ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۲۰۱.

تحلیل منطقی مفهوم وحدت اطلاقی، و نسبت سنجی آن با صفات سلبی واجب الوجود با تأکید بر الهیات علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۰
چگونگی وحدت واجب الوجود، به قدر وجود و وحدت واجب الوجود مورد تأمل، توافق و موضوع استدلال موافق فیلسوفان مسلمان قرار نگرفته است؛ فیلسوفان مسلمان که برای وحدت، اقسام متعددی را برشمرده اند، در مسأله اثبات توحید واجب الوجود، آنگاه که چگونگی وحدت را مسکوتٌ عنه رها نکرده اند، گاهی به چگونگی آن وحدت تصریح، گاهی بدان اشاره، و گاهی درباره آن به ابهام و اجمال سخن گفته اند؛ با این حال می توان به صورتی غیر مستقیم از مباحث آنها درباره صفات سلبیه، نسبت به رأیی که درباره چگونگی وحدت واجب الوجود اتخاذ کرده اند به آگاهی ای اطمینان بخش دست یافت. این پژوهش با تحلیل منطقی مفهوم وحدت اطلاقی، و تأمل در پاره ای از عبارات فارابی، ابن سینا، سهروردی، صدر المتألهین و علامه طباطبایی در خصوص صفات سلبی واجب الوجود، نشان داده است که وحدت اطلاقی واجب الوجود، اگر چه در کامل ترین تفسیر خویش، خود را در عبارات علامه طباطبایی نمایان ساخته است اما می توان رگه هایی از آن را در آنچه آن چهار فیلسوف درباره صفات سلبی نگاشته اند نیز پی گرفت، آنها را نیز در فهرست باورمندان به وحدت اطلاقی البته در مراتبی نازل تر جای داد، و در نهایت عدم مخالفت وحدت واجب الوجود در فلسفه ایشان با توحید در متون دینی را به اثبات رساند.
۲۰۲.

تحلیل فلسفی مفهوم بخشودن و رابطه آن با فراموشی با تأکید بر نقد و تحلیل استدلال نیچه علیه بخشودن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۲
یکی از جلوه های بروز خیرخواهی یک انسان زمانی است که تصمیم به بخشودنِ فردی خطاکار که او را مورد ستم قرار داده، می گیرد. طرفداران دیدگاه شفابخشیِ بخشودن، به جهت اثرِ ویرانگرِ کینه معتقدند بخشودن، بخشاینده و بخشوده شده را رها و قوی می سازد. بخشودن تبرئه مجرم نیست بلکه انتخابی برای پایان دادن به چرخه انتقام و واگذاری عدالت به دست خداوند است. در این میان برخی اندیشمندان ازجمله نیچه بر مبنای دوگانه ی اخلاق بردگان و اشراف، بخشودن را جلوه ای از اخلاقِ بردگان و انسان های ضعیفی که توان انتقام ندارند، ارزیابی می کند. ازنظر او بخشش به عنوان پوششی برای سرکوب احساسِ کینه و نشانه ی ضعفِ شخصیت، عدمِ شفافیت، عدمِ مسئولیت پذیری اجتماعی و نبود عدالت است. در خصوصِ اعمالِ خطاکاران، نیچه ضمن تأکید بر انتقام بر فراموشی فعال اصرار دارد. در این نوشتار ابتدا تلاش شده تا با تنقیح و تشریح مفهوم بخشودن آن را از مفاهیم رقیب همچون انتقام، عدالت خواهی، معذور داشتن، آشتی نمودن و... متمایز نماییم و در ادامه ضمن تبیین دیدگاه نیچه به نقد و بررسی آن اقدام نموده و مغالطه موجود در استدلالش را آشکار کنیم. تاکنون هیچ پژوهش داخلی در خصوص تبیین فلسفی مفهوم بخشودن و ارزیابی دیدگاه نیچه به طور خاص صورت نپذیرفته و این مسئله نشانه ی نوآوری این نوشتار است.
۲۰۳.

تحلیل پساپدیدارشناسانه فیلم «اکس ماشینا» با انیمیشن «فاینال فانتزی 7: نجات کودکان» از منظر دُن آیدی با تأکید بر مفهوم «تکنو بادی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۷
هم زیستی هنر و فناوری در دوران معاصر، بستری را برای زایش مفاهیم جدیدی چون «تکنو بادی» فراهم آورده است. جایی که ویژگی های زیستی انسان امروزی به چالش کشیده شده و لزوم بازاندیشی در ماهیت تعاملات انسان با فناوری را مبرهن می سازد؛ لذا این پژوهش می کوشد باتکیه بر نظرگاه پساپدیدارشناختی دُن آیدی به عنوان چارچوبی نظام مند نشان دهد که چگونه این مفهوم در فیلم اکس ماشینا و انیمیشن فاینال فانتزی 7: نجات کودکان بازنمایی می شود؟ و از این رهگذر چگونه شباهت ها و تفاوت های این بازنمایی را می توان تبیین نمود. یافته ها نشان می دهد در اکس ماشینا، جهانی انسانی و دنیایی فناورانه درهم می آمیزد و تکنو بادی در قالب هوش مصنوعی به نظاره درمی آید که با صورت متناظر انسانی در تعامل بی واسطه با گونه انسانی قرار دارد. چیزی که در فاینال فانتزی 7: نجات کودکان در مقام فرا انسانی معنا می شود که در پیوستار با ابزار در فضایی سایبرنتیک تجسم می یابد؛ جایی که واقعیت و مجاز درهم آمیخته و حدود میان انسان و تکنولوژی محو می گردد. هر دو اثر بر تأثیر و تعامل دوسویه انسان و فناوری تأکید دارند؛ فناوری با واسطه گری تجربه انسان تعریف جدیدی را از مفهوم انسانیت ارائه می دهد و بدین سان امکانی را برای خلق تجربه هایی تازه فراهم می آورد.
۲۰۴.

مدل یابی ساختاری رابطه بین دینداری و مشارکت سیاسی: نقش میانجی ذهنیت فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۱
این پژوهش با هدف تبیین رابطه ساختاری میان دینداری و مشارکت سیاسی با نقش میانجی گری ذهنیت فلسفی در میان دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان استان آذربایجان شرقی انجام شده است. مطالعه حاضر از نوع کاربردی و با روش توصیفی- همبستگی و رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفته است. جامعه آماری شامل تمامی دانشجومعلمان مقطع کارشناسی در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، ۲۹۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها سه پرسشنامه استاندارد در زمینه دینداری، ذهنیت فلسفی و مشارکت سیاسی بود که با مقیاس پنج درجه ای لیکرت نمره گذاری شدند. تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام گرفت. نتایج نشان داد دینداری تأثیری متوسط تا نسبتاً قوی بر ذهنیت فلسفی و مشارکت سیاسی دارد. همچنین، ترکیب دینداری و تفکر فلسفی موجب شکل گیری نگرش های چندبعدی تر به زندگی و جامعه شده و باورهای دینی قوی، ارزش هایی چون عدالت و مسئولیت اجتماعی را تقویت می کند که انگیزه مشارکت سیاسی را افزایش می دهد. یافته ها بیانگر آن است که ارتقای دینداری و ذهنیت فلسفی می تواند در بهبود امید و نشاط سیاسی، انسجام ملی، شایسته سالاری و توسعه پایدار نقش مؤثری داشته و در سیاست گذاری آموزشی دانشگاه فرهنگیان راهگشا باشد.
۲۰۵.

شانس کور و هدایت شدگی الهی: بازسازی دیدگاهی سازگاری گرایانه با الهام از رویکرد پوکینگهورن در خصوص ساز و کار فعل الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۱
سازگاری گرایی موضعی است که نظریه تکامل و خداباوری مداخله گرا را قابل جمع می داند. سازگاری گرایان هدایت شده بودن اجزاء یا ویژگی های زیست کره را با شانسی بودن فرایند تکاملی قابل جمع می دانند. یکی از پرسش های مهم پیش روی سازگارگرا آن است که: چگونه ممکن است رویدادهای شانسی که کور و بی جهت هستند زیست کره ای هدف مند و هدایت شده را شکل دهند؟ برای پاسخ، سازگاری گرا باید مدلی از رویدادهایی شانسی ارائه دهد که مجموعه آن ها را می توان هدایت شده تلقی کرد. در این مقاله، به دو مدل نامزد برای چنین منظوری می پردازیم. مدل نخست که آن را «مدل پوکینگهورن» نامیده ایم، دربردارنده این عناصر است: نابسندگی فروکاست گرایی، علّیت بالابه پایین، شکاف های هستی شناختی، کل گرایی و وابستگی به زمینه، وجود شانس در جهان، عاملیّت الهی و اطلاعات فعال، یگانه گوهرانگاری دووجهی و صیرورت عینی. سپس استدلال می کنیم سه مؤلفه اخیر برای منظور ما ضروری نیستند و مدل مناسب تر، که آن را «مدل پوکینگهورن تعدیل یافته» نامیده ایم، از مدل پوکینگهورن نحیف تر است. بدین ترتیب، نشان می دهیم که نظریه تکامل به لحاظ منطقی یا مفهومی سازگار است با این ادعا که علی رغم شانسی بودن رویدادهای سازنده زیست کره، دست کم برخی از جنبه های زیست کره هدایت شده هستند.
۲۰۶.

گذار از نفس به ذهن در تأملات دکارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۴
کوگیتو (Cogito) نشان ویژه نظام فکری دکارت به شمار می آید که با آن تحوّل بزرگی در تاریخ اندیشه فلسفی پدید آمد. بن مایه کوگیتو در معنای تازه ای نهفته است که دکارت به نفس می دهد و این معنابخشی به میانجی گذار از نفس به ذهن رخ می دهد. کوگیتو در سه اثر مهم، البته به قرائت های متفاوت، خودنمایی می کند: گفتار در روش، تأملات در فلسفه اولی، اصول فلسفه. اما از میان این سه، دکارت فقط تأملات را «رساله» می داند و از آن به مابعدالطبیعه خود نیز یاد می کند. در نوشته پیشِ رو، می کوشیم با چشم دوختن بر «تأمل دوم» از تأملات شش گانه در تأملات، جایگاه کوگیتو را در نظام فکری دکارت از حیث گذار از نفس ارسطویی به ذهن دکارتی باز نماییم. پیداست که برای این مقصود، ناگزیر از طرح مقدّماتی بحث خاصّه در دوره نوزایی و در سده هفدهم هستیم، تا روشن گردد اندیشه دکارت در این باره تنها تأکید بر نفی افکار پیشینیان از جمله ارسطو نیست، که جنبه های نواندیشانه و نوآورانه ای نیز دارد. در این گذار، شک دکارتی نقش بسترسازی و تمهید مقدّمات را برعهده دارد که باید بدان نیز پرداخت.
۲۰۷.

Hegel After Heidegger(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۸
Martin Heidegger claimed that German Idealism, especially the thought of Hegel, had brought to light a deficiency in the entire rationalist tradition of philosophy, which, when exposed as clearly as Hegel had, meant that the tradition could no longer credibly continue. He went on to argue that the implications of this deficiency had spread far beyond academic philosophy, were manifest in the daily life of the modern West, contributing to a historical world dominated by the technological predation of nature, conformism, thoughtlessness and a degraded cultural life. The tradition, he said, had “culminated” in the thought of Hegel; that is, the deficiency and its implications had finally become clearest in his system. The question raised in this article is whether Heidegger meant to charge that Hegel had simply neglected a question (“the meaning of being”) which he should have raised, or whether that neglect renders suspect the many other issues Hegel raises.
۲۰۸.

نقد اونتیکی–اونتولوژیکی هایدگر بر اونتولوژی دکارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۹
دکارت، در تلاش برای اثبات ریشه تردیدناپذیر معرفت و رسیدن به یقین در مابعدالطبیعه و شاخه های معرفت بشری، وجود را به دو بخشِ شیء اندیشنده (من اندیشنده) و ابژه اندیشه (جهان خارج) تقسیم می کند و مبنای تردیدناپذیر معرفت را در شیء اندیشنده جست وجو می نماید و، براساسِ آن، جسم یا جهان خارج، خدا و سایر علوم را اثبات می کند. هایدگر این فکر ریشه ای در فلسفه دکارت را مورد نقادی قرار می دهد و آن را به معنایِ تفکیک سوژه و ابژه می داند، امری که به بحران هایی در فهم حقیقت وجود، واقعیت و تجربه انسانی منجر شده است. این نوشتار از دیدگاه اونتیکی-اونتولوژیکی و به روش تحلیلی به نقدهای هایدگر درموردِ دکارت می پردازد. هایدگر، با معرفی مفهوم دازاین (وجود انسانی در جهان)، به جایِ تفکیک سوژه و ابژه، بر ضرورت پیوستگی انسان با جهان تأکید می کند و تفکیکِ دکارتی سوژه و ابژه را رد می کند. وی معتقد است که تنها ازاین طریق می توان به حقیقت وجود دست یافت. در این مقاله، با استفاده از تحلیل پدیدارشناختی هایدگر و امعان نظر در کتاب هستی و زمانِ هایدگر، پنج نقد عمده اونتیکی-اونتولوژیکی وی بر فلسفه دکارت را از دیگر نقدهای وی تفکیک کرده و به بررسی آن پرداخته ایم. این نقدها به عنوانِ پیش نیازی برای بازاندیشی در متافیزیک مدرن و راهی برای فهم عمیق تر از وجود و هستی محسوب می شود.
۲۰۹.

همدلی، اخلاق مراقبت، تصمیم گیری اخلاقی، عوامل روان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۵
اخلاق مراقبت، به عنوان رویکردی مبتنی بر روابط انسانی و مسئولیت های اخلاقی، نقش کلیدی در تصمیم گیری های اخلاقی ایفا می کند. یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر این نوع تصمیم گیری، همدلی است که به فرد امکان می دهد تا نیازها، احساسات و دیدگاه های دیگران را درک کرده و بر اساس آن ها اقدام کند. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای، تأثیر عوامل روان شناختی به ویژه همدلی، بر تصمیم گیری های اخلاقی در چارچوب اخلاق مراقبت را بررسی می کند. مطالعه حاضر با بهره گیری از رویکردهای نظری در روان شناسی و فلسفه اخلاق، به تحلیل مکانیسم های شناختی و عاطفی همدلی می پردازد و نشان می دهد که همدلی چگونه می تواند موجب افزایش حساسیت اخلاقی، کاهش رفتارهای خودمحورانه و ارتقای انتخاب های اخلاقی مبتنی بر مراقبت شود. همچنین، به چالش های احتمالی ناشی از همدلی افراطی یا جهت دار اشاره شده و نقش عوامل شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی در تعدیل اثرات همدلی بر تصمیم گیری های اخلاقی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش بر اهمیت پرورش همدلی در آموزش اخلاقی تأکید دارد و پیشنهاد می کند که راهبردهای مؤثری برای تقویت همدلی متعادل و آگاهانه در فرآیند تصمیم گیری اخلاقی اتخاذ شود. این یافته ها می توانند در حوزه های مختلفی همچون روان شناسی اخلاق، آموزش و سیاست گذاری های اجتماعی مورد استفاده قرار گیرند.
۲۱۰.

تاثیر فاعلیت خداوند در قانون مندی طبیعت از دیدگاه ملاصدرا و الهی دانان پویشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۱
الهی دانان پویشی در پی راه حلی برای برون رفت از مشکلات الهیاتی، تبیین جدیدی از فاعلیت خداوند در نظام طبیعت ارائه می دهند. به اعتقاد آنها، فاعلیت الهی بر مبنای پویش و نظام ارگانیسمی جهان، باید به نحوی تفسیر شود که فاعلیت و اختیار و خلاقیت دیگر موجودات حفظ شود. راه حل آنان برای این مسأله، محدودیت قدرت و علم الهی است که منجر به نفی وجوب ذاتی و رابطه طولی خداوند با دیگر موجودات است. به عبارت دیگر، خداوند صرفاً شرط لازم و علت معد و در عرض دیگر علل و فاعل های طبیعی موجودات عالم است. قوانین و نظم عالم طبیعت نیز حاصل اختیار و خلاقیت موجودات طبیعی است. اما ملاصدرا با اثبات وجوب ذاتی و رابطه طولی خدا با دیگر موجودات، با فاعلِ بالتجلی دانستن خداوند، فاعلیت او را حقیقی و ایجادی و با لحاظ وجود به عنوان متعلق جعل، همه موجودات و نسبت های ضروری آنها، یعنی قوانین عالم را، متعلق جعل بسیطِ او می داند. این دیدگاه فلسفی می تواند به معضلات دین پژوهی غربی در حوزه فاعلیت الهی پاسخ مناسبی بدهد.
۲۱۱.

رنج به مثابه لطف الهی: مواجهه سورن کی یرکگور با مسئله شر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۲
یکی از مسائل مهم در حوزه فلسفه دین، مسئله شرّ است. مسئله شر به این می پردازد که اگر وجود خدایی قادر مطلق و خیر محض را قبول داشته باشیم، چگونه می توانیم تمامی شرور موجود در عالم را باوجود این خدا خیر محض جمع کنیم. در این مقاله سعی شده باتوجه به آثار و اندیشه های سورن کیرکگور، پاسخی ایمان گرایانه و اگزیستانسیالیستی برای مسئله شر ارائه شود. وی با تأکید بر اصالت فرد، تنها راه وصول به آن را زندگی دینی می دانست. فرد در زندگی دینی تنها با خداوند مواجه است و از جمع و قراردادهای آن فاصله می گیرد و به انزوا و تنهایی کشیده می شود. این تنهایی رنجی برایش به همراه خواهد داشت که نشانه ای در جهت اصیل شدن وی است. فرد با آزادی و ایمان اش این رنج را می پذیرد و این رنج برایش شیرین می شود. وی دین دار واقعی را کسی می داند که شر و رنج را به عنوان امری ضروری می داند و آماده پذیرش آن است. پاسخی که می توانیم برای مسئله رنج باتوجه به اندیشه های کیرکگور ارائه دهیم این است که فرد مومن با رویکرد مثبت به رنج، چالش های زندگی را لطف الهی برای پرورش خود می داند. پس شرور و رنج نه تنها برایش نقصی بر خیر محض و قادر مطلق بودن خداوند نیست، بلکه هدیه و لطفی از جانب خدا برای بنده است تا توانایی های او را به فعلیت رسانده و او را به اصالت هدایت کند. فرد با آزادی این رنج را می پذیرد.
۲۱۲.

نسبت سنجی خودآیینی معرفتی با گواهی؛ مدلی آشتی جویانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
برخی از معرفت شناسان معاصر می کوشند تا مبتنی بر بعضی شواهد و استدلال ها «گواهی» را از حجیت تهی کرده و آن را از دایره معارف موجّه خارج کنند. مقاله حاضر که در مقام گردآوری به روش کتابخانه ای، و در بخش ارزیابی به روش تحلیلی است، می کوشد تا یکی از استدلال هایی که برای بی اعتباری گواهی اقامه شده را بررسی و در ترازوی نقد بگذارد. این استدلال که اصل «خودآیینی» را مبنای نقد خود قرار داده، تکیه بر سخن دیگران را شایسته انسان بالغ و خردمند نمی داند. طبق این اشکال، از آن جاکه اتکا به گواهی به معنای/مستلزم تعبد و پذیرش قیمومیت دیگری ست، اساساً با عنصر شریف و شأن اصیل انسانی، یعنی خودآیینیِ عقلانی ناسازگار است. از همین رو، گواهی نمی تواند نقشی معنادار در زیست معرفتی آدمی بازی کند. مدعای ما این است که نه تنها استدلال یادشده مخدوش و از توجیه مدعای خود ناتوان است، بلکه یکی از لوازم خودآیینی، رجوع به آرای دیگران در قلمروی معرفت است. بر همین اساس، این مقاله می کوشد تا ضمن پذیرش خودآیینی به عنوان اصلی عقلانی و بنیادین، از اعتبار علی الاصول گواهی دفاع کند.
۲۱۳.

چشم اندازگرایی در فلسفۀ نیچه؛ تاملی بر حقیقت و نظریه های صدق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۰
«چشم اندازگرایی» در فلسفه نیچه، به عنوان رویکردی ضدبنیادگرایانه، «حقیقت» را نه به مثابه امری مطلق، بلکه برساخته ای وابسته به تفسیرهای متنوع انسانی در نظر می گیرد. نیچه استدلال می کند که شناخت و حقیقت همواره در بستر چشم اندازهای متکثر شکل می گیرند و هیچ معیار مستقل و جهان شمولی برای صدق وجود ندارد. این مقاله، ابتدا به بررسی اهمیت چشم اندازگرایی نیچه پرداخته و آن را در تقابل با نظریه های سنتی صدق، همچون نظریه های مطابقت، انسجام و عمل گرایی، تحلیل می کند. سپس، رابطه این دیدگاه با مفهوم حقیقت در فلسفه نیچه مورد بررسی قرار می گیرد و پیامدهای آن برای معرفت شناسی و نظریه صدق واکاوی می شود. در پایان، ضمن بررسی چالش های ناشی از این نظریه، از جمله «نسبی گرایی» و «پارادوکس» چشم اندازگرایی، تلاش می شود نشان داده شود که نیچه چگونه با پذیرش تنوع تفاسیر، به امکان مقایسه و نقد چشم اندازها باور دارد. این مطالعه حاضر نشان می دهد که چشم اندازگرایی در اندیشه نیچه، نه به معنای انکار حقیقت، بلکه تأکیدی بر نقش سازنده تفاسیر گوناگون در تکوین دانش بشری است.
۲۱۴.

وحدت در مقارنه و تطبیق دیدگاه امام خمینی ( ره) و شیخ محمود شبستری، در موضوع ولایت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۷
مسئله ولایت در علوم دینی و اندیشه های اسلامی از جایگاهی بلند و عظیم برخوردار بوده و از مهمترین علوم کلامی به شمار می آید، می توان گفت پس از توحید هیچ موضوعی تا این اندازه توجه اندیشمندان اسلامی را به خود جلب نکرده است. ولایت یکی از جنجالی ترین موضوعات در تاریخ اسلام و از اختلاف برانگیزترین مسائل بوده که سبب شکل گیری بسیاری از فرق و مذاهب اسلامی شده است. سخن گفتن از جایگاه ولایت و کشف و تأکید بر اتفاق آراء علمای اسلامی در این باب، در جهت زدودن اختلاف بین مسلمین و تقویت اتحاد امت اسلامی بسیار مهم و اساسی است. مقاله حاضر برای دستیابی به این مهم به بررسی تطبیقی نظرات دو تن از اندیشمندان و عرفای اسلامی (شیعه و سنی) امام خمینی و شیخ محمود شبستری پرداخته است. هر دو به ولایت به معنای سرپرستی و ولی توجه ویژه داشته اند و ولی را تجلی خدا و انسان کامل بر روی زمین می دانند. هر دو معتقدند مقام اولیاء و انبیاء بستگی به گرفتن انوار حقیقت محمّدی دارد و هر چه به این حقیقت نزدیک تر باشند مرتبه والاتری دارند. هردو بزرگوار در امر کلیت خانم ولایت به هم نزدیک بوده و با اندکی تفاوتی حضرت محمد (ص) را خاتم اولیاء می دانند. شیخ شبستری بین ولایت و نبوت تفاوت قائل است و نبی ای که دارای مقام ولایت می باشد را بالاتر از مقام نبی غیر ولی می داند ولی امام(ره) اولیاء خدا را یکی دانسته و اختلافی در آنها نمی بیند. هر دو به آخرین ولی معتقدند با این تفاوت که شیخ بر این باور هست که حضرت ولی عصر هنوز متولد نشده است ولی امام اعتقاد دارد که امام متولد شده و در این عالم زندگی می کند.
۲۱۵.

روایت های عرفانی مولوی و عطار در پرتو نظریه باختین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
این پژوهش روایت های کهن و عرفانی ایرانی را از دیدگاه گفت وگوگرایانه میخائیل باختین مورد بررسی قرار می دهد. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی نحوه بازنمایی زمان و مکان، نقش راوی و مخاطب، و تولید معنا در نظام روایی باختین، و سپس بررسی روایت های کهن و عرفانی ایرانی از دید ناظر باختینی است. بنابراین مساله پژوهش عبارت است از اینکه چگونه می توان با به کارگیری نظریه گفت وگوگرایانه میخائیل باختین، ساختار روایی و معناسازی در متون عرفانی کهن ایرانی، به طور مشخص مولوی و عطار را تحلیل و تبیین کرد. این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی، و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که روایت های عرفانی مولوی و عطار، برخلاف تصور رایج از آنها به مثابه متونی تک صدا و خطی، از ساختاری عمیقاً دیالوژیک، غیرخطی و چندلایه برخوردارند. در این متون، زمان و مکان به شکل نمادین و دایره وار بازنمایی می شوند و به ابزارهایی برای بیان سیر درونی تبدیل می گردند. راوی در قالب های سیال، چندوجهی و استعاری ظاهر می شود و فضایی چندصدا می آفریند. در نتیجه چارچوب نظری باختین ابزاری کارآمد برای آشکارسازی ابعاد پویا، دیالوژیک و پیچیده روایت در سنت عرفانی ایران است.
۲۱۶.

مبانی معرفت شناختی نظریه پردازی اسلامی هنر بر اساس حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۱
از مهم ترین مبانی نظریات هنر، مبانی معرفت شناختی است که موجب تفاوت این نظریات می شود. توجه به این مبانی به درک عمیق تر از ماهیت هنر، کارکردهای آن و رابطه آن با حقیقت، زیبایی و تجربه انسانی در هنر منجر می شود. یکی از عمیق ترین و جامع ترین نظام های فلسفی که می تواند چارچوبی برای تحلیل هنر ارائه دهد، حکمت متعالیه است. این نوشتار کوشیده است تا به روش «تحلیلی توصیفی» و با استناد به مطالعات کتابخانه ای، مبانی معرفت شناختی دخیل در نظریه پردازی اسلامی هنر را بررسی کند. بر اساس حکمت متعالیه، قوای نفسانی متعددی (مانند حس، خیال، وهم و عقل) در ادراک و خلق اثر هنری دخیل هستند که قوه «خیال متصل» بیشترین نقش را در این زمینه ایفا می کند و عنصر اصلی در خلاقیت هنری به شمار می آید. خیال با شهود صور از عالم مثال، زمینه خلق اثر هنری را فراهم می کند. از دیگر سو، نبود نسبیت معرفت شناختی در این دیدگاه، راه را برای ارزش گذاری و تعیین معیار مشخص هنری هموار می سازد. حکمت متعالیه هنر را هم واقع نما دانسته و هم بازنمایى، بیان گرایی، احساس گرایی، نمادگرایی، ابداع و صورت گرایى را در جهت رشد انسانی با یکدیگر آمیخته و همه آنها را در نظامی منسجم با نام «نظریه مرآتی هنر» ارائه داده است.
۲۱۷.

کلی و جزئی در فلسفه پروکلوس بر اساس کتاب اصول الهیات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۵
پروکلوس اصطلاحات «کل»و «کلی»و نیز «جزء»و «جزئی»را تقریباً به یک معنا و ملازم یکدیگر به کار میبرد و هریک از مبادی را کل و کلی یا جزء وجزئی میخواند. علت آن است که هریک از این مبادی در واقع یک مفهوم است که نسبت به مفاهیم پایینی کلی و نسبت به مفاهیم بالایی جزئی است. پروکلوس رابطه کلی و جزئی را همان رابطه کل وجزء میداند و از این رو هریک از این مفاهیم کلی را یک کل و مفاهیم جزئی را اجزاء آن میشمارد. درنتیجه در نظر او هریک از مبادی نسبت به مبادی پایینتر کل و کلی و نسبت به مبادی بالاتر جزء وجزئی است. ازآنجا که این مفاهیم در عین حال سلسله ای از علل است، پروکلوس این اصطلاحات را به این علل نیز تعمیم میدهد و هریک از این علل را نسبت به معلولهای خود کل و کلی و نسبت به علل خود جزء و جزئی میخواند.
۲۱۸.

آیا زمینه گرایی منطقی چالشی جدّی برای وحدت گرایی منطقی است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۵
بر اساس زمینه گرایی منطقی، بیش از یک منطقِ درست وجود دارد که هر یک در زمینه خاصّ خود اعتبار استدلال ها را به درستی ارزیابی می کند. زمینه گرایان مدّعی اند که این رویکرد می تواند به دو چالش اساسیِ پیش روی بسیاری از انواع کثرت گرایی منطقی پاسخ دهد: نخست، استدلال فروپاشی که بر اساس آن پذیرش هنجارمندی منطق، کثرت گرایی را به وحدت گرایی فرو می کاهد؛ و دوم، اشکال تغایر معنایی که مطابق آن، کثرت گرایی منطقی مستلزم پذیرش تفاوت در معنای ادوات منطقی در نظام های گوناگون و در نتیجه فروکاستن اختلاف میان آن ها به نزاعی لفظی است. در این مقاله، با پذیرش پاسخ زمینه گرایی به این دو اشکال، می کوشیم نشان دهیم که زمینه گرایی منطقی همچنان نمی تواند چالشی جدّی برای وحدت گرایی منطقی به شمار آید. بدین منظور، با تفکیک میان وحدت گرایی موضعی و وحدت گرایی فراگیر، استدلال می کنیم که زمینه گرایی نه می تواند مدّعی وجود بیش از یک منطق درست در یک زمینه واحد باشد و بدین ترتیب مدّعای وحدت گرایی موضعی را نقض کند؛ و نه قادر است با ادّعای نبودِ منطق درست یا وجود بیش از یک منطق درست برای رابطه پیامد منطقی، وحدت گرایی فراگیر را ابطال نماید. افزون بر این، ملاحظات انتقادی دیگری نیز وجود دارد که پذیرش زمینه گرایی منطقی را به عنوان صورتی موجّه از کثرت گرایی منطقی با دشواری مواجه می سازد.
۲۱۹.

ارزیابی تصحیح های «فن شعر» الشفاء(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
عبدالرحمن بدوی دو تصحیح از فن الشعر کتاب الشفاء ابن سینا منتشر کرده که هر دو منبعی برای ترجمه ها و آثار پژوهشی متعددی بوده اند. مارگولیوث نیز پیش از او تصحیحی نگاشته است. این تصحیح ها تا چه اندازه از لحاظ محتوایی و نسخه شناختی معتبرند؟ و آیا ضرورتی برای تدوین تصحیحی جدید وجود دارد؟ برای پاسخ به این پرسش ها، با مقایسه این دو تصحیح، میزان صحت محتوای آنها سنجیده می شود. همچنین، نسخه های خطی اقدم این رساله و نسخ اساس این دو تصحیح معرفی و بررسی می شود. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که نخستین تصحیح بدوی از کاستی های کمتری نسبت به تصحیح بعدی او برخوردار است. هرچند، به طور قابل توجهی زیادی بر تصحیح مارگولیوث تکیه دارد. با توجه به اشکالات محتوایی و نسخه شناختی هر سه تصحیح و در نظرگرفتن نسخه های خطی اقدم و اصحّی که در این پژوهش برشمرده می شود، نگارش تصحیح جدیدی از این رساله ضروری به نظر می رسد.
۲۲۰.

دریاهای مینوی در فلسفه ایرانشهری و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
ابوریحان بیرونی در کتاب الصیدنه وقتی می خواهد ضعف زبان پارسی را در مقایسه با زبان تازی یادآور شود می گوید که زبان پارسی صرفاً به درد قصه گویی های شبانه و داستان سرایی کردن برای پادشاهان می خورد، و نه برای طرح مباحث و مسائل دقیق علمی و فلسفی. یکی از زنده ترین و پرتحرّک ترین تعبیرات اشاری که هم در زبان پارسی میانه و هم در دوره جدید در میان فلاسفه و عرفای ایرانی رایج بوده است تعبیر «دریا» است. این نام که در زبان پارسی معمولی به معنای شناخته شده به کار می رفته، نزد حکما و عرفای ایرانی برای اشاره به چیزهای مینوی و صفات اهورائی وهمچنین ضدّ آنها یعنی صفات اهریمنی به کار رفته است. البته در دوره پیش از اسلام، حکمای ایرانی دریا را برای نامیدن کلیّاتی که در عالم مینو وجود دارند و افلاطون و افلاطونیان آنها را مثل می نامند به کار می برده اند و در دوره اسلامی عرفای ما عمدتاَ آن را برای اشاره به صفات الهی یا حالات و مقامات نفسانی و کمالات و رذائل اخلاقی در نظر گرفته اند. در این مقاله که در دو بخش تنظیم شده است، ابتدا سعی خواهیم کرد معنایی را که در زبان پارسی میانه، به خصوص در کتاب دینکرد ششم برای «دریا» در نظر داشته اند بررسی کنیم و سپس کارکرد این کلمه را در آثار و سخنان عرفای پارسی زبان، از بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی گرفته تا نویسندگان و شعرایی چون رشیدالدین میبدی و فریدالدین عطار بررسی نماییم.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان