فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۳۳٬۸۲۲ مورد.
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
177 - 207
حوزههای تخصصی:
مدیریت جهادی یعنی : فرا گرد به کارگیری منابع مادی و انسانی با نگاه، احساس، روحیه و حرکت جهادی با نیت الهی و مبتنی بر علم و درایت بر مبنای نظام ارزشی اسلامی(مقام معظم رهبری) (مدظله العالی ) هدف این پژوهش ارائه الگوی مدیریت جهادی است. این پژوهش ازنظر هدف توسعه ای- کاربردی بوده و از نظر نحوه گرد آوری داده ها از نوع توصیفی- تحلیلی واز نظر روش اجرای تحقیق کیفی می باشد. روش نمونه گیری، غیر تصادفی هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری است. جمع آوری اطلاعات مورد نیاز به صورت بررسی کتابخانه ای و میدانی است و از ابزار مصاحبه با فرماندهان و صاحب نظران دوران دفاع مقدس استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از تحلیل محتوا و تحلیل مضمون و از نظام مقوله بندی مضامین فراگیر، سازماندهنده و پایه استخراج شد. اعتبار سنجی (روایی وپایایی) آن از طریق خبرگی و از طریق محاسبه ضریب توافق کاپا کوهن بدست آمد ، پس ازحذف، تعدیل و دسته بندی کردن، 4مضامین فراگیر با عنوان اعتقادی دارای دو سازمان دهنده (خدا محوری و ولایت مداری) وبا 15 مضمون پایه، فرگیر دوم با عنوان رفتاری دارای دو سازمان دهنده( رفتار فردی و ویژگی های شخصیتی) و با 12 مضمون پایه، فراگیر سوم با عنوان ساختاری دارای دو سازمان دهنده(تخصصی فنی و مهارتی، سازمانی مدیریتی) با 48 مضمون پایه و فراگیر چهارم با عنوان زمینه ای دارای 3 سازمان دهنده(مخاطبین (پیروان)، نیازها و منابع و شرایط و اقتضائات) با 27 مضمون پایه حاصل شد. در نهایت الگو نیز ترسیم گردید.
چیستی اعتراضات تابستان و پاییز 1401 در ایران یک مطالعه زمینه بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه اعتراض و تغییرخواهی بخش جدایی ناپذیر از حیات نظام های سیاسی در دوره نوین حکمرانی شده است. متأخرترین اعتراضات فراگیر در ایران، اعتراضات سال ۱۴۰۱ است که پس از مرگ خانم مهسا امینی رخ داد. هدف مقاله، شناخت چیستی این اعتراضات و پیامدهای آن است. روش مورد استفاده در تحقیق، روش نظریه زمینه ای یا گرندد تئوری است که به گردآوری نظرات نخبگان پرداخته و سپس در سه سطح باز، محوری و انتخابی کدگذاری صورت گرفته است. مهمترین یافته های این پژوهش بیان می دارد که شرایط علی شامل نارضایتی از وضع موجود از جمله سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، انباشت نارضایتی ها و نداشتن چشم انداز مثبت از آینده است. شرایط زمینه ای شامل تعلیق اصل 27 قانون اساسی؛ غیاب سیاست در حوزه عمومی و تضعیف رسانه های رسمی است. شرایط مداخله گر شامل زیرساخت سازی کشورهای متخاصم از جمله در حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، فشارهای دولتی و فشارهای رسانه ای است. کنش ها و واکنش ها شامل آزادسازی قیمت ها، مرگ مهسا امینی و بروز اعتراضات است. در نهایت پیامدهای آن شامل رادیکالیسم اجتماعی، امنیت زدایی، اقتدارزدایی از حاکمیت، مشارکت زدایی مدنی و ... است. در پایان نتایج حاصل از پژوهش نشان داد صورت اعتراضات 1401 یک تغییرخواهی اعتراضی از نوع شورش اجتماعی است.
A Study of the Dimensions of Corruption in the Pahlavi Regime from the Perspective of Imam Khamenei(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: Impartial scholars believe that pervasive corruption was a key characteristic of the Pahlavi regime. While extensive research has been conducted on this topic, it has not been thoroughly examined through the lens of the leaders of the Islamic Revolution. This article aims to address this gap by asking: ‘What is Imam Khamenei's definition of corruption, and how does he view its depth and breadth within the Pahlavi regime?’ Method: To answer this question, a content analysis and documentary study approach were used. The research examined and compiled a collection of statements from the Leader of the Revolution. Results: Within the framework of his thoughts and with the aid of historical documents, court insiders' memoirs and writings, and existing research, this study presents examples and evidence of the court's corruption in each area. Conclusions: The findings indicate that, in Imam Khamenei's view, the Pahlavi regime was afflicted by corruption in its moral, financial, managerial, and political aspects, and that this corruption was widespread. The Shah himself was the core of this corruption, and the closer individuals were to this core, the more corrupt they were.
تاب آوری شناختی در برابر جنگ شناختی علیه ایران: مؤلفه ها، تحلیل و راهکارهای ارتقاء
حوزههای تخصصی:
جنگ شناختی یکی از ابعاد نوظهور و پیچیده ی جنگ های نوین است که با بهره گیری از فناوری های دیجیتال، شبکه های اجتماعی و عملیات روانی، ذهن و ادراک افراد را هدف قرار می دهد. در سال های اخیر، جمهوری اسلامی ایران به طور گسترده در معرض این نوع جنگ قرار گرفته است؛ به ویژه در رخدادهایی نظیر اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱، که طی آن، دشمن با تولید و انتشار محتوای هدفمند، بمباران اطلاعاتی و القای توهم اکثریت، تلاش کرد تا انسجام ذهنی جامعه را دچار اختلال کند. سؤال اصلی این پژوهش آن است که راهکارهای مؤثر برای افزایش تاب آوری شناختی در برابر جنگ شناختی علیه جمهوری اسلامی ایران چیست؟ پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی، به شیوه کتابخانه ای و با استفاده از منابع داخلی و بین المللی صورت گرفته است. چارچوب نظری تحقیق بر مبنای رویکرد شناختی رفتاری و فرهنگی اجتماعی بومی تدوین شده و مؤلفه های کلیدی تاب آوری شناختی شامل سواد رسانه ای، تفکر انتقادی، خودکارآمدی، انعطاف پذیری ذهنی و مدیریت استرس شناختی مورد توجه قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهد که ضعف در آموزش سواد رسانه ای، نبود پلتفرم های بومی، و خلأ در نهادینه سازی جهاد تبیین، از مهم ترین چالش های تاب آوری شناختی در ایران هستند. در نتیجه، راهکارهایی مانند تقویت آموزش های شناختی، گسترش استقلال رسانه ای، نهادسازی برای جهاد تبیین، و ایجاد سامانه های پشتیبانی روان شناختی پیشنهاد می شود. این راهکارها در صورت اجرای راهبردی، می توانند تاب آوری شناختی جامعه ایرانی را در برابر جنگ های ترکیبی و شناختی دشمنان به صورت معناداری ارتقا دهند.
ارزیابی نقش ترکیه به مثابه قدرت نو ظهور در تحولات شاخ آفریقا
منبع:
روابط آفریقا آسیا دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
131 - 166
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به طور جامع نقش ترکیه را به عنوان یک قدرت نوظهور در تحولات استراتژیک شاخ آفریقا مورد ارزیابی قرار می دهد. ترکیه در سال های اخیر با رویکردی چندجانبه و مبتنی بر دیپلماسی اقتصادی، کمک های توسعه ای، و همکاری های نظامی، به بازیگری کلیدی در این منطقه تبدیل شده است. این تحقیق با بهره گیری از روش کیفی و ترکیبی از تحلیل داده ها، بررسی اسناد و گزارش ها، و مطالعه موردی، به بررسی عمیق اهداف و استراتژی های ترکیه در شاخ آفریقا پرداخته و تاثیرگذاری آن بر مناسبات بین المللی و بازآرایی ژئوپلیتیک منطقه را تحلیل می کند. یافته ها نشان می دهند که ترکیه از طریق گسترش نفوذ خود و ایجاد هم پیمانی های جدید، به دنبال تثبیت موقعیت خود به عنوان یک قدرت موثر در موازنه های منطقه ای و جهانی است. این پژوهش نمایانگر آن است که حضور فعال ترکیه در شاخ آفریقا، نه تنها تقویت جایگاه دیپلماتیک و اقتصادی این کشور را هدف قرار داده، بلکه در جهت گیری های سیاست خارجی و افزایش قدرت نرم آن در عرصه بین المللی نیز تاثیرگذار بوده است.
واکاوی جایگاه میراث فرهنگی و تاریخی در توسعه دیپلماسی فرهنگی نوین ایران: با تاکید بر نقش موزه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۴)
95 - 119
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر، تبلیغات منفی «اسلام هراسی» و «ایران هراسی» به طور فزاینده ای در سطح جهانی گسترش یافته است و این روند باعث شکل گیری تصورات نادرست درباره ایران و جهان اسلام شده است. برای مقابله با این تصویرسازی های و معرفی ایران به عنوان یکی از قطب های کلیدی در حوزه فرهنگ و تمدن، سیاست گذاری های فرهنگی راهبردی ضروری است. این پژوهش به بررسی نقش میراث فرهنگی و تاریخی ایران و جایگاه موزه ها در توسعه دیپلماسی فرهنگی معاصر می پردازد. برای این منظور، ابتدا با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به تعریف دیپلماسی فرهنگی و کارکردهای آن پرداخته و سپس، اهمیت میراث فرهنگی ایران در این زمینه ارزیابی می شود. در نهایت، نقش موزه ها در بازنمایی میراث فرهنگی و تقویت دیپلماسی فرهنگی تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که بین عملکرد موزه ها در دو رویکرد دیپلماسی فرهنگی سنتی و نوین تمایز وجود دارد. در رویکرد سنتی، سیاست موزه ها بر تفاوت ها، انگیزه های استعماری، روابط نامتقارن قدرت و نمایش برتری خود نسبت به دیگری استوار بود؛ اما در رویکرد نوین، موزه ها به مثابه میانجی به نقاط تلاقی و تعامل بین فرهنگ ها تمایل نشان می دهند و بر مشابهت ها و پیوستگی های فرهنگی تمرکز دارند. نتایج این تحقیق می تواند به بهبود سیاست های فرهنگی و دیپلماتیک از طریق استفاده مؤثر از ظرفیت های میراث فرهنگی ایران و موزه ها کمک کند.
آثار تحریم های آمریکا بر سرمایه اجتماعی و سیاسی ایران (2020-2016)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۲ (پیاپی ۸۲)
229 - 274
حوزههای تخصصی:
آمریکا در سیاست خارجی همواره از تحریم به عنوان ابزاری غیرانسانی علیه کشورهای غیرهمسو با خود استفاده کرده است. از جمله این کشورها ایران است که در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ در حوزه های مالی، بانکی، بیمه ای، حمل ونقل و کشتیرانی مورد تحریم شدید قرار گرفت. پرسش اصلی این است تحریم های اعمالی دولت ترامپ چه تأثیری بر سرمایه اجتماعی و سیاسی ایران داشته است؟ فرضیه پژوهش به کاهش سرمایه اجتماعی و سیاسی ایران در دوران تشدید تحریم ها اشاره می کند. برای سنجش فرضیه پژوهش از روش تبیینی- تحلیلی، مبتنی بر اسناد و داده های کتابخانه ای، استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تحریم ها بر وضع اقتصادی کشور تأثیر منفی برجای گذاشته و افت شاخص های اقتصادی مثل رشد اقتصادی، افزایش نرخ ارز، تورم، فقر و نابرابری نگاه جامعه را بیش از گذشته به امر زحمت و بقا معطوف کرده است. در نتیجه غلبه امر معیشت بر کنش و تفکر، آثار مخربی در حوزه های اجتماعی (اعم از افزایش میزان جرم و جنایت، طلاق، مهاجرت)، فرهنگی (کاهش توجه به سازمان های مردم نهاد و فعالیت های هنری و فرهنگی و تولید و مصرف کالاهای فرهنگی) و سیاست (کاهش مشارکت سیاسی، بی تفاوتی نسبت به کنش سیاسی، گسترش اعتراضات، خشونت های جمعی و بی قانونی) ظهور یافته است.
Grassroots Activism and Advocacy for Palestinian Rights in the UK: Navigating Social Change and Global Justice(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper explores the dynamics and influence of pro-Palestine movements in the UK, highlighting their role as critical agents of social change. Rooted in a rich history of social movements in the UK, these groups advocate for Palestinian rights and challenge the country's longstanding foreign policy alignment with Israel. By examining the diverse strategies and coalitions within pro-Palestine activism—from advocacy and media campaigns to legal challenges and grassroots mobilization—the study illustrates how these movements navigate complex political landscapes. Drawing on insights from 17 semi-structured interviews, it suggests the interrelatedness of local and global struggles for justice, underscoring the shared commitment to nonviolence, human rights, and international law. It emphasizes the unique position of the UK's pro-Palestine activism as both a reflection of domestic socio-political dynamics and a response to global geopolitical realities. It also reveals that many activists were previously engaged in various political causes related to justice before dedicating themselves to pro-Palestine advocacy. Ultimately, this paper seeks to illuminate the contributions of these movements to broader discourses of solidarity, resistance, and the pursuit of self-determination for the Palestinian people. This study also enhances the understanding of grassroots activism and its potential impact on international human rights advocacy.
الگویابی سخنرانی رؤسای جمهور در سازمان ملل متحد (1359-1403)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
79-128
حوزههای تخصصی:
بررسی رویکرد سنجی، مفهوم سنجی و الگو یابی 24 سخنرانی روسای دولت های جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی نشان دهنده وجود یک همگرایی و هم سویی در مبانی دکترین سیاست خارجی علیرغم تفاوت های عملکردی سیاست خارجی و تفاوت جهت گیری در سیاست گذاری داخلی این دولت ها است. یافته های اصلی این پژوهش شامل گزاره های «استمرار تکمیلی دکترین سیاست خارجی سلطه ستیز با لحاظ کردن تغییرات متن اجتماعی بین الملل مبتنی بر نیازهای منافع ملی»، «جهت گیری تحول خواهانه در نظام بین الملل» و «تلاش برای ایجاد روند اصلاح گرایانه در نظام بین الملل» در میان دولت های جمهوری اسلامی ایران به عنوان جهت گیری اصلی در سیاست خارجی مشهود است؛ که بر این مبنای دکترین اصلی و مستمر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران «دکترین تحول خواهی در نظام بین الملل» است. بر این اساس رفتار سیاست گذاران در برخورد با اتحادهای منطقه ای و بین المللی و همچنین رابطه جمهوری اسلامی ایران در حوزه سیاست همسایگی و سایر روابط خارجی قابل پیش بینی و تحلیل می گردد. همه چیز در دو فرآیند «تحول خواهی» در مقابل «وضعیت کنونی» و «تحول خواهی» در تقابل با «نظام بین الملل کنونی» که از آن تلقی «نظام سلطه» شده است، خلاصه می شود. به همین دلیل سیاست خارجی مصرانه به دنبال پیوستن و عملکرد مؤثر در اتحادهایی که هدف نهایی آن ها تحول در نظام بین الملل کنونی است و در سیاست گذاری کلان کشور «نگاه به شرق» و «حمایت از دکترین مقاومت» به عنوان اصول مهم زیربنایی لحاظ می گردد؛ زیرا این روندها رویکردی تحول خواهانه در مقابل وضعیت کنونی نظام بین الملل سلطه محور تلقی می گردد. روش پژوهش به کار رفته نیز «الگو یابی مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی استقرایی» است.
سیاست خارجی پاکستان در مورد افغانستان بر پایه سیاست «عمق راهبردی» (۱۹۵۰تا ۲۰۲۵)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از هنگام استقلال، پاکستان نسبت به امنیت و ثبات افغانستان حساسیت ویژه ای نشان داده است. این نگرانی که با درک تهدیدآمیز از نقش هند در آن کشور پیوند داشت، مبنای شکل گیری سیاست «عمق راهبردی» در برابر همسایه غربی شد. این سیاست در دوره های مختلف تاریخی از جنگ سرد تا بازگشت طالبان در سال ۲۰۲۱ دستخوش تغییر شده است. پرسش اصلی نوشتار این است که سیاست خارجی پاکستان با محوریت سیاست عمق راهبردی در برابر افغانستان، از هنگام استقلال تا سال ۲۰۲۵ چه تحولی یافته است؟ با به کارگیری روش توضیحی توصیفی، در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که سیاست عمق راهبردی پاکستان در دوره جنگ سرد بر پایه ژئوپلیتیک استوار بود، در دهه ۱۹۹۰ ترکیبی از ژئوپلیتیک و ایدئولوژی را بازتاب داد (در قالب حمایت از طالبان) و از سال ۲۰۲۱ به بعد، با استقرار دوباره طالبان، به سوی مؤلفه ای ژئواکونومیک تغییر مسیر داده است. یافته ها نشان می دهد مجموعه ای از عوامل داخلی و خارجی شامل پیامدهای امنیتی منفی حمایت از طالبان، افزایش ناامنی در مناطق قبیله ای، فشارهای اقتصادی و بین المللی و نقش چین به عنوان شریک راهبردی، موجب بازنگری تدریجی در رویکرد پاکستان شده است. این تحول، حرکت از عمق راهبردی سنتی به سوی سیاستی مبتنی بر همکاری اقتصادی و ثبات منطقه ای را آشکار می کند. در این میان، خروج نیروهای ناتو و بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ آزمونی عملی برای این تغییر راهبردی به شمار می رود. بنابراین مفهوم عمق راهبردی همچنان در فرهنگ امنیتی پاکستان باقی مانده است، اما ابزارها و سرشت آن دچار دگرگونی بنیادین شده است.
تفسیر سیاسی اجتماعی از مفهوم قرآنی قسط و عدل از منظر آیت الله خامنه ای (دام ظله)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، تفسیر سیاسی اجتماعی از مفهوم قرآنی قسط و عدل را از منظر آیت الله خامنه ای بررسی می کند. هدف ارائه تفسیر و تبیین عملی، انضمامی و اجتماعی سیاسی با توجه به اصل معنای قسط و عدل از آیات قرآنی با تمرکز بر رویکرد آیت الله خامنه است. در این پژوهش، از ادبیات نظری شبکه و زنجیره مفاهیم هم نشین برای تبیین مفاهیم قرآنی و غیر قرآنی همسو با مفاهیم قسط و عدل استفاده شده است. در این دیدگاه، اجرای عدالت، در حیطه اجتماع و سیاست، نوعی حق و تکلیف است و به صورت یک «ارزش مطلق» دیده می شود. در یافته تحقیق می توان گفت که؛ بدون تحقق عدالت در مقام اجرا و عمل، در جنبه های اجتماعی و سیاسی امکان رشد، تعالی و پیشرفت جامعه ممکن نخواهد شد. لازمه پیشرفت جامعه اسلامی، در کنار استفاده از تجربیات بشری، دوری از نسخه های سرمایه داری و تکیه بر ابعاد عملی و انضمامی عدالت در سطح و لایه های جامعه و مبارزه با فقر، فساد و تبعیض در ابعاد اجتماعی و سیاسی است. عدالت خواهی شاخص نظام اسلامی و به عنوان یکی از اصول دائمی انقلاب اسلامی است و توسعه یک جامعه هم زمان نیازمند «عدالت خواهی» است.
از عزاداری تا تمدن سازی: مدلسازی مفهومی تحول هیأت های جوان مدار برای تحقق تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، ارائه مدلسازی مفهومی برای تحول هیأت هاجوان مدار به عنوان کانون های تمدن سازی در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی با تأکید بر نقش معمارانه جوانان در جامعه ایران است. با بهره گیری از روش نظریه داده بنیاد و الگوی سازه مند اشتروس و کوربین، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 25 مشارکت کننده (10 روحانی، 8 جوان هیأتی پیشرو، و 7 کارشناس حوزوی و جامعه شناس) جمع آوری و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری، و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها شش مقوله را شناسایی کرد: 1) هیأت تراز انقلاب اسلامی، 2) نیاز به تمدن سازی خودبنیاد، 3) زمینه های اجتماعی ایران، 4) چالش های ساختاری، 5) راهبردهای تحول آفرین، و 6) دستاوردهای تمدنی. تحلیل روابط بین مقوله ها نشان داد که هیأت های تراز، در تعاملی دیالکتیکی با جامعه، از نیازهای زمانه تأثیر پذیرفته و بر آن تأثیر می گذارند. مدلسازی مفهومی سه سطحی پیشنهاد شد: سطح خرد (آزمایشگاه های نوآوری دینی با محوریت جوانان)، سطح میانی (شبکه های مسئله محور محلی)، و سطح کلان (دیپلماسی تمدنی). این مدل، با الهام از جامعیت دین شهید مطهری، و داده های میدانی، نشان می دهد که هیأت ها با گذار از مناسک سنتی به نقش های مسئله محور، به زیست بوم های پویای «تمدن اشک و اندیشه» تبدیل می شوند. این تحول، جوانان را از حاشیه نشینان مناسکی به معماران تمدن نوین اسلامی بدل کرده و الگویی خودبنیاد ارائه می دهد تجربه هیأت های پیشرو مانند جوادالائمه تهران و زینبیه اهواز این امکان را تأیید می کند.
دیپلماسی فرهنگی ایالات متحده در قبال مهاجران مکزیکی پس از جنگ سرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۹بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵۳)
185 - 216
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو با تأملی انتقادی در باب کارکرد دیپلماسی فرهنگی ایالات متحده، به واکاوی شیوه های مداخله نمادین آن در تنظیم مناسبات مهاجرتی با مکزیک در دوران پساجنگ سرد می پردازد. پرسش بنیادین این مطالعه از این منظر طرح می شود که چگونه دیپلماسی فرهنگی آمریکا، در مقام ابزاری از جنس قدرت نرم، به پاسخ گویی به مطالبات معیشتی و اجتماعی مهاجران مکزیکی پرداخته و چه نقشی در فرآیند ادغام آنان در کالبد جامعه آمریکایی ایفا کرده است؟ بر مبنای فرضیه ای تحلیلی، این مقاله مدعی است که ابتکارات فرهنگی ایالات متحده، با تأکید بر ظرفیت های توانمندساز، بازسازی تصویر عمومی مهاجران و اشاعه ارزش های به ظاهر مشترک، بستری برای تسهیل فرآیند ادغام فراهم آورده اند؛ و در عین حال تلاش کرده اند اثرات گاه نامتوازن و سرکوب گر سیاست های مهاجرتی سخت گیرانه را تقلیل دهند. این پژوهش، با اتکا بر منظری نظری برگرفته از انگاره «قدرت نرم» و مفهوم «بینافکنی فرهنگی»، و با بهره گیری از روش تحلیل محتوای اسنادی، به تحلیل وجوه متکثر دیپلماسی فرهنگی از جمله مبادلات آموزشی، مشارکت نهادهای جامعه مدنی و ظرفیت زبانی مهاجران اسپانیولی زبان در بستر آمریکایی پرداخته است. یافته ها حاکی از آن است که دیپلماسی فرهنگی، هرچند در کاستن از منازعات مهاجرتی و ارتقاء سطح گفت وگوی میان فرهنگی میان دو کشور تا اندازه ای مؤثر بوده، اما همچنان در دل خود با تعارضاتی ساختاری همچون قطبی سازی سیاسی، فقدان راهبردی جامع در سیاست گذاری زبانی، و محدودیت های نهادین مواجه است.
تحلیل دیدگاه های شخصیت های اثرگذار درباره فاجعه غزه در شبکه های اجتماعی (فیس بوک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۶
127 - 147
حوزههای تخصصی:
هدف کشف نگرش شخصیت های تاثیرگذار درباره فاجعه غزه بود. روش پژوهش کیفی و از طریق تحلیل محتوا انجام شد. جامعه آماری، صفحات فیس بوک شخصیت های اثرگذار در زمینه ورزش، هنر وسیاست بوده که با نمونه گیری هدفمند پست های 42 نفر از شخصیت ها در بازه زمانی 01/08/1402 تا01/02/1403 به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد که در مجموع 126 پست بررسی شد. دیدگاه هادر سه دسته رویکردها (5مقوله)، موضوعات (10 مقوله)، و اهداف (11مقوله) دسته بندی شد. مهمترین رویکردها پشتیبانی از مردم فلسطین، حمایت از آزادی فلسطینیان؛ عدم صلاحیت رژیم صهیونیستی در به قدرت گرفتن منطقه؛ و از مهمترین موضوعات برملاشدن دروغ رسانه ای رژیم صهیونیستی و تحریمقتل عام مردم غزه بود. از مهمترین اهداف، حمایت از طوفان الاقصی؛ انعکاس جنایت هایرژیم صهیونیستی؛ و انعکاس صدای زنان و کودکان غزه بود. مهمترین رویکرد، "پشتیبانی از مردم فلسطین در فاجعه غزه" (80%) بود؛ بیشترین محتوای پست ها "تحریم قتل عام مردم غزه در حمله به بیمارستان الاهلی"(88%) بود و مهمترین هدف، "حمایت از کودکان فلسطینی" (84%)، بود. نتایج نشان داد رهبران جهان، هنرمندان، خبرنگاران، ورزشکاران، و بازیگران واکنش های مختلفی در حمایت از مظلومیت مردم غزه داشتند که نشان از سیاست های نادرست رسانه ای رژیم صهیونیستی در توجیه حملات به فلسطین بوده است.
چارچوب کلان مقابله فرهنگی- ارتباطی با تحریف اندیشه و سیره امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تداوم حیات فرهنگی جامعه برآمده از انقلاب اسلامی، منوط به صیانت از نظام معنایی پشتیبان این انقلاب است. ازجمله خطرهای بزرگی که در کمین هرگونه نظم معنایی کلیدی قرار دارد، خطر تحریف است. در میان منابع مبین معارف انقلاب اسلامی، اندیشه و سیره امام خمینی (ره) بیشتر از هر منبع دیگری، در معرض خطر تحریف قرار دارد، به همین دلیل پژوهش حاضر درصدد است تا به ارائه چارچوبی فرهنگی - ارتباطی در جهت مقابله با تحریف اندیشه و سیره امام خمینی(ره) بپردازد. این پژوهش که با روش تحلیل مضمون صورت بندی شده، از خلال مصاحبه با هفده نفر از خبرگان حوزه اندیشه امام (ره)، به صورت بندی چارچوب کلی مقابله فرهنگی و ارتباطی با تحریف امام در دو بعد «تحریف لفظی» و «تحریف معنوی» پرداخته است. راهکارهای ارائه شده برای مواجهه با تحریف معنوی امام ذیل هفت عرصه «بهسازی رسانه ای»، «بهسازی فرهنگی»، «بهسازی اجتماعی»، «بهسازی سازمانی»، «بهسازی سیاستی» و «بهسازی نخبگانی» سامان یافته است.
بررسی تطبیقی مولفه های حکمرانی اسلامی در اندیشه آیت الله طالقانی و سید قطب با تاکید بر نظریه اسپریگنز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زمان شکل گیری اولین تمدن های بشری تا امروز مساله حکمرانی یکی از مهمترین موضوعات اجتماعی سیاسی جوامع بشری بوده است و در طول تاریخ همواره اندیشمندان با رویکردهای مختلف نظریات خود را برای حکمرانی مطلوب مطرح نموده اند در این میان با ظهور اسلام و تشکیل حکومت نبوی در مدینه الگوی متفاوتی نسبت به مساله حکمرانی مطرح گردید و بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلامی با بروز اختلافات بین مسلمانان چالش های زیادی در مورد چگونگی حکمرانی اسلامی بوجود آمد در این مقاله با تمرکز بر دیدگاه دو اندیشمند معاصر جهان اسلام سید قطب و آیت الله طالقانی ، اندیشه انان مرتبط با حکمرانی اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است؛ هر دو اندیشمند با تاکید بر قرآن وتفسیر سیاسی اجتماعی از قرآن به تبیین حکمرانی اسلامی پرداخته اند، سوال اصلی مقاله پرسش از دیدگاه این دو اندیشمند در خصوص حکمرانی اسلامی است و فرضیه مقاله این ایده را ازمون می نمایدکه الگوی مطلوب حکمرانی در اندیشه آیت الله طالقانی بیشتر با تاکید بر مفهوم شوراگرایی و در اندیشه سید قطب با تاکید براحیای مفهوم جهاد ترسیم می گردد.روش این تحقیق با الهام از نظریه توماس اسپریگنز یک مطالعه چهار مرحله ای را در اندیشه این دو اندیشمند دنبال می نماید که ابتدا مشاهده وشناسایی معضلات و مشکلات جوامع اسلامی و در مرحله دوم تحلیل و جست و جو در خصوص آسیب شناسی و علل بحران و در مرحله سوم بازسازی تئوریک جامعه آرمانی و مطلوب از منظر حکمرانی اسلامی و در مرحله چهارم به ارائه راهکار ها و ارائه درمان می پردازد.
آسیب های سیاسی و جامعه شناختی دونالد ترامپ بر اساس منظر تئوری مرد دیوانه
حوزههای تخصصی:
با نگاهی به تاریخ سیاسی در خواهیم یافت تاریخچه مفهوم «نظریه مرد دیوانه» حداقل به سال 1517 میلادی برمی گردد، زمانی که نیکولو ماکیاولی در شاهزاده نوشت که گاهی اوقات شبیه سازی جنون کاری بسیار عاقلانه است. اینجاست که می بینیم دونالد ترامپ با نگاهی کاملاً محاسبه شده و تجربه شده تاریخی پا به عرصه سیاست گذاشته است. دقیقاً به شعار نیکوماکیاولی جامعه حقیقت پوشانده است، با این پیش فرض مضاف بر آن تجربه کردن دوره قبلی ریاست جمهوری ترامپ و همچنین پیروزی وی در انتخابات 2024 آمریکا شناخت شخصیت ایشان بر اساس این نظریه می تواند اهمیت و ضرورت مقاله حاضر لحاظ گردد. در مقاله پیش رو با نگاهی توصیفی- تحلیلی و با بهره گرفتن از جمع آوری اسنادی و کتابخانه ای در پی شناخت آسیب های سیاسی و جامعه شناختی ترامپ رئیس جمهور معاصر آمریکا بر اساس منظر تئوری مرد دیوانه می باشیم. مفروض این مقاله نیز بر این عقیده استوار است که بخشی از رفتارهای وی بخشی ناشی از ویژگی های ذاتی و برخی دیگر بر اساس این تئوری با محاسبه دقیق و منفعت گرا شکل می گیرد.
استراتژی شبه ترقی غرب گرایی در دوران پهلوی دوم
حوزههای تخصصی:
احساس حقارت در برابر پیشرفت های مادی تمدن غربی و دغدغه ی رفع عقب ماندگی ایران از جمله مباحث مهمی بود که به دنبال تأثیر امواج مدرنیته در ایران از دوره ی قاجار شروع شده بود که منجر به شکل-گیری گفتمانی تحت عنوان «شبه ترقی غرب گرایی» در کشور گردید. این پژوهش با هدف شناخت بهتر دوران پهلوی دوم و با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی با نگاه تاریخی به دنبال بررسی الگوی «شبه ترقی غرب گرایی» در دوران پهلوی دوم می باشد. براساس یافته های این پژوهش از ابتدای دهه ی 1340ه.ش. تا یکسال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی گفتمان شبه مدرنیسم تبدیل به گفتمان غالب سلطنت مطلقه پهلوی گردید. بر اساس این گفتمان، همه ی سنت ها، نهادها و ارزش های ایرانی – اسلامی عقب مانده و سرچشمه ی حقارت های ملی و تقلید از ظواهر تمدن غرب نوعی پیشرفت و مزیت محسوب می شد. این وضعیت، نوعى دو گانگى فرهنگى و ارزشى در جامعه ایجاد نموده که از مهم ترین پیامدهای آن شکل گیری شکاف های دین و دولت، شکاف طبقاتی و شکاف قومی در جامعه می باشد. در نتیجه این گفتمان منجر به نارضایتی های عمیق در سطح جامعه، کاهش مشروعیت رژیم، پیدایش انقلاب اسلامی و سقوط سلطنت پهلوی در بهمن 1357 گردید.
بررسی رابطه عوامل اجتماعی – اقتصادی با دانش سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست دوره ۵۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
21 - 1
حوزههای تخصصی:
دانش سیاسی به عنوان ساده ترین نوع ادراکات سیاسی، نگرش افراد را در زمینه اعتصاب، انتخابات سیاسی، بردباری سیاسی، عقاید سیاسی و در مجموعه رفتارهای سیاسی شکل می دهد. پژوهش حاضر به رابطه عوامل اجتماعی - اقتصادی (جنسیت، تحصیلات، سن و درآمد) با دانش سیاسی می پردازد. در این پژوهش با استفاده از پیمایش و روش خوشه ای چندمرحله ای طبقه ای، نمونه 384 نفره از مناطق 22گانه تهران (ایران) انتخاب و با استفاده از روش رگرسیون چندگانه داده های جمع آوری شده تحلیل شد. مطابق با خروجی نرم افزار SPSS یافته های پژوهش نشان می دهد که میانگین سطح دانش سیاسی نمونه آماری معادل 6 از 14 و انحراف معیار آن برابر با 4/3 است و به طور متوسط پاسخگویان به 43 درصد پرسش ها پاسخ صحیح دادند. بیشتر پاسخگویان (معادل 2/73 درصد) به پرسش «ایران در سال 1358 طی هم پرسی (رفراندم) تبدیل به نظام جمهوری اسلامی» پاسخ صحیح دادند و کمترین پاسخ صحیح مربوط به پرسش «نرخ بیکاری ایران در سال 1395 چقدر بود؟» (معادل 8/18 درصد) است. همچنین نتایج نشان داد تمام متغیرهای اقتصادی- اجتماعی تحقیق با سطح دانش سیاسی عمومی افراد رابطه مثبت معناداری دارند، اما شدت رابطه متغیرهای جنسیت (208/0)، تحصیلات (436/0)، سن (261/0) و درآمد (095/0) با متغیر دانش سیاسی عمومی متفاوت است، به صورتی که متغیر تحصیلات با بیشترین شدت رابطه و متغیر درآمد کمترین رابطه را با دانش سیاسی دارد.
Review of the Policy of Islamicization of Universities in Iran: Theoretical and Practical Challenges(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective:After nearly three decades since the formation of the Council for the Islamicization of Universities, it is necessary to examine the policy of Islamicization of universities from various angles and dimensions. In this regard, the research question is: what theoretical and practical challenges does the policy of Islamicization of universities face in Iran?Method: To answer this question, qualitative analysis and content analysis of available sources, especially the views of policymakers and experts in this field, have been used, and the necessary investigation has been conducted by analyzing the themes of these views.Results:After nearly three decades since the formation of the Council for the Islamicization of Universities, it is necessary to examine the policy of Islamicization of universities from various angles and dimensions. The research hypothesis is that "the lack of a common understanding of the necessity and possibility of religious science and the Islamic university and its negative policy consequences, the accumulation of policies and the multiplicity and overlap of the duties of decision-making institutions in the matter of Islamicization of universities, the abstract nature of executive assignments, the weak communication between policymakers and stakeholders and actors at the operational level, and the lack of an efficient mechanism for monitoring and evaluating the policy of Islamicization" are among the most important theoretical and practical challenges of the policy of Islamicization of universities.Conclusion: The results indicate that stakeholders do not have adequate participation in decision-making related to this policy. Furthermore, five different institutions are responsible for guiding and overseeing the implementation of the policies, which this institutional multiplicity and policy density creates problems. It is also unclear exactly what guidance and oversight each of these institutions should provide. In reality, there is no clear distinction between the different natures of oversight, for example, macro oversight, executive oversight, etc. At the level of monitoring and evaluation, the Supreme Council of the Cultural Revolution, the Council for the Islamization of Universities, and the Steering Committee for the Comprehensive Scientific Map of the Country have not yet published any monitoring reports or evaluations of the policies for the Islamization of universities. This approach prevents the strengths and weaknesses from being revealed and hinders the possibility of benefiting from the corrective suggestions of researchers and scholars.