نهایی عقل عملی کانتی، بلکه به مثابه زمینه ای برای بازاندیشی در نسبت عقل، آزادی و اخلاق در جهان های مصنوع قابل تحلیل اند. این تجربه های تعاملی، امکان تامل دوباره ای درباره فاعلیت اخلاقی در شرایط بازتعریف شده علیت و کنش را فراهم می آورند.
۲۴۳.

ضرورت زبان مشترک در فهم قرآن: رویکرد پراگماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۰
این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی و رویکرد عقل گرایی انتقادی، به بررسی ضرورت وجود زبان مشترک در فهم قرآن می پردازد. مسئله محوری آن است: اگر مخاطب آیات قرآنی همگان هستند، آیا وجود زبان واحد برای انتقال پیام الهی ضرورت ندارد؟ در پاسخ، نویسنده با تکیه بر رویکرد پراگماتیک و با اتکا به مبانی انسان شناختی قرآن که عقلانیت را ارزشی ذاتی برای انسان می داند (مانند تأکید بر «أُولُو الْأَلْبَاب» در آیات متعدد)، نظریه «ضرورت زبان مشترک در فهم قرآن» را طرح می کند. یافته ها نشان می دهد که اولاً، قرآن با خطاب قرار دادن عامه انسان ها به عنوان موجودات عاقل، وجود فهم مشترک را مفروض گرفته است؛ ثانیاً، این زبان مشترک، خود بستر لازم برای تحقق «سیالیت معنایی» در تطبیق آیات بر شرایط مختلف را فراهم می سازد. دستاورد نهایی پژوهش تأکید می کند که زبان دین به مثابه ابزار ارتباطی، تنها در سایه ایجاد فهم واحد و مشترک می تواند به هدف اصلی خود – یعنی انتقال پیام الهی به همه انسان ها – نائل گردد، بدون آن که به قالب های صلب تفسیری محدود شود.
۲۴۴.

بررسی رابطه بین فرهنگ یادگیری سازمانی و مشارکت در اجتماعات یادگیری حرفه ای با نوآوری شغلی معلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۰
هدف: هدف این تحقیق با هدف بررسی رابطه بین فرهنگ یادگیری سازمانی و مشارکت در اجتماعات یادگیری حرفه ای با نوآوری شغلی معلمان انجام شده است. روش کار: تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع، توصیفی – پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد بوده که روایی محتوای آن توسط اساتید و روایی سازه توسط روش تحلیل بارهای عاملی تاییدی بررسی شده است.جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان ابتدایی منطقه جلگه رخ با تعداد 180 نفر می باشد. باتوجه به اندازه جامعه آماری از فرمول کوکران برای تعیین حجم نمونه استفاده شد و حداقل 123 نمونه تعیین گردید. این تعداد نمونه، به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. در این تحقیق برای سنجش نوآوری شغلی از پرسشنامه رفتار نوآورانه شغلی جانسن (2000)، برای سنجش فرهنگ یادگیری سازمانی از پرسشنامه کوتاه شده فرهنگ یادگیری سازمانی واتکین و مارسیک (1997) و برای سنجش مشارکت در اجتماعات حرفه ای از پرسشنامه اصلاح شده الیور و همکاران (2009) استفاده شده است.برای بررسی فرضیه ها از همبستگی پیرسون و توسط نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج: براساس نتایج بدست آمده رابطه بین فرهنگ یادگیری سازمانی و نوآوری شغلی با ضریب همبستگی 842/0 و رابطه اجتماعات یادگیری حرفه ای بر نواوری شغلی با ضریب همبستگی 703/0 تأیید شده است. نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی پژوهش نشان داد که مدیران باید نسبت به تبدیل یادگیری به یک فرهنگ عمومی در سازمان حساس بوده و با استفاده از ابزار و راهکارهای مناسب شرایطی را برای ارتباط بیشتر کارکنان فراهم نمایند.
۲۴۵.

What Are the Eight Duties of a Teacher in Nel Nodding’s Philosophy of Education?(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۵
This article delineates the core duties of a teacher as articulated within Nel Noddings' ethics of care, a relational philosophy that fundamentally reconceptualizes education. Moving beyond conventional models of instruction, Noddings positions the teacher as a "carer" whose primary ethical obligation is to foster authentic, reciprocal relationships that support holistic student development. The teacher's responsibilities encompass authentically modeling care through daily actions; engaging in open, exploratory dialogue; creating opportunities for students to practice caring; confirming students' best moral motives and potential; responsively attending to expressed and inferred needs; cultivating an overarching classroom climate of care; prioritizing caring relations over systems of control and standardization; and practicing engrossment and motivational displacement. These interconnected duties collectively reorient pedagogy from a focus on authority and curricular delivery to one centered on ethical encounter, responsiveness, and the nurturing of students' capacity to care. The argument demonstrates that in Noddings' framework, the caring relation is both the essential means and a paramount end of education, wherein academic learning and moral development are inextricably linked within a context of trust and mutual respect. The teacher's ultimate aim is to educate individuals capable of sustaining caring relationships throughout their personal, civic, and intellectual lives.
۲۴۶.

Hegel, America, and the Crisis of the Sittlichkeit(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۳
This paper examines the contemporary comprehensive crisis of legitimacy in the United States as a collapse of ethical life (Sittlichkeit), the historically constituted unity between individual will and the objective institutions that structure social existence. It begins by tracing Hegel’s critique of Kant’s moral formalism (Moralität), showing that freedom must be grounded not in abstract autonomy but in the rational institutions through which individuals recognize themselves in society. Following Hegel and scholars such as Terry Pinkard, Charles Taylor, Robert Pippin, Michael Lazarus, Karen Ng, and Slavoj Žižek, the paper argues that ethical life is actual when individuals experience their belief, purpose, and actions as continuous with the shared ideals and practices of the community. When this alignment fractures – when institutions are no longer experienced as rational or authoritative – a crisis of ethical life emerges. Drawing from Hegel’s account of Sittlichkeit and a Marxist critique of capitalist political economy, the paper contends that the United States is in the midst of such a crisis. What persists is not an actual ethical life organically grounded and necessary, but a hollowed-out structure experienced as arbitrary and artificial, sustained through mutual misrecognition rather than genuine belief. The result is widespread alienation, distrust, and disunity between people and dominant institutions. The paper concludes by arguing that the only path forward lies in constructing new institutions – dual power formations – grounded in collective freedom, mutual recognition, and human flourishing, which can serve as the basis for a renewed ethical life.
۲۴۷.

The Sound of Subjectivity: On the Actuality of Hegel’s Music(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۵
This article offers a philosophical analysis of G. W. F. Hegel’s conception of music as articulated in his lectures on aesthetics, with a focus on music’s unique ontological and speculative status within absolute spirit. It argues that, for Hegel, art functions as a practice of truth by supplementing empirical reality through productive semblance (Schein). Rather than representing reality, art condenses it in a way that renders its constitutive principles intelligible. Music realizes this function in its most radical form. The study demonstrates that Hegel understands music as the paradigmatic romantic art, distinguished by the negation of spatial objectivity and the primacy of intensity, vibration, and interiority. By abolishing stable external form, music transforms sensuous material into oscillation and movement. Central to this transformation is the speculative concept of Ton, which unites sound, tone, and materiality. Ton exists only insofar as it vanishes, giving music the structure of a double negation through which being appears as trembling and persistence in dissolution. Moreover, the article shows that music produces a distinctive temporal order by interrupting homogeneous duration through rhythm and cadence. This interruption renders time structured and countable, enabling the emergence of subjectivity as self-relation rather than substance. Finally, it is argued that music occupies a privileged position within absolute spirit because it makes audible the immanence of subjectivity and the inner movement of thought itself. By rendering disappearance perceptible, music provides a non-representational yet rigorous access to the truth of subjectivity and temporality.
۲۴۸.

بازیابی و تحلیل مؤلفه های درونی فعل ارادی در پرتو نظریه انکشاف نفس و تقریرات پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۲
حکمت متعالیه با ارائه نظریه انکشاف نفس، بیان می دارد که نفس پس از حدوث یافتن و تعیّنِ خَلقی اش، به بیان و اظهارِ هستیِ خویش می پردازد. این نظریه، ظهورِ جزء جزءِ نفس را کشف بعد از کشف، می خواند؛ به طوری که، صورِ پیشینیِ نفس متناسب با موقعیت تجربی، از علم به عمل و از اجمال به تفصیل می رسد. آن چه این مقاله با روش تحلیلی-توصیفی بر آن می کوشد، همراه کردنِ تأملاتِ نظریه انکشاف نفس با پدیدارشناسیِ نفس در مقام فاعلیت است. چنین مهمی، از دو جهت کارگشا است؛ یکی اینکه، آشکار شدنِ هستنده هایِ نفس که در بروز فعل، رخ می دهد؛ زیرا فعل، نتیجه فاعلیتِ نفس و بالتبع، مکشوفیتِ هستی ای از نفس، متناسب با شرایط محیطی است؛ و از جهت دیگر، بر حلقه ای از زنجیره عمل، از قصد تا مقصد، تمرکز می کند و این تمرکز را برای شناساییِ مؤلفه هایِ ورودی به میدانِ «هستی-عمل»، به کار می گیرد. بدین نحو که فاعل در انجام فعل، وجهی از هستیِ خود را ظاهر می کند و به طور همزمان این خوداظهاری با هستی ای دیگر از نفس، وارد کنش می شود که این برهم کنش، روی دادِ فعل بعدی را موجب می شود. در زیرنهادِ این کنش ها، «توجهِ» فاعل شناسا است که چگونگیِ برهم کنش ها را انتخاب می کند که نتیجه این تعیین به صورت عملِ ارادی ظاهر می شود و حلقه ای از زنجیره عملِ هدف دار را تشکیل می دهد. نتایج کارگشاییِ این تفکر میدانی، یکی، تنظیمِ کمیت و کیفیتِ برهم کنشِ مؤلفه ها در میدان عمل، به صورت آگاهانه تر و دقیق تر، توسط فاعل شناساست؛ و دیگری، حصول معرفتِ زمینه ای در مورد بسترِ روی دادگیِ فعل که منجر به خیر یا شرّ اخلاقی می شود.
۲۴۹.

بررسی دوسویه «آگاهی کلی» و «تألم وجودی» در ارجاع به خودشناسی بر مبنای فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۷۵
نظریه «خودشناسی» از جمله اندیشه های بنیادین در فلسفه ملاصدرا است که توأمان نگرش های فلسفی و بینش های عرفانی او را پیوند می زند. در این باره، می توان در رابطه با ضرورت و اهمیت خودشناسی ذیل پروژه «فلسفی زیستن» نیز تأمل کرد؛ بر همین اساس، پرسش مقاله این است که خودشناسی چه نسبتی با فلسفی زیستن دارد؟ یا به عبارت بهتر، چگونه مقوله های مهم فلسفی و امور زندگی روزمره می توانند فلسفه پژوه را به سوی الزام به خودشناسی سوق دهند؟ فرضیه مقاله نیز این است که اساساً، خودشناسی را باید بنیاد و شرط اقدام به زیست فلسفی به حساب آورد. در این میان، دو مقوله بیش از همه ضرورت و اهمیت این موضوع را آشکار می کنند؛ یکی، آگاهی های کلی و دیگری، تألمات وجودی. دو سویه «آگاهی کلی» و «تألم وجودی» نه فقط پدیده خودشناسی را ضرورت می بخشند، بلکه توأمان موجب قوام آن نیز می شوند؛ آگاهی کلی به مثابه یک جنبه معرفتی، از آن نظر که ماهیت آگاهی همواره به هستی مدرِک حواله می دهد و اینکه حقیقت آگاهی نیز فقط در بستر خودشناسی و برای خود-شناخته آشکار می شود و تألم وجودی به مثابه یک جنبه روانی، از آن نظر که ماهیت تألم همواره در تجربه بی واسطه من پناه می گیرد و در بستر آن است که حضور من که بایسته تحقق آرامش در زیست فلسفی است، محقق می شود.
۲۵۰.

رئالیسم پس از چرخش زبانی از منظر رورتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۲
بنا به نظر رورتی، چرخش زبانی انقلابی بود که می بایست منازعات رئالیستی و ضد رئالیستی را منحل می کرد؛ اما رئالسیم با قدمتی به درازای تاریخ فلسفه از چنان نفوذی برخوردار بود که حتی فیلسوفان زبانی نظیر پوزیتویست های منطقی که موضع خود را علناً در برابر متافیزیک می دانستند، نتوانستند به طور کامل از چنگ آن خلاصی یابند. این امر به دلیل مبنا قرار گرفتن نظریه مطابقت صدق و روی دیگر این سکّه، یعنی نظریه بازنمایی در فلسفه زبان فیلسوفان تحلیلی بود. رورتی با تمسک به فیلسوفانی که این دو نظریه یادشده را به نفع وحدت سوژه ابژه کنار می گذارند، درصدد استدلال برای اولیّه بودن مفهوم صدق و نیز وابسته بودن آن به خود زبان، نه چیز فرا زبانی، برمی آید؛ از این رو، زمانی که صدق به خود زبان بازگشت، دیگر جایی برای واقعیتی خارج از زبان نمی ماند که کاربر زبان برای دست یابی به حقیقت مجبور به بازنمایی آن باشد. در نهایت، هدف او این است که نشان دهد کاربر زبان همواره در تماس مستقیم با جهان خارج به عنوان یکی از شرایط علّی ایجاد بازی های زبانی ما است و نه به عنوان تبیین گر و توجیه کننده گزاره های تکین زبان ما؛ بنابراین، رورتی با کنار گذاشتن مرزهای زبان و تمام دوگانه ها، فلسفه زبان خالصی را مجاز می داند که رئالیسم در آن محکوم به انحلال است.
۲۵۱.

نقدی بر کاربست بینش های معرفت شناختی ویتگنشتاین در اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
هرچند ویتگنشتاین، خصوصاً در فلسفه پسین خود، درباره اخلاق سخن نگفته است، اهمیتِ به خصوصِ روش فلسفه ورزی او ما را به استفاده از بینش های او در حوزه اخلاق امیدوار می سازد. بعضی از فیلسوفان به سراغ درباب یقین رفته و مدعی شده اند گزاره های یقینی اخلاقی درست همان نقشی را در زندگی اخلاقی ما ایفا می کنند که گزاره های یقینی مورد بحث ویتگنشتاین در درباب یقین برعهده دارند. من می خواهم نشان دهم که، درعین حال که این گزاره ها نقش مشابهی را برعهده دارند، از جهات مهمی با گزاره های یقینی مورد نظر ویتگنشتاین تفاوت دارند: بازی های زبانی اخلاقی متعددند و مبانی متفاوتی دارند؛ این مبانی خود متکی به یقین معرفتی اند؛ درعین حال، مبانیِ یقینیِ بازی های زبانی اخلاقی، برخلاف یقین معرفتی، نهفته در عمل غریزی ما نیستند؛ همچنین، گزاره های بیانگر آنها گزاره هایی کلی اند که گاه ابهام دارند و گاه استثنا می پذیرند؛ رفع ابهام از آنها و یافتن شرایط استثناء در را به روی تفسیرهای متفاوت باز کرده و موجب اختلافات و مناقشات می گردد؛ و بالاخره اینکه، برخلاف یقین معرفتی، برای تردید در عمل به یقینیات اخلاقی بدیلی وجود دارد. همه اینها موجب تفاوت عمده ای میان یقین مورد بحث ویتگنشتاین با گزاره های یقینی اخلاقی است.
۲۵۲.

بررسی رویکرد ارزش شناختی جبرگرایی در فلسفه فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۳۹
هرچند فناوری موجب آسایش و رفاه انسان شده، اما پیامدهای مخرب آن نیز از دید فیلسوفان علوم انسانی پنهان نمانده است. یکی از چالش های اساسی در این حوزه، رویکرد ارزش شناختی جبرگرایی در فلسفه فناوری است. آیا انسان در اختیار فناوری است، یا فناوری در اختیار انسان؟ و آیا اهداف و ارزش ها از ابزارها تفکیک پذیرند؟ این پژوهش با رویکردی عقلانی، کوشیده است جبرانگاری در فلسفه فناوری را از منظر ارزش شناختی، تحلیل، بررسی و نقد کند. به همین منظور، ابتدا نسبت اراده گرایی و جبرگرایی و ارتباط آنها با ذات گرایی و ابزارگرایی را بررسی کرده، سپس در تحلیل رویکرد مباشر و غیرمباشر جبرگرایانه به فناوری، ارتباط آن با ارزش ها را تحلیل نموده است. داده های این پژوهش به شیوه «کتابخانه ای» گردآوری و با روش «تحلیل منطقی» بررسی شده اند. در نقد دیدگاه جبری به فناوری، باید به وجود اعتباری فناوری توجه کرد. ازاین رو نمی توان آن را به مثابه نیرویی تلقی نمود که انسان ها را تحت تسلط و تدبیر خود قرار می دهد. بی توجهی به لوازم منطقی اراده و اختیار انسان در نظام های اختیاربنیان (مانند اخلاق و حقوق) از دیگر چالش های این رویکرد است. این تحلیل به همراه بررسی شرط ارزشمندی (یعنی اکتسابی بودن صفت یا اختیاری بودن فعل) نشان می دهد که محصولات فناورانه فی نفسه ارزشمند محسوب نمی شوند. با این حال، اگر فناوری را در قالب فعل فاعل مرید در نظر بگیریم، با توجه به نیات فاعل، می توان آن را ارزش داوری کرد.
۲۵۳.

توسعه یعنی ساختن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۸
توسعه با همه تعاریف متنوعی که از آغاز پیدایش داشته است بر اراده به تسلط و غلبه بر طبیعت استوار بوده است. اراده به تسلط پیش مفهوم توسعه است و آن نیز حاکی از نسبتی است که بشر جدید با وجود و وجود موجودات پیدا کرده است. در این نسبت طبیعت و انسان به تسخیر در آمده است و با این تسخیر هم طبیعت به خطر افتاده است و هم انسان. این نسبت اگرچه ریشه در وجهی از وجوه هستی آدمی دارد اما نسبت حقیقی و اصیل انسان نیست. نسبت حقیقی انسان با موجودات و با دیگران نسبت انس و مهر و دوستی است. حال پرسش این است که آیا می توان توسعه ای داشت که بر انس و مهر و دوستی استوار باشد تا به جای آسیب رساندن به طبیعت و به انسان به حفظ و مراقبت و ارتقای آن همت گمارد؟ اگر توسعه به معنای ساختن باشد، تأمل بر ساختن به معنای درست کردن و سازش داشتن نشان می دهد که توسعه حقیقی نه تسخیر و تصرف و تسلط آسیب زا، بلکه مراقبت و مواظبت و صلح و سلم و سازش است.
۲۵۴.

ناسیونالیسم ایرانی و مدرنیسم غربی در آغازین دهه های قرن چهاردهم شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۸
اگرچه برخی از مورخان و محقّقان حکایت آشنایی ایرانیان با فلسفه های مدرن را به دوره ناصری و آشنایی فرنگ رفتگان با آن فلسفه ها و گفت وگوی محصلان و استادان مدارس ایرانی اعم از مدرسه دارالفنون و مدرسه سیاسی و مدرسه سپهسالار و مدرسه مروی و غیره با برخی از فلسفه دان های اروپایی نسبت می دهند و در این گفت وگوها از مکاتب و مباحث فلسفه اروپایی یاد شده است، اما واقع آن است که به صورت مشخص، این فلسفه ها بیش از ادوار قبل، در جنبش اجتماعی معطوف به ناسیونالیسم ایرانی دوره احمدشاهی و رضاشاهی مورد توجه ایرانیان قرار گرفتند و خط و خطوط سیر تحولات فرهنگی و اجتماعی روزگار خود را تحت تأثیر قرار دادند. اما پرسش آن است که ناسیونالیسم ایرانی اواخر قاجار و اوایل پهلوی، چه ارتباطی با مدرنیسم و فلسفه های مدرن دارد و از همه مهم تر، این همراهی، به صورت عینی خود را در کدام مصادیق به نمایش گذاشته است؟ این نوشتار درصدد است پاسخ به این پرسش را در ذیل دو کلان روایت «دولت- ملت ایرانی» و «مدرنیته ایرانی» که هر دو جلوه هایی از ناسیونالیسم ایرانی در بازه زمانی فوق هستند، ارائه دهد؛ دو روایتی که به مدرنیسم و فلسفه های جدید غربی نیز پیوند خورده است. این بازخوانی، خود بخشی از ایران شناسی فلسفی برای فهم چرایی و چیستی سازمان ها و سیاست های اعمال شده در دوره معاصر این سرزمین نیز هست.
۲۵۵.

فلسفه متقدم ویتگنشتاین: خوانش ها و کاربردها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۱
بنیاد اندیشه متقدم ویتگنشتاین این است که مفاهیمی مثل خدا و ارزش ها نماینده ای در میان نام ها ندارند، یعنی هیچگاه نامیده نمی شوند، زیرا نام ها تنها در برابر اشیا قرار می گیرند که اجزای بسیط و صلب جهان هستند. از آنجا که این امور هیچگاه نامیده نمی شوند و نشانه های ساده درون گزاره ندارند که نماینده آنها در گزاره باشند، بنابراین هیچگاه گزاره ای معنادار درباره آنها شکل نمی گیرد و نمی توان درباره آنها سخنی معنادار گفت. اگر نظریه ویتگنشتاین به همین جا ختم می شد، ما حق داشتیم ویتگنشتاین را پوزیتیویست بنامیم. اما فقرات انتهایی رساله شواهدی در اختیار ما قرار می دهد دال بر اینکه تفسیر پوزیتیویستی از رساله نمی تواند آن چیزی باشد که ویتگنشتاین مد نظر داشت. ویتگنشتاین ادعا نمی کرد که خدایی در کار نیست و زندگی یک سره فاقد معنا است و ارزش ها توهم هستند، بلکه استدلالش متوجه حدود زبان بود. او می گفت درباره آنچه بیرون از حد زبان است باید سکوت اختیار کرد.
۲۵۶.

نگرش هستی شناسانه به صنایع شارعه در فلسفه ابن سینا؛ اتصال سنت اجتماعی به سنت الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۳
ابن سینا با ارایه دو نوع تقسیم بندی علوم، دیدگاه های متفاوتی نسبت به ماهیت و غایت علوم مطرح کرده است. این تقسیم بندی ها یکی مبتنی بر روش ارسطویی و دیگری تقسیم بندی خاص او در اثر منطق المشرقیین است. ابن سینا با ترکیب حکمت و شریعت، هماهنگی میان عقل و دین را برجسته کرده است. او شریعت را به مثابه ابزار اصلی پدیدآمدن سنت برای تحقق عدالت و تنظیم زندگی فردی (عبادات) و اجتماعی (معاملات) معرفی می کند. سنت از یک سو توسط سان (شارع-نبی) برای اداره اجتماع و بقای نوع انسانی تنظیم می شود و از سوی دیگر مرتبط با سنت الهی است که طبق آن عنایت خداوند مشمول خیررسانی به موجودات می شود. دیدگاه او بر ضرورت وجود شارع و خلیفه برای بقا و پایداری سنت تاکید دارد. این مقاله به تحلیل نگرش ابن سینا نسبت به صنایع شارعه و ارتباط آن با وحی، عقل فعال، سنت، شریعت، و سعادت انسانی پرداخته است.
۲۵۷.

ترسیم هندسه هستی شناسی فضا-زمان براساس مبانی معرفت شناختی ملاصدرا و انیشتین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۴۵
هدف از این نوشتار، تبیین کیفیت ایجاد و بررسی ذاتیات فضازمان بر اساس فلسفه صدرایی و قیاس آن با گزاره های فیزیکال است. در این مقاله به نحو توصیفی تحلیلی دو مسئله مورد کنکاش قرار گرفت، یکی از حیث معرفت شناسی و دیگر هستی شناختی است. مسئله اولی که بررسی شد از حیث معرفت شناسی است که به چگونگی مطالعه ماهیت حقیقی فضا زمان از منظر ملاصدرا و انیشتین پرداخته و دیگری از منظر هستی شناختی است که به تبیین ذات و ذاتیات فضا زمان از دیدگاه ملاصدرا و انیشتین می پردازد و درنهایت از حیث معرفت شناختی دانستیم که ملاصدرا و انیشتین معتقداند گزاره های علمی صرفاً گزاره های تجربی و محسوس نیستند بلکه برای توضیح ساختار و ماهیت فضازمان نیازمند ادراکات ریاضیاتی و عقلی از فضازمان هستیم. بر اساس این پژوهش، فضازمان از ماده اولیه ایجاد شده و نوعی هیولای ثانویه یا ذره بنیادین است و علت تند شوندگی نرخ انبساط آن به حرکت درون ذاتی آن باز می گردد، پس انرژی تاریک همان جوهر فضازمان است. بر این اساس اولاَ ماهیت فضا زمان ماهیتی غیرمحسوس است و ادراک محسوس آن ممکن نیست و ثانیاً ادراکات ریاضیاتی برآمده از قوه خیال و ادراکات عقلیه منبعث از قوای عقلیه، دقیق تر از ادراکات حسیه هستند، اما از حیث هستی شناختی کیهان شناسان مدلی پیشینی یا پسینی موجهی در چگونگی و یا چیستی ماهیت حقیقی فضازمان مطرح نکرده اند اما طبق مبانی ملاصدرا، فضازمان نوعی از انواع هیولاهای ثانویه ای است که صورت کامل شده اطوار هیولای اولی می باشد، ضمن اینکه کیهان شناسان نیز چون ملاصدرا معتقداند فضازمان مأخر از ماده اولیه کیهانی بوده است. 
۲۵۸.

ماکیاولی: اندیشه سیاسی در کاربست وضع استثنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۶
ماکیاولی در شرایطی در ایتالیا به اندیشه می پردازد که وضعی استثنایی بر آن حاکم است و مبتنی بر راهکارهای اندیشه سنتی و کلاسیک سیاست نمی تواند این وضع را نه تنها توضیح دهد بلکه برای برون رفت از آن نظریه ای ایجاد کند. این وضعیت جدید که خواهان فهم و تشکیل دولت ملی در مختصات جدید خودش است با ابزار، نظریه و غایاتی از سنخ خود نیاز دارد که در بیرون از جاذبه نظام اندیشه سنتی قابل فهم است. بنابراین وضعیت منحصر به فرد جدید، اندیشه سیاسی استثنایی می طلبد که مختصات آن عبارتند از تقدم امر جزئی خلاف آمد عادت بر امر کلی، تقدم عمل بر نظر، تقدم وضعیت سیاسی بر فضایل و اخلاق و در نهایت تقدم ویرتو بر الهه بخت یا نظم طبیعی رومی و یونانی و تبدیل کردن کل امور دست نیافتی اندیشه سنتی به فرصتی برای فرد دارای ویرتو؛ به طور خلاصه اتصال نظریه به عمل در جهت کارایی سیاسی. بنابراین رابطه ماکیاولی با مسائل سیاسی دیگر در چارچوب نظریه نیست بلکه در چارچوب اثربخشی نظریه در کاربست سیاسی آن است. به عبارت دیگر سیاست برای ماکیاولی در مختصات جدیدش مقدم بر شناخت نظری و حتی مقدم بر فلسفه نظری است؛ در موضع کنونی امر سیاسی در وضعیت خاص خود ابزار خودش را فرا می خواند.
۲۵۹.

Averroës and the Inductive Turn: Revealing the Path to Modernity(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۰
This article examines a particularly influential development in medieval political philosophy.  This development ensued during the liminal period of the late medieval era’s transition to the modern era.  In the Greco-Islamic tradition of this transition, the Arab philosopher and theologian Averroës (Ibn Rushd) wrote insightful commentaries on the works of logic in Aristotle’s Organon.  From his scholarly studies, Averroës developed a unique approach to advancing the use of inductive logic in dialectical syllogisms.  Among his discoveries, Averroës had identified a rather vague reference in one of Aristotle’s works that suggested the possibility of modifying the logically deductive structure of demonstrative syllogisms.  After further reflection on Aristotle’s reference, Averroës developed the possibility of an “inductive turn” to transform the syllogistic structure of deductive logic into the syllogistic structure of inductive logic.  Averroës contended that an interchange of the major premise with the conclusion of a logically deductive structure of a demonstrative syllogism would result in the transformation of the logically deductive structure into a logically inductive structure and thus into a dialectical syllogism.  By the end of the liminal period, Averroës’s inductive turn had been influential with many scholars in the Latin West, including Christian theologian Thomas Aquinas, analytical philosopher John Buridan in his approaches to understanding science, and the acceptance of the hypothetico-deductive analyses of natural philosophy of Francis Bacon and Thomas Hobbes.
۲۶۰.

ولایت تکوینی روح بر بدن از منظر عقل و نقل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۷
ولایت تکوینی که نوعی مالکیت و تسلط حقیقی است، بالذات از آنِ خداوند است؛ اما برخی مخلوقات نیز به اراده و اذن الهی، در امتداد ولایت خداوند و به تبع آن، کم وبیش از ولایت و مالکیت تکوینی برخوردارند. این نوشتار با روش توصیفی، تحلیلی و تطبیقی، رابطه تکوینی روح و بدن از منظر عقل و نقل را بررسی کرده و نشان داده است که اولاً، از دیدگاه آیات و روایات و نیز حکما، ولایت تکوینی درجات و مراتب متعددی دارد و گستره آن متناسب با مرتبه وجودی هر مخلوق، متفاوت است. ثانیاً، یکی از مراتب نازل ولایت تکوینی، که موهبتی از جانب حق سبحانه به شمار می رود، سلطه تکوینی روح بر بدن است. این مرتبه بر خلاف مراتب عالی ولایت، مختص شخص یا گروه خاصی یا حتی انسان ها نیست، بلکه در حیوانات نیز کم وبیش وجود دارد. ثالثاً، خداوند سبحان این قابلیت را در روح انسان قرار داده است تا با حرکت جوهری اشتدادی، ولایت تکوینی موهبتی خود را افزایش دهد و مراتب عالی تر آن را کسب کند. همچنین این امکان در انسان وجود دارد که با سوء اختیار خود، ولایت تکوینی روح بر بدن را کاهش دهد یا نابود سازد و ارتباط خود با عالم ماده را تضعیف یا به کلی قطع کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان