ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
۴۰۱.

قدرت، نهاد و ایده؛ چشم انداز منزلت جویی هژمونیک چین در نظم نوظهور جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظم جهانی هژمونی توزیع قدرت ساختار نهاد ایده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۶
به اذعان دانشمندان روابط بین الملل از میان قدرت های موجود جهان تنها رقیب چالشگر آمریکا که ظرفیت احتمالیِ نیل به منزلت هژمونی در دهه های آینده را دارد، چین است. با این حال صعود چین به جایگاه یک هژمون جهانی هنوز ابهامات بسیاری دارد که رفع آن مستلزم فهمی عمیق از چیستی تحولات جهانی و تعریف دقیق مفهوم هژمونی است. پژوهش حاضر در چارچوب رهیافت گرامشین این پرسش اصلی را مطرح می سازد که چشم انداز رسیدن چین به جایگاه هژمونی در بستر نظام متحول جهانی چیست؟ در پاسخ، فرضیه مقاله از این قرار است که رشد دهه های اخیر چین بیشتر محصول افزایش توانمندی های مادی اقتصادی و نظامی آن بوده و این کشور همچنان از قابلیت های نهادی و ایده ایِ کافی برخوردار نیست. در نتیجه، یافته نهایی مقاله این است که چین در یک آینده قابل پیش بینی همچنان فاقد ظرفیت لازم برای احراز منزلت هژمونی جهانی و حتی منطقه ای خواهد بود و از این رو در سطح یک قدرت بزرگ باقی خواهد ماند. مقاله از نوع کاربردی است و رویکردی توصیفی – تحلیلی دارد. برای گردآوری داده ها از تکنیک کتابخانه ای استفاده شده و نیز تحلیل داده ها در چارچوب روش نظریه مبنا صورت گرفته است که بر اساس آن نگارنده قصد دارد شاخص های سه گانه موجود در نظریه گرامشینیسم را یکایک با وضعیت چین مطابقت دهد و میزان احراز آنها را در مورد این کنشگر به آزمون بگذارد. 
۴۰۲.

طراحی مدل مفهومی مدیریت دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران در شبکه های اجتماعی در راستای امنیت ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیپلماسی عمومی شبکه های اجتماعی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران امنیت ملی گراندد تئوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۶
امروزه یکی از با اهمیتترین حوزههای فعالیت کشورها در زمینه سیاست خارجی، دیپلماسی عمومی است. با ظهور رسانههای نوین و خصوصا شبکههای اجتماعی، زمینههای جدیدی برای پیگیری فعالیتهای دیپلماسی عمومی کشورها فراهم گردیده است. با توسعه مفهوم قدرت نرم و جایگاه آن در حوزهی امنیت ملی، مفهوم دیپلماسی عمومی خصوصا در شبکههای اجتماعی اهمیتی بیش از پیش یافته اما در کشور ما در این خصوص فعالیت چندانی رخ نداده است. لذا نیازمند مدلی برای پیگیری دیپلماسی عمومی کشورمان در شبکههای اجتماعی هستیم؛ مدلی که توانایی تحلیل، توصیف و تجویز در این حوزه را دارا باشد. در این پژوهش با استفاده از روش نظریه داده بنیاد به تدوین و معرفی این مدل پرداختیم. لذا با بیست نفر از اساتید، کارگزاران، خبرگان و صاحبنظران موضوع پژوهش مصاحبه شد و سه سند بالادستی مورد بررسی قرار گرفت و پس از کدگذاری، مدل نهایی استخراج شد. در مدل نهایی ما دیپلماسی عمومی شبکه های مختلط در شبکه های اجتماعی به عنوان مقوله مرکزی و شرایط علی، مداخلهگر، زمینهای واستراتژیها و پیامدهای حاصل از اجرای استراتژیها که شناسایی آنها که از اهداف فرعی این پژوهش بودند معرفی شدند. معرفی مقوله دیپلماسی عمومی شبکههای مختلط در شبکههای اجتماعی، و بیان ابعاد آن از نوآوریهای این پژوهش است.
۴۰۳.

نسبت برابری و عدالت سیاسی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: برابری عدالت سیاسی ارزش اجتماعی برابری ذاتی انسان ها نابرابری عادلانه تبعیض قدرت سیاسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۹
در منظومه فکری و هنجاری جوامع سیاسی، مجموعه ای از ارزش ها به عنوان اصول بنیادین و نظم بخش حیات جمعی عمل می کنند. مفاهیمی چون آزادی، عدالت و برابری از جمله مهم ترین این ارزش ها هستند که در کانون مباحث فلسفه سیاسی قرار دارند؛ در حالی که ارزش ذاتی و استقلال مفاهیمی همچون آزادی و عدالت عموماً مورد پذیرش است، جایگاه و ماهیت «برابری» به عنوان یک ارزش اجتماعی، همواره محل مناقشه و ابهام بوده است. مقاله حاضر به بررسی تحلیلی و عمیق نسبت میان دو مفهوم کلیدی «برابری» و «عدالت سیاسی» می پردازد و در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که آیا برابری به خودی خود و به طور مستقل یک ارزش اجتماعی مطلق است، یا آنکه ارزشمندی آن همواره وابسته به تحقق عدالت و در گرو آن است؟ به عبارت دیگر، آیا دلایل مستقل و قانع کننده ای برای ارزشمندی ذاتی برابری وجود دارد که آن را بی نیاز از پیوند با مقوله عدالت سازد و کارکردهای الزام آور خاص خود را در سامان دهی نظم اجتماعی ایفا کند؟ این پژوهش با در پیش گرفتن روشی توصیفی- تحلیلی و با واکاوی استدلال های مختلف، این فرضیه را به آزمون می گذارد که برابری، بر خلاف ارزش هایی چون آزادی و عدالت، یک ارزش اجتماعی مطلق و اولیه نیست؛ بلکه یک ارزش ثانویه است که ارزشمندی و الزام آوری خود را از عدالت کسب می کند. یافته های تحقیق نشان می دهد که «برابری» به خودی خود و بدون در نظر گرفتن متعلق و موضوع آن، فاقد توان ارزشی و جهت دهندگی است؛ برای مثال به بردگی کشیدن همگان به طور برابر یا تکریم همگان به طور برابر، هر دو مصداق اعمال اصل برابری هستند، اما ارزش اخلاقی این دو کنش، نه از خود برابری، بلکه از ماهیت موضوع آن (بردگی یا تکریم) نشئت می گیرد؛ بنابراین برابری تنها زمانی ارزشمند و الزام آور می شود که در خدمت تحقّق یک ارزش پیشینی دیگر، به ویژه عدالت باشد؛ به بیان دیگر اعمال برابری زمانی مطلوب است که «عادلانه» باشد و اعمال نابرابری زمانی نامطلوب است که مصداق «بی عدالتی» باشد. این پیوند ناگسستنی، برابری را ذیل چتر مفهومی عدالت قرار می دهد و استقلال آن را به عنوان یک ارزش بنیادین نفی می کند. مقاله در ادامه، به تحلیل مفهوم «برابری ذاتی انسان ها» و پیامدهای آن می پردازد. اگرچه تفکر اسلامی و مدرن بر این اصل تأکید دارند که همه انسان ها از حیث کرامت و ارزش ذاتی انسانی برابرند، این برابری ذاتی نمی تواند به طور خودکار به لزوم برابری در همه زمینه های اکتسابی تعمیم یابد. تفاوت های فردی در استعداد، تلاش، مهارت و انتخاب ها، به طور طبیعی به نابرابری های مشروع و عادلانه در حوزه های اجتماعی و اقتصادی منجر می شود. نادیده گرفتن این تفاوت های اکتسابی و تلاش برای ایجاد برابری مطلق، نه تنها امری ناممکن، بلکه خود مصداقی از بی عدالتی است؛ زیرا با حقوق، استحقاق ها و شایستگی های افراد در تعارض قرار می گیرد. برابری ذاتی انسان ها تنها می تواند مبنایی برای نفی هرگونه تبعیض و نابرابری مبتنی بر تمایزات طبیعی (مانند نژاد، رنگ و قومیت) باشد؛ اما نمی تواند معیار توزیع تمامی موهبت ها و خیرهای اجتماعی قرار گیرد. در بخش پایانی، مقاله به تبیین کارکردهای مشخص اصل برابری در چارچوب «عدالت سیاسی» می پردازد. در این حوزه، برابری در وجوه مختلفی ظهور می یابد: (۱) برابری در برابر قانون، به معنای اجرای بی طرفانه قوانین برای همه افراد؛ (۲) برابری در فرصت های سیاسی، به معنای ایجاد زمینه رقابت منصفانه برای همه افراد شایسته جهت تصدی مناصب. در این موارد، برابری نه به عنوان هدف نهایی، بلکه به مثابه ابزاری برای تحقّق عدالت توزیعی و رویه ای عمل می کند؛ همچنین عدالت سیاسی مستلزم مقابله با نابرابری های ناموجه ناشی از نفوذ قدرت های اقتصادی و اجتماعی است که می تواند به تضییع حقوق شهروندان و فساد سیاسی منجر شود. در نهایت این مقاله با به چالش کشیدن دیدگاه مساوات طلبی مطلق نتیجه می گیرد که برابری در عرصه سیاسی باید در چارچوب پیچیده عدالت سیاسی و با در نظر گرفتن تفاوت های مشروع اکتسابی، مفهوم سازی و اعمال شود و هرگونه تحلیل انتزاعی از آن، بدون ارجاع به عدالت، ناکارآمد و گمراه کننده خواهد بود.
۴۰۴.

گذار فنّاورانه در سیاست خارجی: تأثیر حکمرانی هوش مصنوعی بر نقش ژئوپلیتیک امارات متحده عربی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: امارات متحده عربی هوش مصنوعی حکمرانی فناورانه سیاست خارجی ژئوپلیتیک گذار فناورانه قدرت نرم دیپلماسی فناورانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۸
این مقاله به تحلیل و تبیین «گذار فنّاورانه در سیاست خارجی» با تمرکز بر مطالعه موردی امارات متحده عربی می پردازد و استدلال می کند که حکمرانی هوشمند و هدفمند بر هوش مصنوعی به ابزاری کلیدی برای بازتعریف و ارتقای نقش ژئوپلیتیک این کشور در عرصه منطقه ای و بین المللی تبدیل شده است. در عصری که فنّاوری های نوظهور، به ویژه هوش مصنوعی در حال دگرگون سازی مفاهیم بنیادین قدرت، امنیت و دیپلماسی هستند، امارات با اتخاذ رویکردی آینده نگر و سرمایه گذاری های راهبردی کوشیده است تا از یک قدرت سنتی مبتنی بر منابع نفتی به یک بازیگر فنّاور و تأثیرگذار در نظم نوین جهانی گذر کند. پرسش اصلی پژوهش بر این محور استوار است که حکمرانی هوش مصنوعی چگونه و با چه سازوکارهایی بر سیاست خارجی و موقعیت ژئوپلیتیک امارات تأثیر گذاشته است. در پاسخ، فرضیه مقاله این است که بهره گیری راهبردی از هوش مصنوعی و ایجاد ساختارهای حکمرانی فنّاورانه، به افزایش قدرت نرم، نفوذ دیپلماتیک و تثبیت جایگاه ژئوپلیتیک امارات در منطقه و فرامنطقه منجر شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی و با استفاده از روش تحلیل محتوای راهبردی، به بررسی اسناد، سیاست ها و اقدامات امارات در این حوزه می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که راهبرد امارات فراتر از ابعاد صرفاً اقتصادی و توسعه داخلی بوده، پیوندی نظام مند میان سیاست های هوش مصنوعی و اهداف سیاست خارجی برقرار کرده است. این کشور با تأسیس نهادهای پیشرو مانند «وزارت هوش مصنوعی» برای اولین بار در جهان (۲۰۱۷م.) و تدوین «راهبرد ملی هوش مصنوعی امارات ۲۰۳۱م.»، چارچوبی جامع برای تبدیل شدن به یک قطب جهانی در این حوزه تعریف کرده است. این راهبرد بر محورهایی چون نهادسازی، جذب استعداد، توسعه زیرساخت های داده محور و ایجاد یک اکوسیستم نوآورانه استوار است. سرمایه گذاری های عظیم در شرکت های فنّاورانه مانند G42 که به تازگی سرمایه گذاری ۱.۵ میلیارد دلاری مایکروسافت را جذب کرد و همچنین توسعه مدل های زبان بزرگ بومی مانند Falcon، نشانگر تلاش امارات برای حرکت از جایگاه مصرف کننده فنّاوری به تولیدکننده و معمار نظم دیجیتال است. در بُعد ژئوپلیتیک، حکمرانی هوش مصنوعی به امارات امکان داده است تا «دیپلماسی فنّاورانه» را به عنوان یکی از ستون های اصلی سیاست خارجی خود به کار گیرد. امارات با میزبانی از غول های فنّاوری جهانی، ارائه مدل های هوش مصنوعی خود به صورت منبع باز و تلاش برای ایفای نقش در تنظیم گری جهانی، خود را چونان بازیگری مسئول و پیشرو در عرصه فنّاوری معرفی می کند. این اقدامات به تقویت «قدرت نرم» این کشور و برندسازی آن به عنوان یک دولت مدرن، نوآور و آینده نگر کمک شایانی کرده است. مقاله نشان می دهد که امارات در یک «بازی موازنه» هوشمندانه میان قدرت های بزرگ فنّاوری، یعنی ایالات متحده و چین قرار دارد؛ یعنی در حالی که از همکاری با شرکت های آمریکایی مانند مایکروسافت و OpenAI استقبال می کند، تلاش دارد تا از وابستگی مطلق به یک قدرت بپرهیزد و روابط فنّاورانه خود را متنوع سازد. این رویکرد فرصت طلبانه به امارات اجازه می دهد تا در رقابت های ژئوپلیتیک جهانی، موقعیتی مستقل و کلیدی برای خود تعریف کند. از منظر قدرت، هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یک مؤلفه جدید در کنار قدرت نظامی و اقتصادی است. امارات با ادغام فنّاوری های پیشرفته در ساختارهای دفاعی و امنیتی خود که نمونه آن در همکاری های فنّاورانه پس از «توافق نامه ابراهیم» با اسرائیل مشهود است، در حال تقویت «قدرت سخت» خود نیز می باشد. این گذار فنّاورانه صرفاً یک انتخاب نیست؛ بلکه یک ضرورت راهبردی برای بقا و نفوذ در قرن بیست و یکم به شمار می رود. امارات با درک این واقعیت، توانسته است هوش مصنوعی را به مثابه ابزاری برای افزایش استقلال راهبردی، ایجاد مزیت های اقتصادی پایدار و بازآفرینی نقش خود به عنوان یک قدرت کوچک، اما تأثیرگذار در معادلات منطقه ای و جهانی به کار گیرد. در نهایت این مقاله نتیجه گیری می کند که الگوی امارات در تلفیق حکمرانی هوش مصنوعی با اهداف سیاست خارجی، نمونه ای موفق از چگونگی استفاده دولت های کوچک و متوسط از فنّاوری برای عبور از محدودیت های ژئوپلیتیک سنتی و ایفای نقشی فراتر از وزن متعارف خود در نظام بین الملل است. این مدل می تواند به عنوان الگویی برای دیگر کشورهای در حال توسعه باشد که به دنبال ایفای نقش فعال تری در نظم جهانی آینده هستند.
۴۰۵.

بیداری اسلامی در عصر استبداد: روایت مقاومت های حوزه قم در برابر شبه مدرنیسم پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حوزه علمیه قم روحانیت دین و سیاست مقاومت سیاسی بیداری اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۴
در دوران سلطنت پهلوی، بخشی از سیاست های شبه مدرنیزاسیون دولت بر پایه قوانینی مغایر با شریعت اسلامی سامان می یافت. حوزه علمیه قم در این فضای سکولار، متناسب با شرایط و ظرفیت های موجود، با اتخاذ شیوه های متنوع در پی ابطال این قوانین یا جلوگیری از اجرای سیاست های دولت برآمد. از زمان بازتأسیس حوزه توسط آیت الله حائری تا رحلت آیت الله بروجردی در سال ۱۳۴۰ش، اگرچه مقاومت صریح و آشکار روحانیون و مراجع حوزه در برابر این سیاست های مشهود بود، اما هم زمان برخی رویکردهای به ظاهر محافظه کارانه نیز وجود داشته است؛ رویکردهایی که ممکن است به عنوان نوعی مدارا، سازش یا همزیستی محتاطانه با دولت تعبیر شود. روایت تاریخی این مواجهه و واکاوی راهبردهای متنوع مقاومت حوزه قم در برابر سلطه سیاسی دولت، مسأله اصلی این تحقیق است.(مسأله) پرسش اصلی این است که راهبردهای مقاومت حوزه قم در برابر تصمیمات و اقدامات ضدمذهبی سلطنت پهلوی را چگونه می توان تبیین نمود.(پرسش) این مقاله با روش تاریخی اسنادی و در چارچوب نظریه «روایت نهانی» جیمز اسکات انجام شده است.(روش) یافته ها نشان می دهد حوزه قم به عنوان نهاد بیداری و مقاومت فرهنگی، با اتخاذ استراتژی های متنوع مقاومت، توانست استقلال نهادی و مشروعیت دینی خود را در دوره ای که دولت ظرفیت مخالفت آشکار را محدود می کرد، حفظ نماید. این مقاومت های روزمره، گرچه در ظاهر کوچک و محدود بودند، اما به تدریج به فرسایش مشروعیت دولت کمک نمود و زمینه ساز تحولات اجتماعی گسترده تر در آینده شد.(یافته ها)
۴۰۶.

مطالعه مقایسه ای دیپلماسی عمومی ایران و چین در عراق و لبنان (2010-2023)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیپلماسی عمومی قدرت نرم ایران چین لبنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۲
ایران و چین به عنوان دو قدرت تاثیرگذار در منطقه خاورمیانه تلاش می کنند از طریق دیپلماسی عمومی نفوذ خود را افزایش دهند. نفوذ این دو به ویژه در عراق و لبنان قابل توجه است. پرسش این است که چه تفاوت ها و شباهت هایی در دیپلماسی عمومی ایران و چین جهت نفوذ در عراق و لبنان وجود دارد؟ فرضیه مقاله که به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده آن است که ایران با تاکید بر پیوندهای تاریخی و مذهبی آنهم با حمایت از گروه های سیاسی و اجتماعی در لبنان و عراق نفوذ خود را تقویت کرده است. این در حالی است که چین ضمن بهره گیری از ابزارهای فرهنگی، از ابزارهای اقتصادی (پروژه های زیرساختی و سرمایه گذاری) آنهم از طریق دولت های عراق و لبنان به دنبال نفوذ خود بوده است. به عبارت دیگر تفاوت و تشابه دو کشور در ابزارها و شیوه نفوذ است. یافته های پژوهش نشان داد دیپلماسی عمومی یکی از ابزارهای رایج در سیاست خارجی کشورها است و هر کشوری سعی می کند بر اساس مزیت های نسبی خود برای نفوذ از آن استفاده کند.
۴۰۷.

Educating Intelligence, Producing Power: Iranian Sociologists on AI, Knowledge Production, and Global Hierarchies(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Artificial Intelligence Digital colonialism Epistemic inequality Iranian sociology knowledge production

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۶
This study investigates the ways in which Iranian sociologists conceptualize artificial intelligence as both an epistemic infrastructure and a geopolitical force within global knowledge production. Drawing on 32 in-depth interviews and grounded theory methodology, the research identifies a central analytic category:  contested epistemic futures . This concept encapsulates the tensions between structural epistemic asymmetries and local efforts to reappropriate AI for culturally specific ends. Participants critiqued AI systems as carriers of Eurocentric epistemologies and instruments of digital colonization, but also highlighted strategic opportunities for local innovation, agency, and resistance. The analysis reveals five key thematic axes: epistemic asymmetry, decontextualization versus cultural specificity, technological determinism versus strategic agency, epistemic justice, and sociotechnical governance. These axes describe AI as neither a neutral tool nor an inevitable threat, but as a socially contingent technology shaped by political choices, institutional infrastructures, and cultural values. The study contributes to critical AI and decolonial epistemology by centering non-Western academic voices and proposing a relational, justice-oriented framework for AI governance.
۴۰۸.

تحلیل مبانی فکری سیاستگذاری دولت احمدی نژاد در هدفمند کردن یارانه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هدفمندی یارانه عدالت دولت اقتصاد سیاسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۳
مسأله یارانه ها در ایران همواره از مهمترین و چالش برانگیزترین موضوعات در سیاستگذاری اقتصادی بوده است. وجود منابع عظیم انرژی در کشور و حصول درآمد قابل توجه از فروش این منابع از یک سو امکان مداخله اقتصادی دولت از جمله به شکل پرداخت یارانه را فراهم کرده و از سوی دیگر این پتانسیل تا حدی زمینه مطالبه عمومی در خصوص این پرداخت ها را به وجود آورده است. قانون هدفمند کردن یارانه ها با هدف بهبود توزیع عادلانه درآمدها و تخصیص بهینه منابع در سال ۱۳۸۹اجرا گردید. پرسش اصلی این است که مبانی فکری و گفتمان سیاسی حاکم بر رویکرد اقتصاد سیاسی دولت احمدی نژاد، چگونه اجرای سیاست قانون هدفمند کردن یارانه ها را تحت تأثیر خود قرار داده است؟ فرضیه اصلی این است که، تناقض در مبانی فکری و گفتمان سیاسی عدالت اجتماعی حاکم بر سیاست های اقتصادی و اجتماعی دولت احمدی نژاد، موجب انحراف و ناکارآمدی قانون هدفمندی یارانه ها گردید. گفتمان احمدی نژاد با تقلیل پیچیدگی های اقتصادی به ساده انگارانه ترین سطح ممکن، هدفمندسازی یارانه ها را نه یک اصلاح اقتصادی فنی، بلکه به مثابه یک انقلاب توزیعی بزرگ تصویر می کرد که می توانست با انتقال مستقیم منابع به مردم، توازن جدیدی در نظام قدرت ایجاد کند.
۴۰۹.

آینده پژوهی هویت اجتماعی جوانان در ایران بر اساس روش تحلیل لایه ای علّی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هویت اجتماعی تحلیل لایه ای علّی آینده پژوهی جوانان ایران خبرگان جامعه شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۸
موضوع آینده پژوهی هویت اجتماعی جوانان در ایران، در جامعه ی امروزین و با گسترش ارتباطات محلی، ملی و بین المللی، و پبرو آن، سرعت شتابان تغییر در هویت اجتماعی جوانان، محل بحث و مناقشه قرار گرفته است. بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل آینده ی هویت اجتماعی جوانان در ذهن خبرگان جامعه شناسی است. پژوهش حاضر، به لحاظ هدف، اکتشافی، از نظر نوع، توصیفی- تحلیلی و از نظر شیوه ی گردآوری اطلاعات و نتایج نهایی، پژوهشی کیفی محسوب می شود. جامعه ی آماری پژوهش، خبرگان حوزه ی جامعه شناسی دانشگاه های ایران است. حجم نمونه بر اساس اشباع نظری محاسبه گردید که شامل 13 نفر از خبرگان بود. ابزار پژوهش، مصاحبه ساختارمند و مبنای مصاحبه های انجام شده، تحلیل هویت اجتماعی جوانان در ذهن خبرگان بود. انتخاب خبرگان با روش نمونه گیری هدفمند صورت گرفت. پس از مصاحبه با خبرگان جامعه شناسی درباره ی هویت اجتماعی جوانان، تحلیل مضمون و تحلیل لایه ای علّی، مصاحبه ها در چهار سطح لیتانی، علل نظام مند، گفتمان و استعاره یا اسطوره صورت گرفت و چهار سناریو بر اساس دو پیشران باورها و ذهنیت اجتماعی و بحران های اقتصادی سیاسی طراحی شدند.
۴۱۰.

کار ویژه باستان شناسی در برآمدن تصویر بین المللی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باستان شناسی برندنیگ ملت برندسازی ایران دیپلماسی عمومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۰
ایران به عنوان قدیمی ترین کشور/ملت جهان شهرت جهانی دارد. مسئله نوشتار حاضر نقش باستان شناسی به عنوان فن و دانش بازشناسی فرهنگ و تمدن های گذشته ی بشری در برندینگ فراملی ایران است؛ به نظر می رسد، اجماع نهادهای حاکمیت بر سر تمرکز منابع (قانون گذاری، تأسیس نهادها، تخصیص بودجه و آموزش و پرورش نیروی انسانی) در حوزه های دارای مزیت نسبی (تاریخ و فرهنگ و تمدن) منجر به برندینگ ایران به عنوان کهن ترین کشور/ملت جهان با پیشینه چند هزارساله شده است.
۴۱۱.

نقش حق خواهی در رسیدن به آرمان مطلوب در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) و آ یت الله خامنه ای (مد ظله)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آرمان حق خواهی اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) آیت الله خامنه ای (مدظله) نظریه گفتمان لاکلا و موفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۲
این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به منظور بررسی نقش حق خواهی در رسیدن به آرمان مطلوب در اندیشه ی سیاسی امام خمینی (ره) و آیت الله خامنه ای بر اساس نظریه ی گفتمان لاکلا و موفه و یافتن پاسخ برای پرسش های: « آرمان مطلوب در اندیشه ی سیاسی امام خمینی (ره) و آیت الله خامنه ای چیست و دارای چه مولفه هایی می باشد؟ نقش حق خواهی در رسیدن به آرمان مطلوب در اندیشه ی سیاسی امام خمینی (ره) و آیت الله خامنه ای چیست؟ » به انجام رسید و پس از بررسی نوشته ها و سخنرانی های آنها، مشاهده گردید که آرمان مطلوب در اندیشه ی سیاسی امام خمینی (ره) «برپایی حکومت اسلامی» بوده است که به عنوان دال محوری (مرکزی) در گفتمان سیاسی ایشان و دال های شناور آن : تأسیس جمهوری اسلامی ، حاکمیت بلامنازع ارزش ها ی الهی ، احقاق حقوق مستضعفان ، جلب رضایت مردم و ایجاد فضایی مملوّ از صلح و دوستی . همچنین آرمان مطلوب در اندیشه ی سیاسی آیت الله خامنه ای «تمدن اسلامی» بوده و دال های شناور آن : عدالت، معنویت، پیشرفت و استقلال. نتایج نشان می دهد که هر دو رهبر انقلاب اسلامی، به مساله ی حق و حق خواهی توجه ویژه داشته اند. پژوهش حاضر نتیجه می گیرد که با توجه به نظریه ی گفتمان لاکلا و موفه، حق خواهی و حق طلبی جزو اجزا و عناصر مهم و تاثیرگذار در آرمان های مطلوب دراندیشه ی سیاسی رهبران انقلاب بوده است.
۴۱۲.

نقش میانجی چابکی استراتژیک بر ظرفیت جذب و عملکرد نوآورنه (مورد مطالعه : سازمان بنادر و دریانوری کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چابکی استراتژیک نوآوری استراتژیک عملکرد نوآورانه ظرفیت جذب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۹
ظرفیت جذب مربوط به توانایی شرکت در تشخیص ارزش اطلاعات جدید، جذب و به کارگیری آن برای اهداف تجاری است. این توانایی به عنوان یک قابلیت اصلی منجر به حفظ مزیت رقابتی کسب و کارها در بلند مدت می گردد. هدف از این مطالعه بررسی نقش میانجی چابکی استراتژیک در تأثیر ظرفیت جذب بر عملکرد نوآورانه ، در سازمان بنادر و دریانوردی کشور است. مفاهیم و مدل پژوهش با مطالعه ادبیات موضوع تعریف شد. جامعه مورد بررسی در این پژوهش ، سازمان بنادر و دریانوردی کشور می باشد؛ برای جمع آوری داده ها از یک نظرسنجی استفاده شده است. پرسشنامه ها از طریق پست الکترونیکی و رسانه های اجتماعی ارسال و 200 پرسشنامه کاربردی جمع آوری شد که مقدار آلفای کرونباخ تمامی متغیرها به منظور بررسی پایایی ابزار اندازه گیری بالای 7/0 به دست آمد وداده به روش مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart-PLS تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که ظرفیت جذب تأثیر مستقیمی بر عملکرد نوآورانه شرکت دارد، همچنین، ظرفیت جذب تأثیر مثبت و معناداری بر چابکی استراتژیک دارد و چابکی استراتژیک بر عملکرد نوآورانه شرکت تأثیر مثبت می گذارد. علاوه بر این، مشخص شد که ظرفیت جذب از طریق چابکی استراتژیک تأثیر غیرمستقیمی بر عملکرد نوآورانه سازمان بنادر و دریانوردی دارد.
۴۱۳.

Analysis and Critique of Imamate and Community Leadership in the Thought of Sayyid Muhammad Nurbakhsh(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Real Imamate Relative Imamate Pious Scholar Juridical Mysticism Mystical Jurisprudence

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۵۵
Objective: The issue of Imamate and community leadership is the most enduring intellectual topic among Muslims. Within this, the perspective of mysticism and the thought of mystics on Imamate and leadership has received less attention. This article, focusing on the school of Ibn Arabi and the works of Nurbakhsh, critically studies how the scope of guardianship was expanded from spiritual guardianship to political guardianship—a development that, in a manner, provided the intellectual foundation for the Safavid Shaykhs in establishing the Safavid dynasty. Method: The present study uses a combination of three methods, historical, comparative, and analytical, within the framework of the History of Thought. Based on the works of Nurbakhsh and through an intra-textual analysis of said works, this study examines and elucidates the various dimensions of this perspective on Imamate and community leadership, while also presenting its underlying reasons and contexts for critical evaluation. Findings: An examination of the lived history of mystics and their mystical viewpoints reveals three perspectives on the relationship between religious law and spiritual reality: A) Reality without Law, B) Reality within the framework of law, and C) Law within the framework of Reality. The rethinking of the concepts of independent legal reasoning and struggle by mystics such as Ibn Arabi, and its detailed representation in the thoughts and works of Nurbakhsh, gives rise to the third perspective. This perspective paved the manner for the expansion of the scope of Vilayah from inner guardianship to outer guardianship. In this sense, exoteric Ijtihād is elevated to "Revelatory Ijtihād " and becomes the axis for understanding religion. The position of the Imam, who simultaneously possesses the qualifications for both the lesser and greater jihad, becomes embodied in a single individual. Conclusion: Nurbakhsh divides the Imamate of the community into two categories: "Real Imamate" and "Relative Imamate." He considers a saint who possesses all the characteristics of Imamate as the holder of "Real Imamate." He regards other saints as Imams to the extent that they possess those attributes, calling their Imamate "Relative Imamate." According to this framework, many of the Shi'a Imams are categorized under relative Imamate, as they do not simultaneously possess all the characteristics described for the community's Imam in "Mystical Jurisprudence."
۴۱۴.

دیپلماسی علم و فناوری و الزامات کاربست آن در راهبرد غیر امنیتی سازی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیپلماسی عم وفناوری قدرت نرم غیرامنیتی سازی امنیتی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۸
یکی ازحوزههای که قدرت فراوانی در تأمین منافع کشورها درعرصههای مختلف دارد، دیپلماسی علم وفناورری میباشدکه کشورها برای دست پیدا کردن به توسعه وحل اختلافات درعرصههای ملی وبین المللی ازآن بهره میگیرند.. پژوهش حاضر با استفاده از قدرت نرم جوزف نای وامنیتیسازی و غیرامنیتی سازی مکتب کپنهاک و به موازات آنها کارکردگرایی ونوکارکردگرایی با بهرهگیری از روش توصیفی-تجویزی بهدنبال پاسخ دادن به این سؤال است که دیپلماسی علم وفناوری چگونه برغیرامنیتیسازی امنیتیسازی جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار است؟ فرضیه این پژوهش نیز اینگونه مطرح شدهاست که دیپلماسی علم وفناوری، میتواند درقالب تبادلات علمی درسطح منطقهای وبینالمللی، عضویت و همکاری درسازمانهای علمی بینالمللی، تقویت قدرت دانشمحور، تغییر در ذهنیت نخبگان و ایجاد جوامع معرفتی پیشرودر غیرامنیتی سازی جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار باشد. نتایج پژوهش نیز حاکی ازآن است که ایران درسالهای اخیر ودرشرایط اعمال تحریمها و چهره امنیتی شدهی کشور تلاش هایی را با استفاده از قدرت نرم نهفته در دیپلماسی علم وفناوری برای تغییر نگاه به کشور، ابتدا در بین نخبگان علمی وسپس در بین جوامع آنها انجام داده است، اما در این راستا با ضعفها وکاستیهایی روبهرو است و باید چرخهی علمی کشور در راستای تحقق اهداف و منافع، شتاب بیشتری به خود بگیرد، چون تعاملاتی که در راستای مبادلات علمی و دانشگاهی حاصل میشود به بسترسازی و ایجاد آگاهی و افزایش شناخت ملتها بهدور از هرگونه تبلیغی کمک میکندوتصورات مثبتی را از ایران در اذهان دیگر ملل ایجاد میکند
۴۱۵.

سرگردانی امر سیاسی در میدان جمهوری اسلامی ایران: در جستجوی یک راه حل(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: امر سیاسی امرناسیاسی امر پساسیاسی آنتاگونیسم اگونیسم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۲
امر سیاسی در نظام جمهوری اسلامی ایران سرگردان و مشوش است. با گذشت نزدیک به پنج دهه از انقلاب اسلامی، نخبگان و رهبران سیاسی هنوز در خصوص ماهیت و انتیک امر سیاسی درک و فهم مشترک و به همین دلیل توافق و اجماع بین الاذهانی دست نیافته اند. ازاین رو، بسته به شرایط متحول دوران به گونه های متفاوت و بعضاً متعارضی از امر سیاسی روی آورده اند. در دهه نخست آشکارا سیاست را با پیمان اخوت و برادری یکسان گرفتند و در دهه های بعد دوست و دشمن و گاهی در این میان اختلافات را نتیجه سلیقه دانسته اند. در این مقاله در پاسخ به این سؤال که نابسامانی سیاسی در رقابت های سیاسی و منازعات شدید میان نهادهای سیاسی ناشی از چیست؟ تلاش شده تا از طریق بررسی های اپیزودیکی اندیشه ای نشان داده شود که بخش زیادی از این نابسامانی ریشه در عدم فهم یا درک نادرست از خود مفهوم امر سیاسی است. به همین سان در بخش نتیجه گیری با طرح سیاست اگونیستی به عنوان جایگزین گزینه های ناسیاسی، پساسیاسی و آنتاگونیسم یک امکان برون رفت را مطرح کرده ایم. روش این مقاله توصیفی- تحلیلی و تجویزی است.
۴۱۶.

The Era of Hyperreality and Strategies for Realizing a Desirable Political Attitude in Contemporary Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: strategy Era of Hyperreality Acute Reality Political attitude Representation Contemporary Iran

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۱
In the contemporary world, media do not merely play the role of reflecting events and realities, but havebecome active agents in reproducing and constructing social reality. This situation, explained in Jean Baudrillard's theory of the "hyperreality" or "era of acute reality," reflects a fundamental transformation in citizens' perceptual patterns and the profound impact of media representations on cultural, social, and political beliefs and attitudes. In Iran, these developments have posed significant challenges to the process of realizing and sustaining perspectives aligned with the ideals of the Islamic Revolution, including distortion of goals and slogans, unrealistic narrations, widespread dissemination of misinformation, selective representation of historical facts, the formation of media-driven movements, and the expansion of organized propaganda. This study, relying on Baudrillard's theoretical framework of hyperreality and employing semi-structured interviews, seeks to answer the fundamental question of what strategies the Islamic Republic of Iran must adopt to realize a desirable political outlook in the era of hyperreality. The research findings indicate that a deep understanding of the transformations in the new lifeworld, the design and application of universal symbols compatible with the logic of hyperreality, intelligent engagement with new cultural authorities, narrative power and priority in storytelling, attention to media balance and honesty, creating narrative coordination and synergy among media outlets, and institutionalizing behavioral and verbal integrity among officials are among the key requirements for achieving a desirable political outlook within the context of acute reality.
۴۱۷.

بررسی حوزه های تغییر در سیاست خارجی جو بایدن نسبت به دونالد ترامپ بر اساس نظریه ادراک از نقش ملی (2021-2024)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادراکات بایدن ترامپ تغییر سیاست خارجی نظریه نقش ملی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۰۹
با برگزیده شدن جو بایدن به عنوان چهل و ششمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا از حزب دموکرات، سیاست خارجی آمریکا در بسیاری از حوزه ها دچار تغییراتی شد که از سیاست خارجی دونالد ترامپ متفاوت بود. این پژوهش با هدف بررسی شناخت این تغییرات از منظر یک چهارچوب نظری، در صدد پاسخ به این پرسش است که چگونه می توان تغییر و تحول در سیاست خارجی دولت جو بایدن را بر اساس نظریه برداشت از نقش ملی تحلیل کرد؟ در پاسخ به این پرسش فرضیه اصلی این مقاله آن است که با استفاده از این نظریه به عنوان یک نظریه شناختی در تحلیل سیاست خارجی، می توان بر اساس نقش های ملی تعریف شده توسط بایدن برای دولت آمریکا به عنوان یک «رهبر مورد احترام و تحول آفرین» و همچنین یک «هژمون لیبرال»، «مدافع دموکراسی» و «حافظ صلح» و «مسوول در قبال مشکلات نظام بین الملل» و یک «رهبر مورد اعتماد در قبال شرکا و متحدان»، به تحلیل حوزه های تغییر در سیاست خارجی آمریکا پرداخت. این پژوهش به لحاظ روشی یک پژوهش تحلیلی تبیینی (بررسی ارتباط میان دو متغیر برداشت از نقش ملی و تغییر در سیاست خارجی) است که تحلیل داده ها بر اساس انطباق مورد بر نظریه و گردآوری داده ها از طریق سندپژوهی به عنوان منبع دست اول و استفاده از منابع معتبر مجازی و استنادی به عنوان منابع دست دوم است.
۴۱۸.

بررسی ابعاد سیاسی و حقوقی جنگ چین و ایالات متحده بر سر تراشه ها در پرتو روابط بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چین ایالات متحده تراشه جنگ روابط دیپلماتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۶
در دهه های اخیر، رقابت های اقتصادی و فناوری میان کشورها به شدت افزایش یافته است. جنگ تراشه بین چین و ایالات متحده به عنوان یکی از مهم ترین این رقابت ها، نه تنها ابعاد اقتصادی و فناوری دارد بلکه جنبه های حقوقی و سیاسی نیز به خود گرفته است. در این راستا، بررسی ابعاد مختلف جنگ تراشه از منظر سیاسی و حقوقی بین المللی ضروری به نظر می رسد. پژوهش حاضر که به روش توصیفی – تحلیلی بیان شده، تلاش نموده است تا به این پرسش پاسخ دهد که جنگ چین و ایالات متحده بر سر تراشه ها دارای چه ابعاد حقوقی و سیاسی می باشد و چگونه این ابعاد بر روابط بین الملل تأثیرگذار هستند؟ این پژوهش شامل بررسی تاریخچه فناوری تراشه، تحلیل قوانین تجارت بین الملل، حقوق مالکیت معنوی و امنیت ملی و ارزیابی پیامدهای سیاسی و اقتصادی این جنگ بر زنجیره تأمین جهانی و کشورهای ثالث می باشد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که جنگ تراشه باعث تغییرات قابل توجهی در زنجیره تأمین جهانی شده و کشورها به دنبال کاهش وابستگی به یکدیگر هستند. کشورهای ثالث نیز تحت تأثیر جنگ تراشه قرار گرفته و باید تصمیماتی اتخاذ نمایند که ممکن است موجب تغییراتی در روابط دیپلماتیک و اقتصادی آن ها گردد. جنگ تراشه چین و ایالات متحده نه تنها یک رقابت اقتصادی و فناوری است بلکه ابعاد حقوقی و سیاسی عمیقی دارد که بر روابط بین الملل تأثیر می گذارد.
۴۱۹.

اقلیت های دینی ایرانِ عصر صفوی در آینه سفرنامه های غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقلیت های دینی صفویه سفرنامه آزادی مذهبی تجارت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۵
یکی از مسائل جامعه ایران موضوع حقوق اقلیت های دینی است که روابط آن ها با دولت ها با فراز و نشیب های فراوانی همراه بوده است. بررسی وضعیت این گروه اجتماعی در ادوار تاریخی ایران به طور عام و رفتار دولت ها با ایشان به طور خاص از اهمیت بسزایی برخوردار بوده است. دوران صفویه ازنظر کیفیت و کمیت، یکی از تأثیرگذارترین ادوار تاریخی ایران محسوب می شود. دوران حاکمیت صفویان حدود 220 سال بود که در قالب یک دولت دینی، طولانی ترین و پرجاذبه ترین دوره تاریخ ایران پس از اسلام را برای ایران رقم زد. در این پژوهش، سؤال این است که تلقی سفرنامه نویسان عصر صفویه از وضعیت اقلیت های دینی چه بود؟ فرضیه این نوشتار بر پایه دیدگاهی تطبیقی ازسوی سفرنامه نویسان نسبت به وضعیت اقلیت های دینی در ایران آن زمان قرار دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد: 1- اقلیت های دینی در دستگاه حکومتی از کنشگری سیاسی و اجتماعی برخوردار بودند؛ 2- این گروه اجتماعی در اقتصاد، بازرگانی و تجارت خارجی نقش مهمی را ایفا می کردند؛ 3- آن ها در انجام مراسم و مناسک مذهبی خود نیز آزاد بودند. نتیجه اینکه اقلیت های دینی در فواصل زمانی، به دلیل شرایط خاص سیاسی و اجتماعی و یا نگاه تساهل مدارانه پادشاهان، از وضعیت مطلوبی برخوردار بودند و در بعضی از دوران تاریخی نیز بی ثباتی های اجتماعی را تجربه کردند. مقاله حاضر برای فهم وضعیت اقلیت های دینی در دوره صفویه از روش مقایسه ای و اسنادی بهره می برد.
۴۲۰.

بررسی رابطه عوامل اجتماعی – اقتصادی با دانش سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دانش سیاسی عوامل اجتماعی - اقتصادی رگرسیون چند متغیره SPSS

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۹
دانش سیاسی به عنوان ساده ترین نوع ادراکات سیاسی، نگرش افراد را در زمینه اعتصاب، انتخابات سیاسی، بردباری سیاسی، عقاید سیاسی و در مجموعه رفتارهای سیاسی شکل می دهد. پژوهش حاضر به رابطه عوامل اجتماعی - اقتصادی (جنسیت، تحصیلات، سن و درآمد) با دانش سیاسی می پردازد. در این پژوهش با استفاده از پیمایش و روش خوشه ای چندمرحله ای طبقه ای، نمونه 384 نفره از مناطق 22گانه تهران (ایران) انتخاب و با استفاده از روش رگرسیون چندگانه داده های جمع آوری شده تحلیل شد. مطابق با خروجی نرم افزار SPSS یافته های پژوهش نشان می دهد که میانگین سطح دانش سیاسی نمونه آماری معادل 6 از 14 و انحراف معیار آن برابر با 4/3 است و به طور متوسط پاسخگویان به 43 درصد پرسش ها پاسخ صحیح دادند. بیشتر پاسخگویان (معادل 2/73 درصد) به پرسش «ایران در سال 1358 طی هم پرسی (رفراندم) تبدیل به نظام جمهوری اسلامی» پاسخ صحیح دادند و کمترین پاسخ صحیح مربوط به پرسش «نرخ بیکاری ایران در سال 1395 چقدر بود؟» (معادل 8/18 درصد) است. همچنین نتایج نشان داد تمام متغیرهای اقتصادی- اجتماعی تحقیق با سطح دانش سیاسی عمومی افراد رابطه مثبت معناداری دارند، اما شدت رابطه متغیرهای جنسیت (208/0)، تحصیلات (436/0)، سن (261/0) و درآمد (095/0) با متغیر دانش سیاسی عمومی متفاوت است، به صورتی که متغیر تحصیلات با بیشترین شدت رابطه و متغیر درآمد کمترین رابطه را با دانش سیاسی دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان