فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۷۶۱ تا ۴٬۷۸۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
مفاهیم در دستگاه نمادین زبان نزدیک به یکدیگر استعمال شده و معنای ملموس خود را از مجموع دستگاه به دست می آورند. کشف معانی کلمات مستلزم دانستن دستگاه تصوری است که دستگاه زبانی درصدد بیان آن می باشد. جنسیت از مفاهیم کانونی در دستگاه زبانی است که در انگاره های متفاوت، معانی نسبتاً متفاوتی را تداعی می کند. این مقاله با روش کتابخانه ای برای تمهید داده ها و پردازش آنها با «روش تفسیر موضوعی معناشناسانه» کوشیده است مفهوم جنسیت در دستگاه معنایی اسلام را واکاوی کند. برای تحقق این مهم، مفهوم جنسیت در این تحقیق به مثابه مفهوم کانونی مدنظر قرار گرفته و از طریق تعیین نسبت آن با مفاهیم کلیدی مرتبط، سطوح و ابعاد آن از منظر متون دینی آشکار شده است. در سطح خاستگاه تفاوت های جنسیتی، به مفهوم جنس و تفاوت های جنسی اشاره شده و ضرورت توجه به احکام جنسیتی در مناسبات اجتماعی مستدل گردیده است. مفهوم هویت جنسیتی ناظر به نظام شخصیتی زنانه و مردانه است که بازتابنده کرامت، حقوق و خودسازی جنسیتی می باشد. مفهوم جنسیت و تقسیم کار، پایگاه، نظام هنجاری و جامعه پذیری جنسیتی را در متن مناسبات اجتماعی به ویژه در نهاد خانواده منعکس می سازد. بر مبنای این صورت بندی جایگاه بنیادین جنسیت در ساختار جامعه اسلامی و به تبع آن در مطالعات جامعه شناسی اسلامی آشکار می شود.
کارکردهای مسجد تراز اسلامی با تأکید بر آموزه های دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱۷
75 - 85
حوزههای تخصصی:
مسجد محل عبادت در اسلام است و تأکید ویژه ای از سوی اولیای دین نسبت به ساخت و آباد نمودن آن شده است. آموزه های دینی اعم از قول، فعل و تقریر معصومان(ع) نسبت به گسترش کارکردهای مسجد، کاملاً گویاست. امور سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و علمی از کارکردهایی هستند که دین اسلام آنها را بیان داشته است. در این میان، برخی از کارکردها نیز هستند که امروزه خود را نشان می دهند. راهبردهایی که پیشوایان دین اسلام در احکام به مسلمانان معرفی کرده اند، شامل مساجد نیز می شود. با نگاهی عمیق تر به این نوع از تأکیدات و عملکرد دیگر ادیان و ملل در رابطه با نشانه های ملی و دینی خود می توان دریافت که پیامبر اسلام(ص) و اولیای دین با نگاهی راهبردی به ساخت مسجد سفارش نموده اند. این تحقیق با استفاده از منابع اسلامی، بر اساس منابع کتابخانه ای نگاشته شده و نتایج این تحقیق نشان می دهد که مسجد در اسلام، علاوه بر اینکه مکانی برای عبادت و بصیرت افزایی و همچنین مسائل سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است، به عنوان نشانه و علامتی از تمدن اسلامی برای کل تاریخ به شمار می رود.
تأملی بر نظریه «خدمات عمومی» از منظر حقوق عمومی وآموزه های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱۹
57 - 66
حوزههای تخصصی:
خدمات عمومی، فعالیت هایی هستند که از طریق نهادهای عمومی یا نهادهای خصوصی زیرنظر اشخاص عمومی برای رفع نیازهای عمومی انجام می شوند. امروزه «خدمات عمومی»، به عنوان اصلی ترین مبنای وجود دستگاه اداری دولت پذیرفته شده است و تابع اصولی است که بر آن حاکم است. مقاله پیش رو با روش توصیفی تحلیلی و با هدف ترویج آموزه ها و فرهنگ اسلامی، به تبیین و مقایسه «نظریه خدمات عمومی در آموزه های اسلامی و حقوق عمومی» پرداخته است. مهم ترین یافته های مقاله این است که اهتمام به ارائه خدمات عمومی فصل مشترک بین دیدگاه اسلامی و دیدگاه رایج حقوق عمومی است، با این تفاوت که دولت های مدرن امروزی مشروعیت خود را در تأمین مطلوب خدمات عمومی جست وجو می کنند؛ اما حکومت اسلامی، مشروعیت خود را بر اساس مبانی الهی پایه ریزی کرده و تأمین خدمات به مردم را از اهداف و وظایف خود می داند. تفاوت دیگر در گستره مصادیق است. در آموزه های اسلامی برای دولت وظایفی تعیین شده که تنها متضمن معیشت، مسکن، آزادی، امنیت و نظم نیست؛ بلکه دولت متولی فرهنگ جامعه و رشد فضائل اخلاقی نیز می باشد. همچنین بر اساس آموزه های اسلامی در اصول حاکم برخدمات عمومی، با اینکه اصل اولیه، تساوی شهروندان در بهره مندی از خدمات و همچنین اصل تقدم منافع جامعه بر مصالح فرد است، اما تساوی مطلق بین شهروندان و تقدم مطلق خدمات و منافع افراد بر فرد پذیرفته نمی شود.
بازخوانی مفهوم «خیر عمومی» در سیاست گذاری فرهنگی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
دین و سیاست فرهنگی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۲
119 - 141
حوزههای تخصصی:
در این مقاله بر پایه تحلیل نظری و بررسی متون فلسفی و سیاستی مرتبط با مفهوم «خیر عمومی»، به بازیابی مفهومی آن پرداخته شده است؛ ازاین رو، در ابتدا به بررسی ریشه های تاریخی این مفهوم و سپس به دیدگاه های نظریه پردازان معاصر مانند جان رالز، حسین، بوت و داگلاس توجه شده است. در نهایت، با استفاده از یک الگوی پنج مؤلفه ای، معیارهایی برای ارزیابی تعاریف ارائه شده است. این معیارها عبارت اند از: هنجاری بودن، زمینه استدلال عملی، معرفی امکانات خاص، ارجاع به گروه خاص منافع انتزاعی و ضرورت همبستگی اجتماعی. بر اساس این الگو، رویکردهای وحدت گرا، جماعت گرا و نظریه عدالت انصاف گرای رالز، به دلیل تأکید بر همبستگی اجتماعی، در ارائه تعریف از «خیر عمومی» موفق تر عمل کرده اند. در مقابل، رویکردهای فایده گرا، فردگرا و خودگرایی عقلانی، به دلیل عدم توجه به همبستگی و دغدغه متقابل، در این زمینه با نقایص جدی مواجه شده اند. در نهایت، این مقاله، «خیر عمومی» را به آن دسته از «امکانات عمومی» - اعم از مادی، فرهنگی یا نهادی - اطلاق می کند که اعضای یک جامعه، به منظور برآوردن تعهدی اجتماعی مبنی بر اینکه همه باید از «منافع عمومی» مشترک مشخصی مراقبت کنند، در اختیار دیگر اعضاء قرار می دهند.
بررسی کشف فرآیندهای مؤلفه های معنایی- تاریخی واژه «لیس» در سوره بقره و آل عمران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معناشناسی یکی از علومی است که به بررسی معانی واژه ها با تکیه بر معیارهای مختلف می پردازد و می تواند جهان را آن گونه که انسان ها متصور می شوند توضیح دهد. در این دانش که برای بررسی واژه ها از علوم مختلفی مانند زبان-شناسی، تاریخ، جامعه شناسی و ... کمک می گیرد، معنای هر واژه یا عبارت با ویژگی های چون چشم اندازی بودن معنا، پویا و انعطاف پذیری آن، دایره المعارفی بودن، و اصل کاربردی آن به تبیین دقیقی از خود کمک می کند. قرآن کریم منبع عظیمی از زیبایی های لفظی و معنایی در میان همه متون است که از این میان افعال ناقصه بخش عمده ای از الفاظ این کتاب آسمانی را تشکیل می دهد؛ افعال ناقصه در معانی متفاوتی برحسب بافت و موقعیّت متن به کار رفته است و دلالت های گوناگونی را به مخاطب منتقل می کند. مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای، دلالت های لفظی و معنایی «لیس» را در 5 جزء نخست قرآن کریم مورد بررسی و تحلیل قرار داده است تا دلالت های گوناگون این فعل را که اغلب زبان آموزان گمان می کنند فقط بر معنای نفی محض دلالت دارد، ذکر و تبیین کند. مهم-تریم دستاوردهای این پژوهش آن است که فعل لیس با توجّه به موارد متعدّدی که به عنوان شأن نزول آن در آیات مختلف گفته شده، دلالت های مختلفی از جمله نفی، نهی، هشدار، آرامش و اطمینان دادن، اباحه و تخییر دارد که این معنا در کنار توجّه به شأن نزول فعل مذکور، از رهگذر اهتمام به واژگان همجوار آن نیز قابل برداشت است.
رابطه مسموعات انسان و هدایت پذیری او از نگاه قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تبیین نقش محوری «سَمْع» و «مسموعات» در فرآیند هدایت پذیری انسان، به تحلیل توصیفی-تحلیلی آیات مشتمل بر ماده «سَمْع» در قرآن کریم (۱۶۳ آیه) پرداخته است. یافته ها که بر اساس روش تحلیل محتوا و با استخراج ۶۷۹ مضمون پایه و ۳۴ مضمون سازمان دهنده تدوین شده اند، نشان می دهند که «سَمْع» صرفاً یک عمل فیزیولوژیک نیست، بلکه قوه ای ادراکی و مؤثر بر سرنوشت معنوی انسان است که او را در برابر مسموعات، مسئول و متعهد می سازد.بر این اساس، مسموعات به دو گروه اصلی تقسیم می شوند: مسموعات نجات بخش و مسموعات هلاک بخش. دسته نخست، شامل آیات وحیانی، فرامین الهی، اخبار گذشتگان و تسبیح تکوینی مخلوقات است که گوش سپردن به آن ها با تعقل و تدبر، موجب رشد معرفت و هدایت انسان می شود. در مقابل، دسته دوم، شامل سخنان سوء، شایعه و تهمت، سخنان ناآگاهانه، القائات نفسانی و استهزاء حق است که تبعیت از آن ها انسان را به ضلالت و گمراهی می کشاند.تحلیل آیات روشن می سازد که قرآن کریم، با تأکید بر مسئولیت قوای ادراکی، انسان را به هوشیاری و گزینش آگاهانه در برابر شنیده های خود فرامی خواند و توصیه می کند در برابر مسموعات نجات بخش، از ادب و دقت بهره گیرد و از مسموعات هلاک بخش کاملاً دوری جوید. این پژوهش نتیجه می گیرد که از منظر قرآن، «سَمْع» عملی کنش گرایانه و انتخابی است که مسیر حرکت انسان را به سوی سعادت یا شقاوت تعیین می کند.
موضوع علم اصول در سنجه قاعده منطقی «موضوع کل علم ما یبحث فیه عن عوارضه الذاتیه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۲
223 - 242
حوزههای تخصصی:
قاعده «موضوع کل علم ما یُبحث فیه عن عوارضه الذاتیه»، ازجمله قواعدی است که منطق دانان در منطق بیان کرده و در بحث موضوع علم و نیز عرض ذاتی با تفصیل بیشتری به آن پرداخته و آن را در سایر علوم، مانند فلسفه و طب و... به کار برده اند. سخن در این است که آیا این قاعده شامل همه علوم، ازجمله علم اصول می شود؟ مسلّم این است که با پیشرفت و گستردگی علوم، شاخه هایی از دانش به وجود آمده که در گستره این قاعده گنجانده نمی شوند و در آن ها از مباحثی سخن گفته می شود که به تعبیر منطقی، از عوارض ذاتیِ موضوع آن علم خارج هستند. یکی از این علوم، علم اصول فقه است. علمای این علم در بحث موضوع آن، برحسب این قاعده دچار تشتت رأی شده و نظریات متفاوتی از این قبیل ارائه داده اند: دادن وحدت مسائل به هدف آن، نفی عرض ذاتی بودن مسائل علم و قرائت جدیدی از عرض ذاتی. در این نوشتار به بیان منشأ این تشتت آرا می پردازیم و معتقدیم که عدم التفات در گستره این قاعده و مباحث مربوط به این قاعده که منطق دانان بیان کرده اند، زحمت اصولیان در توجیه نظر خویش را مضاعف کرده است.
دراسة المعوّقات الّتي تواجه خرّيجي اللُّغة العربيّة وآدابها بشأن ريادة الأعمال في مجال العلاج الطبيعيّ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهدت ریاده الأعمال فی مختلف المجالات العلمیّه نموّاً کبیراً فی العالم . وتعتبر ریاده الأعمال والتسویق الهدف الأساسیّ فی مجالات العلوم المختلفه، ویضمن دیمومه هذا المجال تحویله الدینامیکیّ للمجتمع المتلقّی وریاده الأعمال فی مجال العلاج الطبیعیّ والصحّه، والاهتمام بکلّ زوایاها المجهوله والمهمّشه أحیاناً. فهی علی مستوی اللُّغه العربیّه وآدابها، تحتلّ مکانه ذات أهمّیه. وهی بخلاف ما یعتقد الرأی العامّ الذی یعتبرها مقصورهً على بعض المهن المحدّده وتعتمد من قبل مؤسّسات معیّنه، یمکنها تحدید مسارات ووجهات نظر جدیده ربّما لاینتبّه لها الآخرون، ولا یُعیرون اهتماماً لما یجری فیها من تزویر وتغییر. ولکن هذه القضیّه لا تعتبر الحلّ المطلق لکلّ القضایا. وبطبیعه الحال، لا تخلو من العقبات. حاول هذا البحث التعرّف إلی المعوّقات والتحدّیات الّتی تواجه ریاده الأعمال فی مجال العلاج الطبیعیّ لخرّیجی اللُّغه العربیّه وآدابها باستخدام المنهج الوصفیّ التحلیلیّ وتعزیزه بمصادر المکتبات إذ تبیّن نتائج الدّراسه أنّ تحسین المرافق العامّه، سیکون له تأثیر إیجابیّ فی استقطاب المزید من السُّیّاح فی القطاع الصحّی ممّا یتطلّب تحرّکاً وتفاعلاً متناغماً ومسؤولاً. وعلیه فإنّ لخرّیجی اللُّغه العربیّه دوراً محوریّاً فی هذا المجال، إذ ینبغی لهم التعرّف إلی ثقافه شعوب الدول الأُخری الّتی تسهم فی کثره عدد السُّیّاح، فضلاً عن عدم الاقتصار علی مایرونه وعلی ما یُوکل إلیهم من الأمور. علیهم خلق أفکار جدیده تناسب واقع الحال کلّ حین لتمکّنهم من تلبیه احتیاجات السُّیّاح، إضافهً إلی ترجمه بعض المصنّفات الصحّیه والطبّیّه، لأنّ توافر الموارد العلمیّه والحدیثه یوجب رغبه السُّیّاح وإقبالهم. فی هذا الصدد، یُقترح زیاده الدراسات الهادفه منها لاکتشاف الإمکانیّات الطبیعیّه والمحلیّه وإیجاد أفکار ریادیّه، وورشات تعلیمیّه یمکن تطبیقها بواسطه خرّیجی اللُّغه العربیّه وآدابها وتخصّصات أخرى.
قراءة أسلوبيّة للمستوى الصوتي في قصيدة «بعد النبي» للمنصوري(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
142 - 177
حوزههای تخصصی:
إنّ الشعر یتمیز عن بعضه من خلال الأسلوب الفنی. وإنّ الشعراء یتفاضلون عبر حبکهم للأسلوب الرصین. ونظراً إلى أهمیه الأسلوب فی الشعر فقد اعتنی الشعراء بصیاغته وإجادته. وقد وقف الشاعر محمد سعید المنصوری شعره على أهل البیت؛ مدحاً ورثاءً. وقد اخترنا من بین شعر الرثاء قصیده «بعد النبی» فی رثاء السیده فاطمه الزهراء سلام الله علیها کی نقوم بتحلیلها فنّیاً بالاعتماد علی المنهج الأسلوبی، مرکزین فی بحثنا على المستوی الصوتی الذی تمثّل فی الموسیقى الخارجیه، حیث بیّنّا البحر الشعری وما اعتراه من الزحافات، والقافیه وحروفها، خاصه حرف الروی وحرکته، والموسیقى الداخلیه، حیث توقفنا عند الفنون البدیعیه والتکرار بکافه أشکاله. وقد خلص البحث إلى أنّ الشاعر قد کان موفقا فی اختیاره للبحر الکامل المقطوع الضرب مع کثره الاستفاده من زحاف الإضمار والهمزه المکسوره رویاً لقصیدته، إذ إنّ "مجیء الروی مکسوراً یوحی بحاله نفسیه منکسره، منطویه على نفسها بسبب الکسره وحرف المدّ (الیاء) الذی یمتدّ إلى داخل النفس منطویاً على الآلام. واستخدم الشاعر فنون الجناس والتکرار لمنح شعره طاقه صوتیه تساعد علی تعزیز معانی حزن الزهراء. فاستخدم من الجناس جناس الاشتقاق واللاحق والمضارع، وکرر الکلمات بثلاثه أشکال: التکرار المعنوی لتأکید أنّ الهمّ الموجود فی فؤاد الزهراء هو نفسه داء القلب الذی أدّى إلى قتلها، والتکرار اللفظی الذی لیس لغرض التوکید أبداً، بل لإیجاد معنى إضافی لغرض حسابی، وتکرار الکلمه لفظاً ومعنىً، وتمثل بتکرار ألفاظ الحزن والبکاء لیوحی بحضور قضیه الزهراء القوی فی ذهن الشاعر، لکونه العنصر الأساس الذی بنی علیه النصّ، کما یکشف عن رغبه الشاعر الشدیده فی إبراز حزنه علی ما حلّ بالزهراء. وفی الأصوات المهموسه التی تکرر منها (137 حرفا)، تکرر حرف التاء (38 مره) والهاء (37 مره). بینما تکرر حرف اللام (75 مره) والمیم (46 مره) فی الأصوات المجهوره.
تفسیری تازه از ستیز غزالی با ابن سینا در حدوث و قدم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
265 - 280
حوزههای تخصصی:
این مسئله که آیا جهان هستی بی آغاز و ازلی است یا خداوند آن را از عدم به وجود آورده و حادث زمانی است، یکی از مسائلی است که از دیرباز تا امروز ذهن فیلسوفان و متکلمان را درگیر خود کرده است. بیشتر فیلسوفان جهان را ازلی دانسته و بیشتر متکلمان آن را حادث زمانی انگاشته اند. درگیری ها و ردیه نویسی ها میان طرف داران هر یک از این دو اردوگاه، پدیده ای دور از انتظار نبود. کتاب تهافت الفلاسفه امام محمد غزالی یکی از ردیه های نامبرداری ا ست که ضد ابن سینا و باورش به ازلیت عالم نوشته شده است. پژوهش پیشِ رو پس از به دست دادن خلاصه ای از آنچه در تاریخ تفکر بر سر این مسئله رفته است، به بازخوانی دوباره این ستیز پرداخته و در پی آن است که تفسیری تازه از این ستیز پیشکش کند. می توانیم ستیز درباره حدوث و قدم را این گونه بفهمیم که با اینکه در ظاهر مسئله ای است که برای شناختن جهان طراحی شده و به آن پاسخ داده شده، ولی هر یک از طرفداران حدوث یا قدم پیش فهم هایی الهیاتی داشتند و باطن این مسئله را یک انگاره های الهیاتی متفاوت تشکیل داده است. بدین سان می توان چنین ارزیابی کرد که گفت وگوها، روبنایی جهان شناسانه و زیربنایی خداشناسانه دارند. نوآوری مقاله هم در همین فهم و تفسیر تازه است؛ تفسیری که بر ما نمایان می کند که طرفداران ازلیت عالم با انگاره خدای غیرشخصی جهان را می فهمیدند، درصورتی که پیش فهم باورمندان به آفرینش از عدم این بود که خدا شخص است، همان شخصی که بیرون بودن از جهان مهم ترین ویژگی اوست. ناگفته نماند که مقاله یک یافته ضمنی نیز دارد و آن این است که ستیز غزالی با ابن سینا، ردیه جان فیلوپونوس را ضد پروکلس بازنمایی می کند.
نقد و بررسی نظریه های معرفت در مکتب فلسفی سانکهیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
121 - 137
حوزههای تخصصی:
مکتب فلسفی سانکهیه به عنوان یکی از قدیمی ترین نظام های فلسفی هند از مکاتبی است که تقریری نظام مند از نظریه های معرفت به دست داده است. در فلسفه سانکهیه معرفت یا پرامه همان دانش معتبر است که عبارت است از: شناخت قطعی درباره یک شیء از راه تصرف بودهی که آگاهی پوروشه در آن انعکاس می یابد. در فلسفه سانکهیه معرفت بر دو نوع است: 1. معرفت درست؛ 2. معرفت نادرست. در تفکر سانکهیه در بحث از نظریه های معرفت، یکی از رویکرد های موجود، نظریه ی معرفت انعکاسی است که از سوی متفکران مکتب سانکهیه، یعنی واچسپتی میشره و ویجنانه بهیکشو به دو صورت تفسیر شده است. نظریه ی دیگر، نظریه ی معرفت فضیلت است. در فلسفه سانکهیه، نظریه ی معرفت فضیلت به مجموعه ای از نظریه های معرفت شناختی اطلاق می شود که به جای توجه به باور، به صاحب باور نظر دارد. یافته های تحقیق نشان می دهد که فلسفه سانکهیه در باب معرفت، نظریه های مهمی عرضه کرده است و در نوع خود از اعتبار معرفت شناختی برخوردار است. ابتکار اصلی فلسفه سانکهیه، طرح نظریه ی معرفت فضیلت است که درواقع، چرخشی بنیادین از تمرکز به تحلیل ماهیت معرفت به سوی صاحب معرفت است.
روش آموزش توحید ذاتی در قرآن بر اساس دیدگاه علامه طباطبائی در تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۱۶
11 - 20
حوزههای تخصصی:
توحید ذاتی اولین مرتبه از مراتب توحید است که حقیقت معنای قرآنی آن از دیدگاه علامه طباطبائی، بر خلاف دیدگاه عمده مفسران که به تبع از فیلسوفان و متکلمان حاصل شده، وجود محض و نامحدود بودن خداوند است. این مقاله با استفاده از قواعد تفسیر انجام شده، روش آن، توصیفی تحلیلی، با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و هدف آن، کشف، بررسی و تبیین انواع روش برای آموزش توحید ذاتی در قرآن بر اساس دیدگاه علامه طباطبائی است .نتایج این تحقیق نشان می دهد که از دیدگاه علامه، آموزش توحید ذاتی در قرآن، دارای دو روش اصلی «اعلام و القای صریح به مخاطب» و «استدلال»، و روش استدلال خود دارای سه گونه ی فرعی زیر است: استدلال به وحدت جنس «اِله»، استدلال به نامحدودیت «مثل» خدا، و استدلال به قهاریت خداوند. از کاربرد این دو روش در آموزش توحید ذاتی در قرآن به دست می آید که باید هم به منظور القا و تلقین این مرتبه از توحید به مخاطب، آن را صریحاً اعلام کرد؛ و هم به منظور تعقل و اندیشه ورزی او به انواع گونه ها برایش استدلال اقامه کرد.
بررسی نقش ساحت زیبایی شناختی و هنری در تربیت عبادی (به ویژه فریضه نماز) از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۱۶
21 - 34
حوزههای تخصصی:
تربیت در دوران کودکی به لحاظ شکل گیری شخصیت افراد از اهمیت ویژه ای برخوردار است، و انتقال مفاهیم به شیوه مناسب و صحیح اهمیت آن را دو چندان می کند. یکی از مؤثرترین پیام رسان ها به کودکان و نوجوانان استفاده از روش زیبایی شناختی و هنری است. با توجه به نقش انکارناپذیر قصه در انتقال مفاهیم، ادبیات و هنر می تواند بهترین وسیله برای انعکاس مفاهیم به طور اعم و مفاهیم اسلامی به طور اخص باشد.
تحقیق پیش رو با هدف بررسی نقش این ساحت تربیتی در ترویج فریضه نماز با تأکید بر نقش قصه و داستان در قرآن کریم صورت پذیرفته است. برای دستیابی به این هدف، فراخور موضوع از روش توصیفی تحلیلی استفاده شد. یافته های تحقیق حاکی از آن بود که ساحت زیبایی شناسی و هنری قادر است در انتقال آموزه های اسلامی و ترویج و توسعه فرهنگ نماز نقش مهمی ایفا کند و موجب یادگیری عمیق تر شود که البته نیازمند پشتوانه و پیش زمینه هایی از جمله، توجه و بهره گیری از عناصر دینی (اعتقادات به عنوان وجه شناختی و بینشی، حالات درونی به عنوان وجه عاطفی و هیجانی، التزام درونی وجه تصمیم گیری، اراده و انتخاب و در نهایت عمل) و عناصر تربیتی است. در انتقال مفاهیم دینی و تربیت دینی ضمن توجه به ویژگی ها و مؤلفه های کلیدی و تأثیرگذار در مراحل رشد (تمهید، تادیب، بلوغ و اوج بلوغ، اعتدال و اعتلا) و گذار صحیح و روشمند از کودکی به بزرگسالی، در هر مرحله از مراحل رشد، عقلانیت، مطلوبیت، انسانیت و عاملیت می بایست مورد پرورش قرار گیرد.
تحليل السياق اللغوي والعاطفي والتناصي والثقافي والاجتماعي لقصة قتال الشعب اليهودي(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
157 - 168
حوزههای تخصصی:
یتم سرد القصص القرآنیه بناءً على الواقع، ووفقاً لثقافه الشخصیات وسلوکها الاجتماعی. کما أن کلمات وجمل القصص القرآنیه تنقل للقارئ العبء العاطفی والحاله المزاجیه لشخص أو أشخاص. قد روت إحدى القصص القرآنیه توبه بنی إسرائیل واستغفارهم بعد ارتکابهم خطیئه عباده العجل؛ لکن المفسرین یعتبرون هذه التوبه نتیجه لقتل هؤلاء الناس بأیدی بعضهم البعض، ویرون أن آلاف الیهود قتلوا حتى قبلت توبتهم. قامت الدراسه الحالیه بدراسه السیاق اللغوی والعاطفی والثقافی والاجتماعی بأسلوب التحلیل النقدی وبحث السیاق التناصی لدراسه نص قصه العقاب والمذبحه التی تعرض لها بنو إسرائیل من أجل الإجابه عن سؤال، هو: هل یوافق قبول العقاب بالنسبه لمذبحه بنی إسرائیل على أیدی بعضهم البعض، مع البنیه الثقافیه والأفعال السلوکیه التی تحکم الشعب الیهودی، وکذلک الأدله داخل النص وخارج النص؟ وأخیراً، اتضح أن الادعاء الشهیر المبنی على مذبحه بنی إسرائیل، لا یوافق ثقافه بنی إسرائیل وتصرفاتهم السلوکیه والکلامیه، وأنه لیس هناک دلیل نصی وغیر نصی على إثبات ذلک المدعی. والدلیل الوحید على وجهه النظر هذه هو العبارات التی وردت فی وصف مذبحه بنی إسرائیل فی نص التوراه.
اعتبارسنجی فقهی ادله مُثبته ارزش زمانی پول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی مسائل مستحدثه سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
133 - 160
حوزههای تخصصی:
بر مبنای نظریه ارزش زمانی پول، پول دارای ارزشی است که با مرور زمان دچار تغییر می شود و در هر مقطع زمانی دارای ارزشی است که با نرخ تنزیلی در پرداخت ها و یا دریافت های بعدی تغییر می نماید. این نظریه بیانگر تفاوت ارزش فعلی و آتی پول بوده و در اقتصاد و مدیریت مالی به عنوان اصل موضوعه از چنان مقبولیّت عامّی برخوردار است که اکثر قائلان به آن، ادلّه خود برای اثبات این نظریّه را به صورت تفصیلی بیان نکرده اند و در مکتوبات اقتصادی و مالی نیز این ادلّه در قالب بحثی مستقلّ بیان نشده است؛ امّا می توان توجیهات هفت گانه را برای اثبات آن مطرح نمود. این مقاله با رویکرد تحلیلی – توصیفی به روش کتابخانه ای علل چرایی هفت گانه که برای پذیرش نظریه ارزش زمانی پول ممکن است مورد تمسک قرار می گیرد را از منظر فقهی واکاوی می نماید. دلایل و توجیهات پذیرش این نظریه فی الجمله از منظر فقهی بلااشکال است.
واکاوی بن مایه های خودستایی امام علی(ع) در نهج البلاغه از منظر روان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به مشاهده گفتار خودستایانه در نهج البلاغه، بررسی این موضوع با روش های تحلیلی نوین روان شناسی، ضروری است تا ارتباط این ویژگی با رهبری معنوی-اسلامی مشخص شود. خودستایی دارای بسیاری از مؤلفه های خودشیفتگی است و این پژوهش، ابتدا به تحلیل روان شناختی، و سپس به بررسی زبانی خودستایی می پردازد. یافته های پژوهش به شناخت شخصیت امام علی(ع) و درک متون تاریخی-کلامی کمک می کند. این مطالعه در حوزه روان شناسی تاریخی و محاسباتی قرار دارد که به بررسی رفتار، ذهن و چگونگی تأثیر عوامل تاریخی، اجتماعی و فرهنگی می پردازد. پژوهش با روش «بازنمایی ساختارمفهومی» که روش جدیدی در پردازش زبان طبیعی با هدف پیوند آن با مقیاس های روانسنجی است، به واکاوی متن نهج البلاغه و همگرایی میان آن و پرسشنامه NPI-40 (معیار رایج خودشیفتگی) پرداخته و علاوه بر سنجش میزان انطباق، رابطه رگرسیون میان متن و هفت زیرمقیاس پرسشنامه مزبور را تعیین نموده و از طریق واکاوی متن نهج البلاغه، به تفسیر جنبه های مختلف این مقیاس پرداخته است. نتایج نشان می دهد امام علی(ع) خودشیفته نبوده است و زیرمقیاس «خودنمایی» و «قدرت و اختیار» بیشترین میزان را دارد و پس از آن، «خودبسندگی» قرار می گیرد و «غرور و خودبینی» در پایین ترین میزان است. همچنین در موارد کمترین آمار خودشیفتگی در نهج البلاغه، موضوع سخن موارد سلبی و مذمت آمیز را شامل می شود و موضوعات «حقانیت»، «مدح وذم» و «جنگ»، بیشترین آمار زیرمقیاس ها را می رساند.
معنای زندگی (بخش نخست)
منبع:
الهیات سال ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱
5 - 36
حوزههای تخصصی:
نویسنده، مقاله را با این مقدمه شروع می کند که فرد مسیحی در دوره قرون وسطی معنای زندگی را می دانست. از نظر او خدا جهان را بر اساس طرح عظیمی خلق کرده و در این طرح نقش اصلی بر عهده انسان است. اما در دوره جدید جهان بینی علمی به تدریج مقبولیت عام تری یافت و درستی جهان بینی مسیحی مورد تردید قرار گرفت. در جهان بینی علمی، امور جهان بدون فرض خالق فراطبیعی تبیین بهتری پیدا کردند ولی برخی نتیجه گرفتند که در این جهان بینی زندگی بدون هدف و معنا است. در بخش اول مقاله با عنوان «تبیین جهان» گفته می شود که یک راه برای برون رفت از این نتیجه گیری بدبینانه این است که بپذیریم علم و دین ناسازگار نیستند بلکه مکمل هم هستند و برای این منظور باید قبول کنیم که علم، برخلاف دین، فقط تبیین های موقتی و جزیی ارائه می دهد. نویسنده این نظر را نمی پذیرد و معتقد است که چنین نظری به دو دلیل مطرح شده است: 1. فهم نادرست از تفاوت میان تبیین های غایی و علّی 2. این باور نادرست که تبیین های علمی متضمن تسلسل نامتناهیِ باطل هستند. بنابراین نتیجه می گیرد که تبیین های علمی، واقعی و کامل هستند.
عبور از معرفت شناسی معرفت محور به معرفت شناسی فهم محور در فلسفۀ دین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه دینِ فهم محور، علاوه بر بررسی عقلانیت باورهای دینی، به نحوه حصول فهم دینی و عوامل مؤثر در آن نیز توجه دارد و بنابراین بلندهمت تر از معرفت شناسی معرفت محور، در کنار توجه به عقل و استدلال، بر ابعاد دیگری همچون ابعاد تجربی، عملی، احساسی، اجتماعی و فرهنگی دین نیز تأکید می کند. در این نگاه فلسفی به دین، از مجموع بینش های به دست آمده در این ابعاد مختلف برای تقویت فهم بیشتر دین و ایمانی عمیق تر استفاده می شود. معرفت شناسی فهم محور هم به نوعی باعث گسترش در وظایف فیلسوف دین می شود و هم به تغییر تمرکز در فلسفه دین از اختلاف به گفتگو، از عقلانیت معطوف به افراد به خرد به دست آمده توسط جوامع، و از اختلافات به عنوان چالش معرفتی به تنوع به عنوان یک فرصت معرفتی، کمک می کند و در هم افزایی سنت های مختلف دین نیز مؤثر است.
نقش مجتهدِ مدیر در حکمرانی دینی؛ بررسی عنصر بنیادی در تعامل الهیات، مردم و حکومت
حوزههای تخصصی:
برایند تعامل «الهیات»، «مردم» و «حکومت» را باید در نظام مردم سالاری دینی مشاهده کرد. در این مدل، سهم هریک از مؤلفه های سازنده چون «جمهوریت» و «دینی بودن»، در شکل دهی حکومت به یک اندازه است. مسئله اصلی این است که عنصر سازنده در برقراری روابط متعامل سه گانه الهیات، مردم و حکومت چیست و چگونه می توان در عصر غیبت میان «دین» و «مردم» هم بستگی ساختاری و سیاسی برقرار کرد؟ این پژوهش با گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و تحلیل آن ها به روش توصیفی- تحلیلی درصدد است تا پاسخ این مسئله را در عنصر «مجتهد مدیر» در نظام حکمرانی دینی بیابد. یافته های پژوهش نشان می دهد حضور دین مشروعیت بخش است و حضور جمهور، مقبولیت ساز. دین می تواند از طریق نمایندگان خود در ساختار و بافتار حکومت اعمال نظر کند که بر اساس ادله قطعی، این فرایند در عصر غیبت از طریق عنصر «مجتهد مدیر» در ساختار اعمال حاکمیت دین رقم می خورد. ازاین رو برای تأسیس یا پایداری و امتداد بهینه حکومت و تحقق نظام حکمرانی دینی، مجتهد مدیر باید افزون بر برخورداری از قدرت استنباط احکام شریعت و فهم اجتهادی از دین و ورزیدگی فکری و اجتهادی، دارای دانش اجتماعی اعم از سیاست، مدیریت، مردم شناسی، ذکاوت، هوشمندی، فراست، قدرت اداره و تحلیل نیز باشد.
تحلیل سیره عقلا در پذیرش خبر واحد برای شناسایی شاخص های اعتبارسنجی توصیف های رجالی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های اصولی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۹
95 - 124
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های اعتباربخشی به توصیف های رجالی، استناد به حجیت خبر واحد است. حجیت خبر واحد به عنوان یکی از مسائل بنیادین اصول فقه، در مبانی اعتبار و شرایط حجیت، مباحث گسترده ای را به خود اختصاص داده است. بعضی رجالیان با تکیه بر این مبنا، توصیف های خود را معتبر می دانند؛ اما به تفاوت در مبانی اعتبار و شاخص های حجیت خبر واحد، و تأثیر آن ها بر ارزیابی توصیف ها توجه کافی نکرده اند. این بی توجهی، احتمال خطا در تمییز توصیف های معتبر از غیرمعتبر را افزایش داده است. این پژوهش، با هدف رفع این خلأ، به تحلیل یکی از این مبانی (سیره عقلا در پذیرش خبر واحد) پرداخته و از آن به عنوان ابزاری برای شناسایی شاخص های ارزیابی اعتبار توصیف های رجالی بهره برده است.روش این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نوع اجرا، تحلیلی و مبتنی بر داده های کیفی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که حجیت خبر واحد نزد عقلا مستلزم رعایت شاخص های دقیقی است. از جمله این شاخص ها، وثاقت خبر دهنده به عنوان شرط اساسی اعتبار خبر، بی تأثیر بودن جنسیت خبر دهنده در حجیت خبر، و عدم نیاز به تعدد خبر دهندگان است.همچنین، اخبار حدسی به دلیل عدم قطعیت پذیرفته نمی شوند و اعتبار خبر منوط به سازگاری آن با سایر منابع از طریق فحص از معارض است. این تحقیق با ارائه این شاخص ها، زمینه ای برای تقویت ارتباط میان علم اصول و علم رجال فراهم می کند و چارچوبی علمی برای ارزیابی اعتبار توصیف های رجالی ارائه می دهد. به طور خاص، نتایج این پژوهش می تواند در ارزیابی دقیق تر توصیف های رجالی و تمییز توصیف های معتبر از غیرمعتبر به کار گرفته شود.