فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
در کشورهای در حال توسعه، اقتصاد از دو بخش رسمی و غیر رسمی تشکیل می شود. بخشی از گروه های فرودست اجتماعی به دلیل عدم امکان حضور و فعالیت در بخش رسمی، اشتغال در بخش غیر رسمی را برای فعالیت و بقاء انتخاب می کنند. شوتی ها به مثابه طردشدگانی هستند که در گفتمان های مسلط هیچ مشروعیتی ندارند و تنها آن گونه مرئی می شوند که نظم مسلط آن ها را در منطق خود تعریف می کند. شوتی ها بنا به ضرورت نظم برقرار شده از قطار نابرابری ساز توسعه به بیرون پرتاب شده اند و فعالیت آن ها در مسیر توسعه نابرابر و نامتوازن تنها چاره بقای آن ها است. پژوهش حاضر با استفاده از روش قوم نگاری انتقادی، به علت های پیدایش و گسترش پدیده شوتی ها در بین ساکنین محلات حاشیه ای شهر خرم آباد با توجه به زیست جهان انتقادی کنش گران پرداخته است. مشارکت کنندگان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 25 نفر از افراد درگیر در پدیده شوتی به عنوان نمونه انتخاب شده اند، از این تعداد 15 نفر به علت قاچاق کالا در زندان مرکزی خرم آباد حضور داشتند و 10 نفر دیگر در بیرون از زندان با آن ها مصاحبه نیمه ساختار یافته صورت گرفته است. یافته ها با استفاده از کدگذاری باز و محوری، در دو سطح توصیفی و تحلیلی بیان شده اند. یافته ها نشان می دهد: فقر اقتصادی شدید، بیکاری، تبعیض ساختاری، ذهنیت مثبت مردم نسبت به این پدیده، سهولت تردد در جاده ها، وسوسه رسیدن به درآمد بالا، طرد اجتماعی و توجیه و مشروعیت بخشی به کار خود در پیدایش و گسترش پدیده شوتی ها در بین ساکنین مناطق حاشیه شهر خرم آباد مؤثر بوده است. در مجموع، پدیده شوتی بازتابی از نابرابری های ساختاری و توسعه نیافتگی مزمن در مناطق غرب کشور است که بدون توجه به اصلاحات بنیادین اقتصادی و اجتماعی، تداوم و بازتولید آن اجتناب ناپذیر خواهد بود.
گسترش حضور اتباع افاغنه و امنیت فرهنگی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش حضور اتباع افغانستان در جمهوری اسلامی ایران، به ویژه پس از به قدرت رسیدن طالبان، پیامدهای گسترده ای بر امنیت ملی کشور داشته است. این تحقیق باهدف بررسی تأثیرات این حضور بر امنیت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق این است که چگونه افزایش تعداد مهاجران افغانی می تواند امنیت فرهنگی کشور را تحت تأثیر قرار دهد. پرسش های فرعی به بررسی تهدیدات خاص در حوزه های سیاسی، اقتصادی و همچنین چالش های فرهنگی و اجتماعی می پردازند. فرضیه اصلی این است که حضور گسترده اتباع افغانستان، همراه با افزایش افراطی گری و تهدیدات تروریستی، می تواند منجر به بروز مشکلات امنیتی و فرهنگی در ایران شود. در این مقاله، با استفاده از چارچوب های نظری مرتبط با امنیت ملی و مهاجرت، به تحلیل داده های موجود پرداخته شده است. یافته ها نشان می دهند که افزایش جمعیت مهاجران افغانی در ایران می تواند چالش های متعددی ازجمله فشار بر منابع اقتصادی، افزایش تنش های اجتماعی و تهدیدات فرهنگی به همراه داشته باشد. همچنین، تهدیدات سیاسی ناشی از نفوذ احتمالی گروه های افراطی و تروریستی نیز به عنوان عاملی مهم موردبررسی قرارگرفته است. درنهایت، راهکارهایی برای مدیریت بهتر این وضعیت و کاهش تهدیدات امنیتی و فرهنگی پیشنهادشده است.
شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان و برقراری مدل تعاملی ارتباطات در اجرای خط مشی عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
241 - 265
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: ایده مشارکت کارکنان، صنعت بین المللی گسترده ای از مطبوعات، مشاوران و نشریات حرفه ای را ایجاد کرده است که مدیران را تشویق می کند تا راه های جدیدی برای مشارکت دادن کارکنان خود به عنوان راهی برای افزایش عملکرد سازمانی بیابند. با توجه به اهمیت این موضوع، هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان در اجرای خط مشی عمومی بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر ماهیت کیفی، از حیث بُعد مطالعه از توع کتابخانه ای و میدانی، بر اساس هدف پژوهش، بنیادی و از نظر زمان گردآوری داده ها، مقطعی است. همچنین روش تحلیل داده های مصاحبه از نوع داده بنیاد است. جامعه آماری شامل دو قسمت بود که در بخش اول مدیران با تجربه و نیز اساتید و محققین دانشگاهی را شامل شد و قسمت دوم شامل اسناد و مدارک علمی، کتب، گزارشات و مقالات علمی در سطح ملی و بین المللی بود. در پژوهش حاضر، پس از مصاحبه با 15 نفر، اشباع نظری حاصل شد که بر این اساس تعداد 4 کد اصلی و 12 کد محوری که معرف مولفه های مشارکت کارکنان در سازمان بود، شناسایی شد. همچنین تعداد 90 کد باز مشخص شد که پس از ادغام به 54 کد باز کاهش یافت. یافته های پژوهش: مهمترین یافته های پژوهش پس از مرور دقیق ادبیات و پیشینه داخلی و خارجی و انجام مصاحبه با خبرگان و صاحب نظران حوزه های مرتبط شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان در اجرای خط مشی عمومی است. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش و مقایسه با پژوهش های انجام شده که در پیشینه پژوهش ذکر شده است یافته های پژوهش در چهار بعد (عوامل ساختاری- عوامل اقتصادی- عوامل رفتاری- عوامل محیطی) شناسایی شد. نتیجه گیری: در این پژوهش سعی شد که با نگاهی جامع به شناسایی مؤلفه های الگوی مشارکت کارکنان در اجرای خط مشی عمومی پرداخته شد به نحوی که برای علاقه مندان و پژوهشگران این حوزه مورد بهره برداری و استفاده قرار گیرد زیرا با توجه به بکارگیری مشارکت کارآمد می توان با استفاده از خطوط کلی و روند استقرار یک سیستم مدیریت مشارکتی متناسب با اجرا را تسهیل کرد.
شناخت و تجزیه-تحلیل سخت افزار(کالبد و ساختار) و نرم افزار(کارکرد و عملکرد) «حِیطه»: عنصر فراموش شده تمدن شهری مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناخت و تجزیه-تحلیل سخت افزار و نرم افزار حِیطه ها و تلاش برای بازآفرینی آن ها صورت گرفت. در این مسیر روش ها و ابزارهای پژوهشی متعددی ازجمله مطالعات کتابخانه ای با تأکید بر سندپژوهی تاریخی و مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با ساکنان محلات بافت تاریخی مشهد به کار گرفته شد. نتایج نشان داد «حِیطه» مفهومی کالبدی در مشهد بوده که در دوره قاجاریه به صورت ارگانیک براثر نیاز محسوس تأمین امنیت غذایی برای محلات در دوره هایی که به سبب اختلافات بین محله ای محاصره می شدند، به وجود می آید. تخصیص زمین حِیطه توسط بزرگ مالک محله، مدیریت عرصه ی حِیطه با کدخدا، نوع محصولات کشت شده محصولات سریع الرشد از جمله صیفی جات و درختان یک ساله و سهم هر خانوار از حِیطه به تناسب تعداد اعضای آن بوده است. پس از برسرکار آمدن پهلوی اول و تسریع فرآیند شهرسازی مدرن، حِیطه ها تغییر کاربری/کالبدی – عملکردی/ماهوی پیدا می کنند و به یک پلازا یا میدان/فضای اشتراکی محلی تبدیل می شوند. شتاب تغییرات سیمای مشهد در دوره پهلوی دوم موجب استحاله ی حِیطه ها، نابودی همه ی آن ها و تبدیل تنها حِیطه ی باقی مانده، حِیطه ی «حاج کربلایی علی»، به فضای سبز شهری می شود. پیشنهاد پژوهش حاضر، بازآفرینی حِیطه در شهر ایرانی امروز با تلفیق نقش های سه گانه تاریخی «فضای کشاورزی اشتراکی/مشارکتی شهری»، «پلازا/میدان محله» و «فضای سبز محلی» است.
زنان و تحولات نگرشی نسبت به نقش های مادری در ایران مورد مطالعه: مادران در شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بروز تحولات ارزشی و نگرشی در زمینه اهمیت نقش های اجتماعی زنان، در کنار رشد فردگرایی و علاقه آنها به آرمان ها و علایق شخصی، تداخلات رخ داده در زمین ه نقش های نهادینه شده آنها در خانواده و اجتماع را به مسئله اجتماعی بدل کرده است. هدف پژوهش حاضر مطالعه تحولات نگرشی زنان نسبت به نقش های مادری است. روش تحقیق کیفی است. جامعه مورد مطالعه زنان شهر رشت و نمونه گیری به صورت هدفمند انجام گرفت. حجم نمونه از طریق اشباع نظری با 25 نفر از مشارکت کنندگان حاصل شد. ابزار گردآوری داده ها نیز مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. تحول نگرشی مادران رشتی به نقش های مادری خود در مضامینی همچون مادری جبرانی، مادری مشارکتی، مادری اکتسابی-انتخابی، مادری شبکه ای، ارزشمندی عواطف و احساسات، اوقات فراغت، خودتداوم بخشی و عاملیت، همسری برابر، دوگانه کار و خانه و تشخص و تمایزیابی نشان داده شده است. نتایج نشان می دهد که زنان مورد مطالعه، دریافته اند که ارزش های آنها چیزی نیست که صرفاً از طریق مادری سنتی حاصل شود، بلکه مادری جبرانی در جهت کاهش محرومیت های قبل و حین ازدواج، مادری مشارکتی در جهت تقسیم وظائف خانواده و مراقبت از کودکان، مادری شبکه ای از طریق همسویی و مشارکت با جامعه و به خصوص سایر زنان و نیز ارزشمندی احساسات و عواطف زنانه حاصل می شود.
راهبرد مواجهه با تحول فرهنگی و الزامات آن از منظر مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (حفظه الله تعالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
571 - 632
حوزههای تخصصی:
هرچند از فرهنگ مبتنی بر تفاوت مبانی فلسفی و نظری تعاریف متعدد و مختلفی ارائه شده، لیکن در اصل تغییر و تحول فرهنگی به عنوان فرآیندی پویا، به ویژه از اواخر قرن بیستم میلادی، اجماع وجود دارد. وقوع انقلاب اسلامی در ایران مبتنی بر باورهای دینی و اندیشه فقاهتی اسلام شیعی، اهمیت و نقش فرهنگ به عنوان وجه غالب در بروز انقلاب و ایجاد یک تحول فرهنگی عظیم را متجلی نمود. این پژوهش با کنکاش در آراء و نظرات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (حفظه الله تعالی) با هدف تقویت گفتمان اسلامی و بومی و در پاسخ به این سوال انجام شده است که تحول فرهنگی چیست و برای مواجهه با آن اتخاذ چه موضع و مبنایی لازم بوده و متولی این مواجهه کیست؟در این تحقیقِ بنیادی رویکرد محققان از نوع توصیفی- تحلیلی است که داده های آن با روش اسنادی و کتابخانه ای جمع آوری و داده ها به روش تحلیل مضمون، تحلیل شده است. بر اساس نتایج پژوهش، مقام معظم رهبری تحولات فرهنگی را سنت الهی دانسته و بروز آن در جامعه را امری قطعی و گریزناپذیر می دانند و با اتخاذ موضع فعال و مثبت در مواجهه با آن و نیز توجه به برخی مبانی مهم سلبی و ایجابی، به امکان مدیریت این تحولات باور دارند و متولی تحول فرهنگی در جامعه را نخبگان فکری و فرهنگی حوزه و دانشگاه و مرکزی اندیشمند بانفوذ و مطاع می دانند.
انیمه در فضای سوم؛ تحلیل روایت برجسته ترین انیمه های ژاپنی از منظر دورگه شدن فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴شماره ۷۰
143 - 184
حوزههای تخصصی:
امروزه، انیمه یا همان انیمیشن ژاپنی موفقیت اقتصادی- فرهنگی قابل توجهی به دست آورده و در یک کلام، جهانی شده است. با این حال آنچه سبب شده تا انیمه به چنین موقعیتی دست پیدا کند، غربی شدن یا هویت زدایی نبوده است. انیمیشن ژاپنی به واسطه فرهنگ دورگه یا ترکیبی خود توانسته تا مخاطبانی از سراسر جهان را به خود جذب کند. از همین رو، مطالعه حاضر درصدد بوده است تا پشتوانه ای تجربی برای این ادعا ارائه داده و بنابراین به مطالعه چگونگی ترکیب فرهنگی در متن انیمه بپردازد. هایائو میازاکی و ماکاتو شینکای که آثار ایشان در میان پرفروش ترین انیمه های تاریخ قرار دارد، انتخاب شده و دو انیمه از هر یک- شهر اشباح و پسر و مرغ ماهی خوار از میازاکی و اسم تو و سوزومه از شینکای-تحلیل روایت شده است. بر اساس نتایج، ترکیب امر محلی و غیرمحلی در سطوح روایی مختلف این چهار انیمه؛ از جزئیات کاتالیزوری چون غذا گرفته تا مکان های به تصویرکشیده شده و شخصیت ها رخ داده و شیوه خلاقانه در اعمال آن، سبب خلق فضایی سوم شده است. برای نمونه باید به معماری هیبریدی اشاره کرد یا از کاراکتری با مبنای اسطوره ای اما یک ظاهر آشنا و معمولی یا غربی نام برد. همچنین مقایسه این دو کارگردان؛ به عنوان دو انیماتور صاحب سبک ژاپنی، گویای آن است که قالب و سطح کلان روایت های میازاکی نیز به طرز درهم تنیده ای، دورگه شده است؛ حال آن که شینکای، از قالب شرقی روایت بهره برده و از وجه کلان، امر محلی را به مبنا و جهت اصلی روایت خود بدل کرده است.
تحلیل پدیده بی خانمانی با توجه به سه گانه اجتماعی امنیت،انسجام،شمولیت مطالعه ای درکلان شهر کرج(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف فهم بهترپدیده بی خانمانی در شهر کرج و تاثیرامنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی و شمول اجتماعی بر فرایند بی خانمانی صورت گرفته است. ماهیت این تحقیق پژوهشی است و پژوهشگر ازپرسشنامه محقق ساخته استفاده کرده است که در بخش اول به جمع آوری اطلاعات زمینه ای می پردازد و بخش دوم شامل سؤالات مرتبط به عوامل اجتماعی مؤثر برپدیده بی خانمانی است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل همه افراد بی خانمانی است که در زمان مطالعه در گرمخانه های ثابت یا متغیر،گورها،پارکها و بومهای اجاره ای به سر می برند.آمارثبت شده برای این افراد، به طور تقریبی بین ۴۹۰ تا ۵۰۰ نفر می باشد. حجم نمونه این تحقیق براساس فرمول کوکران برابر با ۲۱۸ می باشد که محقق با مشورت استاد راهنما آن را به ۳۵۰ نفر افزایش داده است . در مرحله اول از روش نمونه گیری احتمالی خوشه ای جهت انتخاب مراکز چهارگانه (میدان قدس، حصارک بالا، پارک چمران و مصلی شهر کرج) استفاده شد. در مرحله بعدی از روش نمونه گیری هدفمندکمک گرفته شد. بدین منظور پس از واکاوی نظریه های برچسب زنی (انگ بی خانمانی)، رانش اجتماعی و نگرش بی اعتنایی و غیره تحقیق حاضر به روش کمّی با تکنیک پیمایش ، صورت گرفت. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری پیرسون، رگرسیون استفاده شد.نتایج حاصل نشان می دهد که بین امنیت اجتماعی با ضریب تعیین ۲۵۴/۰و انسجام اجتماعی با ضریب تعیین ۳۴۳/۰و شمول اجتماعی با ضریب تعیین ۲۰۴/۰ و بروز پدیده بی خانمانی رابطه معنی داری برقرار است.
بررسی خصوصیات اعتقادی و فرهنگی بنی اسرائیل نسبت به خدا و نقش آن در تربیت جامعه انسانی از دیدگاه قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۶
70 - 81
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم بیش از هر قوم دیگری به واکاوی مشخصه های اعتقادی و فرهنگی بنی اسرائیل پرداخته است. هدف اصلی این بازخوانی، استخراج آموزه هایی برای تربیت صحیح جامعه انسانی می باشد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای، به بررسی تعامل ویژگی های اعتقادی و عناصر فرهنگی بنی اسرائیل نسبت به خدا و انعکاس آن در منظومه تربیتی قرآن است. پرسش آن است که - قرآن کریم چه باورهای اعتقادی و چه الگوهای رفتار فرهنگی مرتبط با نگرش آنان به خداوند را گزارش می کند و این داده ها چه پیامد تربیتی برای انسان امروز دارد؟ - یافته ها نشان می دهد که در کنار باورهای مادی گرایانه قوم بنی اسرائیل نسبت به خدا همچون جسمانیت الهی، نسبت دادن فرزند به خدا، رؤیت پذیری خدا، فهم مادی از علم، قدرت الهی، شرک و کفر، مجموعه ای از رفتارها و الگوهای فرهنگی نیز در قرآن معرفی شده است؛ از جمله فرهنگ اعتراض گری مکرر نسبت به پیامبران، عادت به تجربه گرایی حسی در امر قدسی و تمایل به جایگزینی نمادهای مادی به جای محتواهای معنوی. قرآن با نقد این باورها و رفتارها، اصولی همچون تنزیه خداوند از جسمانیت، نفی رؤیت حسی، بطلان هرگونه نسبت فرزند، و اصلاح فرهنگ دینی برپایه ایمان، عقلانیت و التزام عملی را به عنوان محورهای تربیتی معرفی می کند. نتایج نشان می دهد پیوند میان باورهای اعتقادی و ساختارهای فرهنگی قوم بنی اسرائیل می تواند به عنوان تبیینی هشداردهنده در تربیت جامعه انسانی مورد بهره برداری قرار گیرد.
تحلیل نقش عوامل فرهنگی در توسعه گردشگری شهرستان ایلام از دیدگاه کارشناسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶ و ۸۷
95 - 106
حوزههای تخصصی:
گردشگری فرهنگی، بخش مهمی از گردشگری یک کشور یا منطقه است که تاریخ، آداب و سنن، هنرها، ارزش ها و سبک زندگی مردم از مهمترین مؤلفه های آن محسوب می شوند. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی – تحلیلی است و در آن، برای گرده آوری داده ها از روش کتابخانه ای و میدانی و ابزار پرسشنامه بهره گرفته شده و هدف از انجام آن، تحلیل نقش عوامل فرهنگی در توسعه گردشگری شهرستان ایلام از دیدگاه کارشناسان بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل 30 نفر از کارشناسان بوده و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. بر اساس نتایج تحلیل عاملی، متغیرهای پژوهش به 5 عامل تقسیم شدند. عامل اول با ضریب 12/26، عامل دوم با ضریب 40/20، عامل سوم با ضریب 33/13، عامل چهارم با ضریب 58/7 و عامل پنجم با ضریب 74/6 به ترتیب، در اولویت اول تا آخر قرار گرفته اند. متغیرهای عرضه محصولات فرهنگی در مقاصد گردشگری فرهنگی، برگزاری جشنواره ها با محوریت معرفی محصولات فرهنگی و صنایع دستی ایلام، برپایی جشنواره های فرهنگی دربرگیرنده سنت ها، آداب و رسوم و فرهنگ مردم ایلام و احیای سنت های محلی، توجه به تبلیغ جاذبه های فرهنگی شهرستان ایلام و ایجاد اقامتگاه هایی در مکان های تاریخی و تجهیز آنها به آثار تاریخی و باستانی جهت جذب گردشگران فرهنگی، بیشترین بار عاملی را به خود اختصاص داده اند.
سلبریتیزه شدن جامعه ایرانی و گرایش به ارزش های نئولیبرال در بستر اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
131 - 178
حوزههای تخصصی:
در طول یک دهه اخیر، در نتیجه حضور پررنگ شبکه اجتماعی اینستاگرام در جامعه ایرانی، افراد عادی فرهنگ سلبریتی را دگرگون کرده اند. یکی از پیامدهای زیست افراد در بستر اینستاگرام و سلبریتیزه شدن جامعه، گرایش به ارزش های نئولیبرال است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سلبریتیزه شدن جامعه ایرانی در بستر اینستاگرام و گرایش به ارزش های نئولیبرال انجام شده است. روش به کاررفته برای انجام پژوهش نیز توصیفی و از نوع معادلات ساختاری و جامعه آماری آن، دربردارنده کاربران اینستاگرام است که به روش تصادفی ساده انتخاب شده و داده های پژوهش با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته سلبریتیزه شدن و ارزش های نئولیبرال گرد آوری شده است. حجم نمونه با استفاده از نرم افزار سمپل پاور، 384 نفر انتخاب شده که برای اطمینان یابی، این تعداد به 400 نفر افزایش یافته است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اِس پی اِس اِس و برای ترسیم الگوی معادله ساختاری و معیارهای برازش مدل از نرم افزار اِیموس گرافیک استفاده شده است. برپایه یافته های پژوهش، سلبریتیزه شدن جامعه ایرانی در بستر اینستاگرام با گرایش به ارزش های نئولیبرال، رابطه مثبت و معناداری دارد؛ افزون براین، ابعاد شخصی سازی، تنوع یافتگی، و رسانه ای شدن از متغیر سلبریتیزه شدن بر گرایش به ارزش های نئولیبرال کاربران ایرانی اینستاگرام تأثیرگذار بوده اند. سرانجام، براساس یافته های پژوهش، گرایش عمومی به فرهنگ سلبریتی در بستر اینستاگرام در میان کاربران ایرانی، به گسترش ارزش های نئولیبرال انجامیده است و هرچه جامعه ایرانی در معرض سلبریتیزه شدن قرار گیرد و اِقبال عمومی به فرهنگ سلبریتی افزایش یابد، گرایش به ارزش های نئولیبرال نیز افزایش خواهد یافت. همچنین، نتایج پژوهش نشان می دهد که سلبریتی ها، به عنوان موتور پیشران سرمایه داری نئولیبرال در جامعه ایرانی، نقشی ساختاری در نهادینه کردن ارزش های نئولیبرال دارند.
پزشکی سازی، استعمار بدن زنانه و سرمایه گذاری بر اضطراب تناسلی زنان: مورد مطالعه لابیاپلاستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
226 - 207
حوزههای تخصصی:
جراحی های زیبایی از جمله لابیاپلاستی در ایران رو به افزایش است. از آن جا که اندام جنسی در معرض نظارت و قضاوت عمومی نیست، و کسب مقبولیت و شمول اجتماعی با این جراحی موضوعیت ندارد، افزایش تقاضای آن قابل تأمل است و نیاز به بررسی جداگانه دارد. این مطالعه با هدف بررسی نقش جراحان در برساخت اندام جنسی زنانه ایده آل و به هنجارسازی و گسترش مداخلات پزشکی زیبایی با تأکید بر لابیاپلاستی انجام شد. روش مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل محتوا بود و داده ها از ویدیوهای تبلیغاتی با موضوع لابیاپلاستی که در صفحات اینستاگرام 12 پزشک متخصص زنان و زایمان منتشر شده، جمع آوری شد. تعداد نمونه بر اساس شیوه اشباع نظری تعیین شد. در مرحله تحلیل، داده ها کد گذاری، و کدهای مشابه کنار هم قرار داده شدند و از کدهای مشابه، زیرطبقات و طبقات استخراج شدند. یافته های مطالعه نشان داد که پزشکان در ویدیوهای تبلیغاتی شان، در برساخت اندام جنسی زنانه آرمانی مشارکت و از اندام جنسی زنانه که منطبق با شکل ایده آل نباشد، بیماری نمایی می کنند. آن ها برای حل مشکل زنان جراحی لابیاپلاستی را ترویج می کنند و خود را به عنوان قهرمان و منجی به تصویر می کشند که با جراحی، طیف وسیعی از مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی زنان را حل می کنند. بررسی ویدیوهای تبلیغاتی جراحان نشان می دهد که با پزشکی شدنِ زیبایی اندام جنسی زنانه، نقش پزشک درمانگر به پزشک مشاطه و نقش بیمار به زیباجو تغییر یافته و الگوی جدیدی از رابطه پزشک-بیمار خلق شده است. در تبلیغات لابیاپلاستی، پزشکی به عنوان یک کسب و کار دیده می شود که در آن پزشکان با دور شدن از پروفشنالیسم، به تبلیغ کالای زیبایی مشغولند، منش کاسب کارانه جای گزین آلتروییسم شده و از قواعد و اقتضائات بازار پیروی می کنند. مطالعه حاکی از آن است که پزشکی سازی بدن زنانه، شرایط را برای استعمار بدن زنان فراهم کرده است؛ و با عروج پزشکی تجاری، جراحان با پاتولوژیک نشان دادن زشتی لابیامینور بر اضطراب تناسلی زنان، سرمایه گذاری می کنند.
هوش مصنوعی و الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه همایش ملی هوش مصنوعی، فرهنگ و رسانه
5 - 40
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تحولات در عرصه های مختلف رسانه ای، به ویژه گسترش پرشتاب هوش مصنوعی مدیریت پخش تلویزیون را در وضعیت چالش برانگیزی قرار داده است. هدف: ارائه الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون، با اتکا به هوش مصنوعی و شناخت ابعاد، شاخص هایش است. روش تحقیق: پژوهش با استفاده از روش دلفی و بهره گیری از آرای 20 تن از صاحب نظران (با انتخاب هدفمند)، در دو مرحله انجام شد و داده های کیفی از نظر خبرگان (تا رسیدن به اشباع نظری) به دست آمده است. در ابتدا شیوه و مؤلفه های مدیریت بهینه پخش تلویزیون، استخراج و الگوی اولیه پیشنهاد شده و سپس از پرسش نامه برای تأیید داده های کمّی نتایج و تأیید الگوی نهایی بهره برده شد. یافته های پژوهش : هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی، با استفاده از الگوریتم های نظارت، یادگیری تقویتی و سامانه توصیه گر پالایش گروهی، داده ها را آماده می نماید. سامانه هوشمند، انتخاب برنامه ها و تناسب برنامه مجاور را شناسایی و تنظیم می نماید؛ علاوه بر این، نحوه چینش برنامه ها، شیوه قرارگیری پی درپی برنامه ها و راهبردهای توالی و تسلسل برنامه در پخش، خودکار تدبیر می شود. ارزیابی هوشمند با تجربیات مدیر و بازخورد صریح و ضمنی مخاطب برای اصلاح هوشمند پخش انجام می شود.نتیجه گیری: الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون، شامل: تنظیم هوشمند داده های برنامه، تدبیر منابع، کاربرد سامانه همسان یاب برنامه تولیدی و آرشیوی، برنامه ریزی هوشمند، پیش بینی، تخصیص بهینه منابع، تصمیم گیری هوشمند و ارزیابی هوشمند است.
تحلیل تأثیر فناوری های نوظهور دیجیتال بر تحول ساختار روایت های تعاملی در بازی های رایانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
131 - 97
حوزههای تخصصی:
با رشد فزاینده فناوری های نوظهور، بازی های رایانه ای به بستری برای تجربه روایت هایی تعاملی، پویا و شخصی سازی شده بدل شده اند. این پژوهش باهدف واکاوی نحوه تأثیرگذاری چهار فناوری محوری، هوش مصنوعی، واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و یادگیری ماشینی، بر تحول روایت های تعاملی در بازی های رایانه ای انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش آن است که این فناوری ها از طریق چه مکانیسم هایی در بازتعریف ساختار و تجربه روایت دخالت می کنند و چه پیامدهایی برای طراحی روایی در محیط های دیجیتال دارند. روش این پژوهش از نوع تحلیل مفهومی-نظری است که در آن با استفاده از منابع نظری میان رشته ای، تحلیل نمونه محور بازی های رایانه ای و طراحی یک مدل مفهومی، به واکاوی ساختارهای روایی متأثر از فناوری های نوظهور پرداخته شده است. در این راستا، نمونه هایی از بازی های شاخص که به طور متمایز از فناوری های نوظهور بهره گرفته اند، به صورت هدفمند انتخاب و بر اساس شاخص هایی چون واکنش پذیری، پویایی و شخصی سازی تحلیل شده اند. برای انسجام بخشی به تحلیل ها، مدلی مفهومی با چهار سطح فناوری، مکانیسم، پیامد و روایت طراحی شده که با رویکرد قیاسی و بر مبنای ادبیات نظری روایت تعاملی، تعامل انسان و رایانه و مطالعات کاربرد فناوری در طراحی بازی تدوین شده است. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی ساختارهای تصمیم محور و واکنش پذیر را تقویت کرده، واقعیت مجازی کیفیت غوطه وری و بدن مندی روایت را ارتقا داده، واقعیت افزوده روایت را با بستر واقعی زندگی کاربر ادغام نموده و یادگیری ماشینی امکان تولید روایت های انطباق پذیر بر اساس داده های زنده کاربر را فراهم کرده است. این نتایج حاکی از آن است که روایت های تعاملی آینده، نه محصول یک فناوری منفرد، بلکه حاصل هم افزایی میان فناورانه خواهند بود.
واکاوی مطالعات بوروکراسی در ایران: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
243 - 280
حوزههای تخصصی:
گذشت بیش از دو قرن از طرح مباحث بوروکراسی در جهان مدرن نشان می دهد که این مفهوم را علاوه بر دولتمردان، محققان و صاحب نظران حوزه های مختلف علم نیز نمایندگی می کنند. در ایران نیز از دو دهه گذشته به این طرف، بوروکراسی جایگاه مشخصی در میان پژوهش ها به خود اختصاص داده است. بر همین مبنا پژوهش حاضر با هدف واکاوی و ارزیابی مطالعات فارسی بوروکراسی و با بهره گیری از روش مرور نظام مند، به تحلیل ۳۰ مقاله داخلی مرتبط با این موضوع در حدود دو دهه اخیر (1400-1385) پرداخته است. نتایج نشان دهنده چندوجهی بودن این مفهوم و تنوع روش شناختی در مطالعه آن است که بیانگر پیچیدگی های ساختاری و عملکردی نظام اداری کشور است. چهار بعد کلیدی شامل ساختاری و فرایندی، فرهنگی و اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و تحلیلی و تاریخی شناسایی شده اند که هرکدام جنبه ای متفاوت از بوروکراسی را تبیین می کنند. همچنین دیگر نتایج پژوهش نشان داد که بوروکراسی در ایران نه تنها یک ساختار نهادی ثابت نیست، بلکه تحت تأثیر تعاملات مدیریتی، رفتارهای فردی کارکنان و تحولات سیاسی و اجتماعی قرار دارد. نقش عوامل نهادی، سازمانی، اقتصادی و فناورانه نیز در تحول نظام اداری برجسته است. افزون بر این، بررسی مقالات نشان می دهد که بخش قابل توجهی از پژوهش ها به نقد ناکارآمدی های موجود پرداخته و بر ضرورت اصلاحات نهادی و ارتقای شفافیت اداری تأکید دارند. در نهایت، پژوهش حاضر ضرورت گذر از رویکردهای سنتی و بهره گیری از مطالعات تجربی و میدانی را برای اصلاح ساختارهای بوروکراتیک و افزایش کارآمدی نظام اداری مطرح می کند تا بر مبنای آن سیاست گذاران بتوانند با شناخت دقیق تر ابعاد بوروکراسی، مدل های اجرایی منعطف تر و کارآمدتری طراحی کنند و از طریق تلفیق دانش نظری با شواهد تجربی، مسیرهای نوینی برای ارتقای کیفیت حکمرانی، پاسخگویی اداری و افزایش اعتماد عمومی فراهم آورند.
تبیین و طراحی الگوی عوامل موثر بر رفتارهای منافقانه مدیران (مطالعه موردی: مددکاران اجتماعی استان های فارس، بوشهر و کهکیلویه و بویراحمد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تبیین و طراحی الگوی عوامل موثر بر رفتارهای منافقانه مدیران و ارائه مدل مناسب است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، اکتشافی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی- پیمایشی و از نوع آمیخته و مبتنی بر تحلیل مضمون و معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 13 نفر از خبرگان و در در بخش کمی 179 نفر از مددکاران اجتماعی استان های فارس، بوشهر و کهکیلویه و بویر احمد در سال 1397 بود. روش نمونه گیری در بخش کمی نمونه گیری تصادفی متناسب با حجم جامعه بود. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه بوده است. این پژوهش در سه فاز متوالی انجام شده است. در ابتدا با استفاده از تحلیل مضمون، مولفه های موثر بر رفتارهای منافقانه شده، در فاز دوم با استفاده از روش مدلیابی ساختاری تفسیری نسبت به سطح بندی مولفه ها اقدام شد؛ و نهایتا در فاز نهایی تحقیق با استفاده از پیمایش کمی نسبت به اعتبارسنجی مدل (مدل حاصل از فاز دوم) اقدام شد. همچنین قدرت نفوذ و میزان وابستگی عوامل موثر بر رفتارهای منافقانه مدیران نیز مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج بدست آمده، مدل رفتار منافقانه مدیران شامل عوامل فرهنگی، عوامل فردی، عوامل ساختاری، عوامل شغلی، عوامل موقعیتی، عوامل مدیریتی، و عوامل سازمانی تدوین شد که از طریق یک مطالعه میدانی نیز مورد تایید قرار گرفت.با مقایسه آنچه در این پژوهش بدست آمد و آنچه در عمل در سازمان های ایرانی مشاهده می شود، ریشه کنی و حتی کاهش رفتارهای منافقانه در این سازمان ها، دور از ذهن به نظر می رسد.
مقایسۀ اخلاق جمعی از منظر ابر انسان نیچه و شهسوار ایمان کیر کگور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
199-226
حوزههای تخصصی:
نیچه یکی از متفکران رادیکال و بن فکنی است که از رهگذر نقد اخلاق بردگی، اخلاق سروری را که در هیأت و هیبت ابرانسان متجلی و متبلور می شود مطرح می کند. ابرانسان به نزد نیچه، چرخ خودچرخی است که با پشت پا زدن به ارزشهای واپسین انسان و اخلاق بردگی مترتب بر آن، ارزشهای مترتب بر اخلاق سروری را که دربرگیرنده مؤلفه هایی چون تکینگی، آفرینندگی و خودآیینی است متحقق می کند. کیرکگور نیز به مثابه متفکری فردگرا و سیستم ستیز در تلاش است که همچون نیچه، تکنیگی؛ فردیت، کنشگری و گزینشگری آدمی را از چنگال نظام های متصلب اخلاقی و اجتماعی رها و آزاد کند. یافته پژوهش حاکی از آن است که در مقام مقایسه و تطبیق آراء نیچه و کیرکگور، می توان این سخن را به میان آورد که به رغم شباهت دیدگاه نیچه و کیرکگور در باب ضرورت رهایی و خلاصی فردیت و تکینگی آدمی از چنگال اخلاق، جامعه و فرهنگ، سورن کیرکگور بر خلاف نیچه که متفکری طبیعت گرا و زمینی است، از منظر و موضعی ایمانی سعی در احیاء اگزیستانس(هستی منحصر به فرد و تکرارناپذیر آدمی)، شور و عاملیت و فاعلیت آدمی دارد.
تحلیل شبکه های مضمونی روزنامه قانون: اصلاح ایران با جامع آدمیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«روزنامه قانونِ» میرزاملکم خان به عنوان یکی مهمترین آثار موثر در انقلاب مشروطه شناخته می شود؛ به نحوی که بسیاری از روشنفکران با رجوع به محتوای شناختی آن در فعالیت های انقلاب مشروطه مشارکت داشته اند. اینکه تحولات اجتماعی از دوران پیشامشروطه تا دوران پسامشروطه از دریچه کدام شناخت مضمونی رخ داده است، بررسی علمی روزنامه قانون را ضروری می نماید. به همین منظور با استفاده از روش «تحلیل شبکه های مضمونی» آتراید-استرلینگ، تمام شبکه های مضمونی این روزنامه کشف، توصیف و تفسیر شد. یافته ها نشان می دهد روزنامه قانون دارای 108 مضمون پایه، 19 مضمون سازمان دهنده و 4 مضمون فراگیر است. مضامین فراگیرِ «ایران: محوری ترین دغدغه»، «حکومت: تقدیس پادشاهی و تخریب دولت»، «قانون خواهی: مهمترین مطالبه» و «آدمیت: ترکیب آموزه و سیاست» هر کدام یک شبکه مضمونی را تشکیل داده است. علاوه براین، براساس نسخه پیشرفته روش آتراید-استرلینگ، با ترکیب و استنتاج از 4 مضمون فراگیر فوق یک مضمون ابر فراگیر «اصلاح ایران با جامع آدمیت» کشف و تفسیر شد. نتایج تحقیق نیز نشان می دهد، با اینکه نام روزنامه، قانون است و قانون خواهی مهمترین مطالبه آن است، ولی شبکه مضامین اصلی به کار گرفته شده در روزنامه حول «جامع آدمیت» شکل گرفته اند؛ و قانون صرفاً یکی از جنبه های مضمونی این جامع است. جامع آدمیت نیز مسیر اصلی پیشنهاد شده برای اصلاح ایران است که ترکیبی از آموزه های اخلاقی و رفتاری با کنش های سیاست ورزانه جهت دار (معطوف به بخشی از حکومت یعنی وزرا) مطابق با «اصول آدمیت» است.
تحلیل جامعه شناختی بحران دریاچه زریبار دراستان کردستان: زمینه ، پیامد، راهکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: در سراسر تاریخ بشر، دسترسی مطمئن به آب، یک شرط اولیه و اساسی برای توسعه اجتماعی، اقتصادی و پایداری فرهنگ و تمدن بوده است. به گفته آب شناسان، آب دیگر یک کالای فراوان و فاقد ارزش اقتصادی نیست، بلکه یک کالای بدون جایگزین و با ارزش اقتصادی زیاد می باشد. براین اساس مقاله حاضر به تحلیل ابعاد جامعه شناختی بحران آب دریاچه زریبار و تأثیرات آن بر زندگی ساکنان محلی پرداخته است.
روش پژوهش: پژوهش با استفاده از روش های تحقیق ترکیبی شامل مطالعه آرشیوی و بکارگیری تکنیک دلفی انجام یافته است
یافته ها: پیامدهای مترتب بر بحران دریاچه زریبار ذیل شش مقوله اصلی فرموله شده و با تاکید بر مطالعات میدانی و مصاحبه با نخبگان محلی و کارگزاران توسعه راهکارهای علمی و عملیاتی را پیشنهاد می کند. نتایج این پژوهش بر لزوم اتخاذ سیاست معقول آب به جای سیاسی کردن آب و ضرورت گذار از نگرش صرفا هیدرولوژیک به نگرش سوسیولوژیک در مطالعه و مواجه با مساله آب به طورکلی و مساله بحران دریاچه زریبار مریوان به طور خاص تاکید دارد.
نتیجه گیری: بحران آب دریاچه زریبار نمونه ای از چالش های موجود در مدیریت منابع آبی است که نیاز به همکاری و مشارکت همه ذینفعان دارد. با اجرای راهکارهای مناسب و توجه به هر دو بعد هیدرولوژیک و سوسیولوژیک، می توان به بهبود وضعیت آب این دریاچه و برساخت توسعه پایدار در منطقه کمک کرد.
واکاوی تطبیقی اخلاق در سیاست از دیدگاه امام علی (ع) و ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همواره یکی از مباحث مهمی که در حوزه ی علم سیاست و اندیشه سیاسی ذهن بسیاری از اندیشمندان و نظریه پردازان این حوزه را به خود معطوف نموده، این است که مبانی و اصول اخلاقی- ارزشی چه جایگاهی در سیاست دارند. دیدگاه اندیشمندان در این زمینه متفاوت و متعدد است. همچنین مهم حوزه ی سیاست عملی است. آن چه که در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد؛ توضیح این سؤال است که نسبت و رابطه ی اخلاق و سیاست از دیدگاه ارسطو و سیره عملی امام(ع) به عنوان معصومی که در رأس حکومت جامعه اسلامی قرار گرفته، چگونه بوده است؟ لذا پژوهش حاضر بر آن است که با استفاده از روش تحلیلی- تطبیقی به تبیین جایگاه اصول و ارزش های اخلاقی در سیاست از منظر امام علی(ع) و ارسطو بپردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که هر دو به درآمیختگی و پیوند جدایی ناپذیر اخلاق و سیاست تأکید دارند. حال آن که ارسطو به عنوان نماینده یونان باستان؛ معیار مطلوب بودن جامعه سیاسی و دست یافتن به سعادت را زندگی بر طبق فضیلت می داند. اما با توجه به جهان بینی توحیدی امام علی(ع)؛ آن حضرت شریعت را عنصر لاینفک سیاست دانسته و بهترین نوع سیاست را سیاست الهی معرفی می کند. این اصول و ارزش ها به قدری برای ایشان اهمیت دارند که بی درنگ در تزاحم میان سیاست و این اصول، اخلاقیات و ارزش های الهی را برمی گزینند. در واقع حکومت وسیله ای است برای دستیابی و حاکمیت ارزش های دینی و مبانی اخلاقی در جامعه بشریت.