ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۲۶۱.

بررسی رابطه آزادی انتخاب عقیده با ارتداد در چارچوب توحید تشریعی با تأکید بر نظرات آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۵
رشد تجربه گرایی و نو اندیشی نسبت به مباحث دینی، نگاههای جدید به دین را رقم زده است که دغدغه آنها، مطابقت احکام دینی، به خصوص اسلام با مسائل جدید است. از جمله این مباحث، حکم ارتداد در صورت داشتن اعتقادی خلاف دین اسلام است. هدف: هدف مقاله حاضر، بررسی رابطه بین آزادی عقیده و ارتداد در چارچوب هدایت تشریعی با تأکید بر نظرات آیت الله خامنه ای بود. روش: این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفت. یافته ها: اولاً، حکم ارتداد در صورتی تحقق پیدا می کند که دو عنصر مادی و قانونی ارتداد در او محقق شود؛ ثانیاً، حکم ارتداد بر رفتار و منش مسلمان واقعی بار می شود نه بر اعتقادات او. ثالثاً، اسلام چارچوب مشخصی را در زندگی فردی مشخص کرده که عبارت است از: مسئولیت انسان در مقابل تمام اعمال و اعضا و جوارح، مسئولیت انسان در تحقیق برای انتخاب عقیده درست و ممنوعیت تقلید کورکورانه. در صورت عدم رعایت این چارچوب، نزد خدا پاسخگوست، اگرچه مجازات دنیوی ندارد. در عرصه اجتماعی، فقیه جامع الشرایط باید با رعایت چارچوب عدالت محوری، مسئولیت در مقابل دین مردم و مسئولیت برای رشد عقلانی مردم، به رفع موانع رشد جامعه بپردازد. در این عرصه در صورت تحقق حکم ارتداد و اظهار علنی آن؛ چون مانعی در مقابل آزاداندیشی و هدایت مردم ایجاد می شود، حاکم اسلامی باید در مقابل آن بایستد. نتیجه گیری: خداوند حکیم، همان طور که در نظام تکوین، تمام نیازهای تکوینی انسان را فراهم کرده ، تمام قوانین مورد نیاز انسان را نیز در چارچوب ربوبیت تشریعی بیان کرده است.
۲۶۲.

پژوهشی در نسبت آرخه و این همانی بر اساس نظر هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۲
آرخه را عموماً به اصل، سرمنشا و سرآغاز ترجمه می نمایند. این همانی نیز به معنای برابر بودن هر چیزی با خودش است. اصل این همانی، اصلی منطقی است که حاکی از نسبتی همان گویانه است. در تاریخ فلسفه، پارمنیدس به ایجاز به معنایی از این همانی اشاره می نماید که متفاوت، دشوار و حتی غریب به نظر می رسد. معنایی که نه عبارت از برابر بودن هر چیزی با خودش و گویای نسبت تساوی، بلکه نوعی خاصیت و ویژگی است که حتی وجود نیز بدان تعلق دارد. هایدگر در درس گفتار Identität und Differenz بیان می دارد که از نظر پارمنیدس ظاهراً این همانی خصیصه ای است که وجود را تعین می بخشد. از نظر هایدگر امری که با استیلای تفکر متافیزیکی، که البته خود محصول غفلت از تلقی پارمنیدس است، به فراموشی سپرده شد و به تدریج، این همانی تبدیل به آرخه (صورت اصلی منطقی) این همانی و به مثابه ی خصیصه ای از آنِ وجود در نظر گرفته شد. با مطمح نظر قرار دادن درس گفتار هایدگر در باب این همانی و تمایز و همچنین با بررسی آرای تالس و پارمنیدس، تلاش می کنیم نشان دهیم که ربط و نسبت آرخه با این همانی چیست.
۲۶۳.

فرانسیس بیکن: علم و قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۴
قرن شانزدهم تا پایان نیمه اول قرن هفدهم میلادی نقطه عطفی در حیات دینی، فلسفی و علمی، به خصوص در انگلستان به شمار می رود و علاوه بر تغییر در ساختار قدرت کلیسا و شروع اصلاحات دینی، دگرگونی های وسیعی در مفاهیم جاری در دین، فلسفه و علم به وقوع پیوسته است. در این انقلاب فکری و رنسانس فرهنگی دو فیلسوف بسیار تأثیرگذار بوده اند: دکارت و بیکن. تمرکز این مقاله بر اهمیت بیکن و دیدگاه او در علم و قدرت است. طول حیات بیکن (1626- 1561) در پایان دوره رنسانس و آغاز عصر جدید بوده است. او بنابر تغییرات صورت گرفته در کلیسا و نگرش مسیحی، بر جدایی الهیات از طبیعیات اصرار می ورزد و هرگونه شناخت علمی و عقلی خدا را نفی می کند. نقد بیکن بر الوهیت سبب شده تا برخی متفکّران، او را به الحاد متهم کنند. از نظر آنان، بیکن فلسفه را از مابعدالطبیعه؛ و الهیات را از حقایق عالیه، به طبیعت و ماده یعنی به امور دانیه تقلیل داده است. او فیلسوفی تجربه گراست و به ضرورت استوار بودنِ علم بر پایه مشاهده و تجربه باور دارد. اندیشه او متوجه عمل است و نتایج عملی را مطمئن ترین نشانه اعتبار فلسفه می داند. او هویّت اندیشه خود را در گذشته و متفکّران عهد باستان می جوید. او منتقد اکثر متفکّران یونان از پیش سقراطیان تا افلاطون و ارسطو می شود و به خصوص نقد جدی بر حکمای مدرسی به لحاظ روشی، افکار، و آرای آنها دارد. بعضی جهان را مدیون بیکن دانسته اند، زیرا مبادی فکر او را عاقلانه و حیات بخش یافته اند.
۲۶۴.

From Knowledge to Wisdom: Education, Identity, and Curriculum in Shaping Life Today(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۹
Education in the 21st century is experiencing a steady and continuous shift. Learning is no longer confined to classrooms or outdated traditions; instead, it is shaped by technology, globalization, and the demands of modern society. Today, education is less about memorizing facts and more about helping students grow into adaptable, emotionally intelligent, and globally conscious individuals. As an educator, I have seen how digital tools, when used thoughtfully, can inspire creativity and make learning more inclusive. Yet, while technologies like artificial intelligence offer enormous potential, they also raise serious ethical concerns. This means we must prepare students not only to use these tools but also to think critically and act responsibly. The teacher’s role has also transformed. We are no longer simply transmitters of information but mentors and guides who help students navigate complexity. Emotional resilience, ethical awareness, and cultural sensitivity are now central to the learning process, not optional extras. Education today must go beyond preparing students for jobs. It should equip them with the mindset and skills needed to manage uncertainty and contribute meaningfully to their communities. In a rapidly changing world, schools and universities must serve as both a compass and a foundation, supporting personal growth and collective progress. This article, taking a descriptive approach, explores education from multiple perspectives, including curriculum, identity, technology, and the roles of teachers, students, and families. It also reflects on the strengths and weaknesses of past and present approaches, highlighting insights from well-known scholars to better understand the challenges and possibilities of modern education.
۲۶۵.

اهمیت روش آموزش محور دانش منطق و معرفت شناسی نوصدرایی برای تعریف اصطلاحات علمی؛ موردپژوهی تعریف اصطلاح «تکنولوژی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۷۸
هدف: جامعه دانشگاهیان پدیده تکنولوژی با این مسئله مزمن مواجه هستند که از تکنولوژی تعریف دقیق، جامع و واحدی نشده است و حتی برخی شان دستیابی به چنین تعریفی را غیرممکن یا بی فایده دانسته اند. هدف این پژوهش انتخاب راهی برای حل این مسئله و تولید دانش جدید در مبحث تعریف تکنولوژی است. برای دست یابی به این هدف از این مسئله سه پرسش مطرح شد: پرسش اصلی: «آیا می توان به تعریف دقیق، جامع و واحدی از تکنولوژی دست یافت؟». پرسش های فرعی: 1) «دانش منطق چگونه نواقص تعاریف قبلی و فعلی تکنولوژی را کشف و ارزیابی می کند ؟» 2) «دانش منطق چگونه به تعریف دقیق، جامع و واحدی از تکنولوژی دست می یابد؟».روش: ابتدا با پیمایش های اینترنتی پژوهش های مناسب انتخاب شدند. سپس تعاریف مختلف تکنولوژی با قواعد تعریف در دانش منطق و معرفت شناسی اسلامی شیعی اثنی عشری نوصدرایی و استدلال قیاسی، ارزیابی و ارزشیابی شده و پاسخ ها معلوم گردید. در آخر تعریف جدیدی ارائه شد که فاقد نواقص تعاریف قبلی و منطبق با ضوابط دانش مذکور است.یافته ها: اثبات شد که امکان رسیدن به تعریف دقیق، جامع و واحد تکنولوژی از راه مبناگرایی وجود دارد.نتیجه گیری: این یافته ها می توانند در رفتار نگرشی، اجتماعی، آموزشی و یادگیری تمام ذی نفعان تکنولوژی پس از فهمیدن این نکته که پدیده تکنولوژی چیزی جدای از وجود خود انسان نیست، تغییرات مثبتی در جهت وحدت گرایی و بهره برداری های مثبت، ایجاد کند. 
۲۶۶.

تبیین تکاملی برخی از آموزه های دینی بر اساس آراء دیوید باس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۲
دیوید باس از بارزترین نظریه پردازان حوزه روان شناسی تکاملی است معروفیت او بیشتر به خاطر نظریه "استراتژی های جنسی" است. بررسی ما بر روی آثار او نشان می دهد که بسیاری از یافته های علمی او با برخی از باورهای دینی همخوانی و سازگاری دارد . این پژوهش کوشیده است تا نشان دهد که از این یافته های علمی می توان برای تبیین بهتر اندیشه های دینی استفاده کرد چراکه این یافته ها هدف، فلسفه و کارکرد برخی از باورهای دینی را که تا قبل از این تفسیر مشخصی نداشتند، آشکار و روشن می سازد. در عین حالی که نظریات روانشناسی تکاملی دین به طور عام و یافته های دیوید باس به طور خاص نمی توانند جنبه ماورایی داشتن باورهای دینی را از نفس بیندازند.
۲۶۷.

Is Care Compatible with The Tyranny of Immediacy? on substituting rhythm for cadence(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۹۸
The article specifies the human being based on the respiratory cycle, referring to the etymology of the word “spirit”. This word shares its root with the French word respiration (“breathing”) as well as the verb “to inspire,” suggesting breath and animation. Human temporality is made up of organic rhythmicity, from a weighing body that experiences itself as inscribed in time – this is the authentic meaning of the word “to exist”: to come from nowhere, without time, to somewhere, at some time. This article questions the compatibility between the demand for temporal efficiency, characteristic of the modern industrial age and the technophile ideology of communication, and the “service society” which purports to be more “caring” than the industrial one. Highlighting the suppression of the passage of time characteristic of the ideology of communication, where “time” is frozen in a self-reproducing present with no past or future, the author asserts that humane care is radically incompatible with a society that subsumes humanity, inscribed in time and in need of breath, under the ideology of a perpetual present. It is precisely on the basis of what specifies the human, namely breathing and desire, that the author proposes to consider how care might be possible in an ultra-technologized world. Drawing on an imaginary of movement and inspiration/aspiration/breathing deployed in choreographic performances and practices, the author invites the reader, as Simone Weil did, to substitute rhythm for cadence, to insert slowness into speed, and to favor the flow of time in a human reality that has become unbearable by dint of “modernization”. In so doing, we must reconsider head-on the fate that binds us, namely death, which no stasis in a perpetual present can eliminate, and which the metaphor of a risk of social necrosis invites us to reconsider. Accepting the passage of time, giving death back its face, is costly; but it's at this price that time can regain its humanizing value, as a sine qua non component of care.
۲۶۸.

بازاندیشی درباره نقش معلم: از معمار آموزش تا همکاری واقع بینانه با هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۱
هدف پژوهش حاضر بازاندیشی درباره نقش معلم: از معمار آموزش تا همکاری واقع بینانه با هوش مصنوعی می باشد. برای دستیابی به این هدف از رویکردی فلسفی و روش پژوهش فراتحلیل کیفی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان از آن دارد که هوش مصنوعی مولد با توانایی ترکیب داده های گسترده و تولید محتوا، برنامه درسی شخصی سازی شده و تعاملی که ارائه می دهد، اقتدار رایج و معمول معلم را دگرگون می کند. در این مقاله و با ارائه دلایل و شواهد مربوطه، این دگرگونی در قالب سه گونه بحران دسته بندی شده است: ۱) بحران در نقش متصدی بازنمایی دانش؛ ۲) بحران در معماری برنامه درسی و ۳) بحران تسهیلگری یادگیری. این دگرگونی ها از طرفی افق هایی برای بهبود کیفیت آموزش و از سویی دیگر متزلزل کردن جایگاه معلم در آموزش را به دنبال دارد. در بخش دوم با ارائه نقدهایی به رویکرد تسهیلگرانه فنی به تدریس نکته هایی در راستای احیای مشروعیت از دست رفته معلم ارائه شده است. در نتیجه گیری می توان گفت معلمان امروزی که به لطف همکاری با هوش مصنوعی مولد از وظایف فنی پیشین مانند نگارش طرح درس، و بازنمایی دانش بی نیاز شده اند، بر پرورش مهارت های مربوط به خودشناسی و خودشدن و نیز عاطفی-اجتماعی فراگیران تمرکز می کنند. همچنین از نقش های جدید معلم «مربی انتقادی» برای ارزیابی خروجی های سوگیرانه هوش مصنوعی می باشد.
۲۶۹.

بررسی تأثیر معرفت شناختی نظریه «تسرّیِ عمل گروانه» بر استدلال تجربه دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۱
ریچارد سویین برن، فیلسوف معاصر انگلیسی، بر این باور است که تجربه های دینی می توانند شواهدی معتبر بر اثبات وجود خداوند باشند. وی در این زمینه، به طور خاص بر اصل «آسان باوری» تأکید می کند. بر اساس این اصل، اگر فردی تجربه ای از حضور خداوند داشته باشد، آن تجربه باید معتبر تلقی شود، مگر آنکه دلایلی متقن بر رد آن ارائه شود. افزون بر این، سویین برن از «اصل گواهی» نیز دفاع می کند. این اصل بیان می کند که گزارش های افراد درباره تجربه های دینی شان، معتبر هستند، مگر اینکه شواهدی قاطع مبنی بر بی اعتباری آن ها وجود داشته باشد. در مقابل، برخی منتقدان با استناد به نظریه «تسرّیِ عمل گروانه» استدلال می کنند که اصولی مانند آسان باوری و گواهی در مسائل حیاتی و شرایط خطیر قابل اعمال نیستند. از دیدگاه تسرّیِ عمل گروانه، هرچه موضوع مورد بحث مهم تر و پیامدهای عملی آن جدی تر باشد، ضرورت ارائه شواهد و دلایل قوی تر برای پذیرش آن افزایش می یابد. ازآنجاکه خداباوری مسئله ای بنیادین است که تأثیرات ژرف و گسترده ای بر زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد، پذیرش آن باید مبتنی بر شواهدی فراتر از تجربه های شخصی یا گزارش های دیگران باشد. پس اصل آسان باوری و اصل گواهی برای واقعی دانستن تجربه های دینی کافی نیست. با این حال، نتایج این پژوهش روشن می سازد که نظریه تسرّیِ عمل گروانه نمی تواند بر کاربست اصول آسان باوری و گواهی برای تجربه دینی خدشه وارد کند. این به آن دلیل است که معرفت، به عنوان باور صادق موجه، تحت تأثیر ملاحظات عملی قرار نمی گیرد. بنابراین، تا زمانی که تجربه های دینی و گواهی های متواتر برای فاعل شناسا یقین آور باشند، کاربرد اصول آسان باوری و گواهی در حوزه مباحث مربوط به خداوند همچنان معقول و موجه خواهد بود.
۲۷۰.

علم و بدن انسان: مفهوم هیکل اشراقی از منظر سهروردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۱
اسلام بر رابطه میان «معرفت» (علم) و «نور» تاکید زیادی دارد. از پیامبر اسلام نقل شده است که فرمود: «العلمُ نورٌ» (علم نور است) و خداوند علیم را به مثابه نوری خیره کننده توصیف کرده است. این رابطه در قرن ششم هجری با آثار فیلسوف و عارف شهیر، شهاب الدین سهروردی ابعاد تازه ای یافت. وی بنیان گذار مکتبی معروف به «فلسفه اشراق» است. سهروردی در آثار خویش از دو استعاره معماری برای تبیین رابطه بدن انسان با نور بهره می گیرد: یکی بدن به مثابه «معبد» (هیکل) و دیگری بدن به مثابه «قلعه» (صیصیه). سهروردی از طریق این دو استعاره، درکی از واقعیت را ارائه می دهد که مبتنی بر «سلسله مراتب اشراق» است؛ این ]دیدگاه[ در تقابل با درک رایج یونانی در آن زمان بود که بر دوگانه های صورت و ماده، و محسوس و معقول استوار بود. این برداشت از واقعیت، رابطه میان معرفت، اشراق و بدن انسان را با ساحت های تازه ای رو به رو می کند. این پژوهش با تمرکز بر دو اثر کلیدی سهروردی، هیاکل النور و حکمه الاشراق، دلالت کیهان شناختی مفاهیم هیکل و صیصیه را مورد بررسی قرار می دهد تا نشان دهد چگونه معماری بدن انسان، نقش شناختی-اشراقی کلیدی را در فرایند تحول از «قلعه تاریکی» به «هیکل نورانی» ایفا می کند. در این فرایند، بدن و ذهن به مثابه «سازه» یا «معبدی» واحد عمل می کنند؛ جایی که «فرم» و «فضا» به صورت یکپارچه در قالب «معماری» به یکدیگر کمک می کنند تا امکان افاضه نور برای تجرید بدن و زدودن تاریکی آن فراهم گردد.
۲۷۱.

فاعلیت الهی در رویارویی با شرور طبیعی، از دیدگاه ملاصدرا و الهی دانان پویشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۶
مسئله شرّ، کارزار مهمی برای ادیان توحیدی است؛ زیرا اگر خداوند علم بی کران، قدرت مطلق و خیرمحض است، چرا از پیدایش شرور در آفرینش خویش، جلوگیری نکرده است؟ الهی دانان پویشی با نفی فاعلیت تام، علم پیشین و قدرت مطلق الهی تلاش می کنند به این پرسش پاسخ دهند. به باور ایشان تنها فعل خداوند در عالم، قراردادن امکانات در موجودات و هدایت گری آنها به سوی نظم و هماهنگی و اهداف الهی است. اما موجودات برپایه خلاقیت و اختیار خود، مسیر فعلیتشان را انتخاب می کنند و خداوند توانایی الزام آنها را در جهت نظم و هماهنگی ندارد. اکنون اگر انتخاب موجودات به سویی که خداوند به آن ترغیب می کند، نباشد، شرور طبیعی در عالم به وجود می آید. لذا مسئولیت شرور طبیعی در عالم به عهده خداوند نیست و شرور منافی خیریت خداوند نیست. اما ملاصدرا با فرض علم پیشین و قدرت مطلق الهی، فاعلیت بالتجلی خداوند را اثبات کرده و شرور طبیعی را منافی خیریت و قدرت مطلق الهی نمی داند. او متعلق جعل را وجود دانسته و درنتیجه شرور که از سنخ امور عدمی هستند را متعلق جعل الهی نمی داند. همچنین شرور را لازمه ذاتی عالم طبیعت دانسته و بیان می کند نفی شرور از عالم طبیعت یا مستلزم اجتماع نقیضین است و یا مستلزم عدم عالم طبیعت. بنابراین شرور طبیعی لازمه عالم طبیعت است و منافاتی با فاعلیت تام و وجوب ذاتی خداوند ندارد. این نوشتار با روش تحلیلی- انتقادی دیدگاه الهی دانان پویشی را برپایه ناسازگاری درونی آن و نیزدیدگاه های صدرا نقد کرده و پاسخ ملاصدرا را سازگار با مبانی فلسفی او می داند.
۲۷۲.

پراگماتیسم، اخلاق هوش مصنوعی و سیستم های اجتماعی-فنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۹
هدف از مقاله حاضر بررسی رویکرد سیستم های اجتماعی- فنی در بررسی اخلاقی هوش مصنوعی با تکیه بر نظرات فیلسوفان پراگماتیست است. در سالیان اخیر برخی پژوهشگران به استفاده از رویکرد سیستم های اجتماعی- فنی در حوزه هوش مصنوعی روی آورده اند. با این حال انواع روایت های مختلف از این رویکرد معرفی شده است که می توان آنها را به سه دسته اصلی تقسیم بندی کرد. در مقاله حاضر، هر سه دسته بندی معرفی و موردمطالعه قرار خواهند گرفت؛ البته تمرکز اصلی بر روایت پراگماتیستی خواهد بود. با توجه به اهمیتی که این رویکرد پیدا کرده است و با در نظر گرفتن تازگی آن، نیاز است پژوهشگران مختلف این رویکرد را به دقت مورد ارزیابی و مطالعه قرار داده و چالش های آن را شناسایی کنند. در راستای رسیدن به هدف اصلی این مقاله، از روش تحلیلی-انتقادی برای بررسی و ارائه راهکار استفاده شده است. بررسی های ما نشان می دهد که یک روایت پراگماتیستی از سیستم های اجتماعی- فنی بر عملکرد و اثرات هوش مصنوعی در جامعه تمرکز می کند و عوامل مختلف مؤثر که به آثار و نتایج اخلاقی می انجامند را شناسایی می کند. با این حال یک چالش اصلی این رویکرد پیچیدگی سیستم و وجود عوامل مختلف در آن است. در این راستا، با تکیه بر نظرات فیلسوفان پراگماتیست، مطالعه میان رشته ای به عنوان شیوه بررسی و مطالعه در سیستم های اجتماعی- فنی ارزیابی و معرفی شد. نتایج مقاله حاضر نشان می دهد، این راه کار با وجود عوامل مختلف و پیچیدگی سیستم؛ مطالعه و بررسی آن را امکان پذیر می کند.
۲۷۳.

Absolute Freedom in Anglophone Hegel Interpretation, and Its Implications for Technological Utopianism(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۰
Contemporary Hegel scholarship either defends a theological metaphysics in which history is a teleological unfolding of cosmic Geist; or, the evolution of Geist represents the absolutization of human subjectivity, which undergoes a Bildung that prescinds from any reliance on metaphysical givens. The dilemma is between presenting Hegel as an absolute monist that is outmoded in light of modernity’s skepticism towards a teleology of history; or, of reducing Hegel to the terms of modernity, as defending the absolute self-grounding of the human subject, in history without ontology. I argue that co-opting Hegel for modernity is a mistake. The post-Kantian interpretation of Hegel, that rejects any metaphysics of the absolute, leaves the human subject in a state of alienation that the dialectic process in Hegel is supposed to resolve. I argue that PKI’s account of the self-grounding subject is too similar to absolute freedom that Hegel views as a dangerous fruit of the Enlightenment. Absolute freedom, having relegated God to deistic irrelevance, and stripped nature of any telos, seeks to make its own categories sovereign over those of reality.
۲۷۴.

نقد هگل به یقین حسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۴
مقاله حاضر به تحلیل انتقادی موضع «یقین حسی» در فصل نخست پدیدارشناسی روح هگل می پردازد؛ موضعی که در ظاهر ساده ترین و بی واسطه ترین شکل آگاهی به نظر می رسد، اما هگل از درون آن، بنیادهای آگاهی مدرن را به چالش می کشد. مسأله اصلی پژوهش این است که هگل چگونه با تکیه بر ساختار درونی زبان و منطق یقین حسی، بی پایگی آن را آشکار می سازد، بی آنکه نیاز به نقدی بیرونی داشته باشد؟ در این راستا، این مقاله، ضمن واکاوی این پرسش، همچنین به تحلیل و مقایسه دو خوانش متافیزیکی و غیرمتافیزیکی از این فصل می پردازد. از یک سو، تفسیرهایی مانند تفسیر پینکارد و براندوم بر جنبه زبان مند و پراگماتیستی متن تأکید می کنند (خوانش غیرمتافیزیکی) و از سوی دیگر، مفسرانی چون استرن، بیزر و هولگیت با برجسته کردن ساختار هستی شناختی دیالکتیک، بر قرائتی متافیزیکی پای می فشارند. مقاله با روش تحلیلی– مفهومی، ضمن صورت بندی چیستی یقین حسی، مسیر دیالکتیکی آن را دنبال می کند و نشان می دهد چگونه این موضع، در تلاش برای حفظ فردیت و بی واسطگی، نهایتاً در کلیت زبان، مفهوم و زمان منحل می شود. این نوشتار با تأکید بر بُعد واسطه مندی شناخت، یقین حسی را به مثابه نقطه عزیمت تاریخ مند و دیالکتیکی آگاهی در نظام هگل بازخوانی می کند.
۲۷۵.

بررسی اثربخشی آموزه های انسان شناسی صحیفه سجادیه در «امید به آینده» دانش آموزان المپیادی مقطع متوسطه شهر کرج(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزه های انسان شناسی صحیفه سجادیه بر میزان امید به آینده در میان دانش آموزان المپیادی مقطع متوسطه دوم شهر کرج انجام شد. این مطالعه از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان المپیادی مقطع متوسطه دوم شهر کرج در سال تحصیلی 1403-1404 بود که از میان آن ها، نمونه ای به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه پیش آزمون – پس آزمون جایگزین شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد امید به آینده اسنایدر بود که روایی و پایایی آن در مطالعات پیشین تأیید شده است. دانش آموزان هدف طی دو جلسه کارگاه آموزشی، محتوای برگرفته از آموزه های انسان شناسی صحیفه سجادیه را دریافت نمودند. داده ها با استفاده از آزمون آماری (t-زوجی) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد میانگین نمرات امید به آینده پس از برگزاری کارگاه به طور معناداری بالاتر از نمرات پیش از آزمون بوده است. به بیان دیگر، آموزش های مبتنی بر صحیفه سجادیه توانستند نقش مؤثری در ارتقای امید به آینده دانش آموزان ایفا کنند. این یافته نشان می دهد بهره گیری از متون دینی - تربیتی مانند صحیفه سجادیه می تواند به عنوان رویکردی بومی و کارآمد در برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی برای نسل نوجوان به کار گرفته شود.
۲۷۶.

واکاوی تحلیلی مبانی اخلاقی تربیتی ارسطو در کتاب اخلاق نیکوماخوس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۱
ارسطو به جز فلسفه و منطق، به موضوع اخلاق نیز توجه داشته است. اخلاق مورد تایید ارسطو فضیلت محور است، فضیلتی که آن را باید در نقطه حد وسط و به دور از افراط و تفریط جستجو کرد. مساله اصلی این جستار آن است که آیا مبانی اخلاقی تربیتی مطرح شده از سوی ارسطو بدون اشکال است و می توان از آن به عنوان یک الگوی اخلاقی کامل و قابل توصیه، یاد کرد یا خیر؟ بر این اساس مبانی مقبول ارسطو از کتاب اخلاق نیکوماخوس استخراج و با روش تحلیل محتوایی ارزیابی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از جمله نقدهای وارد بر ارسطو عبارتند از: عدم التفات به مبدا و معاد، انسان شناسی ناقص، عدم دستگیری و هدایت مخاطبانش در تشخیص نقطه حد وسط که همانا فضیلت است، عدم ارائه روش و راهکار برای رسیدن به فضائل. بنابراین اخلاق ارسطویی نه بی اشکال است و نه انطباق کاملی با اخلاق اسلامی دارد.
۲۷۷.

An Analysis of Actor-Network Theory and Its Implications for the Application of Artificial Intelligence in Education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۶
This study seeks to explore the implications of Bruno Latour’s Actor-Network Theory (ANT) regarding the integration of artificial intelligence into educational processes. The research employs a qualitative “theoretical essay” methodology, utilizing “document analysis” as the primary tool for data collection. the research data were mainly gathered through primary texts of Actor–Network Theory and secondary texts. Theoretical foundations and relevant literature on Actor-Network Theory were analyzed through a reflective and interpretive approach from an ANT perspective. Findings reveal that agency is no longer exclusive to humans but is distributed across unstable, multi-centered networks; meaning is not transmitted by teachers but is continuously co-constructed through interactions among human and non-human actors; and ethical responsibility no longer rests on any single individual, but is embedded within and interrogated by the opaque structures of algorithmic black boxes. In this context, humanity in education can no longer be defined in opposition to machines, but rather emerges through capacities of negotiation, interpretation, and regulation within technologically mediated networks. In conclusion, this article argues that the future of education lies not in resisting technology, but in consciously redefining the human role not as the sole possessor of agency, but as the network’s regulator, interpreter of meaning, and architect of humanistic values amidst interactions with non-human elements. This perspective necessitates the design of interpretable AI systems, the cultivation of critical algorithmic literacy, and the establishment of multi-stakeholder ethical oversight mechanisms.
۲۷۸.

The Hologram of Conflicting Universalities(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۵۵
In recent quantum mechanics, the notion of hologram plays an important role: the image of an object which catches not only its actual state but also its interference pattern with other options that were lost when the actual state imposed itself. It is very productive to apply this notion to human history, and, perhaps the supreme example of holographic history is provided none other than by Marx. Marx is not an evolutionist, he writes history “top-down,” i.e., his starting point is the contemporary global capitalist order, and from this point he reads the entire history as a gradual approximation to capitalism. This is not teleology: history is not guided by capitalism as its telos, but once capitalism emerges, it provides the key to the entire (pre)history – here enters Marx’s well-known story (in Grundrisse) of linear development from prehistorical societies through Asiatic despotism, Antique slavery, and feudalism to capitalism. There is no teleological necessity in this development, it results from a series of contingent collapses of superpositions
۲۷۹.

جایگاه عقل در اندیشه صدرالدین محمد قونوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۳
پژوهش حاضر جایگاه عقل و ادراکات عقلی نزد عارفان را بررسی کرده و در این زمینه، دیدگاه های صدرالدین قونوی، یکی از پیشگامان عرفان نظری را تحلیل نموده است. وی ازجمله اندیشمندانی است که تندترین و گسترده ترین نقدها را نسبت به ارزش ادراکات عقلی ارائه کرده است. مسئله اصلی این پژوهش نقد و بررسی استدلال های قونوی در نفی اعتبار ادراکات عقلانی است. به همین منظور، هشت استدلال او ارزیابی گردیده است. یافته های پژوهش نشان می دهد هیچ یک از این استدلال ها قادر به اثبات مدعای قونوی مبنی بر بی اعتباری عقل نظری نیست، بلکه تنها نتیجه حاصل از برخی از این استدلال ها، محدودیت عقل انسان در شناخت حقیقت و کنه اشیاست؛ امری که فیلسوفان نیز آن را پذیرفته اند.
۲۸۰.

نقش نظریه سوبژکتیویته در طبیعت گرایی دووجهی هردر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۷
این مقاله می کوشد نشان دهد که نظریه سوبژکتیویته می تواند نقشی مبنایی در طبیعت گراییِ فلسفی ایفا کند، به این شرط که سوبژکتیویته به نحوِ درون باش لحاظ شود. از این رو، در اینجا، طرحِ طبیعت گرایانه یوهان گوتفرید هردر چونان منبعی بالقوه برای صورت بندی ای درون باش از سوبژکتیویته موردِ کاوش قرار می گیرد. شرح داده می شود که طبیعت گرایی نزدِ هردر در دو وجهِ روش شناختی و هستی شناختی پرورده می شود. این دو وجه ناسازگار می نمایند، چون به نظر می رسد که اولی، که مبتنی بر قسمی چرخشِ زبانی است، ضدمبناگرایانه است، حال آن که در دومی، تجربه حسی چونان مبنا در نظر گرفته می شود. ادعای مقاله این است که این ناسازگاری به یاریِ نظریه سوبژکتیویته رفع می شود. برای اثباتِ این ادعا، وابستگیِ متقابلِ نظریه سوبژکتیویته هردر با وجهِ هستی شناختیِ طبیعت گراییِ او ایضاح می شود. به این شرح که نزدِ او، از یک سو، سوبژکتیویته نه بر اساسِ روشنیِ آگاهی بلکه بر مبنای تاریکیِ هستی تبیین می شود و از سوی دیگر، هستی به نوبه خود مفهومی ست. وانگهی، چون هستی منطبق بر محدودیت های ادراکیِ سوژه یِ متناهی دریافته می شود، مفصل بندیِ مفهومیِ هستی ضرورتاً در قالبِ زبان انجام می گیرد. بدین ترتیب، وجهِ روش شناختی یا زبانیِ اندیشه هردر نیز چونان جزئی جدایی ناپذیر در برنامه فلسفیِ او جا می گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان