ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۳۲۱.

پیکان زمان، فرضیه گذشته و الگوی لایه-پدیداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۱
این مقاله به بررسی مسأله جهت مندیِ زمان و خاستگاه آن در پیوند میان نظریه های فیزیکی و تحلیل های فلسفی می پردازد. تمرکز اصلی بر تبیین دیوید آلبرت از زمان است که در قالب «فرضیه گذشته» کوشیده است جهت زمان را نه به عنوان یک ویژگی آگاهانه یا تجربی، بلکه به مثابه پیامد آماری شرایط اولیه جهان در نظریه مکانیک آماری توضیح دهد. مقاله ابتدا به بازسازیِ مفهومیِ این نظریه پرداخته و آن را در پرتو مفاهیمی همچون علیت، تقارن زمانی، و شرط افزایش آنتروپی تحلیل می کند. سپس با استناد به نقدهایی از فیلسوفان و دانشمندان فیزیک معاصر و تأملاتی بر کارآمدی یا محدودیت این الگو، جایگاه آن را در حل مسأله پیکان زمان به چالش می کشد. با توجه به کاستی های دیدگاه فرضیه گذشته، این مقاله نظریه ای مکمل ارائه می دهد که زمان را مفهومی فیزیکی، پدیداری و انتزاعی در نظر می گیرد. در این نظریه، زمان از سازوکارهای آماری و آنتروپی گرفته تا تجربه ذهنی و ساختارهای زبانی تحلیل می شود. جهت مندی زمان، حاصل تعامل میان سطوح فیزیکی و پدیداری تلقی می شود و نه محصول صرف یک شرط اولیه. «الگوی لایه-پدیداریِ زمان» با پرهیز از فروکاهش، زمینه ای برای تبیینی میان رشته ای از زمان فراهم می کند که نه تنها به اصولِ آماری و آنتروپیک توجه دارد، بلکه با تعریف شرایط اساسیِ جهت مندیِ زمان، رویکردی تطبیقی از مباحث فلسفی، فیزیکی، پدیدارشناسی و علوم شناختی اتخاذ می کند.
۳۲۲.

بررسی استدلال های میرداماد در مورد نحوه عینیت موجودات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۱
با توجه به اینکه مسئله عینیت موجودات (اصالت و اعتباریت) مشخص کننده مصداق حقیقی و بذات موضوع فلسفه است، می توان آن را از تاثیرگذار ترین مسائل فلسفه اسلامی در نظر گرفت. پرسش این پژوهش بررسی این مسئله در فلسفه میرداماد بوده تا روشن شود دیدگاه او در این باره چیست و چه نقدهایی بر آن وارد شده و او چگونه به دفاع از خود برآمده است. پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، ابتدا ادعای میرداماد را تبیین کرده و پس از آن استدلال های او را بررسی می کند و نشان می دهد وی ضمن تفکیک میان «وجود موصوفی» و «وجود وصفی»، عینیت هر دو را در «واجب» و «ممکن» مردود می داند. میرداماد در نفی عینیت «وجود موصوفی» به سفسطه و واجب بودن همه موجودات تمسک کرده و در نفی «وجود وصفی» به پیامدهایی مانند از بین رفتن «هلیه بسیطه»، مفهومی شدن امر عینی و وقوع تسلسل اشاره دارد. البته رویکرد او در باب «واجب» و «ممکن» یکسان نیست؛ میرداماد بر اساس اتحاد «کلی طبیعی» با مصادیق خود قائل به عینیت ماهیت در «ممکنات» شده، اما در «واجب» حتی عینیت «ماهیت» را هم نفی می کند. در بخش نهایی به برخی از انتقادات مطرح شده توسط عده ای از شاگردان و شارحین میرداماد - مانند ملاصدرا و آقاجانی - پرداخته شده و بر اساس فلسفه وی به آن ها پاسخ داده شده است.
۳۲۳.

Design as a School of Ethics: A Hegelian Approach to Moral Life in Designers(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۸
This article interprets design not merely as a technical activity but as a site for the realization of ethical life in Hegel’s sense. Its theoretical framework builds on Hegel’s tripartite ethical model, right (recht), morality (moralität), and ethical Life (sittlichkeit), to show how design experience, when situated in institutional roles, mediation of value tensions, and practices of mutual recognition, contributes to the actualization of freedom and responsibility in the social sphere. Methodologically, the study adopts an interpretive–analytical approach, drawing on a close reading of Hegel’s Philosophy of Right and major commentaries, brought into dialogue with contemporary literature on design ethics. Findings indicate that the legal and institutional structuring of design, while necessary as the formal ground of freedom, remains insufficient unless complemented by the internalization of responsibility at the individual level and its further embedding within social and professional institutions. Only through this progression can design approach what Hegel conceptualized as “freedom realized in the world of human institutions.” The analysis further reveals that ethical tensions, arising from conflicting stakeholder demands or gaps between individual ideals and institutional realities, are not peripheral but constitutive drivers of moral reflection in design practice. Yet the same institutional structures that enable recognition and accountability may also impose constraints that limit the scope of freedom’s realization. The study concludes that design can serve as a formative arena of ethical life, where freedom, duty, and mutual recognition are historically and socially shaped and reinterpreted. This reframing provides a conceptual foundation for future research on how design experience both reflects and shapes moral life within diverse institutional contexts.
۳۲۴.

تأثیر آموزش به شیوه قصه گویی بر خلاقیت و رشد کلامی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۴۸
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش به شیوه قصه گویی بر خلاقیت و رشد کلامی دانش آموزان دوره ابتدایی است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت، یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری مورد استفاده در پژوهش حاضر عبارت از کلیه دانش آموزان دوره ابتدایی شهر زواره در سال تحصیلی1400-1401 و حجم نمونه دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل است که از طریق روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش به منظور دستیابی به داده های کمی بر اساس متغیرهای پژوهش از پرسشنامه خلاقیت عابدی (1368) و پرسشنامه رشد کلامی حسن زاده و مینایی(1380) استفاده شد و مداخله با ارائه هشت جلسه 45 دقیقه ای(هرهفته 3 جلسه) آموزش به شیوه قصه گویی به گروه آزمایش انجام شد. تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده با استفاده از نرم افزار spss و آزمون کوواریانس صورت گرفت. یافته های تحقیق حاضر نشان داد، آموزش به شیوه قصه گویی موجب افزایش 42 درصدی خلاقیت دانش آموزان و 53 درصدی رشد کلامی آنان می شود. بر این اساس پیشنهاد می شود معلمان دوره ابتدایی از روش های مختلف قصه گویی در فرآیند تدریس استفاده کنند.
۳۲۵.

چیستی، چرایی و پیشینه الهیات علمی در غرب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۰
الهیات علمی، نتیجه حدود نیم قرن تلاش الهی دانان معاصر مسیحی در دفاع از الهیات در برابر چالش های جدید است. تکیه گاه الهی دانان در چنین دفاعی علم بوده و آنان با اذعان به جایگاه ممتاز علم، درصدد تقویت جایگاه الهیات برآمده اند. مسئله اصلی نوشتار حاضر این است که الهیات علمی چیست و چه معیارهایی باعث «علمی» شدن الهیات خواهد بود. چالش هایی که الهیات مسیحی با آنها در دوره جدید مواجه شد، خواه وناخواه الهیات اسلامی را نیز تاحدی درگیر خواهد کرد و بدین سبب اهمیت دارد تا در قالب چنین مباحثی از تجارب الهی دانان مسیحی بهره برد. در این نوشتار، برای پاسخ به مسئله اصلی به آثار الهی دانان معاصر که عمدتا متخصص علم و دین نیز هستند مراجعه شده و یافته ها حاکی از آن است که از نگاه آنها، الهیات در صورتی «علمی» خواهد بود که از روش های کلی پژوهش علمی مانند برنامه پژوهش علم لاکاتوش، تز دوئم-کواین، رویکرد پسینی و نظریه استفاده کند. علاوه بر آنها، واقع گرایی به عنوان یکی از مهمترین مبانی علم و همچنین یافته ها و نظریه های علم نیز مستمسکّ برخی برای علمی شدن الهیات قرار گرفته است. به زعم این الهی دانان، چنین طرحی باعث اثبات عقلانیت الهیات و دفاع از باورهای آن خواهد بود. این طرح با وجود نقاط مثبت، نقاط منفی را نیز با خود دارد و شاید یکی از مهمترین آنها این است که مشخص نیست چرا علم باید تکیه الهیات باشد و از سوی دیگر، با توجه به اینکه بسیاری روش ها، یافته ها و مبانی ممکن است تغییر پیدا کنند، الهیات علمی طرحی گذرا و موقتی خواهد بود.
۳۲۶.

فلسفه اشراق سهروردی و غزالی

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۷۳
در این مقاله نشان می دهم که اندیشه شهاب الدین سهروردی (درگذشته ۵۸۷ق)، بنیان گذار جریان فکری موسوم به «اشراقی» در فلسفه اسلامی-ایرانی، به نحو قابل توجهی تحت تأثیرات افکار ابوحامد غزالی (درگذشته ۵۰۵ق) قرار دارد؛ کسی که هم به دلیل نقدهای مستمرش بر فلسفه مشاء اسلامی و هم به دلیل استفاده گزینشی از آن، شناخته شده است. بخش نخست این مقاله نشان می دهد که بنیان های عقلانی هستی شناسی نور در نظام فکری سهروردی، در بسیاری از جنبه های مهم، از رساله «مشکاه الانوار» غزالی اخذ شده است. بخش دوم مدعی است که نحوه مواجهه سهروردی با یکی از مسائل سرنوشت ساز کلامی، یعنی مسئله علم خداوند به جزئیات نیز می تواند به عنوان تأثیرپذیری و تعامل با اندیشه های غزالی تفسیر شود. در پایان، با توصیفی کلی از هر دو اندیشمند به نتیجه گیری می پردازم.
۳۲۷.

تبیین تفاوت "سرمدیت" و "دیرند" بر مبنای ساختار درونی تعریف، و چگونگی انتزاع "زمان" در اخلاق اسپینوزا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۸
در این مقاله به بررسی سه مفهوم سرمدیت، دیرند و زمان در فلسفه ی اسپینوزا و به ویژه کتاب اخلاق پرداخته ایم. مفهوم سرمدیت را برخلاف بیشتر تفاسیر مشهور، چه در نسبت سلبی و چه در نسبت ایجابی با دیرند یا زمان، نمی توان تبیین کرد. در این مقاله با رجوع به متون اسپینوزا، توضیح داده ایم که ذیل ضابطه ای که اسپینوزا برای تعریف قائل است، تعریف هر شئ مستلزم ذات و علت آن شئ است، و سرمدیت به عنوان وجودی که از تعریف ناشی می شود، ضروری است؛ چراکه هم علت و هم ذات ضرورتاً وجود شئ را ایجاب می کنند. سرمدیت نمی تواند با دیرند تبیین شود، چراکه وجود دیرندی بر خلاف وجود سرمدی، وجودی است که حدود آن به اموری بیرون از تعریف شئ وابسته است. دیرند پیوستگی وجود شئ است و هر شئ متناهی از جهت ذاتش دیرندی نامحدود را می طلبد؛ اما از آن جهت که علت شئ متناهی همواره شئ متناهی دیگری است، این دیرند قابل تعیّن به واسطه تعریف شئ نیست، و پیوسته توسط اشیای متناهی دیگر در معرض تهدید است. با اینحال به دو نحو می توان دیرند را فهمید: از جهتی به عنوان پیوستگی نامحدود و مداوم وجود، و از جهت دیگر به نحو انتزاعی و به عنوان نوعی خاص از کمّیت. زمان چیزی نیست مگر دیرند، آنگاه که به واسطه تخیل و از منظر متناهی بدان نگریسته شده، و به عنوان نوعی کمّیت تعیّن یافته باشد.
۳۲۸.

فهم دیگری و بیناسوبژکتیویته: سارتر و مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۸۴
در زمانه کنونی ما، گفتمان قدرت و دیگری سازی چنان بر روابط بیناسوبژکتیویته سیطره یافته است که به تمام لایه های زندگی اجتماعی، سیاسی، دینی و حتی زیست ساده انسان نفوذ کرده است. سیطره چنین نیرویی چنان گسترده و پیچیده شده است که گویی نیروی محرکی جز آن در زندگی انسان معاصر وجود ندارد. به نظر می رسد در تعریف دیگری و روابط بیناسوبژکتیویته با نوعی آپوریا روبه رو هستیم که در آن، رابطه سوژه با دیگری کماکان مبهم و پیچیده است. بر پایه این خطوط، ضروری است تا پژوهش های جدید با جدیت و اهمیتی بیشتر، مناسبات بیناسوبژکتیویته معاصر و وجوه مختلف مفهوم دیگری در آن را بررسی کنند. سارتر و مرلوپونتی از مهم ترین متفکرانی هستند که روابط بیناسوبژکتیویته را تحلیل و جایگاه و نقش دیگربودگی را در این روابط برجسته کرده اند. مدعا و یافته اصلی پژوهش حاضر این است که روابط ما با دیگری بر تنشی متعادل میان روابط تأملی و پیشاتأملی، تعارض و تعامل، حفظ فردیت و انحلال مرزهای میان خود-دیگری متکی است. این تنش ها پیش از آنکه مفاهیمی برساخت گرایانه باشند که نیازمند تدبیر و چاره باشند، صرفاً جنبه های ذاتی روابط بیناسوبژکتیویته هستند. کنش بیرونی و ساختار جبری نهادها و گفتمان قدرت و نقش ویرانگر آن ها در منقادسازی سوژه را نمی توان نادیده گرفت؛ اما هم زمان با عدول از برخی از تفاوت های سوژه و دیگری و تمرکز بر عاملیت و کنش گری سوژه، ضروری است تا جهت یابی جریان ها و رویدادهای بیناسوبژکتیویته را آمیزه و ملغمه ای از این دو رویکرد دانست.
۳۲۹.

تبیین لذت بی غرض کانتی از منظر علوم شناختی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۱۲
اطلاق و تلقی زیبا از پدیدارهای هستی در درازنای اندیشه انسان اندیشمند، پیوسته یکی از موضوعات پرکشش و البته چالشی بوده است. فلسفه ورزی با همه ابزارها و رویکردهای گونه گون خودیکی از راه های پاسخ به این مسئله بوده و هست. یکی از فیلسوفانی که گام های بسیار ارزشمندی در مطالعه و بررسی امر زیبا و چیستی و چرایی آن برداشته است، امانوئل کانت است. نگره «لذت بی غرض» در رویارویی با امر زیبایکی از مهم ترین تأملات فلسفی اوست که در کتاب نقد قوه حکم به آن پرداخته است. طی چند دهه اخیر که رشد علوم تجربی به ویژه در حوزه عصب شناسی،شتابی روزافزون گرفته است، دانشمندان این علوم تلاش کرده اند درضمن پژوهش های کلان خود،به فهم و درک علمی ای از برخی مسائل مشترک باعلوم انسانی و هنر،ازجمله زیبایی و لذت برآمده ازآن برسند.در این مسیر، یافته های بسیاردرخوری نیز ارائه کرده اند.این یافته هاوبرخی شباهت ها، زمینه ورود آنها به مطالعات میان رشته ای فلسفهو علوم شناختی را فراهم کرده است. آنچه در این جستار آمده است، مطالعه و بررسی ای است توصیفی و تحلیلی از لذت زیباشناسانه بی غرض کانتی و توضیحی که علوم شناختی برای آن خواهندداشت.بررسیها نشان می دهند با وجود چندلایه بودن این رابطه، تمایز «خواستن» و «دوست داشتن» در سیستم پاداش مغز، امکان لذت بی غرض به معنای کانتی آن را ممکن می سازد.
۳۳۰.

واکاوی مقاصد الشریعه در فقه، از دیدگاه ملاصدرا و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
مقاصد شریعت اغراضی هستند که در وضع احکام شریعت برای جلب مصالح اخروی و دنیوی و تحقق خیرات برای انسان ها و دفع مفاسد و شرور از آنها، از ناحیه شارع دنبال شده است؛ هدف این تحقیق بررسی اهداف و مقاصد شریعت از دیدگاه فلاسفه اسلامی است و بنابراین مسأله آن عبارت است: از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا، به عنوان دو فیلسوف مسلمان، مقاصد شریعت و نقش آن در تنظیم و تکامل دانش فقه و نیز تثبیت و تعمیق رویکردهایی مانند فقه حکومتی چگونه تبیین شده است؟ این پژوهش با روش تحلیلی–توصیفی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای انجام شده است. بر حسب یافته های تحقیق، این دو فیلسوف با روش شناسی عقلی خویش به تحلیل و تقسیم مقاصدالشریعه پرداخته اند؛ مبانی آنها، به خاطر نزدیکی با فقه حکومتی در غایت(اداره اجتماع) پشتوانه محکمی برای فلسفه فقه حکومتی محسوب می شود. در نتیجه از این دیدگاه تقرب الهی و متذکر شدن انسان به ذکر الله مهم ترین مقصد وضع احکام عبادی، تشکیل حکومت و اجرای سیاست الهی در جهت هدایت و راهنمایی و تکامل اجتماع به سوی خداوند و تنظیم و اداره معاش جامعه توسط انبیا مهم ترین مقصد در وضع احکام سیاسی و حفظ جان، نسل و مال به عنوان اصلی ترین قواعد بنیادین در کشف مقاصدالشریعه در حوزه قواعد حقوقی شریعت هستند.
۳۳۱.

بررسی اشکال وایزمن بر احکام تحلیلی بر پایه مبانی فلسفه و منطق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۶۱
فردریش وایزمن تعریف احکام تحلیلی را – که بسیار شبیه حمل ذاتی بر ذات است – تناقض آمیز می داند. اساس سخن وی بر نفی ترکیب اتحادی میان موضوع و محمول و اعتباری بودن و معدوم بودن کل مبتنی است. بحث محوری نوشتار حاضر عمدتاً تمرکز بر مسئله حمل است؛ زیرا نقد وایزمن بر مبنای اشکال عدم حمل اجزاء بر کل و نیز منحصر دانستن وجود کل در کل اعتباری شکل گرفته است. در بررسی تطبیقی این اشکال با آرای فلاسفه و منطق دانان مسلمان نشان می دهیم چنین اشکالی از دیرباز در آثار آن ها، به ویژه ابن سینا، مطرح بوده است و پاسخی درخور نیز به آن داده شده است. جدای از راه حل حمل اشتقاقی که از سخنان اندکی از فیلسوفان مشاء برمی آید، آن ها به دلیل تفکیک کل حقیقی و اعتباری باور دارند هنگام ترکیب اجزاء، شیء ای دیگر هم پدید می آید؛ به گونه ای که در برخی از موارد حمل امکان پذیر است و در برخی دیگر امکان ناپذیر. اشکال وایزمن فقط به حالت دوم مربوط می شود. همچنین، مبحث حمل نزد اندیشمندان مسلمان به بحث درباره ترکیب اتحادی و انضمامی گره خورده است. با بررسی ریشه های تاریخی این بحث نشان خواهیم داد محتوای سخنان ابن سینا همان بحث ترکیب انضمامی و اتحادی است که با اعتبار به شرط لا و لابه شرط بیان می شود. با اعتبار نخست اشکال وایزمن وارد است؛ ولی با اعتبار دوم نه.
۳۳۲.

مفهوم «ادراک» در فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۰
این مقاله به بررسی مفهوم «ادراک» در فلسفه اسلامی می پردازد و به ویژه تأثیر فیلسوفان معروفی چون ابن سینا، شیخ اشراق و ملاصدرا را در این زمینه مورد تحلیل قرار می دهد. ادراک از دیدگاه این فیلسوفان به عنوان ابزاری برای دستیابی به حقیقت تعریف می شود و شیوه های آن ارتباطی عمیق میان جهان مادی و غیرمادی را برقرار می سازد. ابن سینا ادراک را فرآیندی لایه ای می داند که از ورودی های حسی آغاز شده و به درک عقلانی ختم می شود. او بر ابستراکسیون در ادراک تأکید می کند، به طوری که افراد از طریق قوای عقلانی می توانند به حقایق بالاتر دست پیدا کنند. شیخ اشراق مفهوم «نور» و «اشراق» را به عنوان مرکز ادراک معرفی می کند و بیان می دارد که نور ذاتاً به روح بشر امکان دسترسی مستقیم به حقایق را فراهم می آورد، که این امر ریشه در میان واری ذاتی دستگاه معرفتی دارد. ملاصدرا ساختار دینامیک ادراک را مطرح می کند، نظریه «اصالت وجود»، «وحدت وجود» و «درجه وجود» را به کار می گیرد. این مقاله ادراک را به چهار مرحله تقسیم می کند: ادراک حسی، ادراک خیالی، ادراک وهمی و ادراک عقلی. در نهایت، مقاله ادراک را به عنوان ترکیبی دینامیک از روح و واقعیت معرفی کرده و خواننده را به بازنگری در شناخت انسانی فراتر از محدودیت های مادی دعوت می کند. اهمیت ادراک در پیشرفت دانش و تأکید بر وجود متافیزیکی از طریق تحلیل های ملاصدرا و گنجینه فلسفی اسلامی روشن می گردد. این بررسی ها به عمق تعامل انسان با جهان کمک شایانی می کند و درک بهتری از وجود و فهم را به دست می دهد.
۳۳۳.

پیاده سازی هوش مصنوعی در تربیت معلم: ابزارها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر با هدف پیاده سازی هوش مصنوعی در تربیت معلم ایران: ابزارها و چالش ها انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و رویکرد بکار گرفته شده کیفی از نوع مرور دامنه ای روایت محور است. میدان مطالعه پژوهش شامل تحقیقات تجربی، مقالات نظری، بررسی ها، مطالعات موردی و تجارب زیسته و شواهد میدانی پژوهشگران در بازه زمانی سال های 2020 تا 2025 را که به طور قابل توجهی به هوش مصنوعی و تربیت معلم پرداخته بودند، مورد بررسی قرار گرفت. نمونه آماری به روش هدفمند و بر اساس ارتباط آنها با اهداف و سوالات مطالعه و هوش مصنوعی در تربیت معلم انتخاب شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که ابزارهای کاربردی هوش مصنوعی در تربیت معلم مشتمل بر سیستم های آموزشی هوشمند، سیستم های ارزیابی و بازخورد خودکار، واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، تجزیه و تحلیل یادگیری و آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی، نظام های یادگیری شخصی سازی شده و تطبیقی، دستیاران تدریس مجازی، تجزیه و تحلیل داده ها و پشتیبانی تصمیم گیری مدیریتی است و چالش های عمده استفاده از هوش مصنوعی در تربیت معلم شامل چالش های اخلاقی و امنیت شخصی، آموزشی، زیرساختی و نگرانی های فرهنگی و اجتماعی، فنی و فرآیندی و سازمانی است. نتایج پژوهش به گفتمان استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی کمک می کند و بینش های عملی را برای اساتید، سیاست گذاران و مدیران که قصد ادغام هوش مصنوعی در تربیت معلم را دارند ارائه می دهد.
۳۳۴.

ملاحظاتی در باب مفاهیم استعلایی مدرسی: در پرتو مابعدالطبیعه ابن سینا، آکوئینی و اسکوتوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۱۴
دسته ای از مفاهیم هست که در محور تفکر مابعدالطبیعی قرار دارند و موضوع و محمول عموم قضایای مابعدالطبیعی را تشکیل می دهند. چنین نیست که محوریت این مفاهیم مابعدالطبیعی، که در فلسفه اسلامیِ (متأخر) «معقول ثانیِ» (فلسفی)، و در فلسفه مدرسی «مفاهیم استعلایی» نامیده می شوند، از ابتدای تاریخ مابعدالطبیعه تشخیص داده شده باشد. بلکه این محوریت یابی مبتنی بر شرایطی بوده که در مابعدالطبیعه ابن سینا رقم خورده است، و فیلسوفان مدرسی با تکیه بر ابداعات ابن سینا مباحث ناظر به این مفاهیم را بسط داده اند و نهایتاً دانز اسکوتوس کل مابعدالطبیعه را علم استعلایی دانسته و اجزای مابعدالطبیعه را بر پایه تلقی خویش از مفاهیم استعلایی بنا کرده است. در این مقاله با نظر به مابعدالطبیعه ابن سینا، آکوئینی، اسکوتوس، و تأکید بر اشتراکات فکری آن ها می کوشیم تا به طرح چارچوبی عام برای فلسفه استعلایی مدرسی نزدیک شویم. سبب انتخاب این سه فیلسوف این است که ابن سینا منبع اصلی مسائل مرتبط با استعلایی هاست، آکوئینی علاوه بر مسائل سینوی مسائلی جدید مطرح ساخته است، و اسکوتوس نخستین بار به صراحت کل مابعدالطبیعه را علم استعلایی نامیده است. در این مقاله، نشان داده خواهد شد که (1) چگونه تلقی خاص بوعلی از مابعدالطبیعه شرایط محوریت یابی این مفاهیم را فراهم آورد و (2) دیدگاه هر یک از این سه فیلسوف در باب چیستی مفاهیم استعلایی چیست و (3) چرا و به چه شیوه اینان خارجیت و نحوه خارجیت این مفاهیم را نشان می دهند.
۳۳۵.

Critique-Oriented vs. Framework-Oriented Approaches in Education: proposing a middle path for physics teaching based on Thomas Kuhn’s philosophy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۵
This study proposes an approach to physics education grounded in Thomas Kuhn’s philosophy of science, aiming to achieve a balanced integration between critique-oriented and framework-oriented pedagogical models. The paper begins by critically examining the prevailing emphasis on critical thinking in science education—particularly within physics—and seeks to deconstruct some of its underlying assumptions. Conversely, it explores the framework-oriented approach, often associated with traditional, transmission-focused models of teaching. Drawing on Kuhn’s conceptualization of paradigms and research traditions, the study develops an alternative framework that synthesizes the reflective rigor of critique-oriented education with the structural coherence of framework-oriented methods. Ultimately, the paper challenges certain idealized claims advocating for the complete elimination of preconceptions and paradigms, arguing that, from a philosophical standpoint, such claims are both impractical and inconsistent with the nature of scientific inquiry.
۳۳۶.

طبیعت گرایی زیست شناختی؛ بررسی دیدگاه جان سرل درباره رابطه ذهن و بدن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۴۳
مسئله پژوهش حاضر نوع رابطه میان ذهن و بدن از دیدگاه جان سرل است. از نظر سرل، این مسئله راه حل نسبتاً ساده ای دارد؛ «طبیعت گرایی زیست شناختی» نامی است که سرل به راه حل خود برای این مسئله داده است. بر اساس این نظریه، پدیده های ذهنی همچون آگاهی، احساسات، افکار و امیال 1. اموری واقعی اند 2. معلول فرآیندهای نوروفیزیولوژیکی درون مغزند 3. درون خود مغز بوده و ویژگی مغز محسوب می شوند و 4. نسبت به بدن نوعی علیت دارند و موجب رفتارهایی خاص در انسان می گردند. روش تحقیق در مقام گردآوری، کتابخانه ای و اسنادی و در مقام داوری، تحلیلی عقلی است. یافته های تحقیق نشان می دهد نظریه سرل گرچه نسبت به برخی دیدگاه ها پیشرفت قابل توجهی محسوب می شود، اما در نهایت در دامان فیزیکالیسم قرار گرفته و همه مشکلات فیزیکالیسم دامنگیر آن است.
۳۳۷.

چگونه طرح نقد هنری از نقد قوه حکم کانت ممکن است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۶
می گویند نقد قوه حکم بیشتر درباره زیبایی طبیعی و کمتر درباره زیبایی هنری است. حتی برخی می اندیشند کمتر درباره فلسفه هنر است و کمتر و کمتر درباره نقد هنر. نشان هایی که کانت از طریق سرنوشتارهای نقد سوم مستقیم به ما می دهد همین تلقی را به وجود می آورد؛ مطلبی با عنوان نقد هنر وجود ندارد. در این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی با اتکا به آرای برنهام نشان می دهیم نوع خاصی از نقد هنری را می توان از این اثر کانت بیرون کشید. نقد سوم را روی شانه های بحث ایده های زیباشناختی و نبوغ می توان نشاند. اثر هنری را از دریچه ارتباط با مباحث تاخورده درون ایده های زیباشناختی می توان نگریست. مباحثی همچون ذوق به معنی صرفاً صورت زیبا را دریافت کردن، ژانر به معنی مفهوم اثر را غایت پنداشتن، مضمون یعنی ایده عقلانی را محتوای اندیشیدنی در نظر داشتن، روح اثر را بر مبنای ایده زیباشناختی سنجیدن و نمادگرایی و استعاره را در نقد هنری گنجاندن، می توان مدنظر قرار داد. نقد باید بر ارزشی واحد استوار باشد. به نظر می رسد در صورت تمرکز بر قابلیت ها و ظرفیت های متنوع ایده های زیباشناختی و اتکا به ارزش زیباشناختی، می توان نقد زیباشناختی برای هنر در نظر گرفت و برای جنبه ارزشیابی کلی اثر هنری در نهایت از روح داری یا بی روحی اثر پرسید.
۳۳۸.

نقد و بررسی کارآمدی دعا بر اساس نظریه تعهد اخلاقی خداوند در استجابت دعا با تأکید بر دیدگاه گلمن و هیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
خیرخواهی محض خداوند از جمله صفاتی است که موثر بودن دعای استغاثه را از منظر برخی از فیلسوفان دین مورد تردید قرار داده است. به نظر منتقدان، لازمه خیرخواهی محض این است که تصمیم الهی در خصوص تحقق یا عدم تحقق حوادث جهان مطابق میزان خیریت و مصلحت موجود در آنها تعین یابد، نه بر اساس دعا و درخواست بندگان، و از این رو دعا بی تأثیر خواهد بود. رویکرد «تعهد اخلاقی خداوند در برابر درخواست بندگان» بر آن است تا موثر بودن دعا را از منظر تعهد اخلاقی که در قبال اظهار نیاز و درخواست بندگان در خداوند ایجاد می شود، تبیین نماید. در این پژوهش ضمن ارائه تقریری از چالش کارآمدی دعا از منظر خیرخواهی محض خداوند، رویکرد تعهد اخلاقی و مبانی آن بر اساس دیدگاه الهی دانانی مانند گلمن و هیل مورد بررسی قرار می گیرد. تبیین موثر بودن دعا بر اساس رویکرد تعهد اخلاقی علاوه بر نقاط قوتی همچون توجه به اخلاق دعا و درخواست، با برخی ویژگی های دعا در سنت دینی(همچون دعوت الهی به دعا و تضمین الهی استجابت، وجود شرایطی برای استجابت، و...) سازگاری دارد. در عین حال، چنان چه تفسیر و توضیح دقیقی از تعابیر «الزام و تعهد اخلاقی خداوند» متناسب با ساحت غنای محض خداوند و یا «استحقاق اجابت دعا» متناسب با شأن فقر و نیازمندی محض بندگان مطرح نگردد، با گوهر دعا که اظهار عبودیت و بندگی است تا حدی در تعارض است.
۳۳۹.

Hegelian Geographical Sensibilities(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۵
Although rarely recognised, Hegelian philosophy also encompasses a rich geographical knowledge, which has great value for scholars working across multiple scales of socio-spatial interaction. The article offers an analysis of the geographical sensibilities of Hegel that are immanent in the main body of his philosophical system, particularly in the Phenomenology of Spirit, where it is possible to find a very original elaboration on the metabolism of reason, the articulation between the particular and the universal, and the function of otherness in socio-spatial interaction. The main argument here is the contrast between the more explicit references to nature and space, on the one hand, and the deeper and more immanent theorisation of world relations, on the other, which constitutes Hegel’s major geographical contribution. The discussion revolves around the key question of the totality of relations and how space encapsulates the unfinished struggles for change and for self-consciousness. The complex evolution of self-consciousness, via the experience of otherness and the insistence of moral duties, not only takes place in time and space but is also an expression of socially produced and perennially disputed spaces. Hegelian dialectic is ultimately an anticipated rendering of the contemporary understanding of socially produced and contested spaces. Geography, as interpretation and critique of lived realities, can be an important translation of philosophy into life, but because space is always lived space, geography becomes the actualisation of philosophy and also its complication.
۳۴۰.

نسبت تاریخ و فهم از منظر مکتب تاریخی آلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۱۶
در قرن نوزدهم توجه ویژه ای به تاریخ و نسبت آن با فهم شد. ابتدا هگل با نگاهی فلسفی و فراتاریخی به تاریخ و بر پایه یک اصل پیشین و غایت شناختی، حرکت تاریخ را جبری و در عین حال رو به کمال دانست، اما ظهور مکتب تاریخی آلمان در قرن نوزدهم واکنشی به فلسفه تاریخ هگل بود. رانکه، درویزن و دیلتای که بنیان گذاران این مکتب بودند بر این اصل پافشاری کردند که تاریخِ جهان را نباید بر پایه اصلی پیشین و فراتاریخی فهم کرد، زیرا انسان به منزله موجودی تاریخی نمی تواند از موضعی فراتاریخی نظاره گر جریان تاریخ باشد. از این رو، مکتب تاریخی ضمن پیوند زدن فهم تاریخ به هرمنوتیک، فهم تاریخِ جهان را صرفا به نحو پسین و با تکیه بر تحقیق تجربی ممکن دانست. مکتب تاریخی از سوی دیگر در ارتباط با امکان فهم دوره های تاریخیِ گذشته بر این اصل تاکید کرد که فهم عینیِ دوره های تاریخی پیشین در صورتی ممکن است که گذشته را نه با معیارهای امروزین خود، بلکه با معیارهای خودشان بشناسیم، اما مکتب تاریخی با دو مشکل بزرگ مواجه شد؛ مشکل اول غلبه یافتن باور به تاریخمندی انسان بود که فهم عینی گذشته را ناممکن می دانست. مشکل بزرگ تر این بود که مکتب تاریخی با کنار گذاشتن خدا یا روح به منزله عوامل فراتاریخیِ تعین بخش به رویدادهای تاریخی، با معضل توجیه انسجام و وحدت تاریخ مواجه شد. در این مقاله ضمن تبیین دیدگاه های رانکه و درویزن در خصوص چگونگی فهم تاریخ، نقدهای وارد بر آن ها را بیان خواهیم کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان