حسین اسفندیار

حسین اسفندیار

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۲ مورد از کل ۱۲ مورد.
۱.

نقد اونتیکی–اونتولوژیکی هایدگر بر اونتولوژی دکارت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هایدگر دکارت اونتیکی اونتولوژیکی دازاین اگزیستانسیال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۵
دکارت، در تلاش برای اثبات ریشه تردیدناپذیر معرفت و رسیدن به یقین در مابعدالطبیعه و شاخه های معرفت بشری، وجود را به دو بخشِ شیء اندیشنده (من اندیشنده) و ابژه اندیشه (جهان خارج) تقسیم می کند و مبنای تردیدناپذیر معرفت را در شیء اندیشنده جست وجو می نماید و، براساسِ آن، جسم یا جهان خارج، خدا و سایر علوم را اثبات می کند. هایدگر این فکر ریشه ای در فلسفه دکارت را مورد نقادی قرار می دهد و آن را به معنایِ تفکیک سوژه و ابژه می داند، امری که به بحران هایی در فهم حقیقت وجود، واقعیت و تجربه انسانی منجر شده است. این نوشتار از دیدگاه اونتیکی-اونتولوژیکی و به روش تحلیلی به نقدهای هایدگر درموردِ دکارت می پردازد. هایدگر، با معرفی مفهوم دازاین (وجود انسانی در جهان)، به جایِ تفکیک سوژه و ابژه، بر ضرورت پیوستگی انسان با جهان تأکید می کند و تفکیکِ دکارتی سوژه و ابژه را رد می کند. وی معتقد است که تنها ازاین طریق می توان به حقیقت وجود دست یافت. در این مقاله، با استفاده از تحلیل پدیدارشناختی هایدگر و امعان نظر در کتاب هستی و زمانِ هایدگر، پنج نقد عمده اونتیکی-اونتولوژیکی وی بر فلسفه دکارت را از دیگر نقدهای وی تفکیک کرده و به بررسی آن پرداخته ایم. این نقدها به عنوانِ پیش نیازی برای بازاندیشی در متافیزیک مدرن و راهی برای فهم عمیق تر از وجود و هستی محسوب می شود.
۲.

مطالعه ای تطبیقی در باب مفهوم «رویداد از آنِ خودکننده» در هایدگر متأخر و «تجلی» نزد ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: وجود رویداد ازآنِ خودکننده تجلی هایدگر ابن عربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۳۶
پرسش از چگونگی فهم نسبت انسان با وجود، پرسشی مهم است که می توان به واسطه ی آن دو متفکر غیرمتافیزیکی، یعنی هایدگر (Heidegger) و ابن عربی را استنطاق کرد. هایدگر در پاسخ به فهم نسبت انسان به وجود در اندیشه ی متأخر خود به مفهوم «رویداد ازآنِ خودکننده» متوسل می شود که مفهوم محوری اندیشه ی متأخر اوست. نسبت میان انسان و وجود و چگونگی فهم وجود در حوالت تاریخی آن توسط رویداد متعین می گردد. رویداد با مؤلفه هایی اساسی چون غیرمفهومی بودن، رخصت به گشودگی، تاریخیت و قرب به وجود شناخته می شود. ازسوی دیگر، نزد ابن عربی، رابطه ی انسان با وجود با «تجلی خاص وجود بر انسان» متعین می گردد. در این پژوهش، محقق کوشیده است با روش تحلیلی تطبیقی نسبت میان «رویداد در هایدگر متأخر» با «تجلی نزد ابن عربی» را در پاسخ به پرسش از نسبت انسان با وجود موردبررسی قرار دهد. با توجه به روش تطبیقی تشابه نسبت ها، می توان اذعان کرد دو مفهوم رویداد و تجلی تقارب معناداری با یکدیگر دارند و مؤلفه های اساسی مشابهی در آنها وجود دارد. بر این اساس، نگارنده بر آن است که میان «رویداد ازآنِ خودکننده» و «تجلی خاص وجود» تشابه تناسب برقرار است و می توان امکانات هم سخنی دو متفکر از قبیل امکان تفکر غیرمفهومی در ساحت حضور، تجربه ی قرب به وجود و امکان فهم تاریخی وجود را بر مبنای دو مفهوم فوق نشان داد. با این امکانات می توان باب گفت وگو میان دو متفکر از دو سنت مختلف را گشود و افق مشترکی را در باب تفکر معطوف به وجود دنبال کرد.
۳.

Critical Review of ʿAllama Tabatabaʾi’s View of Intentionality

کلیدواژه‌ها: Intentionality content determination Knowledge mental existence Allama Tabatabai

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۸
Intentionality, as a fundamental concept in the philosophy of mind, is essential to understanding how mental states are directed toward objects, concepts, or states of affairs. This article examines the theory of intentionality presented by ʿAllama Tabatabaʾi, with a focus on his Islamic philosophical framework. The research begins by defining the problem of intentionality, which concerns the nature, possibility, and content determination of mental states. We highlight how Tabatabaʾi’s grounding of intentionality in mental existence and immaterial knowledge provides a distinct perspective compared to contemporary naturalistic approaches. The study employs a qualitative, analytical, and comparative methodology, examining primary texts from Islamic philosophy, including works by Avicenna, Mullā Ṣadrā, and ʿAllama Tabatabaʾi, alongside modern Western discussions on intentionality. Through this critical lens, we identify Tabatabaʾi’s key contributions: the essential revelatory character of knowledge, the abstraction process in content determination, and the inseparable connection between mental existence and intentionality. The research findings reveal that while Tabatabaʾi’s model offers a metaphysically robust explanation of intentionality, it encounters significant challenges when evaluated in the context of contemporary cognitive science. Critiques include the lack of empirical testability, potential conceptual ambiguity for modern scholars unfamiliar with Islamic metaphysics, and the absence of a clear mechanistic explanation that aligns with materialist paradigms. Nevertheless, the article underscores the innovative nature of Tabatabaʾi’s approach in bridging classical Islamic thought with modern philosophical discourse. It also suggests potential interdisciplinary dialogues, especially with phenomenological perspectives that similarly emphasize the inherent directedness of consciousness. The findings contribute to a broader understanding of intentionality and open new avenues for future research on the integration of metaphysical and empirical frameworks in the philosophy of mind.
۴.

Rational Religion in the Modern World: Hegel's Conception and 21st Century Modernity(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Hegel phenomenology of religion Absolute Spirit Consummate Religion Christianity modernity

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
Hegel’s philosophy of religion seeks to define a form of religion capable of preserving social unity in the context of modern transformation. At the center of his system stands the Absolute Spirit, whose historical manifestations appear in art, religion, and philosophy. Religion expresses these manifestations symbolically, and the degree of a religion’s completeness determines the clarity of this expression. Hegel maintains that the development of religion and its reconciliation with philosophy provide a rational grounding for religious truth in the modern age and contribute to the self-consciousness of the Absolute Spirit. This study analyzes the rationalization of religion in Hegel’s thought and concludes that only a complete religion aligned with absolute philosophy can fully shape human self-awareness. Hegel ultimately identifies Lutheran Christianity, through the doctrines of incarnation and the Trinity, as the consummate religion that reconciles historical determination with absoluteness. While this approach unifies religion and philosophy and emphasizes reason, it also invites criticism for its Christian exclusivism, secularizing tendency, and the weakening of religion’s sacred character.
۵.

مطالعه تطبیقی شعر و تفکر شاعرانه نزد هایدگر و ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفکر وجودی تفکر شاعرانه شعر هنر هایدگر ابن عربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۹
تفکر وجودی کلیدواژه ای مهم درمقابلِ تفکر متافیزیکی-مفهومی است که بر بازنمود و تمثل مبتنی نیست و، ازراهِ مفهوم پردازی و مقوله سازیِ منطقی، سعی در کشف حقیقت ندارد. این تفکر معطوف به حقیقت وجود است و ما را دعوت می کند تا نسبت به وجود و ظهورات آن گشوده باشیم. این تفکر، باتوجه به آموزه های ابن عربی و نیز هایدگر، به وصف شاعرانه نیز قابل طرح است. ازاین رو، مسئله اصلیِ این نوشتار بررسی تطبیقیِ تفکر وجودیِ شاعرانه ازمنظرِ هایدگر و ابن عربی است. این مطالعه به شیوه ای تحلیلی-تطبیقی صورت پذیرفته و نتایج ذیل را در بر داشته است: هر دو متفکر ادراک شاعرانه را نوعی مواجهه با حقیقتِ وجود می دانند، ادراکی که، ازطریقِ آن، انسان به حقیقتی فراتر از ظاهر پدیده ها دست می یابد. هایدگر معتقد است که هنر و به ویژه شعر جایگاه رخداد حقیقت است، شعری که در آن حقیقت خود را نشان می دهد و به گشایش افق های جدید در تفکر انسان منجر می شود. ابن عربی نیز هنر را به مثابه صنعت معرفی می کند که نمایانگر تجلی اسماء الهی در عالم است. او باور دارد که شعر، به عنوانِ هنر برتر، راهی به سویِ عالم غیب است و می تواند به انسان در مواجهه با حقیقتِ وجود یاری رساند. هرچند هایدگر و ابن عربی از پیشینه های فلسفی و عرفانی متفاوتی به این موضوع می پردازند، اما مواجهه آن ها با هنر و شعر بسیار مشابه است: ادراک شاعرانه به مثابه نوعی ادراکِ بی چگونگی و فراتر از تفکر منطقی ظهور می کند و همین شعر را جایگاه بروز حقیقت می کند، به نحوی که در زبان شعر رازِ هستی به سخن می آید (ظهور می کند). هنر و شعر اصیل، که ظهور وجود را در روشن ترین آشکارگی خود بیان می کند و راهی برای فهم حوالت وجود-اسم حاکم وجود است، سرچشمه وجودِ تاریخیِ یک قوم یا امت ، در نزد هردو متفکر، است. درنتیجه، تفکر وجودی شاعرانه می تواند نقطه تلاقی میان فلسفه هایدگر و عرفان ابن عربی درک شود، جایی که شعر جایگاه ِظهورِ حقیقتِ وجود است و کلماتِ وجود را می نامد.
۶.

رویکردی تحلیلی - انتقادی به مبانی فلسفی حکمرانی سلسه مراتبی در اندیشه ماکس وبر(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حکمرانی سلسله مراتبی بوروکراسی عقلانیت ابزاری مبانی فلسفی ماکس وبر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۲
پژوهش پیش رو با رویکردی تحلیلی انتقادی به بررسی مبانی فلسفی حکمرانی سلسله مراتبی (بوروکراتیک) در اندیشه ماکس وبر پرداخته است. هدف اصلی پژوهش، واکاوی مبانی هستی شناختی، معرفت شناختی، ارزش شناختی و روش شناختی این مدل حکمرانی و نقد آنها در نسبت با کارآمدی، مشروعیت و بسترهای بومی است. مسأله محوری پژوهش، آن است که مبانی فلسفی حکمرانی سلسله مراتبی چیست و چه نقدهایی بر آن وارد است. روش پژوهش، مبتنی بر تحلیل محتوای فلسفی است که بااتکابر آثار وبر و دیگر نظریه پردازان کلاسیک و معاصر، جنبه های مختلف فلسفی این مدل را شناسایی و ارزیابی کرده است .یافته های تحقیق نشان می دهد که در جنبه هستی شناختی، حکمرانی بوروکراتیک بر سیادت قانونی، نظم حقوقی عقلانی و فرایند جامعه ای شدن مبتنی است. در سطح انسان شناختی، تأکید بر اخلاق پروتستانی و اخلاق مسئولیت فردی، زمینه ساز ظهور عقلانیت ابزاری و «قفس آهنین» بوروکراسی می شود. در جنبه معرفت شناختی، این حکمرانی متکی بر رویکرد عینیت گرا و روش شناسی آن مبتنی بر پوزیتیویسم و تبیین علّی است. درنهایت در جنبه ارزش شناسی، این حکمرانی بر عدالت رویه ای و تقدم مصالح عمومی تأکید دارد. نقدهای وارد بر این مبانی در دو لایه آشکار می شوند: نخست نقدهای درون پارادایمی، که به پیامدهای عقلانیت ابزاری، شخصیت زدایی، جمود نهادی و غفلت از عدالت محتوایی اشاره دارند؛ دوم نقدهای فراپارادیمی، به ویژه از دیدگاه حکمرانی اسلامی، که ماهیت سکولار، انسان محور و ارزش گریز این مبانی را ناسازگار با اصول اخلاقی، معنوی و غایات قدسی جوامع دینی می داند . نتیجه گیری پژوهش، بیانگر آن است که هرچند بوروکراسی به مثابه یک شیوه عقلانی اداره جوامع مدرن، توانسته کارآمدی اداری و نظم نهادی را تضمین کند، اما به سبب تقلیل انسان و اجتماع به واحدهای قابل محاسبه و کنترل، از تحقق عدالت غایی، مسئولیت اجتماعی و کرامت انسانی بازمانده است. براین اساس پژوهش پیشنهاد می کند طراحی مدل های بدیل حکمرانی با تلفیق کارآمدی بوروکراتیک و ارزش های اخلاقی، فرهنگی و معنوی بومی، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای گذر از محدودیت های این پارادایم و پاسخگویی به نیازهای جوامع معاصر است .
۷.

امکانات آموزه های ابن عربی در بسط طریقی نو در تفکر وجودی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابن عربی تفکر وجودی تفکر متافیزیکی حقیقت وجود تجلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۶۱
تفکر متافیزیکی تفکری است که از موجود بماهو موجود سخن می گوید و با کاوش های مفهومی سعی در جستجوی حقیقت دارد. این تفکر ، تفکر اصیلِ انسان نزد فیلسوفان دانسته می شود، اما نمی توان "تفکر" را منحصر به آن کرد؛ بلکه می توان از تفکری وجودی سخن گفت که ماهیت متافیزیکی- مفهومی ندارد و به جای موجود، پروای "حقیقت وجود" را دارد و از آن پرسش می کند. این تفکر   تفکر وجودی خوانده می شود در فضای سنت فکری-عرفانی اسلامی قابل طرح است. از این رو، مسئله اصلی این مقاله «بررسی امکانات آموزه های ابن عربی در بسط نوعی تفکر وجودی- نامتافیزیکی است. ما به روش، کتابخانه ای- تحلیلی و با به کارگیری روش اصل موضوعی سعی در ارائه تحلیلی نو از تفکر وجودی براساس مبانی عرفانی ابن عربی داریم. از این رو، با بررسی آموزه های وی از قبیل: محوریت حقیقت وجود در عرفان،تمایز وجود و موجود، کشف المحجوب، تجلی،آیینه گی موجودات نسبت به وجود، گشودگی و معرفت حضوری به وجود، ظرفیت اندیشه وی برای بسط نوعی تفکر وجودی روشن می شود که از طریق مواجهه و انسی حضوری (پیشامفهومی) با وجود و روشی غیر از تعقل مألوف متافیزیکی، مدعی فهم هستی است. بر این اساس، «تفکر وجودی» با محوریت حقیقت وجود و از گشودگی به آن آغاز می شود. در ادامه با التفات و تذکر به فقر وجودی و وقوف بر آن، انسان حیثیت ایویت و نسبت بی واسطه خود به وجود را درمی یابد، و با کشف حجاب ها از تجلیات وجود، به تجلی و ظهور حقیقت وجود در عرصه نفس انسانی سیر می کند.
۸.

هنر در عرفان اسلامی به مثابه نوعی تفکر وجودی: با تأکید بر عرفان ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تفکر وجودی هنر اصیل تأویل معرفت هنری ابن عربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۳۰
تفکر وجودی به مثابه نوعی معرفت غیر مفهومی، سیر از باطل به حق و از ظاهر به باطن دارد و در ذات خود معرفتی تأویلی است که در پی ارجاع صور و ظاهر به اصل و باطن و حقیقت آنهاست. از سوی دیگر هنر در منظر متفکران بزرگ، نه بازنمود جهان خارج و نه متعلق زیبایی شناسی است بلکه فتوح و ظهور حقیقت است. چنانچه هنر اصیل را بعنوان «انکشاف حقیقت» و «امری که عالمی را می گشاید» بدانیم، آنگاه هنر اصیل نوعی گشودگی و آشکارگی اصیل وجود خواهد بود و هنرمند کسی است که در اثر خود وجود را متجلی می سازد. براین اساس آنچه که وی در هنر خود آشکار می کند درصورتی که با روش تأویل با آن روبرو شویم و از آن کشف حجاب کنیم، عالمی خاص را بر ما آشکار می کند و به ما اجازه می دهد با سیر از ظاهر اثر هنری به باطن هنر-یعنی حقیقت وجود و تجلیات باطنی آن-قدمی در قرب به حقیقت برداریم و بر این اساس هنر همراه نوعی معرفت و بصیرت پیشینی و هم خود به مثابه نردبانی معرفتی برای متعاطی خود خواهد بود. هنر اصیل به مثابه آنچه که ساحتی از حقیقت را آشکار می کند و به این معنی در عرفان خصوصا عرفان ابن عربی قابل طرح خواهد بود؛ و چون سیر صعودی و معرفتی از ظاهر به باطن در ذات این هنر هست، به مثابه نوعی معرفت وجودی-حضوری هم خواهد بود. این پژوهش با روش تحلیلی-استنتاجی صورت پذیرفته است.
۹.

درنگی در تفکر وجودی شاعرانه از منظر هایدگر متأخر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هایدگر هستی تفکر وجودی تفکر شاعرانه رویداد شعر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۵۳
هایدگر در مطالعات فلسفی خود رویکرد جدیدی به تفکر می گشاید که متفاوت با تفکر متافیزیکی است و از آن با عنوان عام "تفکر وجودی"یاد می کند. آدمی در چنین تفکری، باید گشوده به روی حقیقت هستی باشد و به ندای آن گوش بسپارد. هایدگر متقدم از راه پدیدارشناسی"دازاین" سعی در تقرب به معنای هستی دارد، درحالی که در اندیشه متأخر، وی بر شاعرانگی تفکر و حوالت تاریخی وجود، تأکید می ورزد. هایدگر بر این باور است که "تفکر وجودی"، تفکری برآمده از هستی و درباره آن است. سرچشمه و متعلق این تفکر خود هستی است؛ هستی به مثابه "رویداد" که تفکر انسان را از آنِ خود می کند. رویداد خصلتی تاریخی دارد، به این معنی که هستی در ادوار مختلف تاریخ خود، جلوه های گوناگونی دارد و خود را به انحای مختلفی اظهار می دارد. این اظهار، همان موهبت هستی است. پس تفکر باید پذیرا و منتظر موهبت هستی باشد. این موهبت خود را در زبان و شعر می نمایاند که شرط ظهور و آشکار شدن هستی موجودات است. شعر به مثابه روشن ترین پدیدار زبان اصیل، سروده شدن حقیقت را امکان پذیر می کند با خصلت "یادآوری" و "نامیدن"، گشاینده مجلایی برای ظهور حقیقت هستی می شود و این شاعر و متفکر است که باید از این ظهور پاسداری کند. ازاین رو تفکر وجودی با ذات شعر یکی است. با وجود بصیرت ویژه ای که تفکر وجودی هایدگر به مثابه راهی برای تعمق در هستی برای ما گشوده است، پرسش ها و ابهاماتی به رهیافت وی به نظر می رسد، از جمله: شائبه محدود کردن حقیقت هستی به افق زمان، ابهام درباره ثبات یا تجدد هستی و نهایتاً کمرنگ شدن نقش اراده و اختیار انسانی و تن دادن به گونه ای از جبر و دترمینیسم. نوشتار حاضر در صدد است با روش توصیفی- تحلیلی نخست بنیاد "تفکر وجودی"متأخر هایدگر و مختصات آن را تحلیل کند و سپس با رویکردی انتقادی، رهیافتِ هایدگر را مورد نقد و بررسی قرار دهد.
۱۰.

تبیین و بررسی نظریه غایت شناختیِ محتوای ذهنی با تأکید بر دیدگاه های درتسکی و میلیکان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حیث التفاتی محتوای ذهنی نظریه غایت شناختی روث گرت میلیکان فرد درتسکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۳ تعداد دانلود : ۶۶۱
حیث التفاتی یکی از ویژگی های اصلی حالات ذهنی است و از همین رو ، یکی از مسائل فلسفه ذهن تبیین فیزیکالیستی این ویژگی است. موضوع این مقاله بررسی دو جنبه مرتبط به هم این مسئله، یعنی امکان حیث التفاتی و چگونگی تعیین محتوای ذهنی در نظریه غایت شناختی محتواست. بر اساس این نظریه ، تکامل طبیعی ارگانیسم زنده و کارکردهای غایی مبتنی بر آن ، محتوا را متعیّن می کند و به کمک آن می توان تبیینی طبیعی و فیزیکی از حیث التفاتی و محتوا به  دست داد. در این مقاله، پس از بیان مبانی این نظریه (واقع گرایی درباره حیث التفاتی ) طبیعی گرایی و اصل تکامل طبیعی انواع و _ در گام نخست _ دو تقریر اصلی این نظریه ، یعنی معناشناسی دال درتسکی و معناشناسی مصرف کننده میلیکان را مطرح کرده و سپس به ارزیابی آن می پردازیم. مهم ترین اِشکال نظریه، این است که نمی تواند محتوا و معنای مفاهیم منطقی، فلسفی و نیز مفاهیم عدمی را تبیین کند و از این رو  _ حتی اگر بتواند در مفاهیمی که ارتباط نزدیکی با امور زیستی دارند، شرایط لازم و کافی تعیین محتوا را مشخص کند _ در خصوص مفاهیم پیش گفته با مشکل مواجه است و به همین دلیلْ ناتمام به حساب می آید.  
۱۱.

تبیین دیدگاه علامه طباطبایی درباره حیث التفاتی محتوا براساس مبانی فلسفی ایشان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حیث التفاتی تعین محتوا علم وجود ذهنی علامه طباطبایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۶ تعداد دانلود : ۶۲۶
حیث التفاتی بعنوان مفهومی محوری در فلسفه ذهن، در کانون گفتگوهای فلسفی قرار دارد.چگونگی امکان حیث التفاتی و نیز نحوه تعین محتوای ذهنی از مسائل مهمّ حیث التفاتی است و تبیین آن مبتنی بر مبانی مختلف فلسفی تفاوت می کند. تاکنون تحقیق درخوری درباره حیث التفاتی محتوا از منظر فلسفه اسلامی خصوصا به قرائت معاصر آن صورت نگرفته است. بدلیل قرابت مفهوم حیث التفاتی با مفاهیم «وجود ذهنی» و «علم»، میتوان این مفهوم را در سیاق فلسفه صدرایی با قرائت علامه طباطبایی مطرح کرد و لذا برای نخستین بار در این مقاله نشان داده شده است که میتوان با طرح این مفهوم و مسائل مربوط به آن و استنطاق مبانی فلسفی علامه طباطبایی، پاسخی نو برای مسئله امکان حیث التفاتی و تعین محتوای ذهنی جست. بطور خلاصه باید گفت کاشفیت ذاتی علم و تجرد آن پاسخگوی امکان حیث التفاتی مفاهیم ذهنی ما بوده و محتوای ذهنی، با توجه به نحوه انتزاع خاص هر علم حصولی از واقعیتِ محکی خود، متعین می گردد و به تعبیر دیگر محکی هر مفهوم و گزاره ای، محتوای آنرا متعین و مشخص می کند.
۱۲.

تعیین ارزش تفرج گاهی تنگه ی واشی و آبشار ساواشی شهرستان فیروزکوه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصاد محیط زیست ارزش گذاری مشروط (CVM) تمایل به پرداخت (WTP) تنگه واشی آبشار ساواشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹۵ تعداد دانلود : ۶۲۹
توجه به معضلات رو به رشد ناشی از بهره برداری بی رویه از طبیعت، موجب گردید تا اقتصاددانان در جهت تعیین ارزش خدمات مختلف ناشی از اکوسیستم های طبیعی، توجه برنامه ریزان کلان را به لزوم حفاظت و توسعه هر چه بیشتر از این مواهب خدادادی جلب کنند. از این رو، در دهه های اخیر، حوزه اقتصادِ اکولوژیک، شاهد افزایش فعالیت هایی در جهت تعیین ارزش کالاها و خدمات اکوسیستم های طبیعی بوده است. پژوهش حاضر، در همین راستا، به تعیین تمایل به پرداخت بازدید کنندگان از تنگه واشی و آبشار ساواشی شهرستان فیروزکوه و ارزش تفریحی ناشی از بهره مندی از آن با استفاده از روش ارزش گذاری مشروط و پرسش نامه انتخاب دوگانه دو بعدی، پرداخته که در طی تابستان سال 1392 انجام پذیرفت. در این پژوهش پس از انجام محاسبات، متوسط تمایل به پرداخت بازدید کنندگان برای استفاده تفریحی از این مکان 23/12578 ریال و متوسط ارزش تفریحی سالانه این تفرج گاه برابر14339182200 ریال برآورد گردید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان