فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
زیست سیاست و توسعه دوره اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 20
حوزههای تخصصی:
هدف: مقاله حاضر بر آن است که تحلیلی کیفی از هویت فرهنگی پیروان یارسان، ساکن استان کرمانشاه به دست دهد. یارسان (اهلِ حق) اقلیتی آیینی در کشور ایران، عراق و ترکیه هستند که مرکز اصلی آنان استان کرمانشاه است و از لحاظ قومیت، بیشتر آنان کُرد هستد، اما در میان اقوام ترک و لک نیز پیروانی دارد. مطالعه جامعه شناسانه یارسان و نقش آیین اهل حق در شکل گیری هویت فرهنگی آنان و اینکه چگونه یک فرد یارسان خود را متعلق به یک اجتماع مذهبی خاص با فرهنگی کم و بیش متفاوت می داند، می تواند اهمیت و کارکرد تنوع فرهنگی و زبانی و دینی را در روندهای هویتی نمایان کند و نشان دهد که فرهنگ های کمتر دیده شده و کمتر شناخته شده و عناصر فرهنگی به ظاهر کمرنگ و کم اهمیت، به چه صورت در کنار سایر منابع فرهنگی کلان به مانند فرهنگ کلان و میانی، در شکل گیری هویت های جمعی و فرهنگی نقش دارند. بنابراین از نظریات مانوئل کاستلز، پیتر برگر، استوارت هال و ریچارد جنکینز در باب مسئله هویت، استفاد شده است. به نظر آنها هویت مدرن پدیده ای ایستا و ثابت نیست، بلکه پویا و سیال است و فرآیندی است تا چیزی از پیش داده شده. بیشتر از آنکه فردی باشد، اجتماعی و فرهنگی است. مدام در حال تغییر و دگرگونی است و از منابع متعددی سرچشمه می گیرد.روش :برای رسیدن به این منظور و به جهت نیل به فهمی درون نگر از این امر اجتماعی روش شناسی کیفی به عنوان روش اصلی انتخاب شده است. فن جمع آوری داده ها در این پژوهش مصاحبه ژرف و نیمه ساخت یافته بوده و از مشاهده نیز داده هایی به دست آمده است. تحلیل محتوای کیفی نیز برای تحلیل داده ها به کار رفته است. روش نمونه گیری هدفمند و میدان تحقیق شهر کرمانشاه بوده است. برای انجام این تحقیق و در بخش مصاحبه، از میان جوانان یارسان ساکن شهر کرمانشاه و بر اساس معیارهای جنسیت، سن، شغل، تحصیلات و تبار ایلی انتخاب صورت گرفت. این افراد شامل 17 نفر، 10 مرد و 7 زن، و در محدوده سنی 18 تا 38 و از دو گروه زبانی کُرد و لک هستند.یافته ها: این مطالعه با پرسش از وضعیت کنونی هویت فرهنگیِ پیروان این آیین و وجوه مختلف آن آغاز شده و با بررسی امکان بازتولید آن در چهارچوب زیست_ سیاست موجودِ گفتمان اجتماعی_ سیاسی مسلط به پایان رسیده است. در وجه توصیفی، یافته ها از هویت فرهنگی چندگانه و ترکیبی پیروان یارسان حکایت دارد و به رغم تأکید آنان بر اهمیت این آیین در برساخت هویت فرهنگی، نقش و حضور آن در ذهن و عمل نسل جوانتر کمرنگ تر شده است. فرهنگ دینی یارسان و پایبندی اهلِ حق ها به آن در مواردی مانند شرکت در مراسم و مناسک از قبیل اعیاد، شرکت جمع های یاری، ادای نذر و روزه گرفتن و موسیقی آیینی و توانایی نواختن ساز تنبور، رفتن به اماکن مقدس، خو اندن دفاتر و کتب مذهبی، اعتقاد به دونادون، کوتاه نکردن سبیل (برای مردها) و همچنین اشاعه و انتقال آن به فرزندان خود و تأکید بر ازدواج با فردی از پیروان اهلِ حق، جلوه پیدا کرده است. طبق اطلاعات به دست آمده از مصاحبه ها می توان چنین نتیجه گیری کرد که، پیروان اهلِ حق به این مناسک و اصول دینی پایبند هستند، هر چند که میزان آن نسبی و در میان این پیروان به یک میزان نیست و چنان که اشاره شد با توجه به عامل های جنس، سن و سبک زندگی افراد متغیر است. از نظر نسلی که مسئله این نوشتار بوده است، کمرنگ شدن باورهای مذهبی در بین جوانان یارسان و نسل های جدید موضوع مهمی است. بر اساس داده های تحقیق مهمترین وسایل انتقال بین نسلی این فرهنگ دینی و جامعه پذیری فرهنگی یارسان ها، خانواده ها و پیران هستند. خانواده همواره از مهمترین ابزارهای انتقال عناصر فرهنگی بوده اند. پیران اهلِ حق همچنین نقشی حمایت گر از مریدان را دارند که وظیفه برگزاری مراسم و مناسک و همچنین آموزش پیروان را ایفا می کنند. شرکت در مراسم و برگزاری مناسک مختلف دینی در میان اهلِ حق ها کارکردهای متعددی شامل تقویت باورمندی و پایبندی و همچنین ایجاد حس همبستگی و تقویت روحیه گروهی در میان آنان را دارد. بنابراین می توان گفت که نیروی پیشبرنده آیین یارسان و هویت فرهنگی متعاقب آن، اساساً نیرویی درون شبکه ای است و منبع بیرونی یا ندارد یا بسیار کم است. در اقلیت بودن و احساس محرومیت نسبی، باعث ایجاد رویکردی دوگانه در میان پیروان یارسان شده است به طوری که برخی از آنان هویت یارسانی خود را انکار کرده و باورمند به این آیین نیستند، در مقابل بسیاری از اهلِ حق ها با وجود پذیرش مشکلات، نوعی «هویت مقاومت» را اتخاذ کرده و همچنان بر اهلِ حق بودن خود تأکید دارند. در نهایت امکان بازتولید این هویت فرهنگی در هاله ابهام است. از مسیر چنین تحلیل هایی است که دلالت های فوکویی در باب زندگی، سیاست و تحولات توسعه ای سر بر می آورند. همچنان که کاستلز گفته است که هویت فرهنگی از بطن روابط قدرت برساخته می شود.نتیجه: این آیین و هویت فرهنگی همزاد آن در تلاش برای حفظ خود، فقط به نیروی پیشبرنده درون گروهی خود متکی است و این نیرو با توجه به ساختار اجتماعی، سیاست های فرهنگی و زیست جهان کرمانشاه که عمدتاً وجهی تمرکزگرایانه دارند، آینده ای مبهم پیش رو دارد.
تحولات مفهومی آرمان شهر در جامعه شناسی معاصر با تأکید بر رویکرد نهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
287-316
حوزههای تخصصی:
اندیشه ورزی پیرامون جامعه مطلوب سابقه طولانی در تاریخ تفکر بشری داراست و در بیشترصورتبندی های اجتماعی وجود داشته است. جامعه شناسی معاصر علیرغم تفاوت هایی که با اندیشه ها ی نظریه پردازان کلاسیک دارد غالباً شامل نوعی تصور صریح یا ضمنی از جامعه مطلوب بوده است. در دهه های اخیر تلاش های فکری جامعه شنا سان در باب وضعیت مطلوب جامعه، عمدتاً حول گفتمان های نظری و در قالب اصطلاحات و مفاهیم جدید دنبال می شود که نوشتار حاضر تلاش می کند با روش مروری تحلیلی به این سؤال بپردازد که در دهه های اخیر چه تغییراتی در مفهوم آرمان شهر نسبت به دیدگاه های کلاسیک جامعه شنا سی به وجود آمده است؟ در پاسخ می توان، توجه به رویکردهای نهادی در کنار پیچیدگی های فزاینده جامعه جدید را به عنوان فرضیه مطرح کرد. برای این منظور ادبیات نظری و مفهومی حاکم بر موضوع و ویژگی های نظم اجتماعی و جامعه مطلوب را در جامعه شنا سی کنونی مورد بحث قرارداد که حاصل آن ظهور مفاهیم جدید همچون جامعه خوب، جامعه مدنی، جامعه سالم، جامعه شایسته و بالاخره جامعه خلاق است. نقطه مشترک همه این مفاهیم علاوه بر نقد وضعیت های جاری ترسیم وضعیتی بهتر برای ارتقای شکوفایی انسان و رفاه اجتماعی است. آن ها همچنین به اهمیت نهادها و ساختارهای اجتماعی در شکل دادن به جامعه مطلوب پرداخته اند که تا قبل از آن مورد توجه نبوده است.
Children, Healthy Lifestyle and Media Literacy
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
1 - 23
حوزههای تخصصی:
Background: Media content plays a significant role in shaping behaviors, attitudes, and lifestyle choices, especially among children, a demographic that is highly impressionable and actively engaged with various media platforms.Aims: This article explores the role of media literacy in equipping children to critically evaluate media content that promotes unhealthy lifestyles, including poor dietary choices, sedentary behavior, celebrity worship and unrealistic body ideals.Methodology: This study employs a qualitative approach, synthesizing data from case studies, government reports, and peer-reviewed academic literature to explore the role of media literacy in fostering healthy lifestyle choices among children.Findings: The findings indicate that current media literacy education programs for children are insufficient, largely because they often fail to include parental education. Parents play a pivotal role as mediators of children’s media consumption, and their active participation in media literacy education strengthens the impact of such interventions. The article argues for an integrated media literacy curriculum targeting both children and parents to create a more comprehensive understanding of healthy lifestyle practices and critical media engagement. Recommendations for policy, educational frameworks, and family-centered interventions are proposed to address these gaps.Conclusions: We emphasize the importance of a holistic approach to media literacy that includes all involved people and bodies in promoting healthier lifestyle choices among children.
مسئله ناترازی تولید و مصرف برق در ایران و جایگاه شهروند باسواد انرژی در مصرف بهینه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهروند دارای سواد انرژی، عامل مهمی در بهره گیری از نوآوری های اجتماعی در کنار نوآوری های فناورانه برای مواجهه با ناترازی ها و اصلاح الگوی مصرف در حکمرانی صنعت برق قلمداد می شود. این مقاله با تشریح مسئلیه ناترازی تولید و مصرف برق به مثابیه یک بحران عمومی که بر ضرورت نقش آفرینی شهروندان در مصرف بهینه تأکید دارد، به سنجش سواد انرژی شهروندان در ابعاد شناختی (آگاهی)، عاطفی (تصمیم گیری مبتنی بر معیارهای ارزشی) و رفتاری (صرفه جویی) مصرف برق و تبیین تغییرات آن در سطح ملی می پردازد.روش پیمایش و تکنیک پرسشنامه برای گردآوری داده ها و آماره های توصیفی و رگرسیون چندمتغیره در تحلیل داده ها استفاده شده است.یافته ها بیانگر میانگین آگاهی شهروندان در حوزیه برق روی طیف صفر تا ده 41/5، اهمیت معیارهای ارزشی در تصمیم گیری برای مصرف برق 74/6 و رفتارهای صرفه جویانه 59/7 است. میزان هریک از این متغیرها براساس متغیرهای زمینه ای متفاوت است؛ ضمن اینکه بین هریک از ابعاد، رابطیه معناداری وجود دارد؛ به گونه ای که با افزایش در میزان آگاهی، میزان اهمیت معیارهای ارزشی در مصرف، بیشتر شده و افزایش این دو در افزایش رفتارهای صرفه جویانه تأثیرگذار بوده است.سطح سواد انرژی شناختی، متوسط روبه پایین، عاطفی، متوسط روبه بالا و رفتاری، بالا ارزیابی می شود. تغییرات میزان سواد انرژی براساس متغیرهای زمینه ای و نیز اثرگذاری ابعاد روی هم، یافتیه مهمی در سیاست گذاری و برنامه ریزی ارتقای آن تلقی می شود. پیشنهاد پژوهش در ارتقای سواد انرژی تأکید بر توجه به ابعاد همه جانبیه آن و ارتباط آن ها با یکدیگر با توجه به متغیرهای زمینه ای است. جامعه پذیری از طریق آموزش در مدارس و خانواده و ترویج آموزش های عمومی ضرورت دارد.
مسئله اجتماعی افزایش سن ازدواج در ایران: عوامل و زمینه ها (مورد مطالعه: شهرستان بروجرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نهاد خانواده در ایران متأثر از ورود فرایند نوسازی و روندهای کلان جمعیتی تغییر و تحولات عمیقی را در چند دهه اخیر تجربه کرده است. یکی از حوزه های این تغییرات، افزایش میانگین سن ازدواج است. به طوری که روند تأخیر در ازدواج به یکی از چالش های مهم جمعیتی و اجتماعی تبدیل شده است. مقاله پیش رو با هدف بررسی عوامل مؤثر بر افزایش سن ازدواج در شهرستان بروجرد انجام گرفته است. روش تحقیق، پیمایش و ابزار مورداستفاده پرسشنامه می باشد. با بررسی متون و ادبیات تحقیق در حوزه ی خانواده و ازدواج، 9 عامل اجتماعی اقتصادی و متغیرهای جمعیت شناختی که به نظر می رسید تعیین کننده وضعیت تأخیر در ازدواج باشند، انتخاب و در قالب فرضیههای تحقیق تدوین شدند. جامعه ی آماری تحقیق شامل دختران و پسران هرگز ازدواج نکرده در بازه سنی 20 تا 45 سال می باشند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 537 نفر از بخش های مختلف شهر انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج نشان داد که دشوارسازی شرایط ازدواج، برخورداری از تمکن اقتصادی و پذیرش برابری جنسیتی از عوامل مؤثر بر افزایش میانگین سن در اولین ازدواج در شهرستان بروجرد هستند. بیشترین درصد تغییرات افزایش سن مجردی توسط عوامل دشوارسازی شرایط ازدواج صورت گرفته که نشان دهنده اهمیت و مهم بودن این عامل نسبت به سایر عوامل دیگر اثرگذار بر افزایش سن ازدواج است. این نتایج نشان دهنده ی اهمیت متغیرهای اجتماعی اقتصادی در تغییرات الگوهای ازدواج و تشکیل خانواده در ایران طی سال های اخیر می باشد که لازم است در برنامه ریزی ها و سیاست گذاری کلان جمعیتی به آن توجه جدی شود.
تبیین جامعه شناختی تأثیر ساختار قدرت در خانواده بر بدبینی اجتماعی با تأکید بر نقش تعدیلگری طبقه اجتماعی (مورد مطالعه شهروندان بالای 18 سال شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۷)
77 - 100
هدف از نگارش مقالیه حاضر تبیین نظری و تجربی مدل تحلیلی است که در آن تأثیر ساختار قدرت در خانواده به عنوان متغیر مستقل بر بدبینی اجتماعی به عنوان متغیری وابسته با در نظر گرفتن طبقیه اجتماعی به عنوان متغیر تعدیلگر بررسی شده است. چارچوب نظری این پژوهش با استفاده ازنظریه های دارندورف، ترنر، کالینز، کمپر و نظرییه منابع نگاشته شده است. جامعیه آماری در این پژوهش، شهروندان بالای 18 سال شهر اصفهان بودند و حجم نمونه با استفاده از نرم افزار Sample Power 410 نفر برآورد شد. روش تحقیق پیمایشی و شیویه نمونه گیری ترکیبی (خوشه ای دو مرحله ای-دردسترس) و ابزار سنجش پرسش نامیه دارای اعتبار و قابلیت اعتماد بوده است. بدبینی اجتماعی در 4 بُعد فردی، بین فردی، گروهی و نهادی و متغیر ساختار قدرت در خانواده در سه بُعد حوزیه قدرت، تصمیم گیری و شیویه اعمال قدرت و بُعد عینی طبقیه اجتماعی با استفاده ازنظرییه وبر سنجش شده است. اعتبار استفاده شده در این مطالعه اعتبار محتوایی و سازه بوده است. برای سنجش قابلیت اعتماد پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که مقدار آن برای بدبینی اجتماعی 0.86 و برای ساختار قدرت در خانواده 0.84 به دست آمده است. نتایج این تحقیق نشان داد که ساختار قدرت در خانواده و طبقیه اجتماعی در جامعیه مطالعه شده تأثیر معناداری بر بدبینی اجتماعی دارد و طبقیه اجتماعی نقش تعدیلگری معناداری در رابطیه ساختار قدرت در خانواده و بدبینی اجتماعی دارد.
تبیین مولفه های سبک زندگی خانوادگی موثر بر طراحی معماری مسکن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۹)
273 - 315
حوزههای تخصصی:
خانواده اولین جایی است که فرایند جامعه پذیری و تحقق کیفیت سبک زندگی افراد در آن شکل می گیرد و به عنوان یک عنصر مهم در سبک زندگی فرد و جامعه در صورتی می تواند ثمربخش باشد که به مطلوب ترین صورت بتواند خود را بنمایاند و کارایی موردنظر را داشته باشد. خانه به عنوان بستر اصلی زندگی خانواده، شکل گیری شخصیت افراد و سبک زندگی آنان بوده و در رفع نیازها و برآوردن تمایلات افراد نقش اساسی دارد. رابطه میان فرد و خانه همواره یک رابطه دو سویه است و همان گونه که شیوه و روش زندگی انسان ها بر معماری فضای سکونتی آن ها تأثیر می گذارد، فضای معماری نیز تأثیر مستقیم بر روی سبک زندگی خانوادگی دارد و نحوه طراحی فضاهای زیسته انسان ها حائز اهمیت است. پرسش اصلی تحقیق عبارت است از اینکه مهم ترین ابعاد سبک زندگی خانوادگی کدام اند و هریک چگونه بر معماری مسکن تأثیر می گذارند؟ ماهیت تحقیق کاربردی است و با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا برای پاسخ به پرسش تحقیق، نخست با کدگذاری داده های اولیه ابعاد سبک زندگی خانوادگی استخراج می گردد و در بخش دوم ضمن دسته بندی مؤلفه ها و زیر مؤلفه های مؤثر تحقیق، ویژگی های فضای سکونت خانواده از منظر نحوه نمود شاخص های استخراج شده از بخش اول در ارتباط با حوزه معماری تبیین خواهد شد. نتایج بیانگر این است که بعد جامعه شناختی، اجتماعی، جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی، سلامت محور، دینی، سیاسی، انگیزه درونی و سلیقه شخصی ابعاد کلان سبک زندگی خانوادگی بوده و تأثیر مستقیم بر فضای زیست خانواده (مسکن) دارد.
مدل تبیین فرایند انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۴
27 - 39
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف ارائه مدل تبیین فرایند انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران صورت گرفته است. روش تحقیق ازنظر پارادایم؛ تفسیری، ازنظر رویکرد؛ کیفی، ازنظر استراتژی؛ نسخه نظریه زمینه ای اشتراوس و کوربین و به لحاظ هدف، کاربردی است. مشارکت کنندگان، اعضای هیأت علمی واحدهای دانشگاه آزاداسلامی استان تهران بودند که براساس روش نمونه گیری هدف مند و نظری با رعایت حداکثر تنوع انتخاب شدند. مصاحبه نیمه ساختمند با ۱۱نفر براساس اصل اشباح نظری انجام شد. برای تحلیل داده ها، از کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای ارزیابی قابلیت اعتماد و اعتبار پژوهش از کنترل مشارکت کننده، کنترل توسط همکار، حضور طولانی مدت در بافت پژوهش، توضیح مفصل، و ممیزی استفاده شد. تحلیل داده ها ۱۶مفهوم ۴۰ویژگی و ۳۳۱بُعد استخراج گردید. اجزای مدل فرایند انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی بااستفاده از ۱۱6نمودار، ۵فرایند فرعی و ۱۵تاکتیک راهبردی شکل گرفت. درنهایت، مدلی مشتمل بر انگیزه خدمت عمومی اعضای هیأت علمی دانشگاه به عنوان پدیده مرکزی، شرایط فردی (ابعاد روان شناختی)، شرایط اجتماعی فرهنگی (اعتبار و هویت فردی خانوادگی)، و شرایط دانشگاهی (پاسخ گویی اجتماعی سازمان، امنیت شغلی)، به عنوان عوامل تأثیرگذار، راهبردها (شرکت در سیاست گذاری درون و برون دانشگاهی)، و پیامدهای فردی (ارتقاء ابعاد روان شناختی عضو هیأت علمی)، پیامدهای اجتماعی فرهنگی (ارتقاء سلامت جامعه)، و پیامدهای دانشگاهی (نتایج ادراکی در پاسخ گویی، معضلات و آسیب ها در بخش پژوهش)، همراه با خط سیر داستان ارائه گردید.
تحلیل جامعه شناختی مدرنیته سیاسی در ایران دوره سوم و چهارم مشروطه 1320 -1332(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله مطالعه تطبیقی مدرنیته سیاسی در ایران 1320-1332 است. مسئله این پژوهش ناظر بر آن است که مدرنیته سیاسی در ایران در مرحله تثبیت پرابلماتیک شده و تلاش های ناظر بر تغییرات دموکراتیک در دوره مورد مطالعه به بازگشت اقتدارگرایی منجر شده است. با توجه به شواهد تجربی ارائه شده در پژوهش استدلال شده است که جامعه ایرانی، عدم تثبیت مدرنیته سیاسی و در نتیجه بازگشت اقتدارگرایی را در 1327 و 1332 تجربه کرده است. پس از اثبات مسئله، سوال مقاله به این صورت بیان شده است که «عدم تثبیت مدرنیته سیاسی در ایران 1320-1332 چگونه قابل تبیین می باشد؟». مدل نظری پژوهش بر مبنای رویکرد ترکیب گرایانه است. پژوهش حاضر با روش تاریخی تطبیقی و در دوسطح تحلیل درون موردی و تحلیل علی انجام شده است. مطابق با مدعای نظری این متن عدم تثبیت مدرنیته سیاسی در ایران تحت شرایط ترکیب شروط علی ضعیف بودن میزان نهادمندی نظام سیاسی ناظر بر انحلال پارلمان، تعویق انتخابات، انحلال انجمن ها و احزاب سیاسی، عدم استقلال قوا از یکدیگر، حذف یا تغییر قوانین مصوب، عدم جدایی جامعه مدنی از دولت، ضعیف بودن حضور حقوق فردی و شهروندی در قانون اساسی و نقش منفی کنشگر خارجی در تحولات سیاسی داخلی رخ داده است.
نقش شبکه های مجازی در شکل گیری هویت هواداران چهره ها؛ بررسی دنبال کنندگان تتلو در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شبکههای اجتماعی بهویژه اینستاگرام یکی از مهمترین بسترهای تعاملات اجتماعی، فرهنگی و هویتی هستند که هواداران سلبریتیها در آن حضوری فعالانه دارند. این پژوهش با تمرکز بر جهان اجتماعی جوانان هوادار امیر مقصودلو (تتلو) به بررسی تأثیرات و پیامدهای اینستاگرام در تجربه زیسته هواداران تتلو از منظر فرهنگی و اجتماعی پرداخته است. این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. جامعه آماری شامل جوانان بزرگسال ۱۸ تا ۲۹ سال بود و حجم نمونه از طریق نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی و براساس اصل اشباع نظری مشخص شد. تعداد نمونه پس از مصاحبه با ۲۳ نفر (۱۲ مرد و ۱۱ زن) به کفایت نظری رسید. ابزار جمعآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته بود و برحسب دیدگاه پدیدارشناختی مکس ون منن و نرمافزار MAXQDA-2020 تحلیل شد. براساس یافتهها، در پدیده هواداری، دو مضمون شناسایی شدند: 1- بسترها و شرایط» با زیرمقولههای «زمینههای فرهنگی- اجتماعی و رسانهای» و «عوامل فردی و ارتباطات اجتماعی»؛ 2- «پیامدهای اینستاگرام» با زیرمقولههای «هویتسازی و انگیزش فردی» و «چالشهای اجتماعی و روانی». اینستاگرام نقش مهمی در شکلدهی به هویت شخصی و ایجاد انگیزههای مثبت دارد. در کنار تأثیر فضای مجازی، شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه و آزادی بیان در برابر فشارهای اجتماعی نیز بر جذب افراد به سلبریتیها تأثیر زیادی دارد.
نظریه انتزاع و کاربست مفاهیم قرآن در عرصه رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
105 - 136
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز که رسانه ها نقش کلیدی در هدایت افکار عمومی دارند، ارائه مفاهیم ناب دینی به زبانی رسانه پذیر، بیش از هر زمان دیگری احساس می شود. این مقاله به دنبال پاسخ به یک پرسش اساسی است: چگونه می توان گوهرهای معنوی قرآن را بدون کم کردن از عمق آنها، به شکلی جذاب و اثرگذار در قالب فیلم، سریال، پادکست و دیگر فرمت های رسانه ای عرضه کرد؟ برای یافتن پاسخ، این تحقیق از دو منظر به مسئله نگاه کرده است: از یک سو مطالعات دقیق دینی (مانند بررسی آیات قرآن با روش های اصولی و تفسیری) و از سوی دیگر تحقیقات میدانی (مانند نظرخواهی از مخاطبان و بررسی نیازهای روز). حاصل این پژوهش، طراحی مدلی پنج گامه است که مانند یک نقشه راه، مراحل تبدیل مفاهیم قرآنی به محتوای رسانه ای را نشان می دهد؛ از انتخاب آیات کلیدی تا خلق سناریوهای جذاب و تولید نهایی. نتیجه این تحقیق هم برای اندیشمندان دینی جالب توجه است و هم برای فعالان رسانه ای. پژوهش نشان می دهد که قرآن سرشار از مفاهیم راهبردی است که اگر هوشمندانه و با روش های نوین به محتوای رسانه ای تبدیل شوند، می توانند هم مخاطب عام را جذب کنند و هم پیام های عمیق دینی را منتقل نمایند. این مقاله نه فقط یک نظریه، که یک دستورکار عملی برای همه کسانی است که دغدغه تولید محتوای دینی اثرگذار را دارند.
دیپلماسی گفتمانی اغتشاشات سال 1401 و رسانه های جهان (مطالعه موردی: روزنامه جروزالم پست اسرائیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
51 - 75
حوزههای تخصصی:
هدف : مسئله اصلی این تحقیق یافتن دیپلماسی گفتمانی اغتشاشات سال 1401 و تحلیل گفتمان اخبار وگزارش های مختلف انتشار یافته در رسانه های بیگانه با مطالعه موردی روزنامه جروزالم پست اسرائیل است. بررسی این موضوع فهم بهتر دیپلماسی گفتمانی این رسانه ها که می توان آنها را رویکردی واقعی از سیاست کلی کشورهایی که در آن ها فعالیت می کنند دانست برای آشنایی بیشتر با روشهای تبلیغاتی و عملیات روانی آنها برای ایجاد ضد جریان برای خنثی کردن آن ها اهمیت زیادی دارد. روش پژوهش: گزارش های خبری این روزنامه با روش عملیاتی تحلیل گفتمان (پدام) مورد تحلیل قرار گرفته اند. تحلیل مزبور در پنج سطح: سطح-سطح، عمق-سطح، سطح-عمق، سطح عمیق و سطح عمیقتر نشان دهنده نوعی از دیپلماسی گفتمانی این روزنامه درباره ناآرامی ها و اغتشاشات سال 1401 ایران است. یافته ها: این روزنامه با جهانی کردن اعتراضات ایران و تقابل سازی میان مردم و نظام، در صدد برجسته سازی خشونت نظام بر علیه مردم و همچنین در جهت قراردادن مردم در موضع تقابل با نظام است تا بتواند زمینه تغییرات اساسی در ایران را دنبال کند. روزنامه جروزالم پست در تلاش بوده است که با شایعه پراکنی، اخبار دروغین، برجسته سازی خشونت های ساختگی، تقابل سازی میان مردم و نظام، جهانی سازی اغتشاسات ایران، زمینه سازی برای افزایش درگیری های منطقه ای ایران که در عملیات روانی بکار گرفته می شوند در ساخت گفتمانی خبری خود بر علیه ایران بکار گیرد.این موضوع در بررسی و تحلیل 23 گزارش خبری از روزنامه اسرائیلی جروزالم پست به دست آمد. نتیجه گیری: اغتشاشات سال 1401 علاوه بر ایجاد تغییراتی در ساختار اجتماعی، به شکل وسیعی مورد توجه رسانه های جهان قرار گرفت.رسانه های مختلف جهانی نه تنها در انعکاس لحظه ای تحولات ایران فعالیت داشتند، بلکه در تلاش بودند که گفتمان سازی و ساخت گفتمانی را سرلوحه کارهای خود قرار داده تا بر ذهنیت ایرانیان تاثیرگذاری لازم در جهت اهداف خود داشته باشند. از اهداف دیگر مهم رسانه های بیگانه ساخت ذهنیت جهانی در مورد تحولات ایران در جهت ترسیم نقشه تعاملی آینده با حکومت و مردم بود.
جریان سازی رسانه ای سند محور در اخبار صداوسیما مطالعه موردی :قانون افزایش ظرفیت پزشکی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قانون افزایش ظرفیت پزشکی، یکی از مهم ترین مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی بود که در دی ماه 1400 به امضای رئیس جمهور رسید. اخبار صداوسیما نیز با ماموریت پیگیری اسنادبالادستی به ماجرا وارد شد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی چگونگی جریان سازی سند محور، با بررسی سه بخش خبری نیمروزی (14) و شبانگاهی (21) شبکه اول سیما و بخش خبری (20:30) شبکه دوم سیما در پیشبرد قانون افزایش ظرفیت پزشکی بوده است. در ابتدا تمامی فراورده های خبری منتشرشده تحلیل محتوای کمی شده اند و سپس به صورت هدفمند، اقدام به مصاحبه عمیق با سه دسته از سردبیران خبر، مسئولان شورای عالی انقلاب فرهنگی و مسئولان وقت وزارت بهداشت شده است. نتایج نشان می دهد از بازه زمانی آبان 1400 تا تیرماه 1401 از سه بخش خبری ذکر شده ۴۱ فراورده خبری پخش شده اند. بخش خبری 20:30 به دلیل لحن انتقادی، کوتاه بودن و مصاحبه های صریح با مسئولان بیشترین تأثیر را بر مخاطبان و مسئولان داشته و پس از آن، بخش خبری 21 شبکه اول سیما، مورد اقبال مصاحبه شوندگان و مسئولان قرارگرفته است. به عقیده مصاحبه شوندگان، برگزاری برنامه های زنده گفت وگو محور با حضور کارشناسان تراز اول در حوزه پزشکی، می تواند در انتقال پیام و آشنایی با ادله موافق و مخالف، موثر واقع شود. تحلیل محتوایی نشان داد که تمرکز اصلی این اخبار پیگیری اجرای یکی از سیاست های کلان نظام سلامت بوده است. صداوسیما در این فرایند توانسته است نقش واسط را در میان مردم، نخبگان و سیاستگذاران ایفا کند.
مطالعه جامعه شناختی عوامل مؤثر بر امید اجتماعی شهروندان شهر ایلام با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
209 - 241
حوزههای تخصصی:
امید اجتماعی از جمله مؤلفه های کلیدی در پایداری انسجام اجتماعی و مشارکت مدنی به شمار می رود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر امید اجتماعی در شهر ایلام و ارائه مدلی مفهومی برای تبیین آن انجام شد. روش تحقیق توصیفی همبستگی بود و داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته مبتنی بر پنج مؤلفه اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، زیست محیطی و خانوادگی از ۲۵۹ نفر از شهروندان ایلامی که به صورت در دسترس انتخاب شدند، گردآوری شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار PLS انجام گرفت. نتایج نشان داد که مدل مفهومی پژوهش از برازش آماری مناسبی برخوردار است ((RMSEA=0.04، GFI=0.93) و همه متغیرهای مستقل تأثیر مثبت و معناداری بر امید اجتماعی دارند، هرچند شدت این تأثیرها متفاوت است. تحلیل مسیر نشان داد عوامل اجتماعی با بیشترین ضریب اثر (γ=0.28) مهم ترین تبیین کننده امید اجتماعی هستند و پس از آن به ترتیب عوامل اقتصادی (γ=0.22)، خانوادگی (γ=0.21)، زیست محیطی (γ=0.19) و سیاسی (γ=0.15) قرار دارند که همگی در سطح ۰.۰۰۱ معنادار بودند. یافته ها بیانگر آن است که امید اجتماعی در جامعه مورد مطالعه بیش از آنکه مبتنی بر اعتماد سیاسی یا نهادهای رسمی باشد، از شبکه های اجتماعی، روابط خانوادگی و تجربه های زیسته اقتصادی تغذیه می شود. این نتایج نشان می دهد که امید اجتماعی پدیده ای چندبعدی و برآمده از تعامل عوامل خرد، میانه و کلان است و تضعیف نهادهای رسمی می تواند به انتقال منابع امید به حوزه های غیرنهادی منجر شود؛ ازاین رو بازسازی امید اجتماعی مستلزم سیاست گذاری های چندلایه در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و نهادی و تقویت سرمایه اجتماعی، عدالت توزیعی و اعتماد عمومی است.
اثربخشی مداخله آموزشی غنی سازی زندگی زناشویی بر اساس مدل گاتمن بر صمیمیت جنسی و احساس تنهایی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۲
48 - 68
حوزههای تخصصی:
صمیمیت جنسی و احساس تنهایی از مؤلفه های تأثیرگذار در کیفیت روابط زناشویی به شمار می روند. احساس تنهایی می تواند بر توانایی زوجین برای ایجاد ارتباط عاطفی عمیق تأثیر منفی گذاشته و زمینه ساز فاصله گیری هیجانی میان آن ها شود. در مقابل، صمیمیت جنسی نقش مهمی در سلامت روان، بهزیستی فردی و سازگاری میان زوجین دارد و تقویت آن می تواند به بهبود کیفیت زندگی مشترک و افزایش رضایت زناشویی منجر شود. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مداخله غنی سازی زندگی زناشویی بر اساس مدل گاتمن انجام شد. روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زوجین شهر اصفهان بود که به روش نمونه گیری داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی قرار گرفتند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش غنی سازی زندگی زناشویی دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل فقط پرسشنامه های پژوهش را در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. داده ها با استفاده از روش واریانس چندمتغیری با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مداخله مذکور تأثیر معناداری در افزایش صمیمیت جنسی (F=5.53, P<0.05) و کاهش احساس تنهایی (F=41.76, P<0.05) داشته و اثربخشی آن پس از دو ماه نیز ماندگار بوده است.
A content analysis of visual and textual elements in Esteghlal fan pages on Instagram
منبع:
Socio-Spatial Studies, Vol ۹, Issue ۱, Winter ۲۰۲۵
61 - 73
حوزههای تخصصی:
This study investigates the representation of fan identity associated with Esteghlal Tehran Football Club on Instagram. Employing Braun and Clarke's six-phase thematic analysis framework, the research is grounded in Henri Tajfel's Social Identity Theory. The sample comprises two highly viewed posts from prominent Esteghlal fan pages during the early days of the new year, each containing an image and accompanying caption. Findings reveal that, despite critical and occasionally harsh language directed at the coaching staff, players, and club management, fans' efforts are not aimed at severing ties with team identity but rather at reconstructing it amidst crisis. Themes such as "feelings of despair over continued failures," "desire for introspection within the in-group," "blaming sub-elements to preserve group self-esteem," and "maintaining in-group solidarity through protest language" underscore the complex dynamics of fandom when facing identity threats. Overall, the study highlights Instagram as a potent platform for the emergence of new and visual forms of collective football fan identity in Iran.
تصویر پلیس در رسانه ها و تأثیر آن بر اعتماد عمومی در مواجهه با آسیب های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، تصویر نهاد پلیس در رسانه ها نقش مهمی در شکل گیری یا تضعیف اعتماد عمومی به کارآمدی و مشروعیت این نهاد داشته است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بازنمایی های رسانه ای پلیس بر اعتماد عمومی در زمینه آسیب های اجتماعی، با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل شهروندان تهرانی بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. 24 نفر تا رسیدن به اشباع نظری از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته بررسی شدند و داده ها با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. برای افزایش اعتبار پژوهش، از روش های تطبیق داده ها، بازنگری شرکت کنندگان و شفاف سازی فرایند تحلیل استفاده شد. یافته ها نشان داد که تصویر پلیس در اذهان عمومی پدیده ای پویا و متأثر از عوامل تاریخی، عملکردی، رسانه ای و اجتماعی است. مدل پارادایمی پژوهش، «بازنمایی اجتماعی پلیس در ذهن شهروندان» را به عنوان پدیده محوری معرفی کرد که تحت تأثیر شرایط علی (تصویر نمادین-تاریخی و عملکرد پلیس)، شرایط زمینه ای (جنسیت، طبقه اجتماعی و محل سکونت) و شرایط مداخله گر (رسانه های نوین و سنتی) شکل می گیرد. رسانه های اجتماعی با تقویت بازنمایی های منفی و رسانه های رسمی با ارائه تصاویر تبلیغاتی یک سویه، ادراکات متناقضی ایجاد می کنند. نتیجه این فرآیند، نظریه «اعتماد عمومی شکننده در سایه بازنمایی متضاد» است که به کاهش مشروعیت نهادی و همکاری اجتماعی با پلیس منجر می شود. این پژوهش بر لزوم بازنگری راهبردهای رسانه ای، شفاف سازی عملکرد پلیس و ایجاد فضاهای گفت وگوی اجتماعی برای تقویت اعتماد عمومی تأکید دارد.
پدیدارشناسی تجربلأ معتادین درحال بهبودی و خانوادلأ آن ها در شبکۀ روابط اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۱۶۰-۱۲۱
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف دستیابی به درکی عمیق تر از پدیده اجتماعی اعتیاد و بازگشت به آن، به مطالعه پدیدارشناسانه تجربه زیسته فرد مصرف کننده درحال بهبودی و خانواده او پرداخته است. داده ها با ترکیبی از روش های مشاهده مستقیم و مصاحبه های عمیق گردآوری شدند. در روش مشاهده مستقیم، جلسات همدردی مصرف کنندگان در حال بهبودی (NA)، کنگره ۶۰ و خانواده های آنان مورد بررسی قرار گرفت. در روش مصاحبه عمیق، مشارکت کنندگان شامل ۱۱ نفر از روان پزشکان، روان شناسان و همتایان درمانی بودند. یافته ها نشان داد برخی خانواده ها با حمایت های بیش از حد و کنترل گری، فرصت تجربه کردن و مواجهه با چالش های زندگی را از فرزندان خود سلب کرده اند که این امر به «اجتناب تجربه ای» منجر شده و به عنوان یکی از علل شکل گیری اعتیاد مطرح است. بر اساس این نتایج، فرد مصرف کننده پس از اولین تجربه مصرف، احساس می کند «زندگی اش تازه روبه راه شده» و «به آرامش رسیده است»، در حالی که خانواده او با احساساتی از قبیل نگرانی، هراس، شرم و سرزنش مواجه می شود. این شکاف در تجربیات باعث می شود که فرد مصرف کننده و خانواده اش از حوزه درک متقابل یکدیگر خارج شوند و این امر به تداوم مصرف و بازگشت به اعتیاد منجر گردد. برخی از خانواده ها از طریق شرکت در جلسات همدردی می آموزند که با تغییر سبک زندگی و به کارگیری رویکرد «رها کردن با عشق»، می توانند به بهبود مصرف کننده کمک کنند یا حداقل از قربانی شدن سایر اعضای خانواده جلوگیری نمایند. این نتایج نشان می دهد که برخی مصرف کنندگان با شرکت در جلسات همدردی (NA و کنگره ۶۰) موفق به دستیابی به درمان و حفظ پاکی شده اند. با این وجود، همچنان برخی خانواده ها و فعالان حوزه درمان با دو چالش اصلی مواجه اند: درک فرد مصرف کننده به عنوان مجرم پس از ارتکاب جرم و انتخاب بین درمان داوطلبانه یا اجباری.
نقش محوری مسجد در حکمرانی محلی: بررسی همکاری مدیریت شهری و مساجد در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴شماره ۷۱
153 - 182
حوزههای تخصصی:
ارتقای همکاری مدیریت شهری با مساجد باعث بهبود اجرای برنامه های فرهنگی-اجتماعی در محله ها می شود که منجر به افزایش مشارکت مردمی و تقویت سرمایه اجتماعی می گردد. همچنین، محوریت مساجد در توسعه محله ها به بهبود کیفیت زندگی شهروندان و حل مسائل محلی کمک می کند. این پژوهش باهدف شناسایی چالش ها و ارائه توصیه های سیاستی جهت ارتقاء همکاری مدیریت شهری با مساجد شهر تهران، با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی انجام شده است. نتایج نشان می دهد که مساجد، به عنوان یکی از مهم ترین مراکز فرهنگی-اجتماعی، ظرفیت بالایی در هم افزایی با مدیریت شهری دارند. استفاده از این ظرفیت می تواند در توسعه برنامه های فرهنگی و مذهبی در اماکن عمومی و پررفت وآمد نظیر مترو مؤثر باشد. همچنین، توجه به نیازهای زیرساختی مساجد ازجمله تخصیص اعتبارات عمرانی برای مرمت، بازسازی و تجهیز و نظارت بر نقشه و معماری آن ها، از دیگر راهکارهای مطرح شده است. ایجاد امکاناتی چون کانون های فرهنگی-هنری، باشگاه های ورزشی و صندوق های قرض الحسنه در کنار مساجد، می تواند نقشی کلیدی در جذب شهروندان و افزایش کارآمدی مساجد ایفا کند. بهبود تعاملات نهادی با تدوین آیین نامه های همکاری بین نهادهای فرهنگی و اجتماعی شهرداری و مساجد و راه اندازی کمیته عمران و معماری مساجد در مدیریت شهری نیز توصیه شده است. در سطح محله ای، ارتقای سازوکار «هیئت امنای مسجد» به «شورای تحول محله»، برگزاری نشست های هم اندیشی بین امامان جماعت و مدیران شهری و نظارت بر اجرای طرح های پیشنهادی مطرح گردیده است. این پژوهش با ارائه مجموعه ای از توصیه ها، زمینه ساز ارتقاء نقش مساجد در بهبود مدیریت شهری و تقویت هویت محلی است.
تحلیلی بوردیویی از تأثیرات انقلاب 1357 برمیدان موسیقی ایرانی مطالعه موردی: مرکزحفظ و اشاعه موسیقی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴شماره ۷۱
217 - 240
حوزههای تخصصی:
اواخر دهه چهل شمسی، مرکزی باهدف احیا ی موسیقی کلاسیک ایرانی توسط داریوش صفوت (1307- 1392 ه.ش) زیر نظر رادیو - تلویزیون وقت تأسیس شد. مرکزی موسوم به مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی که تأثیرات آن بر میدان موسیقی کلاسیک ایرانی تا به امروز به واسطه جمع آوری و ضبط آثار ارزشمندی از استادان قدیم و غنی تر کردن کارگانِ موسیقی کلاسیک ایرانی، جاری است. ازآنجاکه پژوهش حاضر از نوع میان رشته ای است در آن سعی شده با رویکردی جامعه شناختی و نگرشی تاریخی مبتنی بر اندیشه های پی یر بوردیو و با کاربرد مفاهیمی نظیر میدان، زیرمیدان، هابیتوس، نزاع و ناسازی به مطالعه تأثیرات وقوع انقلاب اسلامی، بر میدان موسیقی ایرانی پرداخته شود. همچنین با استناد به منابع کتابخانه ای و با روش توصیفی - تحلیلی، مرکز حفظ و اشاعه که نقش تعیین کننده ای در جریان موسیقی کلاسیک ایرانی دارد ، به عنوان مورد مطالعه منظور گردیده است. نمونه های انتخاب شده از هنرجویان مرکز، شامل افرادی هستند که تا آخرین لحظه پیش از پیروزی انقلاب در مرکز مانده و به فعالیت خود ادامه دادند. در این پژوهش کنش های این افراد در مواجهه با تغییر میدان سیاسی - اجتماعی موردمطالعه قرار گرفته است. نتیجه این مطالعه نشان می دهد نمونه های موردِ بررسی که باتوجه به کنش هایشان در جریانات منتج به انقلاب اسلامی عموماً کم توجه به تحولات اجتماعی عمل کردند، پس از تغییر ناگهانی میدان سیاسی منفعل شدند و به عبارت دیگر براساس ادبیات بوردیو دچار پدیده ناسازی گردیده و تا سال ها نتوانستند در میدان جدید خود را با شرایط تطبیق داده و از منابع و موقعیت های مناسبی برای فعالیت بهره برند.