رضا صفری شالی

رضا صفری شالی

مدرک تحصیلی: استادیار جامعه شناسی دانشگاه خوارزمی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۲ مورد.
۱.

چیستی نقد در علوم اجتماعی؛ مطالعه ای نظری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقد اجتماعی مکتب فرانکفورت فمینسیم مطالعات پسا استعماری پسامدرنیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۴۸
نقد اجتماعی به عنوان یکی از بنیادی ترین مفاهیم در علوم اجتماعی مدرن به شمار می رود که از دوران روشنگری تاکنون نقشی محوری در تحلیل ساختارهای قدرت، ایدئولوژی های مسلط و بازنمایی های اجتماعی ایفا کرده است. مقاله حاضر، با تکیه بر روش اسنادی و رویکردی کیفی، به واکاوی و مقایسه چهار نحله فکری برجسته مکتب فرانکفورت، فمینیسم، مطالعات پسااستعماری و پسا مدرنیسم که بیشتر از سایر نحله های فکری به جریان انتقاد اجتماعی وفادار بوده اند، در نسبت با نقد اجتماعی می پردازد. داده ها از طریق بررسی نظام مند متون نظری و مطالعات پیشین گردآوری و با رویکرد تحلیلی بررسی شده اند. نتایج این تحلیل نشان می دهد که هرچنداین نحله ها از لحاظ مبانی معرفت شناختی، روش شناسی و خاستگاه تاریخی تفاوت دارند، اما همگی نقد را کنشی سیاسی، افشاگر و رهایی بخش می دانند که با هدف شالوده زدایی از گفتمان های مسلط و به چالش کشیدن وضعیت موجود به کار می رود. با اتکای بر این تحلیل ها، پژوهش حاضر پنج مولفه کلیدی نقد اجتماعی را سیاسی بودن، برملاسازی، رهایی بخشی، تمرکز بر فرودستان و ساخت اجتماعی واقعیت که در هر چهار نحله فکری مورد توجه قرار دارند، استخراج و چارچوبی نظری برای تحلیل و ارزیابی گفتمان های انتقادی فراهم می آورد. مطالعه حاضر کوشیده است تا با عبور از تحلیل های موردی، تصویری ساختارمند از چیستی و کارکرد نقد اجتماعی در بستر نظری مکاتب فکری معاصر ارائه دهد.  
۲.

دوگانگی عاطفی در قصد مهاجرت جوانان تهرانی: از درهم تنیدگیِ احساسات متناقض تا ترومای تصمیم گیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مهاجرت جوانان احساسات عواطف ترومای تصمیم گیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۹
در جهان معاصر، دیگر مهاجرت تنها یک کنش بر پایهٔ نقل مکان جغرافیایی نیست، بلکه فرایندی احساسی، تردیدبرانگیز، هویتی و توأمان با بیم وامید است. هدف پژوهش حاضر، بازنمایی احساسات جوانان متمایل به مهاجرت در شهر تهران بود که با روش شناسی کیفی و روش نظریهٔ زمینه ای انجام شد. به این منظور، با ۲۸ جوان در شهر تهران که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شده بودند، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شد. در مرحلهٔ تحلیل داده ها، ۱۰۸ کد باز، ۲۹ مقولهٔ فرعی، ۹ مقولهٔ اصلی و یک مقولهٔ هسته از خلال نظام کدگذاری داده ها استخراج شد: هویتِ معلق، (مناقشهٔ ماندن یا رفتن: ترومای تصمیم گیری صحیح و ترس از پشیمانی)، رؤیاسازی های فانتزی یا ناکجاآبادهای افسانه ای، (رؤیای مدرن: روان پریشی جغرافیایی)، (ریشهٔ آغاز میل به رفتن: از سرخوردگی های کوچک تا میل به ساختن خودِ تحقق نیافته)، کالاوارگی، مصرف گرایی و سوژه سازی موفقیت اقتصادی، (جلوهٔ نمایشی اینستاگرام از زندگی مهاجران: از واقعیت تا نمایش)، استراتژی ها: از پیگیری قوانین مهاجرتی تا ترک شغل و عدم فعالیت های روزمره، پیامدها: از اضطراب و هیجان تا تنش و تردید. همچنین، «مسئلهٔ مهاجرت جوانان: از درهم تنیدگی احساسات متناقض تا میل و تردید برای ناکجاآباد» به عنوان مقولهٔ هستهٔ انتخاب شد و درنهایت مدل پارادایمی مستخرج از داده ها تنظیم شد. یافته ها بر این دلالت دارند که در کُنه تصمیم گیری جوانان به مهاجرت، ترس، تردید، استرس و تشویش خانه کرده است؛ این کشمکش عاطفی-هیجانی، چیزی بیش از یک احساس موقت و مقطعی است. بر اساس یافته های پژوهش می توان این گونه تبیین نمود که مهاجرت، برای برخی از جوانان موردمطالعه در شهر تهران، ملغمه ای از رؤیاها و اضطراب ها و حرکت از ابعاد منِ ناراضی به مقصدی پُرچالش و مبهم است؛ نشانی از یک وضعیت و فرایندی دوگانه در جوانِ عصر جدید که او را در تلهٔ رفتن یا نرفتن، و بودن و شدن گرفتار کرده است.
۳.

بازآفرینی مویرگ های اجتماعی دولت: چارچوبی برای معنابخشی به حکمرانی مشارکتی آینده جمهوری اسلامی ایران (با تاکید بر حوزه اشتغال)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشارکت مولد مردمی اصلاحات نهادی بسترهای جذب مویرگ های اجتماعی دولت گفتمان اقتصاد سیاسی مولد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۰
هدف این تحقیق ارایه چارچوبی برای زمینه سازی بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت برای مولدسازی و نقش آفرینی موثر مردم در حکمرانی مشارکتی برای آینده جمهوری اسلامی ایران .این پژوهش از دو نوع داده اسنادی-کتابخانه ای و میدانی بهره برده و رویکرد تحلیلی-توصیفی را برای دادههای اسنادی-کتابخانه ای و روش تحقیق کیفی/مصاحبه عمیق با خبرگان را برای دادههای میدانی به کار برده است. براساس چارچوب مفهومی پژوهش دامنههای بازآفرینی مویرگهای ریز اجتماعی دولت براساس مصاحبه با خبرگان در 4 دامنه به دست آمد: 1. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه واقع گرایی؛ دامنه اصلاحات ساختاری و نهادی (سیاست خارجی و کلان). 2. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه واقع گرایی عاملیتی؛ دامنه ایجاد بسترهای جذب جدید. 3. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه برساخت گرایی عاملیت؛ روایت پردازی. 4. دامنه بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در دامنه برساخت گرایی گفتمانی. بازآفرینی مویرگهای اجتماعی دولت در شاکله حکمرانی از نظر هستی شناسی دارای تنوع است. در مواجهه با این واقعیت درهم تنیده و پیچیده، لازم است براساس توپولوژی در هر دامنه به صورت طبیعی رویکرد سازگار را به کار بست. چارچوب پیشنهادی برای آینده نگاری، شامل دو قلمرو واقع گرایی و برساخت گرایی میشد. در قلمرو واقع گرایی دو دامنه ساختاری و کارگزاری و همچنین در قلمرو برساخت گرایی نیز دو دامنه برساخت گرایی کارگزاری و گفتمانی قرار داشت. برای بازآفرینی مویرگ های اجتماعی دولت، در دامنه واقع گرایی ساختاری، موضوع اصلاحات ساختاری و نهادی مطرح شد و در دامنه واقع گرایی عاملیت، به بسترهای جذب برای تغییر میدان بازی اشاره شد. در دامنه برساخت گرایی گفتمانی ضرورت دارد تا گفتمان اقتصاد سیاسی واگرا که زمینه ساز واگرایی اجتماعی شده است، به حاشیه رانده شود و به جای آن گفتمان همگرای اقتصاد سیاسی به تدریج بر دولت حاکم شود تا زمینه مولدسازی دولت و نقش آفرینی حقیقی و اثربخش برای مردم فراهم شود.
۴.

عوامل اجتماعی و فرهنگی تعیین کننده نگرش به زندگی مجردی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه خوارزمی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زندگی مجردی عوامل اجتماعی فرهنگی فردگرایی مسئولیت پذیری اجتماعی پایبندی به ارزش های خانواده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۷
زمینه و هدف: در جامعه ایران، طی سالیان اخیر رفتارها و نگرش های جوانان در زمینه های ازدواج و همسرگزینی تغییرات چشمگیری را تجربه کرده است. پژوهش حاضر، نگرش دانشجویان دانشگاه خوارزمی نسبت به زندگی مجردی و عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر آن را مورد مطالعه قرار می دهد. روش و داده ها : روش پژوهش کمی است. داده های پژوهش با استفاده از تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه گردآوری شده است. جامعه آماری تحقیق، دانشجویان دانشگاه خوارزمی بوده اند که 400 نفر به عنوان نمونه انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. یافته ها: برمبنای یافته ها، متغیرهای «پایبندی به آموزه های دینی»، «پایبندی به ارزش های خانواده»، «اعتماد اجتماعی»، «فردگرایی» و «مسئولیت پذیری اجتماعی» به عنوان متغیرهای اثرگذار بر نگرش به زندگی مجردی شناسایی شدند. یافته ها نشان داد که 26 درصد از تغییرات نگرش به زندگی مجردی تحت تأثیر عوامل اجتماعی- فرهنگی قرار دارد. فردگرایی به عنوان مهم ترین عامل با ضریب بتای 230/0 شناسایی شد، درحالی که پایبندی به ارزش های خانوادگی و مسئولیت اجتماعی نیز تأثیر معنی داری با جهات مختلف داشتند. بحث و نتیجه گیری: ارزش های خانوادگی و پایبندی به آموزه های دینی، نقش مهمی در شکل گیری نگرش های مثبت به ازدواج دارند. از سوی دیگر، افزایش فردگرایی، به تغییر در انتخاب های زندگی مجردی منجر شده است. یافته ها حاکی از آن است که اگرچه سنت های دینی و خانوادگی همچنان بر تمایل به ازدواج تأثیرگذارند، اما گسترش فردگرایی، که خود متأثر از فضای مجازی است، به عنوان یکی از عوامل مهم تغییرات ارزشی جامعه ایران، نگرش های دانشجویان را به سمت پذیرش سبک زندگی مجردی سوق می دهد. پیام اصلی: نگرش جوانان به زندگی مجردی نشان دهنده تغییرات عمیق در ارزش ها و باورهای اجتماعی است که تحت تأثیر عوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قرار دارد. این نگرش ها نه تنها بر تصمیم گیری های فردی تأثیر می گذارند بلکه می توانند بر ساختارهای اجتماعی و الگوهای خانوادگی نیز اثرگذار باشند. شناخت این نگرش ها برای برنامه ریزی های اجتماعی و فرهنگی ضروری است تا بتوان به نیازها و دغدغه های جوانان پاسخ داد. 
۵.

مدل سازی معادلات ساختاری رضایت از محیط زندگی در شهر تهران و عوامل اجتماعی مرتبط با آن

کلیدواژه‌ها: رضایت از محیط زندگی ادراک از آسیب های اجتماعی محله مشارکت عینی تحلیل عاملی مدل سازی معادلات ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
هدف: رضایت از محیط زندگی به عنوان یکی از شاخص های اساسی کیفیت زندگی شهری، بیانگر نحوه ارزیابی ذهنی و تجربی شهروندان از شرایط زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی محل سکونت آنان است. این مفهوم، علاوه بر تأثیرگذاری بر سلامت روانی و رفاه ذهنی، نقش مهمی در پایداری اجتماعی، انسجام محله ای و موفقیت سیاست های برنامه ریزی شهری ایفا می کند. در کلان شهرهایی همچون تهران، که با چالش هایی نظیر رشد شتابان جمعیت، نابرابری فضایی، آلودگی محیطی، تراکم بالا و تنوع اجتماعی-فرهنگی مواجه اند، بررسی میزان رضایت از محیط زندگی و عوامل مؤثر بر آن اهمیت ویژه ای دارد. با وجود گسترش مطالعات جهانی در این حوزه، در ایران و به ویژه در شهر تهران، بخش قابل توجهی از پژوهش ها عمدتاً بر ابعاد کالبدی و جغرافیایی تمرکز داشته و کمتر به تحلیل جامعه شناختی این مفهوم پرداخته اند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان رضایت شهروندان تهرانی از محیط زندگی و تحلیل تأثیر عوامل اجتماعی شامل ادراک از وجود آسیب های اجتماعی در محله، مشارکت عینی، اعتماد نهادی و احساس تعلق مکانی بر آن انجام شده است تا بتواند درک جامع تری از این پدیده ارائه دهد. روش: این پژوهش از نوع کمی و با رویکرد توصیفی-همبستگی است که به روش پیمایش اجرا شده است. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد که روایی آن با استفاده از نظر خبرگان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (82/0) مورد تأیید قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد بالای 18 سال ساکن در مناطق 22گانه شهر تهران در زمستان سال 1400 بوده است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 660 نفر تعیین شد که پس از حذف پرسشنامه های ناقص، 600 مورد برای تحلیل نهایی استفاده گردید. روش نمونه گیری به صورت ترکیبی از نمونه گیری طبقه بندی شده و خوشه ای چندمرحله ای انجام شد تا نمایندگی مناسبی از پهنه های مختلف جغرافیایی شهر فراهم شود. برای تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد کوواریانس محور و با بهره گیری از نرم افزار AMOS استفاده شد. در این فرآیند، ابتدا مدل نظری پژوهش بر اساس مبانی نظری و پیشینه مطالعاتی تدوین شد. سپس، تحلیل عاملی مرتبه اول برای ارزیابی روایی سازه ها و تحلیل عاملی مرتبه دوم برای بررسی ساختار سلسله مراتبی متغیر وابسته (رضایت از محیط زندگی) انجام گرفت. در نهایت، مدل ساختاری برای آزمون فرضیه ها و بررسی روابط بین متغیرهای مستقل و وابسته مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: یافته های توصیفی نشان می دهد که سطح رضایت از محیط زندگی در میان شهروندان تهرانی در حد متوسط رو به بالا قرار دارد. همچنین، متغیرهای احساس تعلق مکانی و اعتماد نهادی نیز در سطح متوسط با گرایش مثبت ارزیابی شده اند، در حالی که میزان مشارکت عینی شهروندان در فعالیت های اجتماعی پایین گزارش شده است. این وضعیت بیانگر آن است که اگرچه شهروندان از نظر ذهنی و نگرشی تا حدی آمادگی مشارکت دارند، اما این آمادگی کمتر به رفتار عملی تبدیل می شود. ادراک از وجود آسیب های اجتماعی در محله نیز در سطح متوسط قرار دارد که نشان دهنده آگاهی نسبی شهروندان از مسائل اجتماعی محیط زندگی شان است. نتایج تحلیل عاملی مرتبه اول نشان داد که تمامی گویه های مربوط به سازه های پژوهش دارای بار عاملی معنادار و قابل قبول هستند و ساختار اندازه گیری متغیرها از روایی مناسبی برخوردار است. همچنین، تحلیل عاملی مرتبه دوم نشان داد که رضایت از محیط زندگی به عنوان یک سازه چندبعدی، از سه بُعد اصلی شامل «سلامت»، «امور اقتصادی و اداری» و «نظافت» تشکیل شده است که هر سه بُعد سهم معناداری در تبیین این مفهوم دارند. در این میان، بُعد امور اقتصادی و اداری بیشترین نقش را در شکل گیری رضایت از محیط زندگی ایفا می کند. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان می دهد که تمامی متغیرهای مستقل پژوهش، به جز رابطه بین ادراک از وجود آسیب های اجتماعی و مشارکت عینی، تأثیر معناداری بر رضایت از محیط زندگی دارند. در این میان، متغیر ادراک از وجود آسیب های اجتماعی در محله قوی ترین اثر مستقیم و کل را بر رضایت از محیط زندگی داشته و این اثر به صورت منفی است؛ به این معنا که افزایش ادراک از آسیب های اجتماعی، موجب کاهش رضایت از محیط زندگی می شود. همچنین، متغیرهای احساس تعلق مکانی، اعتماد نهادی و مشارکت عینی دارای اثرات مثبت و معنادار بر رضایت از محیط زندگی هستند. از دیگر یافته های مهم، وجود اثر غیرمستقیم متغیر ادراک از آسیب های اجتماعی بر رضایت از محیط زندگی از طریق متغیرهای میانجی مانند احساس تعلق مکانی است که نشان دهنده پیچیدگی روابط اجتماعی و نقش واسطه ای برخی سازه ها در تبیین رضایت محیطی است. به طور کلی، نتایج حاکی از آن است که عوامل اجتماعی نقش تعیین کنن
۶.

مطالعه نگرش دانشجویان به زندگی مجردی: یک مقایسه جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پایبندی به ارزش های خانواده جنسیت زندگی مجردی فردگرایی مسئولیت پذیری اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف اصلی این پژوهش، تحلیل جامعه شناختی مقایسه جنسیتی نگرش دانشجویان به زندگی مجردی و عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر آن است.پژوهش حاضر در قالب پارادایم اثباتی و با راهبرد قیاسی انجام شده و به لحاظ اجرا کمی (پیمایشی) است. در این مطالعه از ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شد. با مطالعه نظری هشت متغیر اجتماعی و فرهنگی به عنوان متغیرهای احتمالی اثرگذار بر نگرش به زندگی مجردی و با استفاده از فرمول عمومی کوکران، 300 نفر از دانشجویان دانشگاه خوارزمی به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند.یافته ها نشان داد در مجموع دختران نگرش منفی تری از پسران به زندگی مجردی دارند و میل به ازدواج در بین دختران بیشتر است. درخصوص عوامل تأثیرگذار بر نگرش به زندگی مجردی در بین دختران، متغیر پایبندی به ارزش های خانواده با ضریب بتای 35/0- تأثیر کاهنده و در بین پسران، متغیر فردگرایی با ضریب بتای 32/0 مهم ترین متغیر با تأثیر افزاینده بر نگرش به زندگی مجردی هستند. اما در مجموع در مدل تحلیل مسیر سایر متغیرها مشخص شد پایبندی به آموزه های دینی از متغیرهای مهم و کاهنده در هردو گروه در نگرش مثبت به تجردزیستی است. از طرف دیگر استفاده بیشتر از شبکه های اجتماعی تأثیر افزاینده در گرایش مثبت به تجردزیستی دارد و این مهم نشانه ضعف سیاست گذاری فرهنگی با هدف تولید محتوای مرتبط در شبکه های اجتماعی براساس ارزش های دینی و بومی است.تقویت انواع حمایت اجتماعی با بهره گیری از ارزش های دینی و خانوادگی در جهت تشویق به زندگی متأهلی و آگاهی سازی در این زمینه در سطوح سیاست گذاری، راهبردپردازی و اقدام بسیار مهم است.
۷.

بررسی رابطه مصرف رسانه و دینداری در دانشجویان کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانشجویان مصرف رسانه دینداری شبکه های اجتماعی خارجی و داخلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۵
امروزه مصرف رسانه و سطح دینداری دانشجویان یکی از موضوعات مورد توجه جامعه شناسان و سیاست گذاران فرهنگی است؛ برای همین اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان دینداری و میزان مصرف رسانه و نیز سنجش رابطه میان این دو متغیر در میان دانشجویان سراسر کشور انجام شد. در این پژوهش، از الگوواره اثباتی و راهبرد قیاسی بهره گرفته شده است. این پژوهش به لحاظ اجرا، به روش کمی و پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری تمامی دانشجویان کشور بوده اند که تعداد 2060 نفر از آنان با ترکیبی از روش های نمونه گیری چندمرحله ای (منطبق و تصادفی) انتخاب شدند و با ابزار پرسش نامه، داده های لازم از آنان گردآوری شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که میانگین مصرف رسانه در طول شبانه روز حدود 4 ساعت و 10 دقیقه است. طبق نتایج در سطح متوسط میان مصرف رسانه و دینداری در میان دانشجویان همبستگی وجود دارد. این همستگی بسته به اینکه کدام رسانه ها بیش تر مورد استفاده قرار بگیرد، جهت متفاوتی به خود می گیرد؛ به این ترتیب که میان استفاده از شبکه های اجتماعی خارجی، به ویژه تلگرام و اینستاگرام که دو رسانه محبوب و با بالاترین میزان استفاده در میان دانشجویان بوده اند و میزان دینداری همبستگی منفی وجود دارد و با افزایش استفاده از شبکه های اجتماعی خارجی میزان دینداری پایین خواهد بود؛ اما بین مصرف رسانه های داخلی و میزان دینداری دانشجویان همبستگی مثبت وجود دارد و با افزایش مصرف رسانه های داخلی، میزان دینداری افزایش خواهد داشت. به طورکلی، تأثیر شبکه های اجتماعی خارجی اندکی بیش از تأثیر شبکه های اجتماعی داخلی ارزیابی شد. از این رو فعالیت رسانه ای با تولید محتوای مطابق با ارزش های بومی بسیار مهم است. بنابراین نباید فضا و یا میدان رسانه ای را به لحاظ تولید محتوا به جریان رقیب و مخالف داد و رسالت و فعالیت نهادهای فرهنگی در سطح جامعه و داخل دانشگاه امروزه بیش تر از هر زمان دیگری بسیار مهم است. یافته های این پژوهش لزوم آسیب شناسی و بازنگری در سیاست گذاری های مربوطه در کشور را به تصویر می کشد.
۸.

در دفاع از جامعه؛ واکاوی انتقادی انگاره فروپاشی اجتماعی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فروپاشی اجتماعی همبستگی جامعه دولت برساخت گرایی اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۳۲۹
فروپاشی اجتماعی ازجمله انگاره های ناظر به مسئله همبستگی اجتماعی در ایران است که از اواخر دهه هفتاد تاکنون توسط برخی ادعاسازان وارد فضای تحلیلی جامعه ایران شده و با تشدید تنش ها و تضادهای سال های اخیر مجدداً مورد اقبال قرار گرفته است. در این نوشتار تلاش شده است مبتنی بر رویکرد برساخت گرایی اجتماعی، دعاوی طرح شده در خصوص فروپاشی اجتماعی مورد واکاوی و ارزیابی انتقادی قرار گیرد. برای دستیابی به این هدف، متن در سه بخش انتظام یافته است؛ در بخش نخست با مرور کلی ادبیات فروپاشی اجتماعی در سپهر گسترده تر جهانی، تمایزات کاربست آن در ادبیات داخلی مورد تأکید قرار می گیرد. در بخش دوم نیز زمینه های مختلف اجتماعی و سیاسی شکل گیری انگاره فروپاشی اجتماعی در درون رویکرد کلان تر زوال اندیشی و نحوه پیدایی آن در تحلیل جامعه ایران در کانون بحث قرار دارد. درنهایت از طریق مرور انتقادی دعاوی ناظر به انگاره فروپاشی اجتماعی، نحوه برساخت انگاره مزبور به بحث گذاشته می شود. نتایج نشان داد انگاره فروپاشی اجتماعی فاقد دلالت های دقیق نظری و مفهومی بوده و در فضای عمومی جامعه ایران، در قالب «ادعای مسئله»، با هدف حساس کردن نظام سیاسی برای بازبینی در سیاست های کلان و نیز نحوه حکمرانی صورت بندی شده است. بااین حال، غلبه «رویکرد آسیب شناختی به جامعه» در کنار «متهم کردن نهاد سیاست به ایجاد مسئله»، مانع از راه یابی انگاره مزبور به سیاست اجتماعی شده است. انگاره فروپاشی اجتماعی علاوه بر اینکه دستاوردهای مفهومی و سیاستی چندانی نداشته و از حیث ارائه راهکار سترون و دچار لکنت است، از طریق گسترش ادبیات «اغراق آمیز و نمایشی»، در کنار برتری دادن به «تحلیل و کردار مبتنی بر امر سیاسی»، عملاً در برابر امر اجتماعی و جامعه سامان یافته است.
۹.

بایسته های مطالعات کودکی به عنوان حوزه ای میان رشته ای: تعریف کودک

کلیدواژه‌ها: مطالعات کودکی میان رشته ای واگرایی همگرایی برساخت‏گرایی اجتماعی

تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۸۲
و کودکی دارای ابعاد متکثر و چندلایه است؛ ازاین رو مطالعه این حوزه ماهیتاً میان رشته ای تلقی می شود. مطالعات میان رشته ای در معنایی عام، همراهی دیدگاه های مختلف رشته ای در راستای رسیدن به نقاط اشتراک فهم از پدیده ها تعریف می شود. یکی از مصادیق نقاط مشترک، وجود تعریف واحد یا نزدیک از موضوع است که در اینجا همانا تعریف «کودک» است. در بررسی مطالعات موجود در حوزه مطالعات کودکی مشاهده می شود که پرداختن به این مهم به نوعی غفلت شده است. این فقدان، سیاست گذاری در این حوزه را نیز با مسائلی مواجه می کند. با عنایت به این وضعیت این مقاله رسالت خویش را پاسخگویی به این فقدان تعریف کرده است. بدین نحو که با به کارگیری روش کتابخانه ای و اسنادی در متون حقوقی، فرهنگ لغت، متون دینی، جامعه شناسی و روان شناسی در پی  پاسخ دادن به این سؤالات است: 1. هریک از حوزه ها چه تعریفی از کودک ارائه کرده اند؟ 2. حدود و ثغور و ویژگی های این تعاریف کدامند؟ 3. اینکه آیا امکان رسیدن به تعریفی واحد وجود دارد؟ یافته های تحقیق حکایت از وجود همگرایی ها و واگرایی هایی در میان تعاریف داشتند به این شرح، برخی حوزه ها معیارهایی کمی را برای تعریف و برخی معیارهایی کیفی را برای تعریف کودک و کودکی برگزیده اند. تنها رویکرد نظری موجود در حوزه جامعه شناسی کودکی که می توانست این سطح از تنوع مناظر و چشم اندازها را در فهم کودک تببین نماید، نظریه برساخت گرایی اجتماعی است. بدین صورت، کودکی مفهومی اساساً تاریخی و فرهنگی است؛ ازاین رو در این نظریه نه یک تعریف مشخص از کودک، بلکه تعاریف متنوعی از کودک براساس گفتمان های مختلف فرهنگی و اجتماعی قابل درک است. در وضعیت تنوع چشم اندازهای مختلفی که تعریف کودک را متأثر کرده است، طبیعتاً توقع ارائه تعریفی واحد از یک مقاله علمی که جامع و مانع لازم را داشته باشد، امری بلندپروازانه و غیر علمی می نماید؛ بنابراین نگارندگان این مقاله به ارائه چهارچوبی مفهومی که خصلتی تلفیقی داشت، برای این منظور پرداختند.
۱۰.

پیش بینی دسترسی آسان به مواد مخدر بر اساس عوامل جامعه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آنومی اجتماعی کنترل اجتماعی گسیختگی نظام خانواده دسترسی به مواد مخدر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۲۱۷
هدف: : هدف پژوهش حاضر پیش بینی دسترسی آسان به مواد مخدر بر اساس عوامل جامعه شناختی بود. روش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مصرف کنندگان مواد شهر اصفهان در سال 1400 بود که از این بین 200 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه های محقق ساخته شامل احساس آنومی اجتماعی، کنترل اجتماعی، محرومیت نسبی، گسیختگی نظام خانواده و دسترسی آسان به موادمخدر بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که احساس آنومی اجتماعی، کنترل اجتماعی، محرومیت نسبی و گسیختگی نظام خانواده به ترتیب بیشترین تأثیر را بر دسترسی آسان به مواد مخدر داشتند. در مجموع، این متغیرها 19/2 درصد از تغییرات دسترسی آسان به مواد مخدر را تبیین نمودند. نتیجه گیری: زمانی که بین هنجارها و نهادهای اجتماعی تضاد حاصل شود، نظام گسیختگی به وجود می آید و به دلیل فقدان کنترل اجتماعی، نوعی گسیختگی نظارتی در سطح خانواده و اجتماع شیوع یافته و دسترسی به توزیع مواد مخدر را ممکن می سازد. در این میان، بحران هویت یابی، سست شدن روابط اعضا با خانواده خود، افزایش گرایش به همسالان و دوستان و الگویابی باعث گرایش به این امر می گردد.
۱۱.

پدیدارشناسی تجربه سالخوردگان قبل و بعد ورود به سرای سالمندان (مورد مطالعه: خانه های سالمندان شهرستان شمیرانات استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سالخوردگان سرای سالمندان شرایط زمینه ای تجربه زیسته پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۴۳
پژوهش حاضر با استفاده از روش پدیدارشناسی به بررسی تجربه افراد سالخوره در قبل و بعد از ورود به سرای سالمندان می پردازد. مبانی نظری نشان می دهد که نظریه های مرتبط با سالمندان در سه سطح خرد، میانه و کلان تقسیم می شوند که در این مطالعه، نظریه های رشد روانی اجتماعی، خرده فرهنگ و وابستگی ساختاری و برای چارچوب مفهومی پژوهش نظریه سیستم های بوم شناسی مورد بررسی قرار گرفت. مصاحبه ها از نوع نیمه ساختاریافته و تجزیه و تحلیل داده ها با مدل کلایزی صورت گرفته. جامعه هدف پژوهش شامل سالخوردگان ساکن در سراهای سالمندان شهرستان شمیرانات استان تهران می باشد. از مصاحبه با شرکت کنندگان، تعداد 2 مضمون اصلی (شرایط زمینه ای و تجربه زیسته)، 7 مضمون فرعی (تنش های روحی-روانی، مشکلات جسمی، نبود انتخاب شخصی برای ورود به سالمندسرا، روزمره گی، نداشتن استقلال، نداشتن احساس راحتی با هم خانه ها و احساس مراقبت بیشتر نسبت به قبل ورود) و 21 زیرمضمون یافت شده که در بخش یافته ها آمده است. نتایج نشان می دهد که سالخوردگان از کیفیت زندگی لازم برخوردار نیستند و این موضوع جنبه ذهنی و عینی دارد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺿﺮوری اﺳﺖ ﮐﻪ با اتخاذ برنامه های مناسب شرایط برای بهبود وضعیت ساکنان مهیا شود و خانواده ها و سازمان های حمایتی نیز از ﻋﻮارض و ﻋﻮاﻗﺐ ﻧﺎﺷﯽ از تجربیات زیسته سالمندان آﮔﺎه باشند و اقدامات لازم در جهت حمایت و امنیت اجتماعی آنان صورت گیرد.
۱۲.

تحلیل سرمایه اجتماعی در بین ایرانیان (به مثابه کلان مفهوم تبیین کننده وضعیت اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سرمایه اجتماعی اعتماد اجتماعی اعتماد نهادی امید به آینده ارتباطات اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۰۸
 ماندگاری هر جامعه انسانی به سطحی از سرمایه اجتماعی وابسته است. نوشتار حاضر به تحلیل سرمایه اجتماعی در میان مردم ایران با توجه به یافته های پیمایش های ملی (سال های 1394، 1397 و 1400 ه.ش) می پردازد. نتایج نشان دهنده کاهش سرمایه اجتماعی در برخی ابعاد، به ویژه در حوزه های مربوط به اعتماد و رضایت نهادی و سازمانی است. وضعیت سرمایه اجتماعی در این حوزه ها در بازه 0 تا 100، از نمره 50/43 در سال 1394 به میانگین نمره 75/36 در سال 1400 کاهش یافته است. این شرایط بر اساس «نظریه سرایت» بر کاهش امید به آینده اجتماعی و پایین آمدن چشم انداز مثبت نسبت به آینده جامعه تأثیرگذار بوده است. به همین دلیل، افراد طبق «نظریه جبران» به سرمایه گذاری در حوزه های فردی و بین فردی روی آورده و سعی دارند برای آینده فردی یا گروهی خود سرمایه گذاری کنند که این امر نشان دهنده شکل گیری نوعی سرمایه اجتماعی جزیره ای است. نکته امیدوارکننده این است که نوعی ارتباطات اجتماعی مبتنی بر فضای مجازی و همچنین روابط حرفه ای، صنفی و علایق مشترک به جای سرمایه اجتماعی خویشاوندی و طایفه ای در حال شکل گیری است که نشان دهنده چرخش در برخی از اشکال تعاملات و مناسبات در جامعه امروزی می باشد.
۱۳.

چالشهای اثربخشی دروس معارف اسلامی در دانشگاهها (مطالعه کیفی-میدانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانشجویان اثربخشی دروس معارف اسلامی چالش ها ارزشیابی آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۳۲
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی چالشهای اثربخشی دروس معارف اسلامی در دانشگاهها و ارائه راهبردهایی برای بهبود این اثربخشی و نیز پیامدهای آن بود. روش: رویکرد پژوهش، کیفی و روش تحقیق، نظریه زمینه ای با مدل استراوس و کوربین بود. داده ها متشکّل از مشارکت 100 تن از اساتید خبره دروس معارف اسلامی، کارشناسان و خبرگان و متولیان حوزه آموزش در دانشگاههای کشور بود. این پژوهش در سطح ملّی انجام شده و اساتید دانشگاههای مختلف کشور را شامل می شد. مصاحبه ها از نوع نیمه ساختاریافته بوده و تا جایی امتداد پیدا کرد که اشباع نظری محقق شد. یافته ها: بر مبنای مدل استراوس و کوربین، ابتدا کدگذاری باز روی مصاحبه ها انجام شد و بعد از صورت بندی مفاهیم در این مرحله، کدگذاری محوری همراه با مقولات فرعی و اصلی در بخشهای شرایط علّی(شیوه نامناسب تدریس، کاربردی نبودن آموزش، نبود تغییرات مناسب آموزشی)، شرایط مداخله گر(ضعف کارامدی سیاستهای جذب و حمایت از اساتید حق التدریس و عضو هیئت علمی، زمان و فضای نامناسب آموزش دهی، نارضایتی از رفتار آموزش دهنده)، شرایط زمینه ساز (مشکلات اقتصادی، اعتمادپذیری پایین، تحول فرهنگی، یادگیری اجتماعی، فرهنگ رسانه ای، سیاستهای آموزش و پرورش)، راهبردها(همکاری و تعامل مجامع دانشگاهی، سیاستهای معطوف به یاددهندگی، سیاستهای ارزشیابی، شایسته سالاری، سیاستهای پژوهشی، فراگیری معرفت شناسی دانش معارف اسلامی) و پیامدها(موفقیت آموزشی، افزایش سرمایه فرهنگی، تقویت دینداری) انجام شد و در نهایت، مقوله هسته در این پژوهش، مقوله «تغییرات فرهنگی نسل جوان و الگویابی متعدد و متکثر و به روز نشدن سیستم آموزشی» به دست آمد. نتایج: تغییرات فرهنگی نسل جوان و الگویابی متعدد و متکثر از طریق عوامل محیطی، شبکه های اجتماعی مجازی، گروه های مرجع درون نسلی به همراه عدم به روزرسانی مداوم سیستم آموزشی در بسیاری از سطوح بر اثربخشی دروس معارف اسلامی، رخنه کرده و لذا سیاستگذاران و اساتید دروس معارف، با در نظر گرفتن عوامل فوق می توانند بر این چالشها فایق آیند. البته توصیه سیاستی این پژوهش مبتنی بر نیازسنجی مداوم و شناخت نگرشها و باورهای دانشجویان و تدوین سیاستها و محتواها مبتنی برکاربردی بودن، متناسب بودن، جذابیت و انعطاف پذیری در شیوه آموزش بود.
۱۴.

بررسی میزان گرایش به خرافات و ارتباط آن با شاخص های توسعه انسانی (مورد مطالعه: شهروندان شهر کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خرافه گرایی شاخص های توسعه انسانی سطح زندگی توانمندی و قابلیت شهر کرج

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۷ تعداد دانلود : ۳۲۱
هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان گرایش به عقاید خرافی با توجه به شاخص های توسعه انسانی در بین شهروندان 75-19 سال شهرکرج می باشد. در بخش مبانی نظری از نظریات صاحبنظران حوزه مکتب توسعه ( اورت راجرز، دانیل لرنر، آمارتیاسن، اس ان آیزنشتات، دیوید مک کله لند و کری کییز) استفاده گردید. این پژوهش از نظر روش در چارچوب روش کمی (پیمایشی) است که داده های مورد نیاز با ابزار پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد.جامعه آماری این پژوهش، شامل شهروندانی شهرکرج و حجم نمونه 400 نفر برآورد شد و شیوه نمونه گیری به صورت چند مرحله ای بوده، به طوری که پس از رعایت مراحل نمونه گیری، از سه منطقه شهرکرج (منطقه برخوردار، منطقه تا حدی برخوردار و منطقه کم برخوردار) متناسب با حجم جمعیت هر کدام از مناطق، افراد نمونه انتخاب شدند. براساس نتایج، گرایش به عقاید خرافی در میان شهروندان (با میانگین69/36 با توجه به بازه نمرات85-17) در حد پایینی است. نتایج آزمون رگرسیون خطی چند متغیره نشان می دهد که در مجموع 52 درصد از واریانس متغیر وابسته (خرافه گرایی) از طریق متغیرهای مستقل «سطح زندگی، توانمندی و قابلیت، سلامت اجتماعی، سلامت جسمانی، سواد رسانه ایی و سرانه مطالعه» برآورد و تبیین می شود.واژه های کلیدی: خرافه گرایی، شاخص های توسعه انسانی، سطح زندگی، توانمندی و قابلیت، شهر کرج
۱۵.

تعیین کننده های تمایلات فرزندآوری در مناطق روستایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تمایل به فرزندآوری جمعیت شناسی سیاست گذاری تحلیل ثانویه روستا ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۶
تمایلات فرزندآوری بیانگر برنامه برای داشتن فرزند است که اغلب تحت تأثیر شرایط واقعی و ادراک شده قرار دارند و پیش بینی کننده رفتار واقعی باروری است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی تعیین کننده های تمایلات فرزندآوری در مناطق روستایی ایران، با استفاده از تحلیل ثانویه داده های پیمایش ملی تمایل به فرزندآوری (1395) انجام شد. نتایج نشان داد که 36 درصد از افراد تمایل به فرزندآوری دارند. عوامل مؤثر بر تمایل به فرزندآوری شامل انگیزه های درونی و روان شناختی (مانند هویت فردی و علاقه به والدگری)، سیاست های جمعیتی و ارزش های دینی، جبران فقدان (مانند فوت فرزند یا ازدواج مجدد)، و فشار و تشویق اجتماعی هستند که ریشه در هنجارهای فرهنگی و ساختارهای جمع گرایانه دارند. در مقابل، مهم ترین موانع شامل فشارهای اقتصادی و نگرانی های معیشتی، موانع زیستی و سلامت باروری، موانع اجتماعی-سنی، ملاحظات فاصله گذاری سنی، عدم تمایل به نقش والدگری و تعارض نقش های اجتماعی-تحصیلی هستند که نشان دهنده گذار ارزشی و تأثیر نقش های نوین اجتماعی، به ویژه برای زنان، است. براساس رگرسیون لجستیک، متغیرهای جمعیت شناختی (سن و جنس)، اقتصادی (وضعیت مالی و اشتغال)، تجارب باروری پیشین (مانند سزارین و سقط جنین)، تعداد فرزندان دلخواه و ویژگی های همسر، تصمیم گیری زوجین را تحت تاثیر قرار می دهند. جهت افزایش تمایل به فرزندآوری، سیاست گذاری چندساحتی (کاهش فشارهای اقتصادی، ارتقای خدمات سلامت، و توجه به تغییرات فرهنگی و روانی) ضروری است.
۱۶.

جایگاه دین داری در تغییرات امید اجتماعی شهروندان تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امید اجتماعی دین داری عاملیت گراندد تئوری شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۵۶
امید در گفتمان سیاست گذاری کشور، هرچند به عنوان مسئله ای اجتماعی با ابعاد وسیع مطرح نشده، مسئله بخش گسترده ای از مردم و سیاست گذاران کشور بوده و هست. هدف از پژوهش حاضر، مطالعه جامعه شناختی از تفسیر امید اجتماعی در میان شهروندان شهر تهران است. در روش شناسی پژوهش حاضر از راهبرد نظریه زمینه ای بهره برده شده است. برای نیل به این هدف با پنجاه شهروند تهرانی، از روش نمونه گیری هدفمند و نظری استفاده شده است. فرایند انجام مصاحبه ها تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها از طریق نظام کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفت و در نهایت مقوله هسته استخراج شد. در فرایند کدگذاری باز، 33 کد محوری، 9 مقوله اصلی و 1 مقوله هسته از نظام کدگذاری داده ها استخراج شد. نتایج این پژوهش روایتگر معنای چندبعدی دین داری در احیای امید است. به نظر می رسد که شهروندان تهرانی با امید به تکیه گاهی نامتناهی، تحمل سختی و مشقت ها را معنادار کرده و برای دین داری در حوزه احیای امید، عاملیتی چندبعدی و مثبت قائل هستند. همچنین دین از طریق ایجاد همبستگی و انسجام به نوعی وجه اجتماعی امید را تقویت کرده، در نهایت به صورت آشکار و پنهان به کاهش آسیب های اجتماعی کمک می کند.
۱۷.

فرصت ها و آسیب های آموزش مجازی برای دانش آموزان در دوران اپیدمی کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش و پرورش فضای مجازی آسیب ها فرصت ها کووید-19

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۲ تعداد دانلود : ۲۳۰
زمینه و هدف: حدود چهار سال  از همه گیری ویروس کرونا می گذرد. در پی شیوع این بیماری مهلک در ایران و به دنبال آن تعطیلی مراکز آموزشی، شیوه آموزش در کشور با استفاده از فضای مجازی، دگرگون شد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل فرصت ها و تهدیدهای آموزشی-تربیتی «آموزش و پرورش» در فضای مجازی در دوران کرونا به انجام رسیده است. روش و داده ها: روش پژوهش حاضر از نوع کیفی و براساس نظریّه زمینه ای است که از مصاحبه نیمه ساختاریافته، به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد. جامعه هدف تحقیق شامل دو مدرسه مقطع متوسطه اوّل شهرستان قدس استان تهران است. گردآوری اطّلاعات از نمونه های تحقیق به صورت نمونه گیری غیراحتمالی (هدفمند) تا جایی ادامه پیدا نمود که اشباع نظری محقّق شد. یافته ها: می توان از «نبود زیرساخت های مجازی برای تقویت آموزش مجازی»، «کمبود نظارت بر دانش آموز در کلاس مجازی»، «نابرابری بین دانش آموزان»، «افت تحصیلی»، «فقدان احساس امنیّت روانی»، «ازبین رفتن انگیزه» و «رواج احساس افسردگی و اجتماع گریزی» به عنوان آسیب ها و در مقابل از «افزایش سواد رسانه ای»، «آشنایی فرهنگی در سطح جهانی» و « استفاده گسترده آموزش مجازی برای نهاد آموزش و پرورش» به عنوان فرصت های آموزش مجازی یاد کرد. بحث و نتیجه گیری: بر پایه نتایج، عوامل فردی، خانوادگی، نهاد آموزش و پرورش و ساختارهای موجود به صورت مشترک بر تجربه زیسته دانش آموزان از تحصیل در فضای مجازی تأثیرگذار بودند و فضای مجازی 7  نوع آسیب و 3  نوع فرصت آموزشی-تربیتی را در مدّت مجازی شدن آموزش در پی داشته است؛ هرچند همه گیری کرونا از یک طرف باعث افزایش مهارت و تجربه آموزشی کلیّه ذی نفعان شده، امّا از طرفی دیگر آسیب های جسمانی، روانی، افت تحصیلی و فرسودگی شغلی را به بار آورده است. توصیه سیاستی پژوهش، شناخت نقاط قوت آموزش مجازی و کاهش نقاط ضعف آن در جهت تقویت عدالت آموزشی در کشور است. پیام اصلی: با پیش بینی الزامات و نیازها، برنامه ریزی و سیاست گذاری و بازنگری جدّی در منابع انسانی، مالی و پشتیبانی می توان آموزش مجازی را توسعه داد و در آینده به عنوان مکمّل آموزش حضوری به نحو احسن از آن بهره جست. لازم است مدارس و معلمان در زمینه آموزش مجازی آمادگی لازم را داشته باشند چراکه وقتی این بستر فراهم شده و تجربه نیز شده است می تواند زمان و مکان را حذف کند و در زمینه عدالت آموزشی نیز موثر باشد. در آموزش مجازی به راحتی می تواند آموزش های معلم خبره ضبط شود و  دانش آموزان کشور به صورت مکرر می توانند آن را ببینتد و از این فرصت استفاده کنند.
۱۸.

طراحی مدل تحلیل مسیر رفتار کارآفرینانه در کارآفرینی پیشه وری (موردمطالعه: صنعتگران صنایع دستی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتار کارآفرینانه کارآفرینی پیشه وری صنایع دستی صنعتگران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۴ تعداد دانلود : ۴۱۲
یکی از مشکلاتی که با ظهور عصر مدرن برای پیشه های قدیمی به وجود آمده است، عدم استقبال جوانان برای فعالیت در این کسب وکارها می باشد که در نهایت منجر به فراموش شدن و ازبین رفتن پیشه ها، فرهنگ و دانش بومی کشور می شود. هدف از این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر رفتار کارآفرینانه در کارآفرینی پیشه وری می باشد. این پژوهش به صورت پیمایشی (پرسش نامه محقق ساخته) است. جامعه آماری مورد بررسی آن، شامل صنعتگران صنایع دستی شهر تهران (531 نفر) بودند که در 5 سال گذشته از سازمان میراث فرهنگی شهر تهران پروانه کارگاه اخذ نموده و یا آن را تمدید نموده بودند. حجم نمونه 223 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد و افراد نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. داده های آماری با استفاده از SPSS 24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد متغیرهای مدیریت دانش شخصی، سخت کوشی و مربیگری به ترتیب بیشترین تأثیر را بر رفتار کارآفرینانه دارند. همچنین، باتوجه به مدل تجربی به دست آمده، متغیرهای سخت کوشی، مدیریت دانش شخصی، اشتیاق به کار هنری و مربیگری به متغیرهای میانی (درونداد) و متغیر نیاز به موفقیت به عنوان متغیرهای بیرونی می باشد. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که 34% درصد از تغییرات رفتار کارآفرینانه توسط مجموع متغیرهای مستقل تبیین می شود.
۱۹.

مطالعه عوامل مداخله گر و پیامدی مهاجرت بازگشتی اساتید دانشگاه های دولتی شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: نیروی انسانی مهاجرت بازگشتی عوامل مداخله گر عوامل پیامدی سیاستگذاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۳۵۲
یکی از مهم ترین سرمایه های هر کشوری، نیروی انسانی متخصص است و بی شک در این میان نقش اساتید دانشگاه بیش از دیگران در توسعه و پیشرفت کشور مهم است. هدف از این تحقیق، مطالعه عوامل مداخله گر و پیامدی مهاجرت بازگشتی اساتید دانشگاه ازخارج کشور می باشد. این پژوهش با استفاده از روش کیفی و بطور خاص رویکرد روشی داده بنیاد (گراندد تئوری) می باشد. جامعه هدف مورد مطالعه پژوهش شامل کلیه اساتید دانشگاه های دولتی شهر تهران که از بازه زمانی 1390 تاکنون مهاجرت بازگشتی داشته اند. حجم نمونه، 30 نفر براساس اشباع نظری تعیین و اعتبار یافته ها از طریق تأیید و تطبیق با نظر داوران متخصص و مطلعین موضوعی و روشی تامین گردیده است. در این پژوهش اطلاعات از طریق مصاحبه ژرفانگر و به صورت نیمه ساختاریافته گردآوری شد. تحلیل مصاحبه های فارغ التحصیلان، به شکل گیری چهارچوب مفهومی در قالب تعریف و برداشت اساتید از، شرایط و عوامل مداخله گر  و در قالب « عدم بنیه مالی»، «سیاستگذاری های حاکم»، «فعالیت رسانه» و شرایط پیامدی در قالب « اقتصادی»، «اجتماعی- فرهنگی »، «روانشناختی» انجامید. با در نظر گرفتن ارتباط بین مقوله های ذکر شده، در نهایت مقوله  کنشگری جمعی، عملکرد و ساختار  به عنوان مقوله هسته انتخاب شد.
۲۰.

بررسی قاچاق کالا به عنوان یکی از مسائل اجتماعی در کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: قاچاق کالاهای غیر قانونی و قاچاق ادراک عمومی بازار و مسئله اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۱۷۶
مقاله حاضر به بررسی یکی از مهم ترین مسائل اجتماعی کشور با عنوان «قاچاق کالا در کشور» می پردازد. این پژوهش به لحاظ روش دارای ماهیت پیمایشی و از نوع توصیفی و تحلیلی است. جامعه آماری شامل کلیه ساکنان بالای شانزده سال در استان های کردستان، آذربایجان غربی، هرمزگان و خراسان رضوی (به عنوان استان های مبادی و مرزی)، استان های تهران و اصفهان (به عنوان استان های پرمصرف) و استان سمنان (به عنوان استان کم مصرف ) است. حجم نمونه تحقیق، 7230 نفر است. اهم یافته های پژوهش این است که اکثریت جامعه (69 درصد) معتقدند که کالاهای قاچاق در کشور زیاد است و مضرات و آثار تخریبی گوناگونی دارد. این در حالی است که بخش زیادی از جامعه تأکید کرده اند که انواع کالاهای خارجی که از طرق غیر قانونی به کشور وارد شده اند، به راحتی در بازار رسمی به فروش می رسند و دلیل اصلی آن به خاطر بدبینی و ضعف احساس تعلق به کالاهای تولید داخلی به علت نازل بودن کیفیت آنها و از طرف دیگر خوش بینی و ارزیابی مثبت از کالاهای خارجی و تمایل به مصرف آنها به مثابه نوعی «سبک زندگی مدرن» است. البته این موضوع در استان های پرمصرف در مقایسه با استان های مبادی و کم مصرف، بیشتر مشاهده می شود. بیش از دو سوم پاسخگویان این تحقیق تأکید کرده اند که قاچاق کالا، پدیده ای است که در فرایند آن، جریان ها، گروه ها و سازمان های متفاوت دخیل هستند و هم گرایی، هم افزایی و پیوند میان جریان ها و باندهای سازمان یافته و برخی از چهره ها و نیروهای متنفذ در دستگاه های رسمی کشور، روند قاچاق را تسهیل می نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان