فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۲۱ تا ۱٬۰۴۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۴)
77 - 94
حوزههای تخصصی:
خاستگاه نهاد سرمایه داری- به مثابه یک نظام ( اقتصاد و سیاسی)، شکل بندی،(اجتماعی و اقتصادی) نظم (اجتماعی اقتصادی بازارمحور) - در خاورمیانه و چگونگی تحول و تکامل آن، علیرغم اهمیت در نظام مسائل معاصرخاورمیانه تا حد خیلی زیادی در پژوهش ها( به ویژه داخل) مرتبط اقتصادسیاسی( در سطوح خرد و کلان) مغفول مانده است. این مقاله در تلاش است به سئوال مهم خاستگاه و منشاء ظهور سرمایه داری در خاورمیانه و چگونگی تحول و تکامل آن در بستر تاریخ، پاسخ دهد. سطح تحلیل پژوهش حاضر، جهانی و مبتنی بر نظریات نظام جهانی ( والرشتاین، جیوانی اریگی، نظریه توسعه ناموزون و مرکب تروتسکی/انیه واس و اغلو) و از نظر روشی از روش تاریخی- دگرگونی(مرحله گرا)، تبیینی و آماری و مقایسه ای بهره می برد. از حیث زمانی نیز به دوران پیشا استعمار تا به امروز محدود می باشد. یافته های پژوهش در نگاه اول، چشم اندازی « مرحله ای- غیر خطی» و «تعاملی» از ظهور و بسط سرمایه داری در خاورمیانه نشان می دهد که هر مرحله از تحول، خاورمیانه صورتبندی خاصی از سرمایه داری در تطور تاریخ تجربه کرده است. این پژوهش ضمن پوشش برخی نقاط کور مفهومی و تجربی، در کلیت تا حدی فروض مهم اروپا محوری ( تاریخی، هنجاری، پیش آگاهی و مرحله گرا) و انتزاعیات فضایی ناشی از آن- یعنی رد عاملیت علی جهان غیر اروپایی/ سرپوش گذاشتن برخشونت سرمایه داری اروپایی- در مراحل مختلف تحول و تکامل و بسط سرمایه داری در خاورمیانه به چالش می کشد.
واکاوی نقش عملکردی نقشه های شناختی فازی در مطالعات آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقشه های شناختی فازی روشی پرکاربرد در تحلیل محتوا هستند که به کمک آن ها می توان روابط علت و معلولی بین شاخص های مختلف را استخراج و از آنجا که روابط علت و معلولی و تعیین شاخص ها در مطالعات آینده پژوهی از اهمیت بالایی برخوردار است، پژوهش حاضر به واکاوی نقش عملکردی آنها در این قبیل پژوهش ها می پردازد. لذا نوع پژوهش کاربردی–توسعه ای با رویکرد کیفی است. جامعه آماری پژوهش 243 عنوان مقالات مرتبط طی یک دهه گذشته از سال 2014 تا 2024 در بخش مطالعاتی و در بخش میدانی جهت اجرای دلفی فازی دو مرحله ای 12 نفر از اساتید دانشگاهی می باشد. در بخش مطالعاتی با رویکرد فراترکیب 67 عنوان مقاله مرتبط با موضوع، از بین 243 عنوان مرتبط، احصاء که منتج به استخراج 24 مضمون شد که مضامین مربوطه در سه مبحث نقش عملکردی نقشه های شناختی فازی در تعیین عدم قطعیت (11 مضمون)، مشخص نمودن عدم تعیُن (7 مضمون) و تحلیل ریسک (6 مضمون) دسته بندی شدند. در بخش میدانی با اجرای دو مرحله دلفی فازی و کسب نظر خبرگان، در تعیین عدم قطعیت نُه مضمون، در تعیین عدم تعیُن پنج مضمون و در تحلیل ریسک چهار مضمون به توافق خبرگان رسید. یافته های پژوهش نشان داد جایگاه نقشه های شناختی فازی در تعیین عدم قطعیت به بحث مهم و حساس تصمیم گیری و فرآیند های مربوط به آن، در تعیین عدم تعیُن مبتنی بر تبیین روابط علّی بین پدیده ها و عوامل اثرگذار و در تجزیه و تحلیل ریسک بر پایه اجرای برنامه ها با توجه به پیامدهای آنها، نتایج حاصل از پیامدها و تحلیل های مربوطه نمود می یابد.
طراحی و تدوین الگوی یکپارچه موانع مشارکت سیاسی زنان در ایران با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش تلاش می کند موانع مشارکت سیاسی در ایران را با رویکرد فراترکیب شناسایی، دسته بندی و برای رفع آنها پیشنهاداتی ارائه نماید. روش پژوهش از نوع فراترکیب کیفی است که دربازه زمانی 1401-1383 به روش تعمدی غیر احتمالی با حجم نمونه 23 سند تحقیقی انجام شده است. این اسناد برحسب اعتبار و روایی تحقیق، کیفیت پژوهش، معیار علمی- پژوهشی بودن و ارتباط با موانع مشارکت سیاسی زنان انتخاب شدند. یافته های تحقیق نشان می دهد موانع اصلی مشارکت سیاسی زنان در ایران به شش دسته موانع اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، روانی و جمعیتی تقسیم می شوند که موانع اجتماعی شامل فضای مردانه جامعه، تبعیض اجتماعی و جنسیتی شدن مشاغل؛ موانع فرهنگی مانند سنت و هنجار های فرهنگی، نظام آموزشی، الگوهای طایفه ای- مردسالاری؛ موانع سیاسی شامل انسداد سیاسی، باورهای سیاسی، سلطه سیاسی مردان، فرهنگ سیاسی پایین؛ موانع اقتصادی دربرگیرنده نابرابری اقتصادی، آنومی اقتصادی، وابستگی مالی و موانع روانی هم شامل خودباوری پایین، باورهای روانی، احساس آنومی روانی و جمعیتی شامل اقلیمی، مکانی، خانوادگی، فیزیولوژیکی است. مشارکت سیاسی زنان به عنوان بخش اعظمی از جمعیت کشورها موجب بهبود اوضاع تصمیم گیری، درک بهتر از زندگی سیاسی- اجتماعی، ایجاد ارزش ها و نگرش های جدید سیاسی، کاهش نابرابری های سیاسی و اجتماعی و در نهایت توسعه سیاسی و اجتماعی جامعه می شود.
تحلیل اقتصاد سیاسی و متغیرهای تاثیرگذار خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان و هند (خط لوله صلح)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خط لوله انتقال گاز ایران به پاکستان و هند، موسوم به "خط لوله صلح"، یکی از پروژه های استراتژیک در دیپلماسی انرژی ایران و جنوب آسیاست. این پروژه با هدف ایجاد وابستگی متقابل اقتصادی، تقویت همگرایی میان سه کشور ایران، پاکستان و هند، و ارتقای امنیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در منطقه جنوب آسیا و خلیج فارس طراحی شده است. بااین حال، علیرغم مزایای بالقوه، این خط لوله تاکنون عملیاتی نشده و موانع متعددی در مسیر اجرای آن قرار داشته اند. پرسش اصلی این مقاله آن است که چه متغیرهایی بر اجرای این پروژه تأثیرگذار بوده و اقتصاد سیاسی این طرح چه ویژگی هایی دارد؟ فرضیه پژوهش بر این اصل استوار است که عواملی چون اختلافات سیاسی و نظامی میان هند و پاکستان بر سر منطقه کشمیر، تهدیدات امنیتی ناشی از گروه ها و فرقه های مذهبی ضدمدرن در منطقه بلوچستان پاکستان، فشارهای سیاسی و اقتصادی ایالات متحده برای ممانعت از همکاری هند و پاکستان با ایران و سوق دادن آن ها به سمت خط لوله تاپی (رقیب اصلی خط لوله صلح)، و فقدان همگرایی میان کشورهای صادرکننده گاز در آسیای مرکزی و خلیج فارس، از مهم ترین دلایل تأخیر در اجرای این پروژه محسوب می شوند. این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از داده های اسنادی و کتابخانه ای، به بررسی ابعاد مختلف این پروژه و چالش های پیش روی آن می پردازد.
مختصات لیبرالیسم و حوزه عمومی در عصر جهانی شدن .(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن بر همه ساحت های زندگی بشر از جمله بنیان های معرفتی و سبک زندگی تاثیر گذار بوده است. در عصر اطلاعات حوزه عمومی، شامل تبادل ایده ها و مشارکت عمومی در مسائل جهانی و حس مسئولیت مشترک است، موضوعی که لیبرالیسم و نئولیبرالیسم نیز باور به خصوصی شدن بسیاری از عرصه ها، مسئولیت پذیری و شکل گیری شهروند جهانی و جهان میهنی هستند. سوال و هدف محوری این پژوهش این است که جهانی شدن چه تاثیراتی بر مختصات حوزه عمومی بعنوان اصل بنیادین لیبرالیسم است. با بهره گیری از روش تبیینی می توان گفت که نظریه پردازان دموکراسی بر اهمیت یک حوزه عمومی، متمایز از دستگاه دولت، تأکید می کنند که در آن شهروندان می توانند آزادانه با هم ارتباط برقرار کنند، مشورت کنند و در شکل گیری اراده جمعی مشارکت داشته باشند. ساختارهای لیبرالیسم همچون آزادی فردی، عرصه خصوصی، سرمایه داری و فناوری پیشرفته در سراسر جهان گسترش می یابند. از طرف دیگر رسانه ها و جهانی شدن باعث دگردیسی در حوزه عمومی از جمله کاهش و ورود دولت به عرصه خصوصی و آزادی شهروندان شده است. همچنین باید گفت که با شکل گیری نئولیبرالیسم و قدرت رسانه ها چالش های متعددی درباره تامل دولت و وملت در هزاره سوم، مقولات انتسابی سیاسی مانند نژاد و جنسیت و رابطه ی بین این اشکال انتساب و توسعه ی ایدئولوژی ها و ساختارهای حریم خصوصی و مالکیت خصوصی صورت بندی شده است.
نقش شهیدان بهشتی و باهنر در تحول کتب درسی تعلیمات دینی در دوره پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۰
197 - 222
حوزههای تخصصی:
در اواخر دوره پهلوی حوزه آموزش رسمی کتب درسی تعلیمات دینی با تغییرات گسترده ای از جهت محتوا روبه رو می شوند که محور اصلی این تغییرات ارائه یک چهره کاملاً سیاسی و معطوف به تأسیس حکومت از اسلام (مذهب) است. این تفسیر علاوه بر اینکه با نگرش رایج از مذهب متمایز بود، یک تهدید جدی برای رژیم نیز به حساب می آمد؛ اما سؤال اساسی این است که چرا در آموزش رسمی اجازه بروز یافته بود؟ در این زمینه یافته های پژوهش بر پایه مطالعات اسنادی و کتابخانه ای نشان می دهد این قرائت تحت تأثیر نهضت و اندیشه های سیاسی امام خمینی قرار داشت و افرادی چون بهشتی و باهنر که مقلد امام و مروج اندیشه های او بودند توانستند در اثر غفلت رژیم نسبت به قدرت روحانیت و از طرف دیگر نیازی که رژیم به آنها در برخورد با کمونیست ها، مخصوصاً در حوزه آموزش رسمی داشت، با جذب در شورای تألیف کتب درسی تغییرات اساسی را ایجاد نمایند.
جایگاه ایران در بازی ژئوپلیتیک روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پس از فروپاشی شوروی، نقش ایران در سیاست خارجی روسیه محدود شد. با بازگشت پوتین در سال 2012-2013 و تحولات قابل توجه در خاورمیانه، روابط دو طرف تا زمان جنگ اوکراین در سال 2022 تقویت شد. پس از این بحران، این همکاری بر روی موضوعات مرتبط با این صحنه متمرکز شد. با سقوط اسد جدی ترین موضوع همکاری دو کشور در زمینه مسائل ژئوپلیتیک منطقه به پایان رسیده و درک صحیح از موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در سیاست روسیه در سطح منطقه و جهان به موضوعی مهم تبدیل شده است. سوال اصلی این است که چگونه نگرش روسیه در جریان بحران اوکراین نسبت به ایران تغییر کرده است؟ فرضیه این است که از دیدگاه کرملین، ایران پیرو مسکو در معادلات بین المللی، شریک در قلمرو اوراسیا، حاشیه در روسکی میر و عامل متعادل کننده در خاورمیانه است. روش: روش شناسی تحلیل کیفی متغیرهای فرضیه اصلی است. تحولات روابط ایران و روسیه و سیاست خارجی روسیه در دهه گذشته پس از بحران سوریه در 2011 و بحران اوکراین در 2014 با استفاده از متغیرهای برگرفته از مبانی نظری و مقایسه آن ها با متغیرهای فرضیه اصلی بررسی شده است. چهار موضع سیاسی این کشور شامل نظام بین الملل، نظام اوراسیا، نظام روسکی میر و نظام منطقه ای غرب آسیا از مواضع اصلی سیاست روسیه خواهد بود. با استفاده از این چهار سطح، جایگاه ایران در هر یک از آن ها را از منظر روسیه مورد بحث قرار می دهیم و دلایل لازم برای تحلیل فرضیه اصلی را ارائه می کنیم. یافته های مکتب تحلیل سیاست خارجی به عنوان چارچوبی نظری برای بحث های آن ها مورد استفاده قرار گرفته است. از این رو، عوامل تعیین کننده موقعیت ژئوپلیتیکی کشورها بیشتر به سطح داخلی مربوط می شود و موضوعاتی مانند فرآیند تصمیم گیری، نخبگان سیاسی، احزاب و تحولات کشور و نیز نهادها، ساختارها، ایدئولوژی، فرهنگ سیاسی و استراتژیک به شناخت جایگاه بازیگران خارجی کمک می کنند. یافته ها: از سال 2014، بازنگری قابل توجهی در سیاست بین المللی و منطقه ای روسیه صورت گرفته است که در چهار سطح بین المللی، منطقه ای، اوراسیا، جهان روسیه و خاورمیانه قابل درک است. این تحول در بازتعریف موقعیت ایران نیز تاثیر بسزایی داشته است. از این رو ایران در چارچوب مفاهیمی چون اکثریت جهانی، جنوب جهانی و بریکس اهمیت ویژه ای یافته است. بحث اصلی این است که چگونگی درک موقعیت ایران در هر یک از این چهار موقعیت ژئوپلیتیکی روسیه بر اساس اولویت های روسیه و با توجه به تحولات سیاست منطقه ای و جهانی آن تعیین شده است. نتیجه گیری: ایران با توجه به قدرتی که در معادلات بین المللی دارد، پیرو مسکو است و نمی توان اهمیت این کشور را در سطح یا فراتر از همتایان بزرگ جهانی خود تصور کرد. روسیه در خصوص موقعیت ایران در اوراسیا، موضع کم و بیش برابری برای ایران قائل است. در معادلات روسکی میر نقش ایران اهمیت حاشیه ای دارد، اما در غرب آسیا با توجه به عملکرد روسیه، ایران در ایجاد تعادل در چارچوب بازی ژئوپلیتیک روسیه اهمیت دارد. بر اساس این واقعیت های ژئوپلیتیکی است که در درک توافق جامع بیست ساله همکاری راهبردی ایران و روسیه در ژانویه 2025 نه افراط و نه تفریط کرد و واقعیت های این روابط را بر اساس منطق و اولویت های موقعیت ژئوپلیتیکی روسیه در نظر گرفت، زیرا هر سندی فراتر از متن توافق نامه، بر اساس موقعیت ژئوپلیتیکی شکل می گیرد که این موقعیت کمتر متاثر از تحولات جاری تغییر می یابد.
ناتو و سیاست مهار چین در ایندو پاسیفیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهور و قدرت یابی چین در عرصه جهانی و منطقه ا ی منجر به حساسیت ایالات متحده و شرکای لیبرال آن با طرح ابتکارات امنیتی و اقتصادی برای مهار پکن شده است. ائتلاف کواد، ائتلاف اوکاس، راهبرد جداسازی و محدود سازی چین به کمک شرکا از جمله این ابتکارات برای مهار چین است. در ادامه طرح ها و ابتکارات آن ها، ناتو به عنوان بازوی امنیتی-نظامی نیز تمرکز بر چین را افزایش داده و برنامه و اقداماتی را تدارک دیده که واکنش مقامات چین را در پی داشته و نشان از حضور مؤثرتر این بازیگر در ایندو پاسیفیک دارد. هدف این مقاله تبیین راهبرد ناتو برای مهار چین است و به روش تحلیلی-تبیینی به این پرسش پاسخ می دهد که ناتو چگونه درصدد گسترش دامنه نفوذ خود در منطقه ایندو پاسیفیک برای مهار چین است؟ در پاسخ فرض بر این است که ناتو با تغییر مفهوم راهبرد و افزایش تمرکز بر چین به دنبال تقویت پیوند با شرکای لیبرال و زمینه سازی اجماع بین آن ها برای مهار چین در ایندو پاسیفیک است. نتایج نشان می دهد که اسناد ناتو و اعضای آن تمرکز بر روی منطقه ایندو پاسیفیک- به صورت ویژه چین- را افزایش داده اند و قالب های همکاری و اقدامات عملی با شرکای خود (ژاپن، کره جنوبی، هند، استرالیا و نیوزلند) در حال پیاده سازی است.
شعر و نماد، بازنمایی بیداری اسلامی و مقاومت؛ تحلیل نمادشناختی دو قصیده از تمیم البرغوثی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادبیات معاصر، استفاده از نمادها به عنوان شیوه ای برای بیان غیرمستقیم افکار، احساسات، برانگیختن عواطف واندیشه ها، مخصوصا در موضوعات سیاسی واجتماعی، رواج چشمگیری یافته است. این رویکرد که از نیمه دوم قرن نوزدهم شروع شده است، زمینه را برای درگیر کردن ذهن خواننده در فرایند خوانش فراهم ساخته است. از جمله شاعران معاصر که بخوبی از این ظرفیت بهره برده است، تمیم البرغوثی است؛وی با بکار گیری نمادهای دینی در اشعار خود، توانسته است تصاویری جدید وتأویل پذیر خلق کند. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل نمادشناختی و جمع آوری کتابخانه ای داده ها وبا بهره مندی از روش توصیفی تحلیلی،(روش) به بررسی نمادها در دو شعر شاخص البرغوثی با عنوان های«أمیر المؤمنین»و«سفینه نوح» می پردازد(مسئله). در شعر نخست، شاعر با بهره گیری از نمادپردازی دقیق، چهره سید حسن نصرالله را در قالب امیر مؤمنان بازآفرینی می کند؛ شخصیتی که به عنوان نماد ایستادگی، رهبری خردمندانه در حوزه مقاومت ووحدت اسلامی است. در شعر دوم نیز همین شخصیت با تصویر کشتی نوح بازنمایی می شودنمادی که بر نقش رهایی بخش ونجات بخش او برای امت اسلامی تأکید دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که البرغوثی با به کارگیری نظام مند نمادهای دینی، توانسته است مفاهیم سیاسی واجتماعی را در مجموعه های هنرمندانه وتأمل برانگیز بیان کند. این نمادها علاوه بر انتقال پیام های شاعر، خواننده را نیز به تفسیر ورمزگشایی فعالانه فرامی خوانند(یافته ها).
بررسی علل و روند همگرایی اسرائیل و اعراب و پیامدهای امنیتی آن برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زمان تأسیس اسرائیل، طیفی از رخدادها نظیر جنگ، منازعه، اتحاد و ائتلاف گرفته تا آتش بس، مذاکرات و توافقنامه های متعدد صلح دو یا چندجانبه و در نهایت وابستگی متقابل و همگرایی به روابط اسرائیل و اعراب شکل داده است. بررسی عمیق این رخدادها فرایندی از منازعه و جنگ به صلح و همگرایی را متجلی می سازد، روندی حائز اهمیت که دیدگاه های بسیاری از اندیشمندان روابط بین الملل و سیاستمداران را به چالش کشیده است. بنابراین با توجه به درهم تنیدگی و پیچیدگی روابط بین الدولی در خاورمیانه، پاسخ به سه مسأله علل همگرایی، چگونگی همگرایی و چیستی پیامدهای امنیتی همگرایی اسرائیل و اعراب برای ایران بسیار مهم و نیازمند بررسی علمی است که محورهای اصلی این پژوهش را نیز شکل داده است. نتایج حاصل از این پژوهش که براساس رویکردی تحلیلی تبیینی و با اتکاء بر روش تحلیل روند انجام شده است، نشان می دهد که عوامل سه وجهی محدودیت های راهبردی اسرائیل، الزامات و خواست کشورهای عربی و الزامات مشترک، صلح و همگرایی بین دو طرف را به صورت همزمان ایجاد کرده است. فرایند همگرایی به صورت تدریجی، چندبعدی، رسمی، عمیق و چندسطحی توسعه و تکامل یافته است که مهمترین پیامدهای امنیتی آن برای ایران تضعیف جبهه مقاومت به رهبری ایران، محاصره و موازنه تهدید ایران و بازتعریف ساختار امنیتی منطقه و تضعیف نقش ایران در این ساختار بوده است..
روابط امارات متحده عربی و ترکیه: همکاری متوازن (2011-2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: اگر انقلاب ها را نقطه شروع تغییر نظم بین المللی بدانیم، موج ناآرامی های عربی زمینه ساز ظهور نظم جدیدی شد که با وجود گذشت بیش از یک دهه، همچنان منطقه را تحت تاثیر قرار می دهد. این موج از اواخر 2010 در تونس آغاز شد و به سرعت در کشورهای عربی و حتی غیر عرب خاورمیانه گسترش یافت. اولین نتیجه این اعتراضات سرنگونی پنج حاکم در تونس، مصر، لیبی، یمن و در نهایت سوریه بود که منجر به تغییر بازیگران اصلی در روابط بین الملل خاورمیانه شد. این بدان معناست که برخی از کشورها مانند مصر، سوریه و اردن دیگر در مرکز معادلات قدرت منطقه ای قرار ندارند، در حالی که برخی دیگر مانند امارات متحده عربی، ترکیه و قطر به عنوان بازیگران اصلی خاورمیانه پس از ناآرامی های عربی ظاهر شدند. در این میان، رابطه امارات و ترکیه موضوع قابل توجهی است که باید مورد بررسی قرار گیرد، زیرا آنها بازیگران اصلی منطقه در این دوره جدید هستند. ناآرامی های عربی تاثیر عمیقی بر تغییر روابط بین این دو بازیگر گذاشت. علیرغم تعلق هر دوی این بازیگران به جهان اسلام و سنی بودن، دیدگاه های متفاوت آنها در مورد نقش و اجرای اسلام سیاسی منجر به درگیری بین آنها شده است. این درگیری ژئوپلیتیکی از شرق مدیترانه تا لبه جنوبی خلیج فارس و از سوریه تا لیبی مشهود است. روش: پژوهش حاضر با بهره گیری از نظریه موازنه قوا به بررسی روابط ترکیه و امارات در دوره پس از ناآرامی های عربی می پردازد. تجزیه و تحلیل موازنه و همکاری متقابل آنها برای دسترسی به منابع ملی مربوطه ضروری است. روش تحقیق ترکیبی از داده های کمی و تحلیل کیفی است. در بخش کمی، از داده های آماری روابط اقتصادی، سیاسی و سایر روابط بین دو کشور برای شناسایی الگوها و روندها استفاده می شود. بخش کیفی از روش توصیفی-تحلیلی استفاده می کند تا با تحلیل محتوای اسناد، روابط دوستانه و خصمانه آنها را عمیق تر بررسی کند. منابع این مطالعه شامل کتب، مقالات علمی معتبر، پایان نامه ها، وب سایت های مرتبط و گزارشات بین المللی موسسات تحقیقاتی است. تلاش شده است تا داده ها با رویکردی بی طرفانه تحلیل شوند. این رویکرد ترکیبی نتایج مستند و قابل اعتمادی را به دست می دهد که درک روابط امارات و ترکیه را افزایش می دهد و به طور مؤثرتری فرضیه تحقیق را آزمایش می کند. یافته ها: بررسی های انجام شده نشان می دهد که در دوره پس از ناآرامی های عربی، علیرغم جهت گیری های متفاوت این دو بازیگر نسبت به تحولات منطقه ای و نقش اسلام سیاسی در امور داخلی و خارجی، آنها با شناخت نیازهای متقابل، روابط اقتصادی نسبتا خوبی را حفظ کرده اند. در اصل، در چارچوب تئوری موازنه قوا، این بازیگران از نظر نفوذ ژئوپلیتیکی به عنوان محدودیت بر یکدیگر عمل کرده اند، در حالی که در بخش اقتصادی، بدون توجه به تقابل های سیاسی، شرکای قابل اعتمادی بوده اند. ذکر این نکته ضروری است که این احساس نیاز متقابل منجر به تعدیل در منافع ملی مربوطه آنها شده است. تحلیل شاخص های اقتصادی حاکی از تقویت همکاری بین این بازیگران در دوره 10 ساله پس از نا رامی های عربی است. این روابط از سال 2021 به طور قابل توجهی گسترش یافته است و هدف آنها حصول حجم تبادل اقتصادی بیش از 30 میلیارد دلار در سال های آینده است. نتیجه گیری: روابط متقابل این دو بازیگر نشان می دهد که سیاست در معنای واقع گرایانه آن بازتابی از انتخاب های عقلانی برای تحقق منافع ملی است. به عبارت دیگر، از منظر واقع بینانه، دولت ها می توانند و باید با یکدیگر همکاری کنند و در عین حال اختلاف داشته باشند. این همکاری و نیاز متقابل این فرصت را برای آنها فراهم می سازد تا در فضایی صمیمانه به مشکلات مربوطه رسیدگی کنند و راه حل بیابند. مروری بر تاریخ روابط میان امارات و ترکیه در دهه گذشته نشان می دهد که این دو بازیگر علیرغم خویشتن داری متقابل در معادلات منطقه ای، همکاری های اقتصادی سازنده نیز داشته اند. امارات متحده عربی، با تشخیص آسیب پذیری های ذاتی خود به عنوان یک کشور کوچک و کم جمعیت، به دنبال جلب حمایت ترکیه است. از سوی دیگر، ضعف اقتصادی و وابستگی ترکیه به سرمایه گذاری های خارجی منجر به توسعه الگوی خاصی از روابط شده که نشان دهنده خویشتن داری متقابل از منظر سیاسی و همکاری متقابل از منظر اقتصادی است.
تکامل راهبرد بازدارندگی منطقه ای در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۷
11 - 37
حوزههای تخصصی:
ایران به دلیل موقعیت ژئوپلتیک و ژئواکونومیک خود همواره با تهدیدات خارجی مواجه بوده است. تهدیداتی چون حضور آمریکا، دولت ناسیونالیست صدام و گروه های تروریستی، نیاز به تقویت امنیت ملی را افزایش داده اند. ازاین رو، ایران با توسعه صنعت هسته ای، موشکی و پهپادی و انتقال تسلیحات، راهبردهای مختلف بازدارندگی را در پیش گرفته است. در این مقاله سعی شده است که در ذیل چارچوب نظری بازدارندگی منطقه ای و با روش جمع آوری اسنادی و کتابخانه ای به این سوال جواب داده شود که تحولات راهبرد بازدارندگی منطقه ای ایران بعد از انقلاب اسلامی به چه سمتی حرکت کرده است؟ تحلیل نهایی این مقاله بر این مبنی است که با توجه به اظهارات مقامات کشور های متخاصم و همچنین ظهور ایران به عنوان قدرت منطقه ای بعد از ۴ جنگ نظم ساز اخیر یعنی جنگ ایران و عراق، جنگ دوم خلیج فارس، جنگ با داعش و طوفان الاقصی، ایران همزمان سه نوع بازدارندگی متعارف، غیر مستقیم و شبکه ای را علیه تهدیدات منطقه ای هدایت کرده است.
بررسی و تحلیل چالش های کلان فرهنگی ایالات متحده آمریکا و رهیافت های تمدنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
آمریکای کنونی نه صرفاً یک کشور بلکه در حقیقت صورت تمدنی جهان غرب در عصر حاضر می باشد و جمهوری اسلامی ایران که داعیه دار ایجاد تمدن نوینی در جهان است برای گذار از تمدن رایج فعلی یعنی تمدن غرب می بایست در گام نخست آن را به درستی بشناسد و شناخت باطن یک تمدن از طریق آگاهی به فرهنگ آن امکان پذیر است. از این رو، هدف از این پژوهش، شناخت وضعیت و چالش های کلان فرهنگی آمریکا، به عنوان موتور محرک سایر عرصه های تمدنی (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی) می باشد. لذا در راستای این هدف، کتاب های 15 نفر از صاحب نظران این حوزه که دارای بالاترین نمره در وب سایت های goodreads و Librarything می باشد مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده ذیل مفهوم فراگیری تحت عنوان وضعیت کلان فرهنگی ایالات متحده و مبتنی بر 111 کد استخراج شده، 24 مضمون پایه و 3 مضمون اصلی و سازمان دهنده یعنی: وضعیت چالش های فرهنگی– تمدنی جامعه آمریکا، ایده فکری این کشور در حوزه فرهنگ و آینده فرهنگ آن شناسایی شد. باتوجه به شاخص های کلان بدست آمده از جامعه و فرهنگ آمریکا، به نظر می رسد این کشور دچار بحران های بزرگی است که در صورت برطرف نشدن این چالش ها، معضلات جامعه آمریکا تشدید خواهد شد. عاملی که تاکنون مانع شده تا این بحران ها فرهنگ آمریکا را به سوی فروپاشی سوق دهد، علاقه به تغییری است که در ذات فرهنگ ایالات متحده شکل گرفته است.
صورت بندی ریزوم های مؤثر در برساخت واگرایی سرزمینی حزب دموکرات آذربایجان از ایران در پایان جنگ جهانی دوم (1945-1946)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
806 - 783
حوزههای تخصصی:
مبتنی بر رهیافت «دلوز» و «گتاری» قلمروزایی گفتمان های حاشیه ای؛ الگوی خلاقانه از مفصل بندی ریزوم های اجتماعی است که جهت قلمروزدایی از گفتمان های حاکم صورت می گیرد. در این زمینه در مقطع زمانی سال های 1945 و 1946 حزب دموکرات آذربایجان به رهبری فردی به نام «پیشه وری» با اتکا به مجموعه ای از مؤلفه های ریزوماتیک، انتزاع سرزمینی منطقه آذربایجان را مبتنی بر قرائت اپستمیک خود رقم زد. در این پژوهش کوشش شده چگونگی مفصل بندی ریزوم های اجتماعی این حزب در برساخت گفتمان تلفیقی از پان ترکیسم و مارکسیسم و چگونگی قلمروزایی آن در جهت برساخت واگرایی سرزمینی بررسی شود. یافته های پژوهش بیانگر آن است که این حزب با اتکا به اندیشه سیاسی التقاطی قوم گرایی کمونیستی؛ الحاق قلمرو آذربایجان ایران به کشور شوروی را زمینه ساز دستیابی طبقه پرولتاریا در آذربایجان به حقوق خود تفسیر کرد. از سوی دیگر شارحان این حزب کوشیدند سیر تکوین تاریخ آذربایجان را متفاوت از تاریخ ایران قلمداد کرده و با ناسیونالیسم برساخت یافته توسط حکومت پهلوی غیریت سازی کنند. همچنین این حزب ضمن همذات پنداری ژئوپلیتیک با شوروی، آن را به مثابه کشوری بازنمایی می کرد که درصدد است ثروت ملل محروم را از تسلط استعمارگران غربی خارج سازد.
هوش مصنوعی، اقتدارگرایی و دموکراسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
129-168
حوزههای تخصصی:
با فراگیری استفاده از هوش مصنوعی، تحقیقات درباره نقش و اهمیت آن نه تنها در زندگی روزمره بلکه در همه حوزه های دانشگاهی شتاب گرفته است. در این مقاله از منظر علم سیاست به تأثیر هوش مصنوعی بر نظام های سیاسی می پردازیم. سؤال اساسی این است که هوش مصنوعی بیشتر به چه نوع نظام سیاسی کمک و یاری می رساند؟ در پاسخ به این پرسش تاکنون جواب های متفاوتی داده شده است. در اینجا فرضیه ما این است که هوش مصنوعی به احتمال بیشتر به تقویت و تحکمیم اقتدارگرایی منتهی می شود و به احتمال کمتری به تقویت دموکراسی منجر می شود مگر اینکه تمهیدات گسترده ای در نظر گرفته شود. نظریه هستی شناختی «لنگدون وینر» در خصوص ماهیت سیاسی مصنوعات بشری، اختراعات و ابداعات فنی بشری، است. بر مبنای نظریه وینر، پدیده های دست ساخته بشری خنثی نیستند و یا ذاتاً نوع خاصی از سیاست را تحمیل می کنند و یا اینکه دارای پیامدهای سیاسی مهمی هستند. به نظر ما، هوش مصنوعی با توجه به ماهیتش که تمرکزگراست به احتمال قوی به تقویت اقتدارگرایی منجر می شود و فقط با اتخاذ تمهیداتی در نوع هوش مصنوعی مورد استفاده و همچنین ایجاد واسطه هایی مانند حصارهای اخلاقی می توان آن را دموکراتیک تر کرد. تمهیداتی مانند توسعه الگوریتم های شفاف ساز، دموکراتیزه کردن زیرساخت های فناورانه، رقابت پذیر کردن پلتفرم ها، افزایش سواد داده ای شهروندان، و تدوین مقررات الزام آور اخلاقی. روش مقاله حاضر، روش تحلیلی استدلال محور است. استدلال ها هرکدام از طرفین به دقت بررسی می شود و از آن ها در راستای دفاع از یک طرف استفاده خواهد شد. در نهایت، مقاله نتیجه می گیرد که هوش مصنوعی نه فقط یک ابزار فنی؛ بلکه نیرویی سیاسی است که بسته به چارچوب های حکمرانی، می تواند به تقویت یا تضعیف دموکراسی بینجامد. تعیین سرنوشت آن به تصمیمات نهادی، طراحی شفاف و مشارکت فعال شهروندان بستگی دارد.
اثربخشی تحریم های اقتصادی اتحادیه اروپا علیه روسیه (2022- 2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تهاجم روسیه به اوکراین نشان می دهد همچنان از ابزارهای اقتصاد سیاسی بین الملل، مانند تحریم ها استفاده می شود. یکی از این ابزارهای مهم برای فشار بین المللی علیه روسیه در جنگ با اوکراین، تحریم های اقتصادی علیه روسیه و مسائل مربوط با آن و اثربخشی رژیم تحریم علیه روسیه است. در این نوشتار در پی پاسخ این پرسش هستیم که تحریم های اقتصادی اتحادیه اروپا علیه روسیه در پی حمله این کشور به اوکراین (2022- 2023) چقدر اثر داشته است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که تحریم های اقتصادی اتحادیه اروپا علیه روسیه در واکنش به حمله روسیه به اوکراین، اثربخشی متفاوتی داشته و از نظر بازدارندگی، نمادگرایی بین المللی و نمادگرایی داخلی تأثیر قابل توجهی داشته است. روش این نوشتار آمیخته اکتشافی است. ابتدا داده ها را به وسیله منابع اسنادی، کتابخانه ای و مجازی گردآوری شد. سپس با استفاده از نظریه لیندسی، پرسشنامه نیمه ساختمند تنظیم و تدوین و با روش دلفی فازی، نظرهای خبرگان را گرد آوری و در پایان داده ها را با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد اثربخشی رژیم تحریم اتحادیه اروپا علیه روسیه در هدف های بازدارندگی، نمادگرایی بین المللی و نمادگرایی داخلی 63 درصد موفقیت آمیز بوده و از نظر سازگاری و براندازی به ترتیب 44 و 34 درصد بوده که اثربخشی قابل ملاحظه ای نداشته و با توجه به تحلیل به دست آمده، می توان گفت موفقیت آمیز نبوده است.
ایران و نظم نوین جهانی پس از جنگ اوکراین: فرصت ها و چالش های راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
93-110
حوزههای تخصصی:
جنگ اوکراین به مثابه نقطه عطفی در تحول نظم بین الملل، با تشدید آنارشی ساختاری و گذار به سمت چندقطبی گرایی، فرصت ها و چالش های راهبردی عمیقی برای ایران به وجود آورده است. این مقاله با بهره گیری از چارچوب نظری واقع گرایی و نئورئالیسم ساختاری به واکاوی این مسئله می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که از یک سو، این نظم نوین از طریق بحران انرژی جهانی، فرصتی بی بدیل برای ایران به عنوان دارنده منابع عظیم نفت و گاز فراهم کرده تا نقش خود را در تأمین امنیت انرژی جهان ارتقاء دهد و با تقویت اتحادهای راهبردی با قدرت های شرقی، به ویژه چین و روسیه، موازنه قدرتی در برابر فشارهای غرب ایجاد نماید. همچنین، فضای چندقطبی جدید امکان مانور دیپلماتیک گسترده تر و خروج از انزوا را برای ایران فراهم ساخته است. از سوی دیگر، تداوم تحریم های فلج کننده، تشدید رقابت های منطقه ای با بازیگرانی چون عربستان سعودی و اسرائیل، خطر وابستگی به بلوک های قدرت شرقی، و ضرورت انجام اصلاحات داخلی برای افزایش تاب آوری ملی، چالش های عمده پیش روی ایران هستند. این پژوهش نتیجه می گیرد که موفقیت ایران در این نظم نوین، منوط به اتخاذ یک راهبرد عمل گرایانه و چندبعدی است که بر حداکثرسازی منافع ملی، افزایش توانمندی های نسبی در عرصه های اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک، و در عین حال حفظ استقلال عمل و پرهیز از وابستگی مفرط به هر یک از بلوک های قدرت جهانی تأکید دارد.
راهبرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال تهدیدهای نارکوتروریسم داعش خراسان افغانستان (2025- 2018)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۵۶)
93-118
حوزههای تخصصی:
با افزایش فعالیت گروه تروریستی تکفیری داعش در غرب آسیا، گروه های متعدد تروریستی نیز در افغانستان شروع به تحرکات گسترده ناشی از اقتصاد قدرتمند قاچاق مواد مخدر کردند. داعش خراسان به عنوان یکی از همین گروه ها، با هدف ایجاد یک مجموعه افراطی بنیادگرا و توسعه همه جانبه عملکردش، عمده فعالیت های تروریستی خود را در افغانستان و کشورهای همسایه انجام داده است. (طرح مساله) این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از نظریه واقع گرایی تدافعی، و اطلاعات لازم را از منابع اینترنتی و مقالات جمع آوری کرده است. به همین منظور می باشد که سوال بدینگونه مطرح می شود که، «جمهوری اسلامی ایران چه راهبردی به منظور کاهش تهدیدهای داعش خراسان در افغانستان برای دستگاه دیپلماسی خود اتخاذ کرده است؟(سؤال) یافته ها: یافته های پژوهش بیان می دارد که، تهدیدات داعش خراسان در حوزه های: 1-معضلات امنیتی، نظیر گسترش فعالیت های تروریستی؛ 2- مشکلات اقتصادی همچون ایجاد اقتصاد سیاه؛3- حوزه ی معضل سیاسی، به شمار می رود. به همین منظور راهبرد جمهوری اسلامی ایران برای کاهش تهدیدهای این گروه، روند همکاری خود را با سازمان های منطقه ای از جمله اکو، شانگهای توسعه داده و همگرایی دو جانبه با کابل و چند جانبه در آسیای مرکزی را توسعه داده است.(فرضیه)
جایگاه خاورمیانه در سیاست خارجی قدرت های بزرگ: بررسی الگوهای رقابت، همکاری و مواجهه ژئوپولیتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۴
151-171
حوزههای تخصصی:
خاورمیانه به عنوان یکی از حساس ترین و راهبردی ترین مناطق جهان، همواره در کانون توجه قدرت های جهانی قرار داشته و متغیرهای ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و امنیتی آن نقش تعیین کننده ای در جهت گیری سیاست خارجی این قدرت ها ایفا کرده است. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکردی تحلیلی توصیفی و اتکاء بر چارچوب های نظری رئالیسم نو و ژئوپلیتیک انتقادی، به بررسی الگوهای رقابت، همکاری و مواجهه میان قدرت های بزرگ در خاورمیانه می پردازد. یافته ها نشان می دهد که بازیگران جهانی—به ویژه ایالات متحده، روسیه، چین و اتحادیه اروپا— بر اساس اهدافی چون کنترل منابع انرژی، مدیریت گذارهای امنیتی، مقابله با رقبای راهبردی و تثبیت نفوذ منطقه ای، راهبردهای متفاوت اما در برخی حوزه ها هم پوشانی یافته ای را در قبال خاورمیانه اتخاذ کرده اند. در این راستا، رقابت های ژئوپلیتیک در حوزه های انرژی، فناوری های نوین، خطوط ارتباطی و موازنه سازی امنیتی از مهم ترین محورهای کنش این قدرت ها محسوب می شود.در این راستا، رقابت های ژئوپلیتیکدر این راستا، رقابت های ژئوپلیتیک در حوزه های انرژی، فناوری های نوین، خطوط ارتباطی و موازنه سازی امنیتی از مهم ترین محورهای کنش این
التقاط میان دموکراسی و نژادپرستی: ارزیابی رژیمهای اسرائیل و آپارتاید آفریقای جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دموکراسی و نژادپرستی بر ایده هایی استوار هستند که به لحاظ نظری در تقابل با هم قرار می گیرند. با این حال، در دوران معاصر شاهد رژیم هایی بوده ایم که علیرغم پایه ریزی بر تشکیلات لیبرال دموکراتیک، باورهای نژادپرستانه ی خود را در سطوح وسیع اعمال می کردند. در این راستا، پرسش این است که چگونه می توان این همنشینی عناصر متضاد (دموکراسی و نژادپرستی) را تحلیل کرد؟ فرضیه مقاله بر این است که دموکراسی به عنوان یک شیوه حکومتداری اگرچه نظمی مبتنی بر برابری سیاسی و اخلاقِ مصالحه میان گروه های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی- اجتماعی است اما دایره ی شمولیت و انعطاف آن ممکن است محدود باشد، بدین معنا که برابری سیاسی و اخلاقِ مصالحه ی آن لزوماً شامل حال «دیگریِ مطلق» (نژادها یا هویت های متفاوت) نشود. در راستای اثبات فرضیه، پژوهش حاضر با عزیمت از دوگانه ی «ملت قومی/ فرهنگی و ملت سیاسی»، به توضیح «نحوه همشینی فرم حکمرانی مدرن و محتوای هنجاری پیشامدرن» می پردازد تا چارچوب نظری ای برای فهم پدیده ی التقاطیِ همنشینیِ دموکراسی و نژادپرستی در قالب یک رژیم سیاسی در اختیار نهد و به عنوان مطالعه موردی، بر رژیم اسرائیل و آپارتاید آفریقای جنوبی تمرکز می کند. شیوه پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی و منبع گردآوری داده ها مطالعه کتابخانه ای بوده است.