فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۳۳٬۶۸۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، تفسیر سیاسی اجتماعی از مفهوم قرآنی قسط و عدل را از منظر آیت الله خامنه ای بررسی می کند. هدف ارائه تفسیر و تبیین عملی، انضمامی و اجتماعی سیاسی با توجه به اصل معنای قسط و عدل از آیات قرآنی با تمرکز بر رویکرد آیت الله خامنه است. در این پژوهش، از ادبیات نظری شبکه و زنجیره مفاهیم هم نشین برای تبیین مفاهیم قرآنی و غیر قرآنی همسو با مفاهیم قسط و عدل استفاده شده است. در این دیدگاه، اجرای عدالت، در حیطه اجتماع و سیاست، نوعی حق و تکلیف است و به صورت یک «ارزش مطلق» دیده می شود. در یافته تحقیق می توان گفت که؛ بدون تحقق عدالت در مقام اجرا و عمل، در جنبه های اجتماعی و سیاسی امکان رشد، تعالی و پیشرفت جامعه ممکن نخواهد شد. لازمه پیشرفت جامعه اسلامی، در کنار استفاده از تجربیات بشری، دوری از نسخه های سرمایه داری و تکیه بر ابعاد عملی و انضمامی عدالت در سطح و لایه های جامعه و مبارزه با فقر، فساد و تبعیض در ابعاد اجتماعی و سیاسی است. عدالت خواهی شاخص نظام اسلامی و به عنوان یکی از اصول دائمی انقلاب اسلامی است و توسعه یک جامعه هم زمان نیازمند «عدالت خواهی» است.
از عزاداری تا تمدن سازی: مدلسازی مفهومی تحول هیأت های جوان مدار برای تحقق تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، ارائه مدلسازی مفهومی برای تحول هیأت هاجوان مدار به عنوان کانون های تمدن سازی در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی با تأکید بر نقش معمارانه جوانان در جامعه ایران است. با بهره گیری از روش نظریه داده بنیاد و الگوی سازه مند اشتروس و کوربین، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 25 مشارکت کننده (10 روحانی، 8 جوان هیأتی پیشرو، و 7 کارشناس حوزوی و جامعه شناس) جمع آوری و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری، و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها شش مقوله را شناسایی کرد: 1) هیأت تراز انقلاب اسلامی، 2) نیاز به تمدن سازی خودبنیاد، 3) زمینه های اجتماعی ایران، 4) چالش های ساختاری، 5) راهبردهای تحول آفرین، و 6) دستاوردهای تمدنی. تحلیل روابط بین مقوله ها نشان داد که هیأت های تراز، در تعاملی دیالکتیکی با جامعه، از نیازهای زمانه تأثیر پذیرفته و بر آن تأثیر می گذارند. مدلسازی مفهومی سه سطحی پیشنهاد شد: سطح خرد (آزمایشگاه های نوآوری دینی با محوریت جوانان)، سطح میانی (شبکه های مسئله محور محلی)، و سطح کلان (دیپلماسی تمدنی). این مدل، با الهام از جامعیت دین شهید مطهری، و داده های میدانی، نشان می دهد که هیأت ها با گذار از مناسک سنتی به نقش های مسئله محور، به زیست بوم های پویای «تمدن اشک و اندیشه» تبدیل می شوند. این تحول، جوانان را از حاشیه نشینان مناسکی به معماران تمدن نوین اسلامی بدل کرده و الگویی خودبنیاد ارائه می دهد تجربه هیأت های پیشرو مانند جوادالائمه تهران و زینبیه اهواز این امکان را تأیید می کند.
دیپلماسی فرهنگی ایالات متحده در قبال مهاجران مکزیکی پس از جنگ سرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵۳)
185 - 216
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو با تأملی انتقادی در باب کارکرد دیپلماسی فرهنگی ایالات متحده، به واکاوی شیوه های مداخله نمادین آن در تنظیم مناسبات مهاجرتی با مکزیک در دوران پساجنگ سرد می پردازد. پرسش بنیادین این مطالعه از این منظر طرح می شود که چگونه دیپلماسی فرهنگی آمریکا، در مقام ابزاری از جنس قدرت نرم، به پاسخ گویی به مطالبات معیشتی و اجتماعی مهاجران مکزیکی پرداخته و چه نقشی در فرآیند ادغام آنان در کالبد جامعه آمریکایی ایفا کرده است؟ بر مبنای فرضیه ای تحلیلی، این مقاله مدعی است که ابتکارات فرهنگی ایالات متحده، با تأکید بر ظرفیت های توانمندساز، بازسازی تصویر عمومی مهاجران و اشاعه ارزش های به ظاهر مشترک، بستری برای تسهیل فرآیند ادغام فراهم آورده اند؛ و در عین حال تلاش کرده اند اثرات گاه نامتوازن و سرکوب گر سیاست های مهاجرتی سخت گیرانه را تقلیل دهند. این پژوهش، با اتکا بر منظری نظری برگرفته از انگاره «قدرت نرم» و مفهوم «بینافکنی فرهنگی»، و با بهره گیری از روش تحلیل محتوای اسنادی، به تحلیل وجوه متکثر دیپلماسی فرهنگی از جمله مبادلات آموزشی، مشارکت نهادهای جامعه مدنی و ظرفیت زبانی مهاجران اسپانیولی زبان در بستر آمریکایی پرداخته است. یافته ها حاکی از آن است که دیپلماسی فرهنگی، هرچند در کاستن از منازعات مهاجرتی و ارتقاء سطح گفت وگوی میان فرهنگی میان دو کشور تا اندازه ای مؤثر بوده، اما همچنان در دل خود با تعارضاتی ساختاری همچون قطبی سازی سیاسی، فقدان راهبردی جامع در سیاست گذاری زبانی، و محدودیت های نهادین مواجه است.
مقاوم سازی اقتصاد در اندیشه آیت الله خامنه ای، با تأکید بر تحول اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهنمون اﻧﻘﻠﺎب اسلامی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
131 - 165
حوزههای تخصصی:
مقاوم سازی اقتصاد از جمله مسائل مورد تاکید مقام معظم رهبری در سال های اخیر در ترسیم شعار راهبردی سال در مواجهه با جنگ اقتصادی دشمن بوده است. در همین راستا نیز «مهار تورم و رشد تولید» شعار راهبردی بود که توسط ایشان در راستای راهبرد کلان اقتصاد مقاومتی با هدف ایجاد تحول اقتصادی به مناسبت آغاز سال 1402، مطرح گردید که در مقاله حاضر مدل نظری ایشان درباره تحول اقتصادی در راستای مقاوم سازی اقتصاد تبیین خواهد شد. سوال اصلی این پژوهش این است که چه مدل نظری از بیانات نوروزی مقام معظم رهبری درباره تحول اقتصادی استخراج می شود؟ برای پاسخ به این سوال نیز از روش تحقیق داده بنیاد استفاده شده است. در مجموع، 25 مقوله اصلی از بیانات مقام معظم رهبری درباره تحول اقتصادی استخراج گردید که در قالب یک مدل نظری متشکل از علل مؤثر، متغیرهای زمینه ای و بازدارنده و پیامدها در تحقق تحول اقتصادی تبیین گردید. یافته های مقاله حاکی از آن است که از منظر مقام معظم رهبری واگذاری مدیریت های اقتصادی به مردم، جایگزینی صادرات غیرنفتی، افزایش تولید با کمک مردم، معامله با ارزهای محلی، افزایش تجارت خارجی از جمله مهمترین علل مؤثر در کاهش تورم و رشد تولید و در مجموع تحول اقتصادی در راستای مقاوم شدن اقتصاد از منظر ایشان می باشد.
اصول رفتاری حاکم بر فعالیت اجتماعی زنان در منظومه فکری آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فعالیت اجتماعی زنان، امری مورد پذیرش در نگاه دینی است و زنان فراتر از فعالیت فردی و خانوادگی، می توانند به فعالیت اجتماعی نیز بپردازند. فعالیت اجتماعی سطوح چندگانه ای اعم از فعالیت اشتغالی و اقتصادی، فعالیت استعدادی به منظور شکوفا کردن استعدادها و فعالیت اصلاحی به منظور اصلاح جامعه و جهان را در برمی گیرد. پرسش اصلی این تحقیق آن است که از منظر آیت الله خامنه ای، زنان چه اصولی را در فعالیت اجتماعی خود باید رعایت کنند و به بیان دیگر، چه اصولی بر همه سطوح فعالیت اجتماعی زنان حاکم است؟ برای پاسخ به این پرسش، از روش اسنادی برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شده است و اسناد مرتبط با موضوع تحقیق، در قالب مضامین پایه، مضامین سازمان دهنده و مضامین فراگیر کدگذاری شده است. بر اساس یافته های تحقیق می توان گفت که بر همه فعالیت های اجتماعی زنان، چهار اصل «خانواده گرایی»، «اختلاط گریزی»، «تناسب گرایی» و «اختیارگرایی» باید بر فعالیت های اجتماعی زنان حاکم باشد.
تحلیل دیدگاه های شخصیت های اثرگذار درباره فاجعه غزه در شبکه های اجتماعی (فیس بوک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۶
127 - 147
حوزههای تخصصی:
هدف کشف نگرش شخصیت های تاثیرگذار درباره فاجعه غزه بود. روش پژوهش کیفی و از طریق تحلیل محتوا انجام شد. جامعه آماری، صفحات فیس بوک شخصیت های اثرگذار در زمینه ورزش، هنر وسیاست بوده که با نمونه گیری هدفمند پست های 42 نفر از شخصیت ها در بازه زمانی 01/08/1402 تا01/02/1403 به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد که در مجموع 126 پست بررسی شد. دیدگاه هادر سه دسته رویکردها (5مقوله)، موضوعات (10 مقوله)، و اهداف (11مقوله) دسته بندی شد. مهمترین رویکردها پشتیبانی از مردم فلسطین، حمایت از آزادی فلسطینیان؛ عدم صلاحیت رژیم صهیونیستی در به قدرت گرفتن منطقه؛ و از مهمترین موضوعات برملاشدن دروغ رسانه ای رژیم صهیونیستی و تحریمقتل عام مردم غزه بود. از مهمترین اهداف، حمایت از طوفان الاقصی؛ انعکاس جنایت هایرژیم صهیونیستی؛ و انعکاس صدای زنان و کودکان غزه بود. مهمترین رویکرد، "پشتیبانی از مردم فلسطین در فاجعه غزه" (80%) بود؛ بیشترین محتوای پست ها "تحریم قتل عام مردم غزه در حمله به بیمارستان الاهلی"(88%) بود و مهمترین هدف، "حمایت از کودکان فلسطینی" (84%)، بود. نتایج نشان داد رهبران جهان، هنرمندان، خبرنگاران، ورزشکاران، و بازیگران واکنش های مختلفی در حمایت از مظلومیت مردم غزه داشتند که نشان از سیاست های نادرست رسانه ای رژیم صهیونیستی در توجیه حملات به فلسطین بوده است.
ریشه های عدم تعامل نظام سیاست گذاری کلان در ایران با جهانی شدن؛ ارائه راهکار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روابط بین الملل دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۶)
191 - 222
حوزههای تخصصی:
سیاست گذاری امری مهم و مرحله ی محوری در فرایند سیاسی برای برآوردن نیازها و تامین اهداف ملی به ویژه دست یابی به توسعه تلقی می شود. این فرایند در سه سطح خرد، فرعی و کلان انجام می شود که از این میان، تمرکز این مقاله بر سطح کلان می باشد. سیاست گذاری در این سطح شامل اجتماع ملی به عنوان یک کل بوده و موجودیت و منافع آن را مدنظر قرار می دهد. اما نکته مهم از منظر مقاله ی حاضر این است که در نظام سیاست گذاری کلانِ جمهوری اسلامی ایران به ویژه در حوزه های سیاسی - اجتماعی شاهد تعارضات اساسی ای هستیم که نقش مهمی در ناکارآمدی آن و درنتیجه، عدم دست یابی کامل به اهداف ملی (توسعه یافتگی) داشته اند؛ یکی از مهم ترین این تقابل ها، دوگانگی بین سیاست گذاری داخلی با تحولات جهانی است که مشخصه اصلی چند دهه ی اخیر آن، پدیده جهانی شدن می باشد. از دیدگاه این مقاله، ریشه ی این دوگانگی در آرمان-گرا/ایدئولوژیک بودن نظام سیاست گذاری جمهوری اسلامی و اعتقاد این دولت مبنی بر غرب/آمریکا محوربودن و سلطه-گربودن نظام جهانی و جهانی شدن و ضرورت مقابله با آنها می باشد. به باور این پژوهش، نظام سیاست گذاری مذکور به همین دلایل تاکنون نتوانسته است از فرصت های جهانی شدن آنچنان که باید در جهت کارآمدسازی خود و درنتیجه، توسعه-ی کشور بهره گیرد. براین اساس مقاله معتقد است که دولت جمهوری اسلامی به منظور کارآمدسازی نظام سیاست گذاری کلان می بایست با دوری از رویکرد آرمان گرایانه و تقابلی، پدیده جهانی شدن را با رویکرد واقع گرایانه مورد توجه قرار دهد و تعاملی فعالانه با آن برقرار نمایند. گفتنی است روش این مقاله، توصیفی-تحلیلی می باشد.
زمینه های شکل گیری رویکرد الهیاتی در تاریخ نگاری انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
133 - 153
حوزههای تخصصی:
در حوزه تاریخ نگاری انقلاب اسلامی، آثار بسیاری نگاشته شده اند که انقلاب را از زاویه کلام و الهیات تحلیل کرده اند. تاریخ نگاری الهیات محور پیشینه ای طولانی دارد؛ اما پس از انقلاب در ابعاد گسترده تری رشد یافت. این موضوع که تاریخ نگاری با رویکرد کلامی چگونه بعد از انقلاب توسعه یافت مسئله نوشتار حاضر است. در این مقاله تلاش کردیم به این سؤال پاسخ دهیم که چه زمینه هایی موجب توسعه رویکرد الهیاتی در تاریخ نگاری انقلاب اسلامی شد؟ یکی از مهم ترین زمینه هایی که منجر به تقویت این رویکرد به مثابه نوعی عقلانیت و اندیشه ورزی شد را می توان در آموزه ها و شعارهای ایدئولوژی تشیع یافت. مبانی شیعی در تاریخ نگاری نیز رسوخ کرد و جهان بینی تاریخ ورزان را تحت تأثیر خود قرار داد. با وقوع انقلاب اسلامی به عنوان یک انقلاب دینی و متأثر از مذهب تشیع، ابعاد مختلف جامعه رنگ و بوی دینی به خود گرفت. اسلام گرایان تلاش کردند دانش هایی همچون دانش تاریخ را با توجه به مبانی الهیاتی بازتعریف کنند. رهبر و ایدئولوگ های انقلاب بر اساس مبانی دینی و الهیاتی به تاریخ نظر می کرد. ریشه این تأکیدها را می توان در چالش ها و تعاملات فکری میان عقلانیت تئولوژیک و عقلانیت مدرن جستجو کرد. درحالی که اندیشمندان متأثر از عقلانیت مدرن به دنبال ارائه فهمی انسانی و مادی از رخدادهای تاریخی بودند، اندیشمندان متأثر از عقلانیت تئولوژیک فهمی الهیاتی از رخداد انقلاب ارائه می دادند؛ موضوعی که به تاریخ نگاری نیز وارد شد و تاریخ نگاری الهیاتی را پیرامون رخداد انقلاب اسلامی ایجاد کرد.
چارچوب کلان مقابله فرهنگی- ارتباطی با تحریف اندیشه و سیره امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تداوم حیات فرهنگی جامعه برآمده از انقلاب اسلامی، منوط به صیانت از نظام معنایی پشتیبان این انقلاب است. ازجمله خطرهای بزرگی که در کمین هرگونه نظم معنایی کلیدی قرار دارد، خطر تحریف است. در میان منابع مبین معارف انقلاب اسلامی، اندیشه و سیره امام خمینی (ره) بیشتر از هر منبع دیگری، در معرض خطر تحریف قرار دارد، به همین دلیل پژوهش حاضر درصدد است تا به ارائه چارچوبی فرهنگی - ارتباطی در جهت مقابله با تحریف اندیشه و سیره امام خمینی(ره) بپردازد. این پژوهش که با روش تحلیل مضمون صورت بندی شده، از خلال مصاحبه با هفده نفر از خبرگان حوزه اندیشه امام (ره)، به صورت بندی چارچوب کلی مقابله فرهنگی و ارتباطی با تحریف امام در دو بعد «تحریف لفظی» و «تحریف معنوی» پرداخته است. راهکارهای ارائه شده برای مواجهه با تحریف معنوی امام ذیل هفت عرصه «بهسازی رسانه ای»، «بهسازی فرهنگی»، «بهسازی اجتماعی»، «بهسازی سازمانی»، «بهسازی سیاستی» و «بهسازی نخبگانی» سامان یافته است.
مدل سازی پارادایمیِ فتنه 1401 در جمهوری اسلامی ایران با رویکرد تمدنی مبتنی بر راهبرد گراندد تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۱
83 - 108
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مدل سازیِ پارادیمی اغتشاشات 1401 در ایران با رویکرد تمدنی و مبتنی بر راهبرد گراندد تئوری است. این پژوهش به لحاظ فلسفی، در پارادایم تفسیری و به لحاظ روشی، در پارادایم کیفی قرار می گیرد. برای گردآوری داده ها با 19 نفر از خبرگان علوم سیاسی و انقلاب اسلامی مصاحبه انجام شد. در نهایت با روش کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی، 51 کد باز در هفت مقوله شناسایی و در قالب مدل پارادایمی، مدل سازی شد. بر اساس یافته های این پژوهش، «انقلاب اسلامی زمینه ساز ظهور تمدن بزرگ اسلامی» به عنوان «مقوله محوری» شناسایی شد. همچنین «مواجهه تمدنی انقلاب اسلامی و غرب» به عنوان «شرایط علّی»؛ «شیوع سبک زندگی غربی» و «ضعف رویکرد الهی در نظام تعلیم و تربیت» به عنوان «شرایط مداخله گر»؛ «کژکارکردهای حکمرانی» به عنوان «شرایط زمینه ای»؛ «راهبردهای حکمرانی مبنا» به عنوان «راهبردها»؛ و «استحکام ساخت درونی نظام» به عنوان «پیامدها» احصا شد.
فساد اداری به مثابه بحران عرصه مدنی: بازنمایی رسانه ای در روزنامه اصلاح طلب اعتماد (۱۴۰۰)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه علوم سیاسی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۸)
145 - 176
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، فساد اداری در ایران به مثابه یک مسئله اجتماعی برجسته شده است. روزنامه ها، با بازنمایی مناسب، می توانند در کاهش این موضوع نقش ایفا کنند. مقاله حاضر با هدف شناخت بازنمایی فساد اداری در روزنامه اصلاح طلب اعتماد تنظیم شده است. روش تحقیق، تحلیل مضمون شبکه ای اترید-استرلینگ است و داده ها از تحلیل ۲۶ سند منتخب با استفاده از نرم افزار MAXQDA22 استخراج شده اند. در مجموع ۷۳ کد، ۱۲ مضمون پایه، ۴ مضمون سازمان دهنده و مضمون فراگیر فساد اداری شناسایی شد. اعتبار یافته ها با کدگذاری مشترک دو کدگذار و مشورت با متخصصان تأمین شد. رویکرد نظری مقاله بر نظریه بازنمایی استوارت هال و نظریه های برنامه سخت، عرصه مدنی و ترومای فرهنگی جفری الکساندر استوار است. نتایج نشان می دهد که روزنامه اعتماد ضمن تأکید بر ضرورت ایجاد سیستم های پیشگیرانه، فساد اداری را به مثابه مسئله ای گسترده، سیستماتیک و تهدیدی برای ارزش های عرصه مدنی بازنمایی کرده است. این نوع بازنمایی، می تواند به شکل-گیری یک ترومای فرهنگی منجر شود.
از تن مجازات شده تا روان نظارت شده: مطالعه ای بر بدن سیاسی در دوره ی قاجار و پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: از نظر فوکو، سوژه سرشت و ماهیتی از پیش موجود و بنیادین ندارد، بلکه محصول و برساخته تحولات تاریخی است. او تلاش کرد نشان دهد که چگونه انسان ها، در نتیجه قرار گرفتن درون شبکه پیچیده ای از روابط قدرت، تحت سیطره این قدرت شکل می گیرند. بر همین اساس، این پرسش مطرح می شود که از منظر اندیشگانی فوکو، چه نسبتی میان تن، روان و قدرت در دوران قاجار و پهلوی برقرار بوده است؟ در اندیشه فوکو، سوژه و بدن او در فرایند تحول سازوبرگ های قدرت، از قدرت آئینی به قدرت انضباطی و در نهایت به مرحله حکومت مندی و تولد قدرت سراسربین متحول می شود. در این سیر تاریخی، بدن همچنان آماج اصلی سرکوب، تعذیب و مجازات باقی می ماند، اما به تدریج ابژه اصلی قدرت از بدن به سوی روان متمایل می شود. هدف این پژوهش تبیین چگونگیِ تحول ساختارهای اجتماعی برای بهنجارسازیِ مردم و تبدیل ساختکارهای رعیت محور (با تمرکز بر تن رعایا) به شهروندمحور (با تمرکز بر روان رعایا) در دوره قاجار و پهلوی است. روش: در این مقاله، به جنبه ای از نوشتارها و مطالعات فوکو توجه شده که در آن ها به «تنانگی» و «نظریه های مربوط به بدن» اشاره شده است. فوکو و نظرگاه ویژه او درباره بدنِ سیاسی شده شهروندان، به عنوان نقطه تمرکز این پژوهش؛ زمینه را برای ارائه یک الگوی نظریِ محقق ساخته فراهم می کند که با استفاده از آن می توان به تبارشناسیِ قدرتِ اعمال شده بر بدنِ هستی های سیاسی پرداخت. یافته ها: در دوره قاجار، قدرت شاه بر اساس الگوی قدرت آیینی شکل گرفت که در آن سلطه از طریق نمایش خشونت بر بدن اجتماعی تثبیت می شد. مجازات های سنگین، همچون اعدام و قطع اعضای بدن، ابزاری برای تحکیم سلطه مطلق شاه بودند. اصلاحات عباس میرزا در سده نوزدهم به تدریج الگوهای سلطه را تغییر داد و از خشونت فیزیکی به سیاست های جدید بدن و تربیت سوژه های مطیع گرایش یافت. این تغییرات در دوران پهلوی اول تکمیل شد و به ایجاد نظمی نوین منجر گردید که هدف آن کنترل دقیق و مستمر بر سوژه ها بود تا مشروعیت سیاسی جدیدی برای حکومت فراهم شود. در این دوره، دولت با استفاده از تکنیک های حکمرانی مدرن، همچون ارتش و دیوان سالاری، کنترل اجتماعی را تشدید کرد. تشکیل ارتش دائمی، تأسیس زندان قصر و تصویب قوانین محدودکننده، از ابزارهای تحمیل نظم و انضباط بودند. این تغییرات، با همراهی ایدئولوژی مدرنیته، فضایی از ترس و سرکوب ایجاد کردند و هرگونه مخالفت را سرکوب کردند. سقوط حکومت رضاشاه نشان داد که تکنولوژی های انضباطی به تنهایی کافی نیستند و قدرت متمرکز نمی تواند از واکنش جامعه جلوگیری کند. در دوران محمدرضا شاه، گفتمان جدیدی شکل گرفت که بر حکومت داری سراسری و مشروعیت بخشی به سلطه تأکید داشت. در این دوره، فردیت و آزادی های فردی تهدید می شدند و بدن ها و ذهن ها تحت نظارت های مستمر قرار می گرفتند. حکومت، از طریق گفتمان های مختلف و استفاده از تاریخ باستان، تلاش کرد مشروعیت خود را تقویت کند و به تحمیل قدرت بر ساختارهای فرهنگی و اجتماعی بپردازد. در نهایت، این تحولات به ایجاد جامعه ای مراقبتی انجامید که در آن افراد به ابژه هایی تحت نظارت و کنترل تبدیل شدند و خشونت و سرکوب به ابزاری برای حفظ نظم و امنیت بدل گردید. Bottom of Form نتیجه گیری: گفتمان قدرت در دوران قاجار با سلطه خشونت بار بر بدن رعایا آغاز می شود که از طریق قدرت آئینی و اعمال مستقیم خشونت تثبیت می شود. در دوران پهلوی اول، قدرت انضباطی با سلطه ای باواسطه و خشونت بار بر بدن ها شکل می گیرد و زمینه ساز حکومتمندی جدید می شود. با پیچیده تر شدن تکنولوژی های قدرت، بدن ها و ذهن ها در معرض خشونت ساختاری و نهادی قرار می گیرند. در دوران پهلوی دوم، علاوه بر بدن، روح و روان شهروندان نیز به طور کامل در اختیار دولت قرار می گیرد. این تحول باعث گشوده شدن دروازه های ذهنی و جسمی به سوی سلطه بی حدومرز می شود.
تحلیل کنش های گفتاری آیت الله خامنه ای پس از عملیات طوفان الاقصی بر اساس نظریه جان سرل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: عملیات طوفان الاقصی مهمترین رخداد سیاسی جهان در سال 2023 و 2024 بود. این عملیات فصل جدیدی را در تحولات فلسطین و منطقه غرب آسیا رقم زد. به همین خاطر مورد توجه شدید افکار عمومی جهان، رسانه ها و تحلیلگران سیاسی و نظامی قرارگرفت. یکی از کانون های توجه این تحلیلگران و اصحاب رسانه، موضعگیری های ایران و صحبت های مقام معظم رهبری پیرامون این رخداد بود. در تحلیل این صحبت ها عموماً به وجه ظاهری کلام رهبری توجه شده و از معانی، مقصودها و روند کلی نهفته در پشت آن غفلت شده است. یکی از نظریه هایی که در این راستا بسیار سودمند است نظریه کنش گفتار جان سرل است. هدف مقاله حاضر تحلیل کنش گفتارهای رهبری پس از عملیات طوفان الاقصی است. روش ها: برای پاسخ به سوال پژوهش تمام سخنرانی های آیت الله خامنه ای ظرف یک سال پس از عملیات طوفان الاقصی جمع آوری و از طریق روش های کمی (آمار توصیفی) و کیفی (تبیینی) مورد بررسی قرار گرفت. جمع آوری داده ها با استفاده از نمونه گیری هدفمند انجام شد و روایی محتوایی از طریق گروه کانون واحد تایید گردید. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که رهبری از تمام پنج نوع کنش گفتاری سرل ستفاده کرده است. او به ترتیب فراوانی از کنش گفتاری اظهاری (15/46 درصد)، عاطفی (47/24 درصد)، اعلامی (68/14 درصد)، ترغیبی (79/9 درصد) و تعهدی (89/4 درصد) بهره برده است. تحلیل آماری کنش گفتاری مقام معظم رهبری نشان می دهد که کنش اظهاری بیشترین بسامد یعنی 15/46 درصد را در سخنرانی های وی داشته است. در این کنش هدف رهبری روشن کردن وضعیت منطقه برای مخاطبان و بیان دیدگاه ها و جمع بندی خود درباره رویدادهای جاری بوده است. کنش گفتاری عاطفی در رتبه دوم قرار دارد و 47/24 درصد از اظهارات او را تشکیل می دهد. این کنش خصوصیات روانی گوینده مانند ابراز علاقه، نفرت، تأسف، خوشحالی، پشیمانی، لذت، سرزنش، تبریک و تحسین نسبت به یک موضوع را منعکس می کند. کنش گفتاری اعلامی با بسامد 68/14 در رتبه سوم کنش گفتارهای رهبری جای گرفته است. این کنش شامل اظهاراتی است که هدفشان ایجاد تغییرات واقعی در دنیای خارج است. چنین کنشی می تواند به عنوان راهی برای توضیح تغییرات واقعی در جهان خارج بکار گرفته شود. کنش تعهدی با 79/9 درصد در رتبه چهارم قرار دارد. در این کنش، گوینده از طریق ساختارهای دستوری، پرسشی و همچنین تحسین و سرزنش مخاطبان را تشویق می کند تا دست به اقداماتی خاص زده یا از انجام برخی کارها خودداری کنند. آیت الله خامنه ای تلاش کرده است تا جنبش های اسلامی در منطقه را ترغیب کند تا علیه سبعیت اسرائیل وارد عمل شده و کمک های انسانی خود را به دست مردم غزه برسانند. کمترین فراوانی کنش گفتاری در سخنان آیت الله خامنه ای مربوط به کنش تعهدی با 89/4 درصد است. این کنش شامل تعهد گوینده به انجام یا خودداری از انجام اقداماتی در آینده از طریق وعده دادن یا سوگند خوردن است. این جنبه از سخنان مقام معظم رهبری نشان دهنده تعهد جمهوری اسلامی ایران به ادامه حمایت از مردم مظلوم فلسطین است. نتیجه گیری: استفاده از کنش گفتاری اظهاری نشان می دهد که رهبر انقلاب معتقد است تحولات غزه و عملیات طوفان الاقصی به طور کافی برای افکار عمومی ایران و مخاطبان منطقه ای تبیین نشده است؛ بنابراین ضروری است زوایای مختلف آن ها روشن شود. او به طور مداوم تأکید کرده است که جنگ امروز جنگ روایت ها و رسانه هاست. بنابراین، عدم تولید روایت های جامع و دست اول درباره رویدادهای غزه بر تصمیم وی برای استفاده از کنش گفتاری اظهاری تأثیر گذاشته است. علاوه بر توضیح دقیق تحولات منطقه، رهبری سعی کرده است احساسات و عواطف جهان اسلام را برای حمایت از فلسطین بسیج نماید تا شرایط برای برای تسهیل پیروزی گروه های فلسطینی و کاهش رنج آن ها فراهم شود.
تحلیل تطبیقی قوانین پولشویی در ایران وانگلیس ؛ چالش ها و فرصت ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه ایرانی روابط بین الملل سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
146 - 169
حوزههای تخصصی:
پولشویی به عنوان یکی از معضلات جدی اقتصادی در جهان امروز، نیازمند اقداماتی جامع و هماهنگ از سوی کشورهای مختلف است. این مقاله به بررسی تطبیقی قوانین پولشویی در ایران و انگلیس می پردازد. تحلیل تطبیقی قوانین پولشویی در ایران و انگلستان، می تواند به بهبود قوانین موجود و پیشنهاد راهکارهای بهتر برای مبارزه با این جرم کمک کند. با استفاده از روش های تحقیق توصیفی و تحلیلی، این مطالعه بر روی عوامل مؤثر بر اجرای قوانین و نهادهای مربوطه تمرکز دارد. چالش هایی نظیر اختلافات قانونی و فرهنگی در دو کشور و نیاز به بهبود همکاری های بین المللی از مهم ترین موضوعات مورد بررسی است. همچنین، فرصت هایی مانند گسترش همکاری های قضائی و تجاری می تواند به تقویت ساختارهای قانونی و بهبود وضعیت مبارزه با پولشویی کمک کند. با درک عمیق از آثار منفی اقتصادی این پدیده، به ویژه در بستر ایران، این تحقیق بر ضرورت توسعه راهکارهای قانونی مؤثر تأکید دارد. پولشویی به عنوان جرمی پیچیده و فراملی، تهدیدی جدی برای اقتصاد، سیاست و جامعه در کشورهای مختلف، ازجمله ایران و انگلستان، به شمار می آید. این جرم از طریق تطهیر عواید حاصل از فعالیت های غیرقانونی، نظام های مالی این کشورها را تحت تأثیر قرار داده و زمینه ساز تقویت فساد می شود. در ایران، قوانین مبارزه با پولشویی باوجود برخی پیشرفت ها، نیازمند اصلاحات گسترده در حوزه های بازدارندگی مجازات ها و ارتقای نظارت های مالی هستند. در انگلستان نیز، علی رغم وجود چارچوب های پیشرفته، چالش هایی مانند فرار متهمان از مجازات و استفاده از ساختارهای پیچیده مالی برای تطهیر پول همچنان وجود دارد. مقابله مؤثر با این پدیده در هر دو کشور، مستلزم همکاری های بین المللی، افزایش شفافیت مالی، و تقویت نظام های قانونی است تا ضمن کاهش فرصت های فساد، بستری مناسب برای سلامت اقتصادی و اجتماعی فراهم شود.
پراکسیس رهایی بخشِ ایرانی در اندیشه «ملکم خان»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
41 - 70
حوزههای تخصصی:
«میرزا ملکُم خان ناظم الدوله» (1212-1287) از جمله مهم ترین متفکران عصر مشروطیت ایرانی است. اندیشه سیاسی وی اساساً در چارچوب تاریخ نگاری اندیشه معاصر ایرانی تببین و تفسیر شده است. بررسی آرا و افکار وی نشان می دهد که ملکم خان در جست و جو برای رهایی ایران از استبداد، تحجر و عقب ماندگی بوده است. در این پژوهش، آرا و اندیشه های ملکم خان با تأکید بر رهیافت دلالت گونه و با استفاده از روش مفهومی رئالیسم انتقادی بررسی خواهد شد. این چنین کنشی، کوششی برای نوع شناخت از امر واقع و در پاسخ به پرسش تاریخی دویست ساله ایران یعنی «چه باید کرد؟» -که توسط هر اندیشمندی از جمله ملکم خان صورت می گیرد- بیان شده که این امر توانایی شناخت بیشتر تفکر سیاسی- اجتماعی در ایران معاصر را دارد. در این چارچوب، پاسخ ملکم خان به پرسش بنیادین «چه باید کرد؟» در حوزه های گوناگون سیاست، اقتصاد و فرهنگ بررسی شده و با توجه به این مسئله، از رئالیسم انتقادی برای تببین و تفسیر اندیشه سیاسی میرزا ملکم خان استفاده شده است. خروجی و نتیجه این نوشتار، ابعاد جدیدی از اندیشه سیاسی ملکم خان را روشن می سازد و نوعی از ایده حکومت مندی در آرای این متفکر قابل فهم است.
انواع دولت در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) با تاکید بر مبانی انسان شناسی ایشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
41-60
حوزههای تخصصی:
تعمق در نظام فکری امام خمینی(ره) نشان میدهد بین اندیشه سیاسی ایشان و مبانی هستی شناسی و انسان شناسی حضرت امام(ره) پیوند و هماهنگی و همبستگی کامل وجود دارد. به عنوان یک مصداق، این تحقیق در پی پاسخ به این سؤال است که ماهیت دولتها از نگاه امام خمینی چیست؟ فرضیه نوشتار حاضر این است که حضرت امام (ره) بنا به مبانی انسان شناسی خویش، دولتها را همچون انسانها به دو دسته عاقله و جاهله تقسیم میکند. در اندیشه ایشان، قوای وجودی انسان به چهار قوه عاقله، واهمه، غضبیه و شهویه قابل تقسیم است و دقیقا مطابق با این الگو، می توان انواع دولت (فاضله، غضبیه و سلطه جو، شیطانی و اغواگر، شهویه و بهیمیه) و ترکیبی از قوای سه گانه جاهله با یکدیگر را استخراج نمود. به این ترتیب، بر اساس تقسیم بندی بیان شده حضرت امام از قوای وجودی انسان، می توان به لحظه ها و وقته های مختلف گفتمان سیاسی ایشان از جمله نظریه انواع دولت، انواع حاکمان و سیاست ورزی در اندیشه سیاسی ایشان دست یافت.
سناریونگاری روابط خارجی ایران و عربستان در خلال تحولات منطقه ای جنوب غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
135-165
حوزههای تخصصی:
این نوشتار با رویکرد آینده پژوهی به بررسی روندهای جاری و محتمل در روابط خارجی ایران و عربستان سعودی و تأثیر آن بر تحولات منطقه غرب آسیا می پردازد. با تحلیل تجارب تاریخی، تحولات سیاسی–اقتصادی و امنیتی دو کشور از دوران جنگ تحمیلی تا دوره های معاصر، این مطالعه با استفاده از روش های آینده پژوهی سناریو محور و ماتریسی، سناریوهای احتمالی روابط دوجانبه و تأثیرات منطقه ای آن ها را ترسیم می کند. یافته ها نشان می دهد که روابط ایران و عربستان نه تنها تحت تأثیر تحولات داخلی و سیاست خارجی دو کشور است، بلکه سیاست های قدرت های فرامنطقه ای، رقابت اقتصادی و انرژی، تحولات ژئوپلیتیک و بحران های امنیتی نیز نقش تعیین کننده ای دارند. این نوشتار با ارائه سه سناریوی محتمل،تشدید تنش ها، استمرار رقابت کنترل شده و گسترش همکاری استراتژیک به تحلیل پیامدهای هر سناریو بر ثبات، امنیت و اتحادهای منطقه ای غرب آسیا می پردازد. نتایج نشان می دهد که آینده روابط ایران و عربستان، تأثیر مستقیم بر نحوه شکل گیری ائتلاف ها، رقابت های انرژی و امنیتی و چشم انداز ژئوپلیتیکی منطقه خواهد داشت.
The Future of Palestine in Ayatollah Khamenei’s Political Thought: An Analysis within the Framework of Constructivist Theory(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The issue of Palestine is one of the important and sensitive topics in the thought of the leaders of the Islamic Republic, particularly Ayatollah Khamenei, and indicates that the liberation of Palestine is not merely a political matter but an inseparable part of the identity and religious principles of the Islamic Ummah. The present study aims to examine the future of Palestine from the perspective of Ayatollah Khamenei. In this article, using a constructivist theoretical framework, Ayatollah Khamenei’s discourse on the future of Palestine is analyzed. Finally, three scenarios for the future of Palestine are presented: the first scenario, resistance and liberation, which involves the collapse of the Zionist regime and the establishment of an independent Palestinian state; the second scenario, continued occupation and crisis, in which conflicts, the blockade of Gaza, and humanitarian problems persist, and despite resistance, a sustainable solution does not emerge; and the third scenario, imposed reconciliation, which may reduce violence but leads to the weakening of Palestinian independent identity and historical justice. The findings of the study indicate that the only path consistent with justice and divine traditions is the continuation of resistance, the strengthening of Islamic Ummah cohesion, and the implementation of a comprehensive referendum.
نقش نخبگان و روشنفکران در آفرنیش بنیان های نوگرایی سیاسی در جامعە کُردی اقلیم کردستان عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۴
73-103
حوزههای تخصصی:
مدرنیزاسیون سیاسی به منزله فرایندی ساختاری–گفتمانی، ناظر بر گذار جوامع از نظم های پیشامدرن، قبیله ای و اقتدارمحور به سوی الگوهای نهادمند، عقلانی، مردم سالار و پاسخگو است. جامعه کُردی اقلیم کردستان عراق، از اوایل قرن بیستم و هم زمان با فروپاشی امپراتوری عثمانی و شکل گیری دولت–ملت عراق، در معرض دینامیسمی دوگانه قرار گرفته است: از یک سو فشارهای ژئوپلیتیکی، مداخلات دولت مرکزی و استمرار ساختارهای سنتی قدرت، و از سوی دیگر کنش های فکری، فرهنگی و سیاسی نخبگان نوگرا. با وجود تلاش های مستمر برای بازتعریف مناسبات قدرت و نهادسازی مدرن، فرایند نوسازی سیاسی به واسطه تداوم نفوذ مناسبات قبیله ای و مذهبی، رقابت های درون نخبگانی، انحصار حزبی قدرت و گفتمان های ایدئولوژیک متعارض، با محدودیت های نهادی قابل توجهی مواجه بوده است. این پژوهش با تمرکز بر نسبت میان نخبگان و روشنفکران کُرد به مثابه کنشگران گفتمانی مدرنیزاسیون سیاسی، می کوشد نشان دهد تعامل و تقابل میان نخبگان سنتی و جریان های فکری نوگرا چگونه بر عمق، شتاب و جهت گیری گذار دموکراتیک اثر گذاشته است. یافته ها، مبتنی بر رویکرد توصیفی–تحلیلی و چارچوب تاریخی–مبنا، نشان می دهد نخبگان فرهنگی از طریق تولید دانش انتقادی، بازتعریف هویت جمعی و ترویج مفاهیمی چون شهروندی، حقوق بشر و مشارکت سیاسی، نقشی محوری در تکوین بنیان های نوگرایی سیاسی ایفا کرده اند؛ هرچند میزان اثرگذاری آنان همواره تابع توازن قوا با ساختارهای سنتی قدرت بوده است.
سرمایه اجتماعی و کنش گری اجتماعی: نقش واسطه ای ارزش های فرهنگ مدرن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر کنش گری اجتماعی با تمرکز بر نقش ارزش های فرهنگی به عنوان متغیر میانجی می باشد. برای این منظور از تحلیل ثانویه داده های موج هفتم پیمایش ارزش های جهانی در ایران با حجم نمونه ای برابر با 1499 نفر استفاده شده است. نتایج حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری با روش حداقل مربعات جزئی نشان می دهد که اعتماد اجتماعی و شبکه های اجتماعی به صورت مستقیم تأثیر معناداری در افزایش کنش گری اجتماعی دارند. همچنین نتایج نشان می دهد که ارزش های فرهنگ مدرن، شامل دو بعد ارزش های سکولار و رهایی به عنوان یک میانجی مؤثر در این رابطه عمل می کنند. به عبارت دیگر، سرمایه اجتماعی از طریق این ارزش های مدرن باعث تقویت کنش گری اجتماعی می شود. این پژوهش نشان می دهد که ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی تأثیر چشمگیری بر کنش گری اجتماعی دارند و پیشنهاد می کند که سیاست گذاران می توانند با استفاده از این یافته ها به تقویت مشارکت مدنی و بهبود روابط اجتماعی کمک کنند.