ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۳۰۱.

رئالیسم انتقادی لوکاچ و جایگاه هنر تحت لوای ایده های طبقه بورژوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۹
دستگاه فکری بورژوایی به شدت انسجام گریز و از هم گسیخته است و این عدم انسجام، تنها یکی از پیامدهای سرمایه داری و روابط مبتنی بر روابط کالایی و بت انگاری آن است. از همین رو از نظر لوکاچ علی رغم تسلط ایده های طبقه بورژوا، تنها پرولتاریا است که به جهت جایگاه ویژه اجتماعی اش، توانایی شناخت کلیت سیستم را دارد و می تواند به مثابه سوژه انقلاب عمل کند. در این دستگاه فکری هنر جایگاهی شناخت شناسانه دارد و رئالیسم انتقادی نیز به مثابه برجسته ترین نظریه هنری لوکاچ، صرفا در این فرایند خود آگاهی پرولتاریا و انکشاف لحظه انقلاب قابل معنا است. نویسنده رئالیست که بازتاب دهنده تمامیت و فرهنگ جوامع بورژوایی است، همان سوژه پرولتاریا است که روند به خودآگاهی رسیدن را طی می کند و با خلق آثار زیبا و بازتاب واقع گرایانه تمامیت، پرولتاریا را جهت انکشاف و فهم تضادهای جوامع سرمایه داری و همچنین درک جایگاه خود در مقام نیروی اجتماعی یاری می رساند. در این پژوهش با گردآوری اطلاعات و داده های کتابخانه ای و با روش توصیفی – تحلیلی، به این سوال پاسخ داده ایم اگر ایده های مسلط، ایده های طبقه بورژوا است، پرولتاریا چگونه می تواند به شناخت کلی برسد و دست به تغییر و تحول مناسبات بزند؟ همچنین نویسندگانی که متعلق به طبقه بورژوا هستند چگونه به درک و شناخت کلیت نایل شده اند؟ در حالی که از نظر لوکاچ شناخت کلیت برای این طبقه ناممکن است.
۳۰۲.

Hegel and the Modern World(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۰
In this essay I examine Hegel’s critique of England and France in his own day, and I argue that this critique sheds light on what he would say about constitutional states in the twenty-first century. Hegel’s critique is based on the normative “idea” of freedom he sets out in his Philosophy of Right (1820). This idea, which in Hegel’s view determines what rights and institutions are necessary for true freedom, gives a central role to what he calls “corporations” — business or trade associations, but also local communities and towns — in the free, rational state. The purpose of these corporations is twofold: first, to render economic activity cooperative and “ethical”, and so to prevent the emergence of systematic poverty, and second, to send delegates to the legislature who represent legitimate interests in civil society, rather than just numbers of people. Hegel argues, however, that corporations disappeared or were abolished in England and France and that this led to extreme poverty in England and to the “liberal” idea in France that political authority should derive from the individual will (an idea that in turn sets the “people” permanently against government). I argue that poverty and individualistic “liberalism” remain problems in the twenty-first century, and that a Hegelian solution to these problems would be to reintroduce corporations (or their equivalent) something that Hegel himself advocated in the 1820s. Hegel’s alternative to unrestrained capitalism and liberalism both of which he thinks undermine true freedom and right is thus not, as Marx recommends, to abolish the system of free production and exchange altogether, but to imbue citizens with an ethical concern for one another in their economic and political life an ethical concern that is grounded in corporations, associations and other communities.
۳۰۳.

سر واضح در آثار ملاصدرا در ارتباط با مفهوم صدور، ولادت و تناکح(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۲
فلسفه اسلامی دانشی «سهل ممتنع» است بدین معنا که اگر مفاهیم آن درست تصور شود، تصدیق به بسیاری از قضایای آن ساده خواهد بود اما از آنجایی که تصور درست از این مفاهیم به سختی حاصل می شود، تصدیق به قضایای بدیهی و فطری آن همانند قاعده الواحد، سخت شده است. از جمله اموری که موجب سختی تصور مفاهیم فلسفه شده است، سرگویی و مجازگویی فراوان در فلسفه است که این کار برای متهم نشدن به کفر یا رعایت حال مخاطب غیر ماهر در فلسفه، انجام گرفته است. همچنین این سرگویی و مجازگویی فراوان باعث شده است که اشخاص غیر ماهر در فلسفه حتی آنجا که مفاهیم به روشنی و به معنای حقیقی استعمال می شود، آن را حمل بر سرگویی و مجاز گویی کنند. تا جایی که مفهوم روشن، حالتی مخفی و رازگونه پیدا می کند. که می توان از آن تعبیر به «سرٌ واضح» کرد. از جمله ی این مفاهیم، مفهوم صدور، ولادت و تناکح است. که به خاطر آنکه استعمال آنها مجاز پنداشته می شود، حالتی سر گونه پیدا کرده اند و فهم قواعد فطری و بدیهی فلسفه صدرائی را سخت تر کرده اند. در این پژوهش با روشی توصیفی و تحلیلی بر اساس مبانی ملاصدرا، استعمال حقیقی این الفاظ در فلسفه صدرائی، بدون آنکه لازمه آن مادی انگاری خداوند باشد، اثبات می شود.
۳۰۴.

تبیین ارتباط جهانبینی فلسفی و هنر بر اساس آرای صدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۳
در این پژوهش، به دست آمد که جهان بینی فلسفی به عنوان یکی از انواع جهان بینی با هنر که از قلمروِ ادراکات بشری بیرون نیست، ارتباط وثیقی دارد. ما با پی گرفتنِ جهانبینی فلسفی در آرای صدرا دریافتیم که جهان بینی فلسفی بمثابه غایتِ فلسفه، پایه همه ادراکات بشری است. همچنین، با پژوهش درباره چیستی هنر و تجمیع آرای فیلسوفان درباره تعریف هنر دریافتیم که هنر پدیده ای انسانی است که از غریزه و تمایلات فطری انسان به نظم بخشی برخاسته است و قلمروی به وسعت درک انسانی دارد. انسان در این پدیده از قوّه خیال کمک می گیرد تا با قول یا فعل میان صور محسوس ترکیب و انفصال ایجاد کند و به تقلید یا محاکات صناعی دست یابد و زیبایی آفریده شود. آفرینش زیبایی به ایجاد شگفتی می انجامد و شگفتی به ایجاد لذّت منتهی می شود. این پدیده انسانی محدوده ای به وسعت قلمرو ادراک انسانی دارد؛ لذا از جهانبینیِ فلسفی که بنیادِ ادراکات انسانی است، تأثیر می پذیرد.
۳۰۵.

تحلیل اولویت ها، چالش ها و راهکارهای گروه معارف اسلامی از منظر اساتید معارف خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۶۹
هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل چالش ها، راهکارها و اولویت های گروه معارف اسلامی در دانشگاه های استان خراسان جنوبی از منظر اساتید این گروه است. مطالعه با رویکرد کیفی و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۶ نفر از اساتید گروه معارف اسلامی انجام گرفت. داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون و استفاده از نرم افزار MAXQDA مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که مهم ترین اولویت های اساتید شامل تبیین گری به ویژه در حوزه انقلاب اسلامی، تسلط علمی، مهارت های ارتباطی، و شایستگی های اخلاقی است. همچنین چالش های شناسایی شده در چهار محور اساتید، دانشجویان، محتوای دروس و برنامه ریزی آموزشی طبقه بندی شدند. از جمله چالش های برجسته می توان به کمبود اعضای هیأت علمی، بی علاقگی دانشجویان، یکنواختی و عدم جذابیت محتوای دروس و تراکم کلاس ها اشاره کرد. در پاسخ به این چالش ها، اساتید بر به روزرسانی محتوا، ارتقای سطح علمی و مهارتی استاد، استفاده از روش های تدریس نوآورانه، و اصلاح ساختارهای سازمانی تأکید داشتند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای بازنگری در سیاست گذاری های آموزشی و بهبود کیفیت دروس معارف اسلامی در دانشگاه ها باشد.
۳۰۶.

Reassessing African Religion: Misconceptions, Marginalization, and the Impact of Western Thought(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۴۴
This paper explores the nature of African religion and the role of the role of Western misconception in influencing it. Historically, African religion has served as a yardstick of the values, principles, and philosophies that shape the daily lives and ethical frameworks guiding the African societies. It embodies a unique belief system, a reverence for a Supreme Being, and a deep connection to community and nature, among many others. However, the advent of Western institutional religion significantly altered this dynamic. Western thought systems often dismissed African religious practices as fetishistic, primitive, and inhumane among many other negative attributes, thereby marginalizing their religious practices and replacing them with Western Christian practices. Hence, this influence has as a result alienated and marginalizing the African people from their indigenous religion, which as well alters their Identity. Ironically, these Western practices promoted values and principles similar to those inherent in African philosophy but classified superior, so as to strip the Africans of their identity for easy control. In it on this note that this seminar paper critically examines these narratives, highlighting the authenticity, richness, and sanctity of African religion. With the intension of exposing the original nature of African religion, employing the method of conceptual and critical analysis, this seminar paper argues that African religion, far from being fetishistic embodies the totality of the reality of the African people; it is a sophisticated embodiment of moral principles, belief systems, spirituality, and a deep connection to the world.
۳۰۷.

خداناباوری همدلانه در بوته نقد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۸
,ویلیام رو با ارائه خوانشی جدید از استدلال قرینه ای شر بر آن است تا مبتنی بر اصل معرفتی خویش که «صدق یک گزاره را شرط ضروری در پذیرش عقلانیت آن نمی داند»، نظریه «خداناباوری همدلانه» را ارائه نماید و از «دوستانه گی معرفتی» در معقولیت باور به وجود خدا دفاع نماید. اگرچه چهل سال بعد، این نظریه را مورد بازبینی قرار می دهد و تنها به «دوستانه گی اخلاقی» معتقد می گردد. در این پژوهش، با روشی تحلیلی انتقادی، در پی ارزیابی نظریه خداناباوری همدلانه معرفتی یا اخلاقی و چالش های آن هستیم. یافته های پژوهش، نشان می دهد که با صرف نظر از ابهام در معنای معقولیت در اصل معرفتی رو، «دوستانه گی معرفتی» در یکسانی شواهد و ادله خداباوری و خداناباوری، پارادوکسیکال است و در «موقعیت شواهد برتر»، با چالش نسبی گرایی در معقولیت مواجه است و نظریه تعیّن ناقص نیز نمی تواند این معضل را توجیه کند. «دوستانه گی اخلاقی» نیز رویکردی هنجاری و معطوف به عمل کرد خداناباوران است و عقلانیت نظری را به عقلانیت رفتاری فرو می کاهد و به نظر می رسد می توان آن را در زمره الحاد جدید شمرد که مستلزم تضعیف خداباوری است.
۳۰۸.

تحلیل شأن عبادات در عملکرد معرفتی نفس (با تکیه بر اندیشه های صدرالمتألهین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۲
معرفت مهم ترین بعد وجودی انسان است و سایر ساحت های انسانی در ارتباط با ادراک و شناخت، اهمیّت می یابد. در دیدگاه ملاصدرا هر نفسی شایستگی لازم برای شناخت حقایق اشیاء را به حسب فطرت دارد. همچنین نفس دارای امکان استعدادی و قوه ی لازم برای کسب علوم است و داده های مورد نیاز آن برای ادراک توسط ابزاری به نام بدن تأمین می-شود و نفس با در اختیار گرفتن این داده ها، عمل ادراک را انجام می دهد. اما در این میان موانعی وجود دارد که بین نفس و حقایق عقلی حایل می شود که تا این موانع رفع نگردند، حقایق علوم از لوح عقلانی بر لوح نفسانی نقش نمی بندد. مسئله نوشتارحاضر اینست که در اندیشه صدرالمتألهین مهمترین موانع کدامند و چگونه می توان آنها را کنار زند؟ از اینرو با اتخاذ روش توصیفی و تحلیلی بدین نتیجه انجامیده است که اولین مانع، وجود جسم و ماده واشتغال نفس به تدبیر قوای جرمانی است. مانع دوم ظلمت ذاتی است که به خاطر کدورت امیال و انباشتگی است که بر اثر کثرت گناهان در صورت نفس ناطقه رخ می دهد. رفع این موانع توسط احکام شرعی و عبادات صورت می گیرد و غرض از اعمال و ریاضات بدنی این است که روح از عوارض حسّ و از امور مادی ظلمانی رها شود، هرچند رفع مانع امری سلبی وعدمی است وبالاصاله مقصود نیست. از اینرو فلسفه ی تشریع عبادات از بین بردن موانع موجود بر سر راه نفس برای رسیدن به تکامل و فیض علمی است. درصورت رفع موانع، مطابق حرکت جوهری، نفس بعنوان مقتضی در مسیر تکاملی خود راه می پیماید
۳۰۹.

تأثیر دین بر هویت فردی و اجتماعی از نگاه فارابی و کیرکگور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۲۱
این پژوهش به بررسی و مقایسه نظرات فارابی، فیلسوف اسلامی، و سورن کیرکگور، فیلسوف دانمارکی و پیشگام اگزیستانسیالیسم مسیحی، در مورد نقش دین در شکل گیری هویت فردی و اجتماعی پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش تحلیل تطبیقی تأثیرات دین بر هویت از دو دیدگاه متفاوت است. روش تحقیق تحلیل محتوای تطبیقی است که بر اساس منابع معتبر و متون اصلی این فیلسوفان انجام شده است. فارابی دین را نهادی اجتماعی می بیند که وحدت و انسجام جامعه را تقویت کرده و به تربیت انسان های فضیلت مند کمک می کند. او بر اهمیت رهبران دینی و فلسفی در هدایت جامعه به سوی کمال تأکید دارد و معتقد است که دین و عقل مکمل یکدیگر هستند. در مقابل، کیرکگور بر تجربه شخصی و درونی دین تأکید دارد و دین را مسیری برای یافتن معنای زندگی و مواجهه با اضطراب های وجودی می داند. او باور دارد که دین باید به صورت فردی و مستقیم تجربه شود تا هویتی معنادار و اصیل شکل گیرد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که هر دو فیلسوف به اهمیت بنیادین دین در شکل گیری هویت فردی و اجتماعی تأکید دارند، اما رویکردها و تحلیل های متفاوتی نسبت به این موضوع دارند. دیدگاه های فارابی بیشتر به نقش اجتماعی و سیاسی دین و تربیت انسان های فضیلت مند معطوف است، در حالی که دیدگاه های کیرکگور بر تجربه فردی و درونی دین و مقابله با چالش های وجودی متمرکز است. این تفاوت ها نشان می دهد که هر دو دیدگاه به نقش دین در تعیین هویت انسانی جایگاه والایی قائل هستند.
۳۱۰.

تحلیل وجودی معرفت در حکمت متعالیه و نسبت آن با نظریه مطابقت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۴
حکمت متعالیه صدرالمتألهین بر مبانی و مضامینی چون اصالت وجود، وحدت وجود و تشکیک مراتب آن استوار است و این مبانی در تبیین معرفت شناسی او نقش اساسی دارند. صدرا با طرح نظریه مساوقت علم و وجود، تفسیری وجودی از معرفت ارائه داده که در آن علم نه صرفاً امری ذهنی، بلکه نحوی از تحقق وجودی است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه تبیین وجودی از علم در اندیشه صدرا می تواند توجیهی برای معرفت در معنای عام آن و نظریه مطابقت فراهم آورد؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و از طریق بازخوانی آثار صدرا و برخی شارحان او، این مسئله را مورد مطالعه قرار داده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که معرفت در فلسفه صدرا در یک پیوستار تشکیکی از مراتب وجودی قرار می گیرد که در آن علم حصولی، بالمآل به علم حضوری بازمی گردد. در این راستا، صدرا «نظریه انشاء» را جایگزین «نظریه انطباع» کرده و معتقد است که ذهن، نه صرفاً دریافت کننده منفعل صور، بلکه خالق وجودات علمی در ساحت معرفتی خود است. از این منظر، نظریه مطابقت نیز نه به معنای انطباق صورت ذهنی با شیء خارجی، بلکه به معنای «حمل حقیقت بر رقیقت» در مراتب وجودی تعریف می شود. بدین ترتیب، فلسفه صدرا امکان ارائه «تبیینی وجودشناختی» از معرفت را فراهم می آورد که در آن دوگانگی میان ذهن و عین به نحوی بنیادین برطرف می شود.
۳۱۱.

بررسی و نقد ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت با رویکرد حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۴
نفس و بدن و ارتباط این دو جوهر، ازجمله مسائل فلسفه ذهن می باشد که در تمام مکاتب فلسفی ردپایی از این مبحث وجود دارد. فلسفه دکارت و حکمت متعالیه نیز ازجمله این مکاتب می باشند که طبق مبانی هر دو مکتب، این دو جوهر دارای ثنویت می باشند، با این تفاوت که دکارت قائل به ثنویت ذاتی نفس و بدن است و حکمت متعالیه، ثنویت تشکیکی این دو جوهر را مطرح می کند، اما اندیشه دکارت به دلیل غیرممکن بودن ارتباط دو جوهر مغایر توسط بسیاری از مکاتب فلسفی مورد نقد واقع شده است. از همین رو بررسی و نقد ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت با رویکرد حکمت متعالیه می تواند بسیاری از ضعف های دیدگاه دکارت را در این زمینه آشکار ساخته، راهکارهایی درخور جهت رفع این ضعف ها و اقناع اندیشه منتقدان ارائه دهد. در این مقاله، به روش توصیفی-تحلیلی، ابتدا به بررسی ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت پرداخته می شود، سپس راهکارهای دکارت بر اتحاد نفس و بدن ارائه می گردد و نهایتاً ثنویت ذاتی نفس و بدن در اندیشه دکارت با رویکرد حکمت متعالیه مورد نقد واقع شده، راهکارهایی در این زمینه ارائه می شود که طبق این راهکارها می توان با قائل شدن به وجود ویژگی های مادی نفس، در ابتدای آفرینش، نفس و بدن را متحد با یکدیگر دانست و استقلال نفس از بدن را آن هنگام مطرح کرد که این جوهر به سیر در مراتب کمالی پرداخته، به تجرد تام برسد.
۳۱۲.

A Small Catechism for Univocity in Theology(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۳
The following article discusses the problem of univocity in theology. It considers the classical dilemma that univocal terms used of God and human beings compromise God’s mystery while terms used equivocally of each compromise knowledge of God. One solution is that all terms used of both are analogous. Critical arguments against univocity, equivocity, and analogy are considered. Modern analysis of analogy identifies significant problems with the theory, prompting reconsideration of arguments against univocity since equivocity holds no promise for theological knowledge. Our thesis is that these arguments have plausible responses and propose a way of conceiving univocity in theology.
۳۱۳.

تحلیل خاستگاه اخلاقی دین با تکیه بر آرای قرآنی و کلامی شیخ مفید(ره)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۳
همواره پژوهش در باب مسئله که خاستگاه دین یکی از مسائل اصلی و مهم در حوزه دین پژوهی بوده است. فلاسفه، متکلمین نسبت به این مسئله بی تفاوت نبوده اند و برای این پرسش که خاستگاه دین چیست؟ رهیافتهایی داشته اند. شیخ مفید(ع) که از میان متکلمین دارای تبحر فوق العاده ای در حوزه علم کلام و شناخت قرآن است، پاسخ های ارزشمندی را برای این سوال ارائه نموده است. از این پژوهش حاضر بر آن است که به بررسی و تحلیل خاستگاه اخلاقی دین از منظر این متکلم ارجمند امامیه بپردازد که در نتیجه می تواند پاسخ مناسبی به پرسش مذکور را ارائه نماید. فطرت الهی انسان، فلسفه ی خلقت بشر و انگیزه ی انسان برای کسب معرفت الهی از مواردی هستند که شیخ مفید(ره)، از آنان به عنوان خاستگاه های دین یاد می کند زمینه های اخلاقی دارند. از موارد دیگری که این متکلم شیعه، از آنان به عنوان خاستگاه دین نام می برد، می توان به عدل الهی و ضرورت وجود راهنمای الهی برای انسان اشاره نمود نیز به بیان خاستگاه اخلاقی دین می پردازد. که مورد اخیر را می توان مهم ترین و مفصل ترین بحث پیرامون خاستگاه اخلاقی دین برشمرد. در این موضوع به بحث ضرورت وجود پیامبران و ضرورت وجود امامان معصوم (ع) به صورت جداگانه پرداخته می شود. محقق بر آن است تا در این پژوهش به موارد ذکر شده از منظر دیدگاه کلامی شیخ مفید(ره) به تفصیل بپردازد و با توجه به قدرت و تبحر کلامی شیخ مفید(ره) توانسته است پاسخ مناسبی به پرسش مذکور را ارائه نماید.
۳۱۴.

بررسی مفهوم آزادی استعلایی و نسبت آن با مسئولیت اخلاقی از منظر کانت براساس مفهوم دیگری نزد لکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۹
آگاهی غیرقصدی و بی واسطه پیشاپیش هیچ نسبتی با دیگری ندارد. در حالی که آزادی همواره با دیگری در نسبت است و نسبت نداشتن با دیگری اساسا پای آزادی را به میان نمی کشد. از این رو آزادی هیچ گاه مسئله آگاهی نمی شود. این رویکرد آگاهی محور اساسا نگاهی به بیرون از خود ندارد چه این که منشا و ایده حقیقت را در درون و بدون وساطت دیگری پی می گیرد. دیگری در تمام اشکال آن رقیب آزادی است به این مفهوم که اجازه نمی دهد هر گونه مفصل بندی زبانی خارج از محدوده آن شکل بگیرد و همه عناصرِ توهمی خودآیین را در خود فرو می بلعد. در عین حال نسبت به نوعی آگاهی بازتابی و شناخت خود به مثابه ایگو راهی جز مواجهه با دیگری نیست. مضافا پیوند آزادی و مسئولیت اخلاقی نیز یکی از بنیادی ترین و دیرینه ترین مباحث اخلاق است که پیوندی میان سوژه، دیگری و عاملیت برقرار می کند. آزادی استعلایی کانت فضایی را به مثابه پشتیبان آزادی تجربی و به عنوان شرایط امکان تجربه آزادی برمی سازد. آزادی استعلایی و ناخودآگاه از این منظر نقش یکسانی در نسبت با مسئولیت اخلاقی ایفا می کنند.
۳۱۵.

کاوشی در متعلّقاتِ نقد اخلاقی در دنیای هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۷
هدف: موضوع اصلی جستار حاضر یافتن متعلّقات نقد اخلاقی در دنیای هنر است. این پژوهش می کوشد تا نشان دهد که دامنه نقد اخلاقی فراتر از آثار هنری است، که سنّتاً مهمّ ترین موضوع نقد اخلاقی بوده است. بنابراین، در پی کشف سایر متعلّقات نقد اخلاقی در دنیای هنر، تبیین چگونگی نقد در هر کدام از این حوزه ها، و اهمّیّت آن برمی آید، تا به طریقی چارچوبی جامع برای ارزیابیِ اخلاقیِ کلّ دنیای هنر عرضه کند.روش پژوهش: پژوهش با رویکردی کیفی و تحلیلی، از روش تحلیل مفهومی و استقرایی بهره می برد. داده ها از متون تاریخی، نظریه های فلسفی و مطالعات موردی در هنر استخراج شده است. این روش ترکیبی از بررسی های نظری و عملی را به کار می گیرد تا چارچوبی مستحکم ارائه دهد.یافته ها: پژوهش یازده متعلق اصلی برای نقد اخلاقی در دنیای هنر شناسایی می کند و در هر مورد به تبیین چگونگی نقد از طریق آوردن مثال هایی می پردازد و در نهایت توضیح می دهد که چرا نقد اخلاقیِ حیطه مذکور اهمّیّت دارد: (1) آثار هنری، (2) فرآیند هنرآفرینی، (3) هنرمند، (4) مخاطب، (5) فرآیند ادراک هنری، (6) فراورده نقد هنری، (7) منتقد، (8) فرایند عرضه هنر، (9) عرضه کنندگان هنر، (10) فرآیند تعلیم و تربیت هنری، (11) معلّمان و مربّیان هنر.نتیجه گیری: این جستار، با ارائه چارچوبی نظری و عملی، نشان می دهد که گسترش نقد اخلاقی به تمامی این ابعاد نه تنها ضروری است، بل نقشی اساسی در ارتقای استانداردهای اخلاقی در دنیای هنر و جامعه دارد. در مقابل، نادیده گرفتن این جنبه ها، فرصت هنر برای ایفای نقش مثبت اخلاقی را محدود خواهد کرد.
۳۱۶.

Building Sustainability: Crip Time and Disability Justice in the Spanish Medical Industrial Complex(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۹۶
This paper examines the intersection of Crip Time and Disability Justice within the Spanish medical-industrial complex, uncovering the systemic barriers faced by disabled individuals, particularly those with chronic pain and fatigue. It argues for a paradigm shift toward more inclusive and sustainable healthcare temporalities that prioritize care, interdependence, and accessibility over efficiency and productivity. Building on the history of healthcare activism in Spain, with a focus on movements such as Marea Blanca, the paper integrates the principles of Disability Justice and Crip Theory to critique the rigid temporal structures imposed by medical institutions. These structures marginalize disabled individuals by enforcing normative timelines that fail to accommodate their lived experiences. The chapter highlights the necessity of rethinking healthcare systems to embrace temporalities that sustain well-being and challenge the austerity-driven logic of the Medical Industrial Complex. This paper analyzes Spanish healthcare settings and draws on previous experiments in Disability Justice activism for citizens living with chronic pain or chronic fatigue to envision a future of healthcare grounded in justice and sustainability. It advocates for flexible, patient-centered care models that respect and adapt to diverse temporalities. This approach proposes a shift in public healthcare policies toward long-term collective flourishing and equity.
۳۱۷.

بررسی چالش ها وکارکردهای معرفت شناسی دینی از دیدگاه پلانتینگا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۱۲
تعریف ها و دیدگاه های گوناگونی درباره علم دینی، نشان دهنده تنوع فکری دراین باره است. نظریه علم دینی، معرفت شناسی اصلاح شده یا معرفت شناسی باور دینی آلوین پلانتینگا به عنوان یکی از نظریه های برجسته در این حوزه در محافل علمی غرب و شرق توجه ویژه ای را به خود جلب کرده است. نهادینه شدن این نظریه می تواند به ایجاد تحولی سترگ در سطح جهانی بینجامد. پژوهش پیش رو، به شیوه تحلیلی _ توصیفی و مطالعات اسنادی، به بررسی چالش ها و کارکردهای نظریه معرفت شناسی باور دینی (اصلاح شده) آلوین پلانتینگا پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد چالش هایی مانند تقابل علم دینی با علم الحادی، نهادینه شدن طبیعت به جای خلقت، چالش مبناگرایی کلاسیک، چالش قرینه گرایی، چالش داستان تکاملی حیات، چالش تجربه گرایی، در حاشیه بودن دین و استقرار علم بر مبانی تفکر الحادی، ازجمله چالش ها و موانع اصلی در راه تحقق علم دینی هستند. کارکردهای این نظریه هم دربردارنده رویکرد حداکثری به دین، منبع شدن علم در تولید دین، گستردگی باورهای پایه (بدیهی)، شکست تحدید علم، توسعه توجیه باورهای معرفتی، رونق دوباره مسیحیت و توسعه احکام عقل است. با رفع چالش های یادشده و تحقق کارکردهای مزبور، زمینه برای حاکمیت دوباره دین در امور گوناگون اجتماعی فراهم می شود. این پژوهش، بر اهمیت این نظریه به عنوان راهکاری برای روبه روشدن با چالش های معاصر و بهره برداری از فرصت های پیش رو تأکید می کند.
۳۱۸.

اثربخشی قصه گویی بر یکپارچگی اخلاقی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی قصه گویی بر یکپارچگی اخلاقی کودکان پیش دبستانی صورت گرفت. روش پژوهش آزمایشی بوده و از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان پیش دبستانی در شهر نورآباد در سال 1402-1401 بود. به منظور انجام این پژوهش دو کلاس کودکان پیش دبستانی( یک کلاس با 24 کودک در گروه آزمایش و کلاس دیگر با 21 کودک در گروه کنترل) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مقیاس یکپارچگی اخلاقی کودکان (CMIS) بود. پس از ترجمه نسخه اصلی ابزار، روایی صوری مقیاس توسط متخصصان حوزه آموزش و حوزه آموزش اخلاق تأیید گردید و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ (82/0a=) محاسبه شد. داده های به دست آمده با روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که میانگین متغیر یکپارچگی اخلاقی کودکان پیش دبستانی و زیر مقیاس های همدلی، احترام و شجاعت بیشتر از گروه کنترل بود اما در میانگین زیر مقیاس صداقت، تفاوت معنی داری بین دو گروه آزمایش و کنترل وجود نداشت (05/0>p)؛ بنابراین می توان قصه گویی را به عنوان یک روش تدریس مؤثر در آموزش ارزش های اخلاقی و یکپارچگی اخلاقی کودکان پیش دبستانی در نظر گرفت.
۳۱۹.

اثربخشی آموزش فلسفه بر قضاوت اخلاقی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش فلسفه بر قضاوت اخلاقی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر متوسطه اول انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری کلیه دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر ایلام در سال تحصیلی 1401-1400 بودند (4200N=). نمونه 30نفر از دانش آموزان بودند که به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابتدا از دو منطقه آموزش و پرورش شهر ایلام یک منطقه و از بین مدارس دخترانه متوسطه اول یک مدرسه و از بین دانش آموزان، 30 نفر به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش 11جلسه تحت آموزش فلسفه قرارگرفتند و گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. برای اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه مهارت های اجتماعی ماتسون (1983) و پرسشنامه قضاوت دورگانداسینها و میراوارما (1998) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از کوواریانس چندمتغیره و یک متغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد آموزش فلسفه بر بهبود قضاوت اخلاقی (353/35=F و 001/0=p) و مهارت های اجتماعی (مهارت های اجتماعی مناسب 883/84=F و 001/0=p، رفتارهای غیراجتماعی 017/63=F و 001/0=p، پرخاشگری 375/105=F و 001/0=p، برتری طلبی 073/38=F و 001/0=p و رابطه با همسالان 369/85=F و 001/0=p) مؤثر بوده است (05/0>p). نتیجه گیری می شود، از برنامه فلسفه می توان به منظور بهبود قضاوت اخلاقی و بالابردن مهارت های اجتماعی دانش آموزان به عنوان یک روش مداخله ای مؤثر استفاده کرد.
۳۲۰.

نقش مرگ اندیشی در تحقق آزادی از دیدگاه ملاصدرا و هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۵
مسئله این مقاله بررسی تطبیقی نقش مرگ اندیشی در تحقق آزادی در نگاه ملاصدرا و هایدگر است. مرگ اندیشی نزد این دو فیلسوف ارتباط وثیقی با مسئله آزادی دارد. آزادی صدرایی به معنای «فراروی در تعالی» و «تقرب به حقیقت نامتناهی از طریق معرفت نفس» و آزادی هایدگری به معنای «برون ایستایی و فراروی در بستر پرسش از هستی» است. مرگ صدرایی یعنی «ورود به ساحت و عوالم باطنی» و مرگ هایدگری یعنی «نه دازاین». این مقاله با استفاده از آثار این دو فیلسوف و شارحان آنان با روش توصیفی_تحلیلی به تبیین حقیقت آزادی، اسارت، مرگ اندیشی و مقومات آن و نقش مرگ اندیشی در آزادی نزد آنان، و سپس به صورت تحلیلی_تطبیقی به مقایسه این دو دیدگاه پرداخته است. نتایج: فلسفه هایدگر دارای نقصان بوده و برتری با دیدگاه ملاصدرا است. کاستی های دیدگاه هایدگر که با فلسفه ملاصدرا می توانند التیام یابند: یک) غفلت از ابعاد مجرد انسان و ادله آن. دو) نگاه پاره خطی به حقیقت انسان؛ غفلت از مبدأ و معاد. سه) ضعف در ترسیم آزادی ایجابی (مقصد آزادی). چهار) فقدان مسئله اخلاق و آزادی اخلاقی. پنج) عدم ارائه برنامه عملی (شریعت) برای تحقق آزادی. شش) نداشتن تصور درستی از حقیقت معاد به مثابه ظرف ظهورِ باطن، نه ظرف حدوث. هفت) عدم انسجام وجودشناسی، خداشناسی و معادشناسی. بنابراین فلسفه و آزادی هایدگری بدون نظریه وحدت شخصی یا سریانی صدرایی (برای تامین عقبه و مبدأ انسان) و نظریه انکشاف، خلاقیّت نفس و تجسم اَعمال صدرایی (برای تامین فرارو، معاد، تجرد و جاودانگی انسان)، به کمال نمی رسد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان