فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶
75-100
حوزههای تخصصی:
این مقاله به تحلیل گفتمان سوسیالیستی حزب توده در انقلاب اسلامی ایران (۱۳۵۷) با استفاده از نظریه گفتمان ارنستو لاکلاو و شانتال موفه می پردازد. با روش تحلیل گفتمان، چگونگی بازنمایی و سامان دهی مفاهیم کلیدی همچون نقطه کانونی، دال برتر، دال تهی، دقایق و هویت در گفتمان حزب توده بررسی شده است. داده ها از متون دسته اول حزب توده با نمونه گیری هدفمند و تحلیل کیفی استخراج شده اند. یافته ها نشان می دهد گفتمان حزب توده در قالب مارکسیسم- لنینیسم چهار حوزه اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و سیاست را معنا می بخشد. نقطه کانونی و دال برتر این گفتمان مارکسیسم- لنینیسم است که حاملان آن خود را مارکسیست-لنینیست و دیگران را غیرمارکسیست-لنینیست می دانند. دال های تهی شامل برابری، عدالت، آزادی، استقلال از سرمایه داری و پیشرفت است. دقایق مهم گفتمان طبقه، حزب، مبارزه، دموکراسی، عدالت، آزادی، امپریالیسم، سرمایه داری و سوسیالیسم هستند. این گفتمان نظام سلطنتی استبدادی، سلطنت مشروطه، لیبرالیسم، سلطنت اسلامی و مائوئیسم را نفی کرده و سوسیالیسم را به عنوان وضعیت مطلوب و اسطوره سیاسی خود معرفی می کند.
بررسی عقلانیت سیاسی مفاهمه ای در تحقق هم افزایی و انسجام ملی جمهوری اسلامی ایران (بررسی عملکرد دولت شهید ابراهیم رئیسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسجام ملی و هم افزایی نخبگان و مردم از جمله شاخص های کلیدی مشارکت حداکثری مردم در تعیین سرنوشت خود و همراهی با دولت و حاکمیت است. مسأله مهم آنکه مفهوم انسجام، به مثابه حذف اختلاف نظرها و تفاوت ها نیست چراکه وجود تکثر عقاید و اختلاف دیدگاه ها، لازمه انسجام و کارایی نظام سیاسی است. هدف پژوهش حاضر بررسی عقلانیت سیاسی مفاهمه ای در تحقق هم افزایی و انسجام ملی ملی جمهوری اسلامی ایران بر اساس عملکرد دولت ابراهیم رئیسی است. بر این اساس سوال اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: «عملکرد دولت ابراهیم رئیسی در تحقق هم افزایی و انسجام ملی چگونه بوده است؟» فرضیه یا دال مرکزی پژوهش حاضر تأکیدی است بر این موضوع که عملکرد دولت سیزدهم در راستای تحقق هم افزایی و انسجام ملی تأکید بر عقلانیت ارتباطی، مفاهمه ای، تعامل و گفتگوی سازنده بوده است. یافته های پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و نیز نظریه عقلانیت مفاهمه ای هابرماس نشان داد رویکرد دولت ابراهیم رئیسی در تحقق هم افزایی و انسجام ملی تأکید بر گفتمان مبتنی بر تعامل، سازندگی و همگرایی با نهادها و طبقات مختلف، شفافیت و فساد زدایی، رشد اقتصادی با هدف تحقق توسعه، حاکمیت قانون با هدف تحقق عدالت و فراگیری عدالت و برابری اجتماعی همچون توجه به اهمّیّت جایگاه بانوان در جامعه بوده که به نظر می رسد ارزیابی مولفه های مذکور در دولت رئیسی از میزان قابل قبولی برخوردار بوده است.
بررسی تاثیر عوامل شخصیتی نخبگان سیاسی بر سیاست خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جیمز روزنا متغیرفرد را، شامل ویژگی های فردی نخبگان سیاسی و برگرفته از ارزشها، استعدادها و تجربیات شخص نخبه تعریف می کند. از دیگر سو، نئو با بررسی 5 ویژگی اصلی می تواند راهگشای شناسایی ویژگی های فردی نخبه باشد. پژوهشگر در پی پاسخ به این سوال اصلی بود که چه ویژگی های شخصیتی به منظور حصول نتایج مطلوب در سیاست خارجی، کارآمدتر می باشد؟ نخستین پاسخ می توانست دربرگیرندهء حد بالایی از برونگرایی، گشودگی نسبت به تجربه، توافق پذیری ، مسوولیت پذیری و حد پایینی از روان رنجور خویی را به همراه داشته باشد.هدف از انجام این پژوهش، ایجاد ارتباط مستمر و پایدار بین روان شناسی و علم سیاست است تا بدین طریق، نخبگان ابزاری کارآمدی متناسب با نیاز جامعه پرورش یابد.روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و با استفاده از آزمون نئو در تحلیل شخصیت صورت گرفته است.نتایج حاصله از یافته های تحقیق، تایید کنندهء فرضیه پژوهشگر و مستدل بر این مبانی است که نخبگان ابزاری با ثبات عاطفی بالا، کنترل بهتری بر محیط، خود و تمرکز بالایی بر وظایف خود دارند.نخبگانی که دارای گشودگی نسبت به تجربهء بالا دارند، انتقادپذیری مناسب و استفاده از تجارب دیگران را در سرلوحهء روش خود قرار می دهند.
تأثیر جنگ 2023 اسرائیل علیه غزه بر پیمان ابراهیم (با تأکید بر امارات و بحرین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بحران پژوهی جهان اسلام دوره ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
184-210
حوزههای تخصصی:
پیمان صلح ابراهیم آخرین تلاش دولت اسرائیل برای عادی سازی روابط با کشورهای عربی با هدف خروج از انزوا و تأمین امنیت خود بود که در سپتامبر 2020 بین اسرائیل و کشورهای امارات متحده عربی، بحرین، مراکش و سودان در قالب توافق های جداگانه به امضا رسید. این توافقات با بی توجهی به منازعه اسرائیل فلسطین و با تأکید بر منافع مشترک دو طرف در زمینه های نظامی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی صورت گرفت. جنگ اکتبر 2023 اسرائیل علیه غزه، تأثیرات و عواقب گسترده ای را در سطح منطقه ای و جهانی بر جای گذاشت. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر جنگ غزه بر پیمان ابراهیم می باشد. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که جنگ غزه چه تأثیری بر پیمان ابراهیم داشته است؟ یافته های پژوهش بر اساس روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای چارچوب نظری عمل گرایی نشان می دهد جنگ غزه در کوتاه مدت چالش هایی را بر سر مسئله عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی ایجاد کرده و سطح روابط را در زمینه های اقتصادی، تجاری و اجتماعی کاهش داده است؛ اما منافع مشترک بین کشورهای عضو پیمان در زمینه های سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی سبب گردیده تا جنگ غزه در بلندمدت تأثیر چندانی بر این پیمان نداشته و تهدیدی برای روند عادی سازی ایجاد نکند.
تحلیل مضامین سیاسی کتب درسی فرقه دموکرات آذربایجان (1324-1325): مبتنی بر نظریه هژمونی گرامشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: دوره یک ساله حکومت فرقه دموکرات آذربایجان (۱۳۲۴-۱۳۲۵) به رهبری پیشه وری، مقطعی مهم در تاریخ معاصر ایران است که با تلاش برای ایجاد ساختارهای سیاسی و فرهنگی متمایز از جمله تدوین کتب درسی به زبان آذربایجانی همراه بود. علی رغم اهمیت نظام آموزشی این دوره، تحلیل نظام مند محتوای سیاسی و ایدئولوژیک کتب درسی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف واکاوی چگونگی بازنمایی مفاهیم و دیدگاه های سیاسی حکومت فرقه در متون آموزشی رسمی آن دوره انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که کتب درسی فرقه دموکرات چگونه در راستای جامعه پذیری سیاسی و تثبیت ایدئولوژی حاکم، به ساخت هویت، معرفی نظم سیاسی مطلوب و بی اعتبارسازی نظم پیشین می پرداختند؟ روش: این پژوهش با بهره گیری از چارچوب نظریه هژمونی آنتونیو گرامشی و مفاهیم مرتبط آن مانند انقلاب منفعل و روشنفکران ارگانیک به تحلیل موضوع پرداخته است. نظریه هژمونی بر نقش نهادهای جامعه مدنی، به ویژه آموزش در کسب رضایت و مشروعیت برای قدرت حاکم تأکید دارد. روش تحقیق، تحلیل مضمون کیفی است که بر روی متن شش جلد کتاب درسی دوره ابتدایی (کلاس های اول تا ششم) حکومت فرقه دموکرات اعمال گردید. داده ها با استفاده از فرایند شش مرحله ای و سه سطحی (کدگذاری آزاد، محوری و گزینشی) تحلیل شدند که منجر به شناسایی مضامین پایه، سازمان دهنده و در نهایت، مضمون فراگیر پژوهش شد. یافته ها: تحلیل مضامین نشان می دهد که کتب درسی فرقه دموکرات به عنوان ابزاری کلیدی در یک پروژه هژمونیک عمل می کردند. شش مضمون سازمان دهنده اصلی شناسایی شد: ۱) ساخت هویت متمایز آذربایجان بر دو پایه زبان و تاریخ: این کتب با تأکید فراوان بر زبان آذربایجانی و بازخوانی تاریخ با محوریت قهرمانان و روایت های محلی، هویتی مستقل و متمایز از هویت ایرانی مسلط را مهندسی می کردند. ۲) تثبیت جایگاه مردمی فرقه دموکرات و نهادهای آن: فرقه به عنوان نماینده حقیقی آرمان های مردم آذربایجان و تداوم مبارزات تاریخی (مانند مشروطه) معرفی می شد و نهادهای آن (مانند مجلس ملی) نماد حاکمیت مردم قلمداد می گردید. ۳) بی اعتبارسازی نظم پیشین (دین و سلطنت): نهاد سلطنت و روحانیت به عنوان نمادهای استبداد، کهنه پرستی و عامل عقب ماندگی مورد نقد و تخریب قرار می گرفتند تا زمینه برای پذیرش نظم جدید فراهم شود. ۴) ترویج آرمان های سوسیالیسم انقلابی: مفاهیم و واژگان چپ گرایانه (خلق، زحمتکش، مبارزه طبقاتی، نقد بورژوازی) به وفور استفاده می شد و روحیه انقلابی و ارزش های سوسیالیستی ستایش می گردید. ۵) ترسیم آذربایجان شوروی به مثابه الگو و شوروی به مثابه آرمان شهر: جمهوری سوسیالیستی آذربایجان و اتحاد شوروی به عنوان نمونه های پیشرفت، عدالت و الگوی مطلوب برای آینده آذربایجان ایران به تصویر کشیده می شدند. ۶) ترسیم تصویر متمایز از ایران: رابطه با ایران در هاله ای از ابهام و تمایز ترسیم می شد؛ ضمن اشاره به ایران به عنوان واحد جغرافیایی، هویت آذربایجانی به عنوان وطن اصلی برجسته و گاه تقابل میان آذربایجان آزادی خواه و تهران مستبد مطرح می گردید. مضمون فراگیر مستخرج از این یافته ها «مهندسی هویت متمایز و سوسیالیستی آذربایجان: استقرار هژمونی فرقه دموکرات در تقابل با ایران سنتی» بود که نشان دهنده تلاش سیستماتیک برای ساخت هویتی جدید، با جهت گیری سوسیالیستی و در تضاد با هویت و نظم ایرانی مسلط است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش، منطبق با نظریه گرامشی نشان می دهند که فرقه دموکرات از نظام آموزشی و کتب درسی به عنوان ابزار اصلی در یک انقلاب منفعل برای کسب هژمونی فرهنگی و سیاسی بهره برد. روشنفکران ارگانیک فرقه در تدوین این متون نقش کلیدی داشتند. این پروژه هژمونیک با وجود تلاش برای مهندسی هویت و کسب رضایت، به دلیل فقدان پایگاه اجتماعی مستقل و وابستگی به شوروی ناتوان از ایجاد اجماع فراگیر بود و نهایتاً با شکست مواجه شد.
عمل گرایی به مثابه مبنایی برای روابط نامتقارن ایران و چین در خلیج فارس و آسیای مرکزی؛ از 2004 تا 2024(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از پایان جنگ سرد، چین همواره روابط خود با دو منطقه ی خلیج فارس و آسیای مرکزی را توسعه داده است. توسعه روابط چین با دو منطقه یاد شده، برای جمهوری اسلامی ایران که یکی از قدرت های مهم هر دو منطقه است، پیامدهای مختلفی داشته و دارد. با این حال، سیاست خارجی هر دو کشور در قبال یکدیگر تا امروز یک دست نبوده است. چین به عنوان یک ابرقدرت جهانی در حال ظهور وارد تعامل با جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای شده است. این وضعیت سبب عدم تقارن در روابط دو کشور شده است. پرسش اساسی که این پژوهش قصد بررسی و پاسخ به آن را دارد این است چرا و چگونه می توان عدم تقارن موجود در روابط ایران و چین در دو منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، باوجود برخی تعارض ها در منافع، توضیح داد؟ مقاله ی حاضر، با استفاده از روش کیفی و رویکرد توصیفی تحلیلی و از طریق منابع کتابخانه ای و اینترنتی این فرضیه را بررسی می کند که روابط نامتقارن ایران و هم چین، به ویژه در آسیای مرکزی و خلیج فارس، از طریق عمل گرایی موجود در سیاست خارجی این دو کشور قابل درک است؛ هر چند رویکرد عمل گرایانه آن ها لزوماً یکی نیست.
کاربست مصلحت در نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه با تأکید بر دیدگاه های آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۳
51 - 76
حوزههای تخصصی:
مصلحت در فقه از جایگاه ویژه ای (به ویژه فقه سیاسی) برخوردار است. فقه سیاسی در مقام بهره گیری از مصلحت در سه مقام: «تشریع احکام از سوی خداوند»، «استنباط احکام شرعی» و «اجرای احکام شرعیه» است. نوشتار حاضر با برگزیدن مقام سوم کارکرد مصلحت؛ یعنی «اجرای احکام شرعی» به بررسی نقش و جایگاه مصلحت در فقه سیاسی شیعه، به ویژه در نظام ولایت فقیه با تأکید بر اندیشه های جوادی آملی خواهد پرداخت. ازاین رو، پرسش اصلی این است: نقش مصلحت در اجرای احکام اسلامی چگونه بوده و دیدگاه ایشان چگونه به این نقش اشاره می کند. در این خصوص از روش کتابخانه ای- اسنادی برای پاسخ بهره گرفته و فرضیه پژوهش نیز بر این استوار است که مصلحت نقش ویژه ای در فقه سیاسی برای اداره جامعه اسلامی با محوریت ولایت فقیه به ویژه ولایت مطلقه فقیه دارد و یافته ها حکایت از توأمانی وظیفه و اختیار ولی فقیه و همچنین بسط گستره اختیارات ولی فقیه بر مبنای گستره وظایف آن تا سر حد اختیارات پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) در مقام اجرای احکام اسلامی و مصلحت سنجی در چهارچوب استنباط صحیح از احکام اسلامی برای رفع تزاحم احکام اسلامی با استفاده از قاعده «تقدم اهم بر مهم» دارد.
تحلیلی بر کیفیت داده در دولت الکترونیک و تأثیر آن بر حکمرانی داده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
133 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این مطالعه تبیین وضعیت کیفیت داده در دولت الکترونیک و تأثیر آن بر حکمرانی داده در ایران است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی بوده و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام گرفته است. در این مطالعه با روش اسنادی به مدل های کیفیت داده، مدل های دولت الکترونیک، شاخص های حکمرانی داده، برترین تجربیات بهبود کیفیت داده و نیز پژوهش های پیشین مربوط به کیفیت داده مراجعه می شود. نخست به برترین تجربیات در این زمینه به روش مرور نظام مند در پایگاه های استنادی و اطلاعاتی مطالعه پرداخته می شود. سپس به روش مشاهده سندی، اسناد بالادستی همانند ﺳﻨﺪ ﺭﺍﻫﺒﺮﺩ ﻣﻠی ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﻟکﺘﺮﻭﻧیک، برنامه ششم توسعه جمهوری اسلامی ایران، سند چشم انداز 20 ساله، قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، نقشه جامع علمی کشور، سند تحول دولت مردمی، سند ملی تحول دیجیتال، سند جامع دولت الکترونیک و سند راهبردی نظام جامع فناوری اطلاعات جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار می گیرد. در پایان، کیفیت داده در دولت الکترونیک و اثرگذاری آن بر حکمرانی داده در کشور ایران تحلیل گردیده و پیشنهادهایی برای بهبود سند راهبرد ملی توسعه دولت الکترونیک کشور از بعد اهمیت به کیفیت داده ارائه می شوند. در مجموع می توان بیان داشت، کیفیت داده نقش بسزایی در حکمرانی داده دارد. نخست، داده های باکیفیت بنیان تصمیم گیری هستند و تصمیم گیری های دولتی به ویژه در شرایط بحرانی نیازمند داده های دقیق و قابل اعتماد است. داده های دقیق و یکپارچه باعث کاهش دوباره کاری ها، صرفه جویی در هزینه ها و افزایش بهره وری می شوند. از سوی دیگر، با بهره گیری از داده های باکیفیت، دولت ها می توانند شفاف تر عمل نموده و به نیازهای شهروندان بهتر پاسخ دهند که در نهایت به اعتماد بیشتر شهروندان و مشارکت آن ها در سطوح گوناگون حکمرانی داده منجر خواهد شد.
A Critical Reading of the Elements of Iranshahri Political Thought in the Views of Javad Tabatabai(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Reflection on Javad Tabatabai's views concerning Iranshahri political thought, along with certain critical remarks, constitutes the central focus of the present article. This article initially addresses the position of the discourse on Iranshahri thought and political thought within the entirety of Tabatabai's research project. Subsequently, following brief references to the characteristics of Iranshahri thought as its foundations, the elements (sing. mofrad) of Iranshahri political thought, based on these foundations, are extracted and inferred from his works. The most significant elements of Iranshahri political thought, according to Tabatabai, can be identified as follows: 1. Ideal kingship possessing divine farr (charisma/glory). 2. The institution of vizierate. 3. The absolute, but not autocratic, nature of Iranshahri monarchy. 4. Realism, expediency, and the precedence of observing justice over Sharia (religious law). 5. Unity in diversity centered on the institution of kingship. 6. Tolerance. 7. The education of princes and future rulers. 8. Law as the will of God, enacted by the royal institution as God's representative on earth. 9. Religion as a part of national affairs and in service of national interests. 10. Emphasis on the disorders of the age as a negative aspect of the rearticulation of Iranshahri political thought in the Islamic era. The ahistorical nature, subjective interpretation (tafsir bi'l-ra'y), imposition of presuppositions onto historical reality, ideological character, and the disregarding or omission of events and ideas contrary to his viewpoint are the most significant shortcomings in Tabatabai's views on Iranshahri political thought.
Morality or the Seduction of Power in the Zionist Regime's War Against the Palestinian People (War Study October 7, 2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The Islamic Resistance Front planned a massive attack on the positions of the Zionist regime on October 7, 2023, and presented it in the form of the Battle of Al-Aqsa Storm. The main question of this research, which was developed based on the descriptive-analytical method, is to evaluate and examine the extent to which ethical principles were applied and observed in the recent battle between Hamas and the Zionist regime, looking at the theory of just war and within the framework of the theories of Al-Farabi and Michael Wallers. Therefore, according to the research findings, the Al-Aqsa Storm operation itself had a moral justification in the form of the right of Palestinians to self-determination, while the invocation of self-defense by the Zionist regime and the brutal attacks against civilians do not fit into positive moral practices and self-defense. However, the Zionist regime produces the power of language in what can be called the seduction of power, something to which not only humans in general, but also the victims in particular are exposed, which in turn often encourages and justifies oppression.
نسبت دین و دموکراسی و نقش آن ها در تحولات اجتماعی ایران از نگاه متفکران و روشنفکران دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسبت بین دین و دموکراسی موضوعی اساسی در فهم تحولات اجتماعی است که در بستر تاریخ و فرهنگ های مختلف تعابیر و مناسبات گوناگونی یافته است. در اغلب مکاتب و اندیشه های سیاسی، نهاد دین و دموکراسی در اندیشه سنت گرایان و روشنفکران دینی به عنوان مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر شکل، نوع و روند تغییرات در جوامع مورد تأکید قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر تبیین نقش دین و دموکراسی و واکاوی خصیصه های آن در تحولات اجتماعی ایران معاصر است تا بتوان زوایای تاریک، مبهم و نقش آفرینی آن ها را در جوامع روشن ساخته و راهگشای فهم بهتر و ارائه تحلیل دقیق تری از تحولات اجتماعی گردد. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و اطلاعات به شیوه مطالعات کتابخانه ای جمع آوری گردیده است. در پاسخ به سؤال پژوهش که نقش دین و دموکراسی در تحولات اجتماعی ایران معاصر را چگونه می توان تحلیل کرد، نتایج نشان داد که همواره دین و دموکراسی در تحولات نقش داشته و میزان این ایفای نقش بسته به داعیه های سیاسی-اجتماعی و راهکارهای مطروحه از سوی نهاد دین و دموکراسی در دوره های مختلف، متفاوت است و همگرایی این دو منجر به تحولات گسترده همانند انقلاب و مشارکت حداکثری مردم شده است. به طورکلی، به نظر می رسد سمت وسوی این تغییرات و تحولات بیشتر در جهت تلاش برای حفظ تعادل بین ارزش های اسلامی با محیطی متغیر بوده که منجر به رشد نیروها و اقشار اجتماعی جدید شده است.
آیت الله خامنه ای؛ هژمون سازی مفاهیم نوپدید دینی در صورت و سیرت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تهاجم استعمار به جهان شرق، ورود اندیشه های سیاسی مدرن به کشورهای اسلامی، از جمله ایران را به همراه داشت. در این میان، علمای شیعه مانند سید جمال الدین اسدآبادی، محمدحسین نائینی و امام خمینی (ره) تلاش کردند تا مفاهیم سیاسی مدرن را با فرهنگ اسلامی تلفیق کنند. آیت الله خامنه ای، به عنوان یکی از برجسته ترین اندیشمندان معاصر، با رویکردی نوآورانه به بازتعریف مفاهیم دینی در قالب اندیشه های مدرن پرداختند و الگویی نوین برای حکمرانی و مقاومت اسلامی ارائه دادند. این مقاله، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، به بررسی اندیشه آیت الله خامنه ای در هژمون سازی مفاهیم نوپدید دینی همچون مردم سالاری دینی، مقاومت اسلامی و عدالت اجتماعی پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ایشان با بهره گیری از مفاهیم سنتی و تطبیق آن ها با نیازهای معاصر، به ایجاد چهارچوبی فکری پرداخته اند که توانسته است علاوه بر حل تعارضات میان سنت و مدرنیته، جایگاه گفتمان دینی در عرصه سیاست جهانی را تقویت کند. این مقاله همچنین به تحلیل نقش آیت الله خامنه ای در بومی سازی مفاهیم دینی و ارائه مدلی جامع از حکمرانی مبتنی بر آموزه های اسلامی می پردازد که در آن، عدالت، معنویت و مقاومت به عنوان ارکان اصلی نظام فکری ایشان معرفی می شوند. این مدل نه تنها در حوزه نظری، بلکه در سیاست گذاری های داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران نقش مهمی ایفا کرده و افق های جدیدی برای تمدن سازی اسلامی گشوده است.
الگوی رهبری مشارکتی شیعه در سازمان وکالت اهل بیت علیهم السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رهبری شیعه در قالب نهاد امامت، با توجه به شرایط زمانه و اوضاع سیاسی اجتماعی دوران مختلف، الگوهای متفاوتی را به خود گرفته است. امامت اهل بیت در دوره چهارم یعنی از آغار امامت امام سجاد تا پایان غیبت صغری، راهبرد متفاوتی را اتخاذ کرد که می توان آن را «بازیابی درونی شیعه» نامید. در این دوره تشکیلات شیعه در قالب سازمان وکالت، با هدایت ائمه اطهار عهده دار رهبری شیعه می شود. سازمان وکالت، شبکه ای ارتباطی برای رهبری شیعیان و متشکل از امام معصوم و عده ای از شیعیان نزدیک و وفادار به امام بوده است که نقش مهمی در پیشبرد اهداف اهل بیت داشته است. پژوهش حاضر با روش تاریخی و گردآوری کتابخانه ای داده ها به دنبال پاسخ به این سؤال است که «رهبری شیعه در قالب سازمان وکالت در چه حیطه هایی بروز و ظهور داشته و چه الگویی به خود گرفته است؟» یافته های پژوهش نشان می دهد که سازمان وکالت بر مبنای الگوی رهبری مشارکتی، تحت نظارت مستقیم امامان معصوم (ع) عمل می کرد. این الگو بر اساس نیازهای جامعه شیعه و با بهره گیری از اصول تعالیم اهل بیت (ع) طراحی شده بود و خود را در سه حیطه شئون، راهبردها و اصول رهبری شیعه بروز داده است. رهبری مشارکتی در سازمان وکالت بر سه اصل بنیادین استوار بود: پشتیبانی و حمایت متقابل، تصمیم گیری جمعی، و اهداف کلان. این چهارچوب، کارکردهای خاصی را در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برای جامعه شیعه در دوران فشار و محدودیت های سیاسی به همراه داشت.
عوامل نو پدید نظم ساز در منطقه خاورمیانه و تنوع بخشی به جعبه ابزار سیاست خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۲)
239 - 257
حوزههای تخصصی:
نظم های منطقه ای یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر رفتار سیاست خارجی واحدهای دولتی منطقه ای و فرامنطقه ای به شمار می آیند. منطقه خاورمیانه متاثر از مداخله قدرت های فرامنطقه ای، دوره های نظم یابی امنیتی مختلفی را پشت سر گذاشته است. سوال پژوهش حاضر این است که تغییرات حاضر در نظم منطقه غرب اسیا ریشه در چه عواملی و متغیرهایی دارد و تغییر حاصل شده چه تاثیری بر رفتار سیاست خارجی دولت های منطقه داشته است؟ در پاسخ به سوال فوق فرضیه ذیل مطرح می شود تغییر در نظم منطقه غرب اسیا و شبکه ای شدن ان ریشه در سه عامل شبکه ای شدن پیوندهای ژئواکونومیکی، شبکه ای شدن مهندسی ادراکات و شبکه ای شدن بازدارندگی دارد و این سبب شده است تا جعبه ابزار سیاست خارجی بسیاری از قدرت های منطقه به سمت متنوع سازی جهت تاثیرگذاری چندبعدی بر نظم امنیتی منطقه پیش برود. روش پژوهش مقاله پیش رو تبیینی و روش جمع آوری منابع اسنادی می باشد.
طالبان و چشم انداز پیکربندی ژئوپلیتیکی ساخت قدرت در افغانستان: سناریوی محتمل در افق 2030(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
59 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف : ظهور مجدد طالبان در می 2021، بار دیگر سرنوشت افغانستان را در کانون توجه قرار داده است. کنترل بلامنازع طالبان یک معمای پیچیده را در مورد آینده افغانستان ایجاد کرده است: آینده افغانستان چگونه خواهد بود؟ روش : برای پاسخگویی به پرسش تحقیق از منطق سناریونویسی استفاده شد. این مطالعه از متدولوژی شبکه جهانی کسب و کار برای توسعه سناریوها استفاده کرد. یافته ها: بر پایه منطق روش شبکه جهانی کسب و کار چهار سناریوی « مشت آهنین»، «شکست در میدان سیاست»، «ترس از یک بدعت شوم» و «اقبال بلند» از برآیند تقاطع عدم قطعیت های کلیدی در ارتباط با آینده افغانستان ارائه و داستان هرکدام نیز تدوین شد. تحلیل شواهد ارائه شده نشان می دهد که سناریوی شکست در عرصه سیاسی به نظر محتمل ترین آینده برای افغانستان باشد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با بهره گیری از منابع و دیدگاه متخصصان ایرانی و افغانستانی، تلاش کرد تا به ابهامات موجود پیرامون آینده افغانستان پرداخته و چشم اندازی از آینده کشور را در قالب چهار سناریو ارائه دهد
کارکردهای روشنفکری دینی در نظام اسلامی از منظر آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روشنفکران دینی برآمده از تعامل جامعه ایرانی با تجدد، و نقش و رویکرد روشنفکران در قبال آن، است. بر این اساس شناخت و درک نوع تلقی و استنباط آیت الله خامنه ای که سال ها از نزدیک در تماس با این جریان فکری و برخی از نمایندگان آن بوده است، در شناخت نقاط آسیب و برخی نارسایی های این طیف فکری حایز اهمیت است. سوال اصلی پژوهش بر محور موضوع موصوف در این نوشتار به این شکل سامان یافته که شاخصه ها و کارکردهای روشنفکری دینی در نظام اسلامی از منظر آیت اله خامنه ای کدام است؟ که فرضیه پژوهش ییان می کند شاخصه ها و کارکردهای روشنفکری دینی در نظام اسلامی از منظر آیت اله خامنه ای در مقوماتی چون نگاه نقادانه داشتن، اصلاح سبک زندگی و رساندن مردم به سعادت دنیوی و اخروی قابل تبیین است. بنابراین پزوهش حاضر با هدف، کاربردی و با استفاده از روش کیفی و با کمک گرفتن از ابزار کتابخانه ای و میدانی (ویژه مصاحبه با تعدادی از نخبگان) به تجزیه و تحلیل دادها پرداخته است که بر اساس آن در اندیشه رهبر معظم انقلاب روشنفکری در ایران بیمارگونه متولد شده است و در بعد عملکردی، مَنِشی (شامل دو بُعد شخصیتی و رفتاری) و بینشی (شامل دو بُعد نسبت با غرب و نسبت با دین) دارای آسیب هایی بوده است. از نظر ایشان روشنفکر حقیقی کسی است که پیشرفت و تحول را از هر طریقی نمی پذیرد؛ بلکه آن نوع از برنامه برای تحول و پیشرفت را پذیراست که مطابق منافع ملی، ساختار فکری و فرهنگی و ارزشی جامعه باشد.
ماهیّت و واقعیتِ جهان اسلام «امت اسلامی» یا «مِلَل مسلمان»؟(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، واکاوی و نقد رویکرد تقلیل گرایانه جمیل آیدین در کتاب ایده جهان اسلام است؛ رویکردی که شکل گیری مفهوم «جهان اسلام» را صرفاً یک پدیده سیاسیِ مدرن می داند و آن را حاصل گفتمان های امپریالیستی و پان اسلامیستی سده نوزدهم می شمارد. مقاله حاضر استدلال می کند که تحلیل آیدین، به رغم اهمیت تاریخی و پسااستعماری اش، به دلیل تمرکز بیش ازحد بر ابعاد سیاسی و مدرنِ هویت اسلامی، از درک تداوم تاریخی، فرهنگی و ایمانی پیوندهای میان جوامع مسلمان غفلت می ورزد. نویسنده تلاش دارد تا با تفکیک مفهومی میان دو سطح «حقیقت تمدنی و ایمانی امت» و «واقعیت سیاسی و نهادیِ جهان اسلام»، حقیقت وجودی امت را از برساخت سیاسی دولت ها جدا کند و بر وجودی پایدار و تاریخی برای آن تأکید نماید. بنا به استدلال جمیل آیدین، هیچ وحدت فراگیر سیاسی پیش از سده نوزدهم میان جهان اسلام وجود نداشته است و از همین رو مفهوم «Ummah» یا «Muslim World» محصول واکنش های سیاسی در عصر امپریالیسم غربی است. در برابر این دیدگاه، مقاله حاضر بر یک مبنای هستی شناختی تمدنی استوار است که امت اسلامی را نه به مثابه یک اتحاد سیاسی، بلکه به عنوان یک «اجتماع ایمانی و فرهنگی» در بستر تاریخ تلقّی می کند؛ اجتماعی که حقیقت آن در پیوندهای ایمانی (ایمان به خدا و رسول)، مناسک مشترک (به ویژه حج)، زبان وحی (عربی) و شبکه های علمی و فکری عالمان فراملی تعریف می شود؛ بدین ترتیب «جهان اسلام» نه یک پدیده تصنعی، بلکه یک واقعیت زنده و تاریخی است که حول محور قرآن، سنت و فرهنگ برآمده از آن دو قوام یافته است. بدین سان پرسش اصلی این مقاله آن است که آیا مفهوم «جهان اسلام» صرفاً محصول سیاسیِ دوران مدرن و واکنش به استعمار است یا اینکه در یک حقیقت تمدنی و فرهنگی دیرینه ریشه دارد که از آغاز اسلام تا امروز استمرار داشته است؟ از این پرسش، چند پرسش فرعی نیز به وجود می آید: تمایز میان «امت به مثابه حقیقت ایمانی» و «جهان اسلام به مثابه تبلور سیاسی» چیست؟ آن گاه با وجود این حقیقت و پیوستگی تاریخی، امت اسلامی امروز در کنش سیاسی و تمدنی ناکارامد است و عوامل ساختاری، روانی و تمدّنی این گسست در دنیای اسلام چیست؟ روش تحقیق در این مقاله تحلیل انتقادی- تطبیقی خواهد بود. در ادامه نخست با بهره گیری از روش «تحلیل متنی- گفتمانی» (Textual–Discursive Analysis) خوانشی از کتاب The Idea of the Muslim World ارائه می شود؛ سپس با روش «تحلیل مفهومی مقایسه ای» (Comparative Conceptual Analysis)، دیدگاه آیدین با آرای متفکران مسلمان و اسلام شناسان تمدنی مانند مارشال هاجسن، حسین نصر، عبدالحسین زرین کوب و لوفان بومر سنجیده می شود و در نهایت با رویکرد «تحلیل سطحی- دووجهی» (Dual-Level Analysis)، میان دو سطح تحلیل فرهنگ- ایمان از یک سو و سیاست- ساختار از سوی دیگر تمایز می نهیم تا نسبت میان فرهنگ دینی و واقعیت نهادی تبیین گردد. نتیجه نخستین مقاله آن است که رویکرد آیدین دچار تقلیل گرایی تاریخی است؛ زیرا فرق میان «جهان اسلام سیاسی» و «امت ایمانی فرهنگی» را نادیده می گیرد. وی همبستگی اجتماعی مسلمانان پیشامدرن را به سبب فقدان وحدت سیاسی انکار می کند، در حالی که پیوندهای بنیادین ایمانی، فقهی، زبانی (زبان عربی) و عرفانی، شبکه ای نیرومند از هویت مشترک میان مسلمانان پدید آورده بود. نتیجه دیگر اینکه در سده های میانه اسلامی، بر خلاف فرض آیدین، عناصر جهان زیست تمدنی همچون مراکز علم (بغداد، نیشابور، قرطبه)، مناسک عبادی (حج) و مبادلات فرهنگی و تجاری میان شرق و غرب اسلام، ساختارهای «فراملی» قدرتمندی را ایجاد کرده است که امروزه از آن به «تمدن اسلامی» تعبیر می شود. دیگر اینکه تحلیل آیدین با تاریخ نگاری «از بالا به پایین» و تمرکز بر نخبگان سیاسی، آگاهی جمعی مردم مسلمان را از نظر دور نگاه می دارد؛ در حالی که تجربه زیسته امت در بازار، مسجد و خانقاه نقش اصلی در تداوم هویت اسلامی داشته است. نکته چهارم در مورد شیوه فکری آیدین است که روش او را سکولار کرده، دین را به ابزار سیاسی فروکاهیده و به نیروهای درونی ایمان و وحی به عنوان عناصر مولّد هویت بی توجه مانده است. نتیجه بعدی اینکه تنوع قومی، زبانی و فرهنگی در جوامع اسلامی، برخلاف تصور آیدین، نه نشانه گسست، بلکه نمود تعدد در وحدت تمدنی است. آخرین یافته اینکه جهان اسلام کنونی اگرچه از نظر سیاسی متکثر و متفرّق است، از منظر فرهنگی و ایمانی همچنان واجد وحدت تمدنی است که در قرآن، سنت و حافظه تاریخی مسلمانان استمرار دارد. با وجود این، در این مقاله دو مانع بنیادین معاصر در برابر فعلیت یابی امت اسلامی آشکار شده است: مانع ساختاری وارداتی: نظام دولت ملت وستفالیایی که پس از فروپاشی خلافت عثمانی بر جهان اسلام تحمیل شد،
هوش مصنوعی، اقتدارگرایی و دموکراسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
129-168
حوزههای تخصصی:
با فراگیری استفاده از هوش مصنوعی، تحقیقات درباره نقش و اهمیت آن نه تنها در زندگی روزمره بلکه در همه حوزه های دانشگاهی شتاب گرفته است. در این مقاله از منظر علم سیاست به تأثیر هوش مصنوعی بر نظام های سیاسی می پردازیم. سؤال اساسی این است که هوش مصنوعی بیشتر به چه نوع نظام سیاسی کمک و یاری می رساند؟ در پاسخ به این پرسش تاکنون جواب های متفاوتی داده شده است. در اینجا فرضیه ما این است که هوش مصنوعی به احتمال بیشتر به تقویت و تحکمیم اقتدارگرایی منتهی می شود و به احتمال کمتری به تقویت دموکراسی منجر می شود مگر اینکه تمهیدات گسترده ای در نظر گرفته شود. نظریه هستی شناختی «لنگدون وینر» در خصوص ماهیت سیاسی مصنوعات بشری، اختراعات و ابداعات فنی بشری، است. بر مبنای نظریه وینر، پدیده های دست ساخته بشری خنثی نیستند و یا ذاتاً نوع خاصی از سیاست را تحمیل می کنند و یا اینکه دارای پیامدهای سیاسی مهمی هستند. به نظر ما، هوش مصنوعی با توجه به ماهیتش که تمرکزگراست به احتمال قوی به تقویت اقتدارگرایی منجر می شود و فقط با اتخاذ تمهیداتی در نوع هوش مصنوعی مورد استفاده و همچنین ایجاد واسطه هایی مانند حصارهای اخلاقی می توان آن را دموکراتیک تر کرد. تمهیداتی مانند توسعه الگوریتم های شفاف ساز، دموکراتیزه کردن زیرساخت های فناورانه، رقابت پذیر کردن پلتفرم ها، افزایش سواد داده ای شهروندان، و تدوین مقررات الزام آور اخلاقی. روش مقاله حاضر، روش تحلیلی استدلال محور است. استدلال ها هرکدام از طرفین به دقت بررسی می شود و از آن ها در راستای دفاع از یک طرف استفاده خواهد شد. در نهایت، مقاله نتیجه می گیرد که هوش مصنوعی نه فقط یک ابزار فنی؛ بلکه نیرویی سیاسی است که بسته به چارچوب های حکمرانی، می تواند به تقویت یا تضعیف دموکراسی بینجامد. تعیین سرنوشت آن به تصمیمات نهادی، طراحی شفاف و مشارکت فعال شهروندان بستگی دارد.
اثربخشی تحریم های اقتصادی اتحادیه اروپا علیه روسیه (2022- 2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تهاجم روسیه به اوکراین نشان می دهد همچنان از ابزارهای اقتصاد سیاسی بین الملل، مانند تحریم ها استفاده می شود. یکی از این ابزارهای مهم برای فشار بین المللی علیه روسیه در جنگ با اوکراین، تحریم های اقتصادی علیه روسیه و مسائل مربوط با آن و اثربخشی رژیم تحریم علیه روسیه است. در این نوشتار در پی پاسخ این پرسش هستیم که تحریم های اقتصادی اتحادیه اروپا علیه روسیه در پی حمله این کشور به اوکراین (2022- 2023) چقدر اثر داشته است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که تحریم های اقتصادی اتحادیه اروپا علیه روسیه در واکنش به حمله روسیه به اوکراین، اثربخشی متفاوتی داشته و از نظر بازدارندگی، نمادگرایی بین المللی و نمادگرایی داخلی تأثیر قابل توجهی داشته است. روش این نوشتار آمیخته اکتشافی است. ابتدا داده ها را به وسیله منابع اسنادی، کتابخانه ای و مجازی گردآوری شد. سپس با استفاده از نظریه لیندسی، پرسشنامه نیمه ساختمند تنظیم و تدوین و با روش دلفی فازی، نظرهای خبرگان را گرد آوری و در پایان داده ها را با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد اثربخشی رژیم تحریم اتحادیه اروپا علیه روسیه در هدف های بازدارندگی، نمادگرایی بین المللی و نمادگرایی داخلی 63 درصد موفقیت آمیز بوده و از نظر سازگاری و براندازی به ترتیب 44 و 34 درصد بوده که اثربخشی قابل ملاحظه ای نداشته و با توجه به تحلیل به دست آمده، می توان گفت موفقیت آمیز نبوده است.
ایران و نظم نوین جهانی پس از جنگ اوکراین: فرصت ها و چالش های راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
93-110
حوزههای تخصصی:
جنگ اوکراین به مثابه نقطه عطفی در تحول نظم بین الملل، با تشدید آنارشی ساختاری و گذار به سمت چندقطبی گرایی، فرصت ها و چالش های راهبردی عمیقی برای ایران به وجود آورده است. این مقاله با بهره گیری از چارچوب نظری واقع گرایی و نئورئالیسم ساختاری به واکاوی این مسئله می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که از یک سو، این نظم نوین از طریق بحران انرژی جهانی، فرصتی بی بدیل برای ایران به عنوان دارنده منابع عظیم نفت و گاز فراهم کرده تا نقش خود را در تأمین امنیت انرژی جهان ارتقاء دهد و با تقویت اتحادهای راهبردی با قدرت های شرقی، به ویژه چین و روسیه، موازنه قدرتی در برابر فشارهای غرب ایجاد نماید. همچنین، فضای چندقطبی جدید امکان مانور دیپلماتیک گسترده تر و خروج از انزوا را برای ایران فراهم ساخته است. از سوی دیگر، تداوم تحریم های فلج کننده، تشدید رقابت های منطقه ای با بازیگرانی چون عربستان سعودی و اسرائیل، خطر وابستگی به بلوک های قدرت شرقی، و ضرورت انجام اصلاحات داخلی برای افزایش تاب آوری ملی، چالش های عمده پیش روی ایران هستند. این پژوهش نتیجه می گیرد که موفقیت ایران در این نظم نوین، منوط به اتخاذ یک راهبرد عمل گرایانه و چندبعدی است که بر حداکثرسازی منافع ملی، افزایش توانمندی های نسبی در عرصه های اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک، و در عین حال حفظ استقلال عمل و پرهیز از وابستگی مفرط به هر یک از بلوک های قدرت جهانی تأکید دارد.