ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۲۸۱.

مقایسه اقانیم ثلاث و مراتب هستی از دیدگاه فلوطین و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۸
سوال برانگیز ترین مسئله ای که در طول سده های مختلف ذهن انسان ها را به خود مشغول کرده این است که موجودات متکثر با چه ترتیبی پا به عرصه هستی گزارده اند و آیا شکل گیری عالم به نحو صدفه و اتفاق بوده یا براساس سلسله مراتبی خاص؟ و پاسخگویی به چگونگی پیدایش مراتب هستی یکی از نخستین دغدغه های هر فیلسوفی است. فلوطین یکی از فیلسوفان یونان بوده که برای بیان مراتب هستی اصطلاح اقانیم را به کار برده است. اقانیم جمع اقنوم است که آن را به جوهر و اصل معنا کرده اند و نقشی اساسی در فلسفه فلوطین دارد در دیدگاه او سه اقنوم اصلی مطرح شده که عبارتند از: احد، عقل و نفس که به ترتیب نخستین مراتب عالم را تشکیل می دهند. ملاصدرا نیز در بیان مراتب هستی به این سه مرتبه تصریح کرده است؛ لیکن علی رغم وجود شباهت های بسیار، تفاوت های چشمگیری با دیدگاه فلوطین دارد. در واقع شباهت این دو نظریه تنها در چهارچوب آنهاست اما در احکام هر مرتبه تفاوت های بی شماری دیده می شود. ملاصدرا با اشراف کاملی که به دیدگاه فلوطین داشته این دیدگاه را پرورانده و به تکامل رسانده و از آن نظریه ای بدیع ساخته است حال ما در نوشتار حاضر که با روش توصیفی و تحلیلی گردآوری شده برآنیم ضمن بیان مراتب هستی از دیدگاه هر دو فیلسوف و بررسی دقیق موارد مشابه و متفاوت احکام هر مرتبه، منحصر به فرد بودن دیدگاه صدرا را به اثبات رسانیم.
۲۸۲.

کارکرد معرفتی قوه خیال در حصول مفاهیم فلسفی از منظر علامه طباطبایی و دیوید هیوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۵
مقاله حاضر با هدف تبیین نقش و جایگاه معرفتی قوه خیال درگستره بخش عظیمی از معلومات و محتوای ذهنی یعنی مفاهیم فلسفی و با تاکید بر آراء علامه طباطبایی و دیوید هیوم مورد ارزیابی مقایسه ای قرار گرفته است.در این پژوهش پس ازذکر مقدمه ای مختصر از نقش معرفتی قوه خیال در تاریخ فلسفه،با استناد به اصول اساسی هردو فیلسوف و با ارائه چند نمونه از این مفاهیم به توصیف الگوی کلی فرایند حصول مفاهیم فلسفی پرداخته ودرخلال این توصیف و توجه به اصول اساسیِ برآمده از دل مبانی وآموزه های فلسفی هر دو فیلسوف،در نهایت توانستیم تصویر روشنی از مداخلات ومیانجی گری قوه خیال را در نیل به این مفاهیم حس گریز ارائه دهیم.یافته های این پژوهش نشان می دهدکه پادرمیانی و واسطه گری قوه خیال در فرایندحصول مفاهیم فلسفی در نظام فلسفی هر دو فیلسوف امری اجتناب ناپذیر است با این تفاوت که در نظام فلسفی هیوم اجتناب ناپذیری نقش قوه خیال در راستای بحث اصل تداعی تصورات،وحدت بخشی ونظم وآرایش ذهنی است بی آنکه منتهی به شناخت و معرفت مفاهیم مذکورگردد؛حال آنکه در نظام فلسفی علامه، اجتناب ناپذیری نقش خیال در فرایند حصول مفاهیم فلسفی امری است لازم اما ناکافی که فقط در جریان ارتباط و اتصال حضوری با واقعیتها واجد کارکرد معرفتی گشته و موجبات اعتبار و حیثیت معرفتی مفاهیم مذکور می گردد.
۲۸۳.

انتقال معرفتی از کلام آهنگین و شاعرانه و اسطوره ای به ایده های افلاطونی، حرکتی از شنیدار به دیدار در اندیشه باستان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۸
روایتی باستانی درباره نوعی زبان ابتدایی وجود دارد که در قالب اسطوره برج بابل بیان شده است. براساسِ این تلقی کهن از زبان، انسان ها به زبانی واحد سخن می گفتند که در اثر سرکشی از آنها گرفته شد و زبان های گوناگون پدید آمد. این زبان ها با خصوصیتی آوایی و الهامی که از مشارکت حروف، آواها و هجاها تشکیل می شود، موسیقی و لحن خاصی با خود دارند. برخی معتقدند با استفاده از این زبان ها می توان نام واقعی اشیاء را به آنها اعطا کرد. اما در دوره زمانی میان شاعران اسطوره پرداز یونان باستان مانند هومر و هسیود تا فلاسفه ای همچون سقراط و افلاطون، تلقی دیگری از زبان به وجود می آید که تعریف و فهم ما را از آن تغییر می دهد. افلاطون عدد را به جای حروف و  واژه ها مبنای عقل قرار می دهد. او با پیشینه ای فیثاغورثی، از موسیقی و لحن حروف و کلمات به سمت صورت و معنای آنها حرکت می کند و کلمات گفتاری را فرع بر ساختار زبان قرار می دهد. خصوصیت اصلی زبان پیشافلسفی شنیده شدن است، وزن و ادای کلمات در معنا تأثیر می گذارند و اگر براساسِ شواهد تاریخی، متوجه ارتباط این اوزان با الهامات الهی و متون مقدس و ناخودآگاه شویم، فهم ما از معنا و کلمه تغییر می یابد. ما در این مقاله می کوشیم پیش زمینه های فکری شاعران کهن و فیلسوفان ابتدایی یونان را بررسی تاریخی کنیم تا نشان دهیم تغییری بنیادین به وسیله فیثاغورث و افلاطون در نسبت ما با زبان وکلمات رخ داده است.
۲۸۴.

طرفداری و نظریه اخلاق کانتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۸
ما در میان دغدغه های اخلاقی مان هم دغدغه های بی طرفی داریم و هم دغدغه های طرفداری. در همین راستا هر نظریه اخلاقی از جمله نظریه های بی طرفی گرایانه باید به نحوی میان این دو دغدغه جمع کند. پرسش پایه این مقاله این است که آیا «ارزش برابر نهادن بر همه افراد» با «ارزش نهادن بر انگیزه ها و دلیل های طرفدارانه و بر افراد خاص (طرفداری عمیق)» قابل جمع است؟ هدف مقاله، یافتن و نیز تحلیل و تبیین پاسخ نظریه اخلاقی بی طرفی گرایانه کانتی به این پرسش بوده است. زیرا این نظریه، در راه آشتی دادن بی طرفی و طرفداری با موانع مهمی روبروست. یکی، تأکید آن بر «انگیزه وظیفه» که با «انگیزه های طرفدارانه» در تعارض است. دیگری، تأکید آن بر ارزش انسانیت در شخص ها است که به نظر می رسد ارزش اخلاقی افراد خاص را نفی می کند حال آن که در طرفداری ما بر فردهای خاص یعنی به خاطر ویژگیهای فردی آن ها ارزش می نهیم. نتایج مقاله، به طور کلی، این بوده است که مدافع نظریه کانتی در دو گام می تواند ارزش دلیل ها یا انگیزه های طرفدارانه و ارزش افراد خاص را تبیین کند. گام نخست این است که کانت علاوه بر انگیزه وظیفه، انسان ها را نیز بر اساس انسانیت و طبیعت عقلانی آن ها دارای ارزش والایی به نام کرامت می داند؛ بر این اساس، باید انسان ها را بزرگ بداریم. گام دوم، تأمل درباره «توانایی وضع هدف ها»، یکی از مهمترین مؤلفه های انسانیت و طبیعت عقلانی، است. بزرگ داشت یک شخص در موقعیت هایی که با کسی رابطه فردی داریم نیازمند توجه به هدف هایی است که می دانیم او دارد، وگرنه توانایی او برای وضع هدف هایش را بزرگ نداشته ایم. روش پژوهش، جستجو و در واقع استخراج ایده ها و مفاهیم «پنهانِ» مربوط به موضوع «طرفداری» از نظریه اخلاق کانتی بوده است زیرا دغدغه های «آشکار» این نظریه که در عصر جهان شامل گرایی مدرنیت مطرح شده است عمدتاً «بی طرفی گرایانه» بوده است.
۲۸۵.

A Reflection on Iran’s Current Philosophy of Education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۲
The present article seeks to critically examine the process through which philosophy of education emerged in modern Iran. Philosophy of education may be approached either implicitly or explicitly. This study primarily focuses on the explicit form of philosophy of education as an academic discipline, while also briefly considering its implicit forms—both before and after the establishment of the Dār al-Funūn—in order to shed light on the background that made the explicit discipline possible. The method employed is historical and philosophical analysis. The findings indicate that, due to the country’s overall backwardness, not only the implicit philosophy of education during the period of modernization but also the emergence of its explicit academic form by its founders developed in a state of intellectual passivity toward modern Western philosophies of education. The major orientations in Iranian philosophy of education have stemmed from three Western sources—German, Swiss, and American. The German orientation was introduced by Mohammad-Bāgher Hushyar; the Swiss orientation by Gholām-Hossein Shokuhi; and the American orientation by Ali Shari ‘atmadari. Without committing a fallacy of anachronism, these founders’ views are criticized. It may nonetheless be argued that their passive orientation prevented them from a critical engagement with the Westen perspectives and thus hindered the development of a philosophy of education suited to Iran’s own context. It appears that such an effort must proceed critically at the center of a triangle whose three sides consist of Iranian culture, Islamic culture, and modern culture. For my part, I have sought to contribute to this endeavor by offering a critique of pragmatist and constructivist approaches and, at the same time, by advancing an interpretation of Islamic culture grounded in an account of human agency. This approach to human agency leads—ontologically, epistemologically, and anthropologically—to a form of constructive realism, and axiologically to transformative traditionalism. Based on its own conceptual space, it places certain educational guidelines at the forefront, such as the notion of asymmetric interaction, which is distinct from both the traditional teacher-centered view and the modern learner-centered view.
۲۸۶.

اعتبار و قلمرو عقل نظری در تبیین معارف اعتقادی از منظر روایات اهل بیت (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۹
هدف: حجیت عقل نظری در تبیین اعتقادات دینی از مباحث مهم بین اندیشمندان اسلامی است. برخی معتقد به تعطیل عقل و برخی هم معتقد به عدم محدودیت آن در فهم اعتقادات دینی اند. مقاله حاضر با مراجعه به گفتار و رفتار و تقریرات حضرات معصومین(ع)، به دنبال پاسخ به این سؤال مهم بود که از منظر اهل بیت(ع) چه جایگاه و قلمروی برای عقل نظری در تبیین اصول معارف اعتقادی می توان در نظر گرفت. روش: نوشتار حاضر با مراجعه به منابع و آثار دینی رسیده از اهل بیت(ع) و با روش توصیفی و تحلیلی به دنبال پاسخ به این سؤال بوده است. یافته ها: بر اساس یافته های این تحقیق، اهل بیت(ع) نگاههای افراطی و تفریطیِ در این باره را نفی و با تأکید بر حجیت عقل، دیدگاهی میانه پیش روی ما قرار داده اند. ایشان گاهی عقل را در کنار نقل، حجت خداوند معرفی کرده؛ گاهی به تشویق یاران اهل استدلال خود پرداخته و گاهی نیز خود به اقامه استدلال عقلی در مباحث اعتقادی پرداخته اند. نتیجه: حجیت عقل نظری در تبیین معارف اعتقادی مورد تأیید اهل بیت(ع) است. در عین حال، توان ادراکی عقل نظری به دلیل کلی نگر بودن آن، مطلق نیست و در برخی مباحث اعتقادی، گرفتار محدودیت است؛ لذا درباره قلمرو توانایی آن نباید گرفتار افراط و تفریط شد.
۲۸۷.

بررسی نقش و جایگاه فضای عاطفی مثبت مدرسه بر اشتیاق دانش آموزان به تحصیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۶
هدف: هدف از انجام این مقاله بررسی نقش و جایگاه فضای عاطفی مثبت مدرسه بر اشتیاق دانش آموزان به تحصیل می باشد. روش کار: مقاله حاضر با استفاده از منابع کتابخانه ای و به روش توصیفی تحلیلی به نگارش در آمده است. نتایج: نتایج این مطالعه نشان می دهد که فضای عاطفی مدرسه به عنوان یکی از مؤلفه های مهم محیط آموزشی نقش تعیین کننده ای در شکل گیری نگرش ها، انگیزه ها و میزان مشارکت دانش آموزان در فرایند یادگیری دارد. فضای عاطفی مثبت شامل روابط محترمانه میان معلمان و دانش آموزان، احساس امنیت روانی، حمایت عاطفی، و وجود تعاملات سازنده در محیط مدرسه است که می تواند زمینه ساز افزایش انگیزه، علاقه مندی و مشارکت فعال دانش آموزان در فعالیت های آموزشی شود. در چنین فضایی دانش آموزان احساس ارزشمندی و تعلق بیشتری به محیط مدرسه پیدا می کنند و این امر به افزایش اشتیاق آنان برای یادگیری و ادامه تحصیل منجر می شود. از طرفی ایجاد فضای عاطفی مثبت در مدرسه می تواند به بهبود انگیزش تحصیلی، افزایش مشارکت در فعالیت های یادگیری و ارتقای عملکرد آموزشی دانش آموزان کمک کند. نتیجه گیری: نتایج کلی نشان می دهد که وجود فضای عاطفی مثبت در مدرسه می تواند احساس امنیت، تعلق و انگیزه را در دانش آموزان تقویت کند و در نتیجه اشتیاق آنان به یادگیری و مشارکت در فعالیت های آموزشی افزایش یابد. همچنین روابط حمایتی میان معلمان و دانش آموزان نقش مهمی در ایجاد نگرش مثبت نسبت به تحصیل و پایداری در مسیر یادگیری دارد.
۲۸۸.

رابطه خطوط و فرم های هندسی در ایجاد درک متافیزیکی بر پایه آراء هگل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۹
محیط طبیعی یا مصنوع، متشکل از خطوط، فرم ها و احجامی است که در انسان حس و ذهنیتی ایجاد می کند که با حواس پنجگانه احساس می شود و گاه منجر به درک متافیزیکی خاصی از محیط می گردد؛ مثلاً گاه یک محیط ترسناک و یا ممکن است آرام بخش ادراک شود. در طبیعت، هندسه ای پنهان است که امروزه برخی از قوانین ریاضی و هندسه اقلیدسی و نااقلیدسی آن شناسایی شده است. افلاطون معتقد است، هندسه، روح را به سمت حقیقت می کشاند؛ در حالی که هنر دروغ را نمایان می کند. فلاسفه ایدئالیست، نوعی اولویت را برای ذهن قائل بودند. هگل از جمله فلاسفه ای است که ایدئالیست محسوب می شود و به نقش روح در اثر هنری اعتقاد وافری داشته است. از این رو اندیشه هگل به گونه ای مرتبط با روح اثر و هندسه است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که رابطه هنر و هندسه چگونه است و قوانین هندسی چه نقشی در ادراک متافیزیکی فضا دارد و اندیشه و آراء هگل چه تأثیری در بیان روح پدیدارها در شکل هندسی دارد؟ روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است. پژوهش حاضر بیشتر به مبحث آراء هگل درباره تاریخ هنر و اهمیت روش هندسی در کنار روش دیالکتیک برای ادراک و شناخت پدیدارها می پردازد. هگل هنر را همان زیبایی می داند؛ چرا که با روح سروکار دارد. از نظر وی آبژه در درون خود منفیت دارد؛ با ویرانی آبژه میل مجدد ظاهر می شود. میل از پدید آمدن منفیت است؛ موضوعی که بعدها در قرن بیستم ژیژک و لکان مفصل از آن بهره برده اند.
۲۸۹.

تدوین برنامه درسی هوش اخلاقی کودکان پیش از دبستان براساس نظریه بوربا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۹۷
هدف پژوهش حاضر، تدوین برنامه درسی هوش اخلاقی کودکان پیش از دبستان براساس نظریه بوربا است. پژوهش حاضر از بعد هدف، کاربردی و از بعد کمیت، پژوهشی کمی که با روش توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه متخصصان علوم تربیتی و روانشناسی است که در مراکز آموزش عالی کشور مشغول به تدریس می باشند (510 نفر) است که اسامی آن ها از طریق سایت وزارت علوم و تحقیقات و فناوری کشور مشخص شد. و 200 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند ( کسانی که در حوزه هوش اخلاقی کار تحقیقاتی داشتند و کسانی حوزه علاقه انها کودک بود) انتخاب شده اند و تعداد 180 نفر به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ دادند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته است که روایی آن 85% به دست آمد. پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 98% به دست آمد. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش در سطح آمار توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS و روش الگویابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار 23 AMOS انجام گرفت. نتایج به دست آمده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم نشان می دهد که ضرایب استاندارد میزان سنجش برنامه درسی هوش اخلاقی به وسیله اهداف، محتوا، فرایند یاددهی- یادگیری و ارزشیابی به ترتیب برابر با 72/0، 94/0، 76/0، و 90/0 است و چون سطح معناداری برابر 001/0 کوچک تر از سطح معنا داری 05/0=α است. بنابراین قدرت رابطه بین عامل (برنامه درسی هوش اخلاقی) و مؤلفه های قابل مشاهده که هرکدام از این مؤلفه ها خود براساس نظریه بوربا دارای هفت زیر مؤلفه می باشند، سنجیده شده اند دارای وضعیت خیلی مطلوب است.
۲۹۰.

پدیدارشناسی درد در دازاین مؤنث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۹
In his philosophy, Heidegger uses the term Dasein to refer to a being for whom Being is a fundamental issue, existing in a pre-understanding of Being that is neither clear nor fully defined. Heidegger’s Dasein stands in contrast to the history of traditional philosophy and the Cartesian dualism, not as a subject opposed to an object, but as a being-in-the-world, embodied, and, as Merleau-Ponty puts it, the body is the medium through which it is related to the world. However, this is not the end of the story, as the issue of gendered Dasein arises at this historical moment. Derrida and scholars in the field of gender phenomenology, continuing Heidegger’s thought and critiquing it, argue that gender is an ontological characteristic of Dasein. This paper aims to offer a phenomenological description of feminine Dasein’s understanding of Being, viewed through her constant and daily encounter with pain. In this way, the study, after describing the ordinary and recurring experience of pain in feminine Dasein, examines Heidegger’s interpretations of Georg Trakl’s poetry. Pain is understood not merely as a biological, psychological, or metaphysical event, but in a fundamental relationship with Being itself.
۲۹۱.

نقش توحید اجتماعی در صورت بندی الهیات مقاومت با تأکید بر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۸۶
الهیات مقاومت به عنوان پشتوانه عقیدتی نظریه مقاومت، در بستر رخدادهای تاریخی اخیر و بر اساس عدالت محوری، با هدف دفاع از مظلومان و نفی سلطه کفار در برابر محور شرارت شکل گرفته است. این مفهوم به دلیل جهانی شدن، ریشه های قرآنی و نقش تمدن سازش در حرکت های اجتماعی معاصر، اهمیت پژوهشی بالایی دارد. این مقاله با فرض تأثیر تام توحید اجتماعی بر الهیات مقاومت، به روش کتابخانه ای و رویکرد تحلیلی، نقش توحید اجتماعی را در پایه ها، سازکارها، اهداف، عرصه ها و دستاوردهای مقاومت بررسی کرده و تمایز آن را از مقاومت مسیحی، سکولار یا امانیستی روشن می کند. یافته ها نشان می دهد توحید اجتماعی، بنیان الهیات مقاومت است؛ بر این اساس، سازکار قرآنی مقاومت ورزی شامل مقابله با بردگی مستکبران، نفی فاصله طبقاتی، استقامت حول ارزش های الهی، تاب آوری اجتماعی و ممنوعیت دوستی با کفار است. در این چارچوب، هدف نهایی پرستش اجتماعی و تحقق عبودیت کامل خداوند بوده و با نفی سلطه خدایان دروغین و طواغیت، مقاومت تمامی عرصه های علمی، اقتصادی و نظامی را در بر می گیرد. این رویکرد، دستیابی به بازدارندگی، نزول برکات الهی و زمینه سازی برای جامعه توحیدی و ظهور حضرت حجت (عج) را به عنوان دستاوردهای اصلی به ارمغان می آورد.
۲۹۲.

خوانش انتقادی دیدگاه غزالی در سرنوشت سازی انسان توسط خویش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۱۶
تبیین میزان تأثیر انسان در هستی و نقش او در تعیین و تغییر سرنوشت خویش، از مهم ترین مباحث کلامی است که در فلسفه و کلام اسلامی، هماره مورد توجه اندیشمندان و دانشمندان مکاتب گوناگون فلسفه و کلام اسلامی بوده است. در جهت تبیین این مساله در مقام ثبوت، سه دیدگاه کلی جبرگرایی، تفویض و امرٌ بین الأمرین شکل گرفته است. متکلمان معتزلی و امامیه، به سبب دفاع از مسئولیت انسان در برابر افعال صادره از وی و معناداری جزا و پاداش، استقلال نسبی انسان را در سرنوشت سازی خویش به معنای برخورداری آزادانه از اختیار پذیرفته اند. غزالی با این دیدگاه که پذیرش اختیار برای انسان، ناقض توحید افعالی است و به دلالت التزامی، قدرت و اراده خداوند متعال را محدود می نماید قائل به جبر و کسب شده است. جستار حاضر با روش توصیفی-تحلیلی پس از تبیین مفهوم اختیار و جبر انسان، با مراجع ه به آثار غزالی، صحت و سقم این نسبت و ادعا را بررس ی می کند. یافته ها: غزالی معتقد به نظام علیّت میان پدیده های هستی نمی باشد و تکرار روابط و نظم موجود را ناشی از عاده الله می داند. قضا و قدر تعیین کننده تمام حوادث و پدیدارهای جهان هستند و تمام افعال هستی، فعل ارادی و اختیاری خداوند است. نتایج: غزالی با انحصار اراده و اختیار به خداوند متعال، و تعیین پیشینی حوادث و رویدادها با قضا و قدر، برای انسان نقشی در سرنوشت سازی خویش قائل نیست. توسل او به ایده «کسب» در راستای مسئولیت انسان در برابر اعمال خویش نیز نتوانسته است پارادوکس جبر و جزا را حل نماید و از مشکلات عقلی جبرگرایی بکاهد.
۲۹۳.

واکاوی تفکرات ارسطو و سوفسطائیان درباره حکومت مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۶
تعیین حکومت مطلوب و تبیین مهم ترین مؤلفه های آن، همواره یکی از موضوعات مهم و چالش برانگیز حقوقدانان، سیاستمداران و فیلسوفان بوده است. امروزه، تعریف های مختلفی از حکومت مطلوب ارائه شده و در آن ها، به شاخص های مهمی چون مشارکت عمومی، قانون گرایی و برابری افراد اشاره شده است. معیار های تعیین حکومت مطلوب، یکی از مهم ترین چالش های فکری فیلسوفان و سوفیست ها در سده های پیشین بوده است که این تزاحم دیدگاه ها نیازمند واکاوی و بررسی می باشد. ارسطو به یک حکومت ترکیبی در دست یابی به حکومت مطلوب معتقد بود و در این راستا، بیشترین میزان انطباق با طبیعت مدنی آدمی را، جامع ترین شرط استمرار و بقاء حکومت مطلوب می دانست؛ اما در مقابل، علی رغم فقدان دیدگاه واحد درباره حکومت مطلوب در اندیشه سوفیست ها، آن ها همواره در بیان آراء خود، به منافع متکثر افراد و بیشترین میزان بهره مندی از امکانات موجود تاکید می کردند. در این نوشتار، ضمن تبیین تفصیلی دیدگاه ارسطو نسبت به قسم بندی حکومت ها و به ویژه تعیین نوع حکومت مطلوب، دیدگاه های سوفیست ها در این باره و نزاع فکری آنان با فیلسوفان نیز بررسی شده است.
۲۹۴.

بازمفهوم پردازی نافرمانی کودکان به مدد تفکر سه بعدی متیو لیپمن و خوانش دلوز از بارتلبی محرر: گشودن دریچه ای به امکان های نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۲۴
هدف این مقاله مفهوم زدایی و سپس بازمفهوم پردازی نافرمانی کودکان با الهام از تفکر سه بعدی لیپمن و خوانش دلوز از بارتلبی محرّر است. برای دستیابی به این هدف، با روش کاوش گری فلسفی-انتقادی به بررسی مفهوم نافرمانی و انواع آن و سپس نافرمانی کودک پرداخته ایم. بدین ترتیب از تصورات پیشین درباره نافرمانی کودکان مفهوم زدایی کرده ایم تا نشان دهیم نافرمانی کودکان دارای ارزش ذاتی است و می توان آن را به مثابه بخشی از «صدا»ی کودکان و بازنمایی کننده بخشی از عاملیت آنان به حساب آورد. در گام دوم، با بهره گیری از مبانی نظری فلسفه برای کودکان نزد متیو لیپمن، به بازمفهوم پردازی نافرمانی کودکان پرداخته و نشان داده ایم که مبتنی بر سه بعد تفکر، یعنی انتقادی، خلاقانه و مراقبتی، نافرمانی کودکان می تواند سه صورتِ بلوغ نیافته، نیمه بلوغ یافته و بلوغ یافته به خود بگیرد. با پیروی از خوانش دلوز نیز «حرکت» نافرمانی کودکان را در دو شکل کنش مند و کنش گریز مطرح کرده ایم. دیگر یافته این جستار، مطرح نمودن دیالوگ به عنوان نیرویی است که امکان حرکت کردن میانِ انواع نافرمانی را برای کودکان فراهم می کند. بدین ترتیب، نافرمانی کودکان فرصت می یابد انواع مختلف خود را آشکار ساخته، میان آنها حرکت نموده و در این جریان امکان های نویی را به جهان اضافه کند، امکان های نویی که در نافرمانی بلوغ یافته به اوج خود می رسند.
۲۹۵.

بررسی رویکرد پدیدارشناسی به مسئله «معرفت به اذهان دیگر» از منظر حکمت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۱
چگونگی «معرفت به اذهان دیگر» یکی از بحث برانگیزترین مباحث علوم شناختی، اجتماعی و معرفت شناختی است. پدیدارشناسان همانند مکتب رقیب خود، یعنی فلسفه تحلیلی کوشیده اند پاسخ درخوری به این مسئله بدهند. ایشان برخلاف فلاسفه تحلیلی بر این باورند که هیچ شکاف و دوگانگی میان ذهن و بدن انسان وجود ندارد. ذهن آدمی بدنمند بوده و منویات ذهنی وی بر بدن او که عرصه تجلیات ذهن است، بدون نیاز به هیچ گونه استدلال و تلاش نظری، با روش «همدلی» قابل دسترسی مستقیم و بی واسطه است. این پژوهش کوشیده است با روش «کتابخانه ای» این دیدگاه را توصیف و تبیین نماید و با روش «تحلیلی انتقادی» دیدگاه مزبور را از منظر حکمت اسلامی ارزیابی کند و در پایان، به این نتیجه دست یابد که از منظر حکمت اسلامی، برخلاف نظر پدیدارشناسان، علم اکثر قریب به اتفاق انسان ها به اذهان دیگر از نوع علم حصولی و باواسطه بوده که نیازمند استدلال و تلاش فکری است. در این عرصه، فاعل شناسا به پشتوانه نظریه «احتمال معرفت شناختی» می تواند به کمک باورهای پیش زمینه ای و شناخت های پیشین خود که نسبت به انسان، جهان اجتماعی و شخص مورد نظر تحصیل کرده است و همچنین داده های معتبری که از راه قرائن موجود به دست می آورد، به درجه قابل اتکایی از معرفت دست یابد و تا ورود داده های جدیدتر با درجه احتمال بالاتر به آن ملتزم باشد.
۲۹۶.

نقش بدن در شکل گیری حالات نفسانی و دلالت های روان شناختی آن بر اساس آموزه های دینی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۰
یکی از مباحث علم النفس، مسئله تأثیر متقابل نفس و بدن نسبت به یکدیگر است. با وجود مباحث فلسفی فراوان، این موضوع کمتر از منظر آموزه های دینی بحث شده است. در این مقاله، با مراجعه به متون دینی، مسئله تأثیر بدن و امور بدنی بر نفس به روش توصیفی و تحلیلی بررسی شده است. هدف از این پژوهش، تبیین و تحلیل تأثیرات بدن بر نفس و حالات نفسانی است. بدن براساس اوضاع و احوالی که در آن قرار می گیرد، به اشکال مختلف بر نفس نیز تأثیر می گذارد. کیفیت این تأثیرات به صورت تمهیدی، تثبیتی، فیزیولوژیکی و اقتضایی برای نفس است. بدن در این نقش ها، زمینه ساز شکل گیری حالات و صفات نفسانی است. هیئت های بدنی، افعالی بدنی، وضعیت بدن، تغذیه بدن اموری هستند که اولاً و بالذات مربوط به بدن هستند، اما به جهت ارتباط وثیق نفس با بدن، هر یک به تناسب نوع عمل، آثار خاصی بر نفس دارند. تبیین این مسئله، در برخی از مسائل روان شناسی از جمله روش روان شناسی، مبحث شخصیت، یادگیری و حافظه و اختلالات روانی دلالت هایی دارد.
۲۹۷.

ذات گرایی جدید مسیر بازسازی فلسفه و فلسفۀ علم اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۹
علم فیزیک سه مقطع پیشانیوتنی، نیوتنی، و کوانتومی را پشت سر گذاشته است. هر مقطع دارای لوازم فکری فلسفی خاص به خود بوده است. فیزیک پیشانیوتنی به ذات گرایی و واقع گرایی قدیم (و به تعبیری، خام) و به فلسفه متقدمین و فلسفه اسلامی، فیزیک نیوتنی به ضدّذات گرایی و ضدّواقع گرایی و به غالب فلسفه های معاصری که در ایران رواج دارند، و فیزیک کوانتومی به ذات گرایی و واقع گرایی جدیدی، که عمدتاً در ایران ناشناخته است رهنمون شده اند. فلسفه اسلامی که در بستر فیزیک پیشانیوتنی به بار نشسته و به ذات گرایی و واقع گرایی قدیم رهنمون شده است، با ظهور فیزیک نیوتنی و لوازم ضدّذات گرایانه و ضدّواقع گرایانه آن، توان پیشروی خود را از دست داد و ناچارا دست بسته در کناری نظاره گر مانده است. فلسفه اسلامی برای اینکه بازسازی شده و امروزین گردد به یاری جریان ذات گرایی و واقع گرایی جدید نیازمند است. فلسفه اسلامی با تحلیل، نقد و بازسازی ذات گرایی جدید و به تبع آن، بازسازی خود، می تواند از منظری ذات گرایانه و واقع گرایانه، به بازسازی فلسفه عمومی، معرفت شناسی و فلسفه علم مبادرت ورزیده و به تبع آن ها در پیشبرد واقع بینانه سایر علوم و امور، و به تبع آن ها در حلّ و فصل واقع بینانه مسائل و مشکلات، سهم به سزائی داشته باشد.
۲۹۸.

لمعه ای بر تهافت معنای عشق از منظر ابن سینا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۹
ضرورت بررسی میراث فلسفی فیلسوفان در باب معنای عشق، کاری بس سترگ در تقرب به ایضاح امری است که مفهومش در غایت ظهور اما در نهایت خفاست. ابوعلی سینا، سرسلسله جنبان حکمت مشاء در عالم اسلامی در آثارش از «پزشکی» تا «فلسفی و عرفانی»، دیدگاه های متفاوت سه گانه ای را پیرامون معنای عشق اظهار می دارد؛ در «القانون فی الطب» -متأثر از طب جالینوس-، عشق را بیماری وسواس گونه شبیه به مالیخولیا، و در «رساله عشق» وی با روش فلسفی استدلالی اش، درصدد اثبات عشق به عنوان جوهره بقاء موجودات و سریانش در تمام هستی برمی آید و در نهایت، در «نمط نهم اشارات» وی با نگاهی عارفانه، آن را ترنمی از عشق عفیف رانده که موجب تلطیف سر و آمادگی در سلوک می گردد . این خامه با روش تحلیل فلسفی و اسنادی تلاش کرده تا ضمن تبیین و بررسی آراء و نظریات مختلفش در آثار متعدد، به روشنگری از این تهافت پرداخته و آن را مورد ارزیابی و سنجش علمی قرار داده و در ادامه کوششی نیز برای ترسیم مبادی تصوریه و تصدیقیه عشق از منظر وی را مبذول و سر آخر موجهات مدللی در راستای رفع و دفع تهافت های حاصله از عشق را در چهار قسمت طرح اندازی نماید که از میان آنها، تقلیل نظر شیخ در «قانون» را به عوارض نوع خاصی از عشق ارجح دانسته است.
۲۹۹.

ارزیابی اجمالی دیدگاه فارابی و ابن سینا راجع به «عقل عملی» با نگاهی گذرا به برخی آراءِ ملاصدرا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۰
نوشتار پیشرو با روشِ تحلیلی به ارزیابی اجمالی آرای ابن سینا و فارابی درباره «عقل عملی» و کارکردهای آن با التفات به آراء ملاصدرا می پردازد.فارابی و ابن سینا اغلب از تقارب تحلیل خوبی برخوردارند، اما درباره عقل عملی و کارکردهای آن مبنای متفاوتی دارند. فارابی حکمتِ عملی را در ادراکاتِ کلی و جزئی، محصولِ خالصِ عقلِ عملی می داند. اتصالِ عقلِ عملی به عقلِ فعال را برای دریافتِ بایدهای کلی اخلاقی می پذیرد و آنرا مختصِ عقلِ نظری نمی داند.اما ابن سینا کارکردِ ادراکیِ اصطلاحی را برای عقلِ عملی نمی پذیرد و صرفاً محصولِ نهائیِ عقل عملی را الزاماتِ جزئیِ می داند و ادراک کلی بایدها را کارکردِ عقلِ نظری و ادراک ِ شواهدِ جزئی را از ورودی های خیالی می پندارد.قوایِ نفس و کارکردهایش را با الواحد اثبات نموده و برای قوایِ نفس، وظیفه انحصاری می پذیرد و بر همین اساس، اتصال به عقل ِفعال را از کارکردهای انحصاری عقل نظری می داند.ملاصدرا همسو با سهروردی، الواحد را مختص بسائطِ حقیقی می داند و قوایِ نفس را با الواحد اثبات نمی نماید،نظیرِ فارابی عقل عملی را مُدرکِ الزامات کلی می داند.به نظر می رسد ابن سینا در آثار مختلفِ خود از عباراتِ متهافتی استفاده نموده است، اما بیان وی روشن است و فقط بایدهای جزئی را خروجیِ کار عقلِ عملی می داند. فارابی و ملاصدرا ادراکاتِ کلی را هم کارکرد عقل عملی می دانند، اما نهایتاً هر سه اندیشمند، احکامِ اخلاقی را با یک ثبات و عمومیتی اثبات می نمایند.
۳۰۰.

تراجنسیتی ها در تقاطع علم و دین: تحلیلی گفتمانی با تکیه بر مدل استنمارک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۰
این مطالعه به تحلیل جایگاه سوژگی افراد تراجنسیتی در گفتمان های علمی (روان پزشکی و جامعه شناسی) و دینی (مسیحیت و فقه شیعی) پرداخته و تعاملات این دو نهاد را بررسی کرده است. هدف پژوهش، درک تغییرات درونی هر گفتمان و روابط پویای آن ها با استفاده از مدل چندبعدی استنمارک است که بر اهداف، روش ها و نتایج تأکید می کند. بر اساس مدل استنمارک، روابط علم و دین پویا و متنوع است و از تقابل و جدایی تا همکاری و تحول در نوسان است. هر دو نهاد به کاهش آلام و تعریف هویت انسان مدرن اهمیت می دهند، اما با روش ها و نتایج متفاوت. علم به پذیرش این افراد تمایل دارد، اما دین رویکردهایی از طرد تا پذیرش نشان می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان