فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
موضوع برجام به عنوان چالشی ۲۰ ساله در سیاست خارجی ایران، نمایان گر پیچیدگی های نظام تصمیم گیری این کشور است. طی چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک بازیگر منطقه ای، با مسائل جهانی متعددی روبه رو شده است. نظام تصمیم گیری در ایران به دلیل وجود نهادهای مختلف و تأثیرپذیری از شرایط داخلی و بین المللی از پیچیدگی بیشتری نسبت به سایر نظام های سیاسی دیگر برخوردار است. چالش برجام به ویژه در تعامل با قدرت های بزرگ جهانی به این پیچیدگی ها افزوده و بر تصمیم گیری های داخلی ایران تأثیرگذار بوده است. فرآیندهای تصمیم گیری داخلی و خارجی برجام در مواجهه با قدرت های بزرگ نظام بین الملل و تعارضات معنایی در سطوح تصمیم گیری بر پیچیدگی های موضوع افزوده است. نگارنده در این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال اصلی است که تصمیمات سیاست خارجی ایران در برجام، چگونه و تحت تأثیر چه فرآیند و عناصری شکل می گیرد؟ برای پاسخ؛ نویسنده با مبنا قرار دادن نظریه انتخاب عقلانی به دنبال تحلیل ساختار تصمیم گیری سیاست خارجی ایران در موضوع برجام با توجه به بازیگران رسمی و غیر رسمی برآمده است. در این میان علاوه بر سطح تصمیم گیری، به عوامل داخلی و بین المللی تأثیرگذار در تصمیم گیری سیاست خارجی ایران نیز اشاره شده و در نهایت مدل مفهومی سیاست خارجی ایران در برجام ارائه شده است.
مفهوم عدالت در بحران فلسطین و اسرائیل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
187 - 168
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر حوادث و رخدادهای گوناگون نشان از تلاطمی در جهان دارد تا به رغم رشد و گسترش تمایل به قانون گرایی و همگرایی، حاکمیت قانون به چشم نیاید! لذا در عین نظمی ظاهری شاهد آشوب و بی نظمی در خاورمیانه هستیم. این پژوهش با این فرضیه که عوامل مختلف ساختاری و کارکردی نظیر انواع بی عدالتی، تبعیض و سیاستهای توسعه طلبانه در سطوح جهانی و منطقه ای به دنبال یافتن پاسخ به چگونگی زمینه ها و بسترهای نزاع و تلاش اسرائیل و مردم فلسطین برای بقاء است. اگر متغیرها را به منزله بسترها و زمینه های آشوب در قالب تفکر افراط گرایان اسرائیلی و جریان های شبیه به آن بدانیم در این صورت عمده ترین دلایل ظهور و گسترش این جنگ های خانمان سوز و قساوت های ناشی از آن را بیش از همه باید در شکل نگاه و عملکرد بازیگران نظام های سیاسی و حکومت ها، ریشه یابی کرد. در این مقاله سعی شده به شیوه ای تفسیری به تحلیل موضوع با مراجعه به کتابخانه و کمک از ترکیب نظریه های"آشوب" روزنا، فرضیه مورگنتا به عنوان یک واقع گرا و تئوری "عدالت" رالز نشان دهیم که در کنار معضل توسعه نیافتگی و پدیده عقب ماندگی و عوامل داخلی، باعث گسترش هر چه بیشتر آشوب در منطقه به ویژه مناقشه اسرائیل و فلسطین را فراهم کرده است. لذا برای احیای آرامش در منطقه و کرامت انسانی باید با شناخت عقلانی از جامعه شناسی سیاسی و مسائل داخلی و پی گیری چالش ها با تغییر راهبردهایی که تا به حال پاسخ نداده، بدور از خشونت و تعصب بدنبال صلحی پایدار باشیم.
قدرت، سیاست بازنمایی و زندگی روزمره در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
492 - 463
حوزههای تخصصی:
بخش بزرگی از جدال میان قدرت حاکم و شهروندان در نظام های سیاسی جدید، در زمینه نحوه تثبیت معنا در نشانه ها و صورت های مختلف روابط اجتماعی در زندگی روزمره شکل گرفته است. در عصر گسترش فناوری های ارتباطی و ظهور و هجوم شبکه های اجتماعی، رابطه میان قدرت سیاسی و شهروندان وارد مرحله ای تازه و پویاتر شده است؛ مرحله ای که در آن دیگر معانی، نشانه ها و روایت های اجتماعی صرفاً از سوی نهادهای رسمی تعریف نمی شوند. در این میان، شبکه های اجتماعی به بستری فعال برای تولید و بازتولید معنا بدل شده اند و کاربران با بهره گیری از این ابزارها، روایت های شخصی، فرهنگی و اجتماعی خود را شکل می دهند و به چالش با روایت های رسمی می پردازند. در جوامعی مانند جمهوری اسلامی ایران، که ساختار قدرت تلاش می کند از طریق کنترل زندگی روزمره و مدیریت معنا، ایدئولوژی خود را تثبیت کند، این روند با پیامدهای فرهنگی و سیاسی عمیقی همراه است. پژوهش حاضر با تکیه بر روش کیفی و تحلیل داده های کتابخانه ای و اسنادی، به بررسی این پرسش می پردازد که فناوری های نوین ارتباطی چگونه سیاست بازنمایی را با بحران مواجه می سازند. یافته ها نشان می دهد که شبکه های اجتماعی با تقویت روایت های غیررسمی و عرفی، نه تنها مشروعیت گفتمان رسمی را زیر سؤال برده اند، بلکه زمینه ساز شکل گیری فضایی شده اند که در آن، صداهای متکثر و گاه مخالف، به وضوح شنیده می شوند. این تحولات، بازتعریفی از قدرت، معنا و هویت در جامعه معاصر ایرانی را رقم زده اند و از ظهور دوره ای حکایت دارند که در آن انحصار معنابخشی دیگر در اختیار حاکمیت نیست.
بررسی عملکرد مدارس غیر دولتی دوره پهلوی دوم بر شکل گیری انقلاب اسلامی ایران (مطالعه موردی مدرسه احمدیه اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۱
231 - 256
حوزههای تخصصی:
انقلاب ها، صرف نظر از ماهیتشان، ریشه در بسترهای گوناگونی دارند که عمده آنها در طول زمان شکل می گیرند. از آنجا که زمان، متغیر محوری در هر انقلاب است، این پدیده ماهیتی تاریخی دارد. هیچ رویداد تاریخی به طور ناگهانی و بدون زمینه ها و عوامل متعدد شکل نمی گیرد. برای درک دقیق دلایل پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، نیازمند پذیرش همین سازوکار تاریخی هستیم. باتوجه به حضور بسیاری از نقش آفرینان و فعالان آن دوران، بررسی خاطرات ایشان و تحلیل رویدادها از زوایای مختلف می تواند در شناخت عمیق تر ماهیت انقلاب و عوامل مؤثر در وقوع آن راهگشا باشد. هدف اصلی این مقاله، بررسی عملکرد فرهنگی مدرسه احمدیه و نقش آن در سازمان دهی رویدادهای منجر به انقلاب اسلامی است. روش تحقیق عمدتاً بر مبنای مراجعه به اسناد شفاهی و مصاحبه با فعالان این حوزه استوار است. این پژوهش که بر اساس بررسی عملکرد یکی از مدارس غیردولتی در اصفهان انجام شده، نشان می دهد که زمینه سازی برای تغییرات مبتنی بر آموزه های اسلامی و ایجاد روحیه انقلابی، حداقل از 15 سال قبل از انقلاب اسلامی توسط بخشی از مذهبی ها آغاز شده بود. بنابراین، تحلیل هایی که نقش عوامل بیگانه یا فرصت طلبی روحانیت در مصادره انقلاب را پررنگ می کنند، چندان دقیق و واقع بینانه به نظر نمی رسند.
همکاری استراتژیک ایران و روسیه: ارتقای جایگاه و مقابله با یکجانبه گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵۳)
5 - 28
حوزههای تخصصی:
وضعیت امنیتی منطقه غرب آسیا، ضرورت پویایی دکترین سیاست خارجی ایران را برای ارتقای جایگاه و سطح کنشگری در تعاملات میان قدرت های منطقه ای برجسته کرده و ازاین رو، تقویت روابط نظامی و سیاسی با روسیه به عنوان یک راهبرد استراتژیک در رفتار سیاست خارجی ایران صورت بندی شده است. حال سؤال اساسی پژوهش این است که چه ظرفیتی در روابط دو کشور وجود دارد که موجب گسترش همکاری های نظامی و مناسبات سیاسی میان ایران و روسیه شده و تعاملات دو کشور را به سطح روابط راهبردی و استراتژیک رسانده است؟ پژوهش حاضر با هدف بررسی مناسبات سیاسی- امنیتی و نظامی ایران و روسیه در نظام بین الملل انجام شد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی بود. یافته ها نشان داد شکل گیری همکاری استراتژیک ایران و روسیه ناشی از فهم و نوع نگرش دو بازیگر به مساله "جایگاه" است. بدین معنا که مقابله با یکجانبه گرایی امریکا، افزایش توانایی های نظامی و کسب جایگاه نسبی بالاتر؛ بیشینه سازی قدرت/ امنیت در مناسبات همکاری جویانه، ناسازگاری از جایگاه و نارضایتی از آن و تلاش برای حداکثرسازی قدرت/ امنیت جهت ارتقای جایگاه موجب افزایش سطح همکاری ها و گاه ترسیم اهداف بلندمدت همسو؛ اشتراک نظر در مسائل راهبردی؛ همکاری های اقتصادی و باورمندی مشابه به نقش دشمن مشترک در مناسبات آتی موجب شکل گیری روابط عمیق و همکاری های استراتژیک بین ایران و روسیه شده است.
تحلیل ژئوپلیتیکی دلایل تطویل منازعه صحرای غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
143 - 169
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مورد بحث در جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک، بررسی منازعات با ریشه ارزش های جغرافیایی، میان بازیگران سطوح مختلف در مقیاس های فروملّی و فراملّی است. پایداری ارزش های جغرافیایی مستتر در بنیان های یک تنش و درگیری موجب تداوم روند منازعه می گردد. تا زمانی که یکی از طرفین از کل یا بخشی از منافع مترتبه آن ارزش ها چشم پوشی ننمایند، روند منازعه همچنان ادامه خواهد یافت. منازعه صحرای غربی، به عنوان یکی از تهدیدات امنیت و توسعه پایدار در شمال آفریقا بیش از نیم قرن پیش آغاز شده است و تاکنون ادامه دارد. هر چند از حجم درگیری ها در این قلمرو کاسته شده است؛ لکن این بحران همچون آتش زیر خاکستر، ظرفیّت شعله ور شدن و شروع یک تنش بزرگ برای شمال آفریقا را دارا می باشد. این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع فارسی و لاتین کتابخانه ای با استفاده از تحلیل کارتوگرافیکیِ مناقشه و گردآوری دیدگاه های طرفین درگیری به ارزیابی و بررسی علل تطویل این منازعه پرداخته است. یافته های پژوهش مؤید این موضوع است که دلایل تداوم منازعه در صحرای غربی در دسته بندی سه گانه عوامل ژئوپلیتیکی، ایدئولوژیکی و ژئواکونومیک قابل تفکیک است. عواملی نظیر فرآیند ناقص استعمارزدایی، قلمرو حائل، دخالت کشورهای خارجی، ضعف سازمان های بین المللی، ایدئولوژی توسعه طلبانه همسایگان در کنار منابع و ذخایر گسترده صحرای غربی به ویژه فسفات موجب تداوم این منازعه شده است.
The Nature and Principles of the Islamic Approach to International Humanitarian Law(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Humanitarian law, along with human rights, is one of the concepts in international relations that has received more attention than ever in recent decades, and many sensitivities and efforts have been made both in the field of theoretical literature and in the field of its implementation. In the meantime, various viewpoints and schools of thought have tried to interpret and interpret the principles and rules of humanitarian law from their own perspective, but it seems that none of them have been completely successful in this regard so far. In this research, an attempt has been made to analyze Islamic approaches to international humanitarian law in order to ultimately extract the nature, basic principles and common rules of international humanitarian law from the perspective of Islam. For this reason, in this research, by using documentary studies and library resources and from a jurisprudential perspective, we have made an effort to understand the nature and Islamic principles in Islamic humanitarian law. Also, according to the studies conducted and the comparison of Western principles of international law and Islamic humanitarian law, it seems that international humanitarian law with an Islamic approach has a greater universality and not only has entered into all aspects of this issue; but also has criteria closer to justice and fairness in the law of war and international conflicts.
تأثیر مأموریت های دوردست نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر وزن ژئوپلیتیکی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
33 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف : مأموریت های دوردست نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از اساسی ترین ابزار اعمال قدرت و اراده کشور در مناطق مختلف جغرافیایی تلقی می گردد؛ بنابراین نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با اجرای مأموریت های دوردست و حضور مستمر در آب های آزاد و بندرهای کشورهای مناطق مختلف ژئوپلیتیکی به این مهم جامعه عمل پوشانده است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر مأموریت های دوردست نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر وزن ژئوپلیتیکی ایران است. روش ها: در این مقاله کاربردی از روش توصیفی- تحلیلی با رویکرد آمیخته استفاده شده است. داده های این تحقیق به دو روش میدانی و کتابخانه ای جمع آوری شده و جامعه آماری تعداد 50 نفر از خبرگان مرتبط با موضوع هستند و با بهره گیری از نرم افزار اسمارت پی ال اس تجزیه وتحلیل داده ها انجام گرفت. یافته ها: پس از تجزیه وتحلیل داده های حاصل از پرسشنامه و تحلیل کیفی داده مشخص گردید که مأموریت های دوردست نیروی دریایی با دو بعد حضور در بندرهای خارجی و حضور در دریاهای آزاد و اقیانوس ها بر وزن ژئوپلیتیکی ایران تأثیر دارد. نتیجه گیری : نتایج این تحقیق نشان می دهد که مأموریت های دوردست نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران تأثیر زیادی بر وزن ژئوپلیتیکی ایران دارد
نظریه دیالکتیک در برابر آرمان زوجیت؛ تجربه زیسته در جمهوری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به مقایسه دو مفهوم «دیالکتیک» و «زوجیت» در تحلیل تحولات تاریخی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. نظریه دیالکتیک، که ریشه در فلسفه هگل و مارکس دارد، تغییرات را نتیجه تضادها و تعارضات می داند، در حالی که نظریه زوجیت بر تعامل و همراهی عناصر مکمل تأکید می کند. با بررسی دوره های مختلف پس از انقلاب اسلامی، مشخص می شود که نظام موجود بیشتر بر مبنای منطق تضاد و سرکوب شکل گرفته است. این شامل تضادهای طبقاتی، سیاسی و اقتصادی است که به جای حل، معمولاً با حذف یا کنترل نیروهای متضاد مدیریت شده اند. نظریه زوجیت، که اغلب به عنوان یک گفتمان ایدئولوژیک برای توجیه وضع موجود استفاده شده، نتوانسته است راهکار عملی برای رفع تضادها ارائه دهد. نویسندگان استدلال می کنند که برای درک پیچیدگی های جامعه مدرن و حل بحران های کنونی، نیاز به بازنگری در رویکردها و پذیرش تضادها به عنوان بخشی طبیعی از تحولات اجتماعی است. دیالکتیک، به عنوان یک روش تحلیلی قوی، قادر به توضیح دقیق تر تحولات اجتماعی و سیاسی است و می تواند به توسعه گفتمان های علمی و واقع گرایانه کمک کند. همچنین، زوجیت به عنوان یک مفهوم ایدئالیستی، نمی تواند پیچیدگی های مدرن جوامع را مدیریت کند و نیاز به تحلیل های دقیق تری وجود دارد.در نهایت، این پژوهش بر اهمیت پذیرش تنوع و تعامل سازنده با گروه های مختلف داخلی و خارجی تأکید می کند و پیشنهاد می دهد که نظام جمهوری اسلامی باید به جای تمرکز بر تضاد و تقابل، به دنبال همگرایی و همکاری باشد.
ژئوپلتیک شبکه ای- هیبریدی و قدرت یابی جمهوری اسلامی ایران در وضعیت پیچیدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از برجسته ترین چالش های موجود در تبیین قدرت یابی واحدها در جهان پرآشوب کنونی، سیال شدن محیط راهبردی جهانی، نرخ سریع تغییرات و پیچیدگی های فزاینده در نظام بین الملل، دگرسانی در سازه های نظم و گذار از سیستم های ساده و کلاسیک به سیستم های پیچیده و آشوبی است. در این سیستم ها، روندها و واقعیت های نوپدید و پویش های قدرت به گونه ای بسیار برجسته، ناهمسانی و ناهم طرازی در ژئوپلتیک قدرت و سازه های نظم را پدیدار نموده و فراوری و بازتولید قدرت توسط واحدها را به پدیده ای سیستمی و شبکه ای تبدیل کرده است. بر این مبنا، پژوهش حاضر، در پی پاسخ گویی به این پرسش اساسی است که بر اساس چرخش های اساسی شکل گرفته در چرخه قدرت جهانی و واقعیت های نوپدید سیاست جهان، « قدرت سازی و قدرت یابی کنشگران از جمله جمهوری اسلامی ایران چگونه امکان عملیاتی پیدا می کند؟» در این چارچوب، این پژوهش با بهره گیری از رهیافت روشی ابداکتیو درصدد نشان دادن رابطه معنادار میان ژئوپلتیک شبکه ای و هیبریدی در محیط نظام بین الملل کنونی و قدرت یابی جمهوری اسلامی ایران در وضعیت پیچیدگی می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که " قدرت یابی کنشگران از جمله جمهوری اسلامی ایران در یک زنجیره علی در چرخه های محلی، منطقه ای و جهانی(تلفیق سطوح) و حوزه های موضوعی مختلف (درهم تنیدگی و تلفیق بخش ها) بر پایه قواعد شبکه و شبکه سازی ژئوپلتیکی، امکان عملیاتی پیدا می کند. در این راستا، مبتنی بر بنیان های هستی شناسانه و شناخت شناسانه نظریه پیچیدگی و آشوب و گزاره های نظری مندرج در آن الگوی نوینی در موضوع قدرت یابی واحدها تحت عنوان ژئوپلتیک شبکه ای– هیبریدی مطرح می گردد که در نوع خود رویکردی متفاوت و آینده نگرانه نسبت به پدیده قدرت یابی و نقش یابی بازیگران در صحنه سیاست بین الملل نوین محسوب می شود.
مروری بر مراحل جنبش های انقلابی در رویکردی ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
1 - 30
حوزههای تخصصی:
به دلیل پیچیده بودن پدیده انقلاب، کم تر نظریه ای را می توان سراغ گرفت که توانایی تبیین همه وجوه آن را داشته باشد. عمدتاً چرایی انقلاب در قالب نظریات و چگونگی آن در قالب الگوها بیان می شود. در اغلب آثاری که به مراحل انقلاب ها اشاره دارند یا این مراحل چندان کامل ترسیم نشده و یا عنصر پیچیدگی انقلاب ها و از جمله نقش کنشگران، کم تر مورد توجه بوده و یا رابطه نظام مند بین مراحل برقرار نبوده است. این پژوهش درصدد است از طریق بازخوانی و واکاوی نظریه های مختلف انقلاب، الگویی نظام مند از چگونگی شکل گیری انقلاب استخراج نماید. در این پژوهش به منظور تبیین موضوع، از رویکرد ساختار کارگزار و روش فراترکیب استفاده شده است. سؤال اصلی این است که با نگاه ترکیبی بین نظریه های مختلف انقلاب، به چه الگویی از مراحل انقلاب می توان دست یافت؟ یافته پژوهش نشان می دهد می توان برای جنبش انقلابی، پنج مرحله متصور شد که در هر مرحله، پنج سطح از کنشگری شامل عموم مردم، کنشگران (رهبران انقلابی، کارگزاران انقلابی و کنشگران انقلابی) و ساختار سیاسی، قابل مشاهده خواهد بود.
بررسی امکان تغییر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال اتحادیه اروپا در دولت پزشکیان بر اساس مدل کینگدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۵۴)
66 - 31
حوزههای تخصصی:
با توجه به تحولات سیاست جهانی و تغییرات در موقعیت های استراتژیک، بررسی روابط ایران و اتحادیه اروپا در دوره های مختلف نیازمند تحلیل دقیق و جامعی است. این روابط تحت تأثیر عوامل متعددی نظیر تحریم ها، برنامه هسته ای ایران و مسائل انسانی قرار داشته و در مواقع مختلف به چالش کشیده شده است. در این راستا، انتخاب مسعود پزشکیان به عنوان رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران می تواند دوره ای حساس و مهم برای این روابط باشد. رویکرد او به سیاست خارجی ممکن است فرصتی برای بهبود روابط با اتحادیه اروپا و ایجاد فضای مثبت برای گفتگو و همکاری باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی امکان تغییر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال اتحادیه اروپا بر اساس مدل نظری جریان های چندگانه جان کینگدان و با استفاده از روش تحلیل مضمون می باشد. سوال اصلی مقاله این است که امکان تغییر در سیاست خارجی ایران در قبال اتحادیه اروپا در دولت پزشکیان بر اساس مدل کینگدان چگونه است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد در دوره مورد بحث با استفاده از تحلیل مضامین متون و آثار موجود، شواهد تحلیلی مبنی بر همراهی جریان مشکل، جریان سیاستی و جریان سیاسی در جهت باز شدن پنجره فرصت برای تغییر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. اما علیرغم فرصت های موجود موانع جدی نیز سایه سنگین خود را بر روابط دو طرف گسترانیده است.
بررسی و تحلیل آثار و نتایج شاخصه های مقاومت اسلامی بر تمدن نوین اسلامی با تأکید بر تفاسیر سیاسی و اجتماعی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در برابر تهاجم فرهنگی، سلطه سیاسی و تهدیدات نظامی، مقاومت اسلامی به مثابه راهبردی اصیل در تعالیم دینی، زمینه ساز احیای تمدن نوین اسلامی است. این پژوهش با روش تحلیلی–توصیفی، شاخصه های اصلی مقاومت اسلامی، شامل توحیدباوری، ذکر خدا، توکل، وحدت کلمه، تشکیل جبهه مقاومت و اطاعت از رهبری اسلامی، و آثار آن ها بر مؤلفه هایی چون عزت نفس، پایداری، امداد غیبی، پویایی، استقلال و زمینه سازی ظهور امام زمان (عج) را بررسی می کند. تفسیر سیاسی و اجتماعی معاصر به رویکردی گفته می شود که با توجه به نیازهای اجتماعی و حکومتی زمانه، آموزه های قرآن را در عرصه های اجتماعی و سیاسی بازخوانی کرده و مفاهیمی چون «امر به معروف نظام ساز» و «مقاومت به مثابه تحقق عدالت» را بازتولید می کند. این تفاسیر، با بهره گیری از روش های متن محور و توجه به مصالح مرسله و اهداف شریعت، در پی استخراج راهبردهای تمدن ساز از قرآن کریم هستند. این مقاله با تحلیل تفاسیر معاصری چون فی ظلال القرآن، من وحی القرآن، الکاشف، تسنیم، نمونه، المنار و المنیر، به این پرسش می پردازد که شاخصه های مقاومت اسلامی چگونه می توانند در تحقق تمدن نوین اسلامی مؤثر باشند. شاخصه های مطرح در این تحقیق در پیوند با فرآیند پنج مرحله ای تمدن سازی ترسیم شده توسط مقام معظم رهبری، نقشی محوری ایفا می کنند. در امت اسلامی، این شاخصه ها، الگویی جهانی از تمدن اسلامی ارائه می دهند که عدالت و معنویت را متجلی می سازد. در نهایت یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد مقاومت اسلامی الگویی فراتر از دفاع صرف ارائه داده و به پویایی تمدنی، توسعه پایدار و ارتقای هویت جمعی منجر می شود.
تبیین زمینه ها و الزامات حکمرانی جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۲)
7 - 31
حوزههای تخصصی:
«استانداردها، هنجارها، ظرفیت های دولتی و سازمان های بین المللی» همراه با «هماهنگی اقدامات، حل مشکلات فراملی و مدیریت تعارض» عناصر اصلی حکمرانی جهانی را تشکیل می دهند.جهانی شدن به عنوان وابستگی متقابل فزاینده بین کشورها و مردم در سراسر جهان، نیاز به حکمرانی جهانی را جهت تسهیل اقدامات مشارکتی در برابر مسائل زیست محیطی، اقتصادی و سیاسی که ملل مختلف را تحت تأثیر قرار می دهد، تشدید کرده است. از هم گسیختگی کارکردهای اساسی دولت، تکه تکه شدن هویت های فرهنگی و پیکربندی مجدد فضاهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از دیگر مسائلی است که ضرورت تدبیر برای برقراری حکمرانی جهانی را ایجاب می کند. پذیرش مفهوم حکمرانی جهانی و تلاش در جهت برقراری آن نیازمند زمینه ها و الزاماتی است که این مقاله به آن می پردازد. تعیین نسبت میان نهادهای بین المللی و رژیم های بین المللی با مفهوم حکمرانی جهانی و همچنین توافق بر مشروعیت سازوکارهای حکمرانی جهانی از جمله این موراد است. همچنین نقش شبکه های بازیگران دولتی و غیردولتی در سطوح ملی و فراملی و توسعه مفاهیمی مانند شهروندی جهانی از دیگر زمینه هایی است که در ارتباط با حکمرانی جهانی در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد.
واکاوی راهبردی ولادیمیر پوتین در قبال نظم نوین جهانی با تأکید بر جنگ اوکراین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنگ در اوکراین اگرچه به لحاظ ژئوپلیتیکی جنگ اروپایی به شمار می آید، اما در عمل درگیری قدرت های جهانی است که حول محور فروپاشی پیش بینی شده هژمونی جهانی آمریکا متمرکز شده و آشکارا خواهان نظم نوینی است . در چنین شرایطی نگرش، رفتار و عملکرد روسیه در قبال اوکراین می تواند پیامد مهمی برای آینده نظم جهانی در پی داشته باشد. ازاین رو هدف اصلی نوشتار پیش رو الزامات ژئوپلیتیکی نظم نوین جهانی برای روسیه با توجه به جنگ اوکراین می باشد، لذا سؤال اصلی این گونه مطرح می شود که راهبرد روسیه به رهبری ولادیمیر پوتین در قبال بحران اوکراین از چه منطقی پیروی می کند؟ در پاسخ به پرسش مذکور مقاله با استفاده از نظریات ژئوپلیتیک استدلال می کند که منطق روسیه در قبال دخالت در بحران اوکراین سهم خواهی از آینده نظم جهانی به عنوان یک قدرت جهانی می باشد که البته باید توجه داشت که روسیه کنش خاصی در این بحران نشان داده و این مسائل از ابعاد مختلفی حائز اهمیت است که یکی از مهم ترین ابعاد این مسئله در کوتاه مدت به علایق ژئوپلیتیک مسکو در بحران اوکراین بازمی گردد. یافته های این نوشتار نشان می دهد که جنگ اوکراین به عنوان نقطه محرک ژئوپلیتیکی بر نظم بین الملل تأثیرگذار بوده و احتمال اینکه پساجنگ اوکراین، نویددهنده نظم نوینی در جهان باشد، وجود دارد. این پژوهش بر اساس رویکرد توصیفی- تحلیلی با استفاده از روش روند پژوهی و نمونه پژوهی به عنوان روش های پژوهش کیفی می باشد که در جمع آوری اطلاعات از منابع اسنادی –کتابخانه ای و تارنماهای معتبر فضای مجازی استفاده شده است.
الگوی راهبردی مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر پایه بیانات فرماندهی معظم کل قوا (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۶
205 - 238
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی راهبردی مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران بر پایه تدابیر، فرامین و رهنمودهای فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی) انجام گرفت.
روش ها : این پژوهش به روش کیفی گراندد تئوری انجام شد. ابتدا ابعاد و مؤلفه های مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی براساس تدابیر، فرامین و رهنمودهای فرماندهی معظم کل قوا ایران شناسایی شده و سپس الگوی مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران عرضه شد. جامعه آماری پژوهش بیانات فرماندهی معظم کل قوا (مدظله العالی) از سال ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۱ بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد.
یافته ها : پس از تحلیل مضمون؛ ۱۳ بعد و ۳۶ مولفه موثر به عنوان مضامین سازنده در ایجاد مرجعیت علمی ارتش جمهوری اسلامی ایران شناسایی شد.
نتیجه گیری ها: الگوی ارائه شده در این پژوهش می تواند به عنوان نقشه راهی برای ارتش جمهوری اسلامی ایران در دستیابی به مرجعیت علمی باشد
تأثیر بحران غزه بر امنیت انسانی زنان فلسطین (2024-2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
782 - 755
حوزههای تخصصی:
جنگ غزه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، به یکی از شدیدترین جنگ های منطقه ای تبدیل شده است. این جنگ تأثیرهای گسترده ای بر همه جوانب زندگی مردم فلسطین، به ویژه زنان، داشته است. در این شرایط، مفهوم «امنیت انسانی» بسیار اهمیت پیدا می کند. امنیت انسانی شامل حفاظت از جان، زندگی، دسترسی به خدمات اساسی و همچنین حق زندگی در محیطی بدون خشونت و تهدید، به ویژه در جنگ ها، به دغدغه ای اساسی تبدیل می شود. در این میان، زنان به عنوان یکی از آسیب پذیرترین گروه ها و نیز تأثیرگذار در هر جامعه، با چالش های جدی روبه رو می شوند. بررسی امنیت انسانی زنان فلسطینی در جنگ اخیر غزه، نه تنها به درک ابعاد مختلف چالش های آنان کمک می کند، بلکه امکان ارائه راهکارهای مناسب برای بهبود شرایط آنان و حمایت های مؤثر را فراهم می آورد. در این پژوهش با روش کیفی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اینترنت به پرسش تأثیر جنگ غزه برامنیت انسانی زنان فلسطینی پاسخ داده می شود. این فرضیه مطرح شده که جنگ غزه از سال ۲۰۲۳ با تغییر در نقش های اجتماعی و خانوادگی، افزایش خشونت های جنسیتی و خانگی، تضعیف وضعیت اقتصادی، ایجاد اختلال ها در سیستم های بهداشتی و نبود حمایت های قانونی و روانی، بر امنیت انسانی زنان فلسطینی تاثیر منفی گذاشته و امنیت انسانی آنان را تهدید کرده است.
بازاندیشی مدل بازیگر خردمند از منظر الگوهای بدیل تصمیم گیری در راهبرد سیاست خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
191 - 216
حوزههای تخصصی:
رویکرد غالب در مطالعه تصمیم گیری سیاست خارجی، همواره نظریه انتخاب عقلانی بوده است و براساس منطق حاکم بر آن، دولت ها به عنوان «جعبه های سیاه» و بازیگرانی یکپارچه و عقلانی در سیاست خارجی و به طور معمول به دنبال هزینه و فایده هستند؛ اما در ادامه این شناخت به وجود آمد که تصمیم گیرندگان، به طور مثال در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ممکن است بر اساس ملاحظاتی که ضرورتاً تابعی از محاسبه سود و زیان نیستند، مبادرت به تصمیم گیری نمایند. این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال اصلی بوده است که الگوی بازیگر خردمند در راهبرد سیاست خارجی با چه محدودیت ها و مشکلات مفهومی مواجه بوده است؟ ماهیت این مقاله، توصیفی-تحلیلی است و تلاش شده است تا چهارچوب مفهومی خود را از الگوهای فرایند سازمانی، سیاست بوروکراتیک، تفکر گروه، مدل تکثرگرای تصمیم گیری و الگوی سایبرنتیک اخذ و از آن ها برای تبیین الگوی بازیگر خردمند که الگوی اصلی تصمیم گیری است بهره گیرد تا از این طریق ناکامی های رویکرد عقلانی که شامل عدم توجه به رویه های تصمیم گیری، غفلت از مجادلات بین بوروکراسی های درگیر در نظام تصمیم گیری، کنار گذاشتن نقش سطوح اجتماعی از جمله گروه هایی ذی نفع، افکار عمومی و جنبش های اجتماعی، بی توجهی به نقش مؤلفه های روان شناختی حاکم بر گروه های تصمیم گیرنده است تحلیل شود. این موارد با نگاه به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به خوبی قابل تحلیل است. مسئله ای که می تواند در پژوهش های بعدی به طور مستقل مورد بررسی قرار گیرد.
سناریوهای واردات گاز از روسیه در چهارچوب دیپلماسی انرژی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
97 - 120
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، تجارت انرژی به ابزاری کلیدی در سیاست خارجی بازیگران عرصه بین الملل تبدیل شده است. قدرت های بزرگ از جمله چین، هند، اتحادیه اروپا وابستگی زیادی به تأمین کنندگان انرژی دارند. پس از جنگ اوکراین و افزایش منازعات میان اروپا و روسیه، کشورهای اروپایی تلاش کردند تا از وابستگی خود به مسکو بکاهند. این تصمیم موجب کاهش سطح صادرات انرژی روسیه گردیده و این کشور در جستجوی بازارهای جدید است. ایران به عنوان یک متحده بالقوه به دلیل وجود موقعیت جغرافیایی، گزینه کاهش بخشی از مازاد گاز روسیه است. در این پژوهش واردات گاز از روسیه از منظر سیاسی و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته و به این سؤال پاسخ داده می شود که چگونه واردات گاز از این کشور می تواند به ابزاری برای افزایش قدرت سیاسی-اقتصادی ایران در منطقه شود. با توجه به شرایط فعلی، از سرگیری صادرات گاز روسیه به اروپا نامحتمل است. همچنین، صادرات به چین در میان مدت به دلیل نگرانی از وابستگی به روسیه محقق نخواهد شد. ازاین رو، مهم ترین گزینه صادرات گاز به ایران است. گاز وارداتی از روسیه می بایست صرف صادرات به کشورهای همسایه گردد؛ این امر می تواند منجر به ایجاد وابستگی متقابل نامتقارن به نفع ایران در روابط با کشورهای منطقه شود و گامی اساسی جهت تبدیل ایران به مرکز مبادلات انرژی خاورمیانه و مصون سازی از تحریم ها خواهد بود. در این پژوهش از روش آینده پژوهی (سناریونویسی) برای پیش بینی سناریوهای آینده طراحی شده است. روش گردآوری منابع نیز استفاده از منابع دسته اول، منابع کتابخانه ای و اینترنتی است.
پویایی های منطقه ای متلاطم و بازگشت دونالد ترامپ: گزینه های استراتژیک برای ایران در چشم انداز آینده ژئوپلیتیک غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
131 - 164
حوزههای تخصصی:
با بازگشت دونالد ترامپ یکی از مهمترین معماها پیرامون او این است که دستورکارهای آینده او در ارتباط با ایران کدامند؟ پاسخ به پرسش پژوهش به سناریوها سپرده شد. سناریونویسی در این پژوهش برپایه روش جی بی ان بود. در این تحقیق دو دسته جامعه آماری اسنادی و خبرگی بکار گرفته شد. حجم جامعه نمونه نیز بر پایه جدول مورگان محاسبه شد. روش گردآوری اطلاعات به دو صورت کتابخانه ای و میدانی بود. ابزار گردآوری اطلاعات نیز مصاحبه، فیش برداری و پرسشنامه بود. روش نمونه گیری پژوهش هدفمند و از نوع انباشتی بود. در نهایت تحلیل داده ها نیز بر پایه ماتریس اهمیت عدم قطعیت بود. بر پایه منطق روش جی بی ان دو سناریوی «بازی مجموع صفر: بازگشت به قمار بازدارندگی» و «بازی چندسطحی: فریب با لبخند» از برایند تقاطع عدم قطعیت های کلیدی ارائه و داستان هرکدام نیز تدوین شد. از برایند تجزیه وتحلیل شواهد ارائه شده می توان چنین نتیجه گرفت که سناریوی بازی چندسطحی: فریب با لبخند به نظر دستور کار محتمل ترامپ در ارتباط با ایران در چهار سال آینده باشد. البته، در صورتی که نقش منفی و آشوب ساز رژیم صهیونیستی در تغییر محاسبات ترامپ غالب نشود.