فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲۱ تا ۴۴۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
منبع:
آینده پژوهی انقلاب اسلامی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
183 - 212
حوزههای تخصصی:
امروزه هوش مصنوعی به عنوان یکی از مهمترین فناوری هایی مدرن از ظرفیت قابل توجهی برای تاثیرگذاری بر سطح قدرت کشورها و شکل دهی به رقابت های منطقه ای و بین المللی برخوردار است. تاثیرات عمیق هوش مصنوعی بر جنگ های نوین نظامی، سایبری و اطلاعاتی به حدی است که برخی آن را در ایجاد یک مسابقه تسلیحاتیجدید و شکل دهی به نظم جدید جهانی، با سلاح های هسته ای دوران جنگ سرد مقایسه می کنند. در این راستا، هوش مصنوعی نظامی از جمله ابزارهایی است که می تواند موازنه سازی در مجموعه امنیتی خاورمیانه را تحت تأثیر قرار دهد. مقاله حاضر این سوال را مطرح می کند که بکارگیری هوش مصنوعی در عرصه نظامی چگونه می تواند توازن نظامی قوا در منطقه خاورمیانه را تغییر دهد؟ فرضیه مقاله این است که «هوش مصنوعی نظامی به عنوان «جانشین» نیروی انسانی و «ضرب کننده نیرو»، این ظرفیت را دارد که با افزایش فزاینده توان نظامی کشورهای منطقه، موازنه قوا در منطقه خاورمیانه را تغییر دهد». این پژوهش به صورت کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی انجام شده وجمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای و استفاده از مجلات تخصصی و سایت های معتبر اینترنتی بوده است.
Political Obstacles to a Referendum in Palestine: The Case of Iran's Proposal(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۹, Issue ۲, spring ۲۰۲۵
329 - 369
حوزههای تخصصی:
This study assesses the political challenges that hinder the implementation of a proposed referendum on Palestine, framed within Hegemonic Stability Theory (HST), which underscores the significance of a dominant global power in sustaining international order. The Supreme Leader of the Islamic Republic of Iran has suggested this referendum as a means to determine Palestine's political system. From an HST perspective, the United States significantly impacts the international arena, including policies regarding Palestine. Its support for Israel complicates the political landscape and undermines alternative peace proposals, including those from Iran. This article seeks to answer the main question: what political obstacles prevent holding a referendum in Palestine, and what methods can be used to overcome those obstacles? The findings of the article indicate several political dynamics and factors that impede the referendum: political divisions within Israel regarding peace with the Palestinians, lack of consensus among Palestinian factions, differing approaches among Arab states, and conflicting positions of both Islamic and non-Arab countries. Additionally, the stances of the permanent members of the UN Security Council exacerbate these challenges. The author finds that Iran’s proposal has overlooked the international framework of a two-state solution.
راهبردهای جنگ شناختی آمریکا در قبال روابط ایران و عراق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
جنگ شناختی به عنوان یکی از ابزارهای نوین در رقابت های ژئوپلیتیکی، با هدف تأثیرگذاری بر افکار عمومی، تغییر رفتارهای اجتماعی و هدایت سیاست های کشورها مورد استفاده قرار می گیرد. ایالات متحده آمریکا طی سال های اخیر از این ابزار برای کاهش نفوذ ایران در منطقه، تضعیف روابط ایران و عراق و شکل دهی به افکار عمومی این کشورها بهره گرفته است. پرسش اصلی پژوهش این است که جنگ شناختی آمریکا علیه ایران و عراق چه اهداف، ابزارها و پیامدهایی دارد و چگونه بر روابط دوجانبه تأثیر گذاشته است؟ در این راستا، فرضیه پژوهش بر این مبنا قرار دارد که آمریکا از طریق رسانه های بین المللی، تحریم های اقتصادی، عملیات روانی و دیپلماسی عمومی، تلاش کرده است تا مشروعیت داخلی ایران را تضعیف، روابط تهران-بغداد را دچار چالش و افکار عمومی عراق را علیه ایران تحریک کند.هدف این پژوهش بررسی شیوه های جنگ شناختی آمریکا، تأثیرات آن بر دو کشور و پیامدهای آن بر روابط دوجانبه است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی است که از طریق بررسی منابع علمی، گزارش های بین المللی و تحلیل محتوای رسانه ها انجام شده است.یافته های پژوهش نشان می دهد که جنگ شناختی آمریکا باعث افزایش تبلیغات ضدایرانی، تقویت نارضایتی عمومی، تشدید فشارهای اقتصادی، تضعیف انسجام اجتماعی عراق و افزایش بی اعتمادی میان تهران و بغداد شده است. بااین حال، وابستگی عراق به ایران در حوزه های انرژی و امنیتی، مانع از فروپاشی کامل روابط دو کشور شده است. در نهایت، پژوهش بر این نکته تأکید دارد که مقابله با این جنگ نیازمند تقویت دیپلماسی رسانه ای، ارتقای سواد رسانه ای، افزایش آگاهی عمومی و تعمیق همکاری های اقتصادی و فرهنگی میان ایران و عراق است.
بررسی سیاست خبری شبکه سی ان ان در زمینه حمله به افغانستان و عراق پس از 11 سپتامبر 2001(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
رسانه های محتلف بر مبنای رویکردها و سیاست های متفاوت خبری که تحت تاثیر عوامل درون سازمانی و برون سازمانی قرار می گیرند اخبار مختلف در حوزه بین الملل را منتشر می کند. بازتاب اخبار مربوط به سیاست خارجی ایالات متحده نسبت به کشورهای مختلف جهان ، به دلیل تاثیر گذاری آن بر اقتصاد و سیاست بین الملل، همواره مورد توجه رسانه های بین المللی بوده است. در این میان شبکه خبری سی ان ان به عنوان یک شبکه خبری بین المللی که رویدادهای مختلف سیاسی را در حوزه بین الملل انعکاس می دهد، دارای راهبردهای خبری متفاوتی است. طبق نظریه تأثیر سی ان ان، مهم ترین راهبردهای این شبکه خبری دربازتاب اخبار برجسته سازی، بازدارندگی و شتابزایی است.در این نوشتار سیاست خبری این شبکه درباره حمله ایالات متحده به افغانستان و عراق بر مبنای نظریه تآثیر سی ان ان تحلیل شده است. در این تحلیل، برجسته سازی به عنوان مهم ترین و اصلی ترین راهبرد در بازتاب اخبار مربوط به حمله ایالات متحده آمریکا به عراق و افغانستان پس از رویداد 11 سپتامبر 2001 ، در نظر گرفته شده است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی- تحلیلی و بر مبنای اخبار منتشر شده این رسانه در مقاطع مختلف زمانی درباره حمله ایالات متحده آمریکا به افغانستان و عراق است.
رقابت فناورانه چین و ایالات متحده آمریکا؛ دگرگونی مناسبات سیاسی-اقتصادی (2015-2023)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناسبات سیاسی _ اقتصادی چین و ایالات متحده پس از انقلاب 1949 در چین، دوره هایی از تعامل و رقابت تا تقابل را پشت سر گذاشت و از سال 2015 تحت تأثیر متغیرهای گوناگون، نظام بین المللی شاهد تشدید تنش در روابط دو کشور بود. در این پژوهشبه این پرسش پاسخ داده ایم که تشدید رقابت چین و ایالات متحده در حوزه فناوری پیشرفته چگونه بر مناسبات سیاسی و اقتصادی دو کشور در سال های 2015-2023 تأثیر گذاشته است؟ پاسخی که با بهره گیری از روش توصیفی-تبیینی به این پرسش داده شده است عبارت است از اینکه به کارگیری سیاست ساخت چین 2025 در سال 2015 به عنوان نخستین مرحله از راهبرد سه مرحله ای چین برای تبدیل شدن به یک رهبر جهانی در تولیدات پیشرفته، موجب تشدید تنش در مناسبات سیاسی-اقتصادی دو کشور در فاصله سال های 2015 تا 2023 شده است. یافته ها نشان می دهد که تلاش چین برای دستیابی به موقعیت برتر در حوزه فناوری پیشرفته، منجر به اعمال تحریم ها و کنترل های صادراتی از جانب ایالات متحده بر چین شده و این کشور را به دور زدن این محدودیت ها واداشته است که پیامد این رویدادها نیز تشدید تنش در مناسبات دو کشور بوده است.
حکمرانی امنیت و توسعه گردشگری پایدار با تاکید بر چالش های سواحل مکران.(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های سیاسی و بین المللی دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
110 - 83
حوزههای تخصصی:
سواحل مکران با برخورداری از منابع طبیعی، فرهنگی و ژئومورفولوژیک متنوع، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه گردشگری پایدار دارند. با این حال، چالش های امنیتی موجود، مانع بهره برداری مؤثر از این ظرفیت ها شده اند. هدف این پژوهش، شناسایی ابعاد گردشگری پایدار در منطقه مکران و بررسی عوامل مؤثر بر امنیت این حوزه است. روش تحقیق به صورت توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای بوده است. یافته ها نشان می دهند که توسعه پایدار گردشگری در مکران علاوه بر لزوم ارتقای زیرساخت ها، مدیریت منابع طبیعی، بهبود خدمات امنیتی، آموزش جوامع محلی ، استفاده از استراتژی های بازاریابی و برندسازی در سطح ملی و بین المللی، نیازمند امنیت انسانی به معنای جامع آن یعنی امنیت فیزیکی، روانی، اقتصادی و حتی فرهنگی است. همچنین، تعامل میان نهادهای حاکمیتی، سرمایه گذاران و جوامع محلی می تواند نقشی کلیدی در ارتقای امنیت و تصویر ذهنی مثبت از منطقه ایفا کند. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای سیاست گذاری در زمینه توسعه گردشگری و امنیت در سواحل مکران باشد.
تبیین رقابت استراتژیک جمهوری اسلامی ایران و اسرائیل در سودان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۳)
141-165
حوزههای تخصصی:
روابط ایران و سودان از 1989 با حمایت تهران از البشیر آغاز شد اما پس از تشدید تنش بین ایران و عربستان در2016، خارطوم روابط دیپلماتیک خود را با تهران قطع کرد.پس از انقلاب سودان و سقوط البشیر، خارطوم پس از پنج دهه خصومت در2020 با تل آویو قرارداد صلح امضا نمود. اما وقوع جنگ داخلی سودان باعث توقف روند عادی سازی روابط با اسرائیل شد و از سوی دیگر، ایران و سودان پس از هشت سال، روابط دیپلماتیک خود را ازسرگرفتند. اکنون تهران در جنگ داخلی سودان از ارتش سودان به رهبری البرهان حمایت می کند و تل آویو از نیروهای پشتیبانی سریع به رهبری حمیدتی حمایت می کند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به دنبال پاسخ به این پرسش است که ماهیت رقابت ایران و اسرائیل در سودان چگونه است؟ در پاسخ به این پرسش، نویسنده با کاربست نظریه موازنه قدرت، این فرضیه را مورد آزمون قرار می دهد که رقابت ایران و اسرائیل در سودان به عنوان یک عرصه مهم استراتژیک در خاورمیانه وشمال آفریقا متاثر از ملاحظات ژئوپلتیک، ژئواستراتژیک، امنیتی و اقتصادی هر دو بازیگر است.
رویکردهای مطالعات ایرانشناسی در فدراسیون روسیه از قرن هفدهم تا اوایل قرن بیستم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست جهانی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۳)
217-251
حوزههای تخصصی:
ایرانشناسی در فدراسیون روسیه، موضوع بسیار مهمی محسوب می شود که بدلایل مختلف سیاسی، علمی و زبانی تاکنون ظرفیتهای این حوزه علمی بخوبی مورد شناسایی و استفاده قرار نگرفته است. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و با بهره گیری از روش تاریخ نگاری تحلیلی و مطالعه موردی، به بررسی ایران شناسی در روسیه تزاری پرداخت و با تکیه بر منابع روسی با هدف مورد توجه قرار دادن این حوزه علمی روسی، ضمن بررسی سیر تحول تاریخی ایرانشناسی در روسیه از قرن هفدهم تا قرن بیستم و نمایندگان آن، روندها و رویکردهای موجود در این را شناسایی کرد. یافته های پژوهش نشان داد که ایران به صورت گسترده مورد مطالعه ایرانشناسان روس قرار گرفت و حوزه های مطالعاتی آنها شامل طیف وسیعی از موضوعات بود. محققان نتیجه گرفتند که ایرانشناسی در روسیه، ریشه در سنتی دیرینه و عمیقاً پیوندخورده با روابط ژئوپلیتیک و دیپلماتیک دو کشور دارد. این مطالعات، که در دوران «بازی بزرگ» برای درک رقیب و همسایه ای راهبردی شکل گرفت، فقط کاوش آکادمیک نبود، بلکه ابزاری برای اهداف سیاسی و استعماری امپراتوری روسیه محسوب می شد.
A Comparative Study of the Impact of the Domestic Driving Forces on the Regional Conflicts in the Middle East from the Perspective of Diversionary Foreign Policy: Case Studies of Turkey, Saudi Arabia, and Iraq(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The conflicts and foreign policies of the Middle Eastern countries are often analyzed through regional and international lenses, with little attention to the impact of domestic driving forces. In this respect, this study aims to provide a comparative explanation of how domestic driving forces, drawing on the concept of legitimacy, affected the Middle Eastern conflicts of Iraq, Turkey, and Saudi Arabia, with a focus on the Iraqi invasion of Kuwait (1990), the Kurdish issue (2013-2019), and Saudi’s proxy involvement in Syria (2011-2016). The hypothesis is that domestic problems and crises as significant internal driving forces in Iraq, Turkey, and Saudi Arabia, leading to the legitimation problems, were influential in shaping their diversionary motives to enter into or initiate regional conflicts/crises, with a focus on the aforementioned cases. The methodology is qualitative comparative analysis. The data were collected through documentary research and analyzed using the diversionary theory of foreign policy. This article suggests that reinforcing the legitimacy of the state and good governance plays a sustainable role in resolving regional conflicts, as well as strengthening peace and stability in the region. From this perspective, the domestic reforms in Saudi Arabia, and structural transformations in post-2003 Iraq have led to considerable changes in their Middle Eastern strategy and conflicts. In contrast, Turkey’s Middle Eastern policy, characterized by a reduction in the use of soft power during the second decade of the AKP’s rule, still has persisted; given the absence of significant changes in domestic policies and the democratic backsliding during this period.
Reassessing Civil Boycotts in International Law: From Coercive Tool to Human Rights Discourse(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Boycott, historically conceived as a coercive instrument in international law, has evolved into a multifaceted phenomenon at the intersection of economic regulation, state sovereignty, and human rights. This study reassesses the legal status of boycotts by situating them within both the coercive practices traditionally used by states and the emerging human rights discourse shaping contemporary international relations. Employing a descriptive-analytical method, the article explores the conceptual contours of boycott, its distinction from embargo, and its normative evaluation under the United Nations Charter, World Trade Organization rules, and customary international law. Particular attention is given to the principles of proportionality, necessity, and non-discrimination as determinants of legitimacy, as well as to the jurisprudence of international bodies that have addressed boycott-related claims. Through historical and contemporary case studies, the paper demonstrates that while boycotts can serve as lawful non-military coercive measures, their effectiveness and legitimacy ultimately depend on conformity with international agreements, human rights standards, and diplomatic considerations. The findings underscore the need to reconceptualize boycott not only as a coercive practice but also as a tool embedded in broader transnational debates on accountability and human rights.
Navigating Saudi Arabia’s Foreign Policy: The Interplay of Domestic Dynamics and International Constraints under Mohammed bin Salman(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper examines the relationship between Saudi Arabia's domestic and foreign policies under the leadership of Crown Prince Mohammed bin Salman (MBS), divided into three phases. The first phase focused on establishing MBS's legitimacy and consolidating power within the country, while the second phase aimed to gain international credibility. In the third phase, the focus was on consolidating power and formulating a regional strategic policy. The paper is grounded in various theoretical frameworks from international relations and foreign policy analysis, including Foreign Policy Analysis (FPA) and Neoclassical Realism. It argues that shaping MBS's foreign policy is closely tied to addressing the challenges arising from these phases. The research question "How has Crown Prince Mohammed bin Salman's leadership influenced the interplay between Saudi Arabia's domestic and foreign policies?" is answered by highlighting that the interplay between Saudi Arabia's domestic and foreign policy has shifted significantly under Crown Prince Mohammed bin Salman's leadership, resulting in a more assertive and revisionist foreign policy. The paper provides valuable insights into the complex interplay between domestic and foreign policies in Saudi Arabia and the country's challenges in achieving its ambitious goals. It concludes by emphasising the implications of the findings for future research on Saudi Arabia's foreign policy, stressing the urgent need for further exploration of this crucial topic and its broader implications for the region and beyond.
سیاست مقاومت در اندیشه مقام معظم رهبری (مد ظله)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۲۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
503-534
حوزههای تخصصی:
حرکت انقلابی مردم ایران در چهار دهه اخیر همواره در اصطکاک و تقابل با سلطه طلبی ها و استکبار قدرت های مادی مسلط در عرصه بین الملل، به ویژه آمریکا، بوده است. از طرف دیگر، دشمنان ایران اسلامی با تمسک به انواع حربه ها، و در آن میان، کودتا، جنگ نظامی، تقویت تروریسم، و تحریم های شدید اقتصادی و غیراقتصادی، سعی فراوانی برای بازداشتن ملت ایران از این حرکت داشته اند. این وضعیت، ضرورت هرروزه ایستادگی و مقاومت ملی ایران در عرصه اجتماعی و سیاسی، و نیز لزوم پردازش نظری و واکاوی ابعاد این مقاومت از دیدگاهی سازگار با مبانی اسلامی و شرایط ایران معاصر را بازمی نماید. این مقاله با بهره گیری از روش تحلیل مضمون و با تمرکز بر بیانات رهبر انقلاب اسلامی، آیت الله خامنه ای، در صدد پاسخ به این پرسش بوده است که انگاره مقاومت و سیاست های آن در دیدگاه آیت الله خامنه ای چگونه صورت بندی شده است. در این راستا، ضمن بررسی خاستگاه، اهمیت، شرایط و ماهیت این مقاومت، تصویر کارگزاران و آوردگاه های مختلف مقاومت به دست داده شده و راهبردها، سیاست ها، اهداف و پیامدهای مقاومت ملی ایرانیان صورت بندی شده است.
بررسی هویت ملی در بین دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
99 - 118
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی مقایسه هویت ملی بین دانش آموزان عرب، لر بختیاری و سایر (دزفولی، شوشتری، بهبهانی وغیره) نواحی چهارگانه شهر اهواز با رویکرد کمّی و با روش پیمایش در میان جامعه آماری دانش آموزان دختر و پسر مقطع دوم متوسطه در سال تحصیلی 1402-1401 پرداخته است. مقاله حاضر با حجم نمونه 385 نفر، با استفاده از فرمول کوکران و نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای انجام شده است. ابزار مورداستفاده پرسشنامه هویت ملی بوده که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفته است. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره MANOVA در محیط نرم افزار Spss 26 صورت گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که هویت ملی در بین دانش آموزان (عرب، لر بختیاری و سایر) بالاتر از حد میانگین بوده ولی از میان ابعاد شش گانه در بعد زبانی فرهنگی و بعد تاریخی هویت ملی تفاوت معنی دار مشاهده شده است.
تأثیر معاون پرورشی و برنامه های پرورشی بر هویت ملی و دینی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۳)
111 - 128
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر معاون پرورشی و برنامه های پرورشی بر هویت ملی و دینی دانش آموزان دختر با هدف کاربردی و روش پیمایشی در سال تحصیلی 1404-1403 پرداخته است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر مدارس دوره اول متوسطه به تعداد 1322 نفر بوده که 298 نفر از دانش آموزان به عنوان نمونه موردبررسی قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه های هویت دینی (خوشاوی، 1390) و هویت ملی سلگی و همکاران (1394) بوده که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفته و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون رگرسیون صورت گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که برنامه های پرورشی و معاون پرورشی تأثیر مثبت و معناداری بر هویت دینی دانش آموزان دختر داشته، ولی بر هویت ملی آن ها تأثیری نداشته است؛ ازطرف دیگر، برنامه های پرورشی 9/34 درصد و متغیر معاون پرورشی 8/14 درصد از واریانس متغیر هویت دینی را پیش بینی (برآورد) می کنند.
کلمات کلیدی: هویت دینی، هویت ملی، معلمان پرورشی، برنامه های پرورشی
شاخصه های تعیین کننده جنبش اخوان المسلمین در هدایت سیاست خارجی دولت ترکیه در خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
191 - 224
حوزههای تخصصی:
گفتمان هویتی اخوان المسلمین و تأکید آن بر نقش سیاسی اسلام، با دیدگاه های حزب عدالت و توسعه در ترکیه که قرائتی اعتدال گرا از اسلام در چهارچوب قدرت نرم ارائه می دهد، هم سویی دارد؛ اما برداشت فوق از اسلام نه تنها با تمایل نوعثمانی گری و تقویت نقش ترکیه در منطقه ناسازگار نیست، بلکه مکمل آن محسوب می شود. اخوان المسلمین نیز بر نقش سازنده ترکیه در آینده خاورمیانه تأکید می کند. مقاله حاضر تلاش می کند به این سؤال پاسخ دهد که شاخصه های تعیین کننده جنبش اخوان المسلمین در هدایت سیاست خارجی دولت ترکیه در خاورمیانه چیست؟ فرضیه پژوهش این است که نه تنها نفوذ اخوان المسلمین بر ملل منطقه بر تقویت نوعثمانی گری دلالت دارد، بلکه اخوان المسلمین با ایجاد تغییرات، سیاست های خود را با دیدگاه های سیاست خارجی ترکیه منطبق نموده است. طبق یافته های تحقیق که بر نظریه سازه انگاری استوار است، تفکر اخوان المسلمین درباره ایجاد امپراتوری در خاورمیانه با محوریت حکومت اسلامی و نیز موازنه سازی بین جریانات اسلامی در منطقه، در گفتمان حزب عدالت و توسعه نیز انعکاس یافته است؛ اما شکست اخوان المسلمین در سال 2013 در مصر و چالش های ترکیه در برخورد با دولت هایی مخالف اخوان، حاکی از پیچیدگی و چندوجهی بودن این مناسبات است. روش تحقیق در مقاله حاضر، توصیفی- تحلیلی بوده و داده ها به روش اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده اند.
کنش راهبردی پهلوی دوم برای تضعیف جایگاه مجلس شورای ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال ۲۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
49 - 74
حوزههای تخصصی:
حکومت پهلوی دوم پس از واقعه کودتای 28 مرداد و حذف مخالفان، به دنبال احیای سلطنت مستقل و تضعیف نقش و جایگاه مجلس شورای ملی در ساختار سیاسی کشور برآمد. پرسش اصلی این پژوهش این است که راهبرد نظام سیاسی در دوران پهلوی دوم برای تضعیف جایگاه ساختاری مجلس شورای اسلامی چه بوده است؟ در این پژوهش تلاش شده است با رویکرد توصیفی تحلیلی و بر مبنای چهارچوب نظری کنش راهبردی، اقدامات و ابتکارات صورت گرفته از سوی نظام سیاسی در دو قالب کنش راهبردی آشکار و پنهان برای تضعیف جایگاه مجلس شورای اسلامی بررسی شدند. بررسی ها حاکی از آن است که کنش راهبردی پنهان بر اقداماتی چون مداخله در ترکیب نمایندگان، مداخله گرایی نوین و جهت دهی به احزاب سیاسی و تهدید و فشار بر نمایندگان مجلس شورای ملی متمرکز بوده است. همچنین حکومت پهلوی در قالب کنش راهبردی آشکار ضمن تعلیق و انحلال، با ایجاد نهادهای موازی به ویژه مجلس سنا در پی کاهش اختیارات مجلس برآمده بود. اقدامات پهلوی دوم با تمرکز بر راهبردهای پنهان ضمن کاهش نقش ساختاری مجلس شورای اسلامی، زمینه ساز تضعیف کنش ارتباطی و تنگ شدن حلقه مشارکت جامعه در فرایندهای سیاسی از طریق نهادها شده بود.
Imam Khomeini's Dynamic Interpretation of the Holy Quran and the Islamic Revolution of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: Islam, with its focus on the sacred text and divine revelation of the Holy Quran, continues to expand as a leading school of thought in the world today. The source of the transformation in Quranic studies in the contemporary world was the Islamic Revolution in Iran, which was initiated by Imam Khomeini in the 1970s and drastically altered the course of Quranic studies worldwide in an unprecedented manner. The present study aims to answer the question of how the position of the Quran is analyzed within the Islamic Republic of Iran's system and what special services the Islamic Republic's institutions provide for the sanctity of the Holy Quran.Method: This was developed based on descriptive-analytical research methods and library documentation.Results: The Holy Quran serves as the foundation for the thoughts and perspectives of Imam Khomeini, and his dynamic interpretation and revolutionary view of the Holy Quran are clearly manifested in numerous levels and sectors of the structures of the Islamic Revolution system of Iran.Conclusions: A comparative look at Islamic republics around the world shows that the Islamic Republic of Iran, in formulating its constitution, made the most use of the Holy Quran and the narrations of the Ahl al-Bayt in various social, political, and familial aspects, establishing public, promotional, and specialized institutions at the highest levels of government to expound and implement Quranic teachings.
تکانه های دیجیتال، ترمیدور و زندگی روزمره در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
399 - 375
حوزههای تخصصی:
تحولات و تغییرات حاصل از امر دیجیتال در زندگی روزمره نسل نوظهور و ماهیت و منطق درونی گرایش به امر دیجیتال و نسبتِ آن با آینده حکومت داری در ایران چندان در دستور کار دانش پژوهان قرار نگرفته است. هدف پرتوافکنی بر مدالیتیِ کلیت زداییِ امر دیجیتال در دگرگون سازیِ «علایقِ آگاهی/ دانش ساز» در ماهیت زندگی روزمره نسل نو، و با روش کیفی توصیفی و مبتنی بر پدیدارشناسی هایدگر است. چارچوب تبیینی و نظریِ بحث بر گونه شناسیِ دیوید اپتر «نظام لیبرال -دنیوی، نظام جمعی – مقدس» و «جامعه منشوری» فرد ریگز قرار دارد. در عصر بازتولیدپذیری تکنیکی در جریانِ «رقابتِ واقعیِ مغزها»، و «سوادِ دیجیتال» مرز دوگانه های خیر و شر، خطا و صواب، راستی و دروغ ... به کلیک دست و کلیک مغز بستگی یافته است. غول فرنکشتاین با ابزار میکروپروسسور جهانِ الکترونیک و خودِ جهان را زیرو رو کرده است. با قرار گرفتن فناوری در مرکز روح، آگاهی و عمل جهانی، و برخی خواست های ارضانشده و احتمال گسست در ساختارهای چهارگانه «انباشت، هژمونی، مشروعیت، هویتِ» پارادایم قدرتِ مستقر در جامعه، راه برای بروز تناقضات جدید هموار شده است. آیا به دنبال تغییرات جاری در اکنونیتِ فرهنگ، اقتصاد و اجتماع، آن تحول بنیادین که در تأملی تئوریک، تروتسکی و برینتون، ترمیدور توصیف می کردند در سیاست ایران روی خواهد داد؟
جنبش سوریه و نقش سازمان های بین المللی در قبال آوارگان جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲
29 - 51
حوزههای تخصصی:
کشور سوریه در شرایطی درگیر یک جنگ داخلی شد که ؛ مخالفان سوری با اندیشه های قومی ؛مذهبی با پشتیبانی کشورهای منطقه عربی و با استفاده از عدوات جنگی و با مداخله آمریکاو برخی از کشورهای اروپایی و کشور ترکیه در ایجادجنگ داخلی در سوریه پدید آمد . عواقب مخرب این جنگ منجر به کشته شدن و مهاجرت کثیری از مردم سوریه به کشورها حاشیه شد . در این میان سازمان های بین المللی از باب مسولیت حقوقی بر اساس منشور سازمان بین الملل موظف به حمایت از مردم آواره و پناهجویان سوریه در قبال بحران جنگ وقواعدحقوق بشر جهانی بوده اند . در این تحقیق تلاش شده است ؛ تحولات و رویداد های ماقبل دولت سوریه که منجر به جنگ داخلی از سال ۲۰۱۱ تا سال ۲۰۱۸ گردید را بیان و وظایف سازمان های بین المللی را در چارچوب پیامدهای جنگ کشور سوریه در کمک از آوارگان سوریه بررسی نماید و اینکه به چه میزان این مسولیت های بین المللی محقق شده است. هرچندسازمانهای بین المللی اراده ای در تحقق وظایف بین المللی خود ایفا ننمودند. اما بخوبی میدانند کماکان سوریه آبستن جنگ داخلی و آوارگی مردم و فاقد امنیت انسانی است.
منطقه گرایی زیستی: راهکاری برای برون رفت از مشکلات زیست محیطی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه گرایی زیستی در واکنش به روابط قدرت موجود در اقتصاد سیاسی جهان و چندپارگی مکانی متعاقب آن پدیدار شده است. منطقه گرایی زیستی به دنبال یکپارچه سازی پیوستگی های اکولوژیکی و فرهنگی در چارچوب نوعی حساسیت مبتنی بر مکان است که از چشم انداز، اکوسیستم، مناطق طبیعی، فرهنگ بومی، دانش محلی جوامع، تاریخچه زیست-محیطی و جغرافیا سرچشمه می گیرند. این پژوهش ضمن تبیین منطقه گرایی زیستی تلاش می کند امکان پیاده سازی و عملیاتی شدن آن را در مقیاس ملی و منطقه ای مورد مطالعه قرار دهد. بنابراین پژوهش حاضر به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش است که منطقه گرایی زیستی چگونه می تواند زمینه ساز همکاری منطقه ای بر پایه موضوعات زیست محیطی باشد؟ و اینکه چه چالش هایی در زمینه منطقه گرایی زیستی وجود دارد؟ روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی تحلیلی و بر پایه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی می باشد. در این راستا، برای تبیین تحقق پذیربودن منطقه گرایی زیستی تلاش شده از نمونه های موردی و مصداقی در مناطق مختلف جهان استفاده شود. در این زمینه رویکرد مقاله در دو مقیاس ملی و منطقه ای دنبال می شود. استدلال این پژوهش آن است که منطقه گرایی زیستی شاید بتواند بستری مناسب برای رویارویی با چالش های زیست محیطی قرن بیست و یکم فراهم سازد. یافته های تحقیق نشان می دهد منطقه گرایی زیستی می تواند از دو روش بالا به پایین (حکومت پایه) و پایین به بالا (مردم پایه) پیاده شود. همچنین مناطق حفاظت شده مرزی نیز یکی از بسترهای مناسب برای گذار به سمت منطقه گرایی زیستی محسوب می شود. غلبه رویکردهای رقابت-گرایانه در مناسبات بین المللی و نیز تفاوت در وضعیت اقتصادی اجتماعی کشورهای مختلف نیز می تواند تفاوت معناداری در حرکت به سمت منطقه گرایی زیستی ایجاد کند.