فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
در ارتباط با هستی شناسی راهبردهای شهید سلیمانی در جهان اسلام دیدگاه های متفاوتی ارائه می گردد. از یک طرف، طراحان محافل نظام سلطه معتقدند: راهبردهای شهید سلیمانی ناشی از توسعه طلبی ایران برای نفوذ بیش از پیش در دنیای اسلام است. سویه دیگر این دوقطبی که از سوی اندیشمندان بومی در جهان اسلام در حال نشر است، بر این اصل پای می فشرد که راهبردهای شهید سلیمانی نه برای نفوذ؛ بلکه برای وحدت جهان اسلام در برابر نظام سلطه و نهایتاً استقلال کشورهای مسلمان از قیود ناشی از رابطه سلطه و سلطه پذیری است. لذاتبیین روش راهبردهای سیاسی- نظامی شهید سلیمانی در جهان اسلام است (مسئله)؛ نوشتار حاضر؛ تبیینی- تحلیلی است. نوع این پژوهش؛ کیفی و شیوه گردآوری اطلاعات؛ اسنادی است (روش)؛ به دلیل پیوستگی دو مؤلفه آنتولوژی و متدولوژی، این فرض مطرح است که روش اصلی راهبردهای شهید سلیمانی در جهان اسلام، حمایت از مظلوم و مبارزه با ظالم بوده است. دراین روش برخلاف نظریه رئالیسم، هدف کسب منفعت نیست، بلکه هدف تأمین سعادت کشورهای اسلامی (استقلال) در برابر نظام سلطه است. بنابراین، در مکتب شهید سلیمانی، حمایت از مظلوم (روش) به موازات هدف (وحدت جهان اسلام) و به عبارتی هستی راهبردها، اهمیت دارد (یافته ها).
نقش شخصیت در بازتفسیر رخدادهای تاریخ معاصر ایران، با تأکید بر مؤلفه های روان شناسی کمال (مورد مطالعه: سیدجمال الدین اسدآبادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بیداری اسلامی سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
129 - 151
حوزههای تخصصی:
سید جمال الدین اسدآبادی اندیشمند و سیاستمداری دینی است که غالباً اندیشه های سیاسی و اجتماعی او مورد توجه محققان قرار گرفته است. بی شک، وی ویژگی های شخصیتی داشته است که این همه توان و اثرگذاری و برجستگی را به او بخشیده است. پژوهش حاضر در پی واکاوی ویژگی های شخصیتی سید جمال الدین اسدآبادی با تأکید بر مؤلفه های روان شناسی کمال بوده است(مسأله). این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت داده از نوع کیفی و تحلیل محتوا بوده و جهت گردآوری داده ها از روش سندکاوی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کتب، مقالات و اسناد علمی مرتبط با سید جمال الدین اسدآبادی در فاصله زمانی سال های 1304 تا 1401 بود که مقالات و کتب مرتبط به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. تجزیه و تحلیل داده های این پژوهش در چهار مرحله توصیف، تحلیل، استنتاج و تبیین صورت پذیرفته است(روش). یافته های پژوهش نشان داد: سیدجمال الدین اسدآبادی به لحاظ شخصیتی، فردی خودآگاه، برخوردار از سازه حکمت، سازگار، سخت کوش در فعلیت بخشیدن به خود، برخوردار از وارستگی اخلاقی و عرفان اصیل اسلامی، اهل سعه صدر، انعطاف پذیر، مخالف خرافه گرایی، از خود گذشته، آشنا به زبان های زنده دنیا، شجاع در بیان حق و گشوده بر روی تجربه بود(یافته ها).
الگوی بصیرت سیاسی از دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
95 - 126
حوزههای تخصصی:
بصیرت سیاسی تدبیر در حوادث پیچیده امروز است که جهت حرکت افراد در مواجهه با پدیده ها، موانع و جریانات را تعیین کرده و مانع از ارتکاب خطاهای جبران ناپذیر و آسیب زا در حوادث سیاسی می شود. نوشتار پیش رو با هدف طراحی الگوی مفهومی بصیرت سیاسی از دیدگاه آیت الله خامنه ای تدوین شده است. پژوهش از نوع کیفی، و روش مورد استفاده از نوع تحلیل مضمون است. برای تحلیل داده ها از سه نوع کدگذاری پایه، سازمان دهنده و فراگیر استفاده شد. واحد تحلیل در پژوهش، طیفی از کلمات یا اصطلاحات، تا توجه به بافت داده ها و نکات کلیدی آن ها را شامل می شد. منبع اصلی داده های کیفی در این پژوهش، بیانات آیت الله خامنه ای درخصوص بصیرت سیاسی بود. یافته ها نشان داد بصیرت سیاسی شامل سه مضمون فراگیر بینش سیاسی، نگرش سیاسی و رفتار سیاسی است. مضامین سازمان دهنده بینش سیاسی شامل چهارده مضمون سازمان دهنده: شناخت راه، هدف، موانع، زمان، لحظه، ابزار مقابله، اولویت، نیاز، هوشمندی، قدرت فهم، تشخیص، بینایی و قدرت تحلیل است. نگرش سیاسی شامل چهار مضمون سازمان دهنده: ولایت پذیری، بی اعتمادی به دشمن، امیدواری و استکبارستیزی بود. رفتار سیاسی شامل هفت مضمون سازمان دهنده: مدیریت هیجان، بیان آشکار مواضع، حضور در صحنه، ایستادگی، عمل بهنگام، تأثیرگذاری و حرکت آگاهانه بود. یافته های این پژوهش برای مراکز پژوهشی، دانشگاه ها، هادیان سیاسی، استادان و دانشجویان و پژوهشگران علوم سیاسی قابل استفاده است.
سیاستگذاری در فضای مجازی و گودل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
187 - 173
حوزههای تخصصی:
یکی از بحث های مهم در فضای مجازی، مسئله دسترسی و شفافیت است. انتشار اطلاعات در فضای مجازی همراه با مسئله دسترسی با یک مشکل مهم روبه روست و آن عبارت است از تصدیق و راستی آزمایی اطلاعات منتشرشده. با توجه به اهمیت راستی آزمایی و شفافیت اطلاعات منتشرشده در شبکه های اجتماعی در فضای مجازی، هدف از این تحقیق بررسی موانعی است که در انتشار اطلاعات این مشکل را ایجاد می کنند. در مطالعه فضای مجازی و تأثیرات اجتماعی آن در ساختار اجتماعی و فرهنگی در دوره کنونی با مدل عدم تصمیم گیری و دربانی اطلاعات مواجهیم که در غیاب مدل سیاستگذاری اتفاق می افتد. مدل عدم تصمیم گیری با دوسویه دیکتاتوری عامه و فیلترینگ روبه روست. این مدل در قضیه «تصمیم ناپذیری» گودل ریشه در خاستگاه کدنویسی دارد. ورود اطلاعاتی که اثبات شدنی نیستند و تصدیق می شوند در تحلیل و عدم شفافیت اطلاعات و انتشار آن در فضای مجازی مسئله اثبات حادثه واقع شده را ایجاد می کند. مسئله زبان رایانش است. زبان در فضای فیزیکی و فضای مجازی از دو قلمرو جداگانه در تصدیق و اثبات صحت و سقم اطلاعات با حادثه واقع شده برخوردار است. در ارتباطات فضای فیزیکی انطباق اطلاعات با حادثه واقع شده در قاعده زبانی و روش اثبات پذیری بر اساس صدق، کذب، تضاد، استلزام و تناقض است. در فضای مجازی به دلیل بستر شبکه و تصویر و بازنمایی بر اساس محیط ویندوز که اساس آن برنامه نویسی و کد است، قاعده زبانی و اثبات پذیری بر اساس «تناظر» است. تناظر یک داده در فضای مجازی با واقع شدن حادثه نمی تواند از قواعد منطق زبانی اثبات پذیری یکسانی تبعیت کند. با استفاده از روش تحلیل مخاطب هویت و عاملیت مخاطب در اثرگذاری رسانه بر وی از حیث مدل تصمیم ناپذیری، مطالعه اجتماعی فضای مجازی را انجام خواهیم داد.
حمام های عمومی به مثابه «حوزه عمومی» در ایران عهد قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۰
89 - 106
حوزههای تخصصی:
حوزه عمومی، مکانی برای گفت وگو و نقد قدرت است که نخستین بار توسط یورگن هابرماس، به صورت تئوریک مطرح گردید. از دیدگاه وی پیشینه این موضوع در غرب، به سالن ها، قهوه خانه ها و مکان های عمومی برمی گردد. این موضوع در ایران معاصر نیز به مانند غرب دارای یک پیشینه تاریخی است. به گونه ای که این مکان ها و علی الخصوص، قهوه خانه ها، در ایران عهد قاجار، همواره به مثابه حوزه ای برای نقد قدرت و شکل گیری و تداوم جنبش مشروطه خواهی مطرح بوده است. در کنار قهوه خانه ها، یکی از مکان هایی که به مثابه یک حوزه عمومی در ایران این دوره (عهد قاجار) مطرح بوده و عمدتاً از سوی پژوهشگران نادیده گرفته شده است، حمام های عمومی است. این پژوهش با در نظر گرفتن موضوع فوق درصدد است تا به این پرسش پاسخ دهد، که حمام های عمومی چگونه به مثابه یک «حوزه عمومی» در ایران دوره قاجار نقش آفرینی می نمودند؟ یافته های پژوهش حاکی از این است که حمام های عمومی در ایران عهد قاجار، ورای تطهیر و نظافت، عملکردی به مثابه یک نهاد اجتماعی و به صورت یک حوزه عمومی بودند که بسیاری از اخبار و اطلاعات در آن ردوبدل و مورد کنکاش و نقد و گفت وگو قرار می گرفت. روش تحقیق در این پژوهش نیز، توصیفی- تحلیلی است و داده ها عمدتاً از مقالات و کتبی مرتبط، تهیه شده است.
تحلیل حقوقی کاربرد زور در واکنش به تهدیدات سایبری در عرصه بین الملل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۰
117 - 144
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، جنگ سایبری یک واقعیت است و حملات سایبری رو به افزایش می باشند. توانایی حملات سایبری در خاموش کردن سیستم های رایانه ای تأسیسات هسته ای، شبکه های برق و سیستم های کنترل هوایی، این حملات را به تهدیدی جدی برای امنیت ملی تبدیل کرده است. برخی دانشمندان معتقدند حملات سایبری می تواند دلیلی برای شروع جنگ باشد. با این حال، با نگاهی به قوانین سنتی جنگ، تنها بخش کوچکی از حملات سایبری می تواند به عنوان حمله مسلحانه محسوب شود. در حالی که نظام حقوق بین الملل باید خود را با این میدان جدید جنگ تطبیق دهد، در حال حاضر قانون بین المللی پایدار و موثری برای بازدارندگی در برابر حملات سایبری وجود ندارد. در این مقاله، چگونگی اعمال قواعد حقوق بین الملل موجود در خصوص "استفاده از زور" در چارچوب حق استفاده از زور، در قبال حملات سایبری بررسی می شود. تحلیل ها در چهارچوب ماده 2(4) منشور ملل متحد مبنی بر ممنوعیت استفاده از زور، فصل هفتم تأمین صلح و امنیت و حق دفاع مشروع مندرج در ماده 51 انجام می گیرد.
خوانش امر سیاسی در سروده های فروغ فرخزاد از منظر رئالیسم انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۷۶)
183 - 208
حوزههای تخصصی:
با کاربست روی کرد رئالیسم انتقادی و گردآوری داده با تکنیک تحلیل محتوای کیفی، نوشتار کنونی به بررسی امر سیاسی و مؤلفه های آن در سروده های فروغ فرخزاد (اشعار اسیر، دیوار، عصیان، تولدی دیگر، ایمان بیاوریم به فصل سرد) می پردازد و نشان می دهد که چندوچون بستر سیاسی و اجتماعی بر آفرینش و چگونگی ساختاردهی اثر ادبی نقش پررنگی دارد. از دریچه ی رئالیسم انتقادی می توان گفت فروغ پرورده ی زمانه ی خویش است و سروده های وی پیوندی ناگسستنی با بافت اجتماعی و سیاسی دارند. از این دریچه نگاه برانداز درانداز فروغ به امر سیاسی آشکار می گردد؛ یعنی وی همچون کنش گری شورنده در برابر کارکرد ساختِ سیاسی و اجتماعی می شورد و می کوشد با درهم شکستن بنیادهای آن به سوی رهایی و آزادی بگریزد. چنین گریختنی سویه ی دراندازانه ی سروده های فروغ را نمایان می سازد. با آگاهی گستری، او در نگاشته های خویش درانداختن بنیادهای زیستی دگرگونه را دنبال می کند، زیستی تهی از استبداد، مردسالاری، نابرابری، و ... ..
تحلیل گفتمان هویتی در سیاست گذاری خارجی؛ مقایسه ایران و ترکیه در بحران سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
517-540
حوزههای تخصصی:
با روی کار آمدن حکومت الجولانی در سوریه شاهدیم که نگاه به امر هویت اهمیت فراوانی یافته است. در کنار این امر، حضور ایران و ترکیه به عنوان دو بازیگر هویت مند جدال گرا در این منطقه سبب شده تا نقش هویت در شکل گیری منازعات سیاسی میان رودان مهم باشد. با توجه به موارد مذکور، در پژوهش حاضر می توان این پرسش اصلی را مطرح کرد که مؤلفه های هویتی چگونه در رقابت ایران و ترکیه در بحران سوریه نقش آفرینی کرده اند. در این پژوهش تلاش شده تأثیر هویت های ایدئولوژیک و قومی- مذهبی بر سیاست خارجی ایران و ترکیه در قبال سوریه و بررسی چگونگی بازتاب این رقابت در ساختار امنیتی و ژئوپلیتیک منطقه میان رودان تحلیل شود. نگارندگان با استفاده از روش پژوهش کیفی در پی به آزمون گذاردن این فرضیه است که تضاد در هویت های جمهوری اسلامی ایران و ترکیه یکی از عوامل مؤثر در تعمیق رقابت و افزایش بی ثباتی در سوریه و منطقه بوده است. نتیجه آنکه مؤلفه های هویتی نقش اساسی و گیرا در جهت دهی به رفتار و سیاست خارجی ایران و ترکیه در بحران سوریه ایفا کرده است. برخلاف تحلیل هایی که تنها بر منافع ژئوپلیتیکی یا اقتصادی تأکید دارند، این مطالعه نشان می دهد که هویت های ایدئولوژیک، مذهبی و تاریخی، چارچوب ادراکی تصمیم گیران دو کشور را شکل داده و در انتخاب راهبردها و ائتلاف ها بسیار اثرگذار بوده است. ترکیه با تکیه بر هویت سنی و تمایلات نئوعثمانی، به حمایت از گروه های سنی مخالف دولت اسد پرداخته، در حالی که ایران با رویکردی شیعی و گفتمان مقاومت، از دولت اسد و نیروهای همسو حمایت کرده است.
تحلیل چالش های زیست محیطی ایران بر اساس نظریه حوزه عمومی هابرماس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات سیاسی بین النهرین دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
541-568
حوزههای تخصصی:
بحران های زیست محیطی از جمله کمبود منابع آب، آلودگی هوا، فرسایش خاک، ریزگردها و فرونشست زمین، چالش های اساسی توسعه پایدار در ایران به شمار می آیند. این مسائل نه تنها زیست بوم طبیعی کشور را تهدید می کنند، بلکه پیامدهای گسترده ای بر سلامت عمومی، امنیت اجتماعی و کیفیت زندگی شهروندان داشته اند. اگرچه عوامل طبیعی مانند خشک سالی و تغییرات اقلیمی در شدت این بحران ها نقش دارند، بخش عمده ای از آن ها به ضعف ساختاری در مدیریت منابع طبیعی، نبود شفافیت در سیاست گذاری و فقدان سازوکارهای مشارکت جمعی بازمی گردد. ظهور جنبش های زیست محیطی در اوایل دهه ۱۹۶۰، پاسخی به نگرانی های جهانی درباره تخریب منابع طبیعی، افزایش آلودگی و رشد مصرف گرایی بود. این جنبش ها در دهه های بعدی شتاب گرفتند؛ زیرا کسب اطلاعات محیط زیستی نخستین گام در مسیر پایداری و از شروط اساسی بقای آینده بشر تلقی می شود. درک اصول شناخت محیط زیست و زندگی بر اساس آن، زمینه شکل گیری مطالبات عمومی برای حفاظت از محیط زیست را فراهم می کند. این پژوهش با تکیه بر نظریه حوزه عمومی هابرماس و با رویکرد توصیفی- تحلیلی، نقش نهادهای اجتماعی، رسانه ها، دانشگاه ها و جامعه مدنی را در مواجهه با بحران های زیست محیطی ایران بررسی می کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که فقدان حوزه عمومی مستقل و گفتمان محور، همراه با ضعف مشارکت عقلانی شهروندان، منجر به کاهش سرمایه اجتماعی در این حوزه شده است. در پایان، بر بازسازی حوزه عمومی، تقویت نهادهای مدنی، دسترسی آزاد به اطلاعات و شکل گیری اراده جمعی تأکید شده است.
تأثیر همه پرسی سال 2022 بازنگری قانون اساسی بر ساختار سیاسی جمهوری قزاقستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در 5 ژوئن 2022 به درخواست رئیس جمهور، قاسم جومارت توکایف همه پرسی در مورد اصلاحات قانون اساسی در قزاقستان برگزار شد. در این اصلاحات تلاش شده است از اختیارهای رئیس جمهور کاسته و به اختیارها و نقش پارلمان، نهادهای نمایندگی محلی و مردم افزوده شود. پیرو این اصلاحات، دادگاه قانون اساسی دوباره تشکیل شد، مجازات اعدام لغو شد، شکل حکومت در قزاقستان از مدل فراریاستی به ریاستی با پارلمان قوی تغییر یافت. مقررات مربوط به نقش و امتیازهای ویژه رئیس جمهور اول حذف شد. در این نوشتار با بررسی مهم ترین و تعیین کننده ترین موارد اصلاحی از 56 مورد اصلاحات انجام شده در 33 اصل قانون اساسی از راه همه پرسی، به این پرسش پاسخ می دهیم که چگونه اصلاحات انجام شده بر ساختار سیاسی جمهوری قزاقستان تأثیر گذاشته است یا خواهد گذاشت؟ با استفاده از استدلال استقرایی، تحلیل محتوایی، گرد آوری، تجزیه وتحلیل داده ها، مطالعه یافته های کتابخانه ای، بیانیه ها، گزارش ها و همچنین بررسی قانون اساسی و مقررات اصلاح شده در قزاقستان، به دنبال پاسخ به پرسش مقاله هستیم. بنابر مطالعه انجام شده، به نظر می رسد با اصلاح قانون اساسی قزاقستان، شاهد تأثیر کوتاه مدت برخی اصلاحات بر ساختار سیاسی این کشور باشیم. با این همه، فهم میزان موفقیت و اثرگذاری بخشی از این اصلاحات، که هدف های بالاتری مانند دستیابی به مردم سالاری و کاهش تمرکز قدرت را دنبال می کنند، در بلندمدت نمایان می شود.
نظریه تربیت وجودی با تأکید بر تأثیر مکاتب تربیت توحیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن فعلیت یافته و عینیت بخش، ارزش های بالقوه یک مکتب است. جوشش یک تمدن از نحوه انسان سازی و جامعه پردازی آن منشعب می شود؛ مسئله اصلی آن است که آیا گفتمان توحیدی شکل گرفته در پسا انقلاب اسلامی، می تواند ظرفیت های بینشی، منشی و کنشی یک انسان در مقیاس امت- تمدن را فعال کند؟ انسانی که در مقیاس امت- تمدن تربیت می شود، قدرت تحول آفرینی در همان سان را دارد و قدرت آن را دارد که به تغییر در فرهنگ پیرامونی و مرجعیت اجتماعی و تمدنی دست یابد. برخورداری از نگاه تربیتی به سطحی از اهمیت است که به تربیت و اصلاح یک فرد انسانی، یک جامعه اصلاح می شود؛ این مقاله به دنبال آن است که نظریه تربیت وجودی را در قالب گزاره های سازواری ارائه نماید و نسبت آن را در فرایند تمدن سازی واکاوی کند. در این منظر تربیت وجودی دارای ویژگی های زیر است؛ اولاً، در آن توجه به وجه «یلی الربی» و وجودی عالم و آدم می شود، ازاین رو «عالم» را «خلقت» و «آدم» را «خلیفه» الهی می یابد. ثانیاً، بر اساس آن انتقالات مفهومی و دلالی صرفاً زمینه ساز بوده و اکتفا و توقف بر آن بی معنا است و در آن بر وجه درک حضوری و قلبی انسان تأکید می شود، ازاین رو به پردازش های ذهنی اکتفا نشده و حصول نتیجه مؤثر از وحدت، وصول و بلوغ به واقعیت و کمالات وجودی است. ثالثاً، هدف از تربیت وجودی، تشبه، مشاکلت و تناسب وجودی با مبدأ وجود و آگاهی است، ازاین رو خداوند و کمالات او را مقوم وجودی خویشتن وجدان می کند و در آن تمکن می یابد. رابعاً، فرایند تربیت وجودی، فرایندی تهذیبی، مشارکتی و پرورش موقعیت محور است که در آن با انجام ارتیاض و ممارست های جسمی و روحی در مناسک عبادی و مراقبت های اخلاقی و همچنین مبتنی بر طریق معرفت و توجه به نفس، منجر به اشتداد ظهور نور طینت و مفطورات هستگانی انسان از غواشی و تعینات خَلقی و خُلقی می شود.
چارچوبی تئوریک برای خوانشی قرآنی از سیاست خارجی عزت طلب با تأکید بر سوره توبه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های سیاست اسلامی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
90 - 116
حوزههای تخصصی:
اکثر نظریات روابط بین الملل صرفاً باهدف کسب «قدرت»، «امنیت» و «ثروت»، بدون توجه به «کرامت نفس و عزت طلبی» صورت بندی شده اند. اگر عزت طلبی را به عنوان یکی از ثابتات اصول سیاست خارجی اسلام مفروض بگیریم، سؤال اصلی پژوهش پیش رو بر این اساس شکل گرفته است که با تأمل در آیات سوره توبه، آیا به جز کسب «قدرت»، «ثروت» و «امنیت» در نظریات غربی، مفاهیم دیگری همچون «عزت جویی و منزلت طلبی» نیز به منظور تبیین سیاست خارجی و فهم روابط بین الملل، قابلیت استخراج دارند؟ مقاله حاضر در پی اثبات این فرضیه است که می توان مفهوم عزت طلبی را به سه مؤلفه «محدودیت خودخواسته در منازعات»، «اولویت هویت» و «منزلت جویی» تبدیل و آن ها را در سوره توبه، نشانی از «عزت جویی و منزلت طلبی»، به عنوان اصول ثابت سیاست داخلی و خارجی اسلامی دانست. اهمیت بحث بازمی گردد به این مهم که در سال های اخیر با توجه به نقشِ راهبری و هدایت گری سازه های تئوریک سیاسی در استراتژی های ملی و جهانی، تأمل در نظریه های امنیتی روابط بین الملل مورد اهتمام جدی ترِ مراکز سیاست گذاریِ بسیاری از کشورها قرار گرفته است. رویکرد کلی این پژوهش، برگرفته از روش توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها و کتابخانه ای است؛ و از نوع متن خوانی (متن قرآن) است.
بررسی مقایسه ای سیاست خارجی ترامپ و بایدن با تأکید بر دو کشور ایران و چین (2024 -2016)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۴)
147 - 178
سیاست خارجی آمریکا در دوران ترامپ به نوعی بر مبنای ظهور الگوی تقابلی و ناسازگاری با ساختار نظام بین الملل و در اولویت قرار دادن منافع ایالات متحده شکل گرفت. ترامپ با خارج کردن واشنگتن از سازمان ها و تعهدات بین المللی از جمله برجام و راه انداختن جنگ اقتصادی و افزایش تعرفه های تجاری علیه چین، سیاست های واشنگتن را در موضوعات مختلف نظام بین الملل با چالش اساسی روبه رو کرد که این امر باعث کاهش جایگاه و قدرت واشنگتن در صحنه سیاست بین الملل گشت. امّا با ورود بایدن به کاخ سفید، کنشگری ایالات متحده در عرصه روابط بین الملل بر اساس نوعی الگوی رفتاری تعاملی و همکاری جویانه با ساختار و سیستم جهانی تعریف شد که در صدد بازگرداندن رهبری جهانی آمریکا، پیوستن مجدد به تعهدات بین المللی، همکاری نزدیک با متحدان و مقابله با تهدیدات جهانی بود. در این رابطه، بایدن با اولوی ت دادن به دیپلماس ی در تصمیمات سیاس ت خارجی درصدد بازگشت به برجام و در عین حال اعمال تحریم ها علیه تهران بود. در دوره بایدن علی رغم تأکید دولت وی بر کاهش تنش تجاری با چین، رویکرد جنگ تجاری ترامپ علیه چین نیز تداوم یافته است. هدف پژوهش بررسی مقایسه ای سیاست خارجی ترامپ و بایدن با تأکید بر دو کشور ایران و چین است. سؤال اصلی پژوهش این است که ترامپ و بایدن چه رویکردی را در سیاست خارجی آمریکا و مشخصاً در موضوعات ایران و چین در پیش گرفته اند؟ برای تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل مقایسه ای از نوع کیفی استفاده شده و روش جم ع آوری داده ه ا و اطلاع ات نی ز کتابخانه ای است.
ضرورت توجه به تمدن سازی اسلامی در دانشگاه ها مبتنی بر ارزیابی کیفیت درونی برنامه درسی دروس معارف اسلامی بر اساس مدل رالف تایلر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به تعلیم و تربیت اسلامی دانشجویان همواره یکی از اهداف مهم نظام آموزشی در دانشگاه فرهنگیان است. هدف مطالعه حاضر ارزیابی کیفیت درونی برنامه درسی دروس معارف اسلامی از دیدگاه دانشجومعلمان در دانشگاه فرهنگیان خراسان جنوبی بر اساس مدل رالف تایلر بود. این مطالعه توصیفی-تحلیلی است. جامعه مورد مطالعه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید باهنر بیرجند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان 347 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته 43 سوالی استفاده شد. روایی پرسشنامه به تائید صاحب نظرات و اساتید دانشگاه رسید. و پایایی پرسشنامه با استفاده از شیوه الفای کرونباخ 87% بدست آمد. تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS 16 و از آمار توصیفی(فراوانی و درصد) و آمار استنباطی( t تک نمونه ای و t مستقل) استفاده شد. براساس نتایج به دست آمده، وضعیت کیفیت درونی برنامه درسی دروس معارف اسلامی در عنصر اهداف آموزشی، محتوای آموزش، روش های تدریس و نمره کلی کیفیت برنامه درسی از دیدگاه دانشجویان از متوسط به بالا برخوردار بود ولی میانگین عناصر( ارزشیابی ) از میانگین نظری (3) پائین تر بود و وضعیت این عناصر از دیدگاه دانشجویان از کیفیت پائینی برخوردار بود (P<0/05). برنامه درسی دروس معارف اسلامی در دانشگاه فرهنگیان باید همواره مورد ارزیابی قرار گیرند و موانع اثربخشی و تأثیرگذاری این دروس بر دانشجومعلمان شناسایی شوند و بازنگری لازم در جهت ارتقاء و رشد مسائل اسلامی و دینی در راستای تمدن سازی اسلامی دانشجومعلمان انجام شود.
بررسی تطبیقی تحول مواضع احزاب و گروه های سیاسی اصلاح طلب در ارتباط با کنش های جمعی اعتراضی در جمهوری اسلامی ایران (1401-1378)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳
93 - 124
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش مواضع حزب اتحاد ملت ایران اسلامی (جبهه مشارکت) و گروه سیاسی مجمع روحانیون مبارز از طیف اصلاح طلب در ارتباط با اعتراضات به وقوع پیوسته در بازه زمانی (1401-1378) بررسی شده است. برای انجام این پژوهش، به بیانیه های صادر شده در خصوص کنش های جمعی اعتراضی از طرف دو تشکل سیاسی فوق مراجعه شده است. داده های به دست آمده به وسیله روش تحلیل مضمون، مورد تحلیل قرار گرفته است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش اصلی است که آیا مواضع حزب اتحاد ملت و مجمع روحانیون در ارتباط با اعتراضات (1401-1378) دارای تحول بوده؟ همچنین به دنبال پاسخ به این پرسش فرعی است که مواضع حزب اتحاد ملت و مجمع روحانیون نسبت به اعتراضات دارای چه شباهت ها و تفاوت هایی است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد: مواضع مجمع روحانیون در خصوص حوادث بعد از انتخابات سال 1388 و حوادث سال 1401، نسبت به مواضع آن ها در حوادث سال 1396 دارای تحول بوده، ولی مواضع حزب اتحاد ملت در خصوص اعتراضات مورد بررسی، تحولی نداشته است. مواضع حزب اتحاد ملت و مجمع روحانیون مبارز در تأکید بر مردم سالاری، همه پرسی و آزادی بیان، انتقاد از نحوه حکمرانی و عملکرد جناح محافظه کار (اصول گرا) دارای تشابه و در رعایت اخلاق، دین داری صحیح، آموزه های دینی و تأکید بر ضرورت هوشیاری مردم جهت مقابله با فتنه ها و دشمنی آمریکا، دارای تفاوت می باشد.
بررسی و تحلیل دکترین های فقه سلفی در زمینه براندازی و ضد براندازی (با تاکید بر کارکردهای دو سویه آن بر رفتارهای اطلاعاتی معطوف به فعالیت نهضتی در حوزه های خودی و حریف)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۳
163 - 182
حوزههای تخصصی:
فقه سیاسی سلفی در زمینه براندازی و ضد براندازی دو رویکرد کلی دارد. در رویکردی براندازی و کنش های براندازانه تجویز می شود. چنانکه در مقابل بر ناروایی براندازی و کنش های براندازانه تاکید می شود. در این میان، در مطالعه ای تحلیلی «بررسی و تحلیل دکترین های فقه سیاسی سلفی در زمینه براندازی و ضد براندازی» و پیامد سنجی کارکردهای دوسویه دکترین های براندازی و ضد براندازی در فقه سیاسی سلفی، بر رفتارهای اطلاعاتی و مدیریت ادراک معطوف به فعالیت نهضتی در حوزه های خودی و حریف، مساله این پژوهش است. در این راستا پس از تبیین مفهومی براندازی و ضد براندازی، به بازخوانی و تبیین دکترین های ضد براندازی در فقه و اندیشه سیاسی سلفی و دکترین های تجویز کننده براندازی در فقه و اندیشه سیاسی سلفی، پرداخته می شود. چنانکه بهره بری و مشروعیت سازیِ حکمرانی آل سعود از دکترین ضدبراندازی استیلاء و غلبه، در سیر پژوهش مورد توجه است. براساس برونداد های این پژوهش اندیشه های سید قطب به ویژه مفهوم پردازی « جامعه جاهلی »، مهمترین تاثیر را در شکل گیری و کنش های براندازانه وفادار به فقه و اندیشه سیاسی سلفی داشته است. تجویز دکترین های اعتراض و براندازی در قالب جهاد مقدس برونداد این فهم است. این فهم تحولی اساسی در فقه سیاسی سلفی به ویژه قرائت احمد بن حنبل و ابن تیمیه دارد. چنانکه زمینه انقلاب و اعتراضات اجتماعی را در بین اهل سنت به وجود آورده و به آن مشروعیت می بخشد.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از منظر نظریه جهان شمولی نسبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۵۱)
5 - 36
حوزههای تخصصی:
نظریه جهانشمولی نسبی در روابط بین الملل که تلاش دارد به تبیین هم پیوندی دوگانه نسبی و جهانشمول در روابط بین الملل بپردازد، بر این باور است که بر اساس «نظریه وحدت در عین کثرت»، می توان دارای وحدت جهان بینی و کثرت روش بود، بر پایه نظریه جهانشمولی نسبی می توان در عین بهره مندی از اصول اولیه ثابت و عام و جهانشمول، دارای الگوها و قواعد ثانویه، متکثر، متنوع، متعدد، متغیر و خاص مبتنی بر عدم قطعیت و تحول پذیری در روابط بین الملل بود. مقاله حاضر تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که چگونه می توان نظریه جهانشمولی نسبی را در عرصه سیاست خارجی به کاربست و چگونه می توان با ایجاد سازواری بین رویکردهای جهان گرایانه همگن ساز و نسبی گرایانه ناهمگن، برقراری نوعی دیالکتیک بین نیروهای مرکزگرا و مرکزگریز، و همخوانی بین عام گرایی و محلی گرایی در عصر جهانی-محلی شدن، رویکردی متعادل و متوازن در سیاست خارجی در فضاهای بینابینی برقرار ساخت. نگارنده با تاکید بر جهانشمولی در اصول و نسبیت در رویه ها بر این باور است که با استفاده از روش گلچین گرایی، می توان با اتخاذ رویکرد طیفی و پرهیز از دوگانه سازی، نوعی هم تکمیلی دیالکتیک وار بین مفاهیم به ظاهر متناقض و متضاد در سیاست خارجی از فبیل آرمان گرایی و واقع گرایی، درون گرایی و برون گرایی، بین المللی گرایی و منطقه گرایی، و دوجانبه گرایی و چندجانبه گرایی برقرار ساخت.
ارائه الگوی پرورشی بر اساس ابعاد و مؤلفه های تربیتی در دیدگاه حاج قاسم سلیمانی با هدف تقویت برنامه پرورشی در دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تربیت دانش آموزان و فرزندان این سرزمین وظیفه خطیری است که رهبر بزرگ انقلاب بر دوش ما قرار داده است که در این راستا برنامه پرورشی در مدارس می تواند به عنوان یک اهرم جهت پرورش و تربیت جنبه های اخلاقی، اسلامی و معنوی دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد. اما استفاده از یک الگو بومی و ملی به مثابه یک قهرمان مانند سردار شهید قاسم سلیمانی که نه نتها یک رزمنده، جنگجو، فرمانده و یک مدیر بود بلکه یک قهرمان فراملی است می تواند در این امر نقش بزرگ و پررنگی داشته باشد. هدف این تحقیق ارائه یک الگوی پرورشی بر اساس ابعاد و مولفه های تربیتی در دیدگاه حاج قاسم سلیمانی با هدف تقویت برنامه ی پرورشی در دوره متوسطه است. این تحقیق از نوع کیفی است و در قالب پارادایم تفسیرگرایی، به شیوه کیفی صورت گرفت. جامعه آماری ونمونه این پژوهش کلیه سخرانی های شهید حاج قاسم سلیمانی بود که بالغ بر 22 سخرانی و دستنویس بود که جمع آوری داده ها به شیوه کتابخانه ای و اسناد صورت گرفت. همچنین تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. پس از تحلیل داده ها و استخراج مضمون های مورد نظر، 203مضمون پایه و با دسته بندی و تحلیل مضمون 18 مضمون سازمان یافته استخراج شد و در نهایت 5 مضمون فراگیر ابعاد تربیتی جهادی و شهادتی، مذهبی و معنوی، ابعاد تربیتی اجتماعی، ابعاد تربیتی شخصیتی، ابعاد تربیتی سیاسی بدست آمد که به ترتیب ابعاد و مولفه های مکتب سردار شهید حاج قاسم سلیمانی تحت یک الگو ارائه شد.
چالش های ژئوپولیتیکی منطقه گرایی جمهوری اسلامی ایران در غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۲)
211 - 231
حوزههای تخصصی:
مساله مورد تحقیق در این مقاله چالش های ژئوپولیتیکی است که در منطقه غرب آسیا سد مسیر همگرایی جمهوری اسلامی ایران می شود و واگرایی های سیاسی جمهوری اسلامی ایران را در این منطقه تقویت می کند، از منظر سیاست بین الملل موانع ساختاری ناشی از پیامدهای ساختار آنارشیک و معمای امنیتی موانع تعین کننده ای محسوب می شوند، اما این مقاله به چالش های ژئوپولیتیکی که بازیگران رقیب برای همگرایی منطقه ای جمهوری اسلامی ایران ایجاد می کنند پرداخته است، این بازیگران نیز از جمله شامل ایالات متحده آمریکا، پادشاهی سعودی و اسراییل است. استمرار واگرایی سیاسی جمهوری اسلامی و رقابت های ژئوپولیتیکی در منطقه غرب آسیا هزینه های گوناگونی برای کلیه بازیگران این سیستم منطقه ای ایجاد کرده است. روش تحقیق در این مقاله تبیینی و شیوه گردآوری داده ها نیز کتابخانه ای است.
Strategic Patience or Strategic Shift? Analyzing Iran's Regional Diplomacy in the Post-Abraham Accords Era(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۵, Issue ۴۰- Serial Number ۲, Summer and Autumn ۲۰۲۴
351 - 368
حوزههای تخصصی:
This article investigates the evolving trajectory of Iran’s regional diplomacy in the aftermath of the Abraham Accords (2020), which marked a major shift in Middle Eastern geopolitics by initiating normalization between Israel and several Arab states. The central inquiry of this study is whether the Islamic Republic of Iran continues to uphold its long-standing doctrine of "strategic patience" or is transitioning toward a new, more adaptive diplomatic doctrine in response to emerging regional alignments. Drawing on a qualitative analysis of official policy statements, regional diplomatic developments, and doctrinal texts in Persian and Arabic, this study examines Iran’s evolving strategy through the dual lenses of geopolitical realism and Islamic theological frameworks—especially the doctrine of Velayat-e Faqih (Guardianship of the Jurist). The article argues that Iran’s foreign policy posture reflects a hybrid model: while ideological commitments to anti-Zionism and Islamic solidarity remain strong, there are growing signs of pragmatic engagement, particularly in Iran’s overtures toward Saudi Arabia, the UAE, and Iraq. This pragmatic turn is framed within Shiite concepts such as maslahat (public interest) and hikmah (strategic wisdom), allowing Tehran to recalibrate without abandoning core ideological principles. The findings reveal a nuanced shift toward a dual-track strategy that combines deterrence with diplomacy, resistance with regional dialogue. This approach enables Iran to navigate its theological commitments while responding to shifting regional dynamics. The article contributes to the broader discourse on the intersection of religion and foreign policy in the Middle East and offers insights into how revolutionary states adapt in a transforming international environment.