حمیدرضا پوراعتماد

حمیدرضا پوراعتماد

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۶ مورد.
۱.

نقش میزان استفاده از وسایل دیجیتال در پیش بینی مشکلات خواب و تغذیهِ خردسالان با علائم اختلال طیف اُتیسم زیر سه سال

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۲۲
هدف: دسترسی خردسالان به وسایل دیجیتال در سال های اخیر افزایش چشمگیری داشته است. افراد با اختلال طیف اُتیسم به دلیل علائق محدود و تکراری بیشتر از این وسایل استفاده می کنند. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین میزان استفاده از وسایل دیجیتال با مشکلات تغذیه و خواب خردسالان با علائم اختلال طیف اُتیسم انجام شد. روش: مطالعه حاضر از نوع مقطعی بود. 45 خردسال بین 16 الی 36 ماه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از چک لیست سبک زندگی، چک لیست ویرایش شده اُتیسم در کودکان نوپا (M-CHAT)، مقیاس درجه بندی اُتیسم گیلیام (GARS-2) و پرسشنامه مشکلات غذا خوردن (FPI) جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان استفاده شد. یافته ها: نتایج ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که میزان استفاده خردسالان از وسایل دیجیتال رابطه معنی داری با دیرخوابیدن (p <05، r=0/30)، علائق محدود غذایی (p <05، r=0/31)، رضایت مادر از غذاخوردن کودک (p <05، r=0/32) و نمره کل مشکلات تغذیه (p <05، r=0/31) در خردسالان دارد و به ترتیب 09/0، 11/0، 10/0 و 13/0 درصد از تغییرات مربوط به متغیرهای بالا را به طور معنی داری تبیین می کند. نتیجه گیری: استفاده بیشتر کودکان با علائم اختلال طیف اُتیسم از وسایل دیجیتال با تشدید مشکل دیر خوابیدن و تنوع غذایی محدود، نارضایتی مادر از رفتار تغذیه ای کودک و به طورکلی مشکلات تغذیه همراه است. ارائه مداخلات با هدف مدیریت استفاده خردسالان با علائم اختلال طیف اُتیسم از وسایل دیجیتال ضروری به نظر می رسد.
۲.

اثربخشی آموزش راهبردهای هدف گذاری در بهبود پیشرفت تحصیلی و دقت هدف گذاری دانش آموزان متوسطه اول

تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۵
در این پژوهش اثربخشی آموزش راهبردهای هدف گذاری مبتنی بر نظریه هدف گذاری بر بهبود هدف گذاری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه اول بررسی گردید. بدین منظور 79 دانش آموز پسر پایه هفتم با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای در قالب دو گروه آزمایشی و گروه گواه در پژوهش شرکت کردند. بسته آموزش راهبردهای هدف گذاری بر اساس نظریه هدف گذاری به وسیله پژوهشگران تدوین و در هفت جلسه برای دانش آموزان ارائه شد و تکالیف آن به وسیله دانش آموزان تکمیل گردید. جهت سنجش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از معدل نمرات پایانی امتحانات نیمسال اول به عنوان پیش آزمون و معدل نمرات پایانی نیمسال دوم به عنوان پس آزمون استفاده شد؛ نمره های هدف تعیین شده به وسیله دانش آموز برای نیمسال اول و دوم جهت سنجش هدف گذاری استفاده گردید. نتایج نشان داد که پیشرفت تحصیلی گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه به طور معناداری افزایش یافته است. درحالی که نمره هدف دانش آموزان گروه آزمایشی تغییری نکرده بود، خطای نمره هدف آنان به طور معناداری کاهش یافت که نشانگر بهبود و افزایش دقت هدف گذاری تحصیلی دانش آموزان است. آموزش راهبردهای هدف گذاری، افزون بر بهبود کیفیت هدف گذاری دانش آموزان، می تواند پیشرفت تحصیلی آنان را نیز تقویت کند.
۳.

طراحی معماری عملکردگرایانه مهدکودک و پیش دبستان تلفیقی کودکان دارای اتیسم و کودکان عادی: معرفی نیازها و ویژگی روانشناختی

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱۳
هدف: هدف این مطالعه شناسایی و معرفی نیازهای روانشناختی کودکان اتیستیک و کودکان عادی است تا در طراحی معماری مهدکودک و پیش دبستان تلفیقی با رویکرد عملکردگرایانه، اعمال شود. روش: روش این پژوهش کیفی از نوع تحلیل محتوی اسنادی-کتابخانه ای است. به این منظور نظریه های روانشناسی رشد و منابع اصلی روانشناسی بالینی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین دو مرحله جستجو انجام شد: 1) جستجوی کتابخانه ای در میان کتاب ها، مقاله ها، مجله ها و پایان نامه هایی که تا کنون در باره طراحی فضا برای کودکان عادی و کودکان اتیسم انجام گرفته است. 2) جستجوی منظم پایگاه های اطلاعاتی ایرانی و خارجی. یافته ها:در تحلیل ویژگی های کودکان عادی سه عامل روانشناختی شناسایی شد: مولفه های زیستی، مولفه های روانی و مولفه های اجتماعی. در ذیل این سه عامل، نه خرده مؤلفه یا نیاز سطح دو تعیین شد، مثل: نیاز به امنیت، نیاز به تعلق به محیط، نیاز به تحرک. در ادامه، این خرده مولفه ها با ویژگی های بالینی کودکان اتیستیک ترکیب شدند و فهرست مؤلفه های روانشناختی- معمالی دو گروه احصا شد که در پنج دسته قرار گرفتند: سازماندهی فضایی، آرامش، پیش بینی پذیری فضا، امنیت و بافت مصالح. با تشریح این عوامل، فهرست مختصاتی که باید در طراحی معماری لحاظ شوند بدست آمد. نتیجه گیری: اگر فضا متناسب با نیازها و ویژگی کودکان اتیستیک طراحی شود، اغلب امکانات و فرصت های رشدی بیشتری برای کودکان عادی به ارمغان می آورد و باعث افزایش ضریب امنیت، رفاه و آسایش کودکان عادی می شود. این نکته می تواند مشوق والدین کودکان عادی در استفاده از مهدکودک و پیش دبستان تلفیقی باشد. البته باید فضاهای جانبی برای آموزش و توانبخشی کودکان اتیستیک تعبیه شود.
۴.

عوامل خطرسازِ اضطراب در کودکان و نوجوانان با اختلال طیف اوتیسم: مروری نظام مند

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۰
زمینه و هدف: ازآنجایی که کودکان و نوجوانان با اختلال طیف اوتیسم احتمالاً اضطراب بیشتری نسبت به سایر همسالان تجربه می کنند، مطالعه عوامل خطرساز اضطراب آنها برای تشخیص دقیق و درمان، حائز اهمیت است. بدین تریت هدف از پژوهش حاضر، بررسی عوامل خطرساز اضطراب در کودکان و نوجوانان با اختلال طیف اوتیسم بود. منابع داده ها: برای به دست آوردن مقالات منتخب جهت ورود به تحلیل، از راهبرد جستجوی نظام مند استفاده شد. پنج پایگاه اطلاعاتی Scopus ، Sciencedirect ، PubMed ، OVID-PsycINFO و Springer با استفاده از ترکیبی از کلیدواژه های منتخب، جستجو شدند. روش: روش این مطالعه، مروری نظام مند بود. به همین منظور، پنج پایگاه اطلاعاتی در بازه های زمانی 2000 تا 2019 با استفاده از راهبرد جستجوی دقیق بررسی شدند. در نتیجه این جستجو، 377 مقاله بازیابی و بر اساس دستورالعمل پریزما و ملاک های ورود و خروج، 18 مقاله برای ورود به پژوهش انتخاب شدند. یافته ها: اگرچه یافته ها تا حدی متناقض بود، اما بر اساس یافته های بیشتر پژوهش ها می توان نتیجه گرفت که اضطراب در دختران و در کودکان و نوجوانان دارای سن بالاتر، نسبت به پسران و افراد سنین پایین تر، بیشتر است. به علاوه، کودکان با توانایی های شناختی بالاتر، شدت اختلال اوتیسم کمتر، و مشکلات اجتماعی بیشتر، علائم اضطرابی بیشتری را نشان می دهند. نتیجه گیری: یافته های حاضر مطرح می کنند که جنسیت، سن، کارکرد شناختی، شدت اختلال اوتیسم، و مشکلات اجتماعی باید به عنوان عوامل خطرساز بالقوه برای اضطراب هنگام ارزیابی کودکان و نوجوانان با اختلال طیف اوتیسم، در نظر گرفته شوند؛ بنابراین پیشگیری اولیه و درمان اضطراب در کودکان و نوجوانان با اختلال طیف اوتیسم که در معرض خطر هستند، ضروری است.
۵.

مشخصات الکتروانسفالوگرافی زیرگروه های کودکان با نقص توجه/بیش فعالی

تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه : اختلال بیش فعالی/نقص توجه به عنوان یک اختلال عصب تحولی شامل سه زیر گروه نقص توجه، بیش فعالی/تکانشگری و ترکیبی است که با توجه به تفاوت در سبب شناسی و نشانه شناسی اختلال ناهمگنی را شکل می دهد. هدف این مطالعه بررسی مشخصات الکتروانسفالوگرافی در زیر گروه های اختلال بیش فعالی/نقص توجه بود. روش کار: آزمودنی های این مطالعه را 61 پسر مبتلا به اختلال بیش فعالی/نقص توجه (زیر گروه نقص توجه : 25 نفر؛ زیر گروه بیش فعالی/تکانشگری: 14 نفر؛ ترکیبی از دو زیر گروه: 22 نفر) و 43 کودک عادی که به لحاظ سن و هوش با یکدیگر همتا شده بودند، تشکلیل دادند. آزمودنی ها به وسیله سیاهه رفتاری کودکان و الکتروانسفالوگرافی (دلتا: 1 تا 4 هرتز، تتا: 4 تا 8 هرتز، آلفا: 8 تا 12 هرتز، و بتا 12 تا 30 هرتز) در حالت چشم بسته مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی دو راهه و به وسیله مدل افزایشی و با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نسبت تتا/بتا در همه زیر گروه های اختلال بیش فعالی/نقص توجه به ویژه زیر گروه نقص توجه در مقایسه با کودکان عادی بالاتر بود. به علاوه در زیر گروه نقص توجه، فعالیت تتا بالاتر و فعالیت بتا پایین تر بود. هیچ تفاوت معناداری بین گروه ها در فعالیت دلتا و آلفا مشاهده نشد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، نشان گرهای الکتروانسفالوگرافی زیر گروه نقص توجه را بهتر تشخیص می دهند که این می تواند در چارچوب مدل تاخیر بلوغ سیستم اعصاب مرکزی تبیین گردد.
۶.

معرفی و تحلیل برنامه های مدیریت رفتاری والدین با هدف کاهش مشکلات رفتاری برای کودکان سنین پیش دبستانی

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۷۷
مقدمه: مدیریت رفتاری والدین، یک طبقه ی کلی از مداخلات است که مشکلات رفتاری در کودکان را مورد هدف قرار می دهد و نقش مهمی در کاهش یا جلوگیری از بروز این رفتارها ایفا می کند. هدف:هدف مقاله حاضر مروری بر برنامه های مدیریت رفتاری والدین با هدف کاهش مشکلات رفتاری برای کودکان سنین پیش دبستانی و مروری بر ویژگی های آن برنامه ها بود. روش: بدین منظور برای یافتن پژوهش های مرتبط از یک استراتژی جستجوی منظم استفاده شد. برای مقالات خارجی از پایگاه های اطلاعاتی PsycNet، Sciencedirect، Medline، PubMed، Scopus و Web of Science و برای مقالات داخلی از پایگاه های اطلاعاتی ISC، SID و Irandoc استفاده شد. یافته ها: پس از حذف مقالات تکراری، اسامی برنامه های مدیریت رفتاری والدین از مقالات موجود استخراج شدند که شامل ۵۴ برنامه خارجی و سه برنامه داخلی بود. برای هرکدام از این برنامه ها اطلاعاتی همچون نام برنامه، نام محقق (ها)، گروه هدف و سال انتشار برنامه جمع آوری شدند. نتیجه گیری: تعداد برنامه های مدیریت رفتاری والدین زیادی وجود دارد که با هدف کاهش مشکلات رفتاری برای کودکان سنین پیش دبستانی طراحی شده است؛ اما این برنامه ها اغلب برای کودکانی مناسب هستند که به جز مشکلات رفتاری، از اختلالات یا شرایط نامساعد دیگری رنج نمی برند. برای بکارگیری برنامه های مدیریت رفتاری والدین برای گروه های خاص، ویژگی های هر یک از این گروه ها باید در تألیف این برنامه ها مدنظر قرار گیرد.
۸.

بررسی اثربخشی برنامه خانواده محور مدیریت رفتارهای اضافه اٌتیسم: مطالعه تک آزمودنی

تعداد بازدید : ۲۳۳ تعداد دانلود : ۱۸۵
مداخلات والدمحور، روشی مؤثر برای درمان کودکان دارای اوتیسم محسوب می شوند. بیشتر این مداخلات متمرکز بر نقائص ارتباطی اجتماعی هستند و کمتر به رفتارهای اضافه پرداخته اند. برای رفع این نیاز برنامه خانواده محور مدیریت رفتارهای اضافه اوتیسم تهیه شد. هدف این مطالعه بررسی اثربخشی این برنامه روی سه تن از والدین کودکان دارای اوتیسم است. این مطالعه از نوع طرح های تک آزمودنی است که روی سه کودک دو تا سه ساله دارای اختلال اوتیسم انجام شده است. این والدین 10 جلسه انفرادی مداخله را دریافت کردند. ارزیابی ها در 9 مرحله (سه ارزیابی خط پایه، پنج ارزیابی در مدت درمان و یک ارزیابی پیگیری) انجام شد. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر پرسشنامه تجدیدنظرشده رفتارهای تکراری، چک لیست رفتار ناهنجار و سیاهه ارزیابی درمان اوتیسم بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل بصری و اندازه اثر استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد رفتارهای اضافه چون رفتار کلیشه ای (82/0d=)، رفتار خودجرحی (100/0d=)، رفتار وسواسی (85/0d=)، رفتار آیینی (69%d=)، رفتار یکنواختی (100/0d=)، رفتار محدود (83/0d=)، بی قراری (79/0d=)، پژواک گویی (84%d=) و بیش فعالی (26/0d=) کاهش یافت. هم زمان، کمبودهای رفتاری (چون گفتار، ارتباط، معاشرت) بهبود یافت، بدون آنکه هیچ مداخله ای روی کمبودهای رفتارهای اجرا شده باشد. نتایج این مطالعه از اثربخشی برنامه خانواده محور مدیریت رفتارهای اضافه اوتیسم حمایت می کند. پیشنهاد می شود این برنامه به عنوان یکی از درمان های زودهنگام رفتارهای اضافه، حتی مقدم بر مداخلات کمبودهای رفتاری مورد استفاده قرار گیرد تا فواید برنامه های خانواده محور، حاصل شود.
۹.

اثربخشی لگو درمانی در بهبود مهارت های اجتماعی و کاهش علائم کودکان دچار اختلال اُتیسم با عملکرد بالا

تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف : هدف پژوهش تعیین اثربخشی لگو درمانی در بهبود مهارت های اجتماعی و کاهش علائم کودکان دچار اختلال اُتیسم با عملکرد بالا بود. روش: روش مطالعه شبه آزمایشی از نوع طرح تک آزمودنی و جامعه آماری شامل 65 کودک پسر 6 تا 10 ساله دچار اختلال اُتیسم با عملکرد بالا مراجعه کننده به مرکز ساماندهی درمان و توان بخشی اختلال های اُتیستیک و مرکز آموزش و درمان اختلال های اُتیستیک به آرا در سال 1388بود. از میان آن ها 10 کودک به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. ابزار پژوهش مقیاس نمره گذاری اُتیسم گیلیام، 1995 و نیمرخ مهارت های اجتماعی اُتیسم بیلینی و هوپف (2007) بود. مهارت های اجتماعی با بهره گیری از بازی لگو در 16 جلسه، هر جلسه به مدت 60 دقیقه، هفته ای دو بار به شکل گروهی دو یا سه نفره به آن ها آموزش داده شد. ارزیابی ها در 6 مرحله، دو هفته پیش از شروع درمان، یک روز قبل از شروع درمان، بعد از هشت جلسه درمان، یک روز بعد از اتمام درمان و جلسه های پیگیری دو هفته و یک ماه بعد از اتمام درمان انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل دیداری و اندازه اثر نشان داد مهارت های اجتماعی کودکان دچار اختلال اُتیسم با عملکرد بالا، افزایش و علائم اُتیسم ازجمله مشکلات تعاملات اجتماعی/برقراری ارتباط کاهش یافته؛ اما تغییری در رفتارهای کلیشه ای آن ها ایجاد نشده است. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه از قابلیت کاربرد و کارایی لگو درمانی برای افزایش مهارت های اجتماعی و اصلاح کفایت اجتماعی در کودکان دچار اختلال اُتیسم با عملکرد بالا حمایت می کند.
۱۰.

دایه گری دیجیتالی و اختلال طیف اتیسم

تعداد بازدید : ۵۸۶ تعداد دانلود : ۳۲۰
زمینه: دایه گری دیجیتال به سبکی از مراقبت گفته می شود که وسایل دیجیتال، جایگزین روابط فعال کودک با محیط می شود و کودک در بیشتر ساعات بیداری در مجاورت مداوم با دستگاه های دیجیتالی است. کودکانی که از سنین بسیار پایین روزی چندین ساعت در معرض مستقیم دایه گری دیجیتالی بوده اند، فرصت تعامل با مادر یا مراقب را از دست داده و تجربیات غنی محیطی را که برای رشد بهنجار دستگاه عصبی ضروری است، دریافت نمی کنند که یک دسته از این کودکان، خردسالان با اختلال طیف اتیسم هستند. نتیجه گیری: براساس اصل انعطاف پذیری عصبی و یافته های پژوهش های پیشین، مواجهه طولانی مدت با وسایل دیجیتال (دایه گری دیجیتالی) در دوره های حساس رشد، بازسازماندهی پیوندهای ساختاری و کارکردی مغز خردسالان را دچار انحراف می کند و باعث بروز نقص در تعاملات اجتماعی و کلام، رفتارهای تکراری و کلیشه ای می شود. در این مقاله مروری پس از بیان مقدمه ای کوتاه، تعریف اختلال طیف اتیسم و دایه گری دیجیتالی و سازوکارهای احتمالی تاثیر دایه گری دیجیتالی بر نشانه های این اختلال ارایه و در پایان نتیجه گیری شده است.
۱۱.

اثربخشی تقلید تظاهرات هیجانی چهره بر بهبود تشخیص حالات هیجانی در کودکان دارای اختلال طیف درخودماندگی با کنش فرارونده

تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۹۱
اختلالات طیف درخودماندگی، شرایط عصب شناختی، تحولی و فراگیر هستند. هدف این مطالعه، بررسی توانبخشی شناختی تقلید تظاهرات هیجانی چهره بر بهبود توانایی بازشناسی هیجان در کودکان مبتلا به اختلال طیف درخودماندگی با کنش فرآرونده. در این مطالعه روش شبه آزمایشی و طرح تک آزمودنی بهره جسته است. 3 کودک 4 تا 7 ساله با عملکرد بالا به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند . هر 3 کودک 12 جلسه انفرادی توانبخشی تقلید را دریافت کردند. بازشناسی هیجان با آزمون بازشناسی هیجان نیم استیم و نسخه تغییریافته بازشناسی هیجان اِکمن ارزیابی شد . جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل بصری(نمودار) و محاسبه اندازه اثر استفاده شد. نتایج مطالعه نشان داد که عملکرد آزمودنی ها در آزمون بازشناسی هیجان اکمن و نیم استیم پس از مداخله بهبود یافته است. درصد داده های ناهمپوش ( PND ) محاسبه شد که برابر با 100 درصد به دست آمد. همچنین اندازه اثر نشان داد که این برنامه آموزشی بر بازشناسی حالات هیجانی مؤثر بوده است. نتایج این پژوهش از قابلیت آموزش مبتنی بر تقلید بر بهبود مشکلات تشخیص حالات هیجان در کودکان مبتلا به اختلال درخودماندگی با کنش فرارونده حمایت می کند و پس از انجام مداخله، توانش های تشخیص حالات هیجان به نحو چشمگیری در کودکان مبتلا به اختلال طیف درخودماندگی بهبود یافته است.
۱۲.

بررسی آموزش تقلید در بهبود توانایی ذهن خوانی در بین کودکان مبتلا به اُتیسم با عملکرد بالا

تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۷۱
هدف این مطالعه، آموزش تقلید بر بهبود توانایی تئوری ذهن در کودکان مبتلا به اختلال اتیسم انجام شد. این مطالعه از نوع آزمایشی با طرح تک آزمودنی بود و جامعه مورد مطالعه آن شامل تمامی کودکان مبتلا به اختلال اتیسم با عملکرد بالا در سال 93-1392 بودند که برای دریافت خدمات تخصصی به مراکز مستقر در شهر تهران مراجعه کردند. با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 3 کودک 5 تا 6 سال انتخاب شدند. ارزیابی ها در 5 مرحله، دو هفته پیش از شروع درمان، یک روز قبل از شروع درمان، بعد از پنج جلسه درمان، بعد از دوازده جلسه درمان، یک روز بعد از پایان درمان و در نهایت مرحله پیگیری (چهارهفته بعد از پایان درمان) انجام شد. ابزار مورد استفاده آزمون ذهن خوانی تماشاگر و آزمون 38 سؤالی استیزنمن بود. داده ها با استفاده از طرح تک آزمودنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تفسیر نمودارها نشان می دهد که عملکرد شرکت کنندگان در آزمون ذهن خوانی تماشاگر و آزمون 38 سؤالی استیزنمن به نحو چشمگیری بهبود یافته است. همچنین اندازه اثر نشان داد که این برنامه آموزشی بر ارتقاء تئوری ذهن مؤثر بوده است. این مطالعه نشان داد که استفاده از آموزش مبتنی بر تقلید در ترمیم برخی سطوح تئوری ذهن در کودکان مبتلا به اُتیسم با عملکرد بالا حمایت می کند و پس از انجام مداخله، مهارت های تئوری ذهن به نحو بارزی در این کودکان بهبود یافته است.
۱۳.

اثربخشی مداخله سبک های پردازش حسی بر افزایش خودکارآمدی والدگری و رابطه والد-کودک در کودکان با اختلال طیف اتیسم

کلید واژه ها: رابطه والد - کودک کودکان با اختلال طیف اتیسم سبک های پردازش حسی خودکارآمدی والدگری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۹ تعداد دانلود : ۴۰۶
زمینه: پردازش حسی فرآیندی است که طی آن نظام عصب شناختی درون دادهای عصبی را دریافت کرده و به آن پاسخ می دهد. در برخی شرایط بالینی، مانند اختلال طیف اتیسم، پردازش های حسی مختل می شوند. اختلال اتیسم نوعی اختلال عصب تحولی با نقص در ارتباطات، تعاملات اجتماعی و الگو های رفتاری یا علایق تکراری است. خودکارآمدی والدینی به این اشاره دارد که والدین چقدر نسبت به اداره کردن مشکلات کودکان شان اعتمادبه نفس دارند. والدین کودکان با اختلال طیف اتیسم در مقایسه با والدین کودکان عادی با سطوح بالاتر استرس مواجه هستند و رابطه والد-کودک با مشکلات بیشتری مواجه می شود. روش: نمونه پژوهش 8نفر از مراجعانی بودند که معیارهای ورود به پژوهش را داشتند. در ابتدا پرسش نامه پروفایل حسی، مقیاس خوداثرمندی والدینی و مقیاس رابطه والد-کودک تکمیل شد. پس از آن مادران مداخله حسی را دریافت و روی کودک اجرا کردند. داده ها با استفاده از روش استاندارد میانگین و درصد بهبودی تحلیل شد. یافته ها: درصد بهبودی پس از پایان مداخله در مرحله پیگیری برای هر کدام از مقیاس ها محاسبه شد. درصد بهبودی به طور میانگین برای خودکارآمدی والدگری 45/19- درصد و برای رابطه والد-کودک 22/7- درصد است. به طور کلی افزایش معناداری در هیچ کدام از 2مقیاس مشاهده نشد. نتیجه گیری: مداخله پردازش حسی تاثیری در افزایش خودکارآمدی والدگری یا رابطه والد-کودک ندارد. به این معنا که بهبودی که به علت مداخله پردازش حسی در عملکرد حسی کودکان با اختلال طیف اتیسم ایجادشد، منجربه افزایش خودکارآمدی مادر یا بهبود رابطه مادر و کودک نخواهد شد.
۱۴.

اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی بر مشکلات رفتاری و مهارت های اجتماعی نوجوانان دچار اختلال طیف اُتیسم با عملکرد بالا

تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۶۲
هدف : هدف پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی بر رفتارهایِ مشکل زا و مهارت های اجتماعی نوجوانان دچار اختلال طیف اُتیسم با عملکرد بالا بود. روش : روش پژوهش شبه آزمایشی بدون گروه گواه، با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، و جامعه آماری شامل60 نوجوان 11 تا 17 ساله مراجعه کننده به مرکز تهران اُتیسم و مرکز اُتیسم آوا در شهر تهران بود. با روش نمونه گیری هدف مند 12 نوجوان انتخاب و به دو گروه 6 نفری مشابه تقسیم شدند و مداخله را در 10 جلسه 90 دقیقه ای، هر هفته دو جلسه دریافت؛ و والدینِ آن ها نیز در سه مرحله مقیاسِ درجه بندیِ مهارت های اجتماعی-نسخه والدینِ گرشام و الیوت (1990) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری های مکرر تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد شرکت در جلسه های مداخله منجر به افزایش مهارت های اجتماعی شامل همکاری (92/9=F، 005/0=P)، جرأت ورزی (81/7=F، 009/0=P)، مسئولیت پذیری (18/8=F، 002/0=P) و خودکنترلی (64/7=F، 003/0=P) نوجوانان با اختلال طیف اُتیسم با عملکرد بالا شده است؛ ولی این تاثیر در مرحله پیگیری یک ماهه پایدار نمانده؛ و از سوی دیگر در کاهش مشکلات رفتار بیرونی (28/0=F، 75/0=P)، درونی (24/0=F، 65/0=P) و بیش فعالی (08/1=F، 33/0=P) آن ها بهبودی حاصل نشده است. نتیجه گیری : بر اساس یافته های این پژوهش می توان برنامه آموزشی مهارت های اجتماعی را روش مؤثری برای ارتقاء مهارت های اجتماعی نوجوانان دچار اختلال طیف اُتیسم با عملکرد بالا تلقی کرد؛ و آن را برای افزایش مهارت های اجتماعی این نوجوانان توصیه نمود؛ اما لازم است برای پایدار ماندن اثربخشی تمرین های بیشتری در محیط زندگی طبیعی و نیز برای کاهش رفتارهای مشکل زا پژوهش های بیش تری برای شناسایی روش های مداخله ای موثر انجام شود.
۱۵.

اثربخشی برنامه تاب آوری پنسیلوانیا بر سبک های اسنادی و سازگاری روان شناختی دانشجویان

تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۳۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه تاب آوری پنسیلوانیا بر سبک های اسنادی و سازگاری روان شناختی دانشجویان انجام شد. روش: روش پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون همراه با پیگیری 2 ماهه و جامعه آماری دانشجویان گروه روان شناسی دانشگاه شهید بهشتی به تعداد 207 بود که به روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر از آن ها انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند و قبل، بعد از آموزش و 2 ماه بعد به پرسش نامه سازگاری روان شناختی دانشجویان با دانشگاه بیکر و سیریاک (1984) و پرسش نامه سبک های اسنادی پیترسون، سیمل، بی یر، آبرامسون، متالسکی و سلیگمن (1982) پاسخ دادند. برنامه تاب آوری پنسیلوانیا به شیوه گروهی در 7 جلسه دو ساعته هفته ای یک جلسه به گروه آزمایش آموزش داده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که در کوتاه مدت و بلند مدت برنامه مداخله ای در افزایش سطح سازگاری روان شناختی و الگوی اسنادی خوش بینانه و کاهش الگوی اسنادی بدبینانه دانشجویان موثر بوده است . نتیجه گیری: آمورش برنامه تاب آوری پنسیلوانیا را می توان مداخله مؤثر و کارآمدی درنظر گرفت که با تغییر الگوهای اسنادی بدکارکردی دانشجویان نقش چشم گیری در ارتقای سطح سازگاری روان شناختی آن ها ایفا می کند.
۱۶.

بررسی تفاوت توجه به چهره های هیجانی واقعی و گرافیکی در کودکان اتیستیک و عادی

کلید واژه ها: چهره های هیجانی توجه اتیستیک چهره های گرافیکی/ واقعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۳ تعداد دانلود : ۳۴۲
کودکان اتیستیک به دنیای مجازی بیش از دنیای واقعی علاقه دارند. پژوهش حاضر به منظور بررسی تفاوت توجه به چهره های هیجانی واقعی و گرافیکی در کودکان اتیستیک و عادی انجام گردید. در این مطالعه مقطعی جامعه آماری پژوهش کلیه کودکان اتیستیک با عملکرد بالا در شهر تهران بودند. 60 کودک و نوجوان (30 نفر مبتلا به اتیسم و 30 نفر عادی) با میانگین سنی 70/9 و انحراف معیار 45/2 سال به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش آزمون نرم افزاری دات پروب تصویری بود. داده ها به وسیله آزمون تحلیل واریانس آمیخته و نرم افزار spss تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دو گروه کودکان عادی و اتیستیک از نظر پاسخ و زمان واکنش به چهره های واقعی و گرافیکی تفاوتی نداشتند. صورت های واقعی در هر دو گروه موجب تخصیص توجه بیشتر می شدند. چهره های گرافیکی نیز همانند چهره های هیجانی موجب جلب توجه در کودکان اتیستیک می شوند. به نظر می رسد تفاوت های پردازشی دو گروه در چهره مربوط به مراحل پردازشی پایانی تر باشد.
۱۷.

ویژگی های روان سنجی مقیاس نظام های بازداری و فعال ساز رفتاری در نوجوانان ایرانی: مقایسه الگوهای دو و چهار عاملی این مقیاس

تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۸۱
هدف : هدف این مطالعه، تعیین اعتبار و روایی مقیاس های بازداری و فعال سازی رفتاری کارور و وایت (1994) در نوجوانان ایرانی بود. روش : روش پژوهش همبستگی و جامعه آماری تمام دانش آموزان دختر و پسر 13 تا 15 ساله تهران به تعداد 222170 نفر در سال1391 بودند. به روش نمونه گیری خوشه ای 300 دانش آموز از مناطق آموزشی 1، 2 و 13 انتخاب شدند و مقیاس بازداری و فعال سازی رفتاری و پرسش نامه خود گزارش دهی نوجوان برای سنجش مشکلات رفتاری- هیجانی (آخنباخ و رسکولا، 2001) را تکمیل کردند. یافته ها : آلفای کرونباخ نظام بازداری 76/0 و فعال سازی 87/0،و همبستگی آزمون- بازآزمون 91/0 و 89/0 بود که نشان دهنده همسانی درونی خوب و ثبات خوب نمره ها در طول زمان برای مقیاس مذکور است. افزون براین نتایج تحلیل عاملی تاییدی نیز نشان دهنده برازش ساختار چهار عاملی بازداری رفتاری، پاسخ دهی به پاداش، جست وجوی لذت و کشاننده معطوف به آرزوها؛ و رابطه بازداری و فعال سازی رفتاری با مشکلات رفتاری و هیجانی متفاوت نیز نشان دهنده روایی سازه مقیاس بود. نتیجه گیری : به طور کلی الگوی چهار عاملی مقیاس بازداری و فعال ساز رفتاری در نوجوانان برازندگی مناسبی دارد و از روایی و اعتبار مناسبی برای استفاده در پژوهش ها و موقعیت های بالینی برخوردار است.
۱۸.

مؤلفه های موثر در درمان کودکان دچار درخودماندگی از منظر والدین

تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۹۱
هدف: هدف این مطالعه تعیین عوامل مؤثر در درمان درخودماندگی از منظر والدین بود. روش: روش مطالعه از نوع کیفی و جامعه آماری، والدین 150 کودک دچار درخودماندگی دو مرکز ساماندهی درمان و توانبخشی اختلالات اتیستیک-تهران اتیسم و به آرا در سنین دو تا هشت سال در زمان اجرای پژوهش بود. نمونه گیری به صورت در دسترس تا جایی ادامه یافت که داده جدیدی اضافه نشود و به اشباع برسد و اشباع مورد نظر با انتخاب 30 والد (28 مادر و 2 پدر) اتفاق افتاد. برای گردآوری اطلاعات از شیوه مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده و داده ها با شیوه تحلیل محتوا تحلیل شد. یافته ها: پس از تحلیل، یازده عامل به دست آمد که به ترتیب شامل والد-کودک، محیط خانواده، عامل های ثابت، ویژگی شخصیتی، ژنتیک، درمان، ویژگی کودک، دانش خانواده درباره درخودماندگی، والد-والد، آسیب شناسی روانی و عوامل فراخانواده بود . نتیجه گیری: از میان عامل های مطرح شده، عامل های ثابت، و همچنین ویژگی های کودک و درمان، قابل دستکاری در برنامه های درمانی والد محور نیستند و باید به عنوان متغیرهای همتاسازی گروه های مقایسه در نظر گرفته شوند. سایر عامل ها در طراحی برنامه های خانواده محور باید مد نظر قرار گیرد
۲۰.

تدوین برنامة آموزشی - روان شناختی ""زندگی سازگار با اتیسم"" و اثربخشی آن بر علائم اتیسم در کودکان مبتلا و کیفیت زندگی مادران آنها

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان