مقالات
حوزههای تخصصی:
تحریم های یکجانبه، ابزار سیاست خارجی قدرت هایی مانند آمریکا و اتحادیه اروپا، برای فشار بر کشورهایی مثل ایران، کوبا و ونزوئلا به کار می روند. این مقاله مشروعیت حقوقی، سیاسی و اخلاقی این تحریم ها را از منظر حقوق بین الملل، تأثیرات انسانی و اخلاق بررسی می کند. با استفاده از منشور ملل متحد و میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، و تحلیل موارد تاریخی (کوبا، ایران، ونزوئلا)، پژوهش نشان می دهد که تحریم های یکجانبه اغلب غیرقانونی بوده و با ایجاد رنج برای غیرنظامیان، «تروریسم اقتصادی» محسوب می شوند. این تحریم ها به جای تغییر رفتار دولت ها، حقوق بشر، از جمله دسترسی به غذا و دارو، را نقض کرده اند. برای مثال، تحریم های ایران پس از خروج آمریکا از برجام (۲۰۱۸) باعث کمبود داروهای حیاتی شد و در ونزوئلا به مهاجرت ۷ میلیون نفر انجامید. این مقاله با بررسی استدلال های موافق و مخالف، معیارهایی برای شناسایی تروریسم اقتصادی پیشنهاد می دهد و راهکارهایی مانند تدوین معاهده منع تحریم های یکجانبه، تقویت استثنائات بشردوستانه و همکاری های منطقه ای ارائه می کند. در نهایت، پژوهش خواستار بازنگری در استفاده از تحریم های یکجانبه و اولویت دادن به حقوق بشر در سیاست گذاری بین المللی است.
آینده نظام سیاسی عربستان و سناریو های محتمل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله شناخت سناریوهای محتمل در آینده نظام سیاسی عربستان است. روش این مقاله آینده پژوهی بوده و از تکنیک های سناریو نویسی ، تجزیه و تحلیل روندها و پیش رانها ، پرسشنامه و ماتریس اثرات متقاطع استفاده شده است . جامعه آماری شامل پژوهشگران مسایل اجتماعی، سیاسی عربستان بوده و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شده است. یافته های تحقیق ، شناسایی سه سناریو برای آینده نظام سیاسی عربستان است.در سناریو اول ، آینده نظام سیاسی عربستان به سمت تقویت، رشد و کارآمدی خواهد بود . در سناریو دوم ، وضعیت آینده نظام سیاسی عربستان به شکل ثبات و عدم تغییر خواهد بود. در سناریو سوم ، نظام سیاسی عربستان، اصلاحات عمیق و اساسی را تجربه خواهد کرد. احتمال وقوع این سناریو قوی بوده و تمامی توصیف گرهای آن نمره مثبت را داشته و ارزش سازگاری بالایی دارد. در چنین شرایطی اگر عوامل شتابدهند نیز بر این وضعیت اضافه شود، آینده نظام را به سمت تغییرات بنیادین سوق خواهد داد .
تبیین پیایندهای امنیت گرایی در حقوق جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد امنیت گرا به دلیل اتخاذ تدابیر سخت گیرانه در واکنش اجتماعی علیه پدیده جنایی به ویژه جرایم امنیتی، سابقه ای بس طولانی دارد، اما به دلیل ظهور و بروز جرایم نوین در حقوق کیفری عصر حاضر، بیشتر از پیش ساخته پرداخته شده است. عدم ارائه تعریف صریحی از سوی قانون گذار از جرایم امنیتی خود بهترین شاهد مثال است که مقنن به دلیل گسترده تر کردن قلمرو و دامنه شمول این جرایم، به نوعی ابهام گویی در جرم انگاری متوسل گردیده، از این رهگذر مبسوط الید بودن قضات در بهره برداری هر چه بیشتر از این رویکرد تأمین گردد. در راستای اتخاذ چنین رویکردی، بسیاری از تضمینات دادرسی پیش بینی شده در اسناد بین المللی و قوانین آیین دادرسی داخلی کشورها تحدید و تعلیق شده که در این تحقیق به آن اشاره شد. در این نوشتار نویسندگان بر روی قانون مجازات اسلامی مصوب1392 متمرکز بوده، هرچند قانون مزبور نسبت به قوانین پس از انقلاب نوآوری هایی داشته ولی در خصوص جرایم امنیتی حاکمیت سیاست امنیت گرا مشهود است البته در رویه قضایی حاکم از شدت عمل بیشتری برخورداراست.
نقش نخبگان و روشنفکران در آفرنیش بنیان های نوگرایی سیاسی در جامعە کُردی اقلیم کردستان عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدرنیزاسیون سیاسی به منزله فرایندی ساختاری–گفتمانی، ناظر بر گذار جوامع از نظم های پیشامدرن، قبیله ای و اقتدارمحور به سوی الگوهای نهادمند، عقلانی، مردم سالار و پاسخگو است. جامعه کُردی اقلیم کردستان عراق، از اوایل قرن بیستم و هم زمان با فروپاشی امپراتوری عثمانی و شکل گیری دولت–ملت عراق، در معرض دینامیسمی دوگانه قرار گرفته است: از یک سو فشارهای ژئوپلیتیکی، مداخلات دولت مرکزی و استمرار ساختارهای سنتی قدرت، و از سوی دیگر کنش های فکری، فرهنگی و سیاسی نخبگان نوگرا. با وجود تلاش های مستمر برای بازتعریف مناسبات قدرت و نهادسازی مدرن، فرایند نوسازی سیاسی به واسطه تداوم نفوذ مناسبات قبیله ای و مذهبی، رقابت های درون نخبگانی، انحصار حزبی قدرت و گفتمان های ایدئولوژیک متعارض، با محدودیت های نهادی قابل توجهی مواجه بوده است. این پژوهش با تمرکز بر نسبت میان نخبگان و روشنفکران کُرد به مثابه کنشگران گفتمانی مدرنیزاسیون سیاسی، می کوشد نشان دهد تعامل و تقابل میان نخبگان سنتی و جریان های فکری نوگرا چگونه بر عمق، شتاب و جهت گیری گذار دموکراتیک اثر گذاشته است. یافته ها، مبتنی بر رویکرد توصیفی–تحلیلی و چارچوب تاریخی–مبنا، نشان می دهد نخبگان فرهنگی از طریق تولید دانش انتقادی، بازتعریف هویت جمعی و ترویج مفاهیمی چون شهروندی، حقوق بشر و مشارکت سیاسی، نقشی محوری در تکوین بنیان های نوگرایی سیاسی ایفا کرده اند؛ هرچند میزان اثرگذاری آنان همواره تابع توازن قوا با ساختارهای سنتی قدرت بوده است.
پارادایم تغییر و تئوری پیچیدگی در سیاست بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه حوزه مطالعاتی سیاست بین الملل، با دور شدن از چارچوب های تقلیل گرایانه و ظهور حوزه بغرنجی که تحت سلطه نظم و ناشناخته های معلوم، حوزه آشوب گونه ای که تحت سلطه شناخت ناپذیرها و حوزه پیچیده ای که تحت سلطه ناشناخته های نامعلوم است با معضل تبیین پدیده های بین الملل مواجه شده است. بر این مبنا پژوهش سعی در پاسخ به این مسئله دارد که ابزار تبیین پدیده های متغیر در سیاست بین الملل چیست؟ در پاسخ به سوال پژوهش، این فرضیه طرح می شود که تئوری پیچیدگی با بهره بردن از روش های نوین پیوندگرا، سعی در فهم مسائل در جهان متغیر پیچیده دارد. اصولاً، با گسترش مسائل بغرنج، آشوبناک و پیچیده در حوزه علوم اجتماعی به طور اعم و سیاست بین الملل به طور اخص، پژوهشگران به لزوم به کارگیری نظریه پیچیدگی پی خواهند برد. این پژوهش بین تئوری عمومی سیستم ها و تئوری پیچیدگی تمییز قائل می شود و همچنین به مزایای تئوری پیچیدگی در پژوهش های اجتماعی پرداخته و مسائل حوزه بین الملل به عنوان مطالعه موردی تبیین می شود. ماحصل پژوهش اشاره به این مسئله دارد که تئوری پیچیدگی با بینش انطباقی و رویکرد تقلیل ناپذیری و برگشت ناپذیری مسائل در حوزه سیاست بین الملل قادر به تبیین مسائل در این حوزه می باشد.
مسئولیت بین المللی زیست محیطی دولت ها در چارچوب الگوی حکمرانی چندسطحی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ماهیت پیچیده و جهانی چالش های فرامرزی زیست محیطی، از تغییرات اقلیمی تا فرسایش تنوع زیستی، نشان می دهد که دولت ها به تنهایی نمی توانند حفاظت از محیط زیست را تضمین نمایند. الگوی حکمرانی چندسطحی را می توان به عنوان جایگزین سیاسی برتر جهت ارائه راه حل های سیاستی برای چالش هایی که در سطوح مختلف سرزمینی قرار می گیرند و در نتیجه مشارکت سطوح مختلف حکمرانی را می طلبد در نظر گرفت. حکمرانی چندسطحی، با تأکید بر تعامل سطوح مختلف (محلی، ملی، منطقه ای و بین المللی) و نقش بازیگران غیردولتی، چارچوب تحلیلی نوینی برای درک و اجرای مسئولیت بین المللی دولت ها ارائه می دهد. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به این مسأله می پردازد که الگوی حکمرانی چندسطحی چگونه مسئولیت بین المللی دولت ها را در قبال نقض تعهدات زیست محیطی متحول ساخته است. یافته ها نشان می دهد که این الگو، مسئولیت دولت ها را از مفهومی سلسله مراتبی و متمرکز به سمت شبکه ای از مسئولیت های مشترک اما متمایز، مبتنی بر اصل همکاری و اقدام جمعی سوق داده و سازوکارهای نوینی برای پاسخگویی و جبران خسارت ایجاد کرده است.
جایگاه خاورمیانه در سیاست خارجی قدرت های بزرگ: بررسی الگوهای رقابت، همکاری و مواجهه ژئوپولیتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاورمیانه به عنوان یکی از حساس ترین و راهبردی ترین مناطق جهان، همواره در کانون توجه قدرت های جهانی قرار داشته و متغیرهای ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و امنیتی آن نقش تعیین کننده ای در جهت گیری سیاست خارجی این قدرت ها ایفا کرده است. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکردی تحلیلی توصیفی و اتکاء بر چارچوب های نظری رئالیسم نو و ژئوپلیتیک انتقادی، به بررسی الگوهای رقابت، همکاری و مواجهه میان قدرت های بزرگ در خاورمیانه می پردازد. یافته ها نشان می دهد که بازیگران جهانی—به ویژه ایالات متحده، روسیه، چین و اتحادیه اروپا— بر اساس اهدافی چون کنترل منابع انرژی، مدیریت گذارهای امنیتی، مقابله با رقبای راهبردی و تثبیت نفوذ منطقه ای، راهبردهای متفاوت اما در برخی حوزه ها هم پوشانی یافته ای را در قبال خاورمیانه اتخاذ کرده اند. در این راستا، رقابت های ژئوپلیتیک در حوزه های انرژی، فناوری های نوین، خطوط ارتباطی و موازنه سازی امنیتی از مهم ترین محورهای کنش این قدرت ها محسوب می شود.در این راستا، رقابت های ژئوپلیتیکدر این راستا، رقابت های ژئوپلیتیک در حوزه های انرژی، فناوری های نوین، خطوط ارتباطی و موازنه سازی امنیتی از مهم ترین محورهای کنش این
الگوی جدید دولت شکنی در یمن: از دولت قانونی تا شبکه های قبیله ای_نظامی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات یمن در سال های 2020 تا 2024 بازتاب گذار از دولت قانونی به ساختاری شبکه ای قبیله ای است؛ الگویی که در آن مفهوم دولت کلاسیک جای خود را به ترکیبی از قدرت های محلی، شبه نظامی و مذهبی داده است. هدف بررسی سازوکارهایی است که موجب شدند دولت مرکزی یمن به ساختاری شبکه ای از قدرت محلی و نظامی تبدیل شود. پرسش این است که فرآیند تحول قدرت در یمن چگونه از الگوی دولت محور به نظام شبکه ای محلی تغییر یافت و چه پیوندی میان ضعف نهادی، رقابت های منطقه ای و سازوکارهای کنش نخبگان در این تغییر وجود دارد؟ فرضیه این است که دولت شکنی در یمن نه صرفاً پیامد فروپاشی نهادی، بلکه نتیجه شکل گیری تدریجی پیوندهای تاکتیکی میان نیروهای محلی و بازیگران منطقه ای است که در فرآیند رقابت نیابتی، حاکمیت ملی را به ساختارهای شبکه ای قدرت تبدیل کردند. پژوهش حاضر با روش ردیابی فرآیند به این یافته ها رسیده است که سه عامل اصلی این گذار را تسریع کرده اند: کاهش ظرفیت دولت در مدیریت منابع و امنیت، در هم تنیدگی نیروهای شبه نظامی با ساختارهای قدرت محلی، و تشدید رقابت نیابتی ایران، عربستان و امارات در یمن. مقاله نتیجه می گیرد که مورد یمن بیانگر الگویی نوظهور از تبدیل دولت های شکننده به نظام های شبکه ای شده قدرت در خاورمیانه است.
تحلیل اهداف استراتژیک داعش در حذف هویت و تاریخ عراق و شام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تخریب آثار باستانی و فرهنگی در مناطق تحت کنترل داعش باید به عنوان اقداماتی ایدئولوژیک و هدفمند در نظر گرفته شود که بر اساس یک استراتژی خاص طراحی و اجرا شده اند. این موضوع پرسش های مهمی را مطرح می کند: داعش در تخریب و نابودی آثار تاریخی، میراث فرهنگی و اماکن مذهبی در عراق و سوریه چه اهداف استراتژیکی را دنبال می کند؟فرضیه این پژوهش این است که این تخریب ها، هرچند نوعی خشونت مکان محور و بت شکنانه تلقی می شوند اما ریشه درمنافع استراتژیک داعش در حوزه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و ... دارد. این تحقیق با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و در چارچوب ادبیات استراتژی کلازویتس، اهداف استراتژیک داعش را مورد بررسی قرار می دهد. نتایج این بررسی حاکی از آن است که این اقدامات بخشی از یک استراتژی کاملاً هدفمند و ایدئولوژیک محسوب می شوندکه در چارچوب مفاهیمی نظیر بت شکنی و مبارزه با کفر، به منظور تخریب ساختارهای موجود جامعه، حذف نشانه ها و ارجاعات به نظم اجتماعی پیشین، و بازسازی جامعه بر اساس یک نظم ایدئولوژیک جدید انجام شده اند. علاوه بر این، اجرای چنین استراتژی هایی از سوی داعش دارای مزایای سیاسی، اقتصادی _ فرهنگی متعدد دیگری نیز بوده که به تقویت اهداف کلی این گروه کمک کرده اند.
جنگ و میراث فرهنگی و باستانی ملل؛ مطالعه موردی جنگ غزه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنگ تأثیرات مخربی بر میراث فرهنگی و باستانی ملت ها دارد و می تواند منجر به تخریب و نابودی آثار تاریخی، فرهنگی و طبیعی شود. این خسارات نه تنها هویت و تاریخ یک ملت را از بین می برند، بلکه هویت و حافظه جمعی بشریت را نیز مخدوش می کنند. یکی از جنبه های وحشتناک و مخرب جنگ، نابودی آثار و اشیاء ارزشمند باستانی و تاریخی است که هر یک می توانند بازگوکننده بخشی از تمدن و فرهنگ بشریت باشند و متأسفانه به هیچ عنوان خسارات واردشده به آن ها قابل بازگشت نبوده و بسیاری از این آثار طی جنگ های مختلف در سراسر دنیا برای همیشه از بین رفته اند. البته این موضوع، پدیده جدیدی نیست و بشر از روزگار کهن شاهد تخریب آثار و بقایای ارزشمند تاریخی اجداد خود در جنگ های عمدتاً بی حاصل بوده است. نوشتار توصیفی تحلیلی حاضر تلاش دارد در پاسخ به چرایی و چگونگی نابودی میراث فرهنگی و باستانی سرزمین فلسطین خاصه غزه توسط رژیم صهیونیستی اسرائیل نشان دهد که هدف این رژیم از تخریب آثار فرهنگی و باستانی این منطقه محو هدفمند و سیستماتیک هویت فلسطینی و پاکسازی فرهنگی مبتنی بر ایدئولوژی صهیونیسم از یک سو و غارتگری برای تجارت آثار به از بازارهای جهانی از سوی دیگر بوده است
تحلیل تطبیقی نظام های نظارت و پاسخگویی در ایران و کشورهای منتخب خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام های نظارتی و پاسخگویی در کشورهای مختلف خاورمیانه از تنوع بالایی برخوردارند و این تنوع ناشی از تفاوت های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. مقاله حاضر به تحلیل تطبیقی نظام های نظارت و پاسخگویی در ایران و کشورهای منتخب خاورمیانه (عراق، لبنان و ترکیه) پرداخته و به این سؤال پاسخ می دهد که چرا ایران در مقایسه با این کشورها، ضعف بیشتری در زمینه نظارت و پاسخگویی دارد. این پژوهش با روش تطبیقی و استفاده از داده های ثانویه به تحلیل ساختارهای نظارتی، نهادهای مسئول پاسخگویی و عواملی که بر کارایی این سیستم ها تأثیر می گذارند، می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهند که ایران به دلیل مشکلاتی همچون عدم استقلال نهادهای نظارتی، فساد و کمبود شفافیت، در مقایسه با کشورهای منتخب، عملکرد ضعیف تری در زمینه پاسخگویی دارد. این مقاله با پیشنهاداتی برای تقویت استقلال نهادهای نظارتی و افزایش شفافیت، درصدد ارتقای وضعیت نظارت و پاسخگویی در ایران است. این تحقیق به طور خاص به تفاوت های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی این کشورها و چالش های موجود در فرآیند اصلاحات پاسخگویی پرداخته و راهکارهایی برای بهبود نظام های نظارتی در ایران ارائه می دهد.
نظام حقوقی عادلانه و تأثیر آن بر تحقق حکمرانی سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجایی که عدالت با عنوان اساسی ترین محور یک جامعه سالم و پویا می باشد باید هر چه بیشتر در همه سطوح جامعه و از جمله در نهادهای قضایی، قانونی و اجرایی کاملاً اعمال گردد. اگر مبنای اجرای عدالت در نظام حقوقی و قضائی کشورمان را مبتنی بر ایجاد تغییر و تحولات عمیق در رویکرد حاکمیت و دولت تعبیر و تفسیر کنیم، بهتر می توان تأثیر عدالت ورزی و شاخص های آن را بر تحقق حکمرانی مطلوب تبیین و تحلیل کرد. از اهداف پژوهش حاضر این است که بدون عدالت ورزی و جوانب تأثیرگذار آن، تحقق الگوهای مناسب حکمرانی با موانع و مشکلاتی همراه خواهد بود. در راستای پژوهش حاضر، پرسشی را که طرح شده این است که «چگونه بازشناسی زمینه های اجرای عدالت بر تحقق الگوی حکمرانی مطلوب تأثیر می گذارد؟» از این رو اهمیت تعهد و وجه التزام به اجرای عدالت، ضرورتاً باید الزاماتی را برای حاکمیت و قدرت سیاسی در جامعه ایجاد نماید. این پژوهش با بهره گیری از رویکرد اسنادی و مطالعات کتابخانه ای با راهبرد توصیفی- تحلیلی به پژوهش می پردازد.
رسانه، هویت و قدرت نرم در رقابت های منطقه ای ترکیه و عربستان با ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه نقش مؤثر و تعیین کننده ای در رقابت های هویتی و ژئوپلیتیکی بازیگران رقیب محیط منطقه ای و سیاست بین الملل دارد. نقش یابی رسانه در فضای سیاست بین الملل در موج سوم انقلاب تکنولوژیک به گونه قابل توجهی ارتقا پیدا کرده است. مؤلفه های رسانه ای و کنش ارتباطی نقش مؤثر و تعیین کننده ای در شکل بندی های روابط سیاسی و راهبردی کشورها پیدا کرده اند. موج سوم انقلاب تکنولوژیک را رسانه شکل داده است. بخش قابل توجهی از رقابت های راهبردی و ژئوپلیتیکی ایران، ترکیه و عربستان در عصر موجود، ماهیت رسانه ای و ارتباطی پیدا کرده است. قدرت رسانه در قرن 21 به گونه ای افزایش پیدا کرده که سطح رقابت بازیگران را از حوزه سخت افزاری به عرصه های نرم افزاری ارتقا داده است. موضوع اصلی رقابت بین المللی، کنترل ذهن و افکار عمومی شهروندان کشورهای رقیب می باشد. پرسش اصلی مقاله آن است که «ابزارهای رسانه ای، هویت و قدرت نرم ایران، ترکیه و عربستان چگونه بر رقابت های منطقه ای تأثیرگذار خواهد بود؟» فرضیه مقاله به این موضوع اشاره دارد که «ابزارهای رسانه ای نقش مؤثری در رقابت های ژئوپلیتیکی امنیتی و راهبردی کشورهای ترکیه و عربستان با ایران به جا گذاشته است. این امر از طریق توسعه فضای مجازی و شبکه های تلویزیونی ماهواره ای حاصل می شود». در تنظیم مقاله از «رهیافت جامعه شبکه ای» و «انتقال هنجاری» بهره گرفته می شود. هر یک از مؤلفه های یاد شده نقش مؤثر و تعیین کننده ای در بازتولید چالش های رقابتی ترکیه و عربستان با ایران محسوب می شود. روش شناسی مقاله بر اساس «تحلیل داده ها» و «تحلیل محتوا» انجام می شود. هدف آن است که سازوکارهای کنش رسانه ای و ارتباطی عربستان و ترکیه در جنگ نرم منطقه ای و در روابط متقابل ایران با کشورهای منطقه ای مورد بررسی قرار گیرد
از هم گسیختگی اکوسیستم هوش مصنوعی در پرتو رقابت های حقوقی و سیاسی چین و ایالات متحده در عرصه نظام بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای معاصر، هوش مصنوعی به عنوان یکی از پیچیده ترین و پیشرفته ترین حوزه های فناوری، به یک کانون رقابتی مهم میان کشورهای بزرگ، به ویژه چین و ایالات متحده، تبدیل شده است. رقابت یادشده، علاوه بر تأثیر بر پیشرفت و توسعه فناوری های هوش مصنوعی، به ساختار سیاسی و حقوقی نظام بین المللی نیز رسوخ کرده است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل پدیده از هم گسیختگی اکوسیستم هوش مصنوعی در پرتو رقابت های حقوقی و سیاسی میان این دو کشور است تا به درک بهتری از تأثیرات چنین رقابت هایی بر رشد، پذیرش و توسعه فناوری های هوش مصنوعی دست یابد. پرسش اصلی پژوهش حاضر که به روش توصیفی – تحلیلی نگاشته شده، این است که چگونه رقابت های حقوقی و سیاسی چین و ایالات متحده می تواند به از هم گسیختگی اکوسیستم هوش مصنوعی و تأثیرات آن بر نوآوری و توسعه این فناوری منجر شود؟ یافته های تحقیق نشان می دهند که رقابت های میان چین و ایالات متحده بر اکوسیستم هوش مصنوعی تأثیرات متنوعی دارد. رقابت های مذکور، به بروز چالش ها و معضلاتی منجر گردیده که شامل ناکافی بودن چارچوب های قانونی، بروز نابرابری های اقتصادی و اجتماعی و عدم شفافیت در تصمیم گیری های الگوریتمی است.
صلح ابراهیم؛ پیشران ها و بازدارنده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقق یا عدم تحقق اهداف پدیده های سیاسی، حاصل برهم کنش میان پیشران ها و بازدارنده هایی است که در سطوح ساختاری، ادراکی و کارکردی عمل می کنند. پیمان ابراهیم نیز در چارچوب همین منطق قابل تحلیل است؛ به گونه ای که فشارهای ناشی از ساختار نظام بین الملل، ادراک نخبگان از تهدیدها و فرصت ها و ظرفیت های داخلی، به عنوان متغیرهای بنیادین، می توانند مسیر توافق را تسهیل یا با چالش رو به رو سازند. ازاین رو، پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش بنیادین است که: چه پیشران ها و بازدارنده هایی در روند شکل گیری و تحقق اهداف پیمان ابراهیم نقش داشته اند و این عوامل چگونه می توانند مسیر دستیابی به اهداف طراحی شده را تسهیل یا با مانع مواجه سازند؟ این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و نمونه گیری گلوله برفی گردآوری و با نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. در نهایت، ۹۱ مضمون پایه و ۱۸ مضمون سازمان دهنده در قالب دو مضمون فراگیر «پیشران ها» و «بازدارنده ها» شناسایی شد. یافته ها نشان می دهد که حمایت حداکثری ایالات متحده آمریکا و لابی های صهیونیستی نقش پیشران و تسهیلگر دارند، در نقطه مقابل، آرمان فلسطین و انزوای هویتی و ماهیت ظالمانه و استکباری رژیم صهیونیستی، موانع اصلی در مسیر تحقق اهداف این پیمان هستند.