بررسی سندی و دلالی روایت «رُؤْیا الْأَنْبِیاءِ وَحْی» در نظریه «محمد، راوی رؤیای رسولانه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
367 - 398
حوزههای تخصصی:
اصل ارتباط عالم معنا با ماده با کانال وحی همواره محل تأمل بوده است. تحلیل چرایی این مسئله به تفاوت ماهوی عالم ماده با معنا برمی گردد. برخی مخالفان عصر بعثت با اتهاماتی اصل ارتباط را زیر سؤال می بردند. در دوران کنونی، نواندیشانی سعی در تأویل و امروزی کردن مقوله پیچیده وحی دارند. سروش ازجمله آنان است که نظراتش در طول سه دهه اخیر همواره در حال تغییر و تطوّر است. وی در دیدگاه های پیشین خود، قرآن را کلام خدا می دانست؛ اکنون رؤیاهای پیامبر می داند. نظر به اهمیت موضوع و پاسخ مبنایی و دقیق، این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و سطح تحلیل محتوا به دنبال تحلیل فقه الحدیثی روایت «رُؤْیا الْأَنْبِیاءِ وَحْی» است با این سؤال محوری که «روایت مذکور ازنظر اعتبار سندی و متنی چگونه است و رابطه دلالت روایت با اصلِ نظریه چگونه است؟». نتیجه پژوهش نشان می دهد که روایت در منابع فریقین، ضعف سندی دارد. ازنظر دلالت نیز بعد از تشکیل خانواده حدیث، و استفاده از ادله عقلی و قرآنی، مشخص می شود این روایت بر مدعای سروش که کل وحی قرآنی را در رؤیا می داند، دلالت ندارد. به عبارت دیگر، دلالت روایت این است که مشاهدات پیامبر2 منشأ الهی دارد، نه اینکه قرآن از کانال رؤیا نازل شده باشد. همچنین این گزاره که «رؤیای انبیا وحی است»، غیر از این گزاره است که «وحی انبیا رؤیاست».