ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۶۱.

Consciousness and Education: A Neurophenomenological Take on Contemplative Pedagogy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۱
Objective: To investigate how contemplative pedagogy—rooted in contemplative consciousness—can reframe educational paradigms by leveraging a neurophenomenological understanding of consciousness as an irreducible, embodied, and emergent phenomenon. Method: This study adopts a neurophenomenological methodology, integrating first-person experiential insights with third-person perspectives on neural, bodily, and environmental dynamics. The framework is applied to pedagogical strategies that foster contemplative modes of consciousness across four interrelated dimensions: internal awareness, embodied action, intersubjective empathy, and contextual systems. Result: Contemplative pedagogy manifests across four interconnected domains: 1) Internal dimension: Self-exploration and identification through “innernet” consciousness techniques. 2) External dimension: Enacted embodiment via processes of autopoiesis, emergence, and enaction. 3) Intersubjective dimension: Cultivation of empathy, compassion, and contemplative states such as emptiness and groundlessness. 4) Interobjective dimension: Engagement with social structures, extended systems, institutional contexts, and their influence on consciousness. These domains reveal how contemplative pedagogy intentionally cultivates consciousness in holistic and transformative ways. Conclusion: Framed through a neurophenomenological lens, contemplative pedagogy offers a rich, multidimensional educational paradigm that bridges consciousness theory and pedagogical practice. It underscores the potential for education to cultivate deeply embodied and relational forms of understanding, thus reframing learning as a transformative process rooted in contemplative consciousness.
۱۶۲.

نگاه شوپنهاور به دین: دین به عنوان ابزاری برای رهایی از رنج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۸
شوپنهاور رنج را به عنوان یکی از ویژگی های بنیادی و اجتناب ناپذیر وجود انسان معرفی می کند که ناشی از اراده ای کور و بی هدف است. این اراده هیچ گاه به پایان نمی رسد و همواره در جستجوی ارضای تمایلات و خواسته های انسان است. در این نگاه، هرگونه میل و خواسته ای که انسان ها تجربه می کنند، به طور هم زمان با رنجی همراه است، زیرا این خواسته ها هرگز به طور کامل ارضا نمی شوند و تنها به ایجاد خواسته های جدید می انجامند. شوپنهاور معتقد است که این چرخه ی بی پایان خواسته ها و ارضا نشدن آن ها که ناشی از اراده است، تنها منبع اصلی رنج های بشری است. او آموزه های زاهدانه و نفی اراده را به عنوان حس رهایی معرفی می کند، این مقاله در چارچوب روش توصیفی تحلیلی به بررسی نگاه شوپنهاور به دین می پردازد و نشان می دهد که چگونه دین در نظر او می تواند تسلی بخش باشد، اما به طور هم زمان محدود و توهمی است. هدف مقاله این است که باوجود بدبینی عمیق شوپنهاور به هستی، موضع او نسبت به کارکرد دین چگونه است. نتیجه به دست آمده این است که شوپنهاور موضعی میانه دارد: او دین را نه کاملاً رد می کند و نه آن را به عنوان حقیقت بنیادین می پذیرد، بلکه دین را به عنوان یک ابزار اجتماعی و روان شناختی در نظر می گیرد، نه یک حقیقت مطلق متافیزیکی.
۱۶۳.

امکان یا امتناعِ قیاس ناپذیریِ زبان شناختی در پژوهش های تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۴
پژوهشگران مطالعات تطبیقی بر این باورند که دشوارترین چالشِ پیش روی محققانِ این حوزه، در وهله ی نخست، امکان یا امتناع قیاس پذیری میان سنت ها، فرهنگ ها و مکاتب فکری مختلف می باشد. این دشواری بیش از هر چیز در حوزه ی پژوهش های تطبیقی در فلسفه و الهیات، خود را نشان می دهد. فیلسوفانی که دغدغه ی کاوش های تطبیقی در متون و فرهنگ های سنت های فلسفی کهن داشته اند، خود را با انبوهی از اصطلاحات و واژگانی مواجه می دیدند که یافتن معادلی برای آنها کار بسیار سختی بوده است. در جستار حاضر با اشاره به سه نوع قیاس ناپذیریِ بنیادی، ارزش گذارانه و زبان شناختی، به دو رویکرد کلی در خصوص امکان یا عدم امکانِ قیاس ناپذیریِ زبان شناختی توجه خواهیم نمود. از یک سو به دیدگاه کسانی چون دیویدسون اشاره خواهیم کرد که در برابر کسانی چون مک اینتایر، از قیاس پذیری و امتناع قیاس ناپذیری میان سنت ها و فرهنگ های مختلف دفاع می کنند، و از سوی دیگر، به نقد و ارزیابی این دو رویکرد کلی خواهیم پرداخت. در مسئله ی قیاس ناپذیریِ زبان شناختی، تأکید بر این است که با توجه به اصطلاحات، زبان و زمینه و زمانه ی متفاوتی که این دو در فرهنگ های مختلف شکل می گیرند، آیا همچنان امکان این وجود دارد که فرهنگ ها و سنت ها و مکاتب فکریِ برآمده از آنها را با یکدیگر مقایسه کنیم یا خیر.
۱۶۴.

تبیین فلسفی تکامل برزخی نفس بر اساس نظریه «حرکت در مجردات» استاد فیاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۶
تکامل برزخی نفوس انسانی در رهیافت وحیانی امری مسلّم و قطعی است، ولی از جنبه بحث فلسفی با اشکال مهم «استحاله حرکت در مجردات» مواجه است. حکمای حکمت مشاء با اقامه براهینی از جمله «برهان قوه و فعل» بر اثبات وجود هیولا در اجسام به مثابه جزء جوهری مستقل از صورت و نفی این جزء جوهری در وجود جوهر مجرد به علت بساطت آن، وجود هیولا را مصحح حرکت در جواهر جسمانی و فقدان آن در جواهر مجرد را مانع پذیرش حرکت در آنها می دانند؛ ازاین رو در تبیین فلسفی تکامل برزخی نفس دچار مشکل شدند و نهایت توجیه فلسفی که در این مسئله ارائه دادند، کلام فارابی است که تکامل نفوس در برزخ را به واسطه تعلق نفس به اجرام سماوی می داند. ملاصدرا برای جمع بین حرکت و تجرد و پاسخ به استحاله «حرکت در مجردات»، به ساحت جسمانی نفس متمسک می شود و وجود قوه و هیولا در ساحت جسمانی نفس را مصحح حرکت جوهر مجرد (نفس) می داند، ولی با مفارقت نفس از ساحت جسمانی با اشکال نیازمندی حرکت به هیولا مواجه می شود که از این نقطه بحث اضطراب ظاهری کلمات ملاصدرا آغاز می گردد و به حسب ظاهر حرکت جوهری نفس در حیات برزخی از منظر وی مصحح حرکت را ندارد و این مسئله پس از وی مورد تحقیق اندیشمندان قرار گرفت، ولی به درستی راه حلی ارائه نشد؛ اما استاد فیاضی با ابطال براهین مثبت هیولا و جواز حرکت در مجردات، به تبیین فلسفی تکامل برزخی پرداخته است. در این مقاله با روش توصیفی انتقادی پس از طرح اجمالی اندیشه های مشاء و حکمت متعالیه درباره تکامل برزخی نفس، اندیشه های استاد فیاضی را به تفصیل ارزیابی و پذیرفته است.
۱۶۵.

بررسی فلسفه آزادی و رخداد در اندیشه هیدگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۳
هدف: پژوهش حاضر به بررسی مفهوم آزادی و رخداد در اندیشه مارتین هایدگر، فیلسوف برجسته آلمانی، می پردازد. هایدگر با ارائه تحلیلی نوین از مفاهیم وجودی، آزادی را نه به عنوان یک ویژگی انسانی، بلکه به مثابه شرط امکان ظهور هستی و حقیقت در نظر می گیرد. در این مقاله، با تمرکز بر آثار متأخر هایدگر به ویژه «رخداد»، نشان داده می شود که چگونه آزادی به عنوان امری مرتبط با رخداد، زمینه ساز تجلی حقیقت و گشودگی به سوی هستی است. رخداد به عنوان رویدادی بنیادین، امکان مواجهه اصیل انسان با هستی را فراهم می کند و آزادی در این چارچوب، به معنای مشارکت در این گشودگی و پذیرش مسئولیت در قبال آن است. روش کار: این پژوهش با روش تحلیلی-تفسیری و با استناد به متون اصلی هایدگر، تلاش می کند تا ارتباط میان آزادی و رخداد را به عنوان دو مفهوم کلیدی در فلسفه او تبیین کند. یافته ها: یافته های این مقاله نشان می دهد که آزادی در اندیشه هایدگر، نه تنها به معنای رهایی از قیود بیرونی، بلکه به عنوان امری وجودی و مرتبط با حقیقت هستی، فهمیده می شود. در اندیشه هایدگر، رخداد لحظه ای است که امکان آزادی تحقق می یابد. رخداد، شکستن پوسته ی عادت ها و روبرو شدن با حقیقت هستی است که به انسان امکان می دهد تا به آزادی دست یابد. نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی پژوهش نشان داد که هایدگر آزادی را نه به عنوان انتخاب آزادانه فرد، بلکه به عنوان امکان گشودگی بر هستی تفسیر می کند. همچنین، رخداد در اندیشه هایدگر لحظه ای است که امکان آزادی تحقق می یابد. زبان نیز نقش محوری در شکل گیری آزادی و تجربه رخداد دارد.
۱۶۶.

بررسی دوره های آموزشی مستمر و مهارت محور بر افزایش کارایی و رضایت شغلی کارکنان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر دوره های آموزشی مستمر و مهارت محور بر افزایش کارایی و رضایت شغلی کارکنان است.روش کار: این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر داخلی و خارجی انجام شده است. نتایج: در این پژوهش، نقش آموزش های مداوم و مبتنی بر مهارت در ارتقای دانش، توانمندی های شغلی، انگیزه و تعهد کارکنان مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که آموزش های مستمر و مهارت محور نه تنها موجب به روزرسانی دانش و مهارت های تخصصی کارکنان می شود، بلکه با افزایش اعتماد به نفس، انگیزه و رضایت شغلی، بهبود عملکرد و کاهش نرخ ترک خدمت نیز همراه است. چالش هایی نظیر عدم نیازسنجی صحیح، مقاومت کارکنان در برابر تغییر و نبود ارزیابی اثربخشی، می تواند اثربخشی این آموزش ها را کاهش دهد. در پایان، راهکارهایی برای بهبود کیفیت و اثربخشی دوره های آموزشی در سازمان ها ارائه شده است. امروزه در عصر دانش، توسعه منابع انسانی به عنوان یکی از ارکان اصلی موفقیت سازمان ها مطرح شده است. سرمایه انسانی، به عنوان تنها منبع قابل توسعه درون سازمان، نقش کلیدی در رقابت پذیری، نوآوری و دستیابی به اهداف بلندمدت سازمانی ایفا می کند.نتیجه گیری: چالش هایی نظیر عدم نیازسنجی صحیح، مقاومت کارکنان در برابر تغییر و نبود ارزیابی اثربخشی، می تواند اثربخشی این آموزش ها را کاهش دهد. در پایان، راهکارهایی برای بهبود کیفیت و اثربخشی دوره های آموزشی در سازمان ها ارائه شده است.
۱۶۷.

بررسی چالش های عینیت ذات و صفات الهی از منظر حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۳
مسئله چگونگی ارتباط ذات و صفات الهی همواره در تاریخ فکر بشری و اسلامی محل نزاع و مورد بحث و مناقشه بوده و دیدگاه های متنوعی درباره آن شکل گرفته است. دیدگاهی که به صورت عام به فیلسوفان، عارفان، متکلمان امامیه و معتزله نسبت داده شده است عدم زیادت صفات بر ذات الهی است. دیدگاه منتسب به اشاعره زیادت صفات الهی بر ذات اوست. اشکالات عینیت ذات الهی با صفات عمدتاً از ناحیه اشاعره بیان شده است و با پاسخ متفکران اسلامی روبرو شده است. حکمت متعالیه مدعی است که سایر نحله های فکری قادر بر پاسخ به این اشکالات نیستند. متألهان حکمت متعالیه با اتخاذ مبنای تشکیک در وجود، تبیین انواع حمل و ارائه معیارهای مختلف در چگونگی انتزاع و تحقق مفاهیم به پاسخ از اشکالات پرداخته و تلاشی موفق در این مسیر داشته اند. روش ما در این مقاله، تتبع و پژوهش کتابخانه ای به همراه تحلیل عقلی یافته های پژوهش است.
۱۶۸.

مقایسه نظریه بازنمایی ابن سینا با نظریه افلاطون و ارسطو با تأکید بر حل چالش های نوین این نظریه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۶
نظریه بازنمایی افلاطون و ارسطو کهن ترین نظریه در عرصه فلسفه هنر است که تا قرن نوزدهم رقیب نداشت. در طول قرن نوزدهم، بیستم و معاصر، نقدهای متعددی به نظریه بازنمایی مطرح شده است. این نقدها در دو دسته کلی جامع افراد و مانع اغیار نبودن این نظریه، قابل دسته بندی اند.در این پژوهش بعد از تحلیل نظریه بازنمایی افلاطون و ارسطو و نقل مهمترین نقدهای مطرح شده، به طرح و تبیین نظریه بازنمایی از منظر ابن سینا پرداخته ایم. هدف این پژوهش نشان دادن این حقیقت است که نظریه بازنمایی ابن سینا متفاوت است و می تواند به اکثر چالش ها و نقدهای معاصر به نظریه بازنمایی را پاسخ بدهد. روش این تحقیق تحلیلی_تطبیقی است. طبق یافته های این پژوهش، نظریه بازنمایی ابن سینا، هم به لحاظ کمّی و هم به لحاظ کیفی، متفاوت از نظریه بازنمایی افلاطون و ارسطوست. ابن سینا به طور مبسوط تر به اقسام بازنمایی، منشاء و غایت آن پرداخته است. ابن سینا بازنمایی را ذاتی خیال و تخیّل می داند. بنابراین هرجا خیال و تخیّل هست، بازنمایی هم حضور دارد. ابن سینا بین قوّه خیال و تخیل تفکیک قائل می شود. قوه تخیل در آثار ابن سینا قوّه ای است که در صور خیالی و دیگر صور مخزون ذهنی، دخل و تصرف می کند و صور جدید ابداع می نماید. نوآوری این پژوهش از جهت تبیین و اثبات این ادعاست که با نظریه بازنمایی خیالی و تخیلی ابن سینا می-توان آثار هنری قرون معاصر(مدرنیسم و پست مدرنیسم) را تبیین و تفسیر کرد و به نقدهای مطرح شده، پاسخ منطقی داد.
۱۶۹.

شناسایی مؤلفه های انسان فرهیخته از منظر فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفه های فلسفی انسان فرهیخته بود. رویکرد پژوهش، کیفی با پارادایم تفسیری بود و از روش های پژوهش اسنادی - کتابخانه ای، توصیفی - تحلیلی و روش پژوهش «تحلیل فلسفی» از نوع تحلیل تجزیه ای، بهره برده شد. میدان پژوهش، شامل 11 نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال تحصیلی 1402- 1401 بود که با استفاده از نمونه گیری هدف مند معیارمحور، انتخاب شدند. ابزار پژوهش، شامل مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته محقق ساخته بود. یافته های پژوهش در سه زمینه: مؤلفه های دانشی، مؤلفه های اخلاقی و مؤلفه های شخصیتی ارائه شد. نتایج نشان داد که به طورکلی، افراد فرهیخته از منظر فلسفی، در هر سه زمینه دانشی، اخلاقی و شخصیتی دارای ویژگی هایی خاص، متفاوت، برجسته و سرآمد، نسبت به دیگران اند. به طوری که هرگونه حرکت، گفتار یا رفتار افراد فرهیخته، سطح بالای فرهیختگی آنان را نشان می دهد. بااین حال، باید این نکته را در نظر داشت که افراد فرهیخته با یکدیگر متفاوت اند و کثرت نگرشی دارند و علی رغم داشتن اشتراکات زیاد، همه آنها در تمام معیارها یکسان نیستند؛ لذا به سختی می توان افرادی را یافت که تمامی این ویژگی ها را یکجا، دارا باشند.
۱۷۰.

تعامل عقل عملی و عقل نظری در فرآیند کمال وجودی انسان بر اساس فلسفۀ امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۶
این پژوهش با روش تحلیلی-استنباطی به بررسی تعامل عقل نظری و عقل عملی در فرآیند کمال وجودی انسان از منظر فلسفه امام خمینی می پردازد. نگارنده با تحلیل دو الگوی طولی و عرضی در نسبت این دو قوه، نشان می دهد که الگوی عرضی، که بر همکاری هم زمان هردو عقل تأکید دارد، با نظام فکری امام خمینی سازگاری بیشتری دارد. در این الگو، با وجود تقدم وجودی عقل عملی، هر دو قوه در تحقق معرفت و فعلیت یافتن آن در ساحت عمل، نقش مکمل و دوسویه دارند. مقاله در ادامه با تبیین پیوند این تعامل با قوس نزول و صعود اسماء الهی، بر نقش عقل عملی به عنوان راهبر سلوک وجودی انسان و مظهر تحقق اسماء اشاره می کند. نتیجه نهایی پژوهش آن است که تحقق کمال انسان، تنها در پرتو تعامل هماهنگ عقلِ ناظر به نظر و عقلِ ناظر به عمل در هر دو قوس ممکن می گردد؛ تعاملی که در نهایت به مقام «فناء فی الله» می انجامد و انسان را به مظهر جامع اسماء الهی بدل می سازد.
۱۷۱.

تمایز انتولوژیکال در اندیشه هایدگر: راه حلی برای معمای رابطه میان وجود، موجود و دازاین در کتاب وجود و زمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۳۱
این مقاله به بررسی سه گزاره ظاهراً متعارض در کتاب وجود و زمان می پردازد که به ارتباط میان موجودات، وجود و دازاین اشاره دارند. این تعارض از آنجا ناشی می شود که هایدگر از یک سو موجودات را مستقل از دازاین می داند و از سوی دیگر وجود را وابسته به فهم دازاین می پندارد. در این مقاله تلاش شده است تا با معرفی و تحلیل تمایز انتولوژیکال میان وجود و موجود که یکی از مفاهیم کلیدی در فلسفه هایدگر است، به رفع این تعارض ظاهری پرداخته شود. از طریق بررسی نقدهای هایدگر به رویکردهای رئالیستی و ایدئالیستی سنتی و با تکیه بر تحلیل فلسفی او از مفهوم دازاین، نشان داده می شود که این سه گزاره در چارچوب فلسفه وجودشناسانه هایدگر کاملاً سازگار هستند. از آنجا که نحوه وجودِ دازاین به مثابه فرارویِ بنیاد تمایز انتولوژیکال است، فهم همه انحاء وجودِ موجودات (و نه خودِ موجودات) من جمله مستقل بودن و وابسته بودن در دازاین ریشه دارد.
۱۷۲.

تمایز «ذات» و «وجود» در مابعدالطبیعه ابن سینا: بررسی متون و سیاق آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۵
دیمیتری گوتاس در کتاب مهم و نوآورانه اش با عنوان «ابن سینا و سنت ارسطویی» و همچنین در بسیاری از مقالات وزین دیگرش، بر نقش کلیدی مابعدالطبیعه در نظام فلسفی ابن سینا تأکید ورزیده است. رویکرد گوتاس نسبت به مابعدالطبیعه (همچنین نسبت به سایر شاخه های اصلی فلسفی) در آثار ابن سینا، بر اساس روش شناسی جامع ناشی از ارزیابی انتقادی فرضیات مطالعات پیشین، تجزیه وتحلیل عمیق متون اصلی، و بازسازی دقیق بافت تعلیمی و تاریخی آنها استوار است. برای تمام پژوهشگرانی که به مابعدالطبیعه ابن سینا (و حتی به روان شناسی و معرفت شناسی او) و به طورکلی به تفکرات مابعدالطبیعی در جهان عرب علاقه مند هستند، تحقیقات پیشگامانه دیمیتری گوتاس حقیقتاً ستودنی است. او با کاوش و نقشه برداری از قلمروهایی که تا حد زیادی بکر و ناشناخته بودند، و با ارائه چارچوبی مستحکم، درخشان و جامع از کل این حوزه، مسیر را برای پژوهش های تخصصی تر در آینده هموار کرده و گنجینه ای ارزشمند را برای علاقه مندان به این حوزه گشوده است.  به عنوان نشانه ای از قدردانی عمیق شخصی و در راستای پیروی از رویکرد استادانه گوتاس که در بالا توضیح داده شد، مقاله حاضر می کوشد تا تحلیلی بر یکی از مسائل مهم در مابعدالطبیعه ابن سینا ارائه دهد. مسئله موردبحث در این مقاله، همان طور که در شاهکار مابعدالطبیعی ابن سینا یعنی الهیات کتاب الشفا بیان گردیده، نظریه مشهور تمایز «ذات» و «وجود» است. مقاله حاضر به بررسی آخرین دستاوردهای پژوهشی، مهم ترین شواهد متنی مرتبط و ویژگی های اساسی این نظریه را در سیاق آن موردبحث قرار خواهد داد. تمایز ابن سینا بین «ذات» و «وجود» در موجودات مخلوق به خوبی شناخته شده است: برای مثال، یک مثلث یا یک اسب (با داشتن سه ضلع هندسی، بودن حیوانی چهارپا با سُم های صاف و یال و دمی بلند)، صرف نظر از وجود عینی آنها در خارج یا در ذهن انسان، دارای ذاتی مشخصی هستند. در الهیات شفا، عنصر کلیدی موردبحث ما، در المقاله الأولى [الفصل الخامس]، به مبحث کلیِ دو مفهومِ بنیادیِ «موجود» و «شیء» و ارتباط متقابل آن ها با یکدیگر اختصاص دارد. ازآنجایی که مفاهیم «موجود» و «شیء» به طورکلی معادل مفاهیمی چون «شیء ثبت له الوجود» و «شیء ثبت له الذات» هستند، توضیح تمایز (و ارتباط) آنها در این فصل، به نوبه خود، شامل تمایز بین «ذات» و «وجود» می شود.
۱۷۳.

نسبت «خود» با ویژگی استعاری: بسط هستی شناختی نظریه استعاره ریکور در پیوند با تفکر هیدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۳
هدف این مقاله بررسی دامنه و جایگاه نظریه استعاره ریکور ازجهتِ هستی شناختی است. ریکور امکان این بحث را به نحوی نوآورانه یادآوری کرده است اما در آثار خود چندان به آن نمی پردازد. برخی از متفکران این دیدگاه و امکان آن را مورد توجه و مطالعه قرار داده اند. ما در پژوهش حاضر می خواهیم نظریه استعاره ریکور را در نسبت با ساختار هستی شناختی «خود» یا دازاین تحلیل کنیم. به این منظور، با تمرکز بر مفهوم و ساختار  وجودی «خود»، میان رویکرد معناشناسانه ریکور و تفکر هستی شناسانه هیدگر نسبت و پیوند برقرار می کنیم. نشان خواهیم داد که چگونه «خود»، ازجهتِ ساختار هستی شناختی، ماهیتی با ویژگی استعاری دارد. برای مدلل کردن این ایده، نشان خواهیم داد که فهم و زمان، که از مفاهیم مشترک در تفکرات دو فیلسوف هستند، به عنوانِ وجهِ وجودیِ ساختارِ «خود»، از ویژگی استعاری برخوردارند. به این ترتیب، از سویی مبنایی هستی شناختی برای امکان ایجاد استعاره ها به دست می دهیم و از سوی دیگر وجه خلاق و تأویل پذیر ساختار استعاری خود را روشن می کنیم. این پژوهش ما را قادر می سازد که میان رویکردهای معرفت شناسی و هستی شناسی، از منظری تازه، پیوند برقرار کنیم.
۱۷۴.

بررسی امکان بازخوانی فلسفه علم پیچیدگی با استفاده از فلسفه هگل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۰
این پژوهش با تمرکز بر نسبت سنجی میان فلسفه هگل و علم پیچیدگی نگاشته شده است. درحالی که علم پیچیدگی غالباً به عنوان حوزه ای تجربی و مدل محور شناخته می شود، این نوشتار بر آن است که نشان دهد چگونه بنیان های فلسفی اندیشه هگل می توانند چارچوبی مفهومی برای فهم عمیق تر از پدیده های پیچیده فراهم آورند. روش کار، تحلیل تطبیقی مفاهیم کلیدی دو حوزه با اتکا به متون اصلی هگل و شارحان او از یک سو و آثار نظریه پردازان برجسته علم پیچیدگی از سوی دیگر می باشد. با تحلیل مفاهیمی چون «دیالکتیک»، «روح مطلق»، «مکر عقل»، «درون ماندگاری» و «واسطه مندی» در اندیشه هگل، و تطبیق آن ها با اصولی نظیر علیت صعودی و نزولی، خودسازمان دهی، نوخاستگی و تعامل اجزاء در سامانه های پیچیده، در مقاله نشان داده شد که میان این دو حوزه تقارن ها و هم پوشانی های معناداری وجود دارد. نوآوری پژوهش در ارائه خوانشی هگلی از پیچیدگی و صورت بندی نسبت های نااندیشیده میان این دو حوزه می باشد. در نهایت، استدلال می شود که فلسفه هگل می تواند بستری نظری برای ارتقای درک مفهومی از علم پیچیدگی فراهم سازد و راه را برای پژوهش های میان رشته ای در این زمینه هموار کند.
۱۷۵.

اثربخشی برنامه های آموزش تکنیک های خلاقیت محور بر ارتقای رشد تفکر خلاق در کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۲۰
پژوهشگران معتقدند دوران کودکی آغاز شکل گیری روند تفکر خلاق بوده و از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. تاکنون اثر متغیرهای فراوانی بر خلاقیت مورد بررسی قرار گرفته است؛ اما اثربخشی آموزش خلاقیت به صورت تلفیقی از تکنیک های مختلف خلاقیت بر ارتقای تفکرخلاق در کودکان پیش از دبستان به طور کامل بررسی نشده است. بر همین مبنا این پژوهش با هدف بررسی تأثیر به کارگیری آموزش تکنیک های مختلف خلاقیت بر افزایش تفکرخلاق کودکان پیش دبستانی با طرح چهار فرضیه اصلی مطرح شد. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی و با استفاده از پیش آزمون و پس آزمون بود. برای سنجش فرضیه های فوق، یک کلاس پیش دبستانی 15 نفره از یکی از مهدکودک های تهران به عنوان گروه آزمایش و کلاس دیگر نیز با 15 کودک در گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری آزمون تصویری تفکرخلاق تورنس فرم B بود که قبل و بعد از ارائه فعالیت های برنامه آموزش خلاقیت در 12 جلسه بکار گرفته شد. سپس برای تحلیل داده ها، از آزمون کوواریانس چندمتغیری و آزمون T استفاده گردید و نتایج نشان داد آموزش این برنامه بر تفکر خلاق کودکان پیش دبستانی اثر مثبت معنی دار داشته و باعث افزایش سطح تفکر خلاق در آنها شده است.
۱۷۶.

تبیین پارادایمِ پژوهشی «حیات طیبه» با تأکید بر آرای علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۱
حیات طیبه احیا حیاتی حقیقى، جدید، بالا و والاتر از حیات عمومى است که آثار تکوینی به همراه دارد. این مفهوم قرآنی می تواند بر انگاره های پیشرفت، بهروزی و خوشبختی دلالت کند. این انگاره ها در دنیای مدرن امروز، سامان بخش ساحت های متنوّع فعالیّت فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی هستند. به کارگیری گسترده حیات طیبه با دلالت های مختلف، موجب آشفتگی مفهومی و سرگردانی پژوهشگران در کاربست اصولی آن می شود. پارادایم پژوهشی به مثابه یک رویکرد با ایجاد بستری برای درک ماهیت دانش و روش های تولید آن، به محققان کمک می کند تا مفروضات و باورهای اساسی که به پژوهش آنها شکل می دهد را شناسایی کنند. بر این اساس هدف اصلی این پژوهش، تبیین چیستی پارادایم پژوهشی حیات طیبه مبتنی بر آرای علامه طباطبایی از طریق روش تفسیر متن محور و جمع آوری داده اسنادی است. پارادایم پژوهشی حیات طیبه با توجه به چهار عنصرِ هستی شناسی، ارزش شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی مبتنی بر آرای علامه طباطبایی پی ریزی شد و نمایان گشت که حیات طیبه در ساحت هستی شناسی از طریق سیر تدریجی در عوالم سه گانه (از ماده تا مثال و عقل) در قوس صعود محقق می شود. از منظر ارزش شناسی، ارزش نهایی این حیات در تحقق مقام خلیفه الهی نهفته است که با ایمان و عمل صالح و با درنظرگیری اصل تاروپودگی در حوزه روش شناسی به دست می آید. از نگاه معرفت شناسی نیز، درک و تحصیل این حیات، مشروط به سیر وجودی نفس و اعتباریات عملی است.
۱۷۷.

واکنشی صدرایی به ایده بازگشت الهیاتی با تأکید بر مسئله فعل خاص الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۴
از آنجا که تلاش اندیشمندان حوزه الهیات طبیعت در مساله فاعلیت خاص خداوند، همچنان به ارائه تبیین رضایت بخش توفیق نیافته است، برخی خواستار توجه به عناصر فلسفی الهیات طبیعی شده اند و ایده بازگشت از الهیات طبیعت به الهیات طبیعی را مد نظر قرار داده اند. پذیرش نوعی عدم تعین ریشه ای در بنیان همه تغییرات طبیعی، اساس اندیشه سیلوا یکی از مدافعان ایده بازگشت الهیاتی، در مقابل تبیینات مبتنی بر نظریات علمی (نظریات الهیات طبیعت همچون تئوری کوانتوم و نظریه آشوب) در پاسخ به مساله فعل خاص الهی است. او با بهره گیری از مفهوم علت مادی و پذیرش ماده به عنوان یکی از اجزاء هستی شناسانه ی اشیاء طبیعی، معتقد است این امکان، برای شیء وجود دارد که نسبت به پذیرش صور از مبادی گوناگون، منفعل باشد. وجود فاعل های طبیعی هیچ گاه مانع از آن نیستند که فاعل فراطبیعی، صورتی جدید در طبیعت، محقق کند. این امر که به فعل ابداعی و بی قاعده خداوند در عالم طبیعت، منجر می شود، در اندیشه صدرایی، با توجه به مسائلی چون، رابطه اتحادی ماده و صورت و نفی کون و فساد و نیز حرکت جوهری، جایگاهی ندارد. علاوه بر آن، با نفی فاعلیت خاص از خداوند و مجردات تام، فاعلیت نفس کلیه در عالم طبیعت، مبنای اندیشه صدرا و واکنشی در پاسخ به این مسئله می شود. علی رغم برخی وجوه مثبت، همچون رفع مشکل ارتباط زمانی فراطبیعت با طبیعت و رفع شکاف متافیزیکی میان آن دو و نیز بی نیازی از نظریه افلاک در توجیه تغییرات طبیعی، ابهام در ساز و کار فاعلیت نفس کلیه، روشن نبودن رابطه فعل این نفس با ماده پیشین حوادث، و تعارض آن با بحث صفات الهی، دلایل عدم ارائه تبیینی رضایت بخش در این خصوص می باشد.
۱۷۸.

بررسی و نقد تفسیر غزالی از نظریه ابن سینا در کیفیت علم خداوند به جزئیات(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۳۲
آنچه در این مقاله مورد پژوهش واقع شده یکی از مراتب علم خداوند است که بین دو اندیشمند بزرگ فلسفه و کلام اسلامی ابن سینا و غزالی مورد اختلاف است و آن مسأله کیفیت علم الهی به جزییات و پدیده های مادی است. شیخ الرئیس این علم را حصولی و بواسطه ی صور مرتسمه در ذات خداوند دانسته اما غزالی معتقد است که علم به امور جزیی اضافه ی محض هستند و می تواند در معلوم تغییر ایجاد کند و نسبت به دیدگاه ابن سینا در این زمینه معترض است تا جائیکه حکم تکفیر وی را صادر می کند. در این نوشتار با روشی توصیفی- انتقادی تلاش می شود تا منشأ این اتهام با مراجعه به آثار ابن سینا بررسی و نسبت ناروای کفر وی مورد نقد و بررسی قرار گیرد. نگارنده در پایان با ارائه شواهدی به این نتیجه می رسد که نه تنها ابن سینا علم حق تعالی را انکار نکرده بلکه به جهت حساسیت خاص وی که نشان از پایبندی او به تنزه ذات الهی از شائبه کثرت دارد؛ با تمسک به آیه شریفه ای از قرآن کریم به شیوه خاص خود علم خدا به جزئیات را علی نحو کلی اثبات و تبیین نموده است؛ شیوه ای که متکلمی چون غزالی از درک درست آن ناتوان بوده است.
۱۷۹.

Hegel, Concepts, and Computation(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۲
Gottfried Ploucquet, a teacher at the Tubingen seminary when Hegel was a student there, had been one of the few philosophers to take up Leibniz’s mathematized logic, including his project of reducing logic, and thought itself, to computational processes. In his Science of Logic, Hegel briefly discusses this project when expanding on his own “subjective” logic. The general tenor of the response is predictable. Computational logic seeks to mechanize conceptual processes, but conceptuality itself distinguishes free spiritual beings from machines. Beneath the surface, however, Hegel’s attitude to the relation of computation to conceptual reasoning is more complex. Here I argue that in Book I of his Logic, Hegel, following the approach of Plato in his late dialogues, treats a certain mathematical conception of number, the Neopythagorean triadic monad, as a model for the concept itself. In the section Quantity, Hegel focuses on the incommensurability between discrete and continuous quantities, the numbers of arithmetic and the lines, areas and volumes of geometry. This incommensurability had been discovered by the Pythagoreans and in his later writings, Plato had adopted a proposal for mediating it, attempting to generalize it to a solution of the conceptual incommensurability between the eternal realm of being and the transient realm of becoming. In line with Plato’s attempt, Hegel presents an account of the development of mathematical practices in which the concept of number from mere counting unit to a triadic form mediating numbers and geometric continua. This structure will in turn provide a model for his own later syllogism. This role for mathematics for Hegel is to be understood as in line with Plato’s later attempts to mediate being and becoming in ways in which eternal Ideas can be approximated in the form of worldly surrogates manifesting this triune structure. Conceptuality cannot be reduced to computation, but relations among computational processes nevertheless reveal much about the nature of conceptuality.
۱۸۰.

Hegel as Philosophy’s Shakespeare: drama and the unconscious(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۷
The break that Hegel introduces into the history of philosophy stems from the way that he transforms the basis for philosophical work from argument to drama. For this project, he takes Shakespeare as a paradigmatic figure and models his works on the structure of Shakespeare’s tragedies. Rather than asserting and defending concepts, Hegel places them in a drama. Whereas Shakespeare’s characters undergo a tragic denouement, Hegel’s concepts reveal their own inadequacy when Hegel reveals how they play out in the course of the Phenomenology of Spirit and the Science of Logic. By examining Hegel’s philosophy through the lens of Shakespeare’s plays, we can discover the nature of the epochal change that Hegel presents and what makes him such a divisive figure in the history of philosophy.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان