فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
86 - 114
حوزههای تخصصی:
سواد قومی- نژادی یکی از اَشکال نوظهور سواد با هدف پوشش دادن موضوع مهم قومیت و نژاد در جهان می باشد. هدف پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه های سواد قومی- نژادی در آموزش متوسطه اول است. رویکرد پژوهش، کیفی و روش آن سنتزپژوهی بر اساس مدل روبرتس است. جامعه پژوهش از ۲۸۹ مقاله داخلی و خارجی در خصوص سواد قومی- نژادی در بازه زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ میلادی و از مجلات معتبر، تشکیل شده است. نمونه پژوهش بر اساس نمونه گیری هدفمند شامل ۴۰ مقاله علمی پژوهشی است که از صافی معیار های خاصی عبور کرده اند. جهت روایی و پایایی داده ها از چندین پژوهشگر استفاده شد و میزان توافق پژوهشگران ۷۶ درصد محاسبه گردید. تجزیه تحلیل داده ها به صورت کدگذاری باز، محوری و منتخب بود. طبق یافته ها مؤلفه های سواد قومی- نژادی در ۶ بعد و ۲۱ عامل طبقه بندی شدند. مؤلفه های سواد قومی- نژادی عبارتند از ۱- مفهوم شناسی نژاد و قومیت ۲- آشنایی قومی- نژادی ۳- آگاهی از نژادپرستی و قوم گرایی ۴- برابری و عدالت ۵- هویت یابی ۶- اخلاق و احترام. نتایج نشان می دهد که نظام آموزشی می تواند با گنجاندن مؤلفه های سواد قومی- نژادی شناسایی شده در برنامه درسی متوسطه اول، دانش آموزانی آگاه از موضوع نژاد و نژادپرستی، دوستدار عدالت برای همه اقوام و نژادها، اهل تعامل و دوستی با همه اقوام ، آشنا به هویت قومی- نژادی خود و در عین حال پایبند به مولفه های هویت ملی تربیت نماید.
فراتر از همسان همسری: بررسی تعیین کننده های پایداری زناشویی در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
5 - 29
حوزههای تخصصی:
با افزایش میزان طلاق بحثهای گستردهای در مورد علل و عوامل موثر بر پایداری زناشویی مطرح شده است. در فرهنگ عامه و نیز مطالعات پیشین در ایران یکی از تعیینکنندههای پایداری و تداوم ازدواج، همسانهمسری و ویژگیهای مشترک زوجین عنوان شده است. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر همسانهمسری بر پایداری زناشویی انجام شد. مطالعه به روش کمّی و با استفاده از تکنیک تحلیل ثانویه به بررسی دادههای پیمایش ملی طلاق که در سال 1397-1396 انجام شده بود، پرداخت. یافتهها نشان داد که برخلاف بسیاری از مطالعات، همسانهمسری (در ابعاد تحصیلی، مذهبی، قومی و سنی) تأثیر بسیار محدودی بر پایداری زناشویی دارد. در مقابل، عوامل فردی همچون سطح تحصیلات، سن، جنس، وضعیت اشتغال و ویژگیهای رفتاری همچون استفاده از اینترنت و شبکههای اجتماعی، تقسیمکار خانگی و گذران وقت در بیرون از منزل تعیینکنندههای اصلی پایداری زناشویی هستند. برخلاف دیدگاههای سنتی، نانآوری زنان و مشارکت اقتصادی دو سویه در خانواده، تأثیر مثبتی بر پایداری زناشویی داشته و آن را تقویت کرده است. بر این اساس میتوان بیان کرد در جامعه در حال گذار ایران، همسانهمسری و شباهتهای ظاهری یا ساختاری میان زوجین الزاماً منجر به افزایش پایداری زناشویی نمیشود و رفتارهای انتخابی و سبک زندگی روزمره نقش قابلتوجهی در پایداری و تداوم زندگی مشترک دارند.
کنکاشی پدیدارشناسانه از درک نوجوانان از امراخلاقی در فضای مجازی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف کشف و توصیف تجربه زیسته نوجوانان ایرانی از مفهوم اخلاق در فضای مجازی و شناسایی مؤلفه های شکل دهنده درک اخلاقی آنان در بستر دیجیتال انجام شده است. این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و روش تحلیل کلایزی انجام شد. مشارکت کنندگان شامل 10 نوجوان 13 تا 19 ساله شهرستان ساری بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته نیمه عمیق (20-30 دقیقه) تا رسیدن به اشباع نظری جمع آوری گردید. تحلیل داده ها منجر به استخراج 21 مضمون اصلی در سه دسته کلی شد: (1) عوامل زمینه ساز شامل پنهان بودن هویت، فقدان محدودیت، نقش والدین و رقابت کاذب؛ (2) افعال اخلاقی/غیراخلاقی شامل تقلید بدون تأمل، عمل غرض ورزانه و توجه به قاعده طلایی اخلاق؛ (3) پیامدها شامل اعتیاد به فضای مجازی، آسیب های روانی و تضعیف بنیان خانواده. درک نوجوانان از اخلاق در فضای مجازی پدیده ای چندسطحی است که تحت تأثیر ویژگی های ساختاری فضای دیجیتال، فرآیندهای یادگیری اجتماعی و تصمیم گیری های موقعیتی شکل می گیرد. این یافته ها ضرورت بازنگری در رویکردهای آموزشی و تربیتی موجود و طراحی مداخلات چندبعدی متناسب با پیچیدگی های اخلاق دیجیتال را نشان می دهد.
بررسی مولفه های تاثیرگذار بر موفقیت کمپین های فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
271 - 292
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مؤلفه های اثرگذار بر موفقیت کمپین های فضای مجازی انجام شده است.روش پژوهش: این تحقیق با رویکرد ترکیبی (کیفی و کمی) طراحی گردید. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل کارشناسان حوزه رسانه با بیش از ده سال سابقه فعالیت در شبکه های اجتماعی و تبلیغات بود. در بخش کمی نیز جامعه آماری را کاربران رسانه های اجتماعی تلگرام و اینستاگرام که عضو کمپین های مجازی هستند تشکیل دادند. برای تحلیل داده ها، در بخش کیفی از روش نظریه داد ه بنیاد و در بخش کمی از روش حداقل مربعات جزئی استفاده شد.یافته ها: یافته های کیفی نشان داد از دیدگاه مصاحبه شوندگان، عواملی همچون افزایش تصاعدی اعضا، امکان ارسال آسان به دوستان، قابلیت عضویت هم زمان در چند کمپین، لغو سریع و آسان عضویت، آشنایی با دیگر اعضا و انگیزه های آنان، عضویت با هویت غیرواقعی، تنظیمات دریافت پیام ها، مشارکت کاربران ایرانی سراسر جهان و امکان آمارگیری لحظه ای توسط مدیران کمپین از مهم ترین نقاط قوت کمپین های مجازی محسوب می شوند. در بخش کمی، نتایج نشان داد بین مؤلفه های ارتباطات اجتماعی، منافع اقتصادی، تعامل و اقبال کاربران از کمپین های مجازی رابطه ای مستقیم و معنادار وجود دارد.نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که مؤلفه های اجتماعی، اقتصادی و تعاملی نقش تعیین کننده ای در موفقیت کمپین های فضای مجازی دارند، اما رعایت ارزش ها و هنجارها تأثیر معناداری بر اقبال کاربران از این کمپین ها ندارد.
بازطراحی فرایند آموزش کارکنان خبرگزاری صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منابع انسانی، اصلی ترین عنصر سازمان های خلاق را تشکیل می دهند و به تبع آن، آموزش کارکنان در اینگونه سازمان ها از اولویت و اهمیت بسیاری برخوردار است. خبرگزاری صداوسیما بعنوان سازمانی خلاق در دوره جدید مدیریت، درحال تجربه تغییرات عمده است و موفقیت این تغییر و تحول نیز بسته به آموزش درست و کامل همه ی کارکنان است. براین اساس هدف اصلی پژوهش پیش رو طراحی فرایندی مطلوب برای آموزش کارکنان خبرگزاری صداوسیما است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و از نظر روش تحلیل داده ها به روش نظریه ی زمینه ای ساختارمند انجام شده است. برای جمع آوری داده ها در این تحقیق از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. بر اساس یافته های این پژوهش، فرایند آموزش کارکنان خبرگزاری صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران شامل پنج عنصر یاد شده در مدل پارادایمی نهایی است. مراحل پیشنهادی فرایند آموزش کارکنان در نتیجه این تحقیق عبارت اند از: نخبه گزینی و آموزش پایه(سطح اول)، گذار از آموزش تئوری به آموزش خبر مکتوب(سطح متوسط)، بکارگیری در جایگاه اصلی شغلی، و مهارت افزایی و ارزیابی فرایند(سطح پیشرفته). این مراحل باید با در نظر گرفتن شرایط علی فرایند اجرا شوند. سطح بندی این مراحل جهت ساماندهی کارکنانی است که در مرحله ی بکارگیری در جایگاه اصلی شغلی موفقیت لازم را بدست نمی آورند و با توجه به نیاز برای آموزش به سطح مقتضی برمی گردند.
راهکارهای پیشگیری از تأثیر منفی رسانه های نوین بر تربیت جنسی از منظر اسلام و روان شناسی
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
129 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این پژوهش بررسی تأثیر منفی رسانه های نوین بر تربیت جنسی از منظر روان شناسی و بررسی راهکارهای پیشگیری از تأثیر منفی رسانه های نوین از منظر اسلام و روان شناسی است.روش شناسی پژوهش: روش این پژوهش به لحاظ رویکرد، کیفی و به لحاظ هدف، کاربردی است، و روش پردازش اطلاعات نیز توصیفی-تحلیلی است.یافته ها: 1- توجه به خانواده و مدیریت روابط درون و بیرون خانواده، 2- تقویت عقاید دینی و ارزش های اخلاقی، 3- تقوای حضور، 4- بصیرت بخشی و بالا بردن سواد رسانه ای، 5- دوری از محیط تحریک زا و ایجاد جایگزین، 6- مدیریت و نظارت در استفاده از رسانه و فضای مجازی.بحث و نتیجه گیری: بررسی های انجام شده در اسلام و روان شناسی حاکی از اهمیت تربیت جنسی در این دو حوزه است، به طوری که هرکدام به نوبه خود توصیه هایی در راستای تربیت جنسی صحیح فرزندان و روش های پیشگیری از انحرافات جنسی در دوره کودکی، و نوجوانی ارائه داده اند. با بررسی و تطبیق تربیت جنسی در اسلام و روان شناسی و وجوه تشابه و افتراق آن ها، به راهکارهای کاربردی منطبق با نظریات اسلام و آموزه های دینی برای پیشگیری از تأثیرات منفی رسانه های نوین بر تربیت جنسی دست یافتیم.
احساس گناه مادران شاغل و مشکلات رفتاری کودکان: نقش تعدیل گر کنش تأملی والدینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۲
108 - 127
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نقش تعدیل گری کنش تأملی والدینی در رابطه میان احساس گناه والدینی مادران شاغل و مشکلات رفتاری کودکان پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش تمامی مادران شاغل با فرزندان 3 تا 6 سال ساکن شهر تهران در سال 1403 بودند. حجم نمونه 225 مادر تعیین و به روش دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش، پرسشنامه کنش تأملی والدینی (PRFQ)، مقیاس احساس گناه درباره والدگری (GAPS) و بخش رفتاری سیستم رتبه بندی مهارت های اجتماعی-والد (SSRS-P) بودند. روش پژوهش توصیفی همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی بود و داده ها با کمک نرم افزار SPSS-25 تحلیل شدند. پیش ذهنی سازی از کنش تأملی والدینی می تواند در رابطه احساس گناه والدینی و مشکلات رفتاری (رفتارهای درون زا و برون زا) در کودکان به عنوان تعدیل گر عمل کند. به این معنا که پیش ذهنی سازی بیشتر در مادران، موجب تشدید رابطه احساس گناه و مشکلات رفتاری در کودکان می شود؛ درحالی که پیش ذهنی سازی کمتر، مشکلات رفتاری مرتبط با احساس گناه والدینی را کمتر می کند.
سیاست گذاری عمومی و انسجام اجتماعی : بازخوانی انتقادی سیاستهای دوره پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) سال ۳۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۱۰
183 - 218
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف بازخوانی انتقادی جایگاه انسجام اجتماعی در سیاست گذاری عمومی ایران در دوره پس از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نوشته شده است. جامعه ایران در چهار دهه گذشته بارها با شوکها و بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه بوده است؛ بحرانهایی که اگرچه در مقاطع مختلف موجب فعالشدن سرمایه اجتماعی و همبستگی کوتاهمدت شدهاند، اما به دلیل ضعف اعتماد نهادی و فقدان اصلاحات ساختاری، نتوانستهاند به انسجامی پایدار منجر شوند. یافتههای تحقیق حاضر که به روش تحلیل نظری و ثانویه حاصل شده نشان میدهد چرخه انسجام و تابآوری اجتماعی در ایران ماهیتی ناپایدار و متناوب دارد. در دورههایی مانند سازندگی و اصلاحات، سیاستهای توسعه زیرساختی، گسترش آموزش عالی، بهبود نسبی رفاه اجتماعی و تقویت طبقه متوسط، به افزایش اعتماد، مشارکت و امید اجتماعی کمک کرده و زمینهساز انسجام بیشتر شدهاند. در مقابل، تعلیق اصلاحات، غلبه رویکردهای ایدئولوژیک، تمرکزگرایی سیاسی و نادیدهگرفتن مطالبات اجتماعی در سالهای بعد، موجب فرسایش سرمایه اجتماعی، کاهش تعلق ملی، گسترش فساد و تعمیق شکافهای اجتماعی شده است. این ناپایداری ریشه در ساختار متمرکز سیاستگذاری، غلبه نگاه امنیتی کوتاهمدت و فقدان عدالت ساختاری دارد. بر این اساس، بازسازی انسجام اجتماعی نیازمند گذار به حکمرانی یادگیرنده و مشارکتی، تقویت اعتماد نهادی، شفافیت، عدالت اجتماعی و اتخاذ سیاستهای ایرانمحور و عقلانی است.
تأثیر سوم شخص و اشتراک گذاری اخبار جعلی در رسانه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۴۱)
59 - 87
حوزههای تخصصی:
اخبار جعلی شایع در شبکههای اجتماعی توجه کاربران زیادی را به خود جلب کرده است. رسانهها، قویترین و قابلاعتمادترین ابزار توزیع و پخش اطلاعات ضروری در جامعه هستند و به همان نسبت نیز اثرپذیری و باورپذیری کاربران از پیامها و اطلاعات رسانههای اجتماعی را افزایش میدهند. هدف این پژوهش، بررسی این موضوع است که چگونه ارزیابی نادرست کاربران از تأثیرپذیری خود و دیگران در برابر اخبار جعلی، ادراک و نگرش آنها را نسبت به این اخبار شکل میدهد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، در دستۀ پژوهشهای توصیفی ـ پیمایشی قرار میگیرد. دادههای این پژوهش ازطریق توزیع لینک پرسشنامۀ برخط به بیش از ۶۹۷ نفر از کاربران شبکههای اجتماعی ایران و با روش نمونهگیری در دسترس جمعآوری و بهمنظور تحلیل دادهها از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافتهها نشان میدهد کاربرانی که تأثیر اطلاعات جعلی بر دیگران را بیشتر از خود ارزیابی میکردند، اخبار و اطلاعات بیشتری در رسانههای اجتماعی اشتراکگذاری میکنند. بررسی اثر سومشخص در اشتراکگذاری اخبار جعلی نشان داد که کاربران معتقدند اخبار جعلی تأثیر بیشتری بر دیگران نسبت به خودشان دارد. با این حال، از آنجا که آنها اخبار جعلی را از نظر اجتماعی نامطلوب ارزیابی میکنند، تمایل کمتری به اشتراکگذاری اخباری دارند که در رسانههای اجتماعی میخوانند. نتایج همچنین نشان داد که "مطلوبیت اجتماعی ادراکشده" و "حمایت از سانسور" قصد اشتراکگذاری اخبار را در میان کاربران ایرانی کاهش نمیدهد. در نتیجه، این دو عامل نمیتوانند بهطور غیرمستقیم تأثیر سومشخص و کاهش اشتراکگذاری اطلاعات را پیشبینی کنند.
کاربردهای هوش مصنوعی در صنعت تبلیغات ایران، چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
128 - 77
حوزههای تخصصی:
طی چند سال گذشته هوش مصنوعی صنایع گوناگون را تحت تأثیر قرار داده است.در این میان صنعت تبلیغات نیز دستخوش تغییراتی شده است.به گونه ای که شاهد استفاده از هوش مصنوعی در مراحل مختلف فرایندهای تبلیغاتی هستیم.ما در این پژوهش با بررسی کاربردهای تبلیغاتی هوش مصنوعی در سطح جهانی به دنبال پاسخ به این سؤال بودیم که تاکنون در صنعت تبلیغات ایران چه استفاده هایی از هوش مصنوعی شده است.ما همچنین به دنبال شناسایی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی برای صنعت تبلیغات ایران بودیم. به همین منظور با استفاده از روش کیفی و نمونه گیری گلوله برفی با 6 نفر از متخصصان حوزه ی تبلیغات و هوش مصنوعی مصاحبه ی نیمه ساختاریافته و عمیق انجام شد.در کدگذاری اولیه به 20 کددست یافتیم که در مرحله دوم در سه مقوله محوری دسته بندی شدند.درمقوله ی محوری اول «چالش های پیش روی صنعت تبلیغات ایران برای استفاده از هوش مصنوعی»،در مقوله ی محوری سوم «اقدامات بایسته ی شرکت های تبلیغاتی برای استفاده از هوش مصنوعی» موضوع اصلی بحث است. با توجه به اینکه استفاده از هوش مصنوعی در تبلیغات ایران هنوز در مراحل اولیه خود به سر می برد هنوز شاهد استفاده های گسترده از آن نیستیم و بیشترین کاربرد هوش مصنوعی در صنعت تبلیغات ایران برای طراحی و تولید محتوای تبلیغاتی است. علاقه ی شرکت های تبلیغاتی برای رشد و پیشرفت، عامل بسیار مهمی در گام نهادن آنها در این مسیر جدید است. شناخت هوش مصنوعی و استفاده از فرصت های بزرگی که به وسیله ی آن ایجادشده است برای فعالین حوزه ی تبلیغات ضرورتی انکارناپذیر است.
رابطه بین سواد رسانه ای والدین و اعتیاد به رسانه های دیجیتال در دانش آموزان متوسطه استان قم سال 1403(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
298 - 271
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین سواد رسانه ای والدین و میزان اعتیاد به رسانه های دیجیتال در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه استان قم در سال 1403 بود. این پژوهش،کاربردی و از رویکرد کمّی (پیمایشی توصیفی) جهت گردآوری داده ها استفاده شد. جامعه آماری دانش آموزان دختر مقطع متوسطه استان قم در سال 1403 بود که با فرمول کوکران و پس از تکمیل پرسشنامه ها، در نهایت تعداد 257 نفر به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه 20 سوالی یانگ و همکاران (1998) بود. نتایج حاکی از وجود رابطه معنادار و منفی بین تمامی ابعاد سواد رسانه ای والدین (ابعاد شناختی، عاطفی، زیبایی شناختی و اخلاقی برگرفته از نظریه سواد رسانه پاتر) و اعتیاد به رسانه های دیجیتال در دانش آموزان مورد نظر بود. در بین ابعاد رسانه ای بعد اخلاقی در اولویت اول، سپس بعد زیبایی شناختی، و بعد از آن بعد عاطفی سپس بعد شناختی در بین والدین بیشتر وجود داشت. بعد اخلاقی (با ضریب همبستگی اسپیرمن 0.312-)، در اولویت اول، بعد عاطفی در اولویت دوم (0.257-)، بعد شناختی (0.145-) در اولویت سوم و در نهایت بعد زیبایی شناختی (0.117-) با اعتیاد به رسانه های دیجیتال، رابطه معکوس دارند. بین سن و تحصیلات والدین و اعتیاد به رسانه های دیجیتال رابطه معناداری وجود دارد (سطح معنی داری 0.002). با توجه به ضریب کا اسکوئر در سطح تحصیلات، 46.035 است لذا بین سطح تحصیلات والدین و اعتیاد به رسانه های دیجیتال در دانش آموزان رابطه قوی تری وجود دارد.
کاوشی در سقط جنین عمدی در اجتماعات سنتی: مطالعه ای مردم نگارانه در سردشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۲۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
111 - 130
حوزههای تخصصی:
سقط عمدی جنین، از جمله پدیده هایی است که ابعاد فردی، جمعیتی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی را در خود دارد. وجود این پدیده در دنیای سنتی، قبل از ورود تکنولوژی های مدرن بهداشتی، سیاست گذاری های حکومتی و شیوه اعمال آن از جمله موضوعات قابل تأمل برای جمعیت شناسی انسان شناختی و خود انسان شناسی است. پژوهش حاضر در شهرستان سردشت با نگاهی گذشته نگر و اکتشافی، با بهره گیری از روش اتنوگرافی و مراجعه به ماماهای سنتی، زنان سالخورده و سایر آگاهان محلی، سعی در بررسی دانش بومی و تجربیات آنان دارد تا روایتی از دلایل و نحوه انجام سقط عمدی جنین ارائه شود. با 39 نفر مصاحبه های عمیقی انجام گرفت. یافته ها نشان می دهند که سقط عمدی جنین در آن اجتماعات نسبتاً کم یا اندک بوده است. از جمله دلایل سقط در آن اجتماعات مشکلات خانوادگی، کار سنگین، ضعف اقتصادی خانواده، شرم اجتماعی از حاملگی و ناتوانی جسمانی در پرورش فرزند بیشتر بوده است. سقط های عمدی به روش های فیزیکی، خوراکی یا با استفاده از طب سنتی در محیطی خانگی با روش ها و ابزارهای بسیار ابتدایی انجام می گرفتند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تمامی اقدامات جمعیتی، در بطن فرهنگ و به میانجی عناصر فرهنگ بومی انجام شده است و به رغم اهمیت و ارزشی که فرزند در اجتماعات ماقبل مدرن داشته است، باز هم زنان اقدام به سقط کرده اند و بر خلاف بُعد ارزشی فرزند و فرزندآوری عمل کرده اند.
تمدن اخلاقی برساختی در فلسفه مالک بن نبی و لوازم مترتب بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بازخوانی انتقادی اندیشه تمدنی مالک بن نبی می پردازد و نشان می دهد که او چگونه از رهگذر نقد مبانی پیش فرض شده تمدن غربی، افق هایی نو برای بازسازی تمدن اسلامی می گشاید. مسئله اصلی آن است که به زعم بن نبی، تمدن غربی حقیقتی جهان شمول و فراامتی را مسلم می انگارد و آن گاه تجلی تمدنی خود را صورتی کامل از آن حقیقت مطلق جهان شمول می بیند. اما در نقطه مقابل، بن نبی بر این باور است که حقیقت امری است مقید، موقعیت مند و مبتنی بر ساختارهای جمعی هر امت. حقیقت اطلاق ناپذیر است و هیچ قومی را نمی توان مالک تمامیت آن دانست. این پژوهش به روش تحلیلی-تطبیقی و بر پایه داده های کتابخانه ای سامان یافته و با بهره گیری از تکنیک تحلیل مضمونی، در پی استخراج مؤلفه های کلان اندیشه تمدنی بن نبی است. یافته ها نشان می دهد بن نبی روح حاکم بر هر امت و فرهنگ ساری در آن را، عامل سازنده حقیقت قومی می داند. بر این بنیاد، مسلمانان را به ساخت تمدنی متناسب با ظرفیت ها، سلایق و تمایزات وجودی خویش فرامی خواند. در سپهر اخلاق، دستگاه فکری او به سوی نوعی «وظیفه گرایی امت مدار» میل می کند که در آن، تکلیف اخلاقی نه از عقل فردی، بلکه به واسطه ضمیر جمعی امت، برعهده فاعل اخلاقی نهاده می شود. در این هندسه تمدنی، تقدم با جنگ است نه صلح؛ چرا که هر تمدنی برای صیانت از تعین خویش، ناگزیر از ستیزی دائمی با دیگر تمدن ها است. همچنین با التزام به این چارچوب، دین و سیاست چنان درهم تنیده می شوند که اخلاق تابع شریعت می شود و اعتبار جهان شمول حقوق بشر غربی زیر سؤال می رود. درنتیجه هر امتی خود را محق می داند که دستگاه حقوقی ای متناسب با هویت و تمدن خویش بنیان نهد.
صورت بندی گفتمانی دانشگاه در سینمای ایران پساجنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۰)
187 - 240
حوزههای تخصصی:
دانشگاه در ایران پساجنگ، نه فقط سازمان تولید دانش، بلکه میدان نبرد گفتمان هایی بوده که هویت آن را در تلاطم قدرت و سیاست بازسازی کرده اند. این پژوهش، باهدف رمزگشایی از صورت بندی گفتمانی دانشگاه در سینمای ایران، سه پرسش را دنبال می کند: در فیلم های سینمایی پس از جنگ، مسائل مربوط به نهاد دانشگاه و دانش آکادمیک، چگونه بازنمایی گفتمانی شدند؟ صورت بندی های گفتمانی ایجاد شده از چه نظم های متفاوتی پیروی کردند و چگونه می توان پیدایش آنها را برحسب شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعه ایران پس از انقلاب تبیین کرد؟ باتکیه بر تحلیل گفتمانی فوکویی، هشت فیلم از چهار دوره سیاسی پساجنگ با روش نمونه گیری هدفمند برگزیده شدند: «دیگه چه خبر» و «پری» (سازندگی)؛ «شام آخر» و «به رنگ ارغوان» (اصلاحات)؛ «دل شکسته» و «دربند» (اصول گرایی)؛ «آااادت نمی کنیم» و «طعم شیرین خیال» (اعتدال). یافته ها از وجود نوعی سیاست حقیقت نانوشته در سینمای پساجنگ حکایت دارند که هدفش، نه بازنمایی معقول و درست دانشگاه و دانش آکادمیک، بلکه پرداختن به موضوعات فرعی و چه بسا تخریب گر نهاد دانشگاه بوده است. طی این دوره، دانشگاه به ندرت به عنوان مکانی برای تولید علم به تصویر درآمده است. فیلم ها یا دانشگاه را به صورت مکان سرگردانی روشنفکران یا تولید سوژه های انقلابی یا مولد آسیب های اجتماعی و روابط نامتعارف بازنمایی کرده اند. این بازنمایی ها، با به چالش کشیدن کارکرد علمی دانشگاه، سیاست گذاری را به سوی نظارت و گزینش سوق داده و نگاه جامعه را از شوق به سوءظن کشانده اند. این مطالعه، با نگاهی بومی و تیزبین، خلأ پژوهش های پیشین را پرکرده و دریچه ای به پیامدهای این گفتمان ها بر آینده آموزش می گشاید.
روش شناسی ساخت شاخص ترکیبی توسعه اجتماعی: تصیمات کلیدی و نتایج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۷)
125 - 154
برای ساخت ابزار سنجش توسعیه اجتماعی ضرورت روش شناسی ایجاب می کند، از چارچوب جامعی تبعیت شود تا با پاسخ گویی به انتظارات مفهومی و روشی، شاخص ها در چارچوبی مدون و معتبر منطبق شوند. مقالیه حاضر چالش های پیش روی ساخت این ابزار را شرح داده است. در این پژوهش از روش ناردو و همکاران برای ساخت شاخص ترکیبی استفاده شده که دارای ده مرحله است؛ 6 مرحلیه اول مربوط به ساخت شاخص ترکیبی، دو مرحلیه بعدی مرتبط با ارزیابی نحویه ساخت و دو مرحلیه آخر راه های ارائه و انتشار شاخص را بررسی می کنند. مطابق یافته ها در انتخاب معرف ها و شاخص ها رعایت تناسب با محتوای نظری، اهداف پژوهش و فاکتور غیرجایگزین بودن مدنظر بود. ساختاربندی داده ها با معیارهای قدرت تحلیل، عدم هم پوشانی، قابلیت دسترسی و اعتمادپذیربودن بررسی شد. داده های مخدوش، ناقص، پرت و داده هایی که با یکدیگر هم پوشانی داشتند، حذف و استحکام ابزار به دست آمده با تحلیل نااطمینانی آزمون شد. مشکل وزن های متفاوت معرف ها و شاخص ها با استفاده از تکنیک تحلیل مؤلفه های اصلی برطرف شد. برای حل مشکل عدم تقارن، ابتدا هر شاخص از ترکیب معرف های مرتبط و هر بُعد از ترکیب شاخص های آن به دست آمد؛ درنهایت ابعاد به صورت خطی با یکدیگر جمع شدند و امتیاز شاخص ترکیبی نهایی یا همان توسعیه اجتماعی به دست آمد. نتایج نشان می دهد مجموعه ای از 11 شاخص در سه گروه: بهره مندی از انواع امکانات و خدمات (سرماییه انسانی و بهره مندی)، سطح دسترسی به انواع امکانات و خدمات (سرماییه زیرساختی و دسترسی) و کم و کیف وضعیت انسجام اجتماعی (سرماییه اجتماعی و انسجام) ابعاد مختلف توسعیه اجتماعی در ایران را اندازه گیری می کنند.
AI as a Psychodynamic Therapist: Future Perspectives
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
127 - 144
حوزههای تخصصی:
Background: The integration of artificial intelligence into psychodynamic therapy presents a transformative opportunity to enhance mental health interventions.Aims: By consolidating evidence from diverse studies, this research underscores the theoretical and practical implications of psychodynamic AI systems and their potential to reshape therapeutic practices.Methodology: This study employs a meta-analytic approach to synthesize findings from existing research, focusing on the application of psychodynamic principles—such as unconscious processes, relational dynamics, and symbolic meaning—in AI-driven systems. Despite the dominance of cognitive-behavioral frameworks in AI therapeutic tools, psychodynamic approaches offer unique potential for fostering deeper emotional engagement and interpersonal understanding.Results: The analysis highlights advancements in AI-based systems designed to emulate psychodynamic processes and explores challenges, including technical limitations and ethical concerns. The findings emphasize the need for future research to refine AI's capacity to address complex psychodynamic phenomena while adhering to ethical standards, ensuring accessibility, and enhancing emotional intelligence.Conclusions: Ultimately, this work advocates for a balanced integration of psychodynamic principles with AI technologies to achieve scalable and effective mental health solutions.
مطالعه پدیدارشناسانه تاثیر شبکه های اجتماعی بر احساس امنیت اجتماعی (مطالعه موردی: متولدین دهه 70)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴شماره ۶۹
147 - 176
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو دارای رویکرد تفسیری و روش کیفی است که با بهره گیری از روش پدیدارشناسی انجام شده است. این پژوهش درصدد است، ضمن مطالعه عمیق تأثیرات شبکه های اجتماعی بر عناصر و مؤلفه های امنیت اجتماعی، به ریشه یابی علل و عوامل شکل گیری تغییرات صورت گرفته در عناصر و مؤلفه های امنیت اجتماعی، در جامعه آماری پژوهش بپردازد. جامعه آماری پژوهش متولدین دهه 70 می باشد که با توجه به ماهیت پدیدارشناسی و پراکنده و ناشناس بودن جامعه آماری، جهت انتخاب حجم و نحوه توزیع نمونه ها از معیار اشباع نظری و نمونه گیری هدفمند گلوله برفی استفاده شد. در این پژوهش، اشباع پس از انجام 27 مصاحبه حاصل گردید. ابزار گردآوری اطلاعات نیز، مصاحبه عمیق فردی با سؤالات نیمه ساختاریافته بود. تجزیه وتحلیل داده ها نیز بر اساس الگوی هفت مرحله ای کلایزی و دیکلمن انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد؛ تأثیرات شبکه های اجتماعی مجازی بر عناصر و مؤلفه های امنیت اجتماعی کاملاً معنادار بوده است. به طوری که شبکه های اجتماعی، به رغم برخورداری از مزایا و محاسن فراوان در راستای تسهیل فرایندهای ارتباطی، آموزشی و اطلاع رسانی، در فضای اجتماعی مورد مطالعه به علت فراهم نبودن پیش نیازهای لازم، اغلب منجر به بروز آثار و پیامدهای منفی شده اند. با این وجود، شبکه های اجتماعی توانسته اند بسیاری از پیش نیازهای توسعه اجتماعی-سیاسی را به خوبی زمینه سازی نمایند که از مهم ترین آن می توان به عدالت اطلاعاتی، ترویج شفافیت در اطلاع رسانی و آشکار شدن پشت پرده سیاستگذاری های دولتی و حاکمیتی برای مردم را اشاره کرد.
سنگ نوشته تخت خان، نمادی از تاریخ و فرهنگ ایلام در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶ و ۸۷
107 - 125
حوزههای تخصصی:
سنگ نوشته تخت خان، واقع در استان ایلام، سندی تاریخی و هنری از دوره قاجار است که به دستور غلامرضاخان والی در سال ۱۳۲۵ ه .ق پدید آمده است. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیل محتوا، به بررسی ابعاد مختلف این کتیبه پرداخته و گردآوری اطلاعات مورد نیاز تحقیق به روش کتابخانه ای بوده است. پرسش های اصلی تحقیق نیز با هدف بررسی اطلاعات تاریخی، ویژگی های خط و نگاره کتیبه، نقش آن در معرفی والی و جایگاه این سنگ نوشته در میان آثار ایلامی تدوین شده اند. کتیبه تخت خان حاوی اطلاعات ارزشمندی در مورد شجره نامه والیان پشتکوه، خدمات عمرانی گسترده غلامرضاخان و اوضاع سیاسی- اجتماعی منطقه است و به عنوان منبعی دست اول، مکمل سایر منابع تاریخی است. خط به کاررفته در آن، نستعلیق با گرایش به خط شکسته می باشد که ضمن برخورداری از ظرافت و زیبایی هنری، نمایانگر مهارت کاتبان و حجاران در حکاکی آن است. کتیبه مذکور با برجسته ساختن اقدامات و نسب والی، در معرفی شخصیت، تثبیت جایگاه و مشروعیت او نقشی محوری ایفا می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که سنگ نوشته تخت خان، با تلفیق محتوای غنی تاریخی و ویژگی های هنری برجسته، نه تنها سندی مهم از تاریخ و تمدن ایلام در دوره قاجار است؛ بلکه به عنوان یک اثر ملی، نقش مهمی در معرفی فرهنگ این منطقه به جهانیان ایفا می کند. این کتیبه علی رغم داشتن برخی کاستی های نگارشی، گواهی بر غنای فرهنگی و هنری ایلام و شایسته حفاظت و معرفی بیشتر است.
تحلیل جامعه شناختی مولفه های فرهنگی «گفتمان فرزندآوری» در جامعه کاربران فارسی زبان شبکه اجتماعی ایکس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۵
155 - 186
حوزههای تخصصی:
فرزندآوری، موضوعی کلیدی در هر جامعه است که با موضوعات جمعیت شناسی، جامعه شناسی، مطالعات خانواده، سیاستگذاری های فرهنگی و توسعه ای و اقتصادی پیوند محکمی دارد. آنچه که در مطالعات آماری تحت عنوان نرخ باروری بررسی می شود، هم می تواند متأثر از شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی جامعه باشد و هم می تواند برآنها اثرگذار باشد. ازاین رو در مطالعات و شناخت هرجامعه موضوع فرزندآوری، از دریچه فرهنگی، به منظور آگاهی به شرایط، برای ترسیم برنامه های آینده، ضروری و بااهمیت است. در این پژوهش، هدف، استخراج نگرش ها و ارزش ها و درنهایت تحلیل جامعه شناختی مؤلفه های فرهنگی «گفتمان فرزندآوری» در خانواده ایرانی در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) است. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی و چهارچوب نظری تحقیق بر پایه «پروژه فرزندآوری» بک وبک می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد فرزندآوری در جامعه امروز ایرانی، از امری طبیعی و وظیفه اجتماعیِ تولید نسل برای جامعه، خارج شده و در انحصار نظر شخصی افراد و منوط به رضایت قلبی و عقلی آنان است. در نتیجه تحلیل محتوای کیفی توئیت ها، ۳ مقوله اصلی در گفتمان فرزندآوری شناسایی شد: مهارت های فرزند پروری، فردگرایی و ارزش های فرزندآوری. بر اساس چهارچوب نظری تحلیل ها صورت گرفت و مؤلفه های فرهنگی «پروژه ای شدن فرزندآوری»، «فن سالاری»، «کیفیت»، «مصرف گرایی»، «فردیت»، «حب به خود» ، «لذت گرایی» و «آنیّت»، «هویت شخصی»، «آزادی انتخاب» و «قداست خانواده» در گفتمان فرزندآوری (کاربران فارسی زبان شبکه اجتماعی ایکس) شناسایی شدند.
سیاست های جلوگیری از ادغام اجتماعی مهاجرین افغانستانی در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
251 - 281
حوزههای تخصصی:
اهداف: پژوهش حاضر به بررسی سیاست های مهاجرتی جمهوری اسلامی ایران و تأثیر آن ها بر فرآیند ادغام اجتماعی مهاجرین افغانستانی در جامعه ایرانی می پردازد. هدف اصلی تحقیق، شناسایی سیاست هایی است که دولت ایران از طریق آن ها از ادغام اجتماعی این مهاجرین جلوگیری کرده است. روش مطالعه: این پژوهش از نوع کیفی است و با روش تحقیقی رویکرد نهادی، سیاست های مهاجرتی ایران را از طریق تحلیل منابع کتاب خانه ای و با بهره گیری از ترکیب نظریه های «سیاست های مهاجرتی» و «ادغام اجتماعی گوردون» مورد بررسی قرار می دهد. یافته ها: مهاجرت افغانستانی ها به ایران و حضور مداوم آن ها در طی پنج دهه گذشته، با مسائل مختلفی در حوزه اجتماعی-فرهنگی روبه رو بوده است. ادغام اجتماعی به عنوان فرآیندی که در آن مهاجرین با پذیرش ارزش ها، زبان و ساختارهای جامعه میزبان، به عضوی فعال از این جامعه تبدیل می شوند، یکی از مسائل اساسی در سیاست های مهاجرتی محسوب می شود. با این حال، با وجود اشتراکات فرهنگی و تاریخی میان ایران و افغانستان، فرآیند ادغام اجتماعی مهاجرین افغانستانی در جامعه ایرانی تحقق نیافته است. بررسی سیاست های جمهوری اسلامی ایران، به ویژه پس از دهه هفتاد شمسی، نشان می دهد که دولت ایران نه تنها تمایلی به ادغام اجتماعی این مهاجرین نداشته، بلکه سیاست های اتخاذشده عمدتاً با رویکردی امنیتی طراحی و اجرا شده اند. این سیاست ها به صورت نظام مند از ادغام اجتماعی جلوگیری کرده و منجر به طرد اجتماعی مهاجرین افغانستانی شده اند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که محدودیت های ناشی از سیاست های مهاجرتی ایران، نه تنها مانع از مشارکت فعال و ادغام مهاجرین افغانستانی در جامعه ایرانی شده، بلکه پیامدهای منفی امنیتی و اجتماعی نیز به همراه داشته است. ازاین رو، بازنگری در این سیاست ها و توجه به ابعاد اجتماعی و انسانی مهاجرت می تواند در بهبود وضعیت مهاجرین و کاهش تبعات منفی این رویکرد مؤثر باشد.