فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۸۱ تا ۴٬۸۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۶
63-93
حوزههای تخصصی:
ازجمله مباحث مهم در نگرش فقهی به مجازات ها توجه به کارکردها، آثار و پیامدهای آن هاست. این مسئله که تا چه حد در تجویز یا عدم تجویز استفاده از یک کیفر می توان به امور یادشده تمسک نمود از مسایلی است که به ویژه از منظر فقه جزایی حکومتی جای بررسی دارد. مقاله حاضر می کوشد با روشی توصیفی تحلیلی و بر اساس منابع شرعی و با تمسک به گزاره های موجود در آثار فقیهان، نگرشی کلان به این مهم داشته باشد. یافته های تحقیق بیانگر این است که افزون بر صراحت یا ظهوری که در ادله شرعی نسبت به کارکردهای مجازات به طور عام وجود دارد، فقیهان اسلامی به صراحت در نقد و بررسی مجازات ها از تحلیل کارکردی بهره جسته اند. بااین وجود تلقی فقیهان نسبت به هدف از حدود و تعزیرات، توانسته است، کم وبیش، به کارکردگرایی در مجازات های تعزیری بیانجامد؛ اما تأثیر چندانی بر مجازات های حدی نداشته است. همچنین فقیهان به آثار جانبی منفی مجازات های حدی و تعزیری توجه شایانی داشته اند حتی گاهی به دلیل این آثار منفی بر فرد یا جامعه، فتوا به ممنوعیت اجرای حد یا تأخیر آن داده اند. درهرحال، فقه اسلامی ظرفیت های بسیاری برای توجه به کارکردگرایی کیفر دارد اما آن چنانکه بایسته است این مهم موردتوجه و پژوهش قرار نگرفته است.
ظرفیت شناسی فقه در انحصاری کردن نقل و انتقال اموال غیر منقول در سند رسمی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۶
121-146
حوزههای تخصصی:
اقبال عمومی مردم به اسناد عادی که به تبع شرعیت آن است سبب ایجاد آسیب های فراوانی همچون فروش ملک و زمین به چند نفر، فرارمالیاتی، ایجاد ناامنی روانی و اجتماعی، انباشت پرونده های دعاوی مرتبط با اسناد عادی، مشخص نبودن مالکان و عدم آگاهی و اشراف لازم حکومت نسبت به آن، ایجاد معوقات بانکی و زمین خواری شده است. قانون گذار در ج.ا.ا.، با درک مفاسد فوق، انجام معاملات اموال غیرمنقول را با اسناد رسمی لازم دانسته است؛ اما، افزوده است: "مگر اسنادی که بر اساس تشخیص دادگاه دارای اعتبار شرعی است". این افزوده باعث ایجاد همان مفاسدی است که قانون ثبت برا حل آن ایجاد شده بود. سوال فراروی مقاله این است که آیا فقه این ظرفیت را داراست که معاملات اموال غیرمنقول را در عصر حاضر، مطلقا، منحصر در اسناد رسمی کند؟ مقاله حاضر به روش تحلیل-توصیفی و با بهره گرفتن از مطالعات کتابخانه ای به این نتیجه رسیده است که شرعیت اسناد عادی در شرائط فعلی زندگی بشر منتفی بوده و با در نظر گرفتن شرعیت اسناد رسمی، تنها راه معاملاتی اموال غیرمنقول، معامله با اسناد رسمی است.
چالش های اخلاقی والدین در مواجهه با پورنوگرافی موردی نوجوان و نقش راهکار های شناختی در کاهش آن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
45 - 66
حوزههای تخصصی:
امروزه دسترسی آسان نوجوانان به محتواهای پورنوگرافی از چالش ها و مشکلات مهم والدین اخلاقی و مسئولیت پذیر است. والدین در این گونه موارد با دو وظیفه اخلاقی مواجه اند: الف) انجام مسئولیتی که به عهده ایشان است و ب) عدم نقض حریم خصوصی فرزندان. در این مقاله با تفکیک بین وضعیت پورنورگرافی موردی و وضعیت اعتیادی، راهکارهای شناختی به عنوان یکی از راهکارهای مدیریت و حل چالش والدین و در راستای آموزش و آگاهی بخشی فرزندان تبیین شده است. بکارگیری راهکارهای شناختی، افزون بر مدیریت وضعیت موجود، سبب می شود از تشدید ناهنجاری رفتاری فرزند جلوگیری شود. آگاهی بخشی در حوزه کرامت وجودی، آگاهی بخشی نسبت به غریزه جنسی و کارکرد آن در دوران بلوغ و پسا بلوغ، آگاهی بخشی نسبت به هماهنگی غریزه جنسی با رشد و کمال و دیگر نیازهای عالی انسانی، آگاهی بخشی نسبت به هویت جنسی نوجوان، آگاهی بخشی نسبت به آسیب های ناهنجاری جنسی از جمله راهکارهای شناختی ای هستند که به تقویت شناخت و پرورش نگرش های نوجوان کمک می کند.
اصل تدریج در نظام هدایتی قرآن و مقایسه آن با نظریه تصمیم گیری جزئی – تدریجی
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
127 - 160
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی اصل تدریج در نظام هدایتی قرآن کریم و مقایسه آن با نظریه تصمیم گیری جزئی - تدریجی می پردازد. با توجه به اهمیت تصمیم گیری مؤثر در ایجاد تغییرات مثبت سازمانی، مدل تصمیم گیری جزئی - تدریجی به عنوان رویکردی کارآمد برای حل مسائل سازمانی پیشنهاد شده است. این نظریه بر تغییرات کوچک و تدریجی تأکید دارد و می تواند فرآیندهای تصمیم گیری را تحت محدودیت های مختلف بهبود بخشد. در این میان، اصل تدریج گرایی در قرآن به عنوان روشی اساسی برای هدایت افراد و ارتقای پیشرفت اجتماعی شناخته شده است که می تواند بینش های دینی را به نظریه های مدیریتی ارائه دهد. یافته های این مطالعه شباهت هایی را بین هر دو رویکرد از جمله تأکید بر تغییر تدریجی، پاسخگویی به شرایط و محدودیت ها و تداوم فرآیندها نشان می دهد. با این حال، تفاوت های اساسی نیز وجود دارد. دیدگاه قرآنی تدریج گرایی را ابزاری برای اصلاحات بنیادین و هدایت بشریت به سوی کمال می داند، در حالی که تصمیم گیری تدریجی عمدتاً بر حفظ وضع موجود و اعمال تغییرات جزئی متمرکز است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و نتایج آن به غنی سازی دانش مدیریتی بر اساس آموزه های دینی در حوزه های تصمیم گیری و تحول اجتماعی کمک نماید.
العلاقه بین مقاومه شخصیه "أبو عبد" فی قصه "القمیص المسروق" لغسّان کنفانی ومحاور نظریه تدرج الحاجات لإبراهام ماسلو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
39-64
حوزههای تخصصی:
یُصوِّر أدب المقاومه معاناه الإنسان فی مواجهه الظروف القاسیه المفروضه، وذلک عبر الکشف عن الضغوط الاجتماعیه والسیاسیه. وقد أفضى هذا التوجه إلى تسلیط الضوء على الروابط بین الأدب وعلم الاجتماع وعلم النفس، وإلى نشأه النقد السیکولوجی. فی هذا السیاق، قدَّم أبراهام ماسلو نظریته المعروفه ب تدرج الحاجات، التی تُبیّن کیفیه تأثیر الحاجات الإنسانیه على أفعال الفرد وعلاقاته. تهدف هذه الدراسه، المعتمده على المنهج الوصفی التحلیلی، إلى بحث ثبات أو تغیُّر النمط المقاوم لشخصیه أبی عبد فی قصه "القمیص المسروق" للکاتب الفلسطینی غسّان کنفانی، وتحدید الکیفیه التی أثّرت بها مقاومه أبی عبد، فی ضوء تدرج ماسلو للحاجات، على سلوکیاته وعلاقاته وقراراته. خلصت نتائج البحث إلى أن مقاومه أبی عبد کانت فی البدایه سلبیه وداخلیه، لکن تفجُّر رغبته فی تحقیق العداله حوّلها إلى مقاومه عدوانیه. علاوه على ذلک، أدت مقاومته فی مواجهه إحباط حاجاته الأساسیه إلى تفعیل آلیات دفاعیه لدیه مثل التجنب والکبت والإزاحه. ومع ذلک، فإن هاجس المعیشه منعه من مقاومه برود علاقاته، لکن على مستوى اتخاذ القرارات، فإن مقاومته قد حالت دون انصیاعه لإغراءات الذات وقیامه بالسرقه.
چالش های دادرسی غیابی در جرایم حدی از منظر فقه و حقوق موضوعه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حکمت اسلامی و حقوق دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
26 - 37
حوزههای تخصصی:
قانون گذار با اصلاح ماده ۴۰۶ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ و درج واژه «فقط»، رسیدگی غیابی به جرایم حدی دارای جنبه حق الله محض را ممنوع اعلام نموده است. این تغییر منجر به طرح پرسش هایی در خصوص مبانی فقهی و حقوقی مشروعیت رسیدگی غیابی به جرایم حدی، به ویژه در جرایم دارای جنبه حق الناسی یا حقوق مشترک شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل مبانی فقهی و حقوقی این مسئله به روش توصیفی -تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر فقهی و حقوقی انجام گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بر اساس مبانی فقهی، در جرایم حدیِ حق الله محض به سبب ماهیت الهی، جنبه عمومی، و عدم قابلیت اسقاط این حقوق، امکان رسیدگی غیابی منتفی است. در مقابل، در جرایم حدی حق الناسی، با توجه به ضرورت حمایت از حقوق اشخاص و جلوگیری از تضییع این حقوق، رسیدگی غیابی مشروعیت دارد. در خصوص جرایم مشترک نیز مبانی فقهی امکان تفکیک میان جنبه حق اللهی و حق الناسی را فراهم کرده و تنها جنبه حق الناسی قابلیت رسیدگی غیابی دارد. نتیجه آن که تغییرات ماده ۴۰۶ ضمن شفاف سازی، محدودیت هایی را در نظام دادرسی کیفری ایجاد نموده که ضرورت تبیین روشن تر شرایط و ضوابط رسیدگی غیابی در حقوق مشترک را آشکار ساخته است.
اخلاق زیست محیطی با تکیه بر اصول پنجگانه فلسفه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
19 - 34
حوزههای تخصصی:
از چالشهای مهم پیش روی انسان معاصر، استفاده بیرویه از منابع طبیعی است. تکنولوژی بگونه سرسام آور، باعث تخریب عناصر زیست محیطی شده و صنعت، نه تنها هماهنگی انسان را با طبیعت نشان نمیدهد، بلکه بالعکس، تفوّق مابعدالطبیعی انسان را نیز دگرگون ساخته و سلامت وی را با خطر روبرو کرده است. هر چند مسئله تخریب محیط زیست و اخلاق زیست محیطی، موضوعی نو و از ثمرات زندگی مدرنیته است، ولی میتوان مبانی آن را از آثار فلاسفه اسلامی، بویژه صدرالمتألهین دانست. در اینباره، پنج اصل حکمت متعالیه کارآمد تلقی میشوند. طبق اصالت وجود، جوهر نفس انسانی و جوهر طبیعت، دو شأن از یک حقیقت واحدند و ألم طبیعت، رنج انسان را نیز بدنبال دارد. طبق اصل شعور و تسبیح عالم طبیعت، طبیعت نیز همانند انسان عابد، محترم است. طبق اصل خلافت انسان، چون خداوند منزه از هر گونه شر است، باید جانشین او نیز ارتباط طبیعت را با مالک حقیقی آن ادراک کند و نماینده جمال و کمال مستخلَف عنه باشد و به تکریم و صیانت آن جلوه خدا اهتمام ورزد. بنا بر اصل خلق مدام، طبیعت هر دم وابسته به خداوند و مستمد و منوَّر به نور اوست، بنابرین سزاوار تخریب و مهجوریت نیست. بنا بر اصل پنجم، که میگوید: انسانها بر اساس شاکله خود عمل میکنند، انسانهای سعید، طبیعت را بسوی صور بهشتی و انسانهای ظلمانی، آن را بسوی صور جهنمی سوق میدهند. دسته اول دغدغه صیانت دارند و گروه دوم، در تخریب طبیعت میکوشند. در تفکر اسلامی و بتبع آن، اندیشه فیلسوفان اسلامی، بین انسان و طبیعت رابطه حق و تکلیف برقرار است که بر مبنای آن، انسان حق استفاده مشروط از طبیعت را دارد و در عین حال، مکلف به حفظ و آبادانی آن است.
فرآیند جامعه سازی نبوی در دوره مکی با تأکید بر سیر نزول داستان بنی اسرائیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۵ بهار ۱۴۰۳شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
100 - 133
حوزههای تخصصی:
جامعه سازی فرآیندی است که طیّ زمان و بر اساس اصول خاصی بنا نهاده می شود. دوره 23ساله نزول قرآن کریم که درنهایت منجر به شکل گیری جامعه مطلوب شد، مراحل و ساختار شکل گیری جامعه را در اختیار مخاطب قرار می دهد. می توان روند جامعه سازی را از مدت 23 سال رسالت پیامبر (ص)، بر اساس سیر تنزیل قرآن کریم استخراج نمود. پیامبر (ص) در سال های آغازین نزول، ضمن ایده سازی و ایجاد زمینه های ساخت یک جامعه، به پرورش و تربیت انسان ها همت گمارد تا از طریق تربیت نیروی انسانی، به تشکیل جامعه اسلامی مبادرت ورزد. این پژوهش با بهره گیری از رویکرد تنزیلی قرآن کریم و آموزه های تاریخی و استفاده از روش تحلیل محتوا و با بهره گیری از داستان بنی اسرائیل، به فرآیند جامعه سازی نبوی در دوره مکی با تأکید بر سیر نزول داستان بنی اسرائیل می پردازد. نویسنده با تحلیل سور نازل شده و دربرگیرنده داستان بنی اسرائیل و تحلیل وقایع آن در دوره مکی، بر آن است که پیامبر (ص) در دوره مکی ابتدا به ایجاد زمینه و تقویت اندیشه و تفکر و تحول در هندسه معرفتی مخاطبان اهتمام ورزید و بر اساس آن و با تربیت نیروی انسانی، ابتدا جامعه حداقلی مؤمنان را شکل داد و در اواخر عهد مکی، جامعه مؤمنان ظهور رسمی یافت. پیامبر (ص) آنگاه با دستور هجرت و با ورود به مدینه، به تأسیس جامعه و سپس حکومت مبادرت ورزید.
Answer to Misconception of Materiality of Extravagance; An Etymological and Semantic Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Commentary writing on the Holy Qur'an has been a very important matter due to the position of this book among Muslims. Many works have been written in this field since long ago. One of the important points regarding the interpretations is their effect on the understanding of the Book by ordinary people and as a result, forming a public discourse of the Holy Qur’an. Extravagance (isrāf) is a Qur’anic term that occurs 23 times in this Holy Text. The discourse in the general culture of the meaning of extravagance brings the misconception that it has only a material and economic meaning. Based on this concept, many commentators have taken the task of justifying some of the uses of extravagance, such as “asrafū ‘alā anfusihim.” This research intends to answer the doubt by using etymological methods and structural semantics, in library tools. It concludes that there are two types of extravagance in the Holy Qur’an: first, the economic and material extravagance that is related to the consumption and can be seen in usages such as “kulū wal-shrabū wa lā tusrifū”. Second, which results from the application of the two mentioned methods, is equal to the mental state arising from excitement, greed, and lust. This meaning does not necessarily relate to the consumption, but appears in applications such as “lā tusrif fī al-qatl”.
مفهوم شناسی صقع ربوبی در مکتب ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۸)
55 - 69
حوزههای تخصصی:
اصطلاح صقع ربوبی در مکتب ابن عربی نقش بسیارحساسی در شکل دهی به کل ساختار هستی شناختی عرفانی دارد و فهم دقیق جایگاه و ویژگی آن، مبنایی برای فهم دیگر مراتب هستی است. صدرالمتالهین برای نخستین بار این سازه مفهومی را به کار برد و در ادامه، دیگر مفسران به پیروی از او، از این واژه استفاده کردند تا اینکه این واژه از زمان ملاصدرا تا حال حاضر از اصطلاحات مستقر در عرفان اسلامی قرار گرفته است. این مقاله بر آن است تا با دو روش توشیهیکو ایزوتسو به بررسی و تحلیل معنایی این اصطلاح در مکتب ابن عربی بپردازد. روش نخست، یافتن اصطلاحات مترادف یا معادل با صقع ربوبی است و روش دوم، بهره گیری از شیوه شبکه معنایی که ترکیب و تقارن الفاظی است که در شبکه معنایی صقع ربوبی قرار می گیرند. علم الهی، عماء و اسماء از جمله واژه های مترادف با صقع ربوبی هستند و واژگان نفس رحمانی، عماء، تعین نخست و احدیت از جمله مفاهیمی هستند که ترکیب آنها یک شبکه معنایی صقع ربوبی را پدید می آورند. از دیگر یافته های این مقاله ترسیم صیرورت اندیشه ابن عربی در ساحت اندیشه های فکری دیگر عالمان اسلام است.
کارکرد توحید اجتماعی در عاملیت و ساختار اجتماعی با تأکید بر آیات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن و علوم اجتماعی سال ۴ بهار ۱۴۰۳شماره ۱ (پیاپی ۱۳)
142 - 173
حوزههای تخصصی:
توحید اجتماعی که حاصل فهم اجتماعی و عمل زا از اصل اعتقادی توحید است، در دیدگاه آیت الله خامنه ای به مثابه نظریه اجتماعی و ساختاری کلی برای زندگی است و فرضیه کارکرد توحید اجتماعی را در مبادی نظری جامعه توحیدی ازجمله عاملیت و ساختار اجتماعی مطرح می کند؛ ازاین رو هدف این مقاله بررسی کارکرد و ثمرات فهم اجتماعی از توحید در دوگانه عاملیت و ساختار اجتماعی با محوریت آیات قرآن است. این تحقیق که با روش توصیفی تحلیلی و براساس داده های کتابخانه ای و منطق فهم آیات و استدلال عقلی صورت گرفته، نشان داد هم عاملیت و هم ساختار از توحید اجتماعی متأثر می شوند. محوریت اطاعت از خدا در مناسبات اجتماعی و حق محوری و نفی هواپرستی در حرکت اجتماعی، برونداد کارکرد توحید اجتماعی در عاملیت هاست و نفی تعدد ولایت ها و ساختارهای شرک آمیز، هم سرنوشتی اجتماعی امت اسلام، کنترل اجتماعی از طریق فریضه امربه معروف و نهی ازمنکر، تحول در اعتبارات بعدالاجتماع و تأسیس نهادهای اعتباری و جهت دهی توحیدی به نهادها و سازمان های اجتماعی، برونداد کارکرد توحید اجتماعی در ساختار است. سنت های الهی نیز به عنوان قوانین اجتماعی تخلف ناپذیر که ناشی از عملکردهای اجتماعی و جمعی انسان هاست، به عنوان عاملیت فوق انسانی در تحولات کلان و سرنوشت جوامع دخیل اند.
گونه های کارکرد «مَثَل» در آیات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خداوند در قرآن شیوه های متنوعی را برای هدایت انسان ها اختیار کرده است، از جمله آن ها بهره گیری از «مَثَل» است؛ به طوری که در مجموع آیات مکی و مدنی 80 بار به کار رفته است. اگر چه می توان معنای واحدی برای ریشه این واژه پی جویی کرد، مع ذلک ساختار و سیاق های متنوعی که در آن ها به کار رفته، از کارکردهای مختلف آن حکایت دارد، لذا این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی کارکردهای «مَثَل» در آیات قرآن کریم پرداخته است. طبق یافته های تحقیق، 80 «مَثَل» مستعمل در قرآن، پنج کارکرد دارد: 1- «مِثال»: در هر آیه ای که ترکیب «ضرب»(یا صرّف) و «مَثَل» به کار رفته است، آن آیه در پی بیان یک مثال و توضیح ساده تر قاعده ای است که در دیگر آیات قرآن به کار رفته است که خود به دو دسته قابل تقسیم بندی هست: الف) مثال هایی که خداوند زده است، ب) مثال هایی که مشرکان زده اند، 2- «تمثیل»: هرگاه «مَثَل» به همراه «کاف» باشد، معنای تمثیل و تشبیه خواهد داشت، 3 و 4 و 5- «وصف»، «عبرت پذیری» و «آیه» در پرتو سیاق آیات، سه کارکرد اخیر با استفاده از سیاقی که «مَثَل» در آن ها قرار دارند، به دست آمده است.
رویارویی با علوم جدید درمیان آثار و آرای سید اسدالله خرقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
112 - 133
حوزههای تخصصی:
ورود علوم جدید به ایران مانندِ ورود سایر دستاوردهای نوین غربیِ عصر قاجار، با واکنش های متفاوتی همراه بود. بخشی از این واکنش ها را، عالمان دینی ای نشان دادند که در آن زمان در جامعه ایرانی جایگاه ویژه ای داشتند؛ از همین رو مطالعه رویارویی این گروه با علوم جدید، به عنوان یکی از مهم ترین مظاهر تمدنی غرب، می تواند در شناختی عمیق تر از رفتار ایرانیان با پدیده های نوین حایز اهمیت باشد. یکی از این علما، سیداسدالله میرسلامی خرقانی (1254-1355ق) بود که از جوانی، فعالیت های اجتماعی داشت و در ادامه هم جزو سیاسیون زمان مشروطه و پس از آن به حساب می آمد. خرقانی با علوم جدید و برخی مفاهیم آن آشنایی پیدا کرد و از نتایج این علوم برای اثبات آرای دینی و اجتماعی خود، برای مثال در موضوع شرب مسکرات و تعدد زوجات بهره گرفت. البته، این به معنای پذیرش بدون چون و چرا و قید و شرط علوم جدید نبود، بلکه ضمن توصیه مسلمانان به استفاده از مزایای این علوم، به ویژه در روش های آن و تشکیک در پذیرفته ها و پیش فرض های علوم طبیعی قدیم، در جایی نیز به نقد علوم جدیدی می پرداخت که مشهورترین آن نسبت به نظریه تکامل یا فرگشت است. پژوهش حاضر کوشیده است، ضمن بررسی استدلالات، همراهی ها و انتقادهای خرقانی در برابر علوم جدید، با محوریت آثار برجای مانده از او و با نگاه برنقش و زمینه دغدغه های اعتقادی وی، به این پرسش نیز پاسخ دهد که آیا او به طور مشخص در جایگاه مخالف یا موافق علوم جدید قرار می گیرد یا می توان نگاهی دیگر داشت؟
بررسی انتقادی دیدگاه ها و رویکردهای اچمیادزین و حکومت قاجار بر پایه متون ارمنی ماشتوس مقدس(ماتناداران)
حوزههای تخصصی:
ارامنه پس از کوچ از جلفای قدیم و سکونتشان در مناطق مختلف ایران ضمن سازگاری با شرایط جدید در سرزمینی با آداب و رسوم و عقاید مذهبی متفاوت با اتحاد میان یکدیگر به زندگی در شرایط نو خود را وفق دادند. به طوری که حضور و نقش آفرینی ارامنه در دوره قاجار درسمت های رسمی دولتی و نظامی گواه آن است که ارامنه خود را شهروندانی در ایران میدانستند که ضمن حفظ عقاید دینی و اجرای آزادانه مناسک خود، پیوند های عمیق فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی بین آن ها و ایرانیان برقرار بود. این پژوهش درصدد است با نگاهی تحلیلی به بررسی انتقادی دیدگاه ها و رویکردهای اچمیادزین و حکومت قاجار بر پایه متون ارمنی ماشتوس مقدس بپردازد. لذا در پی پاسخگویی به این سوال ها می باشد: 1- روابط اچمیادزین و حکومت قاجار بر اساس چه رویکردهایی بوده است؟2- تبعیت ارامنه و تمکین آن ها از فرامین چه تاثیر و پیامدهایی در روابط میان اچمیادزین دولت قاجار داشت ؟یافته های پژوهش حاکی از آن است که فرامین صادر شده توسط حکومت قاجار به اچمیادزین حاکی از اهمیت اتحاد میان ارامنه ایران با یکدیگر و لزوم همبستگی میان آن ها و همچنین تبعیتشان از فرامین صادره توسط دولت قاجار و همزیستی پایدار میان مسیحیان و مسلمانان بوده است.
An Investigation into Three Persian Translations of Gibran Khalil Gibran’s The Prophet
منبع:
Journal of Textual and Translation Analysis in Islamic Studies, Volume ۲, Issue ۲, ۲۰۲۴
156 - 171
حوزههای تخصصی:
This descriptive and comparative study aimed to analyze reframing strategies in the Persian translation of Gibran Khalil Gibran’s The Prophet (1923). The study examined the entire book and its three Persian translations: Mostapha Elm (1961), Mahdi Maghsodi (2004), and Hossein Mohyeddin Elahi Ghomshei (2015). Reframing strategies are significant tools used by translators to adapt a text to a different context. To guide this analysis, we applied Baker’s (2007) reframing theory, which includes labeling, outer paratext, inner paratext, and textual choices encompassing translational and contextual strategies. The findings revealed that among the three Persian translations of The Prophet, Elahi Ghomshei’s version employs a rich array of inner and outer paratextual strategies, often Islamizing the text through frequent theological references to classic Persian poets. His translation is also more heavily commented, interpreted, and reframed compared to those of Maghsodi and Elm. Additionally, Elahi Ghomshei’s translation stands out for its temporal and spatial relevance, as it connects the events to the poet’s era and the original Islamic context. In contrast, while Maghsodi’s and Elm’s translations show few signs of such strategies, Elahi Ghomshei’s work offers examples where the content of Persian poems closely aligns with the English text.
مفسران برجسته حوزه علمیه قم در سده اخیر؛ آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن شناخت سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
209 - 230
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش توصیفی تحلیلی به شخصیت، مکتب و آثار تفسیری آیت الله عبدالله جوادی آملی از مفسران بنام حوزه علمیه قم در سده چهاردهم شمسی می پردازد. مقاله با کاویدن جنبه های مختلف مکتب تفسیری ایشان از طریق تحلیل مبانی، قواعد، روش و منابع تفسیری و بیان ویژگی های کتاب تسنیم، اثر مهم تفسیری وی، جایگاه و منزلت تفسیری او را در میان مفسران سده اخیر نشان می دهد و تأثیر علمی او را در زمینه تفسیر بر نسل فعلی حوزویان و طالبان معارف قرآن اجمالا می نمایاند. یافته های پژوهش نشان می دهد که استاد آیت الله جوادی آملی ضمن تسلط بر علوم عقلی و نقلی، یکی از مفسران برجسته و توفیقمند معاصر حوزه قم است که با تأسی به سیره علامه طباطبائی در جهت مهجوریت زدائی از ساحت قرآن، با برگزاری درس تفسیر قرآن و ارائه نوآوری هایی در عرصه مبانی و روش تفسیر و نیز در برداشت های متقن و بدیع از محتوای آیات همراه با بیان اشارات و لطایف قرآن، معارف و آموزه های این کتاب الهی را به نحو احسن به جامعه علمی عرضه کرده است. خلق تفسیر عظیم تسنیم با ویژگی های ممتاز و مجلدات پرتعداد و تفسیر موضوعی قرآن شاهدی بر این حقیقت و نمایانگر خلاقیت های علمی استاد و آئینه شخصیت و مقام او در این زمینه است.
تحلیل تحولات وقف در دوره پهلوی (مورد مطالعه؛ آستان قدس رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
91 - 131
حوزههای تخصصی:
این مقاله با تکیه بر داده های وقف نامه ها در آستان قدس رضوی و شواهد تاریخی، می کوشد تصویر روشنی از سیر وقف های غیرمنقول، واقفان، نوع رَقَبات و پراکندگی جغرافیایی شان، مصرف موقوفات و نیز واگذاری تولیت یا ناظر ارائه کند. برای توضیح این تحولات از تاریخ اجتماعی و پاره ای مفاهیم نظری بهره گرفته و از روش تاریخی توصیفی تحلیلی و مصاحبه استفاده شده است. یافته ها بیانگر آن است که: میانگین سالانه وقف های غیرمنقول در پهلوی حدود یک و نیم است. 85% واقفان متعلق به پایگاه اجتماعی متوسط متوسط و متوسط بالا بوده و به جز اندکی از تجار و کسبه،40% تولیت موقوفه را به آستان واگذار کرده و54% ناظر تعیین نکرده اند. 68% موقوفات جنبه خاص داشته و حدود 22% مصارف برای امور درمانی بوده است. همچنین بیشترین فراوانی رقبات با 13% زمین است. میانگین سالانه وقف در زمان هایی که یک نفر متولی و استاندار بوده 07/2 درحالی که برای سال هایی که فقط متولی بوده 30/1بوده است. ضریب همبستگی ارتباط مستقیم بین اقدامات متولیان و میزان وقف و نیز ارتباط مستقیم و شدید بین تعداد رقبات و ماه های تولیت را نشان می دهد. ضمن آنکه باید به مؤلفه های وجهه اجتماعی نایب التولیه ها، ثبات اجتماعی، بوروکراتیک شدن آستان و تاثیر سیاست های حکومت نیز توجه داشت؛ بنابراین واقفان این عصر بر مبنای درکی از نیازهای جامعه که به واسطه اقدامات متولیان آستان و شبکه های اجتماعی متاثر از محیط نهادی، پررنگ تر شده بود، اقدام به وقف کرده اند. درضمن تمرکز در برخی شهرها را می توان با رویکرد شناختی و تداوم سنت وقف توضیح داد، ولی عدم تشویق و همراهی روحانیت و حکومت و نیز رشد بنگاه های خیریه بر عدم پراکندگی وقف موثر بود.
مقایسه تطبیقی «کمال الدین» و «مکاشفه یوحنا» درباره ویژگی های موعود آخرالزمان با رویکرد ارزیابی نظریه مهدی هراسی جک اسمیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه انطباق نماد ضدمسیح بر منجی اسلامی-شیعی در پی اثبات تعارض کامل دیدگاه اسلام و مسیحیت درباره آخرالزمان است. با توجه به تلاش بسیار صاحبان این نظریه در توسعه این دیدگاه در مسیحیت و اسلام هراسی و شیعه هراسی در جوامع غربی، بررسی این نظریه و تبیین اشکالات آن ضروری است. جهت سنجش این نظریه، کتاب «کمال الدین» از منابع شیعی و کتاب «مکاشفات یوحنا» از منابع مسیحی با روش تحلیل محتوا بررسی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد برخلاف ادعای مطرح شده، تمایزات بسیاری میان منجی شیعه و ضدمسیح کتاب مقدس و هم گرایی و هم سویی قابل توجهی میان منجی شیعه و منجی مسیحیت وجود دارد. ازجمله خطاهای روش شناختی این نظریه عدم استناد به روایات معتبر و منابع اصیل شیعی و ارائه گزینشی شواهد موافق و نادیده گرفتن شواهد مخالف است. همچنین این دیدگاه بر اساس تفسیر ظنی از کتاب مقدس شکل گرفته است و به صرف مشابهتی جزئی نمی توان قائل به آن شد.
«بررسی تطبیقی ماهیت معیت یا عدم معیت حق و خلق از منظر متکلمان اسلامی و ملاصدرا با تکیه بر نهج البلاغه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۳)
73 - 89
حوزههای تخصصی:
مسئله معیت حق تعالی با مخلوقات از جمله مسائل بنیادینی است که در حوزه الهیات و مسائل آن نقش اساسی ایفا می کند و مباحثی همچون جبر و اختیار بر اساس آن تبیین و تحلیل می گردند. در نگاه کلامی رابطه حق تعالی با مخلوقات، بینونت عزلی است؛ به طوری که از دیدگاه متکلمان، موجودات و عالم ماسوا در برابر خداوند به عنوان موجودات مستقل در نظر گرفته می شوند و هرگونه سنخیت و معیت میان آن دو نفی می شود . معیت رایج و مطرح در منظومه فکری متکلمان؛ معیت میان موجودات مادی و به معنای همراهی جسمانی است. اما قاطبه متکلمان در تفسیر و برداشت خود از آیات و روایات، همراهی و معیت حق تعالی و خلق را به احاطه علمی و آگاهی تفسیر نموده اند. در حکمت صدرایی، مسئله معیت حق با خلق، با توجه به مبانی آن صبغه کاملا متفاوتی با دیدگاه متکلمین دارد. ملاصدرا بر مبنای سیر دوم فلسفی گرچه معیت علی و معلولی را می پذیرد اما در سیر سوم با مطرح ساختن وحدت شخصی وجود و نگاه ربطی و ظلّی به موجودات عالم، نظریه نهایی خویش را ابراز می دارد و معیت حق تعالی با خلق را یک طرفه معیت بالحق و قیومیه می خواند. ملاصدرا با طرح معیت قیومیه مخاطب را از نگرش ظاهری به نگرش باطنی از معنای معیت می رساند و اقسام معیت های ماهوی را رد می کند. در این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی سعی بر این است تا فراز «مع کل شیء لا بمقارنه و غیر کل شیء لابمزایله» از منظر متکلمان اسلامی و ملاصدرا مورد بررسی و مداقه قرار گیرد. از منظر ملاصدرا و برخلاف دیدگاه متکلمان، بینونت میان حق و خلق، بینونت عزلی نیست، و بینونت صفتی، میان آنها برقرار است، به این معنا که خداوند محیط، مطلق و نامتناهی و اشیاء و مخلوقات محاط، مقید و متناهی هستند.
مفهوم شناسی سوره عنکبوت با تکیه بر سیر نزول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۸
131 - 158
حوزههای تخصصی:
اهمیت ترتیب نزول و مطالعه قرآن در این فضا، فهم بهتر و دقیق تری از آیات و ترکیب معنایی سوره ها در پی دارد. کاربست سوره عنکبوت متأثر از این موضوع و در هنگام مهاجرت مسلمانان از مکه به مدینه، ذیل مفهوم هجرت مورد بازخوانی قرار می گیرد. این تحقیق باهدف بررسی سوره عنکبوت با تکیه بر ترتیب نزول انجام پذیرفته است. در این نوشتار از روش تحلیل گفتمان با رویکرد توصیفی- تحلیلی استفاده شده است تا پس از تجزیه وتحلیل متنی سوره عنکبوت، با تکیه بر سیر نزول به واحدهای مفهومی مورداشاره از قبیل داستان انبیاء، ایمان، عمل صالح، نفاق و جهاد و ارتباط بین آن ها با مفهوم هجرت در آن بازه زمانی دست یافت. طبق یافته های تحقیق، مشرکان در هنگامه نزول سوره عنکبوت با هجرت مسلمانان به مدینه و جهت جلوگیری از هجرت روزافزون مسلمانان به آن سرزمین، شروع به آزار و اذیت مسلمانان ساکن مکه نمودند؛ به صورتی که با تشدید آزار و اذیت خود نسبت به مؤمنان و پیامبر (ص)، قصد داشتند با قتل پیامبر (ص)، زمینه های نابودی اسلام و مبانی انسان ساز آن از قبیل ایمان و عمل صالح را در آن برهه از زمان فراهم سازند. از دیگر سو، پیامبر (ص) برای حفظ جان مسلمانان و ایمان آنان و مقابله با فشارهای پیش رو، دستور هجرت به مدینه را به عنوان یکی از مصادیق ایمان و عمل صالح صادر نمود؛ چراکه ترک خانه، نزدیکان و تحمل مصائب این سفر خود تبلور عمل صالح می باشد. در همین راستا ذکر داستان واره سایر انبیاء در مورد هجرت، خود نوعی دلگرمی به پیامبر (ص) و مسلمانان جهت تحمل مسیر هجرت و تسهیل ناگوارهای آن می باشد.