فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۸۴۱ تا ۱۰٬۸۶۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۰ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۵
157 - 184
حوزههای تخصصی:
بازی های رایانه ای، از ابزارهای رسانه ای بسیار فراگیر و درعین حال جذاب برای کودکان و نوجوانان است. تکنولوژی برتر کارتل های تولید بازی های رایانه ای غربی، از مزیت های نسبی آنان در مقایسه با دولت های توسعه نیافته یا درحال توسعه است. صنعت بازی های رایانه ای علاوه بر منافع تجاری و اقتصادی کلان، از ابزارهای انتقالی مهم در عرصه فرهنگی و اجتماعی است که با بازنمایی اسطوره ها، تاریخ، شخصیت ها، آرمان ها و حتی راهبردهای آینده پژوهانه دولت های متبوع، به افکار عمومی مخاطبان جهت، و زیربنای ساختار امنیتی جامعه را مورد هجمه قرار می دهد. سؤال پژوهش، نحوه ترسیم چهره اسلام و تشیع به عنوان محور مقاومت غرب آسیا در برخی بازی های رایانه ای است؛ مسئله ای که بیانگر کیفیت نفوذ فرهنگی غرب در اذهان نوجوانان و جوانان ایرانی است. در این پژوهش با بهره مندی از رویکرد «بازنمایی» در مطالعات فرهنگی برگرفته از نظرهای «استوارت هال»، اندیشمند برجسته مطالعات فرهنگی، راهبرد بازی های رایانه ای برضد امنیت نرم جامعه ایران در دو نمونه «ندای وظیفه: جنگ مدرن» و «آیین قاتل» را تجزیه وتحلیل می کنیم. در این بررسی ها روشن می شود بازنمایی های رسانه ای غرب در بازی «ندای وظیفه: جنگ مدرن» در راستای معرفی جبهه مقاومت به عنوان قدرت منطقه ای تروریستی مسلح به سلاح های هسته ای است و بازی «آیین قاتل» نیز در جهت تخریب فرهنگ تشیع و اسلام انقلابی به مثابه اسطوره تاریخی الهام بخش جریان های تکفیری است.
The Islamic Strategic Requirements in Political Realm
حوزههای تخصصی:
The expression of the reality that there is a relationship between the political system and the knowledge type in all societies that contributes to the establishment and continuity of power, guides us to discuss the ideal political knowledge in Iran, appropriate to the Islamic strategic teachings. In other words, Islam has its own requirements impacting all scientific realms including political science. From this viewpoint, the major question is: “What is the strategic requirement of Islam in political realm”? To answer this question, the researcher has tried, using the comparative method, to clarify the differences between the Islamic policy and the secular policy, and then to suggest a new political model. This new model is under the influence of the Islamic teachings from four aspects, namely: first ontological aspect which compares the two-dimensional Islamic viewpoint with the one-dimensional viewpoint of secularism; second, epistemology that compares the software approach of Iranian culture with the hostile one; third, providence that considers salvation as a substitute for hegemonism; and forth, methodology that suggests morality as an alternate for instrumentalism.
Unfinished Revolutions, Yemen, Libya, and Tunisia after the Arab Spring(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۴ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
147 - 152
حوزههای تخصصی:
The current situation in the Middle Eastern states thatare dealing with reconciliation and transition process is not going well. The research of the author for about four years in Yemen, Libya, and Tunisia is full of first-hand information and knowledge gained through direct interviews with national figures who are with or against revolutionaries. Combining original experience through interviews with richinput of literature gained by secondary research has turned thisbook into an invaluable source to study and delve into the incomplete Arab uprisings and the reason behind them. Hence, this kind of comparative analysis gives a decent and invaluable literature to those scholars who incline to study the transitional process in the Middle East following the fact that it is based on the field study and includes first-hand experience along with face to face interviews. In other words, such an analysis could be meritorious for decision makers of any states and actors involved in transitional process to learn from the points made about these three Arab states.
پایایی و پویایی ناتو در محیط امنیتی جدید پس از جنگ سرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۴۷ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
667 - 682
حوزههای تخصصی:
با پایان جنگ سرد بسیاری بر این گمان بودند که عمر ناتو نیز به سر آمده است و با از بین رفتن تهدید شوروی دیگر دلیلی برای تداوم فعالیت ناتو وجود ندارد. در مقابل، برخی دیگر از تحلیل گران بین المللی با اشاره به تغییر شکل نظام بین الملل (براساس نظریه واقع گرایی ساختاری) به واسطه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تغییر شکل تهدیدهای بین المللی (در نتیجه آن) معتقد بودند که در دنیای پسا جنگ سردی، پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) با تهدیدات متنوع و جدیدی روبه روست؛ تهدیداتی که چه به لحاظ موضوعی، چه به لحاظ جغرافیایی و چه به لحاظ پیچیدگی از گستردگی و تنوع به مراتب بیشتری در مقایسه با دوران جنگ سرد برخوردارند؛ البته تهدیداتی که توجیهاتی محکم برای ادامه حضور و فعالیت این سازمان فراهم می آورند. با توجه به این مقدمه، در این پژوهش، با استفاده تکمیلی از روش تحلیل محتوای مقوله ای دلایل پایایی و پویایی ناتو در دوران پس از جنگ سرد و در درون محیط امنیتی جدیدبررسی خواهد شد. استدلال محوری این پژوهش این است که نیاز به حفظ موازنه قدرت در قالب موازنه تهدیدات جدید برآمده از تغییر ساختار نظام بین الملل، مهم ترین ضرورت پایایی و پویایی ناتو در دوران پس از جنگ سرد بوده است.
ارزیابی و کاهش فاصله گفتمانی سازمان های فرهنگی و مخاطبان بر اساس راست مغزی- چپ مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
راست مغزی- چپ مغزی از مباحث میان رشته ای است که در این مقاله برای بررسی فاصله راهبردی سازمان فرهنگی با مخاطبان، مورد استفاده قرار گرفته است. پرسش مقاله حاضر این است که چه رابطه ای بین راست مغزی- چپ مغزی و مدیریت سازمان های فرهنگی وجود دارد؟ فاصله گفتمانی سازمان با مخاطب چگونه به دست می آید و چگونه می توان این فاصله را برای ایجاد تفاهم بیشتر مدیریت کرد؟ روش این تحقیق توصیفی و نوع آن ترکیبی است. این تحقیق در یک پژوهشگاه معتبر فرهنگی انجام شده و طی آن بر اساس پرسشنامه نوع و شدت راست مغزی و چپ مغزی در محیط بیرونی و درونی سازمان (مخاطبان و منابع انسانی سازمان) بررسی و اندازه گیری شده است. با محاسبه مقایسه میانگین ها، فاصله میان شدت راست مغزی و چپ مغزی در سازمان و مخاطبان استحصال و بر اساس آن مدل فاصله گفتمانی طراحی و روند ایجاد و مدیریت تفاهم پیشنهاد شده است. یافته تحقیق آن بوده که محیط سازمان از خصوصیات راست مغزی بالا و درون سازمان از خصوصیات چپ مغزی بالاتری برخوردارند. بر این اساس مدیریت سازمان باید در درون سازمان از راهبرد برنامه ریزی و در محیط آن از راهبرد کارسالارانه استفاده کند. در درون سازمان در جذب افراد خلاق کوشیده، در بالابردن سطح توانایى خلاقیت افراد با استفاده از روش هاى تشویق و تنبیه و شیوه هاى مدیریت مشارکتى و غیره، تلاش کند. در رابطه با محیط نیز براى نزدیک کردن فاصله، مخاطبان خود را تفکیک کرده، براى هر گروه از راست مغز و چپ مغز، با توجه به نیازهاى دیگر سنى و تحصیلى و غیره محصولات متناسب پیش بینى و برنامه ریزى کرده و فاصله باقیمانده را با تبلیغات و لحاظ کردن روش های دوسویه مناسب پر کند.
نظارت بر قدرت و مهار آن در نظریه ولایت مطلقه فقیه با تأکید بر اندیشه سیاسی امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال چهاردهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۴۹
159-178
حوزههای تخصصی:
«نظارت بر قدرت و مهار آن» از دیرباز ذهن متفکران عالم سیاست را به خود معطوف کرده است. با پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی مجال یافت برای اولین بار در تاریخ تشیع سازوکارهای نظارتی بدیعی را در قالب نظریه ولایت فقیه در شکل مطلقه آن در قانون اساسی بگنجاند. پرسش اساسی این پژوهش آن است که «چگونه، شخص ولی فقیه و قوای حکومتی از سوق به استبداد و قانون گریزی در امانند»؟ یافته های این نوشتار بر اساس نظریه ولایت مطلقه فقیه حاکی از این است که «ولایت فقیه با استمداد از خصوصیات و اختیارات ملحوظ برای فقیه، به سمت استبداد و تمامیت خواهی سوق پیدا نمی کند و همچنین با استمداد از کنترل های قانونی بر قوا در اشکال پیش بینی شده در قانون اساسی و نیز کنترل های معطوف به اختیارات مطلقه برای فقیه مندرج در قانون اساسی، سدی محکم در برابر قانون گریزی احتمالی قوای حکومتی است».
مسئله روش در خوانش آثار افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخلاف سقراط که در طول عمرش هيچ ننوشت و به تعاليم شفاهي بسنده کرد، افلاطون با نگارش مجموعه آثاري با موضوعات مختلف، جزء بزرگ ترین نويسندگان و اديبان به شمار مي رود. افلاطون در طول حيات خود پيوسته در حال نوشتن بود و تنها مرگ، قلم از دست او گرفت. حاصل اين دوران دراز نويسندگي، مجموعه آثاري است با موضوعات و عناوين مختلف از تعريف فضايل اخلاقي چون دین داری و شجاعت و خويشتن داري گرفته تا بحث های فلسفي دربارۀ عالم و نفس و ايده و دیدگاه های سياسي دربارۀ شهر، قانون و حکومت. دربارۀ هر يک از اين موضوعات نيز افلاطون در طول حيات خود چندين اثر را با عناوين مختلف نوشته است که زمان نگارش و ترتيب آنها نيز به طور دقيق مشخص نيست. به طور نمونه او دربارۀ سياست و ادارۀ شهر هم «جمهور» و هم «سياست مدار» و «قوانين» را نوشته است. مجموعه اين آثار متنوع با موضوعات مختلف، خوانش و فهم آنها را از جهاتي با مشكلات و دشواری هایی روبه رو ساخته است كه همين دشواري منجر به سوءبرداشت هایی از تفكر افلاطون شده است. راه پرهيز از چنين سوءفهم هايي در گرو دانستن چگونگي مواجهه با اين متون كلاسيك و ملزومات خوانش آن است. با توجه به تفاوتي كه در روش خوانش و مواجهه با متن و موضوع در دوره کلاسيک با موضوعات و مسائل امروزی وجود دارد، اين مقاله تلاش می نماید تا پیش از بحث در انديشه و تفكر افلاطون، مسئلۀ چگونگي مواجهه و خوانش آثار او را مورد توجه قرار دهد، تا از اين دريچه با بررسي سبك و شيوۀ نويسندگي افلاطون، پيچيدگي و چندسويگي متن او، فضاي نمايشي شهرهاي يونان، كاربرد اسطوره و تمثيل و تأثیر فضاي سياسي - اجتماعي، راهي بر خوانش آثار او ارائه نمايد. ملزومات چنين خوانشي نشان مي دهد که در فهم آثار افلاطون بيش از آنكه پنهان نگاري اشتراوس قابل استفاده باشد، می تواند مواجهه پرسشگرانه و هرمنوتيكي با متن به كار آيد.
آسیب شناسی موانع یکپارچه سازی سیستم های اطلاعاتی دولت الکترونیک در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکپارچه سازی سیستم های اطلاعاتی دولت الکترونیک در کشور ایران با موانعی مواجه است که می توان آنها را در قالب موانع طراحی، انسانی، فنی، سیاسی و استراتژی دسته بندی کرد. جامعه پژوهش در برگیرنده اعضای هیئت علمی گروه های آموزشی علم اطلاعات، دانش شناسی و دست اندرکاران دولت الکترونیک بود که به دلیل محدود بودن تعداد افراد، نمونه گیری انجام نشد. به منظور کشف ابعاد اصلی سازه طراحی شده برای سنجش متغیرهای تحقیق از تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد و از الگوی تحلیل عاملی تأییدی دومرحله ای (CFA) با استفاده از نرم افزار LISREL برای بررسی تأثیر مؤلفه های تبیین کننده موانع یکپارچه سازی دولت الکترونیک استفاده گردید. از کل جامعه پژوهش 134 نفر اقدام به تکمیل پرسشنامه کردند. از نظر پاسخگویان، درجه اهمیت موانع استراتژی در یکپارچه سازی سیستم های اطلاعاتی از همه موانع بیشتر بود (57/0). موانع سیاسی و موانع فنی به ترتیب با میانگین 54/0 و 45/0 در درجه دوم و سوم اهمیت و موانع انسانی و طراحی به ترتیب با میانگین 45/0 و 35/0 در رتبه های چهارم و پنجم قرار گرفتند.
دامنه و افق مناسبات جمهوری اسلامی ایران و ترکیه (2011-2021)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، نخست شرحی از فراز و فرودهای روابط میان ایران و ترکیه عرضه می کند و توضیح می دهد که چگونه اندکی فاصله گیریِ آرامِ ترکیه تحت سیادت حزب عدالت و توسعه، از سکولاریسم نظامی کمالیست ها، موجب شد که مناسبات دیپلماتیک میان ایران و ترکیه از سال ۲۰۰۲ به بعد گسترش پیدا کند. سپس، توجه خود را به اهمیت خیزش های عربی در ایجاد شکاف میان ایران و ترکیه معطوف می کند و با استفاده از نظریه معمای امنیت و با رویکردی توصیفی – تحلیلی، این پرسش را مطرح می کند که عوامل اثرگذار در فرسایش روابط ایران و ترکیه، ناظر به چه موضوع ها و مسائلی بوده و قلمرو اثرگذاریِ این متغیرها در آینده روابط کجاست؟ از همین رو و در مقام پاسخ، اشاره می شود که از لحاظ جغرافیایی، این دو کشور به واسطه ابهام و عدم اطمینان اوضاع شکننده خاورمیانه، خصوصاً عراق و سوریه، همزمان در مسائل سیاسی- امنیتی در مناطق مختلفی؛ از جمله منطقه هلال حاصلخیز شامل عراق، سوریه و کردها تأثیرگذار هستند و به لحاظ هویتی نیز با اتصال اصول و ارزش های خود به مسائل منطقه ای؛ به خصوص هدایت جریان های ایدئولوژیک و بازیگران غیردولتی، در جهت اثرگذاری بر مناطق استراتژیک در راستای خودیاری به ایفای نقش می پردازند.
اصل بقاء رویکرد رئالیستی در روابط بین الملل ازمنظر اندیشه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصل بقاء در رویکرد رئالیستی،پدیده ای نو به شمار می رود (تاریخچه)؛ اما مبانی، چرایی و نقد آن ازمنظر اندیشه اسلامی، موشکافانه حلاجی نشده است (پیشینه)! این رویکرد می تواند شامل دو زیرشاخه اساسی باشد: اول، ارزیابی مبنای داروینیستی اصل بقاء در نظریه رئالیستی؛ و دوم، ارزیابی تفاوت در مدلول «بقاء» در رویکرد اسلامی در یک طرف، و نظریه رئالیستی در طرف دیگر (مسئله). ازاین رو، پرسش اصلی این است که زیرساخت داروینیستی اصل بقاء چگونه در چهارچوبِ اندیشه اسلامی قابل تجزیه وتحلیل است (سؤال)؟ نوع متفاوت نگاه اسلام به موضوع بقاء و هدف از تشکیل نظام سیاسی، علت اساسی شکاف در رویکرد اسلامی و غربی درباره اصل بقاست (فرضیه). مقاله حاضر، با آشکار ساختن زیرساخت داروینیسم اجتماعی اصل بقاء در رویکرد بین المللی رئالیست ها، به نقد و ارزیابی آن ازمنظر اندیشه اسلامی می پردازد (هدف). این نوشتار، در چهارچوب مفهوم شالوده شکنی ژاک دریدا، خواهد کوشید از مفهوم بقاء، به عنوان یکی از اصلی ترین مفاهیم مطرح در تبیین به اصطلاح واقع گرایانه روابط بین الملل، ساختارشکنی کند و زمینه بازاندیشی در این اصل را فراهم سازد (روش)؛ و کشف نقاط اختلاف برانگیز در رویکرد اسلامی و غربی درباره اصل بقاء در روابط بین الملل از دستاوردهای مقاله است (یافته).
بررسی عوامل جغرافیایی تنش در مرزهای شمالی ایران بر اساس مدل نظری پیتر هاگت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۸ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۳
139 - 167
حوزههای تخصصی:
فضای سرزمینی ایران، فراخور جغرافیا و تاریخ پیچیده و متشنج، متشکل از مرزهایی است که در طول دوره های مختلف، متزلزل بوده و دربردارنده مسائل گوناگونی در نواحی مرزی است که می تواند در روابط ایران با کشورهای پیرامونی، تأثیرگذار باشد. مرزهای شمالی ایران، حاکی از تاریخ طولانی کشمکش و جنگ است که طی معاهدات تحمیلی در مناطقی شکل گرفته اند که مملو از عوامل تنش آفرین می باشند. بررسی و مطالعه دقیق این عوامل، یکی از ضروریات جهت مناسبات پایدار و سازنده با همسایگان شمالی است. در این راستا، تحقیق حاضر با اتخاذ یک رویکرد علمی در استفاده از مدل نظری پیتر هاگت که یک مدل اثبات شده مبتنی بر دیدگاه جغرافیایی در خصوص عوامل تنش آفرین است به بررسی عوامل جغرافیایی تنش در نواحی مرزی شمال ایران پرداخته که بصورت ترکیبی، یعنی توصیفی-تحلیلی و پیمایشی و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و میدانی از طریق پرسشنامه و تکنیک MCDM در صدد پاسخگویی به این سؤال است که مطابق با مدل پیتر هاگت، مهمترین عوامل جغرافیایی تنش در نواحی مرزی شمال ایران بر حسب اولویت کدامند؟ در نتایج حاصل از پژوهش حاضر، در نواحی مرزی شمال ایران در تطبیق با مدل پیتر هاگت، مجموعاً 30 نقطه تنش زا شناسایی شده و در اولویت بندی عوامل دوازده گانه در زمینه ایجاد تنش نیز، عامل A8"(ادعاهای ارضی)" به عنوان مهمترین عامل تنش آفرین بین ایران و همسایگان شمالی در رتبه اول قرار گرفت.
سیاست و عرفان در مهابهاراتا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفان، چه نسبتی با سیاست دارد؟ آیا می توان از عارف سیاستمدار یا حاکم حکیم سخن گفت؟ در نوشتار حاضر به منظور پاسخ به این پرسش ها، به خوانش مهابهاراتا پرداخته شده است. بدین منظور، ابتدا به تعریف سیاست و ابعاد مختلف آن دست زده شده و نگاه عرفای هندی را نسبت به آن ها مورد بررسی قرار داده ایم. بررسی ها، نشان از آن داشت که عرفا و برهمنان درزمینهٔ مقولاتی همچون زندگی اجتماعی، دوستی و دشمنی، خیر مشترک و زور به عنوان داده بنیادین، پیش فرض، هدف و وسیله سیاست با سیاستمداران اختلافات اساسی دارند. بدین خاطر، آن ها، با هرگونه جمع شدن عرفان و سیاست در وجود یک شخص، مخالفت کرده اند. اما جریان دیگری از اندیشه نیز در مهابهاراتا وجود دارد که از سوی طبقه جنگجویان هندی هدایت می شود و به دنبال معنوی کردن سیاست است.
تأثیر اصل صحت بر امنیت روانی فرد و جامعه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکومت اسلامی سال بیست و دوم بهار ۱۳۹۶ شماره ۱ (پیاپی ۸۳)
139-160
حوزههای تخصصی:
علم فقه از گستردگی و سیطره بالایی در همه ابعاد زندگی انسان؛ بخصوص در نظام اجتماعی، برخوردار است. خداوند متعال علاوه بر ملاحظات فردی در جعل و تشریع احکام و فروعات فقهی، به مصالح و مفاسد اجتماعی نیز توجه داشته و سلامت جامعه را در نظر گرفته است. جامعه سالم، قبل از آسایش، به «امنیت روانی» نیازمند است. از قواعد اثرگذار بر امنیت روانی، «قاعده صحت» در علم فقه است. شارع مقدس دستور داده تا اعمال و رفتار، حتی گفتار و اعتقادات دیگران، بر صورت صحیح حمل شود و این امر در وجدان، فکر و ذهن، نهفته و با فطرت انسان هماهنگ است. این قاعده در اکثر کتب قواعد فقهیه مورد بحث و بررسی قرار گرفته و در دو معنای «جواز تکلیفی» و «صحت وضعی» شهرت بیشتری یافته است. در این مقاله با استفاده از آیات، روایات و منابع فقهی، هر دو معنا، مورد پژوهش قرار گرفته و دریافته است که امنیت روانی بر انواع دیگر امنیت، مقدم است و با توجه به ادله اعتبار اصل صحت که به نوعی به امنیت روانی اشاره دارند، عمل به این قاعده، سبب ایجاد امنیت روانی و آرامش در افراد و جامعه می شود.
Knowing Afghanistan:Can there be an end to the saga?(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۳ بهار ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۵۲)
63 - 76
حوزههای تخصصی:
War on terrorism, as the motto which formed the cornerstone of global policies of former neo-conservative administration of the United States, is increasingly becoming ineffective in Afghanistan with the dreaded consequence of spilling over into Pakistan. This inevitable consequence of War on Terrorism</em> in Afghanistan has brought the West face to face with the ‘nest of terrorism’ that CIA built in Pakistan’s so-calledmadrasasof extremist Wahhabi teachings in the first place, with the enthusiastic assistance of Nawaz Sharif’s government in Pakistan, the Al-Saud of Saudi Arabia and the Al-Nahyan of the United Arab Emirates in late 1990s. In their evil planning they found it necessary to invent a state history for Afghanistan based on former British colonial designs for the region during their geopolitics of Great Game with Russia in 19th century. They invented the Afghan state by putting together territories they severed from the veiningPersian Empire of the time. This process of state-manufacturing in Afghanistan though served the colonial purposes at the time, never proved to be working in the sense that is expected of a genuinely founded nation and nation-state. The ills of this ill-designed state will naturally disallow any remedy that is not based on a genuine state-building process in that country. To produce such a remedy Afghanistan needs to address the ills of its state-structure by pinpointing the centrifugal forces that drives various ethnicities apart and to try and find some kind of accommodation among components that makes up the state of Afghanistan. The best method to achieve this in today world of politics would probably be a genuinely designed federalism
تحلیل رابطه تعاملی ناسیونالیسم نفتی در ایران و تحولات ساختاری بازار نفت جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله در چارچوب رویکردی بین رشته ای، می کوشد از منظر جامعه شناسی سیاسی و اقتصاد سیاسی بین المللی بازار نفت، رابطه تعاملی میان حرکت های ناسیونالیستی نفتی در کشور و تحولات در قواعد تولید و فروش نفت در بازار جهانی نفت را در یک بازه زمانی بسیار مهم بررسی و تحلیل کند؛ رویکردی که در مطالعات در این حوزه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در همین راستا، پرسش اصلی مقاله این است که شرایط اجتماعی داخلی و قواعد ساختاری بازار نفت جهان در بازه زمانی 1300 تا 1360، چگونه بر سیر تحول حرکت های ناسیونالیستی نفتی در کشور تأثیر گذاشته اند؟ پاسخی که به عنوان فرضیه به این پرسش داده شده، این است که «میزان عمق اجتماعی حرکت های ناسیونالیستی نفتی و میزان قوت/ ضعف قواعد ساختاری تولید و فروش نفت در بازار جهانی نفت، در این دوره زمانی، از طریق تعیین اهداف و دستاوردهای جنبش ناسیونالیسم نفتی، پنج دوره متمایز از ناسیونالیسم نفتی را در کشور رقم زده است. مقاله نشان می دهد که دسته بندی ناسیونالیسم نفتی در پنج دوره زمانی مورد نظر، به درک بهتر ما از سیاستِ نفت در ایران و کشورهای نفت خیز و همچنین، رابطه تعاملی تحولات نفتی در کشورهای نفت خیز با تحولات بازار جهانی نفت در هر دوره کمک می کند. در همین راستا ویژگی های هر دوره از نظر شرایط بازار نفت، شیوه عملکرد شرکت ها، ماهیت حرکت های ضد استعماری و اهداف و نتایج این حرکت ها به تفکیک بررسی شده است. روش تحقیق مقاله، توصیفی- تاریخی و تحلیلی است.
پوپولیسم و پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سال 2016(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۸ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۱
39 - 69
حوزههای تخصصی:
انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا را می توان از زوایای مختلفی مورد بررسی قرار داد. یکی از این ابعاد جایگاه پوپولیسم در پیروزی ترامپ در انتخابات بود. البته می توان به ظهور پوپولیسم در کشورهای توسعه یافته از نظر روان شناختی، سیاسی و اقتصادی هم اشاره داشت. بطور مثال می توان از جهانی شدن، افزایش شکاف های طبقاتی، افزایش نارضایتی ها و بحران های هویتی هم نام برد. در انتخابات ریاست جمهوری امریکا دلایل مختلف اجتماعی، سیاسی، روان شناختی در ظهور پوپولیسم تاثیرگذار بودند چنانکه در بعد اجتماعی می توان به شکل گیری پوپولیسم فنی، شکاف های اجتماعی، شکاف های طبقاتی، شکاف های هویتی، تاکید بر فاسد بودن کل سیستم و نظام سیاسی، نجات امریکا از بحران، دشمن ستیزی داخلی و خارجی از سوی ترامپ، نژاد پرستی و بازتولید هویت امریکایی اشاره کرد. همچنین از بعد جهانی می توان به شکاف های طبقاتی در جهان، بازگشت ناسیونالیسم نوین، تقابل های هویتی و جهانی اشاراتی داشت. البته دلایل شخصیتی ترامپ همانند فقدان سابقه سیاسی، زبان و ادبیات سیاسی، عدم آشنایی مردم با ترامپ، تبدیل کردن خود به یک برند و خود را مخالف وضع موجود نشان دادن تاثر خاصی در پدیده پوپولیسم داشت .
دیپلماسی انرژی و توسعه اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۱ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۴)
181 - 208
حوزههای تخصصی:
در فضای پسابرجام ضرورت دیپلماسی انرژی در راستای توسعه اقتصادی و ارتقاء جایگاه کنونی ایران در منطقه و جهان قابل تأمل است. در این رابطه و در پرتو سیاست خارجی توسعه گرا، دولت یازدهم با تاکید بر تعامل گرائی و همزیستی سازنده با جهان، اعتدال گرایی و تنش زدائی، اعتماد سازی، و چند جانبه گرایی، بستر را برای پیشبرد بهینه دیپلماسی انرژی فراهم کرده است. به عبارت دیگر، دولت خواهد توانست در چارچوب سیاست خارجی توسعه گرا و با لحاظ کردن واقعیت های داخلی و موقعیتی (هارتلند انرژی)، به شکار فرصت های پدیدار شده در فضای پسابرجام، به منظور توسعه اقتصادی بپردازد. حال این پرسش مطرح است که اتخاذ دیپلماسی انرژی در چارچوب سیاست خارجی توسعه گرا با چه سازوکاری زمینه را برای توسعه اقتصادی فراهم خواهد کرد؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح است که اتخاذ دیپلماسی انرژی در چارچوب سیاست خارجی توسعه گرا، موجب توسعه اقتصادی کشور خواهد شد. یافته های مقاله نشان می دهد که قدم نهادن در مسیر توسعه اقتصادی و داشتن رویکردی آینده نگرانه به جایگاه ایران در منطقه و جهان، ضرورت اتخاذ دیپلماسی انرژی را در فضای پسابرجام برجسته ساخته است. این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با هدفی کاربردی و به منظور سنجش رابطه بین سیاست خارجی توسعه گرا، توسعه اقتصادی و دیپلماسی انرژی نگاشته شده است.
گذار به دموکراسی و فراز و فرود منازعۀ قومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منازعۀ قومی و عوامل مرتبط با آن، یکی از پرسمان های عمدۀ نحله های مختلف علوم اجتماعی، به ویژه در چندین دهۀ اخیر بوده است. هم زمانی تحولات منازعۀ قومی و فرآیند گذار به دموکراسی، به ویژه پس از نیمه دوم قرن بیستم، مطالعات جامعه شناسی سیاسی منازعه قومی را به این مسئله متمرکز ساخته است که گذار به دموکراسی، چه شرایط و بسترهایی را برای تحولات منازعۀ قومی فراهم می کند. مهم تر اینکه گذار به دموکراسی الزاماً با منازعه قومی توأمان است، یا اینکه فرآیند گذار می تواند به واسطه ترویج مذاکرۀ سیاسی در حکومت های دموکراتیک نوین، فرصتی برای پیشگیری از منازعات قومی مهیا کند؟ با توجه به نبود پژوهش های تئوریک در این زمینه، ما در این مقاله با بهره گیری از تحلیل کیفی، به مطالعۀ شرایطی پرداخته ایم که طی آن، گذار به دموکراسی هم بستری برای تعدیل منازعات قومی مهیا می کند و هم منجر به تشدید آن می شود. راهبردهای نهادی ممانعت از منازعۀ قومی، منازعۀ قومی و نشو ونمای رویه های دموکراتیک و رفتارشناسی رژیم های اقتدارگرا در باب تنوع قومی از دیگر موضوعات مورد مداقه ما در این پژوهش بوده است.
جریان های فکری سیاسی اسلامی عراق پس از 2003(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سقوط صدام در سال 2003 نقطه عطفی در تحولات سیاسی اجتماعی عراق از یک سو و نقش آفرینی جریان های فکری سیاسی گوناگون از سوی دیگر است. این حادثه اگرچه سهم بسزایی در حرکت عراق در مسیر رشد و توسعه دارد، از زاویه ای بحران های اساسی را در جامعه عراق نمایان ساخت. مقاله حاضر، با بررسی جریان های فکری سیاسی مهم در این دوران که ذیل دو جریان کلان فکری سیاسی شیعی و سنی قرار می گیرند، تحلیل آنها را با تأثیرپذیری از الگوی نظری توماس اسپریگنز ارائه می کند. مطالعات صورت گرفته در این مقاله، نشان دهنده اختلاف نظر بسیار این جریان ها در شناسایی بحران، علل و عوامل بحران، وضعیت مطلوب و راهکارهای رسیدن به آن است که در متن مقاله به تفصیل بررسی شده است.
(( یادداشت راهبردی))گذار از «دابق» به «رومیه»؛ چرخش گفتمانی داعش از «خلافت» به «جهاد»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داعش پس از از دست دادن شهر نمادین دابق در سوریه در مهر 1395، به سرعت به جای عنوان مجله تبلیغاتی اش یعنی «دابق»، مجله ای با عنوان «رومیه» را منتشر کرد. در واقع، چون داعش مواضع و سرزمین های خود در سوریه و عراق را از دست داده، تلاش می کند خود را در مقیاس جهانی از طریق عنوانی تازه به نام «رومیه» که نام عربی تاریخی برای روم است، مطرح نماید. این مجله عمدتاً تلاش می کند «نمادی جدید برای عناصر اروپایی داعش» باشد و به چند زبان از جمله انگلیسی، عربی، فرانسه، ترکی، آلمانی، پشتو، ترکستانی، اندونزیایی و فارسی منتشر می شود. هدف مجله جدید، احیای تبلیغات رسانه ای و تلاش برای افزایش روحیه اعضای داعش در پی شکست های اخیر در عراق و سوریه است. این مجله توسط مرکز رسانه ای الحیات که عناوین دیگر مانند دابق، دارالاسلام و قسطنطنیه (زبان ترکی) و روزنامه النبع را منتشر می کند، منتشر می شود.