پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات (علوم و فناوری اطلاعات سابق)

پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات (علوم و فناوری اطلاعات سابق)

پژوهشنامه پردازش و مدیریت اطلاعات دوره 35 پاییز 1398 شماره 1 (پیاپی 99)

مقالات

۱.

بافت و معنا در بازیابی اطلاعات: با تاکید بر زبان مادری

نویسنده:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۳
زبان به ما امکان برقراری ارتباط می دهد و تقریباً همه موجودات زنده دارای این توانایی هستند. اما در رابطه با انسان علاوه بر نقش ارتباطی، دارای نقش های دیگری نیز هست. هدف از این مطالعه بیان نقش و اهمیت زبان با تاکید بر زبان مادری در شکل گیری واژگان جستجو در بازیابی اطلاعات مبتنی بر معانی ذهنی افراد، بافت و محتوای مورد جستجو است. مقاله حاضر یک پژوهش نظری است. در تدوین این مقاله و به عنوان گام نخست به روش کتابخانه ای و مروری، شناسایی منابع مرتبط و برخی نظریه های پایه در قلمرو زبان ضروری بود. بنابراین، کلیدواژه هایی همچون بازیابی اطلاعات، زبان مادری، بافت و معنا، اطلاعات و زبان و موارد مشابه جستجو شد. در نهایت پس از دستیابی به منابع با کیفیت و مرتبط، تلاش شد تا مفهوم زبان در بازیابی اطلاعات با تاکید بر زبان مادری و مفاهیم مرتبط با آن تحلیل و واکاوی شود. بر اساس آنچه که از این نوشتار می توان استنباط کرد، ابتدا مفاهیم در ذهن شکل می گیرد (یعنی مفهوم سازی ذهنی) و سپس مفاهیم شکل گرفته در ذهن تبدیل به اصطلاحات زبانی (بازنمون یا بیان واژگانی) می شود. بنابراین، در هنگام جستجو برای بازیابی اطلاعات ابتدا کاربر در ذهن خود مفاهیم را می سازد، سپس به آنها شکل می دهد و در ادامه واژه و یا واژگان مناسب را ایجاد کرده و به منزله عبارت جستجو در فیلد جستجوی یک پایگاه اطلاعاتی وارد می کند تا "با ربط ترین" نتایج، حاصل آید. این اتفاق برای کسی که مفاهیم ذهنی و مفاهیم ثبت شده (عینی) هر دو برای آن یکی باشد و به گونه ای براساس زبان مادری شکل گرفته باشد، می تواند نتایج بهتری را درپی داشته باشد، چرا که در این حالت بین ذهن و بیان آن رابطه ای مستقیم برقرار می شود و فضاهای ذهنی بهتری برای تدوین عبارت جستجو و ارزیابی نتایج بازیابی شکل می گیرد. زبان به عنوان رابط بین نیاز اطلاعاتی کاربر و سیستم اطلاعاتی، متکی بر الگوهای ذهنی است که انسان به واسطه یادگیری آنها را دریافت می کند و این الگوها معمولاً با یادگیری اولین زبان (زبان مادری) شکل می گیرد. بنابراین، بسیاری از تجربیات ما مبتنی بر مفاهیمی است که در ذهن ما شکل می گیرد و به واسطه زبان بیان می شود و این کار به دفعات می تواند در هنگام بازیابی اطلاعات رخ دهد. توجه به این مقوله می تواند به بهبود طراحی نظام های بازیابی اطلاعات در قالب بافت اطلاعاتی کمک کند.
۲.

تعیین خودکار معنای واژه های فارسی با استفاده از تعبیه معنایی واژه

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۲۰
واژه کوچکترین واحد زبان است که دارای «صورت» و «معنا» است. واژه ممکن است بیش از یک معنا داشته باشد که باتوجه به کاربرد واژه در بافت زبانی، معنی دقیق آن مشخص می شود. گردآوری تمام معانی یک واژه به صورت دستی کار بسیار پرزحمت و زمان بر است. افزون بر آن، ممکن است معانی واژه با گذشت زمان دچار تغییر شود به این صورت که معانی موجود واژه کم کاربرد شود یا معانی جدید به آن اضافه شود. یکی از روش هایی که می توان برای تعیین معنای واژه استفاده کرد به کارگیری روش های رایانشی برای تعیین معنای واژه باتوجه به بافت زبانی است. در پژوهش حاضر تلاش می شود با ارائه یک الگوریتم محاسباتی، معانی واژه های هم نگاره فارسی باتوجه به بافت زبانی به صورت خودکار و بدون نیاز به ناظر انسانی تعیین شود. برای رسیدن به این هدف، از روش تعبیه معنای واژه در یک مدل فضای برداری استفاده می گردد. برای ساخت بردار واژه، از یک رویکرد مبتنی بر شبکه عصبی استفاده می شود تا اطلاعات بافت جمله به خوبی در بردار واژه گنجانده شود. در گام بعدی مدل پیشنهادی، برای ساخت بردار متن و تعیین معنای واژه، دو حالت جمله بنیان و بافت بنیان معرفی می شود. در حالت جمله بنیان، تمام واژه های جمله ای که واژه هدف در آن وجود دارد در ساخت بردار نقش دارد؛ ولی در حالت بافت بنیان فقط تعداد محدودی از واژه های اطرافِ واژه هدف برای ساخت بردار در نظر گرفته می شود. دو نوع شیوه ارزیابی درونی و برونی برای ارزیابی کارایی الگوریتم خوشه بندی به کار گرفته می شود. معیار ارزیابی درونی که محاسبه مقدار تراکم داده در هر خوشه است برای دو حالت جمله بنیان و بافت بنیان محاسبه می گردد. ارزیابی برونی به داده استاندارد طلایی نیاز دارد که برای این هدف، یک مجموعه داده شامل ۲۰ واژه هدف فارسی و تعداد ۱۰۰ جمله نشانه گذاری شده برای هر یک از این واژه ها تهیه شده است. براساس نتایج به دست آمده از ارزیابی درونی، تراکم خوشه ای حالت جمله بنیان با تفاوت معناداری بالاتر از حالت بافت بنیان است. با درنظرگرفتن دو شاخص V و F در ارزیابی برونی، مدل بافت بنیان به صورت معنادار کارایی بالاتری را نسبت به جمله بنیان و مدل های پایه به دست آورده است.
۳.

هستی شناسی ها و برچسب زنی اجتماعی: روابط و کاربردها

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۵
هستی شناسی و برچسب زنی اجتماعی، شیوه های نوین سازماندهی، بازنمون و اشتراک دانش در محیط الکترونیکی هستند که علیرغم تفاوت هایی که با یکدیگر دارند، می توانند به ارتقاء یکدیگر کمک نمایند. هدف پژوهش حاضر شرح روابط و کاربردهای این دو در پیوند با یکدیگر است. مطالعه حاضر با رویکرد کتابخانه ای و مفهومی نگارش شده است. اطلاعات لازم با استفاده از بررسی و مطالعه منابع اطلاعاتی چاپی و الکترونیکی موجود در کتابخانه ها، اینترنت و پایگاه های اطلاعاتی فارسی و انگلیسی گردآوری شد. اگرچه جایگاه برچسب ها در مبحث وب 2.0 و جایگاه هستی شناسی ها در مبحث وب معنایی است، اما می توان از برچسب ها در وب معنایی و از هستی شناسی ها در وب 2.0 بهره گرفت. استفاده از هستی شناسی در وب 2.0، ایجاد ساختار معنایی و رفع نقص ها و ضعف های آن را در سازماندهی و بازیابی به دنبال دارد که ناشی از دشواری های مربوط به کاربران، واژگان و همچنین ضعف های سیستم در برچسب زنی در وب 2.0 است. استفاده از برچسب ها در هستی شناسی نیز، به روز شدن، کاربردی تر شدن و پذیرش آن را در جامعه کاربران در پی دارد که نبود یا کمبود این موارد به دلیل کم توجهی هستی شناسی به کاربران نهایی و به روز نبودن متون و منابع مورد استفاده در ایجاد هستی شناسی هاست.
۴.

طراحی مدل مفهومی پیاده سازی معنابخشی به خدمات ارائه شده در سامانه «گنج» پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۱۸
کاربران نقش کلیدی در موفقیت سامانه ها و ارتقاء آنها برعهده داشته و اطمینان از رضایت آنان از اهمیت بسیار برخوردار است. این امر در مورد سامانه های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) اهمیت بیشتری دارد؛ چرا که این کاربرانند که داده های مورد نیاز سامانه ها را فراهم آورده و از اطلاعات فراهم شده استفاده می کنند. لذا فراهم آوردن ابزارهایی که امکان تعامل بیشتر با کاربران و درک درست تری از اطلاعات فراهم آورده شده توسط سامانه ها را برای آنان ایجاد کرده و کمک کند تا سریع تر به پاسخ پرسش های خود دست یابند، ضروری است. یکی از روش های بهبود تعامل با کاربران، معنادار کردن اطلاعات مورد نیاز آنان است که از آن با عنوان معنابخشی یاد می شود. در این مقاله تلاش شده است تا با بکارگیری مفهوم معنابخشی و ادغام آن با مفاهیم موجود در طراحی سیستم های پشتیبانی کننده از جستجو، مدل مفهومی برای معنابخشی به خدمات ارائه شده در سامانه گنج ایرانداک طراحی شود. برای این منظور 9 سامانه خارجی و 6 سامانه داخلی، که وظیفه ای مشابه با گنج را دارند بررسی شده و مدل بهبود خدمات قابل ارائه در سامانه گنج از منظر معنابخشی در سه دسته خدمات قابل ارائه در کوتاه مدت، بلندمدت و خدمات نیازمند پژوهش بیشتر ارائه شد.
۵.

طراحی مدل مفهومی خودآموز آنلاین بازی وارشده سواد اطلاعاتی مبتنی بر نظریه خود-تعیینی

تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
با توجه به اهمیت فراگیری مفاهیم و مهارت های سواد اطلاعاتی در پیشرفت تحصیلی دانشجویان، تحول در شیوه آموزش آن حائز اهمیت فراوان است؛ بنابراین هدف این پژوهش ارائه چارچوب یک خودآموز آنلاین بازی وارشده جهت آموزش سواد اطلاعاتی است تا بدین وسیله انگیزه درونی، مشارکت و سطح یادگیری دانشجویان در فراگیری سواد اطلاعاتی افزایش یابد. رویکرد پژوهش حاضر کیفی است و از روش تحلیل محتوا برای بررسی دو دسته مقالات بازیابی شده از 4 پایگاه اطلاعات علمی استفاده شده است. پس از حذف مقالات تکراری و غیرمرتبط، 18 مقاله مرتبط با عناصر خودآموز آنلاین سواد اطلاعاتی و 17 مقاله ای که به عناصر بازی و راهکارهای انگیزشی بر مبنای برآوردن سه مؤلفه نظریه خود-تعیینی (استقلال، شایستگی و ارتباط) پرداخته اند انتخاب گردید. جهت تعیین محتوای خودآموز نیز 81 خودآموز آنلاین بازیابی شده از پایگاه اطلاعاتی پریمو بررسی شد. پس از بررسی مقالات، 32 قابلیت ضروری برای طراحی خودآموز آنلاین سواد اطلاعاتی در 3 گروه «ساختاری»، «محتوایی» و «آموزشی» طبقه بندی شدند. پس از بررسی مطالعات حوزه بازی وارسازی که بر مبنای نظریه خود-تعیینی انجام شده بود نیز 10 عنصر بازی وارسازی ساختاری و محتوایی و 26 راهکار انگیزشی جهت برآوردن سه نیاز درونی شایستگی، استقلال و ارتباط شناسایی شد. بررسی محتوای خودآموزهای آنلاین سواد اطلاعاتی نیز نشان داد خودآموز آنلاین سواد اطلاعاتی باید در 5 ماژول طراحی شود. چارچوب «خودآموز آنلاین بازی وارشده سواد اطلاعاتی مبتنی بر نظریه خود-تعیینی» به دست آمده از این پژوهش می تواند به عنوان مبنای پژوهش های آتی در جهت ساخت خودآموزهای آنلاین سواد اطلاعاتی قرار گیرد. پیشنهاد می شود خودآموز آنلاین بازی وارشده سواد اطلاعاتی منطبق با چارچوب این پژوهش طراحی و اثربخشی آن بر میزان یادگیری مفاهیم و مهارت های سواد اطلاعاتی و همچنین رفتار خود-تعیینی دانشجویان بررسی گردد.
۶.

شناسایی بافت های مؤثر در ایجاد پیشنهادهای پرسش: مرور نظام مند

تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۳
هدف این مقاله شناسایی عوامل بافتی تاثیرگذار در ایجاد پیشنهاد پرسش می باشد. پیشنهاد پرسش از قابلیت های اساسی ابزارهای جستجوی اطلاعات است که از طریق ارائه کلیدواژه های محتمل، به کاربر در فرمول بندی پرسش و برآوردن نیاز اطلاعاتی کمک می کند. در این پژوهش به منظور شناسایی عوامل مؤثر در ایجاد پیشنهادهای پرسش از مرور نظام مند استفاده شده است. بدین منظور کلیدواژه های مرتبط با پیشنهاد پرسش به زبان انگلیسی و فارسی در پایگاه های اطلاعاتی خارجی Science Direct, Emerald, Scopus, Online Willy, IEEE و پایگاه های داخلی مگ ایران، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، و مرجع دانش مورد جستجو قرار گرفت تا مقالات مرتبط با عوامل بافتی تاثیرگذار در ایجاد پیشنهادهای پرسش شناسایی شود. برای انجام مرور نظام مند از روش رایت و همکاران (2007) استفاده گردید که شامل هفت مرحله تعیین سوال پژوهش، تعیین پروتکل یا قرارداد انجام کار، جستجوی متون، استخراج داده ها، ارزیابی کیفیت، تحلیل داده ها و ارائه نتایج، و تفسیر نتایج است. بعد از جستجوی کلیدواژه های فارسی و انگلیسی و تطبیق آنها با معیارهای ورود و خروج در نهایت 36 مقاله برای استخراج عوامل تاثیرگذار انتخاب گردید. با بررسی مقالات انتخاب شده یافته های حاصل از مرور نظام مند در پنج دسته عوامل مبتنی بر مکان، مبتنی بر زمان، مبتنی بر جلسه جستجوی کاربر (شامل جلسه جستجوی جاری کاربر و تاریخچه جستجوی کاربر)، مبتنی بر بافت های ترکیبی، و سایر بافت طبقه بندی شدند. شناسایی عوامل تاثیرگذار در ایجاد پیشنهادهای پرسش به پژوهشگران و علاقه مندان این حوزه کمک می کند تا متناسب با ویژگی ها و شرایط ابزارهای جستجو از بافت مناسب استفاده نموده و به کاربر در بازیابی اطلاعات مرتبط بیشتر کمک کند.
۷.

بررسی میزان مطابقت بازیابی محتوا با تصاویرها و چالش های آن در مقاله های پایگاه های اطلاعاتی علمی

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۷
هدف از این تحقیق بررسی میزان و چالش های مطابقت بازیابی محتوا با تصویرها در مقاله ها پایگاه های اطلاعاتی علمی می باشد. روش پیمایشی توصیفی بوده و جامعه آماری تحقیق حاضر پایگاه های اطلاعاتی علمی ساینس دایرکت، اسکوپوس، مدلاین و وب آو ساینس هست. ابتدا، عنوان، چکیده، بیان مسأله و نتیجه گیری مقاله ها به صورت جداگانه وارد نرم افزار Etreme picture finder شد. سپس تصویرها مرتبط با عنوان، چکیده، بیان مسئله و نتیجه گیری مقاله ها از نرم افزار موردنظر استخراج گردید. تصویرها استخراج شده وارد نرم افزار visual similarity duplicate image finder گردید. نتایج مطابقت تصویرهای استخراج شده از نرم افزار و تصویرهای مقاله ها انجام شد . نتایج نشان داد که بیشترین میزان مطابقت محتوا با تصویر در پایگاه وب آو ساینس و کمترین میزان مطابقت در پایگاه ساینس دایرکت وجود داشت. همچنین به ترتیب بیشترین شباهت بین عنوان ها، بیان مساله، چکیده و نتیجه گیری با تصویرهای مقاله ها در پایگاه ها وجود داشت. عدم رعایت استانداردهای مصور سازی در تصویرهای بکارگرفته شده در مقاله های پایگاه های علمی چالش جدی است. که ازاستاندارهای مصور سازی (متن، رنگ، لبه، حاشیه و ....) به دور بودند بازیابی نشدند و در صورت بازیابی از میزان شباهت نازلی برخوردار بودند. عدم جامعیت قابلیت های نرم افزار ها مورد استفاده، چالش بعدی بود. مسأله دیگر عدم رعایت یا پیروی از یک شیوه نامه استاندارد در چیدمان تصویرها در مقاله ها می باشد. برخی تصویرها بدون توجه به متن در مقاله ها درج شده است.این مورد در پایگاه وب آو ساینس کمتر اما در سایر پایگاه های مورد بررسی به کثرت مشاهده گردید. با توجه به ابداع روش های جدید بازیابی تصویر و محتوا، نتیجه این بررسی نشان میدهد عدم شباهت بین تصویرهای بازیابی شده با محتوا در مقالات پایگاه های معتبر علمی چشمگیر و گمراه کننده می باشد.
۸.

ارزیابی تطبیقی کارایی ساختار نحو نظام های شناسگر دیجیتالی

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۹
نظام های شناسگر دیجیتالی به عنوان یکی از اصلی ترین حوزه های کاربرد در رویکرد «وب قابل شناسایی» در تئوری شئ دیجیتالی مطرح شده اند. بر اساس ماهیت این شناسگرها، که مبتنی بر سازوکار وضوح، طراحی و پیاده سازی شده اند و با شناسگرهای دیگر متفاوت است، ساختار نحو (رشته شناسگر) این شناسگرها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نحوِ شناسگر مجموعه ای از قوانینی است که برای ترکیب کاراکترها برای شکل گیری یک رشته شناسگر مورد استفاده قرار می گیرد. هدف این پژوهش ارزیابی کارایی ساختار نحو نظام های شناسگر دیجیتالی است. به منظور دستیابی به این هدف، بر مبنای روش ارزیابی روشنگرانه، فرآیندی شامل دو گام طراحی و اجرا شد. در گام نخست اقدام به طراحی چارچوب پایه ارزیابی کارایی ساختار نحو به روش دلفی شد. چارچوب پایه ارزیابی استخراج شده در این گام شامل 11 شاخص کارایی از جمله: یکتایی، قابلیت ماشین خوانی، ثبات، قابلیت همکاری، سادگی، مقیاس پذیری، اثبات پذیری، گرانولیته، عدم حساسیت کاراکتر، قابلیت نقل انسانی و قابلیت وضوح نحو است. درگام دوم، با استناد به چارچوب پایه طراحی شده، اقدام به ارزیابی تطبیقی 6 نظام شناسگر دیجیتال مطرح در سطح جهان به روش «تاپسیس» شد. نتایج این ارزیابی نشان داد که نظام های «دی.اُ.آی.» و «یو.سی.آی.» انطباق بالا و نظام های «هندل»، «آ.ر.ک.»، «یو.آر.ان.» و «پی.یو.آر.ال.» انطباق متوسطی را با شاخص های کارایی ساختار نحو نظام های شناسگر دیجیتالی دارند. در تحلیل این نتایج نیز راهکارهای نظام های با کارایی بالا در اثبات پذیری رشته شناسگر، از جمله بکارگیری سازوکار وضوح، پروتکل « TCP/IP » و استفاده از شناسگرهای دارای ارقام چک اعتبار در پسوند، و همچنین مزایای استفاده از کدهای توصیف کننده به ویژه در شناسایی دقیقتر شئ مورد شناسایی مورد بحث قرار گرفته است. این نتایج می تواند توسط کاربران این نظام ها و شناسگرهای آن و همچنین پژوهشگران این حوزه مورد استفاده قرار گیرد.
۹.

تحلیل ساختار فکری مدارک علم اطلاعات و دانش شناسی ایران (1970-2016): مطالعه هم استنادی

تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۰
هدف از پژوهش حاضر، ترسیم و تحلیل ساختار فکری و روند تکامل علم اطلاعات و دانش شناسی ایران از منظر تحلیل الگوهای هم استنادی مدرک است. جامعه ی پژوهش حاضر را کلیه ی مقالات پژوهشی و مجموعه مقالات همایش ها تشکیل می دهد که در خلال سال های 1970 تا 2016 از پژوهشگران ایران در وبگاه علوم نمایه شده اند. به منظور تحلیل و دیداری سازی شبکه ی هم استنادی مطالعات ایران نیز از نرم افزار سایت اسپیس بهره گرفته شده است. تحلیل خوشه ای شبکه ی هم استنادی مدارک علم اطلاعات و دانش شناسی ایران در بازه ی 1970 تا 2016، منجر به شناسایی 5 خوشه یا تخصص گردید که عنوان بزرگ ترین وکوچک ترین تخصص ها بر حسب فراوانی موجودیت های هر خوشه، با 17 و 7 فراوانی به ترتیب به دو تخصص « ضریب تأثیر وب » و « سواد اطلاعاتی » تعلق گرفت. طبق بررسی های به عمل آمده، مطالعات سنجش علم نقش بسزایی در شکل دهی به ساختار فکری علم اطلاعات و دانش شناسی ایران در بازه ی مورد بررسی داشته است. نتایج حاصل از تحلیل مدارک شاخص و محوری در شبکه ی هم استنادی مطالعات ایران حکایت از آن داشت که دو تخصص «ضریب تأثیر وب» و «رفتار اطلاع یابی» بر اساس فراوانی گره هایِ حائز بیش ترین هم استنادی و نمره ی مرکزیت بینابینی، به ترتیب، عناوین شاخص ترین و محوری ترین تخصص ها را در بین دیگر تخصص های شناسایی شده به خود اختصاص داده اند. نتایج تحلیل محتوای موجودیت خوشه های پنجگانه ی هم استنادی از حیث ساختار روش شناختی آن ها در بازه ی 1970 تا 2016 نشان داد که مطالعات علم اطلاعات و دانش شناسی ایران با توجه به محتوای خوشه های #0 (ضریب تأثیر وب)، #1 (نشر دسترسی آزاد) و #3 (همکاری علمی)، تا حدود بسیار زیادی از روش های سنجش علم تأثیرپذیرفته است.
۱۰.

ارزش آفرینی مشترک میان ذی نفعان (کاربران، کتابداران و طراحان) نرم افزارهای کتابخانه دیجیتال در ایران

تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۷
نظام های اطلاعاتی (مانند پایگاه های اطلاعاتی و نظام های کتابخانه ای) با ذی نفعان گوناگونی در ارتباطند و میان این ذی نفعان شکافِ شناختی وجود دارد. به بیان دیگر، بررسی دیدگاه ذی نفعان در قلمرو نظام های اطلاعاتی و این که چگونه می اندیشند و چه ارزش هایی را در استفاده از این نظام ها دارند، اهمیت پیدا می کند. بهره مندی از دانش همه افرادی که ذی نفع یک محصول هستند، می تواند به بهبود محصول و ارائه خدمات نوآورانه و ارزش آفرینی برای همه آن ها منجر گردد. این امر با واکاوی ساختارِ دانشی ذی نفعان و کشف ارزش های مورد نظر آن ها در استفاده از یک محصول یا خدمت قابل دستیابی است. هدف این پژوهش، بررسی ساختارِ شناختی گروه های سه گانه ذی نفع نرم افزار های کتابخانه دیجیتال ایران (کاربران، کتابداران و طراحان) بر پایه نظریه وسیله-هدف و ترسیم نقشه شناختی آن ها در استفاده از این نرم افزار ه است. پژوهش حاضر تلاش دارد بازنمونی از مدل های ذهنی ذی نفعان نرم افزا ر های کتابخانه های دیجیتال را ترسیم کند. این بازنمون، با ترسیم نقشه سلسله مراتبی ارزش (نقشه شناختی اجماعی) آنها امکان پذیر است و به ارزش آفرینی مشترک از طریق شناخت نیازها و انتظارهای ذی نفعان از این نظام های اطلاعاتی منجر می شود. این پژوهش از نظر نوع، کاربردی و از نظر رویکرد، شناختی است که با شیوه پیمایشی و رویکرد ترکیبی در گردآوری داده ها انجام شد. جامعه پژوهش حاضر شامل دو گروه نرم افزارهای کتابخانه های دیجیتال در ایران (آذرخش، پاپیروس و ثنا) و ذی نفعان این نرم افزارها (16 کاربر، 21 کتابدار و 5 طراح) بودند. گردآوری داده ها با مصاحبه (تکنیک نردبان سازی) و تحلیل محتوای آن ها با روش کیفی جهت دار (با استفاده از نرم افزار MaxQDA ) انجام شد. با ترسیم نقشه سلسله مراتبی ارزش (نقشه شناختی) ذی نفعان مشخص شد، سه ارزش نهایی: «دسترسی سریع به منابع اطلاعاتی»، «کشف (بازیابی) منابع اطلاعاتی مورد نظر» و « اشاعه و به اشتراک گذاری اطلاعات و دانش» و همچنین، ارزش ابزاری «کسب اطلاعات بیشتر درباره منبع اطلاعاتی»، پیامدهای کارکردی «پرهیز از اتلاف وقت در جستجو» و «بالابردن دقت در جستجو» و پیامدهای روانی-اجتماعی « احساس راحتی در استفاده از نظام » و «ابهام زدایی از نیاز اطلاعاتی» بیش از همه مورد توجه ذی نفعان قرار دارند . طراحان نرم افزار های کتابخانه دیجیتال لازم است ارزش ها، پیامدها و ویژگی های مهم ذی نفعان را برای طراحی این نرم افزار ها مورد توجه قرار دهند تا بتوانند نیازهای اساسی و انتظارهای بنیادین ذی نفعان این نظام ها را برآورده سازند .

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۰۳