فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۳۳٬۸۲۳ مورد.
منبع:
غرب آسیا سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸)
94 - 128
حوزههای تخصصی:
اندیشه های کمونیستی در جامعه افغانستان، که دارای بافت مذهبی مبتنی بر اسلام شیعی و حنفی بود، زمینه های تنش ایدئولوژیک گسترده ای ایجاد کرد. اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی و استقرار حکومت وابسته به آن، شکاف های سنتی جامعه را تشدید کرد و واکنش های هویتی مذهبی را تقویت نمود. در این شرایط، گروه های مجاهد افغان با هدف مقابله با نفوذ کمونیسم و استعمار شکل گرفتند. پس از خروج نیروهای شوروی و در ادامه با زمین گیر شدن ایالات متحده آمریکا در افغانستان، ساختار سیاسی کشور به جای حرکت به سوی انسجام ملی، وارد مرحله ای از جنگ داخلی و رقابت های فرقه ای شد. مجاهدین افغان نتوانستند از انشعابات داخلی و سلطه طلبی رهبران خود جلوگیری کنند و همین امر به تعمیق شکاف های قومی مذهبی انجامید. این پژوهش نشان می دهد که برگزاری انتخابات بر پایه الگوهای قومی مذهبی و فقدان یک نظام نمایندگی فراگیر و نهادمند، نتوانست به شکل گیری دولت پایدار منجر شود و در عمل به هرج ومرج سیاسی دامن زد. بنابراین، مدعای اصلی مقاله آن است که پیوند میان ایدئولوژی های وارداتی، رهبری های اقتدارگرا و ساختار انتخاباتی مبتنی بر هویت های قومی مذهبی، عامل اصلی تداوم خشونت و بنیادگرایی در افغانستان معاصر بوده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که: شکل گیری اندیشه های کمونیستی و نحوه سازمان یابی سیاسی نیروهای اسلامی در افغانستان چگونه بر تداوم بنیادگرایی و خشونت های فرقه ای در این کشور تأثیر گذاشته است؟ نفوذ اندیشه های کمونیستی و شکل گیری حزب دموکراتیک خلق افغانستان از یک سو، و سازمان یابی گروه های مجاهدین اسلامی در قالب ساختارهایی متأثر از شکاف های قومی مذهبی از سوی دیگر، در غیاب یک نظام نمایندگی پایدار، به بازتولید بنیادگرایی و تشدید خشونت های فرقه ای در افغانستان انجامیده است.
دولت ترامپ و برنامه هسته ای ایران: ادراکات رئالیستی در نظم انتقالی نظام بین الملل (2025- 2017)
منبع:
غرب آسیا سال ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰)
61 - 89
حوزههای تخصصی:
دهه ی سوم قرن بیست و یکم، بیش از هر دوره ای با پیچیدگی ها و دگرگونی های متعددی روبرو شده است و می توان با برخی تسامحات، دوره ی حاضر را عصر انتقالی با محوریت ایالات متحده دانست. با به قدرت رسیدن مجدد دونالد ترامپ، سیاست-های رئالیستی ایالات متحده از مسیر «صلح از طریق قدرت» ابعاد عمل گرایانه تری گرفته است. در پژوهش حاضر این پرسش مورد بررسی قرار گرفته است که سیاست های ایالات متحده در دوران ترامپ (2025-2017) در مقابل ایران، با تمرکز بر برنامه هسته ای چگونه می باشد؟ در پاسخ این فرضیه مورد بررسی قرار گرفته است که سیاست های دونالد ترامپ، مبتنی بر دکترین جکسونی و رئالیسم تهاجمی مبتنی بر ادراکات رئالیستی است و بعید به نظر می رسد که بدون دستاوردی قابل توجه در قبال برنامه هسته ای ایران، رویکردهای فشار حداکثری خود را تقلیل ببخشد. نتایج نشانگر آنست که ایالات متحده به هر نحوی، موضوع ایران (و به تبع آن برنامه هسته ای و موشکی) را جزو اهداف اصلی خود قرار داده است و با ترکیبی از گزینه های مختلف، نهایتاً به دنبال وادار کردن ایران در همسویی با منافع خود در غرب آسیا است. شیوه گردآوری مطالب کتابخانه ای و اینترنتی (مقالات، کتب و گزارش های معتبر جهانی) و روش پژوهش توصیفی-تحلیلی می باشد.
بررسی رابطه عوامل اجتماعی – اقتصادی با دانش سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
21 - 1
حوزههای تخصصی:
دانش سیاسی به عنوان ساده ترین نوع ادراکات سیاسی، نگرش افراد را در زمینه اعتصاب، انتخابات سیاسی، بردباری سیاسی، عقاید سیاسی و در مجموعه رفتارهای سیاسی شکل می دهد. پژوهش حاضر به رابطه عوامل اجتماعی - اقتصادی (جنسیت، تحصیلات، سن و درآمد) با دانش سیاسی می پردازد. در این پژوهش با استفاده از پیمایش و روش خوشه ای چندمرحله ای طبقه ای، نمونه 384 نفره از مناطق 22گانه تهران (ایران) انتخاب و با استفاده از روش رگرسیون چندگانه داده های جمع آوری شده تحلیل شد. مطابق با خروجی نرم افزار SPSS یافته های پژوهش نشان می دهد که میانگین سطح دانش سیاسی نمونه آماری معادل 6 از 14 و انحراف معیار آن برابر با 4/3 است و به طور متوسط پاسخگویان به 43 درصد پرسش ها پاسخ صحیح دادند. بیشتر پاسخگویان (معادل 2/73 درصد) به پرسش «ایران در سال 1358 طی هم پرسی (رفراندم) تبدیل به نظام جمهوری اسلامی» پاسخ صحیح دادند و کمترین پاسخ صحیح مربوط به پرسش «نرخ بیکاری ایران در سال 1395 چقدر بود؟» (معادل 8/18 درصد) است. همچنین نتایج نشان داد تمام متغیرهای اقتصادی- اجتماعی تحقیق با سطح دانش سیاسی عمومی افراد رابطه مثبت معناداری دارند، اما شدت رابطه متغیرهای جنسیت (208/0)، تحصیلات (436/0)، سن (261/0) و درآمد (095/0) با متغیر دانش سیاسی عمومی متفاوت است، به صورتی که متغیر تحصیلات با بیشترین شدت رابطه و متغیر درآمد کمترین رابطه را با دانش سیاسی دارد.
راهکارهای مقابله با جنگ ترکیبی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۲ (پیاپی ۸۲)
117 - 154
حوزههای تخصصی:
یکی از چارچوب های بررسی یکپارچه مؤلفه های فشار غربی ها علیه جمهوری اسلامی ایران چارچوب جنگ ترکیبی است. در این راستا بررسی چگونگی راهکارهای مقابله با این نوع از جنگ می تواند دارای کاربردهای نظری و عملیاتی برای نخبگان و مسئولان ذی ربط باشد. پرسش اصلی این است که راهکارهای مقابله با جنگ ترکیبی غرب علیه ج.ا.ا چیست؟ مقاله از دو حیث رویکردی و عملیاتی از اهمیت برخوردار است، از حیث رویکردی و نظری به یکپارچگی راهکارهای مقابله نظر دارد و از حیث عملیاتی می تواند برای مسئولان مرتبط با جنگ ترکیبی کارگشا باشد. این تحقیق از نوع اکتشافی بوده و فرضیه آزما نیست. برای گردآوری داده ها، از تکنیک اسنادی استفاده شده و برای تحلیل داده ها نیز از روش کیفی بهره برده شده است. یافته های تحقیق بیانگر آن است که راهکارهای مقابله با جنگ ترکیبی غرب علیه ج.ا.ا در سه سطح کلان (طراحی تصویر و بازطراحی نقش بین المللی ایران)، نیمه کلان (تلاش برای سیاستگذاری پایا) و خُرد که در سطوح تکنیکی قابل پردازش است قرار دارد.
نقش حق خواهی در رسیدن به آرمان مطلوب در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) و آ یت الله خامنه ای (مد ظله)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای سیاسی معاصر سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
219-250
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به منظور بررسی نقش حق خواهی در رسیدن به آرمان مطلوب در اندیشه ی سیاسی امام خمینی (ره) و آیت الله خامنه ای بر اساس نظریه ی گفتمان لاکلا و موفه و یافتن پاسخ برای پرسش های: « آرمان مطلوب در اندیشه ی سیاسی امام خمینی (ره) و آیت الله خامنه ای چیست و دارای چه مولفه هایی می باشد؟ نقش حق خواهی در رسیدن به آرمان مطلوب در اندیشه ی سیاسی امام خمینی (ره) و آیت الله خامنه ای چیست؟ » به انجام رسید و پس از بررسی نوشته ها و سخنرانی های آنها، مشاهده گردید که آرمان مطلوب در اندیشه ی سیاسی امام خمینی (ره) «برپایی حکومت اسلامی» بوده است که به عنوان دال محوری (مرکزی) در گفتمان سیاسی ایشان و دال های شناور آن : تأسیس جمهوری اسلامی ، حاکمیت بلامنازع ارزش ها ی الهی ، احقاق حقوق مستضعفان ، جلب رضایت مردم و ایجاد فضایی مملوّ از صلح و دوستی . همچنین آرمان مطلوب در اندیشه ی سیاسی آیت الله خامنه ای «تمدن اسلامی» بوده و دال های شناور آن : عدالت، معنویت، پیشرفت و استقلال. نتایج نشان می دهد که هر دو رهبر انقلاب اسلامی، به مساله ی حق و حق خواهی توجه ویژه داشته اند. پژوهش حاضر نتیجه می گیرد که با توجه به نظریه ی گفتمان لاکلا و موفه، حق خواهی و حق طلبی جزو اجزا و عناصر مهم و تاثیرگذار در آرمان های مطلوب دراندیشه ی سیاسی رهبران انقلاب بوده است.
تحلیل گفتمان انتقادی بازنمایی قیامت در قرآن و نهج البلاغه و نقش آن در تولید مشروعیت سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با بهره گیری از چارچوب نظری تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف، به بررسی چگونگی بازنمایی قیامت در قرآن و نهج البلاغه و نقش آن در شکل دهی به مشروعیت سیاسی می پردازد. مسئله اصلی تحقیق، تحلیل سازوکارهای زبانی و گفتمانی ای است که از طریق آن ها، مفهوم قیامت به عنوان ابزاری برای القای نظم اجتماعی، اعمال قدرت معنوی و مشروعیت بخشی به ساختارهای سیاسی و اخلاقی در گفتمان قرآنی و علوی بازنمایی می شود. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل متون در دو سطح توصیفی و تبیینی است. داده ها شامل آیاتی از قرآن و گزیده هایی از خطبه های نهج البلاغه است که به موضوع معاد و قیامت می پردازند. یافته ها نشان می دهد که قرآن با تأکید بر حتمیت، تصویرسازی های هشداردهنده، از قیامت برای انضباط بخشی فردی و تقویت تبعیت از فرمان الهی بهره می گیرد؛ در حالی که در نهج البلاغه، این مفهوم در پیوند با اخلاق سیاسی و مسئولیت اجتماعی مطرح شده و به طور مستقیم به نهادهای قدرت و عدالت سیاسی مرتبط می شود. نتیجه پژوهش نشان می دهد که قیامت در هر دو گفتمان، علاوه بر کارکرد دینی، کارکردی ایدئولوژیک در تثبیت نظم مشروع سیاسی نیز دارد.
بررسی وجوه تمایز و تشابه مبانی نظری انقلاب اسلامی در اندیشه امام موسی صدر و شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عمده ترین مبانی نظری انقلاب اسلامی در اندیشه امام موسی صدر به رضایت مردمی و بیعت با حاکم ، نفی نظام موروثی و تاکید بر حاکمیت الهی از طریق نامشروع دانستن حکومت غیر معصوم اشاره دارد. طرد، نفی و رد نظام حاکم مستقر از طریق بسیج توده های مردمی و استقرار نظم جدید ویژگی بارز مبانی نظری انقلاب اسلامی در اندیشه شهید مطهری بوده است. در این مقاله که با روش تحلیلی، توصیفی و با استفاده از چارچوب نظری فرهنگی انقلاب اسلامی تدوین شده است، تاثیرذهنیت و باورهای فرهنگی و نگرش دینی مذهبی در ارایه مبانی نظری انقلاب اسلامی مطمح نظر بوده و طبق سئوال این پژوهش عمده ترین وجوه تشابه و تمایز مبانی نظری انقلاب اسلامی دراندیشه امام صدر و شهید مطهری بررسی شده است.امام صدر با اثبات نظریه خویش از طریق نفی نظام پادشاهی، حکومت مطلوب خود را بر پایه مشارکت مردمی و رضایت عمومی بنا می نهد و شهید مطهری به صورت مستقیم به نفی گفتمان پهلویسم از طریق بسیج توده های مردمی مبادرت می ورزد . الگوی حکمرانی فدرالیسم سیاسی جغرافیایی در اندیشه امام صدر و تمرکز قدرت سیاسی در بدنه حاکمیت نوآوری مبانی نظری انقلاب اسلامی ایران دراندیشه دو اندیشمند در این پژوهش می باشد.
حکمرانی امنیت و توسعه گردشگری پایدار با تاکید بر چالش های سواحل مکران.(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
110 - 83
حوزههای تخصصی:
سواحل مکران با برخورداری از منابع طبیعی، فرهنگی و ژئومورفولوژیک متنوع، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه گردشگری پایدار دارند. با این حال، چالش های امنیتی موجود، مانع بهره برداری مؤثر از این ظرفیت ها شده اند. هدف این پژوهش، شناسایی ابعاد گردشگری پایدار در منطقه مکران و بررسی عوامل مؤثر بر امنیت این حوزه است. روش تحقیق به صورت توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای بوده است. یافته ها نشان می دهند که توسعه پایدار گردشگری در مکران علاوه بر لزوم ارتقای زیرساخت ها، مدیریت منابع طبیعی، بهبود خدمات امنیتی، آموزش جوامع محلی ، استفاده از استراتژی های بازاریابی و برندسازی در سطح ملی و بین المللی، نیازمند امنیت انسانی به معنای جامع آن یعنی امنیت فیزیکی، روانی، اقتصادی و حتی فرهنگی است. همچنین، تعامل میان نهادهای حاکمیتی، سرمایه گذاران و جوامع محلی می تواند نقشی کلیدی در ارتقای امنیت و تصویر ذهنی مثبت از منطقه ایفا کند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای سیاست گذاری در زمینه توسعه گردشگری و امنیت در سواحل مکران باشد.
رویکرد امنیتی آمریکا نسبت به تهاجم نظامی روسیه به اوکراین (۲۰۲4–۲۰۲۲)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
142 - 111
حوزههای تخصصی:
بحران اوکراین به عنوان یکی از مهم ترین تحولات ژئوپلیتیکی دهه های اخیر، نقطه عطفی در رقابت قدرت های بزرگ و بازتعریف نظم امنیتی اروپا و اوراسیا محسوب می شود. این پژوهش با تمرکز بر رویکرد امنیتی ایالات متحده نسبت به تهاجم روسیه به اوکراین (۲۰۲۴–۲۰۲۲)، ابعاد آشکار و پنهان سیاست های کلان آمریکا در مواجهه با تهدیدات نوظهور و بازیابی هژمونی رقبای سنتی را تحلیل می کند. چارچوب نظری تحقیق بر رئالیسم تهاجمی و تدافعی استوار است؛ به این معنا که رفتار آمریکا هم به عنوان واکنش به تهدیدات روسیه (در قالب رئالیسم تهاجمی) و هم به منظور حفظ توازن قوا و جلوگیری از احیای قدرت هژمونیک روسیه (در قالب رئالیسم تدافعی) تفسیر می شود. فرضیه اصلی پژوهش این است که سیاست گذاری های امنیتی و راهبردی آمریکا در قبال بحران اوکراین، متأثر از منافع مجتمع های نظامی-صنعتی و با هدف تضعیف قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی روسیه طراحی شده است. تحلیل داده های تاریخی و اسنادی نشان می دهد که اقدامات استراتژیک آمریکا شامل ارسال کمک های نظامی پیشرفته به اوکراین، اعمال تحریم های چندلایه علیه روسیه (در حوزه های انرژی، مالی و فناوری) و تقویت همکاری های امنیتی با ناتو و اتحادیه اروپا بوده است. این سیاست ها به طور مستقیم به کاهش نفوذ سیاسی روسیه در عرصه بین المللی، تضعیف اقتصاد آن از طریق محدودیت های تجاری و مهار توانمندی های تهاجمی نظامی این کشور منجر شده و هماهنگی آمریکا با متحدان غربی، مانع از تحقق اهداف هژمونیک روسیه شده است.
تحلیل الگوی میانجی گری چین در مناقشات بین المللی: مطالعه موردی و چشم انداز ورود به مناقشه اسرائیل-فلسطین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حالی که بسیاری از اندیشمندان روابط بین الملل، افول نظام تک قطبی به رهبری آمریکا را پیش بینی می کنند، چین به عنوان تنها رقیب بالقوه، با بهره گیری از قدرت اقتصادی خود، در پی ایفای نقشی پررنگ تر در نظم نوین جهانی است. یکی از ابزارهای کلیدی چین برای دستیابی به جایگاه هژمونیک، نقش آفرینی فعال در حوزه میانجی گری های بین المللی است. پژوهش حاضر با هدف تبیین الگوی رفتاری چین در این عرصه، به این پرسش اصلی پاسخ می دهد که: “بر اساس کدام شاخص ها چین به عنوان میانجی گر به مناقشات بین المللی ورود می کند و آیا این الگو، زمینه را برای میانجی گری در مناقشه اسرائیل-فلسطین فراهم می آورد؟” این تحقیق با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و در چارچوب نظری نئورئالیسم، الگوی رفتاری چین را از طریق مطالعه موردی میانجی گری های موفق این کشور در مناقشات «ایران-عربستان» و «طالبان-پاکستان» استخراج می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که تصمیم چین برای ورود به یک مناقشه، مبتنی بر یک مدل تحلیلی چهاروجهی است که شامل منطقه مورد مناقشه (وجود خلاء قدرت)، بازیگران درگیر (همسویی با منافع راهبردی چین)، زمان بندی (افول قدرت رقیب) و میزان نفوذ (امکان موازنه قوا) می شود. با تطبیق این الگو بر مناقشه اسرائیل-فلسطین، نتیجه گیری می شود که به دلیل حضور راهبردی آمریکا در منطقه، عدم وجود خلاء قدرت محسوس و عدم همسویی کامل منافع بازیگران با اولویت های چین، این کشور در کوتاه مدت و میان مدت، انگیزه ای برای ایفای نقش میانجی گر مستقیم در این مناقشه نخواهد داشت.
مطالعه تطبیقی امتیاز راه آهن «رویتر» در دوره ناصرالدین شاه قاجار با امتیاز راه آهن «ازمیر -آیدین» در دوره سلطان عبدالمجید عثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۲۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
357-386
حوزههای تخصصی:
امتیاز «راه آهن خزر خلیج فارس» نخستین و بزرگ ترین پروژه توسعه ای ایران محسوب می شد که توسط ناصرالدین شاه قاجار به رویتر اعطا شده بود. بین مورخان در مورد ماهیت امتیاز رویتر اختلاف نظر وجود دارد اما اکثر تحلیل گران، بخاطر ماهیت استثماری قرارداد، آن را مورد انتقاد شدید قرار می دهند. با این حال همچنان در کتب تاریخی فضای مناسب و اطلاعات دقیقی برای بررسی ماهیت استثماری امتیازات آن دوره حاصل نمی شود. بر این اساس، این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی سعی دارد تا در راستای شفاف تر شدن ماهیت امتیاز رویتر، به صورت اسنادی مفاد امتیاز راه آهن ایران را با روش مقایسه ای تطبیقی با مفاد امتیاز راه آهن ازمیر آیدین عثمانی که تقریبا در یک برهه نزدیکی با انگلیسی ها منعقد شده بود را بررسی کند و به این سوال اصلی که «چه مؤلفه هایی باعث اجرایی شدن «امتیاز ویلکین» در عثمانی و عدم اجرایی شدن و ابطال «امتیاز رویتر» در ایران شده است؟» پاسخ دهد. یافته ها حاکی از آن است که چهار عامل در اجرایی شدن یا عدم اجرا شدن قراردادها نقش داشتند و ساختار قراردادها را تحت تاثیر قرار می دادند.
آسیب شناسی محیط بوروکراسی در ایران از چشم انداز توسعه سیاسی؛ فراترکیب تحلیل ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
233-276
حوزههای تخصصی:
مطالعه نسبت میان بوروکراسی و توسعه به مفهوم عام و میان بوروکراسی و توسعه سیاسی به مفهوم خاص، یکی از موضوعات حائز اهمیت و مورد توجه در رشته های علوم انسانی، از جمله در رشته علوم سیاسی و جامعه شناسی سیاسی بوده است. جامعه مورد بررسی پژوهش حاضر که با استفاده از روش فراترکیب صورت پذیرفته است، 37 مقاله برگزیده از پژوهشگرانی است که در فاصله سال های 1390 تا 1401 در پورتال جامع علوم انسانی، مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (سید)، مجلات تخصصی نور (نورمگز) انتشار یافته است. در همین راستا این تحقیق بر آن است تا ببیند که محیط بوروکراسی در ایران از چشم انداز توسعه سیاسی با چه آسیب هایی مواجه است؟. برای پاسخگویی به این پرسش از روش فراترکیب استفاده شده و یافته های به دست آمده نشان داد که پژوهشگران در ایران، عمدتاً وضعیت محیط سیاسی بوروکراسی ایرانی را نامناسب ارزیابی کرده اند و به طور پیوسته نقدهایی را بر آن وارد دانسته اند. یافته های پژوهش پس از کدگذاری اولیه و سپس ترکیب مفاهیم نشان دهنده این امر است که آسیب های محیط بوروکراسی در ایران از منظر توسعه سیاسی عبارت اند از: «اقتدارگرایی تاریخی، بوروکراسی ناکارآمد، ضعف حاکمیت قانون، دولت رانتیر، سیاست زدگی دستگاه اداری و نهادسازی ناقص و دولت ضد توسعه».
ارزیابی اقتصادی- تجاری سنگال
منبع:
روابط آفریقا آسیا دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
336 - 361
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه ارزیابی، وضعیت تجاری- اقتصادی کشور سنگال بوده است. در پژوهش حاضر سه گروه شاخص های محیط اقتصادی، بخش واقعی اقتصاد و عملکرد بخش خارجی جهت این ارزیابی مورد بررسی قرار گرفته اند. داده های پژوهش فوق از طریق سایت بانک جهانی، مؤسسه تریدینگ اکونومیکس، مؤسسه اقتصادی گلوبال اکونومی و مؤسسه تیک پرافیت تریدر طی دوره 2015-2023[1]جمع آوری شده است. از بین زیر شاخص های شاخص آزادی اقتصادی، شاخص آزادی از فساد در سنگال پیشران است، بطوری که رقم این شاخص سطح بالای فسادزدایی را در این کشور نشان می دهد و همین مسأله قطعاً سبب اعتماد بین عوامل اقتصادی و افزایش سطح جذب سرمایه گذاری خارجی خواهد شد. سهم بخش صنعت در تولید ناخالص داخلی طی 2012-202022، 20 درصد، سهم تولید کارخانه ای (که خود بخشی از تولید صنعتی است)، 15 درصد، سهم بخش کشاورزی 24 درصد و سهم بخش خدمات به صورت میانگین 42 درصد است که این موضوع نشان دهنده نقش غالب بخش خدمات در ساختار اقتصادی سنگال است. بزرگترین شرکای تجاری اقتصاد سنگال، آسیا و بزرگترین گروه کالایی وارداتی مواد غذایی و سوخت ها و بزرگترین گروه کالایی صادراتی فلزات و مواد معدنی است که به خوبی پتانسیل این کشور را در این چند حوزه نشان می دهد، همچنین نتایج این بررسی حاکی از یک روند منفی در تراز تجاری در سال های پیش رو در اقتصاد سنگال خواهد بود.
تحلیل ائتلاف های موافق و مخالف الحاق ایران به گروه ویژه اقدام مالی(FATF) (با استفاده از چارچوب ائتلاف حامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
93 - 126
حوزههای تخصصی:
درباره الحاق ایران به گروه ویژه اقدام مالی مناظره طولانی مدت در جریان است. در این زمینه موافقان و مخالفانی وجود دارد که هر یک، اهداف و استدلال های خود را دارند. هدف پژوهش حاضر این است که با استفاده از چارچوب ائتلاف حامی، دو ائتلاف حامی موافق و مخالف الحاق به گروه ویژه اقدام مالی را بررسی نماید. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش کدگذاری کیفی استفاده شده است. داده های پژوهش شامل مصاحبه ها و گزارش های حامیان این دو گروه است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که دو ائتلاف موافق و مخالف دارای هسته اعتقادی و هسته سیاستی متفاوتی هستند، ابزارهای متفاوتی را پیشنهاد می کنند و تاحدی از منابع مشابهی برخوردارند. این دو ائتلاف رقیب، دارای جهت گیرهای متفاوتی در سایر موضوعات سیاست خارجی نیز هستند. اولویت ائتلاف موافقان، توسعه اقتصادی و اولویت ائتلاف مخالفان، امنیت است. بر این اساس، سیاست های متفاوتی را اتخاذ کرده یا پیشنهادهایی ارائه کرده اند. یافته های این پژوهش می تواند زمینه شناخت دو ائتلاف را بر اساس لایه های مختلف عقاید محوری، هسته سیاستی و ابزارها را فراهم نماید.
محدودیت های سیاست معاصر آسیایی جمهوری اسلامی ایران در محیط شبه قاره هند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
291 - 312
حوزههای تخصصی:
سیاست آسیایی جمهوری اسلامی ایران در سال های اخیر به عنوان بخشی اساسی از سیاست خارجی کشور، توجه بسیاری از پژوهشگران را جلب کرده است. بااین حال، عمده پژوهش های مرتبط در این موضوع، بیشتر بر روابط ایران با چین و روسیه به عنوان دو قدرت شرقی تمرکز داشته اند و مسئله عدم توفیق ایران در توسعه تعاملات خود با سایر محیط ها، اعم از شبه قاره هند، به ندرت مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به جایگاه ویژه شبه قاره هند در محیط «آسیا»، پرسش محوری پژوهش حاضر این است که پیشبرد سیاست آسیایی جمهوری اسلامی ایران در محیط شبه قاره هند از کدام متغیرهای محدودکننده تأثیر می پذیرد؟ فرضیه ای که در جریان پژوهش مورد آزمون قرار می گیرد این است که برای ارزیابی متغیرهای محدودکننده سیاست آسیایی ایران در محیط شبه قاره هند باید، به تأسی از واقع گرایان نوکلاسیک، به دو سطح از متغیرهای محدودکننده توجه داشت. در سطح اول، عناصر ساختاری نظام بین الملل همچون تخاصم ایران و ایالات متحده و پویایی های نوظهور منطقه ای قرار دارند که چهارچوب کلی انتخاب های سیاست خارجی کشور در این محیط را محدود نموده اند. در سطح دوم، عناصری غیرساختاری همچون ادراک غیردقیق از معادلات موجود، بیش برآوردی قدرت مانور در میان بازیگران آسیایی و ظرفیت پایین سازوبرگ های بوروکراتیک قرار دارند که مانع بهینه سازی دستاوردها در همین محیط محدود انتخاب ها می شوند. در این پژوهش از روش تحقیق کیفی، رویکرد تحلیلی-توصیفی و منابع کتابخانه ای بهره برداری شده است.
تحریم های یکجانبه ،جنایت علیه بشریت و صلح جهانی (مطالعه موردی تحریم آمریکا علیه ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحریم های یک جانبه ابزاری در دست دولت ها و در حال تبدیل شدن به یک رویه بین المللی است ، با استناد به فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد ، وظیفه تشخیص تهدید علیه صلح ،نقض صلح و عمل تجاوز و همچنین اتخاذ مکانیسم اجرایی بر اساس ماده 39 و مواد 41 و 42 منشور برعهده شورای امنیت می باشد. تحریم های یک جانبه در واقع نوعی تهدید محسوب شده و کشورهای اعمال کننده با این کار خود مرتکب رفتاری مغایر با منشور سازمان ملل می شوند. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و منابع کتابخانه ای به دنبال پاسخ به این سئوال است: تحریم های یک جانبه کشورها ،ناقض حقوق بشر و تهدید کننده صلح و امنیت بین المللی هستند؟ با تامل در اظهار نظر مستقیم یا غیر مستقیم سران دولت های تحریم کننده به ویژه ایالات متحده آمریکا این طور استنباط می شود که، تحریم های یک جانبه به واقع نوعی تهدید بوده ؛ موضوعی که با بند ب ماده 16 اساسنامه نورنبرگ ارتباط داشته و رابطه بین حقوق بشر و صلح و امنیت بین المللی بسیار نزدیک بوده ، صلحی را که با قربانی کردن حقوق بشر بدست آمده باشد نمی توان صلح نامید، بلکه بیشتر شبیه به آرامشی است که به زور سرنیزه و حکومت نظامی بدست آمده باشد و با نقض قواعد آمره حقوق بشر و بشردوستانه برقرار شود. تحریم ها ی اقتصادی جامع با نفی تجارت آزاد ، تهدیدی بر صلح هستند و ناقض اصول کلی و معاهدات بین المللی می باشند.
بررسی نقش استعمار داده در جنگ شناختی با تکیه بر متن بیانیه گام دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی انقلاب اسلامی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ویژه
473 - 514
حوزههای تخصصی:
در دوران سلطه فناوری های دیجیتال، داده ها به ابزاری استراتژیک برای سلطه فرهنگی، ادراکی و سیاسی بدل شده اند. در این راستا استعمار داده، مفهومی است که به بازتولید ساختارهای استعماری در قالب سازوکارهای نظارتی و پلتفرمی اشاره دارد و نشان می دهد چگونه قدرت های فناورانه جهانی با تملک، استخراج و پردازش داده های کاربران، درصدد نفوذ شناختی و تغییر هویت ملت ها هستند. این پژوهش با هدف بررسی نقش استعمار داده در طراحی و پیشبرد جنگ شناختی علیه جمهوری اسلامی ایران، به تحلیل کیفی مضمون بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی پرداخته و می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که استعمار داده در متن بیانیه چگونه بازنمایی شده و چه کارکردهایی در مهندسی ادراک و تضعیف ذهنیت انقلابی ایفا می کند. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی با بهره گیری از نرم افزار ATLAS.ti بوده که از طریق کدگذاری باز و طبقه بندی مضامین، شبکه معنایی حاکم بر متن بیانیه را استخراج کرده است. در مجموع، از متن بیانیه ۲۸ کوتیشن کلیدی شناسایی و تحلیل شد که منجر به تولید 267 کد مفهومی، سازمان یافته در قالب 7 ساب تم و یک تم اصلی گردید. ساب تم های عمده شامل توقف فرآیند تمدن سازی، تحریف واقعیت و وارونه سازی شناختی، تضعیف نسل جوان، القای ناکارآمدی، انقطاع از حافظه تاریخی، رواج سبک زندگی غربی و مهندسی ادراک سیاسی بودند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که استعمار داده به عنوان ابزاری برای جنگ شناختی در پی شکل دهی به روایت های جایگزین، تضعیف اعتماد اجتماعی، تهی سازی سرمایه فرهنگی و القای فروپاشی معنوی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که استعمار داده هم در بعد اقتصادی و فناورانه و هم در سطح معرفت شناختی و هویتی در خدمت جنگ شناختی قرار دارد. در گفتمان بیانیه گام دوم، داده نه تنها منبع اطلاعاتی بلکه ابزار سلطه روانی و فرهنگی تلقی می شود که از آن برای واژگونه سازی حقیقت، تحریف حافظه جمعی و تضعیف اراده انقلابی استفاده می شود. درنتیجه این پژوهش نشان می دهد که استعمار داده تنها مسئله ای فناورانه یا اقتصادی نیست بلکه پروژه ای معرفت زدا و هویت ستیز است.
روان شناسی سیاسی رهبری سید حسن نصرالله به مثابه کارگزار تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل الگوی رهبری سید حسن نصرالله به عنوان یک بازیگر مؤثر در فرایند تمدن سازی نوین اسلامی می پردازد و در پی آن است تا نشان دهد چگونه تعامل میان شرایط ساختاری، مکانیسم های روانی اجتماعی و قابلیت های فردی، موجب شکل گیری رهبری مؤثر در موقعیت های بحرانی می شود. در این راستا، پژوهش از چهارچوبی نظری و یکپارچه بهره می گیرد که شامل نظریه کاریزماتیک ماکس وبر در سطح کلان، نظریه روان شناختی پست در سطح میانی و نظریه شخصیت گرینستاین در سطح خرد است. یافته ها حاکی از آن است که موفقیت رهبری نصرالله حاصل تعامل پیچیده سه مؤلفه کلیدی است: نخست، شرایط ساختاری بحرانی که زمینه ساز ظهور رهبری تمدن ساز می شود؛ دوم، مکانیسم های روانی اجتماعی که پیوندی عمیق میان رهبر و پیروان ایجاد می کند و سوم، قابلیت های فردیِ استثنایی که امکان بهره برداری مؤثر از این شرایط را فراهم می آورد. درمجموع، این پژوهش نشان می دهد که رهبری موفق در تمدن نوین اسلامی نیازمند توازن و هم افزایی میان این سه سطح تحلیلی است و رهبری کاریزماتیک می تواند ازطریق ادغام این سطوح، نقشی محوری در تحقق تمدن اسلامی ایفا کند.
بازآفرینی مویرگ های اجتماعی دولت: چارچوبی برای معنابخشی به حکمرانی مشارکتی آینده جمهوری اسلامی ایران (با تاکید بر حوزه اشتغال)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق ارایه چارچوبی برای زمینه سازی بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت برای مولدسازی و نقش آفرینی موثر مردم در حکمرانی مشارکتی برای آینده جمهوری اسلامی ایران .این پژوهش از دو نوع داده اسنادی-کتابخانه ای و میدانی بهره برده و رویکرد تحلیلی-توصیفی را برای دادههای اسنادی-کتابخانه ای و روش تحقیق کیفی/مصاحبه عمیق با خبرگان را برای دادههای میدانی به کار برده است. براساس چارچوب مفهومی پژوهش دامنههای بازآفرینی مویرگهای ریز اجتماعی دولت براساس مصاحبه با خبرگان در 4 دامنه به دست آمد: 1. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه واقع گرایی؛ دامنه اصلاحات ساختاری و نهادی (سیاست خارجی و کلان). 2. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه واقع گرایی عاملیتی؛ دامنه ایجاد بسترهای جذب جدید. 3. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه برساخت گرایی عاملیت؛ روایت پردازی. 4. دامنه بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه برساخت گرایی گفتمانی. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در شاکله حکمرانی از نظر هستی شناسی دارای تنوع است. در مواجهه با این واقعیت درهم تنیده و پیچیده، لازم است براساس توپولوژی در هر دامنه به صورت طبیعی رویکرد سازگار را به کار بست. چارچوب پیشنهادی برای آینده نگاری، شامل دو قلمرو واقع گرایی و برساخت گرایی میشد. در قلمرو واقع گرایی دو دامنه ساختاری و کارگزاری و همچنین در قلمرو برساخت گرایی نیز دو دامنه برساخت گرایی کارگزاری و گفتمانی قرار داشت. برای بازآفرینی مویرگ های اجتماعی دولت، در دامنه واقع گرایی ساختاری، موضوع اصلاحات ساختاری و نهادی مطرح شد و در دامنه واقع گرایی عاملیت، به بسترهای جذب برای تغییر میدان بازی اشاره شد. در دامنه برساخت گرایی گفتمانی ضرورت دارد تا گفتمان اقتصاد سیاسی واگرا که زمینه ساز واگرایی اجتماعی شده است، به حاشیه رانده شود و به جای آن گفتمان همگرای اقتصاد سیاسی به تدریج بر دولت حاکم شود تا زمینه مولدسازی دولت و نقش آفرینی حقیقی و اثربخش برای مردم فراهم شود.
ارائه الگوی هوش فوق راهبردی مدیریتی آیت الله خامنه ای در کنترل چالش های بین المللی با رویکرد آینده نگارانه (بایسته های هوشمندی مدیریت مدرن در راهبری شایسته چالش های بین المللی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقق اهداف انقلاب اسلامی در راستای رشد و پیشرفت مطلوب در بستر عدالت و معنویت که رفاه عمومی و اخلاق اسلامی را به ارمغان آورد منوط به استقرار الگوی مدیریتی فوق هوشمند و تحلیل گری زیرک و زبر دست و پیش بین خلاقی است که امروز در ایران توسط آیت الله خامنه ای پیاده شده است و تمامی معادلات ویرانگر چالشی فرموله و مهندسی شده علیه ایران و بسیاری از کشورهای جهان را کنترل و خنثی می کند. بنایراین هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی هوش فوق راهبردی مدیریتی آیت الله خامنه ای در کنترل چالشهای بین المللی است. روش شناسی پژوهش: مطالعه حاضر براساس هدف، کاربردی و از نظر ماهیت از پژوهش های کیفی است. جامعه ی اطلاعات، مقالات و پژوهش های انجام شده است که با روش نمونه گیری هدفمند در خصوص موضوع مطالعه حاضر شناسایی شدند. عدم وجود الگوی فوق هوشمند مدیریت در فاز بین الملل که راهنما و هدایت گر سیستم های مدیریت عالی کشور باشد به عنوان خلا نظری در شرایط موجود شناسایی شد. لذا برای رفع این خلا و فقدان نظری کاملاً ملموس، پژوهش حاضر، از تحلیل فراترکیبِ تفسیری-کیفی پژوهش های انجام شده که یکی از انواع روش های فرامطالعه تمرکز کرد. یافته ها: پس از جستجوی اولیه و پایش منابع و پژوهش های مرتبط با موضوع، تعداد 41 مقاله شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفت. در پژوهش حاضر بعد از پایش و بررسی مجدد کدهای اولیه، 61 کد، 23 مقوله و 10 بعد شناسایی شد. نتیجه گیری: الگوی طراحی شده با روش اظهار نظرخواهی از صاحب نظران اعتبار سنجی شد. انتظار می رود الگوی استحصا شده در زمینه مدیریت بخصوص در فاز بین المللی، راهگشای مدیران در جوامع اسلامی باشد.