فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۸۶۱ تا ۱۰٬۸۸۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۸ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۱
39 - 69
حوزههای تخصصی:
انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا را می توان از زوایای مختلفی مورد بررسی قرار داد. یکی از این ابعاد جایگاه پوپولیسم در پیروزی ترامپ در انتخابات بود. البته می توان به ظهور پوپولیسم در کشورهای توسعه یافته از نظر روان شناختی، سیاسی و اقتصادی هم اشاره داشت. بطور مثال می توان از جهانی شدن، افزایش شکاف های طبقاتی، افزایش نارضایتی ها و بحران های هویتی هم نام برد. در انتخابات ریاست جمهوری امریکا دلایل مختلف اجتماعی، سیاسی، روان شناختی در ظهور پوپولیسم تاثیرگذار بودند چنانکه در بعد اجتماعی می توان به شکل گیری پوپولیسم فنی، شکاف های اجتماعی، شکاف های طبقاتی، شکاف های هویتی، تاکید بر فاسد بودن کل سیستم و نظام سیاسی، نجات امریکا از بحران، دشمن ستیزی داخلی و خارجی از سوی ترامپ، نژاد پرستی و بازتولید هویت امریکایی اشاره کرد. همچنین از بعد جهانی می توان به شکاف های طبقاتی در جهان، بازگشت ناسیونالیسم نوین، تقابل های هویتی و جهانی اشاراتی داشت. البته دلایل شخصیتی ترامپ همانند فقدان سابقه سیاسی، زبان و ادبیات سیاسی، عدم آشنایی مردم با ترامپ، تبدیل کردن خود به یک برند و خود را مخالف وضع موجود نشان دادن تاثر خاصی در پدیده پوپولیسم داشت .
تحول آفرینی در تجربه امام موسی صدر و علامه فضل ا...
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره چهارم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۷
29 - 59
حوزههای تخصصی:
اگر جنبش و تحول آفرینی را از ویژگی های روحیه انقلابی بدانیم و انقلاب را به معنای دگرگونی برای پی افکندن نظمی نو بدانیم، بی تردید امام موسی صدر و علامه فضل ا... از چهره های شاخص حوزه بوده اند که نماد انقلابی گری به شمار می آیند؛ چراکه تلاشی انقلابی را برای واردکردن شیعیان به جهان رقم زده اند. این دو عالم دینی، دین را به پیشران حرکتی تبدیل کردند که در دو جنبش انقلابی امل و حزب ا... به بار نشست. همان گونه که امام صدر انقلابی اجتماعی را در درون طایفه شیعه رقم زد و در تأسیس جنبش امل نقشی یگانه داشت، فضل ا... هم با به راه انداختن جریانی سیاسی در تأسیس جنبش حزب ا... نقش بسیار مهمی داشت. صدر با تأسیس جنبش امل و مجلس اعلای شیعه لبنان، شیعه را در کنار اهل سنت به یکی از مؤلفه های اصلی جامعه لبنان تبدیل کرد و فضل ا... با زمینه آفرینی فکری برای جنبش انقلابی حزب ا... کوشید کیان شیعه را از مرحله انقلاب اجتماعی به انقلاب سیاسی منتقل کند. آنچه این مرحله گذار را تسریع کرد، بلکه به گونه ای آن را پدید آورد، انقلاب اسلامی ایران بود که فضل ا... از آن به «زُلزِلَتِ الاَرضُ زُلزالَهَا» یاد می کند.
بررسی تطبیقی سیاست خارجی ایران و ترکیه در قفقاز جنوبی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تا 2015(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۱ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲ (پیاپی ۱۲۲)
109 - 150
حوزههای تخصصی:
حوزه قفقاز جنوبی متشکل از سه کشور آذربایجان، ارمنستان و گرجستان است. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال جمهوری های مذکور، بسیاری از اندیشمندان، این منطقه را در وضعیت خلاء قدرت ارزیابی کردند، به همین دلیل، این حوزه جغرافیایی توجه بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای همچون روسیه، اتحادیه اروپا، آمریکا، ایران و ترکیه را به خود جلب کرده است.
ایران به واسطه تاریخ مشترک با قفقازجنوبی و همچنین جایگاه این منطقه از جهت ارتباط زمینی با فدراسیون روسیه و شمال اروپا، اهمیت زیادی برای این منطقه قائل است. بر پایه واقعیت های ژئوپلتیک و ژئواکونومیک، جمهوری اسلامی ایران نسبت به این منطقه به عنوان مکمل امنیتی و اقتصادی خود حساسیت زیادی نشان داده است.
ترکیه از کشورهایی است که از ابتدای فروپاشی شوروی، نقش اساسی در منطقه قفقاز جنوبی ایفا کرده است. قرار گرفتن قفقازجنوبی در میان دو حوزه نزدیک دریایی (خزر و سیاه) ترکیه، باعث اهمیت مضاعف این منطقه برای این کشور شده است.
سؤال محوری این مقاله بررسی تطبیقی سیاست های ایران و ترکیه در قفقاز جنوبی بر پایه شاخص های مهم تأثیرگذار در معادلات منطقه ای است. در تدوین مقاله با بهره گیری از روش کتابخانه ای، ازاسناد به زبان ترکی برای تبیین دیدگاه های ترکیه استفاده شده است.
علیرغم اینکه فروپاشی شوروی فرصت تاریخی را در اختیار ایران و ترکیه قرار داد تا با برقراری روابط و همکاری های نزدیک سیاست ها و اهداف خود را در قفقاز جنوبی پیش ببرند، اما سیاست توسعه طلبانه ترکیه و سیاست احتیاطی و مدارای ایران برای ایفای نقش در معادلات این منطقه، شرایطی را دامن زد که هر دو کشور توفیق کافی برای تأثیرگذاری در این معادلات را نداشتند؛ هر چند که ترکیه موفقیت بیشتری را در این عرصه کسب کرد. در واقع، قفقاز جنوبی بیشتر به نقطه تلاقی تضارب اهداف ایران و ترکیه از یکسو و آمریکا و روسیه از سوی دیگر تبدیل شد.
رویکردی به استحکام ساخت درونی قدرت برای نیروهای مسلح آینده جمهوری اسلامی ایران از منظر فرماندهی معظم کل قوا (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال دوم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۶
49 - 62
حوزههای تخصصی:
با تحولاتی که در بازیگران و کنشگران اصلی جنگ ها رخ داده، شیوه های جنگیدن نیز دچار تغییر شده است. بنابراین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به عنوان اصلی ترین رکن دفاعی و امنیتی در کشور، در حال و آینده باید قدرت دفاعی و بازدارندگی خود را حفظ نموده و ساخت درونی قدرت خود را مستحکم نمایند. لذا این پژوهش با هدف تبیین استحکام ساخت درونی قدرت برای نیروهای مسلح آینده با استفاده از فرمایشات مقام معظم رهبری انجام شده است. این تحقیق با استفاده از روش تحلیل مضمون، چهار مضمون "نیروی انسانی دانشی، انقلابی، بصیر، معنوی، بلند همت"، "نظام تربیتی شهادت طلبانه"، "قدرت نظامی با فناوری های لبه دانشی"، "مردم پایه با اتحاد همه جانبه مردم، مسئولان و نخبگان" را ارائه نموده است.
تحلیلی استعاره ای از ساخت ایران در روزنامه های مهم ایالات متحده (2013-2001)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
773 - 790
حوزههای تخصصی:
ایران از راه های مختلف به ویژه از طریق متون رسانه ای، به عنوان "دیگری دشمن"در ایالات متحده برساخته شده که این امر از نظر برداشت از ایران در سطوح و عرصه های مختلف و نوع برخورد با آن واجد مدلولات و تبعات مهمی بوده است. سؤالی که این مقاله درصدد پرداختن به آن است، چگونگی ساخت ایران بر مبنای استعاره سازی است (انتقال جنبه هایی از یک قلمرو به قلمرو دیگر به نحوی که از قلمرو دوم به گونه ای سخن گفته می شود که گویی قلمرو مبدأ است). استدلال اصلی مقاله این است که کاربرد انواع خاصی از استعاره های درباره ایران از یک سو، و پیوندیابی های گفتمانی صورت گرفته از سوی دیگر، به ساخت ایران به عنوان یک "دشمن" در رسانه های ایالات متحده منجر شده است. در این مقاله با تکیه بر شاخه خاص از نظریه و روش تحلیل گفتمان، یعنی تحلیل استعاره ای، نقش محوری استعاره ها در برساختن ایران به عنوان "دیگری دشمن"در گفتمان مطبوعاتی ایالات متحده با تکیه بر متون خبری سه روزنامه مهم این کشور (نیویورک تایمز، واشینگتن پست و وال استریت ژورنال) در یک دوره حدوداً دوازده ساله (از یازده سپتامبر 2001 تا سال 2013) بررسی شده و شواهد و داده هایی برای نشان دادن چگونگی استفاده از استعاره های مفهومی اصلی برای ایجاد و خلق روایتی از ایران به عنوان دشمن و نیز چگونگی تداخل گفتمانی و شباهت میان ساخت معنایی در هر سه روزنامه ارائه شده است.
تأثیر تروریسم بر راهبرد اتحادیه اروپا در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیستم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳ (پیاپی ۷۷)
179 - 186
حوزههای تخصصی:
نویسنده این نوشتار معتقد است تروریسم به ابرچالشی برای اتحادیه اروپایی تبدیل شده؛ ابرچالشی که متأثر از بحران های غرب آسیا و برآمدن افراط گرایی و تروریسم در این منطقه است و اتحادیه اروپا را به این نتیجه رسانیده که باید در راهبرد پیشین منطقه ای خود در قبال غرب آسیا و شمال آفریقا تجدیدنظر کرده و راهبردی مطابق با واقعیت ها و شرایط جدید این منطقه در دستورکار قرار دهد. بررسی این راهبرد جدید و پیامدهای آن برای منطقه، محورهای اصلی این یادداشت را تشکیل می دهد
اپوزیسیون سکولار و بحران سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات نظری و شواهد تاریخی حاکی از آن هستند که در غیاب پیش شرایط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، جنبش های اجتماعی و انقلابی لزوما به دموکراسی و تحکیم دموکراسی نمی انجامند و احتمالا به آشوب و جنگ داخلی بیانجامند؛ بحران و جنگ داخلی سوریه، یکی از بارزترین مصادیق در این زمینه است. در این نوشتار، نگارندگان با رویکرد نظری جامعه شناختی تاریخی- سیاسی و روش تحقیق تبیینی علی- تحلیلی تلاش داشته اند که به این پرسش پاسخ دهند: چرا اپوزیسیون سکولار در بحران سوریه به سمت رادیکالیسم و دور شدن از اهداف و راهبردهای اصلاح طلبانه سوق یافت؟ فرضیه پژوهش آن است که اپوزیسیون سکولار به دلایل مهمی همچون پاسخگویی ضعیف حکومت بشار اسد در قبال خواسته های اصلاح طلبانه اپوزیسیون سکولار از یک سو و عدم شکل گیری اجماع نظر راهبردی و تاکتیکی در جریان سکولار به خاطر شکاف های قومی-زبانی و شکاف های سیاسی و ایدئولوژیک از سوی دیگر، به سرعت از خواسته های اصلاح طلبانه و پویش مبارزاتی دموکراتیک منحرف شده و به سمت جنگ داخلی و رادیکالیسم مسلحانه کشانده شد. یافته های این پژوهش، تاییدکننده کامل فرضیه پژوهش هستند، یعنی آمیزه ای از نقش آفرینی منفی و رادیکال سکولارها و نیز اسلامگرایان تکفیری منجر به یأس شدید مردم و بدنه اجتماعی از این کنشگران و از بین رفتن مشروعیت کامل اپوزیسیون سکولار و غالب شدن جریانات مخوف تکفیری بر سپهر سیاسی و اجتماعی سوریه شدند.
بررسی عوامل موثر بر خشونت سیاسی (مطالعه موردی: جمعیت بلوچ شهر زاهدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدیده خشونت سیاسی از آن دسته آسیب های اجتماعی- سیاسی است که نظم حاکم بر جامعه را مختل می کند و همواره مواجهه با آن مورد توجه سیاستمداران می باشد. پژوهش حاضر به بررسی عوامل تاثیرگذار بر میزان گرایش رفتارهای خشونت آمیز سیاسی در بین شهروندان بلوچ شهر زاهدان می پردازد. مسایل قومی- طایفه ای این منطقه بستر جغرافیایی مناسب برای ناامنی و بی ثباتی ایجاد می کند. همانندی های فرهنگی، قومی، مذهبی با دو کشور بحران زده افغانستان و پاکستان نیز بر افزایش خشونت در این منطقه می افزاید. روش تحقیق مورد استفاده در این بررسی روش پیمایشی است. تکنیک جمع آوری اطلاعات، استفاده از پرسشنامه می باشد. جامعه آماری نوشتار حاضر شامل کلیه شهروندان اهل سنت بلوچ زاهدان می باشد که حجم نمونه 384 نفری به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. اطلاعات گردآوری شده به کمک نرم افزارSPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد در کنار عوامل جامعه شناختی مانند محرومیت نسبی، عوامل دیگری همچون ساختار اجتماعی فرهنگی خاص، سیستم قوم مداری، جعرافیای طبیعی استان، قاچاق مواد مخدر، تعداد زیاد اتباع بیگانه در منطقه و تقویت گروه های تروریستی توسط عوامل خارجی بر میزان خشونت در این منطقه تاثیرگذار است.
ژئوپلیتیک گاز و مداخله ترکیه در سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ششم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۲۲ (پیاپی ۵۲)
147 - 175
حوزههای تخصصی:
انقلاب تونس در ژانویه 2011 میلادی، موجبات سرایت ناآرامی ها به دیگر کشورهای خاورمیانه و شمال افریقارا فراهم کرد. نارضایتی ها سرانجام در فوریه 2011 میلادی به سوریه رسید. و از ماه اوترقابت قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای به منظور کسب قدرت در سوریه آغاز شد. از جمله کشورهای تاثیرگذار در بحران سوریه، ترکیه می باشد؛ حزب عدالت و توسعه از سال 2002 میلادی، سیاست به حداقل رساندن تنش با همسایگان را، در دستور کار خود قرار داد. اما با شروع بحران داخلی سوریه، روابط آنکارا و دمشق مجددا تیره شد و اکنون ترکیه برای برکناری بشار اسد تلاش می کند. این پژوهش با به کارگیری روش تحلیلی_تبیینی،به چرایی مداخله غیرسازنده ترکیه در سوریه از اوت 2011 میلادی تا سال 2015 میلادی می پردازد. فرضیه پژوهش به این قرار است که ترکیه برای تکمیل سیاست تبدیل شدن به کانون انرژی، به دولتی کاملا هم سو در سوریه نیاز دارد؛ زیرا سوریه دروازه ورود ترکیه به خاورمیانه است. سوریه با زمامداری بشار اسد با لغو قرارداد خط لوله انتقال گاز عرب از قطر به ترکیه و امضای قرارداد احداث خط لوله با ایران نشان داد شریک قابل اعتمادی برای ترکیه نیست و به همین جهت از شروع بحران تا پایان سال 2015، آنکارا سیاست حذف اسد را در پیش گرفت.
پارامترهای سیاسی-امنیتی موثر بر افزایش وابستگی ژئوپلیتیکی جمهوری آذربایجان به ایران؛ با تاکید بر منطقه ی خودمختار نخجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ششم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۳ (پیاپی ۵۳)
107 - 131
حوزههای تخصصی:
وابستگی کشورها به همدیگر در عرصه های مختلف، بر وزن ژئوپلیتیکی و نوع رفتار آنها در عرصه بین المللی تاثیر فراوانی دارد. جمهوری خودمختار نخجوان به عنوان بخشی از کشور آذربایجان، توسط دالان زنگزورمگری ارمنستان از سرزمین مادری جدا افتاده است و پس از جنگ قره باغ، تنها راه ارتباط زمینی بین نخجوان و جمهوری آذربایجان، استفاده از خاک ایران است. با توجه به روابط امنیتی و چالش های فراوانی که در طی سالیان گذشته بین دولت آذربایجان و ایران بوجود آمده است و همچنین با توجه به عدم پیوستگی جغرافیایی این کشور با واحد برونگان خود (نخجوان)، که از بزرگترین مشکلات استراتژیکی این کشور می باشد، باید با افزایش سطح وابستگی ژئوپلیتیکی نخجوان به ایران، نوع روابط دو کشور آذربایجان و ایران را تغییر داد. از نگاه کارشناسان، گسترش همکاری های منطقه ای بین استان های مرزی شمال غربی ایران با نخجوان، تلاش به منظور کاهش نفوذ قدرت منطقه ای ترکیه در آذربایجان (نخجوان)، استفاده از اشتراکات مذهبی به عنوان یک عامل سیاسی برای افزایش روابط، موثرترین عوامل برای افزایش وابستگی نخجوان به ایران در بعد سیاسی- امنیتی هستند.
سیاست و عرفان در مهابهاراتا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفان، چه نسبتی با سیاست دارد؟ آیا می توان از عارف سیاستمدار یا حاکم حکیم سخن گفت؟ در نوشتار حاضر به منظور پاسخ به این پرسش ها، به خوانش مهابهاراتا پرداخته شده است. بدین منظور، ابتدا به تعریف سیاست و ابعاد مختلف آن دست زده شده و نگاه عرفای هندی را نسبت به آن ها مورد بررسی قرار داده ایم. بررسی ها، نشان از آن داشت که عرفا و برهمنان درزمینهٔ مقولاتی همچون زندگی اجتماعی، دوستی و دشمنی، خیر مشترک و زور به عنوان داده بنیادین، پیش فرض، هدف و وسیله سیاست با سیاستمداران اختلافات اساسی دارند. بدین خاطر، آن ها، با هرگونه جمع شدن عرفان و سیاست در وجود یک شخص، مخالفت کرده اند. اما جریان دیگری از اندیشه نیز در مهابهاراتا وجود دارد که از سوی طبقه جنگجویان هندی هدایت می شود و به دنبال معنوی کردن سیاست است.
عملیات جاسوسی اتحاد شوروی در ایران در دوره رضاشاه براساس زندگی و خاطرات ژرژ آقابکف در سال های 1305 1307(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پاییز سال 1309 خورشیدی، پلیس ایران شبکه ای بزرگ از جاسوسان اتحاد شوروی را در ایران کشف کرد. این شبکه جاسوسی آن چنان گسترده بود که هیئت حاکمه ایران را حیرت زده کرد. بیشتر اعضای این شبکه کارمندان وزارتخانه های ایران، مانند وزارت پست، خارجه، جنگ و دیگر اداره های دولتی بودند. حتی افراد سرشناسی چون تیمورتاش در معرض اتهام عضویت در این شبکه قرار گرفتند. کشف این تشکیلات برای روابط دو کشور ضربه بزرگی بود. حکومت ایران این رفتار را خصمانه تلقی کرد و تا پایان دوره رضاشاه، همواره با سوءظن به همسایه شمالی خود می نگریست. بازیگردان اصلی این تشکیلات، «آقابکف» از اهالی ترکستان اتحاد شوروی بود که پیش از این در آسیای مرکزی، مأموریت مهم مبارزه با باسماچیان را بر عهده داشت و سرانجام توانست با ازمیان برداشتن انورپاشا به مبارزات آن ها خاتمه دهد. آقابکف در ازای این موفقیت، ترفیع درجه گرفت و به افغانستان فرستاده شد. نتیجه این نوشتار نشان می دهد که هدف اصلی اتحاد شوروی از جاسوسی در ایران، ضربه زدن به منافع بریتانیا در ایران، عراق و هندوستان بود. اما پیامدهای افشاگری اقدامات جاسوسی اتحاد شوروی برای دولت و دولت مردان ایران و حکومت اتحاد شوروی گران تمام شد. این نوشتار با استفاده از روش پژوهش های تاریخی و شیوه تبیینی- تحلیل اسنادی، برآن است تا به بررسی و تحلیل روند حضور آقابکف در ایران، عملیات جاسوسی وی، کشف شبکه جاسوسی اتحاد شوروی در ایران و تأثیر آن بر تاریخ روابط دو کشور بپردازد.
انقلاب اسلامی و جهانی شدن؛ از نظریه تا عمل
حوزههای تخصصی:
مقاله پس از تبیین مفهوم جهانی شدن و توضیح رویکردهای سه گانه بدبینانه، خوش بینانه و تحول گرا به آن، رویکرد سوم یا میانه مبنی بر قلمداد شدن جهانی شدن به عنوان پدیده را اختیار می کند و با تشریح تمایز بین مدرنیته و مدرنیسم، معتقد است که انقلاب اسلامی با جهانی سازی که ادامه مدرنیسم به عنوان یک ایدئولوژی است، در تقابل و تعارض است؛ در حالی که با جهانی شدن به مثابه ادامه مدرنیته امکان هم خوانی، هم افزایی و تعامل انتقادی، ایجابی و آگاهانه دارد. درباره رویکرد انقلاب اسلامی به جهانی شدن، نگارنده به واکاوی رویکردهای «چندجهانی شدن» یا «جهانی شدن های متعدد» در «جهان چندمرکزی» کنونی، «جهانی شدن نامتقارن»، «جهانی شدن از وسط» یا «جهانی شدن افقی» و سرانجام «جهانی شدن معکوس» به معنای تمرکززدایی از ساختار سلسله مراتبی، با هدف ارائه «مدرنیته آلترناتیو» به منظور رقم زدن جهان آلترناتیو بر اساس پیوند آرمان خواهی و واقع بینی می پردازد. برای تحقق رویکردهای چهارگانه مزبور، مقاله اولویت انقلاب اسلامی را بر تمدن اندیشی و تمدن سازی با تأکید بر هویت ایجابی و چند سطحی استوار می داند. انقلاب اسلامی با اتخاذ رویکرد تمدنی به اسلام و با تأکید بر «مدیریت زمان» و «مدیریت تحول» می تواند اسلام تمدنی را بر اساس تصویرسازی ایجابی تحقق بخشد که نیازمند برنامه ریزی، آینده نگری و سناریوپردازی و نیز شبکه سازی، جریان سازی، الگوپردازی و کادرسازی است.
آزدای به مثابه گفتمان در ایده آلیسم غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آزادی مفهومی انتزاعی است که بیشتر با محدودیت های آن قابل فهم است. اما پرسش در اینجاست که آیا اساساً در ایده الیسم غربی مفهومی فراگیر از آزادی وجود دارد؟ این مقاله برای بررسی این مسئله چند برش مفهومی در قطب های ایده آلیسم غربی ایجاد کرده است. بر این مبنا، آزادی در چارچوب فلسفه سقراطیان زمینه ای جز فضیلت مآبی نداشت. سپس در دوره جدید به امنیت و مالکیت تقلیل یافت. این مقاله ضمن تحلیل گفتمانی آزادی، نشان می دهد که چرا و چگونه مفهوم آزادی در خاستگاه نهضت های قدیم، میانه و جدید آن، مفهومی زمینه ای و فلسفی دارد. لذا اساساً نگرش واحد و بلامنازع به آزادی در ایده آلیسم غربی، غیر علمی و غیر تاریخی است. این مقاله روش تحلیلی و مقایسه ای را برای پاسخ به چرایی و چگونگی مفهوم گفتمانی آزادی، در دو دوره قدیم و جدید در اندیشه سیاسی غرب را برگزیده است و نشان می دهد که چرا و چگونه آزادی در اصل یک مفهوم گفتمانی است و یا حداقل تعلقی خاص به جامعه خاص خود دارد و ضرورتاً به شکل تعمیم یافته قابل مقایسه نیست.
الگوی توانمندسازی عمومی فرماندهی در صحنه جنگ های آینده جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال دوم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۵
27 - 55
حوزههای تخصصی:
ماهیت جنگ همواره در حال تغییر و تحول بوده و سرعت این تغییر در عصر حاضر از هر زمان دیگری بیشتر بوده است و با گذر زمان و پیشرفت فناوری صحنه های جنگ پیچیده تر و گسترده تر می گردند؛ همین تغییرات نیاز به مطالعه در خصوص جنگ های آینده و توانمندی های مقابله با آن را مخصوصاً در حوزه فرماندهی ضروری تر می نماید. هدف این تحقیق تبیین و ارائه ابعاد و مولفه های الگوی توانمندسازی عمومی فرماندهی در صحنه جنگ های آینده جمهوری اسلامی ایران است. این تحقیق از حیث جهت گیری کاربردی و حیث هدف توصیفی - اکتشافی و از نوع ترکیبی (کیفی- کمی) می باشد. ابتدا به روش تحلیل محتوا و با مطالعه پیشینه و ادبیات نظری و مصاحبه با خبرگان، و کدگذاری باز، توانمندسازهای فرماندهی در صحنه جنگ های آینده شناسایی و سپس با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و تحلیل عاملی اکتشافی، شاخص هایی که بار عاملی مورد قبول را داشته اند، تعیین شدند؛ سپس مقوله بندی و کدگذاری محوری شاخص های دسته بندی شده با استفاده از نظر خبرگان انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل اساتید و دانش آموختگان دانشگاه عالی دفاع ملی به تعداد 199 نفر بوده و تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 85 نفر برآورد شده است. در نتیجه تحقیق چهار بعد اصلی اثرگذار بر توانمندسازی عمومی فرماندهی در صحنه جنگ های آینده شامل تحلیل راهبردی(با هفت شاخص)، دانش و مهارت راهبردی(با سه شاخص)، بصیرت فرماندهی ( با سه شاخص)، تصمیم گیری راهبردی (با دو شاخص) ارائه گردیده است.
مسئله روش در خوانش آثار افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخلاف سقراط که در طول عمرش هيچ ننوشت و به تعاليم شفاهي بسنده کرد، افلاطون با نگارش مجموعه آثاري با موضوعات مختلف، جزء بزرگ ترین نويسندگان و اديبان به شمار مي رود. افلاطون در طول حيات خود پيوسته در حال نوشتن بود و تنها مرگ، قلم از دست او گرفت. حاصل اين دوران دراز نويسندگي، مجموعه آثاري است با موضوعات و عناوين مختلف از تعريف فضايل اخلاقي چون دین داری و شجاعت و خويشتن داري گرفته تا بحث های فلسفي دربارۀ عالم و نفس و ايده و دیدگاه های سياسي دربارۀ شهر، قانون و حکومت. دربارۀ هر يک از اين موضوعات نيز افلاطون در طول حيات خود چندين اثر را با عناوين مختلف نوشته است که زمان نگارش و ترتيب آنها نيز به طور دقيق مشخص نيست. به طور نمونه او دربارۀ سياست و ادارۀ شهر هم «جمهور» و هم «سياست مدار» و «قوانين» را نوشته است. مجموعه اين آثار متنوع با موضوعات مختلف، خوانش و فهم آنها را از جهاتي با مشكلات و دشواری هایی روبه رو ساخته است كه همين دشواري منجر به سوءبرداشت هایی از تفكر افلاطون شده است. راه پرهيز از چنين سوءفهم هايي در گرو دانستن چگونگي مواجهه با اين متون كلاسيك و ملزومات خوانش آن است. با توجه به تفاوتي كه در روش خوانش و مواجهه با متن و موضوع در دوره کلاسيک با موضوعات و مسائل امروزی وجود دارد، اين مقاله تلاش می نماید تا پیش از بحث در انديشه و تفكر افلاطون، مسئلۀ چگونگي مواجهه و خوانش آثار او را مورد توجه قرار دهد، تا از اين دريچه با بررسي سبك و شيوۀ نويسندگي افلاطون، پيچيدگي و چندسويگي متن او، فضاي نمايشي شهرهاي يونان، كاربرد اسطوره و تمثيل و تأثیر فضاي سياسي - اجتماعي، راهي بر خوانش آثار او ارائه نمايد. ملزومات چنين خوانشي نشان مي دهد که در فهم آثار افلاطون بيش از آنكه پنهان نگاري اشتراوس قابل استفاده باشد، می تواند مواجهه پرسشگرانه و هرمنوتيكي با متن به كار آيد.
نفوذ فکری و فرهنگی و چالش های امنیتی پیش رو با تأکید بر مصرف رسانه ای نوین در کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۰ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۵
121 - 156
حوزههای تخصصی:
رسانه ها به عنوان مهم ترین منبع کسب اطلاعات انسان امروزی مطرح اند و نقش خطیری در شکل دادن به پندارهای افراد درباره جهان پیرامونی شان دارند؛ به گونه ای که با ارائه اطلاعات گوناگون به مخاطبان، دانش و نگرش آنها را تحت تأثیر قرار می دهند و موضوع آثار رسانه های همگانی با تأکید بر رسانه های جدید، از مهم ترین مسائل مورد توجه آنان است. باتوجه به افزایش ضریب نفوذ شبکه های ماهواره ای و اینترنت در جامعه و قرار گرفتن قشر عظیمی از جامعه در معرض آسیب های ناشی از آن، در این مقاله تلاش می شود براساس روش توصیفی-تحلیلی برآورد وضعیت مصرف رسانه ای جدید در ایران بررسی شود و با عنایت به بهره گیری از قوت های نظریه مختار ساخت یابی گیدنز و توجه ویژه به بسترهای داخلی و عوامل کارگزاری خارجی نفوذ فرهنگی، نفوذ فکری و فرهنگی و مشکلات امنیتی آن با تأکید بر مصرف رسانه ای مورد تبیین قرار گیرد. نتایج حاصل از این پژوهش عبارت است از تبیین مشکلات اساسی و بروز اشکال جدیدی از تهدیدها در فضای امنیت ملی کشور که تداوم آن می تواند منجر به تغییر رفتار عمومی جامعه و نوعی ملت سازی جدید مبتنی بر آرمان ها و ارزش های نظام سلطه و بروز تعارض بنیادین و مشکلات امنیتی و شکل گیری اعتراضات اجتماعی و شورش های اجتماعی و فتنه های عمیق شود.
نفوذ فرهنگی علیه امنیت نرم جمهوری اسلامی مطالعه موردی: بازنمایی جبهه مقاومت در بازی های رایانه ای «جنگ مدرن» و «آیین قاتل»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۰ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۵
157 - 184
حوزههای تخصصی:
بازی های رایانه ای، از ابزارهای رسانه ای بسیار فراگیر و درعین حال جذاب برای کودکان و نوجوانان است. تکنولوژی برتر کارتل های تولید بازی های رایانه ای غربی، از مزیت های نسبی آنان در مقایسه با دولت های توسعه نیافته یا درحال توسعه است. صنعت بازی های رایانه ای علاوه بر منافع تجاری و اقتصادی کلان، از ابزارهای انتقالی مهم در عرصه فرهنگی و اجتماعی است که با بازنمایی اسطوره ها، تاریخ، شخصیت ها، آرمان ها و حتی راهبردهای آینده پژوهانه دولت های متبوع، به افکار عمومی مخاطبان جهت، و زیربنای ساختار امنیتی جامعه را مورد هجمه قرار می دهد. سؤال پژوهش، نحوه ترسیم چهره اسلام و تشیع به عنوان محور مقاومت غرب آسیا در برخی بازی های رایانه ای است؛ مسئله ای که بیانگر کیفیت نفوذ فرهنگی غرب در اذهان نوجوانان و جوانان ایرانی است. در این پژوهش با بهره مندی از رویکرد «بازنمایی» در مطالعات فرهنگی برگرفته از نظرهای «استوارت هال»، اندیشمند برجسته مطالعات فرهنگی، راهبرد بازی های رایانه ای برضد امنیت نرم جامعه ایران در دو نمونه «ندای وظیفه: جنگ مدرن» و «آیین قاتل» را تجزیه وتحلیل می کنیم. در این بررسی ها روشن می شود بازنمایی های رسانه ای غرب در بازی «ندای وظیفه: جنگ مدرن» در راستای معرفی جبهه مقاومت به عنوان قدرت منطقه ای تروریستی مسلح به سلاح های هسته ای است و بازی «آیین قاتل» نیز در جهت تخریب فرهنگ تشیع و اسلام انقلابی به مثابه اسطوره تاریخی الهام بخش جریان های تکفیری است.
راهبرد آمریکا و نظم منطقه ای خاورمیانه: از هژمونی کلاسیک تا هژمونی ملایم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات سیاسی و بین المللی دوره نهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۳
151 - 175
حوزههای تخصصی:
خاورمیانه با موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک خود و برخورداری از منابع عظیم انرژی، در طول تاریخ همواره کانون توجهات قدرت های فرامنطقه ای بوده است. این عوامل باعث شده که ایالات متحده آمریکا به عنوان تنها قدرت بزرگ جهانی توجه خاصی به این منطقه داشته باشد و در ابعاد مختلف، راهبرد نوین خود را در منطقه خاورمیانه پیگیری کند. پژوهش حاضر در پاسخ به چیستی راهبرد آمریکا در منطقه خاورمیانه بر اساس روش اسنادی و با استناد به اسناد امنیت ملی ایالات متحده، در چارچوب نظری نظم های منطقه ای، این فرضیه را ارائه می کند که راهبرد ایالات متحده از هژمونی کلاسیک به هژمونی ملایم، در ایجاد نظم منطقه ای خاورمیانه تغییر کرده است. این نوشتار همچنین، این یافته ها را ارائه می کند که راهبرد نوین ایالات متحده آمریکا مبتنی بر همکاری با حداقل منافع مشترک کشورهای منطقه خاورمیانه بوده و در فضای منطقه و جهان، به دنبال ایجاد مشروعیت و رضایت برای اعمال قدرت خود است.
امکانات عصر پست مدرن برای توانمندسازی زنان در گفتمان توسعه
حوزههای تخصصی:
تبارشناسی گفتمان توسعه نشان می دهد، نظریات متعددی که در این عرصه پدیدار شدند عمدتاً ملهم از ذهنیت مدرنیته، بر منطق دوانگارانه ای از خود و دیگری، ... مردانه/ زنانه استوار بوده و به یکی از دو قطب این تقابل ها برتری می بخشند. در این تلقی مدرن از توسعه، زنان در تقابل با مردان به عنوان سوژه های ناتوان و غیر عاقل به تصویر کشیده می شوند که امکان مداخله در فرآیند توسعه از آن ها سلب می گردد. فضای فکری پست مدرن با نقد گفتمان توسعه مدرن، شیوه کنارگذاری نیروهای مختلف از جمله زنان از حوزه مطالعاتی توسعه را آشکار می سازد و این امکان را به ما می دهد تا به بازبینی گفتمان توسعه از چشم اندازی خاص نسبت به جنسیت بپردازیم. از این رو مقاله حاضر می کوشد تا دو نکته را به بحث و بررسی تحلیلی بگذارد؛ اول این که منازعه فکری اندیشمندان مدرن و پست مدرن را در خصوص گفتمان توسعه بازسازی نماید و نشان دهد که چگونه متفکران پست مدرن به بازخوانی و ساختارشکنی نظریات توسعه مدرن پرداخته اند. سپس نشان دهیم که چگونه در نتیجه ساختارشکنی برآمده از گفتمان پست مدرنیسم، فضای مناسب برای حضور زنان در فرآیند توسعه و امکان توانمندسازی آنان به عنوان ایده ای مطرح از سوی «فمینیست ها» فراهم گردیده است. پیش فرض نویسنده این است که عصر پست مدرن امکان حضور نیروهای به حاشیه رانده توسط عقل مدرن مانند زنان را فراهم ساخته و امکانات مناسبی برای توانمندسازی آنان در گفتمان توسعه فراهم ساخته است.