فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۷۶۱ تا ۱۰٬۷۸۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با استفاده از مفهوم دیالوجیستی باختینی ""خود"" و""دیگری"" تلاش می کنیم تا به بازخوانی مفهوم غربزدگی مورد نظر جلال آل احمد بپردازیم و تفسیر تازه تری از این اثر را ارائه کنیم. علاوه بر این، در ضمن این کار با به کار بستن مفهوم دیالوجیستی خود و دیگری در عمل، قابلیت این مفهوم را نیز ارزیابی می کنیم و با چنین سنجشی نشان خواهیم داد که چطور با استفاده از دیالوجیسم به مثابه روش و در عین حال نظریه م توان دست به تفسیر و تاویل متونی زد که در فقدان این روش معانی دیگری بدانها نسبت داده می شده است. دیالوجیسم باختین از سه وجه حاصل می شود"":خود""، ""دیگری"" و ""گفت وگو و تعامل خودبا دیگری"". با استفاده از این ابزار نظری، خواهیم دید که اولا،ً آل احمد برای شناخت خود به شکل اگزیستانس، مجبور به نگاه به دیگری است. ثانیا،ً تصور مالوف از آل احمد به عنوان کسی که غرب ستیز یا ضد غرب است، تصور کاملی نیست. با استفاده از نظریه دیالوجیسم باختین می توان به این نتیجه رسید که آل احمد بیش از آنکه معترض غرب باشد، معترض نوع دیالوگ مخدوش و رابطه ی نابرابر غرب و شرق است. البته آل احمد راه حل و پیشنهادی نیز ارائه می کند. راه حل وی بازیگر شدن خود شرقی و ایجاد دیالوگ برابر است. این کار از طریق مفهوم اصالت امکان پذیر می شود.
تحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوران جنگ تحمیلی بر اساس نظریه انتقادی روابط بین الملل
حوزههای تخصصی:
این مقاله درصدد واکاوی سیاست خارجی جمهوری اسلامی در دوران جنگ تحمیلی است. یکی از نظریه هایی که در تلاش است تا چگونگی کارکرد نظام بین الملل و هنجارهای حاکم بر آن و چگونگی تغییر نظم موجود و رسیدن به نظم مطلوب را توضیح دهد، نظریه انتقادی روابط بین الملل است. به نظر می رسد با توجه به رویکرد تجدیدطلبانه و استکبارستیزی سیاست خارجی جمهوری اسلامی، نظریه انتقادی روابط بین الملل قادر به تبیین سیاست خارجی در این سالها باشد. با توجه به همسویی اصول و مفاهیم سیاست خارجی در دوران جنگ تحمیلی ایران و نظریه انتقادی روابط بین الملل، این مقاله نشاندهنده ماهیت انتقادی سیاست خارجی ایران در این دوران است. در واقع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سالهای جنگ تحمیلی امکان تحلیل با نظریه انتقادی روابط بین الملل را دارد.
شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه دیپلماسی علم و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱۷
60 - 85
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی علم و فناوری پدیده ای است که اگرچه نوظهور نبوده، لیکن ادبیات آن در سال های اخیر رو به افزایش است و تجربیات موفقی را با خود به همراه آورده است. دیپلماسی علم و فناوری بمعنای تعامل علم و فناوری با دیپلماسی در جهت تأمین منافع کشورها در حوزه بین الملل می باشد و تاکنون کشورهای زیادی آن را به خدمت گرفته اند. این تحقیق بر اساس خلاء پژوهشی موجود در خصوص توسعه دیپلماسی علم و فناوری شکل گرفته است. خلائی که بسیاری از خبرگان به آن اذعان داشته اند. این پژوهش با استفاده از ادبیات موجود شامل گزارش ها و نوشتارهایی از افرادی مجرب در این حوزه، آغاز شده و با مصاحبه هایی اکتشافی ادامه یافته است که نهایتاً با توجه به روش های کمی و کیفی و آزمون های سنجش کیفیت پنج دسته عوامل مؤثر بر دیپلماسی علم و فناوری شناسایی شدند. طبق این پژوهش دسته عوامل برنامه ریزی و نظام سازی؛ دسته عوامل زیرساخت و الزامات؛ دسته عوامل برندینگ و ارتقای ساخت ملی؛ دسته عوامل ظرفیت سنجی و نهایتاً دسته عوامل تعاملات آکادمیک از جمله موارد تاثیرگذار بر توسعه دیپلماسی علم وفناوری می باشند که از این میان عوامل زیرساخت و الزامات به عنوان دسته عوامل پایه ای، پرتکرار و مهم شناسایی شده است.
اقتصاد سیاسیِ سیاست خارجی چین در عصر جهانی شدن اقتصاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که چگونه «اقتصاد سیاسی جهانی»، «سیاست خارجی چین در عصر جهانی شدنِ اقتصاد» را تحت تأثیر قرار داده است؟ در پاسخ به سؤال مزبور، فرضیه پژوهش آن است که شش مؤلفة اقتصاد سیاسی جهانی در تعامل با عوامل اصلی اقتصاد، سیاست، امنیت و فرهنگ و از طریق سه پویایی یا دینامیزم، سیاست خارجی کشورها را شکل می دهند. نویسندگان با ارائه الگوی جدیدی موسوم به «اقتصاد سیاسی سیاست خارجی»، کیفیت تأثیرگذاری اقتصاد سیاسی جهانی بر سیاست خارجی چین را مطالعه کرده اند.
آثار و پیامدهای حضور و ظهور گروه های افراطی در تحولات امنیتی غرب آسیا در بستر جهانی شدن (با تاکید بر داعش)
حوزههای تخصصی:
رشد گروه افراطی گری در غرب آسیا حاکی از تحولی نوین در مناسبات منطقه ای و معادلات امنیتی منطقه ای است. شکل گیری داعش و گسترش آن در ابعاد گوناگون نشان از این امر دارد که مباحث امنیتی منطقه ای از حالت سنتی و بین دولتی خود خارج گردیده و گستره فرو دولتی و فرا دولتی به خود گرفته است. فارغ از این مسئله در نگاه به پدیده داعش و تحولات منطقه ای شاهد بهره گیری داعش از فرآیند جهانی شدن در شکل گیری منطقه ای و جذب نیروهای فرا منطقه ای می باشیم. این فرآیند علاوه بر جنبه تبلیغاتی ابعاد ایدئولوژیک و خودآگاهی را نیز در بر می گیرد. هدف از پژوهش حاضر بررسی و نشان دادن تحول مباحث امنیتی ناشی از گسترش گروه های تروریستی است. سؤال اصلی پژوهش این که چه آثار و پیامدهای در مسائل امنیتی منطقه غرب آسیا با توجه به شکل گیری داعش در فرآیند جهانی شدن، صورت پذیرفته است. فرضیه پژوهش بیانگر شکل گیری و استقلال عمل گروه داعش ناشی از فرآیند جهانی شدن باعث تحول مسائل امنیتی از میان دولتی به تهدیدات فرا دولتی در منطقه غرب آسیا گردیده است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی در کنار بهره گیری از اسناد و متون معتبر حاکی از این است که داعش با بهره گیری از تحولات در زمینه تکنولوژی ارتباطی و تاثیرات ایدئولوژیک ناشی از جهانی شدن باعث تحول در مسائل امنیتی منطقه ای به سوی شکل گیری گروه های موردی فرو دولتی و فرا دولتی و کاهش نقش دولت ها شده است.
چارچوبی برای درک سیاست خارجی پاکستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال نهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
133 - 158
حوزههای تخصصی:
برخلاف نگرش سنتی به مقوله بحران، در رویکردهای فرانوگرا و پسافرانوگرا، بحران نه تنها مقوله ای تهدیدآمیز و مخاطره برانگیز تلقی نمی شود بلکه در مواردی به عنوان فرصت در جهت حل مشکلات سیاسی اقتصادی مورد بهره برداری قرار می گیرد. از این رو در پژوهش حاضر مناسبات دولت پاکستان از یک سو با دولت های هند، افغانستان، ایران و در سوی دیگر با شریک راهبردیش یعنی ایالات متحده، در چهارچوب بحران آفرینی تحلیل می شود. در واقع هدف از این پژوهش علاوه بر تشریح سیاست خارجی پاکستان، پاسخ به این پرسش اساسی است که «چگونه پاکستان بحران را همچون یک فرصت می نگرد و از راه بحران آفرینی منافعش را تامین می کند؟». نتایج پژوهش نشان می دهند که بحران مستمر در روابط با هند به عنوان فرصتی برای ارتش و سرویس امنیتی پاکستان، نفوذ بیشتر نظامیان در عرصه سیاست را به همراه داشته است. بحران در روابط کابل- اسلام آباد با هدف افزایش نفوذ در افغانستان و کم رنگ شدن بحران خط دیوراند است. بحران آفرینی پاکستان در مرزهای شرقی ایران نیز به منظور فشار بر تهران جهت کاهش سطح همکاری های تهران - دهلی نو به ویژه در حوزه افغانستان است. همچنین اسلام آباد با بحران سازی در منطقه توانسته علاوه بر جذب کمک های مالی واشینگتن، حضور امریکا را برای تامین منافع خود در منطقه حفظ کند.
واکاوی اهمیت نقش و جایگاه پاکستان و ایران در معادلات استراتژیک چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال نهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
71 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله واکاوی نقش و جایگاه پاکستان و ایران در همکاری های نظامی و معادلات استراتژیک چین است، تا علل و آثار این روابط در جهت گیری های سیاست خارجی این کشور در پرتو معادلات استراتژیک قدرت مشخص شود. با بررسی سیر روابط نظامی چین با قدرت های منطقه ای طی سال های اخیر به دلیل فعال شدن سیاست خارجی چین در مناطق جنوب و غرب آسیا این سئوال مطرح می شود که کدام یک از دو کشور پاکستان و ایران از جایگاه و اهمیت بالاتری در استراتژی نظامی چین برخوردار بوده و علل و آثار این جایگاه متفاوت در معادلات بازی قدرت به چه شکل نمایان شده است؟ یافته های پژوهش حاکی از گسترش روابط نظامی چین با پاکستان به سطح همکاری و اتحاد استراتژیک و نبود چنین سطحی از همکاری در روابط نظامی ایران و چین است. روش پژوهش مبتنی بر نمودارها و آمار مرکز مطالعات صلح استکهلم و منابع کتابخانه ای است.
Multilateralism and Ideational Power(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Dr. Mohammad Javad Zarif, Minister of Foreign Affairs of the Islamic Republicof Iran, opened the Sixth Model United Nations (MUN) Simulation Exercise on24 August 2017 in Tehran. The theme of the UN Security Council Simulationthis year was the nuclear programme of the People’s Democratic Republic ofKorea (PDRK). In his speech, Dr. Zarif first applauded the Model UN simulations held by the International Studies Journal, and mentioned that he has missed teaching international relations in an academic setting. He also mentioned that it was heartwarming for him to see so many women participants in the room, and took pride in Iranian women being interested in international relations and world politics. Dr. Zarif also spoke about the significance of Cold War as well as the collapse of Soviet Union and the role that the UN played 30 years ago. He also emphasized that “We all need to arrive at a good, reliable,and convincing understanding of this period of transition, which was perceivedat a certain time in the past to be of a rather short period and expected – orsimply aspired to - arrive at a definitive position of unchallenged Americanglobal hegemony. Well, that hasn’t come to pass.” He also touched base on the issue of North Korea (DPRK) and mentioned that “it is not only states that areengaged in the drama, a much larger catalog of players and actors, inclusive ofnon-state actors – falling under the general rubric of civil society - are alsoinvolved and bear on the situation.” In addition, he talked about the significance of ‘change and power’ in international relations and iterated that “power couldbe defined as increasing influence and decreasing vulnerability.” Dr. Zarif mentioned a few historical and political events in which the issue of power and gaining hegemony were involved. Lastly, he discussed how the Security Council failed Iran and watched in silence when Iraqis used chemical weapons on Iranians during the Iran-Iraq war. In the end, he wished the participants success and luck in the Model UN simulation and hoped that they could “move in the direction of - hopefully – political-diplomaticresolution of a regional tension with grave consequences for international peaceand security.”
نقد و معرفی کتاب: ایمان، اتحاد، نظم: سازمان اطلاعات پاکستان
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۱ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
189 - 192
حوزههای تخصصی:
بررسی توانمندی های راهبردی منطقه آزاد چابهار در راستای وزن ژئوپلیتیکی و قدرت ملی ایران (از منظر داخلی، منطقه ای و بین المللی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مناطق آزاد، وسیله ای برای ورود به بازارهای جهانی و بهره گیری از برتری های نسبی اقتصاد داخلی در بازرگانی بین المللی بوده و به عنوان تسریع کننده (کاتالیزور) ارتباط اقتصاد ملی با اقتصاد جهانی دارای جایگاه ویژه ای هستند. از آنجایی که وزن ژئوپلیتیکی و منزلت کشورها در نظام جهانی رابطه مستقیمی با قدرت و توان ملی کشورها دارد، مناطق آزاد به عنوان بخش سیاسی شبه مستقل از حکومت ملی/ مرکزی ، با کارکردهای متنوع اقتصادی، صنعتی، گردشگری و غیره، در افزایش قدرت ملی و وزن ژئوپلیتیکی کشورها نقش حائز اهمیتی دارند. پرسش اصلی مقاله این است که آیا بندر دریایی و منطقه آزاد چابهار از وزن ژئوپلیتیکی لازم در راستای افزایش قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران برخور دار است؟ در پاسخ به پرسش اصلی پژوهش، این فرضیه مطرح است که به تبع موقعیت ژئوپلیتیکی کم نظیر بندر دریایی و منطقه آزاد چابهار در صورت حصول واقعی توسعه، دارای سه سطح از توانمند های ملی، منطقه ای و جهانی است. در سطح ملی توسعه چابهار مدخل و میان بری بر توسعه پایدار و همه جانبه استان محروم، آسیب پذیر و بحران خیز سیستان و بلوچستان است. در سطح منطقه ای همسایگی چابهار با افغانستان و جمهوری های محصور در خشکی آسیای مرکزی، ضمن ارزآوری ناشی از تجارت پرسود دریایی، می تواند مهیاکننده اسباب همگرایی کشورهای بالا و دیگر کشورهای منطقه باشد. قرارگرفتن چابهار در کریدور شمال- جنوب با مزایای فراوانش، نشان از جایگاه ژئوپلیتیکی برجسته چابهار در سطح بین المللی است؛ همچنان که مشارکت جدی دو قدرت هند (هم اکنون) و چین (در آینده نزدیک) بیانگر وزن ژئوپلیتیکی بالا و توانمندی های جهانی چابهار است.
ارائه مدل اثربخش بکارگیری بهینه پهپاد در توانمندسازی عملیات آینده سازمان های دفاعی (مطالعه موردی عملیات پروازی نیروی هوایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال دوم بهار ۱۳۹۶ شماره ۴
35 - 62
حوزههای تخصصی:
پهپادها یا پرنده های هدایت پذیر از راه دور می توانند علاوه بر انجام مأموریت های اصلی خود در حوزه های کنترل، شناسایی، جمع آوری اطلاعات، جاسوسی و هدایت سلاح های هوشمند تا هدف، حمله مستقیم به اهداف را هم انجام دهند. سازمان های دفاعی و از آن جمله نیروی هوایی نیازمند آمادگی رزمی و دفاعی بر اساس حوادث و جنگ های احتمالی آینده فرا روی، با شناخت و درک صحیح از نحوه به کارگیری بهینه و مناسب پهبادها در راستای افزایش توانمندی های عملیات هوایی خود است. محقق با انجام یک تحقیق و پژوهش اسنادی و میدانی برای دستیابی به ارائه الگوی جامع برای استفاده بهینه از پهپاد در توانمندسازی عملیاتی سازمان های دفاعی با استفاده از روش توصیفی و "موردی - زمینه ای" ضمن مراجعه به صاحب نظران و کارشناسان عملیات هوایی مرتبط با پهباد در نیروی هوایی و ستاد فرماندهی کل ارتش نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و پرسشنامه در اختیار آن ها قرار گرفته و پس از دریافت داده ها، یافته های تحقیق با روش های آماری و روش تحلیل عاملی اکتشافی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که سازمان های دفاعی (مطالعه موردی نیروی هوایی) برای به کارگیری پهپاد در توانمندسازی عملیاتی خود، بایستی به مؤلفه های چهارگانه شامل: مأموریت ها (راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی)، تهدید شناسی هوایی (شدت، ماهیت و نوع)، قابلیت ها و کارکردها(عملیات اثربخش، تعمیر و نگهداری و سامانه های جانبی)، تأمین پشتیبانی زمینی و هوافضایی (فرماندهی و کنترل هوشمند و یکپارچه، تجهیزات و زیرساخت های لازم و زنجیره تأمین مطمئن) توجه نمایند.
تحول از ارتش وظیفه ای به ارتش حرفه ای در جمهوری اسلامی ایران در افق 1420(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال دوم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۵
141 - 166
حوزههای تخصصی:
امنیت و شیوه دستیابی به آن یکی از مهمترین موضوعاتی است که در سراسر تاریخ جامعه بشری ذهن و عملکرد بشر را به خود مشغول داشته است. پیچیدگی تهدیدات و تسری آن به تمام لایه های اجتماعی و اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی کشورهای جهان در قرن بیست و یکم آنها را به سمت سازوکارهای مختلفی برای تأمین امنیت ملی سوق داده است. یکی از مهمترین عواملی مؤثر در این روند، تحول ساختاری ارتش ها به منظور رفع ناکارآمدی های ارتش های نظام وظیفه ای می باشد. بنابراین همگام شدن نظام دفاعی و نظامی جمهوری اسلامی ایران با الگوهای غالب در نظام بین الملل و تدوین سناریوهای ارتش حرفه ای در ج.ا.ا به عنوان محور پژوهش، دغدغه اصلی محقق می باشد. برای تبیین علمی موضوع این سؤال کلی مطرح می شود که تحول نظام دفاعی و نظامی جمهوری اسلامی ایران از ارتش وظیفه ای به ارتش حرفه ای چگونه امکان پذیر است و سناریوهای ممکن برای تحول از ارتش وظیفه ای به ارتش حرفه ای کدامند. برای پاسخ به این سؤالات روش پژوهش ترکیبی مبنای این مطالعه قرار گرفت، که در آن از رویکرهای اکتشافی برای تدوین نظریه ها و گونه شناسی پژوهش ها استفاده می شود. گردآوری اطلاعات با روش کتابخانه ای و روش میدانی بوده و از منابع موجود در کتابخانه ها، اطلاعات آماری رسمی و معتبر بین المللی و کاوش در سایت های اینترنتی اطلاعات مورد نیاز گردآوری شده است. جامعه مورد مطالعه، پژوهش گران و متخصصین حوزه های دفاعی- نظامی می باشد. این پژوهش با هدف تبیین مکانیزم گذار از ارتش وظیفه ای به ارتش حرفه ای تدوین شده است و مهمترین نتیجه تبیین چهار سناریو در بازه زمانی1400 تا 1420 در ارتباط با فرآیند اجرایی ارتش وظیفه ای به ارتش حرفه ای است.
تحلیل بازیگران نظامی جنگ زمینی احتمالی آینده علیه جمهوری اسلامی ایران (مطالعه موردی: منطقه شرق و جنوب شرق کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال دوم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۷
31 - 54
حوزههای تخصصی:
از پیچیدگی های جنگ های زمینی آینده، وجود بازیگران متنوع و نیروهای نظامی و غیرنظامی درگیر در جنگ است و این تنوع، موجب افزایش ابهامات و عدم قطعیت ها در چگونگی جنگ های آینده می شود. آمادگی برای مقابله با جنگ های زمینی احتمالی آینده در منطقه شرق و جنوب شرق کشور در وضعیت معماگونه و ناپایدار کشورهای همسایه شرقی جمهوری اسلامی ایران، نیازمند شناخت کامل بازیگران اصلی جنگ است. بنابراین مساله اصلی این تحقیق، ابهام در تعداد و نوع بازیگران درگیر در جنگ زمینی آینده در این منطقه است. این تحقیق کاربردی، با رویکرد کیفی انجام شده و جمع آوری داده ها از طریق تشکیل یک پنل تخصصی شامل 22 نفر از خبرگان حوزه جنگ و مصاحبه با تعداد 9 نفر از مسئولین ارشد مرتبط که به وضعیت منطقه یاد شده اشرافیت داشتند، انجام شده است و سپس با استفاده از فرآیند تحلیل بازیگر، بازیگران اصلی در جنگ زمینی احتمالی آینده در این منطقه شناسایی و در پنج دسته، طبقه بندی شدند و سپس نقش هر دسته از بازیگران مشخص گردید.
طراحی ماتریس جذابیت مداخله (مطالعه موردی: تحلیل بازیگران مداخله گر در سوریه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال دوم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۷
55 - 75
حوزههای تخصصی:
تحلیل بازیگران یکی از مهمترین روش های آینده پژوهی است، تحلیل بازیگران هم به عنوان روشی مستقل و هم در ترکیب با سایر روش ها به خصوص روش سناریوپردازی از جایگاه خاصی برخوردار است. در این مقاله با هدف توسعه مدلی جهت تحلیل بازیگران با استفاده از مدل های تحلیل ذینفعان در رشته های مدیریت و مدل های خاص تحلیل بازیگران در رشته آینده پژوهی ابتدا معیارهای اصلی در مدل های موجود استخراج گردید سپس مدل تحلیل بازیگران بر اساس معیارهای تأئید شده طراحی شد. روش طراحی مدل بر اساس روش شناسی لینهام و برپایه نظریات موجود و نظرات 14 متخصص در این حوزه که به صورت مصاحبه های فردی و پنل تخصصی جمع آوری شد طرح ریزی گردید. نتایج منجر به طراحی ماتریس جذابیت مداخله بر پایه چهار معیار شامل؛ قدرت مداخله بازیگر، نوع مداخله بازیگر، تمایل مداخله بازیگر و زمان مداخله بازیگر شد، این ماتریس با گروه بندی بازیگران در 5 گروه مهاجمان، مدافعان، هم پیمانان، سوداگران و مرددان قابلیت تحلیل رفتار هر بازیگر و تدوین راهبرد برای نحوه تعامل را ایجاد می کند. همچنین مطالعه موردی کشور سوریه به منظور بررسی قابلیت های اجرایی مدل طراحی و برای رتبه بندی و شناسایی بازیگران کلیدی از 5 روش تعیین ضریب اهمیت، تاپسیس، فریدمن، تاکسونومی عددی و تخصیص خطی رتبه بازیگران مشخص گردید، سپس با روش ادغام کپ لند رتبه بندی نهایی بازیگران تعیین و در ماتریس جذابیت مداخله گروه بندی بازیگران انجام شد. نتایج نشان داد از 7 بازیگر کلیدی 5 بازیگر در گروه هم پیمانان و 2 بازیگر در گروه مهاجمان قرار گرفته و سایر بازیگران با تأخیر زمانی و شدت کمتری در این مسأله ورود پیدا می کنند.
تبیین عوامل واگرایی در روابط ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی(2016-2010)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ششم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۳ (پیاپی ۵۳)
259 - 283
حوزههای تخصصی:
طی سال های اخیر تحولات عمده ای در منطقه خاورمیانه مشاهده شده است که علاوه بر ابعاد بین المللی، اتحادهای منطقه ای را نیز تحت تاثیر قرار داده است. اتحاد عربستان سعودی و ایالات متحده امریکا یکی از این اتحادها است که بر اثر تحولات جدید وجه اختلافی آن آشکار شده است. به علاوه اتهامات علیه عربستان سعودی در حوادث یازده سپتامبر 2001 متغیری با ابعاد بین المللی است که طی ماه های اخیر با بازگشایی پرونده و بررسی مجدد در کنگره امریکا به عنوان متغیر تشدید کنندهِ تنش بین دو کشور عمل کرده است.در این پژوهش تلاش می شود این موضوع مورد بررسی قرار گیرد که سیاست های ایالات متحده در قبال تحولات ذکر شده که منشا آنها در منطقه خاورمیانه است، چه تاثیری بر روابط این کشور و عربستان سعودی گذاشته است؟ فرضیه ای این است که سیاست های ایالات متحده امریکا در قبال تحولات و پویایی های منطقه ای و فرامنطقه ای مرتبط با خاورمیانه منجر به واگرایی در روابط عربستان و امریکا بین سال های 2016-2010 شده است و جنبه های اختلاف آمیز و تنش زای آن را مشخص کرده است.
گسترش و اتصال زیرساخت های حمل ونقل و انرژی اتحادیه اروپا به حوزه خزر و دریای سیاه: ابعاد، فرصت ها و تهدیدها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
راهروهای بین دولتی یکی از عرصه های رقابت بین قدرت های بزرگ هستند. از دیدگاهی واقع گرایانه می توان این راهروها را شاهراه انتقال ثروت و قدرت دانست که افزون بر برتری های اقتصادی، به کشورهای واقع در مسیر، قدرت چانه زنی بیشتری می دهد. از این رو هر یک از قدرت های بزرگ راهروی مورد حمایت خود را در مناطق مختلف به ویژه برای اتصال آسیا و اروپا طراحی و ارائه کرده اند که برنامه تراسیکا و راهروی گاز جنوبی اتحادیه اروپا، جاده ابریشم جدید آمریکایی و خطوط لوله مورد حمایت این کشور و راهروی بین المللی شمال- جنوب روسیه در این زمینه قابل اشاره هستند. با توجه به تأثیر مستقیم این برنامه ها بر منافع ملی ایران و اهمیت شناخت دقیق این طرح ها، در این نوشتار اصول، هدف ها، اولویت ها، برنامه ها و اقدام های انجام شده یا برنامه ریزی شده در زمینه تلاش اتحادیه اروپا برای اتصال زیرساختی اروپا به حوزه دریای سیاه، دریای خزر و فراتر از آن تشریح شده و راهکارهایی هم برای پیشبرد منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در این حوزه ها ارائه شده است. پرسش اصلی که در این پژوهش به آن پاسخ داده خواهد شد این است که پیامدهای برنامه های اتحادیه اروپا در حوزه اتصال زیرساخت های حمل ونقل و انرژی خود به حوزه دریای سیاه و دریای خزر بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران چیست؟ فرضیه پژوهش این است که منافع و تهدیدهایی به شکل هم زمان برای جمهوری اسلامی ایران پدید آمده است. یافته پژوهش این است که سیاست خارجی توسعه محور، مؤلفه تعیین کننده در این حوزه است. روش پژوهش نیز توصیفی- تحلیلی است.
دولت، توسعه اقتصادی و ادغام در اقتصاد جهانی (مطالعه موردی روسیه :2010-1990)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه و توسعه اقتصادی، یکی از مسائل و دغدغه های اصلی کشورهای امروز دنیا است، به ویژه آنکه از سال 1990 با فروپاشی بلوک کمونیستی و شکست تجربه برنامه ریزی متمرکز و الگوی راه رشد غیرسرمایه داری (سوسیالیستی)، این پرسش بیش از پیش مطرح است که کشورهای کمونیستی و در رأس آن ها روسیه، چه مسیری را در روند توسعه ملی انتخاب کرده اند و دولت چه نقشی را در این راستا ایفا کرده است؟ اقتصاد روسیه در دوره پس از فروپاشی (دهه 1990) شاهد آشفتگی، کاهش تولیدات داخلی و افزایش قیمت کالاهای مصرفی بود. هم اکنون روسیه بیستمین اقتصاد جهان است و صادرات این کشور که در سال 1995، 78 میلیارد دلار بود، در سال 2011 به بیش از 302 میلیارد دلار رسیده است. این نوشتار تلاش می کند تا این تجربه را با توجه به نقش دولت در فرآیند توسعه و نیز ادغام در اقتصاد جهانی بررسی و تحلیل کند. از این رو، پرسش اساسی آن است که دولت چه نقشی در فرآیند توسعه این کشور و ادغام در اقتصاد جهانی در سال های پس از فروپاشی به عهده داشته است؟ بررسی ها نشان می دهد که دولت روسیه برخلاف گذشته (تمرکزگرایی)، در سال های 2010-1990 در راستای آزادسازی اقتصادی و ادغام در اقتصاد جهانی گام برداشته است.
مدیریت بحران فدراسیون روسیه در مسئله اوکراین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روسیه در دوره پساشوروی تلاش کرده است تا منطقه حائل خود با جهان بیرون را با عنوان خارج نزدیک مفهوم سازی کند. در میان کشورهای این منطقه اوکراین به دلیل نزدیکی های تاریخی و فرهنگی فراوان، جایگاه ویژه ای دارد. از این رو، مسائل امنیتی و سیاسی این حوزه برای فدراسیون روسیه اهمیت دارد. اوکراین از سال 2013 با بحرانی فرسایشی روبه رو شده و این مهم به صورت خودکار و بی درنگ واکنش سخت روسیه برای مدیریت بحران را در پی داشته است. نوشتار پیش رو در پی پاسخ به این پرسش است که روسیه چگونه و با استفاده از چه فنون و ابزارهایی به مدیریت بحران اوکراین اقدام کرده است؟ پاسخ این پرسش این است که منطق رهیافت روسی در مدیریت بحران های بین المللی حکایت از آن دارد که وقوع بحران در خارج نزدیک معمولاً واکنش سخت و نظامی روسیه را در پی داشته است. یافته ها نشان می دهند که با توجه و اهمیت وضعیت ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئوکالچر اوکراین، روسیه با بهره گیری از مجموعه اهرم های سخت افزاری همچون تهاجم نظامی به شبه جزیره کریمه، فرستادن یگان های ارتش به شرق اوکراین، تحویل محموله های تسلیحاتی فوق سنگین نظامی به مخالفان اوکراینی و اهرم های تکمیلی نرم افزاری مانند برگزاری نشست های سیاسی دیپلماتیک ژنو و مینسک یک و دو، تحریم انرژی رقبای اروپایی و تلاش های تبلیغی و رسانه ها، بحران اوکراین را مدیریت کرده است.
درآمدی انتقادی بر نظریه امتناع تفکر در فرهنگ دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشغله ذهنی عمده آرامش دوستداراثبات عقیم بودن فرهنگ دینی است و اینکه دین هرچه که باشد نه تنها نمی تواند مولد اندیشه و تفکر باشد، بلکه آن را در نطفه می کشد. این متفکر چنان که خود می گوید در تلاش است در دوره ها و پدیده های مهمی از ایران باستان و ایران اسلامی بنگرد و با تحلیل کاویده ها و نگریسته ها، فرهنگمان را چنان به ما بشناساند که تاکنون برایمان ناشناخته مانده است. بر این اساس او بر این باور است نخستین و تنها مشکل جدی در خودشناسی فرهنگی ما، مقاومت درونیِ جامعه ما در برابر شناختِ خود است که این مقاومت، خود یکی از عوارض فرهنگ دینی است. این نوشتار، ضمن ارائه گزارشی از آراء آرامش دوستدار، تلاش می کند این دیدگاه را با سنجه واقعیات تاریخی و اجتماعی، عیارسنجی کند. از این رو جنبه «نقضی» در این نقد برجسته است و بیشتر به شواهدی پرداخته شده است که نظریه امتناع تفکر در فرهنگ دینی را نقض می کند.
اسرائیل و کشورهای پیرامونی؛ نفوذ امنیتی با پوشش اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیستم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲ (پیاپی ۷۶)
113 - 136
حوزههای تخصصی:
نویسنده این مقاله با بررسی روابط اقتصادی اسرائیل با همسایگان و کشورها و بازیگران پیرامونی، استدلال می کند که این رژیم در پوشش روابط اقتصادی به دنبال عادی سازی روابط سیاسی و گسترش روابط امنیتی با این کشورهاست. بر اساس یافته های این پژوهش، روابط و مناسبات اقتصادی اسرائیل در منطقه از سه الگو پیروی می کند: روابط اقتصادی پایدار با هدف کنترل و ممانعت از بروز و گسترش تنش، روابط اقتصادی کم بازده با هدف حضور در مناطق استراتژیک و نفوذ دیپلماتیک به منظور عادی سازی و گسترش روابط امنیتی. در راستای تبیین این الگوها، روابط اقتصادی اسرائیل با همسایگان مرزی خود یعنی اردن و مصر، منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، ترکیه، کردستان عراق و کشورهای عربی مورد بررسی قرار گرفته است.