۱.
در دنیای پرشتاب امروز، صنایع مختلف با چالشهای فراوانی دستوپنجه نرم میکنند. از زنجیرههای تأمین پرهزینه گرفته تا نیاز به شفافیت و امنیت در تراکنشهای مالی، همه نشان از نیاز مبرم به نوآوری و پیشرفت در صنایع را میدهد و پیشرفت در هر صنعتی به توانایی آن در پذیرش و بهرهگیری از فناوریهای نوین بستگی دارد. صنعت رسانه و سرگرمی هم از این چالشها در امان نبوده و مستلزم راه چارهای برای بهبود در ایران است. در این میان، فناوری زنجیرۀ بلوکی (بلاکچین) بهعنوان یک راهحل جدید به میدان آمده است تا برخی از این مشکلات را برطرف سازد و افقهای جدیدی برای بهبود صنایع، از جمله صنعت رسانه و سرگرمی، فراهم کند. این پژوهش با بهرهگیری از چند روش، بهدنبال آیندهنگاری بلاکچین در صنعت رسانه و سرگرمی ایران در افق ۱۴۱۰ است. ابتدا برای شناسایی کاربردهای بلاکچین در صنعت رسانه و سرگرمی، ادبیات جهانی مورد بررسی قرار گرفته است و کاربردهای اصلی آن شناسایی شد. در ادامه، امکان تحقق این کاربردهای فناورانه در بستر جامعۀ ایران در آینده مورد پرسش قرار گرفت. بدینمنظور، از روش فناوریهای کلیدی با مشارکت خبرگان بهره گرفته شد. از یافتهها میتوان نتیجه گرفت که کاربرد بلاکچین در مالکیت معنوی و جلوگیری از سرقت ادبی، دارای بیشترین جذابیت و امکانپذیری است و براساس نظرات خبرگان، در ایران براساس هر دو معیار، برای پیادهسازی اولویت دارد. در مقابل، کاربردی مانند تضمین گردش آزاد اطلاعات، با وجود برخورداری از جذابیت در بستر جامعۀ ایران، امکانپذیری تحقق پایینی دارد.
۲.
یکی از مهمترین شاخصهای گذار نسلی، تغییر در ابژههای نسلی است. مطابق با این دیدگاه، هر نسلی ابژههای خاص خود را دارد و همین امر میتواند شاخصی برای نشاندادن تفاوت و گذار نسلی باشد. در این تحقیق، این تفاوت نسلی ناظر به تجربۀ دوران کودکی مادران و دختران است. هدف اصلی در این مقاله، بررسی پدیدارشناختی تحولاتی است که تجربۀ زیستۀ مادران و دختران را از نظر نوع بازیهای کودکانه از یکدیگر متمایز ساخته است. روش این تحقیق از نوع کیفی و رویکرد پدیدارشناسی است. جامعۀ آماری این پژوهش را مادران و دختران ساکن در شهر تهران و نمونۀ آماری آن را ۳۰ مادر و دختر ساکن در سه محلۀ نظامآباد، نازیآباد و کوی بیمه در شهر تهران تشکیل میدهند که از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادههای این تحقیق نیز ازطریق مصاحبه و گفتوگو با مادران و کودکان بهدست آمده است. مطابق با یافتههای این پژوهش، یکی از مهمترین نقاط تفاوت نسلی بین مادران و دختران، تغییر در "بازی" و "سرگرمی"هایی است که هر یک در دورۀ کودکی خود تجربه کردهاند. نتایج این تحقیق نشان میدهد چگونه بازی فعال کودکانه در نسل جدید، تبدیل به نوعی سرگرمی منفعلانه در میان آنان شده است؛ بهنحوی که سرگرمشدن در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، جایگزین تعاملات کودکانه شده است. از منظر آسیبشناختی، گذشته از فقر ارتباطی و روحیۀ انزواطلبی، چرخش از بازیهای فعال کودکانه به وقتگذرانی در شبکههای اجتماعی، سبب اختلال در جامعهپذیری کودکی و قرارگرفتن کودکان در معرض اطلاعات و اخباری میشود که میتواند برای آنها مشکلآفرین باشد.
۳.
اخبار جعلی شایع در شبکههای اجتماعی توجه کاربران زیادی را به خود جلب کرده است. رسانهها، قویترین و قابلاعتمادترین ابزار توزیع و پخش اطلاعات ضروری در جامعه هستند و به همان نسبت نیز اثرپذیری و باورپذیری کاربران از پیامها و اطلاعات رسانههای اجتماعی را افزایش میدهند. هدف این پژوهش، بررسی این موضوع است که چگونه ارزیابی نادرست کاربران از تأثیرپذیری خود و دیگران در برابر اخبار جعلی، ادراک و نگرش آنها را نسبت به این اخبار شکل میدهد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، در دستۀ پژوهشهای توصیفی ـ پیمایشی قرار میگیرد. دادههای این پژوهش ازطریق توزیع لینک پرسشنامۀ برخط به بیش از ۶۹۷ نفر از کاربران شبکههای اجتماعی ایران و با روش نمونهگیری در دسترس جمعآوری و بهمنظور تحلیل دادهها از مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافتهها نشان میدهد کاربرانی که تأثیر اطلاعات جعلی بر دیگران را بیشتر از خود ارزیابی میکردند، اخبار و اطلاعات بیشتری در رسانههای اجتماعی اشتراکگذاری میکنند. بررسی اثر سومشخص در اشتراکگذاری اخبار جعلی نشان داد که کاربران معتقدند اخبار جعلی تأثیر بیشتری بر دیگران نسبت به خودشان دارد. با این حال، از آنجا که آنها اخبار جعلی را از نظر اجتماعی نامطلوب ارزیابی میکنند، تمایل کمتری به اشتراکگذاری اخباری دارند که در رسانههای اجتماعی میخوانند. نتایج همچنین نشان داد که "مطلوبیت اجتماعی ادراکشده" و "حمایت از سانسور" قصد اشتراکگذاری اخبار را در میان کاربران ایرانی کاهش نمیدهد. در نتیجه، این دو عامل نمیتوانند بهطور غیرمستقیم تأثیر سومشخص و کاهش اشتراکگذاری اطلاعات را پیشبینی کنند.
۴.
پژوهش حاضر با اتخاذ روش مرور سیستماتیک به بررسی نقش رسانههای آنالوگ در احیای زبانهای اقلیت پرداخته است. یافتههای بهدستآمده از ۲۲ مقالۀ منتخب در دو بخش ارائه شدهاند؛ در ابتدا به مشخصات پژوهشهای موردبررسی (شامل سال اجرا، نوع زبان، روش تحقیق و رسانۀ مطالعهشده) پرداخته شده و سپس با تحلیل تماتیک یافتههای مقالات منتخب، به نقش رسانههای آنالوگ در احیای زبانهای اقلیت اشاره شده است. بر اساس یافتههای بخش اول پژوهش، روند انتشار مقالات در زمینۀ زبانهای اقلیت و رسانههای آنالوگ سیر صعودی داشته است؛ بهحدی که در هشتسالۀ اخیر بیشترین تعداد مقلات در این زمینه منتشر شدهاند. بیشتر مقالات بر زبانهای آفریقایی متمرکز بودهاند. از نظر رویکرد روششناختی نیز، رویکرد کیفی با ابزارهای گردآوری دادۀ مصاحبه و تحلیل محتوا بیشترین کاربرد را داشته است. از بین رسانههای مطالعهشده نیز، رادیو اصلیترین رسانه برای زبانهای اقلیت است. یافتههای بخش دوم پژوهش نیز بیانگر مضامینی نظیر ترویج زبانهای اقلیت، سیاست هویت و احیای فرهنگ محلی، نقش دولت و نهادهای رسمی در سیاستگذاری رسانهای برای زبانهای اقلیت، هژمونی زبانی، کمبود منابع و محدودیتهای زیرساختی هستند.
۵.
امروز، افزایش فراگیری و سهولت دسترسی به رسانهها، همراه با تکامل مستمر روشهای استخراج اطلاعات، منجر به ظهور منبع جدیدی از دادهها در تحقیقات اقتصادی شده است که به دادههای رسانهبنیان شهرت یافتهاند. روند فزایندۀ استفاده از این نوع دادهها در مطالعات و تحلیلهای اقتصادی، نشاندهندۀ تحولی مهم در شیوههای جمعآوری و تحلیل اطلاعات در حوزۀ اقتصاد است. این پژوهش با استفاده از متون خبری بهعنوان یکی از اصلیترین منابع دادۀ رسانهبنیان و بهرهگیری از روشهای هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، یک رویکرد نوآورانه برای تحلیل و پایش وضعیت اقتصادی ایران ارائه میدهد. در ابتدا، پیکرۀ متنی شامل 216/50 خبر اقتصادی روزانه به زبان فارسی ایجاد شد. در گام بعد، برای تبدیل اطلاعات کیفی متون خبری به دادههای کمی، ابتدا با استفاده از روش مدلسازی موضوعی، این اخبار به دستههای موضوعی مشخصی طبقهبندی و سپس جهتگیری حسی (منفی، خنثی، مثبت) اخبار ذیل هر موضوع با استفاده از رویکرد تحلیل احساس مبتنی بر واژهنامه مشخص شد. در پایان، میزان دقت و قابلیت اتکای دادههای استخراجشده از اخبار در پیشبینی شاخص مدیران خرید (شامخ) ـ که یکی از معتبرترین و پرکاربردترین شاخصهای ارزیابی وضعیت اقتصاد کشور محسوب میشود ـ مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان دادهاند که بهکارگیری دادههای رسانهبنیان میتواند خطای پیشبینی را نسبت به الگوهای مرسوم اقتصادی کاهش دهد. افزونبر این، روش پیشنهادی این پژوهش این امکان را فراهم میکند که بلافاصله پس از پایان هر ماه، با استفاده از اخبار منتشرشده در رسانهها، وضعیت اقتصادی را پیش از انتشار آمار رسمی تحلیل و تبیین کرد.
۶.
این پژوهش با هدف بررسی شاخصهای سرمایۀ دیجیتال از بعد جنسیتی در بین دانشجویان دانشگاههای تبریز انجام شد. فرض اصلی پژوهش این است که بین زنان و مردان در دسترسی به سرمایۀ دیجیتال تفاوت وجود دارد. پژوهش به روش پیمایشی، توصیفی و همبستگی انجام شد. جامعۀ پژوهش شامل دانشجویان دانشگاههای تبریز بود که ۴۷۵ نفر از دانشجویان حاضر به همکاری، به شیوۀ نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامۀ سرمایۀ دیجیتال استفاده شد که توسط آدئو و همکاران (۲۰۲۳) ساخته شده است. برای بررسی روایی ابزار از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد و یافتهها ساختار دو عاملی این پرسشنامه شامل دسترسی دیجیتال و شایستگیهای دیجیتال را تأیید کرد. همچنین پایایی آن به شیوۀ بازآزمایی تعیین شد. مقایسۀ زنان و مردان در شاخصهای سرمایۀ دیجیتال نشان داد که آنها در دسترسی به اینترنت و فناوریهای اتصال به اینترنت تفاوت چندانی ندارند، ولی در شاخصهای دسترسی به آموزشهای رسمی در حوزۀ دیجیتال، مهارتهای بالاتر از سطح مقدماتی، تولید محتوای دیجیتال، حل مسئله در حوزۀ دیجیتال، تعامل، مشارکت و امنیت، نمرات زنان کمتر از مردان است.
۷.
رویکرد رشتۀ نوپای دانشگاهی "ارتباطات منفعت عمومی" بر توسعه و اجرای کمپینهای ارتباطی علمپایه، راهبردی و برنامهریزیشده با هدف ایجاد تغییرات مثبت، قابلتوجه و پایدار در رفتار عمومی متمرکز است؛ بهطوری که این تغییرات فراتر از منافع خاص هر سازمانی خواهد بود. دولتها و ملتها برای حل مسائل اجتماعی خود نیازمند فناوریهای ارتباطی هستند که بتوانند در تدوین سیاستهای مؤثر و متناسب نقشی ایفا کنند. مجلۀ ارتباطات منفعت عمومی با انتشار مقالاتی به توسعۀ این رشتۀ دانشگاهی جدید کمک کرده است. این پژوهش، برای شناخت بیشتر ابعاد نظری و کاربردی ارتباطات منفعت عمومی، تمام مقالات علمی این مجله را در بازۀ زمانی ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳ فراتحلیل کرده است. همچنین، برای دستیابی به درکی عمیقتر از این مقالات، نتایج کلیدی آنها با استفادۀ از روش تحلیل مضمون بررسی شدهاند. از مهمترین نتایج این تحقیق، اولویتدادن به منفعت عمومی نسبت به منفعت سازمانی و پیگیری خیر اجتماعی بهعنوان هدف، در مقایسۀ با رشتۀ روابطعمومی و همچنین غلبۀ رویکرد کاربردی و مسئلهمحور است که در شناخت این رشتۀ نوظهور حاصل شده است.
۸.
است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر، بررسی امنیت حریم خصوصی شبکههای اجتماعی مجازی با استفاده ازنظریۀ حسابداری ذهنی دوبل است. جامعۀ آماری این پژوهش، کاربران بالای ۱۸ سال شبکههای اجتماعی مجازی (همچون اینستاگرام، یوتیوب، واتسآپ، آپارات و روبیکا) بودند. دادههای پژوهش از طریق پرسشنامه و به روش نمونهگیری متوالی جمعآوری شدند. حجم نمونه ۳۸۵ نفر بود. برای تحلیل دادهها از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد، ارزش ادراکشده بر قصد کاربران از افشای اطلاعات شخصی در شبکههای اجتماعی مجازی تأثیر معناداری دارد. همچنین، ارزش ادراکشده بر حسابداری ذهنی دوبل [ضریب تعدیل لذت (α) و ضریب تسکین درد (β)] تأثیر معناداری دارد. طبق یافتههای پژوهش، حسابداری ذهنی دوبل بر قصد کاربران از افشای اطلاعات در شبکههای اجتماعی مجازی تأثیر معناداری دارد. بهعلاوه، حسابداری ذهنی دوبل، اثر میانجی بر رابطۀ بین ارزش ادراکشده و قصد کاربران از افشای اطلاعات در شبکههای اجتماعی دارد. در پایان، حساسیت نسبت به حریم خصوصی، اثر تعدیلی بر رابطۀ بین ارزش ادراکشده و حسابداری ذهنی دوبل با قصد کاربران از افشای اطلاعات در شبکههای اجتماعی مجازی دارد. بر اساس یافتههای این پژوهش، حفظ و حراست از حریم خصوصی کاربران ضمن بهبود رفاه فردی و اجتماعی میتواند سبب تداوم فعالیت شبکههای اجتماعی مجازی نیز شود. این پژوهش، با بررسی بیشتر فرایندهای روانشناختی تجزیهوتحلیل هزینه ـ منفعت در میان کاربران شبکههای اجتماعی مجازی، میتواند بینش جدیدی را برای مطالعات آینده ارائه کند.