فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۷۸۱ تا ۱۰٬۸۰۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۱ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
17 - 49
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران با توجه به موقعیت ویژه جغرافیایی و ژئواستراتژیک خود در چهارراه آسیای مرکزی، غرب و جنوب آسیا، با ظرفیت ها و امکانات ویژه زیرساختی و مواصلاتی، هدف کلان خود را در داخل، جهش اقتصادی از طریق جذب سرمایه گذاری خارجی قرار داده و در سطح منطقه نیز خواهان ثبات، امنیت و توسعه مناطق پیرامونی خود است. در عین حال، جمهوری خلق چین طرحی را با نام «ابتکار کمربند- راه» به عنوان یک طرح فراگیر منطقه ای مطرح کرده که حدود 65 کشور را دربرمی گیرد و دارای ابعاد متعدد و مختلف اقتصادی- تجاری، علمی- فرهنگی و حتی ژئوپلتیک و امنیتی است که می تواند آثار و پیامدهای وسیعی در منطقه داشته باشد. هدف کلان این طرح ارتقای سطح توسعه کشورهای مابین مرزهای شرقی و غربی اوراسیا از طریق تسهیل همکاری های منطقه ای و توسعه زیرساخت های کشورهای مسیر عنوان شده و با توجه به بازوها و سازوکارهایی که برای دستیابی به این هدف تعریف کرده به نظر می رسد که ظرفیت تحقق این هدف را داراست.
پرسش اساسی این مقاله، این است که ابتکار کمربند- راه چین چگونه می تواند منافع ملی جمهوری اسلامی ایران- اعم از داخلی و منطقه ای- را تحت تأثیر قرار دهد. این مقاله در نظر دارد زمینه ها و چگونگی تأثیرگذاری ابتکار مزبور بر روند همکاری های منطقه ای را از دریچه نظریه منطقه گرایی و با روش تبیینی- تحلیلی مورد بررسی قرار داده و منافع و مضار احتمالی آن را برای جمهوری اسلامی ایران، تبیین نماید. فرضیه مقاله این است که ابتکار کمربند- راه چین در صورت عملی شدن، از طریق گسترش زیرساخت های مبادلات تجاری و فرهنگی در منطقه و کمک به توسعه و امنیت منطقه، ظرفیت تأمین منافع اقتصادی و ژئوپلتیک ایران را هم در سطح ملی و هم در سطح منطقه ای داراست. این مقاله، با تبیین اهداف، انگیزه ها، فرصت ها و چالش های این ابتکار، زمینه های تأثیرگذاری این ابتکار بر ایران و همسویی آن با منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را به تصویر می کشد.
ایران و تهدید امنیتی دزدی دریایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۱ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳ (پیاپی ۱۲۳)
7 - 36
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران در دهه اخیر همواره با تهدید امنیتی دزدی دریایی دست به گریبان بوده و متحمل خسارت های فراوانی شده است. بحران دزدی دریایی و حضور دزدان دریایی در آب های بین المللی به یکی از اصلی ترین بحران های پیش روی اقتصاد ایران تبدیل شده است. با توجه به عزم ایران در توسعه ترانزیت دریایی خود و بدست آوردن سهم بیشتری از ترانزیت آب های آزاد توجه به موضوع امنیت دریانوردی و بررسی پدیده دزدی دریایی و راه های مقابله با آن مورد توجه ایران قرار گرفته است. ایران به مانند دیگر اعضای جامعه بین المللی و به پیروی از قطعنامه های شورای امنیت تهدید دزدی دریایی به ویژه دزدان دریایی سومالی را تهدید امنیتی علیه خود دانسته و از طریق دو ارگان خود یعنی نیروی دریایی ارتش و سازمان بنادر و دریانوردی به ترکیبی از اقدامات حقوقی، سیاسی- نظامی برای مقابله با آن دست زده است. این مقاله در جستجوی پاسخ این سوال است که جمهوری اسلامی ایران در مقابله با تهدید امنیتی دزدی دریایی چه راهکارهایی را اتخاذ نموده است؟ یافته های این مقاله نشان می دهد که جمهوری اسلامی ایران از طریق دو ارگان خود یعنی نیروی دریایی ارتش و سازمان بنادر و دریانوردی به عنوان متولی امر دریانوردی در دهه اخیر به مقابله با این تهدید امنیتی پرداخته و توانسته است با سازوکارهای حقوقی، سیاسی- نظامی این تهدیدات را به طور نسبی مهار کند و عملکرد نسبتاً موفقی در این زمینه داشته باشد.
بررسی رفتار انتخاباتی شهروندان تهرانی؛ مطالعه موردی شورای شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتخابات تبلور مشارکت جمعی مردم در عرصه تصمیم گیری های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در یک حرکت مدنی مبتنی بر عقلانیت است و نتیجه آن برآیند خواست ها و ارزش های یک ملت را نشان می دهد که در پرتوی فرهنگ سیاسی آنان رخ نمایی می کند. از این رو، مطالعه و بررسی رفتار انتخاباتی شهروندان تهرانی با تأکید بر مطالعه موردی شورای شهر تهران در نقطه کانونی این مقاله قرار گرفت. با توجه به تغییر رفتار انتخاباتی مردم تهران در انتخابات اخیر، این پرسش دستمایه مقاله حاضر را رقم زد: آیا این چرخش در رفتار و نگرش محصول تغییر تدریجی و آگاهانه فرهنگ سیاسی شهروندان تهرانی در طول زمان است یا برآیندی از یک حرکت جمعی، دفعی، کوتاه مدت و ناخودآگاه این تغییر را شکل داده است. تجزیه و تحلیل بیوگرافی 79 عضو شورای شهر تهران در چهار دوره و مقایسه تطبیقی آن با 60 نماینده حوزه انتخابیه تهران در دو دوره مجلس شورای اسلامی (نهم و دهم) نشان داد که رفتار رأی دهی شهروندان تهرانی ناشی از یک تغییر تدریجی و آگاهانه در نگرش و فرهنگ سیاسی مردم تهران و بر اساس نظریه ها و دیدگاه های انتخاب عقلانی و دیدگاه شناختی است و انتظار می رود این روند در انتخابات پنجمین دوره شورای شهر تهران ادامه یافته، به برتری نسبی اصلاح طلبان بیانجامد.
الگوی نهادی آینده نگاری راهبردی منطقه ای در نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه در سطح ملی، آینده پژوهی در قالب فعالیت هایی نوپا در برخی نهادهای حاکمیتی و دولتی آغاز شده است و برخی سازمان ها برای ارتقای فرایندهای تصمیم گیری و سیاست گذاری خود، آینده نگاری راهبردی را مورد توجه قرار داده و فعالیت های قابل توجهی در این حوزه انجام داده اند، ولی آینده نگاری راهبردی منطقه ای، هنوز جایگاه نظری و عملی خویش را برای پدیدآوران آینده مطلوب مناطق در نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران نیافته هست. مقاله حاضر سعی دارد آینده نگاری راهبردی منطقه ای و ارتباط آن با دیگر مفاهیم و فرایندهای آینده پژوهی را بررسی کند و پس از ارائه تجربه کشوری پیشرو در عرصه آینده نگاری راهبردی منطقه ای، برای تبیین جایگاه نهادی آینده نگاری راهبردی منطقه ای در نظام حکمرانی جمهوری اسلامی ایران الگویی ارائه کند. با توجه به هدف مقاله، یک روش تحقیق آمیخته به کار رفته که در گام نخست مفاهیم نظری بررسی و تدوین شده است و در گام دوم، تدوین الگو بر مبنای الگو سازی ساختاری تفسیری، تبیین و تحلیل شده است. جامعه آماری این تحقیق را خبرگان آشنا با آینده پژوهی و توسعه منطقه ای تشکیل می دهند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه بوده و اطلاعات به دست آمده از خبرگان با استفاده از فن الگو سازی ساختاری تفسیری (ISM) تحلیل شده اند. آینده نگاری منطقه ای از طریق نهادهای فعلی حاکم در نظام حکمرانی کشور نیز قابل اجرا است، ولی الگوی پیشنهادی دارای نهادهایی هست که در حال حاضر تشکیل نشده اند. مشارکت نهادهای مختلف در بهبود کیفیت و جامعیت آینده نگاری راهبردی نقش ویژه ای دارد، همچنین شبکه سازی از ملزومات اساسی موفقیت این الگو است و برخی نهادهای همکار این سیستم به مرورزمان شکل می گیرند و به اقتضای شرایط نیازمند تعامل شبکه ای خواهند بود.
راهبردهای استفاده از فرصت ها، کنترل و کاهش تهدیدهای سیاسی جهان اسلام از منظر آیت الله خامنه ای(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
جهان اسلام با فرصت ها و تهدیدهای متعددی روبه رو بوده و با وجود نگاشته شدن آثاری درباره جهان اسلام، هنوز راهبردهای استفاده از فرصت ها، و کنترل و کاهش تهدیدهای سیاسی جهان اسلام تبیین نشده است. بنابراین، پرسشی که در این پژوهش طرح می شود، بدین قرار است: راهبردهای استفاده از فرصت ها، و کنترل و کاهش تهدیدهای سیاسی جهان اسلام از منظر آیت الله خامنه ای چیست؟ در اندیشه ایشان، راهبردهایی برای برون رفت از تهدیدها و استفاده از فرصت های جهان اسلام، نظیر ایجاد وحدت و همگرایی در جوامع اسلامی در حوزه های مختلف و تکیه بر ارزش های اسلامی در جهت مقابله با دشمنان اسلام بیان شده است. در این پژوهش برای پاسخ به پرسش اصلی، از روش و چارچوب نظری SWOT برای کاهش و کنترل تهدیدهای سیاسی جهان اسلام و برون رفت از آن بهره برده و بر اساس این روش، راهبردهای ذیل را ارائه کرده ایم: (1) «راهبردهای تنوع» (st)، به معنای تقویت مبانی فرهنگی عقیدتی و جهت دهی بیداری اسلامی در تشکیل حکومت های دموکراتیک؛ (2) راهبردهای رقابتی (so)، به معنای تقویت سیاست صدور انقلاب اسلامی در جهت بیداری اسلامی و تقویت دیپلماسی حج؛ (3) راهبردهای بازنگری (wo)، به معنای ارتقای مردم سالاری دینی در میان کشورهای اسلامی و حضور فعال و هماهنگ مسلمانان در عرصه های بین المللی؛ (4) راهبردهای تدافعی (wt)، به معنای تقویت روحیه وحدت، ایستادگی و تقویت روند تنش زدایی برای ایجاد ارتش مشترک دفاعی
بررسی موانع تحقق حکمرانی خوب در فرهنگ سیاسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه حکمرانی خوب از دهه 1990 به عنوان یک الگوی مطلوب توسعه و مدیریت جوامع موردتوجه قرارگرفته است. علی رغم طرح این نظریه در ایران و تطابق عمده شاخص های آن با مبانی اعتقادی و حقوقی کشور، کمتر حرکت جدی برای تحقق حکمرانی خوب در ایران صورت گرفته و با وجود ارتباط این موضوع با حوزه سیاست، اجرای آن در بدنه دولت و نظام سیاسی با موانعی روبروست. این مقاله با بررسی مطالعات انجام شده به روش اسنادی، نشان می دهد چالش اصلی حکمرانی خوب در ایران، در برخورد آن بافرهنگ سیاسی حاکم می باشد به طوری که در مقابل هر شاخص حکمرانی خوب، مؤلفه هایی از فرهنگ سیاسی قرار دارد که مانع از تحقق آن شاخص ها می شوند و برای رفع این موانع، باید به مقوله فرهنگ سیاسی بیش از گذشته توجه شده واقداماتی عملی در راستای اصلاح فرهنگ سیاسی با تمرکز بر نقش دولت صورت گیرد.
The Rise of the Military and the Prospects of Politico-Economic Developments in Egypt(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Although the 2011 uprisings in Egypt led to the fall of Hosni Mubarak, they have not yet been able to change the nature of the country’s political system. A year after the country’s first non-military president took office, Egypt’s political situation became more or less similar to the way it had been before 2011. The structure of the relationship between the state and the society in Egypt, highly affected by vast military influence, could be explained through Guillermo O'Donnell’s model of “Bureaucratic Authoritarianism”. The Islamists’ weakness in establishing a powerful government granted a proper excuse for the military to obtain direct rule over the country through a modern 21st-century coup d’état. The basis for legitimizing this move, in addition to the Islamists’ weakness, was the claim that the 2011 coup d’état had the same public support as the 1952 coup d’état. Consequently, the military enacted legal mechanisms and introduced a presidential candidate who ultimately won the elections, giving back the military its previous position. It seems that the military authoritarian government in Egypt would enjoy relative legitimacy by focusing on providing economic and political stability, while paving the way for preserving its own long-term politico-economic interests. Therefore, it is likely that if the status quo– which relies upon widespread repression of the Islamists and the weakness and passivity of the liberal movements– is maintained, the authoritarian military rule over Egypt will continue.
بازشناسی فقهی حقوقی مالکیت عمومی از مالکیت دولتی با تأکید بر اصل 44 قانون اساسی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین موضوعات در هر نظام اقتصادی، مسأله مالکیت و نوع رویکردی است که نسبت به آن وجود دارد؛ چراکه ساختار مالکیت است که چگونگی تولید، توزیع و مصرف را تحت تأثیر خود قرار داده و ضوابط و ملاک های هر حوزه را تحدید کرده و مشخص می سازد. از جمله چالش برانگیزترین مباحث این حوزه نیز مسأله انواع مالکیت است؛ اینکه فقه شیعه و به تبع آن نظام حقوقی ایران، سه نوع مالکیت خصوصی، دولتی و عمومی را به رسمیت شناخته یا اینکه مالکیت در اسلام و نظام حقوقی ایران دو گانه است و تنها دو نوع مالکیت خصوصی و عمومی وجود دارد. بر همین اساس نیز سؤال اصلی این پژوهش آن است که بیان کند موضوع مالکیت در قانون اساسی ایران بر مبنای چه رویکرد فقهی (مالکیت سه گانه یا دوگانه) تدوین شده است. بدین ترتیب، این پژوهش با رویکردی تحلیلی به واکاوی این مسأله می پردازد و ضمن بررسی دو دیدگاه اصلی فقه شیعه در خصوص انواع مالکیت، رویکرد پذیرفته شده در نظام حقوقی ایران را نسبت به این موضوع تبیین خواهد کرد. یافته ها بیانگر آن است که در فقه شیعه پذیرش مالکیت دوگانه (خصوصی و عمومی) با محظوری روبرو نیست. در نظام حقوقی ایران نیز حداقل در سطح قانون اساسی می توان قائل به پذیرش این رویکرد بود، اما این مسأله در سطح قوانین عادی و مقررات با ابهاماتی روبرو است.
مقایسه «راهبرد مذاکره» با جریان ها و کشورهای غیر همسو از نگاه دو جریان اصول گرا و اصلاح طلب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
راهبرد مذاکره با کشورها و جریان هایِ غیرهمسو با سیاست های جمهوری اسلامی ایران، طی دو دهه ی اخیر به صف بندی سیاست ها و جریان های سیاسی در داخل کشور، منجر شده و دو جریان اصول گرا و اصلاح طلب را برای تحقق سیاست های خود، رویاروی هم قرار داده است. از این رو، سؤال اینجاست که نگرش هر کدام از دو جریان یادشده نسبت به این راهبرد چیست؟. کالبد شکافی ماهیت، اهداف، موانع، منابع قدرت و خصوصیات مذاکره کنندگان در این راهبرد به روش توصیفی _ تحلیلی، بیان گر این است که جریان اصول گرا، کشورهای غیرهمسو را در منظومه ی ارزشی خود تعریف کرده و معتقد است که این گفتگو، ارزش توقیتی دارد. از سوی دیگر، جریان اصلاح طلب، رایزنی دیپلماتیک را نشانی از حیات سیاسی در نظام بین الملل یادکرده و معتقد است که با مذاکره و گفتگو می توان دشمنی های شکل گرفته را از بین برد.
فرهنگ راهبردی و سیاست خارجی خاورمیانه ای روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فروپاشی شوروی و افول قدرت این کشور از سطح جهانی به سطح منطقه ای موجب شد تا نخبگان سیاسی این کشور در سیاست های خود تجدیدنظر کرده و عمده توجه خود را به منطقه خارج نزدیک متمرکز نمایند. سیاست منطقه ای روسیه در قبال منطقه خاورمیانه از جمله مواردی بود که دستخوش تغییرات گسترده شد و در حالی که در زمان شوروی این منطقه از جهات اصلی سیاست خارجی به شمار می رفت، در سیاست خارجی روسیه تقریبا به فراموشی سپرده شد. به قدرت رسیدن پوتین و نخبگان سیاسی حامی تفکرات وی در سال 2000، بار دیگر موجب توجه روسیه به منطقه راهبردی خاورمیانه شد، اما حوادث موسوم به بهار عربی را می توان نقطه عطفی در احیای سیاست خارجی خاورمیانه ای روسیه قلمداد کرد. سئوال اصلی مقاله این است که نقش مولفه های فرهنگ راهبردی در سیاست خاورمیانه ای جدید روسیه چیست؟ فرضیه نیز عبارت است از این که سیاست خاورمیانه ای جدید روسیه به صورت جدی از فرهنگ راهبردی این کشور متاثر بوده و درک روسیه از خود، برداشت نسبت به نظم جهانی، درک از تهدید و سبک خاص سیاست امنیتی این کشور از جمله پیشران های موثر بر سیاست جدید آن هستند که موجب شکل گیری چشم انداز بین المللی این کشور شده و راهبردها، اهداف کلان و عملیاتی سیاست جدید روسیه در خاورمیانه تابع محورهای این چشم انداز هستند. بر این اساس، فصل جدیدی از روابط روسیه با منطقه خاورمیانه را باید به انتظار نشست که مبتنی بر محورهای چشم انداز بین المللی مسکو خواهد بود.
همکاری آمریکا و هند در بازی بزرگ قدرت در آسیای مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تلاش برای موازنه قدرت همواره یکی از رویکردهای واقع گرایی کشورها در عرصه روابط بین الملل بوده است. تلاش برای موازنه یا از منظر حفظ وضع موجود یا با هدف برهم زدن وضع موجود بوده است. به نظر می رسد که تمایل طبیعی کشورها برای رسیدن به موازنه قدرت با یکدیگر آن گونه که واقع گرایان می گویند در حال حاضر ایالات متحده را در تنگنای راهبردی تاریخی قرار داده است. از یک سو آمریکا درپی حفظ و تثبیت جایگاه خود به عنوان یک قدرت هژمون است و از سوی دیگر در آسیا کشورهایی مانند روسیه و چین و حتی هند درپی به چالش کشاندن این جایگاه و رسیدن به موازنه قدرت با قدرت هژمون هستند. از این نظر آمریکا در هیچ جای جهان به اندازه آسیا با چالش های راهبردی برای حفظ موقعیت هژمونیک خود روبه رو نیست. آسیای مرکزی به عنوان بخشی از زیرمجموعه نظام آسیا یکی از جاهایی است که مبارزه برای به دست آوردن موقعیت هژمون بین آمریکا، چین و روسیه جریان دارد. پرسش این است که اگر به بیان جان مرشایمر، رسیدن به موقعیت هژمون در جهان نیازمند تسلط بر مناطق مختلف جهان است آنگاه آمریکا چگونه می تواند بر آسیای مرکزی با وجود رقیبانی جدی همچون روسیه و چین مسلط شود؟ فرضیه این نوشتار که به روش توصیفی-تحلیلی بررسی شده آن است که آمریکا تلاش می کند تا از هند برای موازنه قوا در آسیا مرکزی استفاده کند و هند نیز تلاش می کند تا با رعایت مجموعه ای از ملاحظات از ظرفیت آمریکا برای گسترش نفوذ خود در این منطقه بهره جوید.
تأثیر تحولات منطقه ای و دولت رانتیر بر فرهنگ سیاسی مردم عربستان سعودی
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، اغلب حکومت هایی که در شبه جزیره عربستان بر سر کار آمده اند، ارتباط حاکم با مردم را همچون رابطه ارباب و رعیتی تعریف کرده اند و به خاطر استمرار قدرت و حفظ جایگاه خویش کمترین حق را برای شهروندان(رعیت ها) قائل نبودند. به طور کلی می توان گفت که فرهنگ سیاسی مردم عربستان، فرهنگ سیاسی محدود بوده است ولی با تحولاتی که در دهه های1970و 1990 روی داد، جامعه عربستان به سمت فرهنگ سیاسی تبعی رفت. در این نوشتار نگارنده با توجه به اینکه تا امروز پژوهش های مناسبی در مورد فرهنگ سیاسی مردم عربستان، در ایران انجام نشده است، بر آن است که تأثیر تحولات منطقه ای را بر فرهنگ سیاسی مردم عربستان سعودی با استفاده از الگوی آلموند و همکارانش بررسی کند. فرضیه پژوهش حاضر این است که تحولاتی که در دهه های 1970و 1990 و سال 2003 در منطقه روی داد باعث تغییر سریع قیمت نفت شد که به خاطر رانتیر بودن دولت عربستان تغییرات وسیع اقتصادی و اجتماعی را در پی داشت و در نهایت موجب تغییر فرهنگ سیاسی مردم عربستان از سطح محدود به تبعی شده است.
بررسی دیپلماسی عمومی فدراسیون روسیه در آسیای مرکزی(2016-2000)
حوزههای تخصصی:
باتوجه به اهمیت روزافزون و نقش آفرینی موثر دیپلماسی عمومی در سیاست بین الملل، کشورها سعی در استفاده بردن هرچه بیشتر از این ابزار جهت پیش برد منافع سیاسی خود دارند و به این منظور در زمینه هایی چون قدرت نرم، دیپلماسی دیجیتال، دیپلماسی گردشگری، قدرت هوشمند و ... برای تقویت دیپلماسی عمومی خودشان سرمایه گذاری می کنند. این مقاله ابتدا به بررسی دیپلماسی عمومی روسیه و نقاط ضعف و قوت آن در زمینه های مختلف و میزان فعالیت و توفیق و عدم توفیق آنها در حیطه های مختلف دیپلماسی عمومی می پردازد و نشان می دهد چطور روسیه سعی در استفاده و سود بردن از مزیت های خود در دنیای دیپلماسی عمومی دارد. دیپلماسی عمومی فدراسیون روسیه در زمینه های مختلفی همچون زبان، فرهنگ، تمدن، دانش زبان دوم و پیشینه تاریخی و ... در آسیای مرکزی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و نقاط ضعف و قوت هرکدام از آن ها در هر زمینه بررسی شده. در این راستا، این مقاله درصدد پاسخ به این سؤال است که مهم ترین جنبه های دیپلماسی عمومی روسیه در آسیای مرکزی در دوره بین سال های 2000تا 2016 چیست؟ بر این اساس فرضیه این مقاله بیان می دارد روسیه بیشتر بر پیشینه فرهنگی و تمدنی مشترک با آسیای مرکزی برای پیش برد دیپلماسی عمومی خود در این منطقه تأکید می کند. روش پژوهش مبتنی بر راهبرد پژوهشی توصیفی- تحلیلی است.
تحول گفتمانی توسعه در جریان روشنفکری دینی
حوزههای تخصصی:
با شکل گیری اسلام سیاسی در دهه ی بیست، در درون گفتمان اسلام سیاسی بر خلاف اسلام سیاسی فقاهتی که از استقرارگاه سنت و دین به دنیای مدرن نگاه می کرد، طیفی از روشنفکران شکل گرفت که برای بازنمایی دنیای بیرونی و مفصل بندی گفتمانی خود از استقرارگاه دنیای مدرن به سنت و دین می نگریستند. این طیف به عنوان روشنفکران دینی نام بردار گشتند. عبدالکریم سروش و عزت الله سحابی دو تن از نمایندگان فکری این طیف محسوب می شوند که به تحلیل آرایش نشانه های گفتمانی این دو پرداخته ایم و در پی این امر، آن نشانه ها را با محک مولفه های توسعه ی مورد سنجش قرار داده ایم. از آن جا که توسعه ی و نوسازی مرحله ای بدون بازگشت محسوب می شود، به دنبال بررسی این مسئله بوده ایم که مولفه های فوق چه جایگاهی در جریان روشنفکری دینی داشته و هر یک از نمایندگان فکری این جریان به چه میزان دست یابی به توسعه ی را تسهیل و یا موجبات ممانعت از آن را فراهم ساخته اند و در این بین چه تحولی رخ داده است.
پساآنارشیسم و نظریه سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
279 - 291
حوزههای تخصصی:
نظریه آنارشیسم با تشویق کنش های مستقیم و غیرحکومتی می کوشد به مردم آزاد کمک کند تا از سلطه سیاسی و استثمار اقتصادی رهایی یابند. طرفداران این نظریه، خواهان شکل گیری داوطلبانه روابط انسانی اند که از نیازهای مردم نشأت گرفته باشد. اینان به نهاد دولت و قدرت دولتی بدبین اند و هر گونه مؤسسه مبتنی بر زور و اجبار را عامل تباهی زندگی اخلاقی و اجتماعی انسان قلمداد می کنند. با این حال، به نظر می رسد این بدبینی با توجه به تحول جایگاه دولت در عصر جهانی شدن، شکل تازه ای به خود گرفته است. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که نظریه آنارشیسم با توجه به مقتضیات عصر جهانی شدن چه تحولی را پشت سر گذاشته و این تحول چه تأثیری بر نظریه سیاسی نهاده است؟ فرضیه ما این است که در پرتو پدیده جهانی شدن که مصادف با گذار جهان به سمت یک سیستم پسامدرن است، آنارشیسم در بنیادهای معرفت شناختی مدرنیستی خود تجدیدنظر کرده و در شکل جدید پساآنارشیسم با رد تقلیل گرایی و ذات گرایی و بازتعریف قدرت، مخالفت خود را به اشکال جدید سلطه و اقتدار تعمیم داده است.
بررسی تطبیقی واکنش شورای امنیت سازمان ملل متحد به پدیده تروریسم قبل و بعد از 11 سپتامبر 2001(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
369 - 391
حوزههای تخصصی:
بهموجب منشور ملل متحد، نخستین هدف تکوین این سازمان، حفظ صلح و امنیت بین المللی و اتخاذ اقدامات مؤثر برای جلوگیری و رفع تهدیدها علیه صلح و امنیت جهانی است و مسئولیت اولیه این امر (ماده 24) به شورای امنیت واگذار شده است. بنا به اهمیت هدف یادشده، ماده 25 منشور مقرر می دارد که تصمیمات شورای امنیت مورد موافقت اعضای ملل متحد است. یکی از مسائل حساس جامعه بین المللی در عصر امروز، پدیده تروریسم و آثار آن در تحولات روابط بین الملل است. از آنجا که گروه های تروریستی از طریق قاچاق اسلحه، پول شویی، استفاده از مقررات پناهندگی و به کارگیری فناوری اطلاعات دامنه فعالیت های خود را از سطح ملی به سطح بین المللی انتقال داده اند، مبارزه با آن نیز در احوال کنونی ابعاد جهانی یافته و در این بین نقش سازمان ملل و به ویژه شورای امنیت به عنوان حافظ اولیه و اصلی صلح و امنیت بین المللی از ویژگی ممتازه ای برخوردار است. این مقاله می کوشد با مقایسه اقدام های شورای امنیت در مبارزه با پدیده تروریسم در دو دوره قبل و بعد از جنگ سرد، به تمایزات و تفاوت های واکنش شورای امنیت پس از حادثه یازدهم سپتامبر به عنوان نقطه عطفی در فعالیت های این رکن سازمان ملل اشاره کند. یافته های پژوهش نشان می دهد عملکرد شورای امنیت در مبارزه با تروریسم بعد از یازدهم سپتامبر در ابعاد کمی، کیفی، پذیرش، ابزار و الزام آوری متفاوت با دوران قبل است.
ساخت دوگانه دولت سازی نوین افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
647 - 665
حوزههای تخصصی:
دولت سازی نوین افغانستان، پس از یورش آمریکا، پنجمین فرایند دولت سازی در تاریخ سیاسی افغانستان است. هدفِ نوشتار حاضر، بررسی ویژگی های پروسه جدید دولت سازی افغانستان است که تحت تأثیر نیروی خارجی و در پرتو رخدادهای نوین نظام بین الملل، شکل گرفت. در پاسخ به پرسشِ بنیادین نوشتار (چیستی ویژگی های دولت سازی نوین افغانستان)، این فرضیه طرح شد که ناتمام ماندن مداوم فرایندهای ملت- دولت سازی در تاریخ معاصر افغانستان، به همراه خصلت های جدید در سیاست خارجی آمریکا، سبب شد پروسه دولت سازی از بالا (دولت سازی هدایت شده از محیط بیرونی، به منظور حذف دولت فرومانده و ایجاد دولت سرمشق) معیار قرار گیرد. در نوشتار پیش رو، چارچوب نظری ساخت دوگانه دولت سازی نوین، به کار رفته است. دولت سازی عمودی و افقی، خصلت دولت سازی های نوین است که بر پایه تخریب سازنده قرار دارد. ساختار معیوب باید به نفع ساختمان نوساز، تخریب شود؛ موضوعی که سبب شد افغانستان، به کارگاه آزمایش چنین پروژه ای تبدیل شود.
تبیین تحلیلی عدالت انتقالی در بحران بیش از یک دهه افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۴ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱ (پیاپی ۵۳)
81 - 108
حوزههای تخصصی:
توجه به عدالت انتقالی و احقاق حقوق قربانیان نه تنها به لحاظ اخلاقی دارای ارزش بوده و اعتماد میان مردم و دولت را مستحکم تر می سازد بلکه از لحاظ ایجاد منافع درازمدت سیاسی و صلح باثبات دارای اهمیت استراتژیک است. بر اساس پیمان ها و معاهداتی که دولت افغانستان تصویب کرده، این دولت باید مسؤلیت اساسی اجرای عدالت انتقالی در افغانستان را بر عهده بگیرد. جامعه جهانی که به اهمیت عدالت انتقالی در دیگر ممالک اذعان دارد، بر پایه پیمان های بین المللی نسبت به تضمین عدالت انتقالی در افغانستان دارای مسئولیت است. در کنار آن جامعه مدنی افغانستان باید به ارتقای ظرفیت نهادها و به ویژه گروه هماهنگی عدالت انتقالی پرداخته و با توسعه جغرافیایی سازمان های حامی عدالت انتقالی در سراسر ولایات،جامعه مدنی پرقدرت، فعال و ملی را ایجاد نماید. جامعه مدنی می تواند با تلاش در زمینه پیشبرد سیاست های حسابدهی مانع ترویج فرهنگ معافیت افزایش دور خشونت گردد. در پژوهش حاضر سوال این است که چرا فرآیند عدالت انتقالی در افغانستان با بن بست روبه رو است؟ برای پاسخ به این پرسش ابعاد و چالش های عدالت انتقالی در افغانستان مورد بررسی قرار می گیرد و نقش نهادها و جامعه مدنی در پیشبرد هرچه بهتر عدالت انتقالی در تطبیق با این کشور ارزیابی می شود.
تدوین الگوی مدیریت جهادی مبتنی بر بیانات مقام معظم رهبری (دام ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال بیستم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۷۵
5 - 30
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش و اهمیت مدیریت جهادی در شرایط حساس کنونی و دهه پیشرفت و عدالت، تدوین الگوی مدیریت جهادی مبتنی بر بیانات مقام معظم رهبری به عنوان الگوی مدیریتیِ اسلامی- ایرانی پیشرفت، ضروری به نظر می رسد. در پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل مضمون و تشکیل شبکه مضامین، تلاش شد جهت تدوین الگوی مدیریت جهادی (مضمون فراگیر)، به عنوان الگوی اسلامی- ایرانیِ پیشرفت، پس از مطالعه و مبنا قرار دادن بیانات مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) طی سال های 1369 تا 1393، و استناد به آیاتی از قرآن کریم و فرازهایی از نهج البلاغه در کنار بیانات ایشان، مفاهیم استخراجی در سه بُعد ارزشی- نگرشی، رفتاری- عملکردی و ویژگی های مدیریتی (مضامین سازمان دهنده)، با 39 مضمون پایه ، بعدشناسی و تدوین گردید. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که برخی از مهم ترین مؤلفه های الگوی مدیریتیِ اسلامی- ایرانی پیشرفت در بُعد ارزشی- نگرشی شامل دوراندیشی، واقع گرایی، عدالت محوری، ولایت مداری، دین محوری، مردم مداری و توجه به آرمان های انقلاب اسلامی؛ در بُعد رفتاری- عملکردی شامل توکل، تواضع و فروتنی، ساده زیستی، سعه صدر، اخلاص و تعظیم شعائر اسلامی؛ و در نهایت در بُعد ویژگی های مدیریتی شامل استفاده از تمام ظرفیت ها، حرکت مبتنی بر علم و درایت، مشارکت گروهی، صبر و استقامت، استفاده از نیروهای متعهد و متخصص، برنامه ریزی، ارتباطات سازنده، قانون مداری، اولویت بندی و توانمندسازی کارکنان است.
نقش سیاست خارجی در توسعه ملی ایران
حوزههای تخصصی:
در دنیای جهانی شده، توسعه و افزایش قدرت و ثروت همواره دغدغه اصلی دولت هایی محسوب می شود که براساس آرا مردم شکل گرفته اند. رهبران این کشورها به خوبی به این مسئله واقف هستند که بی توجهی به امر توسعه و مؤلفه های آن می تواند در آینده خطرات جدی بر امنیت ملی آن ها داشته باشد. هم چنین آن ها می دانند که افزایش قدرت دیگر کشورها به خصوص همسایگان (چنان چه نتوانند پابه پای آن توسعه پیدا کنند) به نوعی تهدیدی برای آن ها در نظر گرفته می شود. براساس تجارب جهانی بدون ارتباط با دنیا، توسعه و افزایش قدرت و ثروت ملی امکان پذیر نیست. این مسئله مفروض پژوهش حاضر می باشد. بر این اساس، هدف این پژوهش این است که نقش سیاست خارجی را در توسعه ملی ایران بررسی کند. در این راستا، سؤالی که مطرح می شود این است که سیاست خارجی چه نقشی می تواند در پیشبرد توسعه ملی ایران داشته باشد و الزامات سیاست خارجی توسعه گرا چیست؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت که سیاست خارجی ایران در پیشبرد توسعه ملی و افزایش قدرت و ثروت کشور نقش کلیدی دارد و بدون در پیش گرفتن رویکرد اقتصادی در سیاست خارجی و ارتباط نزدیک با کشورهای پیشرفته، توسعه در ایران اتفاق نمی افتد. اتخاذ سیاست خارجی توسعه گرا هم نیازمند به کارگیری سیاست ها و راهبردهایی است که در این پژوهش به برخی از مهم ترین آن ها پرداخته می شود.