حمیدطاهر نشاط دوست

حمیدطاهر نشاط دوست

مدرک تحصیلی: استاد گروه روانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶۱ مورد.
۱.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان شناختی رفتاری بر بهبود طرحواره های ناسازگار اولیه در بیماران بی اشتهای عصبی با پیوند ضعیف مادری

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان شناختی رفتاری بر بهبود طرحواره های ناسازگار اولیه در بیماران بی اشتهای عصبی با توجه به پیوند ضعیف مادری روش: روش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون ، پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل بیماران دارای اختلال خوردن مراجعه کننده به مراکز روانپزشکی و کلینیک های روان درمانی شهر تهران در رده سنی 16 تا 23 سال می باشد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند بوده است. در غربالگری صورت گرفته 21 بیمار بی اشتهای عصبی دارای پیوند ضعیف مادری تشخیص داده شد، سپس بیماران در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل همتا سازی شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه و مصاحبه تشخیصی بر اساس ملاک های تشخیص اختلال خوردن و تشخیص روان پزشک است. از دو پرسشنامه 1- پیوند والدینی 2- طرحواره های یانگ استفاده شد. یافته ها: بیماران در حوزه بریدگی و طرد، خود گردانی و عملکرد مختل و سپس گوش به زنگی دارای بیشترین مشکل بوده اند.، اما در حوزه دیگر جهت مندی و محدودیت های مختل آسیب پذیری کمتری داشتند.همچنین نتایج بیانگر این بود که درمان طرحواره نسبت به درمان شناختی رفتاری در بهبود طرحواره های ناسازگار بیماران دارای اثربخشی و ماندگاری بیشتری بوده است.
۲.

مقایسه روش های مداخله ای غیرحضوری اصلاح سوگیری شناختی استاندارد، اصلاح سوگیری شناختی مبتنی بر روش خودزایی، و آموزش شناختی رفتاری بر دانشجویان افسرده

تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۲۵
اهداف اصلاح سوگیری شناختی رایانه ای اخیراً اصلاح ارزیابی های خاطرات مزاحم را وعده داده است. هدف از این پژوهش، بررسی و مقایسه سه روش درمانی غیرحضوری اصلاح سوگیری شناختی استاندارد، اصلاح سوگیری شناختی مبتنی بر خودزایی، و آموزش شناختی رفتاری است. مواد و روش ها این پژوهش بر اساس طرح تحقیق ازجمله طرح های نیمه آزمایشی با سه گروه آزمایشی و ارزیابی به صورت پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری دوماهه است. جامعه آماری شامل تمام دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه هرمزگان بود که در سال تحصیلی ۹۵-۱۳۹۴ مشغول تحصیل بودند. بر اساس ملاک های شمول و خروج شرکت کنندگان، ۵۱ نفر به شیوه هدفمند، برای مرحله نهایی پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفی در سه گروه اصلاح سوگیری شناختی استاندارد، خودزایی و آموزش شناختی رفتاری گمارده شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه سناریوهای مبهم برای افسردگی، درجه بندی دیداری خلق، افسردگی بک-۲، مقیاس تجدیدنظرشده نگرش های ناکارآمد، مقیاس عاطفه مثبت و منفی و آزمون سوگیری حافظه بود. برای تجزیه وتحلیل آماری داده ها از میانگین، انحراف استاندارد، تحلیل کوواریانس چندمتغیری، تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون های تعقیبی استفاده شد که با نرم افزار 19-SPSS تجزیه وتحلیل شد. یافته ها نتایج نشان داد هر سه مداخله مؤثر بوده اند (0/01> P )، اما در متغیرهای خلقی (علائم افسردگی (0/079)، خلق (0/054)، عاطفه مثبت (0/416)، عاطفه منفی (0/158)) سه گروه تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند. در متغیرهای شناختی (سوگیری تفسیری (0/0001)، حافظه مثبت (0/0001) و منفی (0/006)) تفاوت بین سه گروه معنادار بود؛ به استثنای متغیر نگرش های ناکارامد که تفاوت به دست آمده معنی دار نبود (0/228). نتیجه گیری در مجموع، نتایج پژوهش نشان داد روش های اصلاح سوگیری شناختی مبتنی بر تصویرسازی مثبت و خودزایی با دستورالعمل های جدید و چهار هفته ای، روش های مؤثری درکاهش علائم افسردگی، بهبود سوگیری تفسیری، نگرش ناکارآمد و حافظه است.
۳.

نظام موضوعات و مفاهیم نظریه سبک زندگی اسلامی بر مبنای سیره علوی (علیه السلام) با تأکید بر نهج البلاغه

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۳
پژوهش حاضر با هدف تدوین مبانی نظریه سبک زندگی علوی و با این سؤال اساسی که آموزه ها، مؤلفه ها و مفاهیم سیره و سبک زندگی علوی چیست؟ انجام شده است. به دلیل استفاده از راهبرد نظریه داده بنیاد، مدل مفهومی و فرضیه مطرح نشد. در این تحقیق، برای هر نکته کلیدی از متون مربوط به سیره علوی (علیه السلام) کدی معین گردید. سپس با مقایسه کدها، مفاهیم کلی تر شکل گرفت. از مقایسه مفاهیم با یکدیگر، مقوله ها و متغیرها (پایه های اصلی نظریه) به دست آمد. مطابق با یافته ها، نظریه تدوین شده، شامل چهار زمینه اصلی ارتباطات آدمی (رابطه هر فرد با خودش، خدا، خلق و خلقت) می شود که دربرگیرنده همه ابعاد زندگی اوست. تدوین این نظریه در راستای بومی سازی نظریه های علوم انسانی و کمکی به دانش نظری و کاربردی برای کشور خواهد بود؛ بنابراین اگر اندیشه، احساس و رفتار انسان در روابط چهارگانه فوق، اسلامی- علوی و اصلاح شود، بهبود زندگی، خوشبختی دنیا و سعادت آخرت را در پی خواهد داشت. پس پیشنهاد می شود در زندگی ماشینی، مادی و غربی دنیای معاصر، الگوی سبک زندگی علوی موردتوجه قرار گیرد.
۴.

تأثیر گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر شاخص های روان شناختی (افسردگی، اضطراب و استرس) در بیماران زن مبتلا به فیبرومیالژیا

تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۳
زمینه و هدف : همبودی اختلالات روان شناختی در بین افراد دارای دردهای مزمن و از جمله مبتلایان به فیبرومیالژیا بسیار رایج است که در طیفی از افسردگی، اضطراب، استرس، ناامیدی، ناکامی و خشم قرار دارد و با پیامدهای روان شناختی همچون اختلال در خواب، اختلال در کارکردهای روزانه و نگرانی در مورد آینده همراه می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (Acceptance and commitment therapy یا ACT) بر افسردگی، اضطراب و استرس مرتبط با آن در زنان مبتلا به فیبرومیالژیا انجام شد. مواد و روش ها: روش این تحقیق، نیمه آزمایشی و در قالب طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، همراه با گروه شاهد بود. از میان بیماران مراجعه کننده به مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و مطب های خصوصی شهر اصفهان در نیمه دوم سال 1395، 24 بیمار مبتلا به سندرم فیبرومیالژیا به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. داده ها با کمک فرم کوتاه مقیاس افسردگی، اضطراب و فشار روانی (21-Depression Anxiety and Stress Scales یا 21-DASS) جمع آوری گردید. گروه آزمایش طی 8 جلسه 2 ساعته، درمان ACT را دریافت کرد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: روش ACT در راستای کنترل علایم بیماری، منجر به کاهش علایم افسردگی، اضطراب و استرس در زنان مبتلا به فیبرومیالژیا نسبت به گروه شاهد شد (050/0 > P). همچنین، میانگین سه زیرمقیاس افسردگی (001/0 = P)، اضطراب (001/0 = P) و استرس (006/0 = P) در گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به مرحله پیش آزمون به طور معنی داری کاهش یافت. نتیجه گیری: گروه درمانی مبتنی بر ACT از طریق ایجاد و توسعه پذیرش و افزایش عمل مبتنی بر ارزش ها، می تواند از آسیب های روان شناختی بیماران بکاهد و با وجود درد و بیماری، به زندگی آن ها غنای بیشتری بخشد.
۵.

ارائه الگوی تحلیلی آسیب شناسی افسردگی با محوریت شفقت به خود برای بیماران افسرده ایرانی: بررسی نظام مند

تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
زمینه و هدف: بررسی های اخیر پیرامون اختلالات افسردگی (Depression disorders) محدودیت ها و نارسایی هایی را در زمینه شفقت به خود (Self-compassion) در این بیماران نشان داده است. ازاین رو هدف این پژوهش شناسایی ضعف های مطالعات قبلی باهدف ارائه الگوی تحلیلی آسیب شناسی افسردگی با محوریت شفقت به خود در بیماران افسرده ایرانی است. مواد و روش ها: مقاله حاضر به روش فراتحلیل (Meta-analysis) بر روی پژوهش های قبلی انجام شد. تحلیل مطالعات پیشین مرتبط با این اختلالات با استفاده از پایگاه هایی مانند Science Direct و Civilica انجام شد. مهم ترین شاخص های مرتبط با شفقت به خود برای بیماران افسرده درنهایت از 12 پژوهش استخراج شد. یافته ها: پس از جستجو و ارزیابی کیفی مطالعات ایرانی و خارجی، تحلیل نهایی بر روی 12 مقاله انجام گرفت. تحلیل مقالات مرتبط با تأثیر شفقت به خود بر افسردگی و عوامل واسطه ای آن نشان داد افسردگی رابطه تنگاتنگی با هیجانات دارد. در اکثر پژوهش های انجام شده در این زمینه این مورد حائز اهمیت است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد می توان با سبب شناسی در سه حیطه مهم هیجانات شامل امنیت هیجانی، تنظیم هیجانی و ابراز هیجانی به پیشگیری و درمان افسردگی از طریق شفقت به خود کمک نمود.
۷.

برساخت های شخصی فهم همسران خیانت دیده از بخشایش همسر

تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۴۱
هدف این پژوهش، ارایه یک چارچوب نظری و مدل پارادایمی از برساخت های شخصی همسران خیانت دیده از بخشایش همسر در زندگی آنهاست. به این منظور از روش شناسی کیفی و نظریه زمینه ای استفاده شده است و از طریق نمونه گیری هدفمند پس از انجام 20 مصاحبه عمیق با مشارکت کنندگان که شامل 13 زن و 7 مرد مراجعه کننده به مراکز مشاوره در شهر اصفهان است به اشباع نظری رسید. مشارکت کنندگان افرادی هستند که همسر آنها (زن یا مرد) مرتکب خیانت شده و آنان نیز خطای او را بخشیده اند. برای دستیابی به چارچوب نظری از طریق 3 مرحله کدگذاری، بیش از 170 گزاره معنادار، 34 خرده مقولات، 14 مقوله اصلی و یک مقوله هسته با عنوان «بخشایش به مثابه بازنمایی انسانی، معنوی و اجتماعی هدفمند و عقلانی برای بقای زندگی مشترک در قالبی فایده انگارانه» استخراج شد. این چارچوب نظری مطرح می کند که ترس از عدم بخشایش هزینه های بیشتری را به افراد متحمل می کند و پذیرش مقوله بخشایش مطلوب ترین و اجتناب ناپذیرترین راهبرد برای حل مسائل شخصی و خانوادگی، در دسترس همسران خیانت دیده است. آنها با ارایه و نمایش یک بخشایش انسانی، معنوی و عقلانی هدفمند در راستای حفظ و بقای زندگی مشترک سرمایه گزاری می کنند.
۹.

اثربخشی مصاحبه انگیزشی بر شاخص توده بدنی و عزت نفس کودکان دختر مبتلا به چاقی

کلید واژه ها: مصاحبه انگیزشیشاخص توده بدنیعزت نفسچاقی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۱۵۳
زمینه و هدف: ابتلا به چاقی در کودکی به عنوان یک معضل بهداشتی جهانی و رو به رشد، زمینه بروز بسیاری از بیماری های مزمن در بزرگسالی را فراهم می نماید و با مشکلات روان شناختی- اجتماعی متعددی مانند کاهش اعتماد به نفس و انزوای اجتماعی همراه است. بنابراین، در راستای ارتقای سطح سلامت جسمی- روانی کودکان مبتلا به چاقی و جستجوی فنون مداخله ای جدید و مناسب، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مصاحبه انگیزشی بر شاخص توده بدنی (Body mass index یا BMI) و عزت نفس کودکان دختر مبتلا به چاقی انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه به روش نیمه تجربی همراه با دو گروه آزمایش و شاهد و مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه صورت گرفت. نمونه مورد بررسی شامل 24 دانش آموز دختر 10 تا 12 ساله مبتلا به چاقی یا اضافه وزن (BMI بیشتر از 25 کیلوگرم بر مترمربع) در سال تحصیلی 1394 بود که به روش خوشه ای- تصادفی از میان یکی از مدارس دخترانه ناحیه 1 شهر اصفهان انتخاب شدند. مادران هر دو گروه طی 4 جلسه در خصوص اصول تغذیه سالم آموزش دریافت کردند. مداخله درمانی مصاحبه انگیزشی به صورت 6 جلسه دو ساعته و به شیوه گروهی تنها بر روی گروه آزمایش اعمال گردید. داده ها به وسیله مقیاس عزت نفس Rosenberg (Rosenberg self-esteem scale یا RSES) و فرمول تعیین BMI جمع آوری شد و سپس با استفاده از روش تحلیل واریانس دو طرفه با یک عامل اندازه گیری مکرر، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: مداخله درمانی مصاحبه انگیزشی، تأثیر معنی داری بر BMI و عزت نفس داشت (05/0 ≥ P). نتيجه گيري: از مداخله درمانی مصاحبه انگیزشی می توان جهت کاهش وزن و افزایش عزت نفس کودکان چاق استفاده نمود.
۱۰.

شاخص های کاربردی در رويکردهای درماني اختلالات افسردگی مزمن

کلید واژه ها: روان درمانیاختلال افسردگیافسردگی مزمن

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۰ تعداد دانلود : ۲۳۵
زمینه و هدف: بر اساس مطالعات انجام گرفته پیرامون تدوین درمانی اختصاصی و کاربردی در اختلالات افسردگی مزمن، محدودیت ها و نیز نارسایی های متعددی وجود دارد و شناسایی شاخص های کاربردی در رويکردهای درماني قبلی می تواند موجب تدوین درمانی جامع و کاربردی در این اختلالات گردد. مواد و روش ها: مقاله حاضر به روش مروری ساده (Narrative review) بود و بر این اساس، با بررسی تحقیقات پیشین مرتبط با این اختلالات، از پایگاه هایی مانند PubMed و ScienceDirect، رویکردهای درمانی و مهم ترین شاخص های کاربردی در درمان اختلالات افسردگی مزمن از 71 مطالعه مداخله استخراج گردید. یافته ها: بر اساس بررسی نتایج مطالعات قبلی، دانش مربوط به اثربخشی درمان های روانی- اجتماعی بر اختلال افسردگی مزمن با کمبودهای فراوانی همراه است و اغلب نتایج تعمیم داده شده در افسردگی مزمن مربوط به افسردگی اساسی می باشد. روان درمانی روان پویشی، درمان شناختی- رفتاری (Cognitive behavioral therapy یا CBT)، روان درمانی بین فردی (Interpersonal psychotherapy یا IPT)، روان درمانی تحلیلی شناختی- رفتاری، گروه درمانی و درمان خانواده محور بر افسردگی مزمن مؤثر بود. هرچند نقاط ضعف عمده ای در هر کدام وجود داشت. زمان محدود، ارایه منطق صریح برای درمان، موضع فعالانه درمانگر، تمرکز بر روی مشکلات کنونی، خودبازبینی از تغییر و پیشرفت، ارایه تکالیف منظم و نگهدارای از دستاوردها، ترکیب دارو، روان درمانی و مداخله مبتنی بر خانواده، عناصر مشترک حاصل از بررسی درمان های صورت گرفته در درمان اختلالات افسردگی مزمن بود. نتيجه گيري: در مقایسه با پژوهش در درمان افسردگی اساسی، پشتوانه تحقیقاتی در روان درمانی برای افسردگی مزمن به نسبت جوان می باشد و نیاز به تحقیق در این زمینه ضروری به نظر می رسد.
۱۱.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی- رفتاری و طرحواره درمانی بر کاهش افسردگی بیماران شهر تهران واجد تشخیص کمردرد مزمن

کلید واژه ها: افسردگیدرمان شناختی - رفتاریدرد مزمنکمردرد مزمنطرحواره درمانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۷ تعداد دانلود : ۲۸۶
زمینه و هدف :افسردگی از رایج ترین اختلالات همراه با دردهای مزمنی همچون کمردرد است که باعث محدودیت هایی در اثربخشی درمان های شناختی- رفتاری در این افراد می شود. وجود مشکلات و محدودیت های مشابه در برنامه های شناختی- رفتاری به منظور درمان افسردگی، باعث گرایش جدید محققان به استفاده از طرحواره درمانی (Schema therapy یا ST) در درمان افسردگی شده است. تحقیق حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی- رفتاری (Cognitive-behavioral therapy یا CBT) و ST درکاهش افسردگی در بیماران ایرانی واجد تشخیص کمردرد مزمن صورت گرفت. مواد و روش ها:این پژوهش از نوع کارآزمایی بالینی بود که به صورت طرح شبه تجربی با پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری همراه با گروه شاهد انجام شد. 35 بیمار مبتلا به کمردرد مزمن که برای درمان کمردرد خود به کلینیک فوق تخصصی درد یا درمانگاه جراحی مغز و اعصاب بیمارستان های اختر و امام حسین (ع) شهر تهران مراجعه کرده بودند، با روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. کلیه بیماران پرسش نامه های درد مزمن، مؤلفه افسردگی از پرسش نامه 21 سؤالی افسردگی، اضطراب، استرس (Depression anxiety stress scale یا 21-DASS) را در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه تکمیل کردند. همچنین، گروه تحت ST علاوه بر پرسش نامه های ذکر شده، نسخه کوتاه پرسش نامه طرحواره Young-90 سؤالی (Young schema questionnaire-Short form یا YSQ-SF) را نیز تکمیل نمودند. برای بررسی تأثیر دو شیوه درمانی بر کاهش افسردگی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن، از مدل رگرسیون با اثر تصادفی در نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها:روش های CBT (005/0 > P) و ST (033/0 > P) تأثیر معنی داری بر کاهش افسردگی بیماران مبتلا به کمردرد مزمن در مرحله پیگیری داشت، اما در این مرحله بین دو روش اختلاف معنی داری از نظر کاهش بر نمرات افسردگی مشاهده نشد (519/0 > P). نتیجه گیری:هر دو روش CBT و ST در بهبود علایم افسردگی مبتلایان به کمردرد مزمن مؤثر است و می تواند به عنوان روش درمانی مناسبی در مبتلایان به درد مزمن افسرده مورد استفاده قرار گیرد.
۱۲.

اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش طرحواره های ناسازگار در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن شهر تهران: پیگیری دو ماهه

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۶
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش طرحواره های ناسازگار دربیماران شهر تهران مبتلا به کمردرد مزمن انجام شد. این پژوهش طرحی نیمه آزمایشی تک گروهی با پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری بود. به این منظور از بین بیماران مبتلا به کمر درد مراجعه کننده به کلینیک های فوق تخصصی درد بیمارستان های اختر، امام حسین (ع) و درمانگاه جراحی مغز و اعصاب بیمارستان امام حسین (ع) شهر تهران، 10 بیمار مبتلا به کمردرد مزمن، با روش نمونه گیری مبتنی بر هدف (غیر احتمالی) انتخاب شدند. این بیماران فرم کوتاه 90 سؤالی پرسشنامه طرحواره یانگ را در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 2ماهه پر کردند. برای بررسی تاثیر شیوه درمانی بر کاهش طرحواره های ناسازگار بیماران، از آزمون ناپارامتری فریدمن برای گروه های وابسته و در تعقیب آن برای مقایسه های زوجی گروه ها از آزمون ویلکاکسون رتبه ای استفاده شد.نتایج نشان داد نمرات طرحواره افراد پس از شرکت در طرحواره درمانی به طور معنی داری کاهش یافته و این کاهش در مرحله پیگیری نیز معنی دار باقی ماند. قابل توجه اینکه نمرات طرحواره در مراحل پیگیری نسبت به پس آزمون کاهش معنی داری نداشت. بر این اساس، روش طرحواره درمانی به عنوان روشی مناسب جهت کاهش طرحواره های ناسازگار در مبتلایان به درد مزمن توصیه می شود واحتمالاً بتواند نوعی پیشگیری ثانویه از پیامدهای ناشی از درد در این افراد فراهم کند.  
۱۳.

بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس سوگیری تفسیری برای خلق افسرده(AST-D) در جامعه ایرانی: آزمون سناریوهای مبهم

کلید واژه ها: افسردگیتحلیل عاملیویژگی های روان سنجیسوگیری تفسیریمقیاس سناریوهای مبهم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۹۰
براساس مدل های شناختی اختلالات هیجانی، افراد مضطرب و افسرده، اطلاعات منفی را نسبت به اطلاعات مثبت و خنثی در اولویت قرار می دهند. آزمایش ها و درمان های طراحی شده برای اصلاح سوگیری تفسیری، از ابزارهای ساخته شده ی محدودی بهره می برند. آزمون سناریوهای مبهم(AST-D) یک آزمون عمل گرا برای سنجش سوگیری تفسیری در موقعیت های بالینی است. هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی آزمون سناریوهای مبهم در جامعه ایرانی و آماده کردن آن برای استفاده در پژوهش های مربوط به سوگیری تفسیری در افسردگی بود. به همین منظور، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 240 نفر از دانشجویان(61 نفر پسر و 179 نفر دختر) دانشگاه هرمزگان جهت شرکت در آزمون انتخاب شدند. با استفاده از روش های تحلیل عامل اکتشافی، منحنی راک، بازآزمایی به فاصله دو هفته، محاسبه ی آلفای کرونباخ، همبستگی با خلق، تشخیص افراد دارای خلق بالا و پایین و همبستگی با نمرات پرسشنامه افکار ناکارامد، ویژگی های روان سنجی این پرسشنامه بررسی شد. آلفای کرونباخ محاسبه شده برای کل پرسشنامه 78/0 و ضریب همبستگی بازآزمایی به فاصله دو هفته، 72/0 به دست آمد. همبستگی بین این پرسشنامه با پرسشنامه افکار ناکارآمد، 57/0- و ضریب همبستگی بین عضویت گروهی و آزمون سناریوهای مبهم، 38/0 بدست آمد.در مجموع نتایج نشان داد که این پرسشنامه از همسانی درونی و روایی و پایایی مناسبی برخوردار است و توان جدا کردن افراد دارای سوگیری تفسیری منفی از افراد دارای سوگیری تفسیری مثبت را دارد.
۱۴.

مقایسه حافظه سرگذشتی خاص و بیش کلی گرا در زنان افسرده، مضطرب و سالم

تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۲۶
مقدمه: حافظه سرگذشتی که حافظه شخصی و تجارب زندگی فرد است، تحت تأثیر حالت های هیجانی منفی قرار می گیرد و بازیابی خاطرات سرگذشتی را به طور اختصاصی دچار مشکل می کند . هدف: هدف پژوهش مقایسه حافظه سرگذشتی خاص و بیش کلی گرا در زنان افسرده، مضطرب و سالم بود. روش : روش پژوهش پس رویدادی از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به افسردگی، اضطراب و بهنجار بود. بدین منظور 30 زن افسرده و 30 زن مضطرب که در سال 1393 به مراکز مشاوره روانشناختی شهر اصفهان مراجعه کرده بودند، با تشخیص روانپزشک و روانشناس به پژوهشگر ارجاع داده شدند؛ همچنین 30 زن سالم که سابقه هیچ گونه اختلال روانپزشکی نداشتند، انتخاب شدند. سپس آزمون بازیابی خاطرات سرگذشتی ( AMT ) بر روی نمونه اجرا گردید. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس چند متغیره ( MANOVA ) نشان داد که بیش کلی گرایی و کم اختصاصی سازی در زنان افسرده بیش تر از گروه مضطرب و سالم است ولی بین زنان مضطرب و سالم تفاوتی دیده نشد (005/0> (P . همچنین میزان یادآوری خاطرات خاص در پاسخ به محرک واژه های مثبت در گروه افسرده به طور معناداری کمتر از دو گروه دیگر بود (002/0> (P . نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که میزان یادآوری خاطرات سرگذشتی بیش کلی گرا در زنان افسرده نسبت به دو گروه مضطرب و سالم بیشتر است. بنابراین کلی گویی حافظه از ویژگی های خلق افسرده است . در حالی که بین یادآوری خاطرات سرگذشتی بیش کلی گرا در افراد مضطرب و سالم تفاوت معناداری مشاهده نشد که نشان دهنده مرتبط نبودن حافظه سرگذشتی بیش کلی گرا و اضطراب است.
۱۵.

مقایسه تفکر خلاف واقع در بیماران مبتلا به افسردگی، اضطراب و افراد سالم

تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۲۵
پژوهش حاضر به مقایسه تفکر خلاف واقع بیماران مبتلا به افسردگی، اضطراب و افراد سالم می پردازد. روش: روش پژوهش پس رویدادی از نوع علی- مقایسه ای است.30 زن افسرده و 30 زن مضطرب که در سال 1394 به مراکز مشاوره روانشناختی شهر اصفهان مراجعه کرده بودند، با تشخیص روانپزشک و روانشناس به پژوهشگر ارجاع داده شدند؛ همچنین 30 زن سالم که سابقه هیچ گونه اختلال روانپزشکی و مصرف دارو نداشتند، انتخاب شدند. سپس پرسشنامه تفکر خلاف واقع برای حوادث منفی ( CINES ) بر روی نمونه اجرا گردید. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس چند متغیره ( MANOVA ) نشان داد که بین سه گروه از لحاظ نمرات تفکر خلاف واقع و زیر مقیاس های آن تفاوت معنادار وجود دارد (009/0 P< ). به طوری که افراد افسرده بالاترین نمره و افراد سالم پایین ترین نمره را داشته اند. نمرات تفکرخلاف واقع رو به پایین بدون ارجاع، تنها بین دو گروه افسرده و سالم معنادار است (002/0 p< ). نمرات زیرمقیاس های تفکرخلاف واقع رو به بالا دیگر ارجاع، رو به بالا خود ارجاع و رو به بالا بدون ارجاع در افراد افسرده و مضطرب به طور معناداری بیش از گروه افراد سالم می باشد (001/0 p< ) اما بین دو گروه افراد افسرده و مضطرب تفاوت معناداری وجود ندارد. نتیجه گیری: احساس منفی تفکر خلاف واقع را فعال می کند، که ممکن است احساس منفی را تشدید کند. همچنین، تفکر خلاف واقع خیلی زود بعد از فعال سازی به طور خودکار بازداری می شود و احساس منفی ناشی از آن را کاهش می دهد ولی در افراد افسرده و مضطرب این پدیده رخ نمی دهد و نشخوار فکری خلاف واقع ادامه می یابد.
۱۶.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان شناختی رفتاری بر علائم اختلال خوردن در بیماران 16-23 سال مبتلا به پر اشتهای روانی با توجه به پیوند والدینی

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۶
اختلالات خوردن از بیماری های روانی مزمن و رو به رشد است. یکی از انواع فرعی اختلال خوردن پر اشتهای روانی است که به موجب آن، فرد بین رژیم گرفتن افراطی و پرخوری شدید در نوسان است. هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی و درمان شناختی و رفتاری بر علائم اختلال خوردن در بیماران پر اشتهای روانی با توجه به پیوند والدینی بوده است. روش کار و مواد این پژوهش بدین شرحند: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل بیماران دارای اختلال خوردن مراجعه کننده به مراکز مشاوره و کلینیک های روان درمانی درمانی شهر تهران است که در رده سنی 16 الی 23 سال قرار دارند. تعداد بیماران دارای پرونده پزشکی 72 نفر بوده است. بعد از غربالگری، تعداد 39 بیمار با توجه به تشخیص روانپزشک و ملاک های تشخیصی و آماری اختلالات روانی به روش در دسترس انتخاب شدند. بیماران در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل با توجّه به سن و تعداد رفتار جبرانی نامناسب در هفته همتاسازی شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه (1- پیوند والدینی 2- سیاهه اختلال خوردن و 3- طرحواره های یانگ) و مصاحبه تشخیصی بر اساس ملاک های تشخیص اختلال خوردن و تشخیص روان پزشک بود. یافته های این پژوهش از این قرارند: طرحواره درمانی نسبت به درمان شناختی رفتاری در کاهش علائم اختلال خوردن در بیماران دارای پیوند بیش حمایت گر نسبت به مراقبت کم در مؤلّفه نارضایتی از بدن دارای اثربخشی و ماندگاری بیشتری بوده است. (05/0 > 001/0: p ; 430/0= f ) . نتیجه این پژوهش این است که بیمارانی با پیوند والدینی بیش حمایت گر به طرحواره درمانی بهتر پاسخ داده- اند، از این رو به درمانگران توصیه می شود که رویکرد طرحواره را با رویکرد های سیستمی و روابط شیء به صورت تلفیقی به کار گیرند .
۱۷.

مقایسه اثربخشی اصلاح سوگیری شناختی تفسیری مثبتI) CBM-)، اصلاح سوگیری شناختی مبتنی بر خود-زایی و آموزش شناختی-رفتاری کامپیوتری بر افسردگی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۲
افراد افسرده تمایل دارند اطلاعات منفی را آسان تر از اطلاعات مثبت یا خنثی پردازش یا یاداوری کنند. روشی که اخیرا اصلاح ارزیابی های خاطرات مزاحم را نوید داده است، اصلاح سوگیری شناختی کامپیوتری است. اصلاح سوگیری شناختی، شامل آموزش راه های جدید پردازش اطلاعات برای  تغییر سوگیری های پردازشی مانند توجه انتخابی و سوگیری های تفسیری است. هدف از این پژوهش، تعیین اثربخشی 4 هفته اجرای CBM-I مثبت و CBM-I مبتنی بر خود-زایی بر دانشجویان دارای علائم افسردگی و مقایسه آن ها با آموزش شناختی-رفتاری کامپیوتری بود. پژوهش حاضر، یک پژوهش شبه آزمایشی با سه گروه و شامل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری است. 51 دانشجوی شرکت کننده، به طور تصادفی به گروه CBM-I استاندارد، خود-زایی و آموزش شناختی-رفتاری کامپیوتری گمارده شدند. با استفاده از پرسشنامه ها و درجه بندی های مربوط به خلق، سوگیری تفسیری، سوگیری حافظه و نگرش های ناکارآمد، نتایج بررسی شد. هم CBM-I استاندارد هم خود-زایی و هم آموزش شناختی-رفتاری کامپیوتری به طور معنی داری کاهش علائم افسردگی، افزایش خلق، افزایش سوگیری تفسیری مثبت، افزایش سوگیری مثبت حافظه و کاهش سوگیری منفی حافظه را نشان دادند. در هیچ کدام از متغیرها تفاوت معنی داری بین مداخله هاوجود نداشت، فقط در مورد سوگیری مثبت حافظه، روش خود-زایی به طور معنی داری از روش شناختی-رفتاری- نه از CBM-I استاندارد- برتر بود.
۱۸.

مقایسه تأثیر درمان شناختی- رفتاری، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و دارودرمانی بر شدت علایم وسواس موکنی: پژوهش مورد منفرد

کلید واژه ها: درمان شناختی- رفتاریدارودرمانیدرمان مبتنی بر پذیرش و تعهدوسواس موکنیمورد منفرد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۰ تعداد دانلود : ۲۳۳
زمینه و هدف :پژوهش حاضر با هدف مقایسه تأثیر درمان شناختی- رفتاری (Cognitive behavior therapy یا CBT)، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy یا ACT) و دارودرمانی بر شدت علایم وسواس موکنی انجام شد. مواد و روش ها:شرکت کنندگان مطالعه را ۸ زن و یک مرد بالای ۱۶ سال که مبتلا به اختلال وسواس موکنی بودند، تشکیل داد که به شیوه در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در سه گروه آزمایشی درمان CBT (3 نفر)، درمان ACT (3 نفر) و دارودرمانی (3 نفر) قرار گرفتند. در تحقیق حاضر از روش پژوهشی مورد منفرد A-B استفاده گردید. پس از سه جلسه خط پایه، مداخله آغاز شد و برای روش CBT و ACT هر کدام ده جلسه انفرادی ۶۰ دقیقه ای هفتگی و برای دارودرمانی نیز ده جلسه هر دو هفته یک بار برگزار شد. یک ماه پس از مداخله، مراجعان در سه جلسه به فاصله یک ماه تحت آزمون پیگیری قرار گرفتند. جهت جمع آوری اطلاعات، از مقیاس Massachusetts (Massachusetts General Hospital Hairpulling Scale یا MGH-HPS) استفاده گردید. یافته ها:یافته های پژوهش بر اساس تحلیل دیداری و شاخص های آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و حاکی از آن بود که روش CBT و پس از آن روش ACT بیشترین تأثیر را بر کاهش شدت علایم اختلال وسواس موکنی داشت و دارودرمانی کمترین تأثیر را در این زمینه نشان داد. نتیجه گیری:با توجه به تأثیر روش های CBT و ACT بر شدت علایم اختلال موکنی، می توان از این دو شیوه برای درمان افراد مبتلا به این اختلال بهره گرفت.
۱۹.

اثر بخشی مداخله گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری بر اضطراب امتحان پسران داوطلب کنکور سراسری

کلید واژه ها: اضطراب امتحانفشار روانیمدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۰ تعداد دانلود : ۱۷۲
اضطراب امتحان پدیده ای شایع در میان دانش آموزان و دانشجویان و از جمله مشکلات رایج نظام آموزشی است که تاثیرات مخربی بر عملکرد و همچنین سلامت جسمی و روانی افراد دارد. هدف این پژوهش بررسی تاثیر مداخله گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری بر اضطراب امتحان دانش آموزان پسر داوطلب کنکور سراسری در شهر تهران است. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل است. جامعه آماری، دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی منطقه 3 آموزشی شهر تهران و روش نمونه گیری به شیوه خوشه ای تصادفی بود؛ به این صورت که دو دبیرستان از این منطقه به تصادف انتخاب شده و سپس به صورت تصادفی، یکی از آن ها به عنوان گروه آزمایش و دیگری به عنوان گروه کنترل تعیین شدند. از هر یک از دبیرستان ها 13 نفر انتخاب شده و درگروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه درمان، 8 جلسه تحت مداخله گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری قرار گرفتند. گردآوری داده ها به کمک پرسشنامه اضطراب امتحان انجام شد. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد میانگین نمرات اضطراب امتحان گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون کاهش معناداری پیدا کرد (001/0P= ) و این کاهش در مرحله پیگیری نیز مشاهده شد (001/0P= ) نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی مداخله گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی رفتاری بر اضطراب امتحان داوطلبان کنکور سراسری است. این تاثیر در مرحله پیگیری نیز پایدار بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان