ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
۱۸۱.

دانشگاه و چالش اعتماد اجتماعی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتماد اجتماعی دانشجویان دانشگاه عدالت رویه ای فارغ التحصیلان کارآمدی نهادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۰۸
این پژوهش به بررسی سطح اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی در ایران می پردازد و آن را با سایر گروه های اجتماعی مقایسه می کند. درحالی که پژوهش های بین المللی اغلب تحصیلات عالی را با افزایش اعتماد اجتماعی مرتبط می دانند، یافته های ایران این روند را به چالش می کشد و کاهش اعتماد در میان افراد تحصیل کرده را نشان می دهد. این تفاوت نشان می دهد عوامل زمینه ای به ویژه عملکرد نهادها می تواند نقش تعیین کننده ای در شکل گیری نگرش های اجتماعی در میان تحصیل کردگان داشته باشد.این مطالعه بر تحلیل ثانویه داده های «پیمایش ملی ارزش ها و نگرش های ایرانیان در سال ۱۴۰۲» استوار است. در این پژوهش، از روش های آماری از جمله تحلیل رگرسیون برای بررسی رابطه میان برداشت از اثربخشی نهادی و عدالت رویه ای با سطح اعتماد اجتماعی در گروه های تحصیلی مختلف استفاده شده است.مطابق نتایج، دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی نسبت به افراد بدون تحصیلات عالی، اعتماد اجتماعی کمتری را گزارش کرده اند. یکی از عوامل مؤثر بر این وضعیت، برداشت منفی از نهادهای کلیدی مانند قوه قضائیه، نیروی انتظامی و نهادهای دولتی است. مدل های رگرسیون نشان می دهد اثربخشی نهادی و عدالت رویه ای به ترتیب حدود ۴۸ درصد از تغییرات اعتماد اجتماعی در میان دانشجویان و 5/47 درصد در میان فارغ التحصیلان را تبیین می کنند. این یافته ها بر حساسیت بیشتر افراد تحصیل کرده نسبت به ناکارآمدی ها و بی عدالتی های سیستماتیک تأکید دارد.این پژوهش نشان می دهد تحصیلات عالی به صورت جهان شمول به افزایش اعتماد اجتماعی منجر نمی شود، به ویژه در شرایطی که نارسایی های نهادی آشکار است. در ایران، افراد تحصیل کرده به ضعف های نهادهای دولتی آگاه تر هستند و این آگاهی موجب افزایش تردید و بی اعتمادی می شود. این مطالعه نتیجه می گیرد که افزایش شفافیت، پاسخگویی و عدالت در ساختارهای حکومتی برای بازسازی اعتماد عمومی ضروری است. این یافته ها فرض رایج پیوند مستقیم آموزش با سرمایه اجتماعی را به چالش می کشد و بر نقش محوری کیفیت نهادها در شکل گیری نگرش های جمعی تأکید دارد.
۱۸۲.

بررسی ارتباط مدارای اجتماعی و دینداری در میان دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدارای اجتماعی دینداری مدارای اعتقادی مدارای رفتاری دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۴۴
هدف پژوهش: یکی از پیش نیازهای شکل گیری جامعه مدنی، وجود مدارای اجتماعی در آن جامعه است. نهادینه شدن مدارای اجتماعی در یک جامعه می تواند در برطرف کردن تعارضات مختلف تاثیر بسیار مثبتی داشته باشد. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت مدارای اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه تبریز و ارتباط آن با دینداری انجام گرفت. روش پژوهش: روش استفاده شده در این پژوهش پیمایشی بوده و دانشجویان دانشگاه تبریز جامعه آماری این تحقیق در سال 1403 می باشند. با استفاده از فرمول کوکران 172 نفر از این دانشجویان به شیوه نمونه گیری طبقه ای مورد بررسی قرار گرفتند. برای سنجش مدارای اجتماعی از پرسشنامه استاندارد مدارای اجتماعی به کار رفته در پژوهش زالی زاده و همکاران (1397) و برای سنجش دینداری از پرسشنامه استاندارد گلاک و استارک استفاده شده است. یافته ها: حسب یافته های پژوهش، میانگین مدارای اجتماعی در بین افراد مورد بررسی برابر با 79/59 درصد است بدین معنی که دانشجویان مورد نظر دارای مدارای اجتماعی متوسط به بالایی می باشند. در میان ابعاد مدارای اجتماعی، بعد مدارای جنسیتی حائز بیشترین میانگین درصدی و بعد مدارای مذهبی دارای پایین ترین میانگین درصدی در میان ابعاد متغیر مدارای اجتماعی بوده است. همچنین، میانگین دینداری برای پاسخگویان 54/75 درصد به دست آمده که نشان می دهد میزان دینداری دانشجویان دانشگاه تبریز در حد بالا می باشد. نتیجه گیری: نتایج آزمون فرضیه های تحقیق نشان می دهد که، مدارای اجتماعی با دینداری رابطه مثبت و معنی داری دارد. همچنین، ابعاد اعتقادی، مذهبی، ملیتی و رفتاری مدارای اجتماعی رابطه معنی داری با دینداری داشته در حالیکه ابعاد قومیتی، جنسیتی و اخلاقی مدارای اجتماعی رابطه معنی داری با دینداری دانشجویان نداشته است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که، ابعاد چهارگانه دینداری حدود 18 درصد واریانس متغیر مدارای اجتماعی را تبیین می کنند. 
۱۸۳.

تسلّط مجدد طالبان و مهاجرت به ایران: مطالعه کیفی ابعاد و بسترهای تصمیم به مهاجرت در میان اتباع افغانستانی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مهاجرت بین المللی مهاجرت اجباری جنگ ناامنی مهاجران افغانستانی طالبان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۳۴
این مقاله به دنبال واکاوی ابعاد و فرایند موج اخیر مهاجرتی از افغانستان به شهر تهران بعد از روی کار آمدن مجدد طالبان است. مطالعه با استفاده از رویکرد نظریه داده بنیاد برساخت گرا این مقاله می خواهد درک و تجربه مهاجران افغانستانی ساکن در تهران را از تصمیم گیری به مهاجرت در زمان قدرت گرفتن مجدد طالبان در افغانستان کندوکاو کند. برای این منظور، اطلاعات مورد نیاز از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 25 مشارکت کننده در شهر تهران گردآوری شد. برپایه نتایج تحلیل داده ها، 11 مقوله استخراج شد که عبارتند از: هراس جمعی، محدودیت ها و تعصبات اجتماعی، فقر و بیکاری، همجواری با ایران، ورود آسان تر به ایران، امکانات آموزشی ایران، نبود جنگ و ناامنی در ایران، دین و زبان مشترک، و مضیقه اقتصادی. در نهایت مقوله مرکزی"مهاجرت غیرارادی" به دست آمد. از اینرو، مهاجران اخیر افغانستانی به ایران بعد از قدرت گرفتن طالبان عمدتاً به دلیل ناامنی و هراس جمعی، تعصبات اجتماعی و قومی، فقر و بیکاری، نداشتن قابلیت مهاجرت به کشورهای دیگر، مجبور به مهاجرت به ایران شده اند. برقراری امنیت پایدار در افغانستان، بازگشت داوطلبانه و بازادغام مهاجران موج اخیر و در نهایت اعطای اقامت گزینشی به برخی از مهاجران در جهت مدیریت جریان اخیر مهاجرتی پیشنهاد می شود.
۱۸۴.

اسلام شناسی، جامعه شناسی و روشنفکری دینی: چالش های دیالوگ در ایران معاصر با تأکید بر نقش شریعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسلام شناسی جامعه شناسی روشنفکری دینی علی شریعتی اسلام پژوهی آکادمیک تاریخیت هرمنوتیکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۸
این جستار به بازخوانی نقادانه دیالوگ میان اسلام شناسی و جامعه شناسی در ایران معاصر می پردازد و سهم و تأثیر دکتر علی شریعتی را در این میانه مورد واکاوی قرار می دهد. در این پژوهش، سه مرحله ی متمایز از اسلام شناسی در ایران، یعنی «اسلام شناسی انقلابی»، «روشنفکری دینی» و «اسلام پژوهی آکادمیک» تشریح شده و نشان داده می شود که چگونه استمرار رویکرد جامعه شناسی به نسخه های پیشین اسلام شناسی (به ویژه با تمرکز بر شریعتی)، علی رغم کارکرد سازنده ی آغازین آن، امروزه به مثابه ی نقطه ی گسست و حتی انسداد در این دیالوگ عمل می کند. با اتخاذ رویکردی هرمنوتیکی تاریخی، مقاله استدلال می کند که خوانش های ایدئولوژیک و تجویزی از اسلام، نظیر قرائت طبقاتی شریعتی، از منظر اسلام پژوهی آکادمیک با چالش های بنیادین روش شناختی و هستی شناختی روبرو هستند. در پایان، برای غلبه بر این بن بست، نگارنده پیشنهاد می کند که گفتمان جامعه شناسی راهکاری میانه را در پیش گیرد؛ راهی که از «عقلانیت تجربی» روشنفکری دینی بهره می برد و در عین حال، به «تاریخیت هرمنوتیکی» اسلام پژوهی آکادمیک وفادار می ماند. امید می رود این مسیر به فهمی عمیق تر، رها از قید ایدئولوژی، و متناسب با واقعیت های تاریخی از اسلام بینجامد و به جامعه شناسی در پاسخگویی به مسائل معاصر اجتماعی یاری رساند.
۱۸۵.

اصول بایسته برای بازتولید امت معیار در اندیشه سید جمال الدین اسدآبادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جامعه اسلامی امت معیار اندیشیه تفسیری سید جمال الدین اسدآبادی اجتماع مسلمانان وحدت مسلمین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۱۱
سید جمال الدین اسدآبادی، از اندیشه وران سدیه معاصر، در روزگاری می زیست که بیگانگان بر کشورهای اسلامی تسلط یافته بودند و شرایط اجتماعی مسلمانان آشفته بود. اندیشه های او در باب فهم و تفسیر قرآن، هم سرآغاز رویکرد و گرایش اجتماعی است که از آن با نام گرایش عصری، هدایتی و تربیتی نیز یاد می شود و هم جریان ساز بوده و تأثیری شگرف بر مفسران پس از خود دارد. مسئلیه اصلی این پژوهش، بازیابی و تحلیل مستندات و داده های قرآنی در آثار سید جمال است تا اندیشیه قرآنی او را درباریه اصول تعالی امت ها و مصادیق امت تکامل یافته بازسازی کند. یافته های پژوهش که به روش تحلیلی-توصیفی انجام گرفت، نشان می دهد سید جمال امت نخستین اسلام را امتی باشکوه و تعالی یافته می داند و درصدد است با بازخوانی آیات قرآن و دستیابی به اسباب تعالی امت ها، امت نخستین را بازسازی کند. دستاورد این پژوهش بازسازی پانزده اصل دستیابی به امت معیار در دو حیطیه نظری و رفتاری است. از اصول مهم در اندیشیه سید جمال، جایگاه عالمان و مفسران قرآن است که بایستی افزون بر حکمت، خبرگی و احاطیه علمی در مسائل نظری، در حیطیه اجرا نیز وارد شوند. عالمان نخست باید از چالش های اجتماعی آگاهی یابند و درصدد رفع آن در ساحت های گوناگون سیاسی، تربیتی و اجتماعی برآیند.
۱۸۶.

طراحی و تبیین الگوی غرور سازمانی در فراجا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: غرور سازمانی نظریه داده بنیاد فراجا فرماندهی انتظامی استان خراسان شمالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۹
غرور سازمانی به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند و یک دارایی استراتژیک، نقشی تعیین کننده در ارتقای قابلیت های انسانی و سازمانی ایفا می کند. این امر در محیط مأموریت محور فراجا که موفقیت آن ها به میزان تعهد، انگیزه و همبستگی نیروی انسانی وابسته است، اهمیتی دوچندان می یابد. پژوهش حاضر باهدف طراحی و تبیین مدل غرور سازمانی در یکی از حساس ترین نهادهای کشور، یعنی فراجا، صورت پذیرفت. به لحاظ نوع هدف، تحقیق کاربردی - توسعه ای و کیفی بود. جامعه آماری پژوهش را کارکنان و مدیران، باتجربه مرتبط با موضوع تشکیل دادند. نمونه گیری به صورت هدفمند و غیرتصادفی انجام شد و ۱۴ نفر به عنوان مشارکت کننده انتخاب گردیدند. تجربه زیسته آنان از پدیده غرور سازمانی با استفاده از استراتژی داده بنیاد و از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بررسی شد. قابلیت اعتماد ابزار پژوهش از طریق کاوش سیستماتیک مشارکت کنندگان و تحلیل دقیق داده ها با رویکرد استراوس و کوربین تعیین گردید. تحلیل داده ها مدلی جامع برای غرور سازمانی در فراجا ارائه می دهد که این پدیده را چندبعدی (هیجانی و نگرشی) می داند. غرور سازمانی تحت تأثیر عوامل علّی فردی (نگرش، ارزش های حرفه ای، شایستگی های شغلی) و سازمانی (منابع، نمادها، رهبری، فرهنگ سازمانی، تقدیر و تعاملات) شکل گرفته، در بستر شرایط زمینه ای فرهنگ و ساختار سازمانی (هویت، ارزش ها، ثبات) تقویت می شود و توسط چالش های روان شناختی و مدیریتی تعدیل می گردد. مدل به پیامدهای فردی (سرمایه روان شناختی) و سازمانی (اعتماد اجتماعی، انسجام) منجر شده و راهکارهای عملی نظیر توسعه فرهنگی و بهینه سازی منابع انسانی را برای تقویت غرور سازمانی در نهادهای نظامی و انتظامی پیشنهاد گردید.
۱۸۷.

ابعاد حقوقی و قانونی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان در بررسی تطبیقی اسناد و قوانین بین المللی و ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابعاد حقوقی و قانونی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان اسناد و قوانین بین المللی اسناد و قوانین ایران بررسی تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۸
زمینه و هدف: یکی از ابعاد مغفول مانده در نظام های سنتی، توجه به ابعاد حقوقی و قانونی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان بوده است؛بررسی و تحلیل تطبیقی سیاست ها و مقررات مربوط به حمایت از بزه دیدگان در اسناد و قوانین بین المللی و ایران با هدف شناسایی نقاط قوت و ضعف موجود، راهکارهایی برای تقویت جایگاه بزه دیده در فرآیند عدالت کیفری کشور و نهادینه سازی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان فراهم می سازد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی و از لحاظ رویکرد، کیفی تطبیقی است که از روش تحلیل محتوا(کدگذاری سه مرحله ای) برای تحلیل آن استفاده شد.روش گردآوری داده ها، به صورت اسنادی و با استفاده از ابزار فیش برداری شامل 9 جلد کتاب، 18 نسخه مقاله، 6 سند قانونی و 8 سایت معتبر حقوقی بوده که به علت محدودیت منابع در حوزه اقدامات حمایتی از بزه دیدگان به صورت تمام شمار مورد مطالعه قرار گرفتند. یافته ها: قوانین ایران مانند قانون حمایت از بزه دیدگان ، قانون آیین دادرسی کیفری و... در راستای نهادینه سازی فرهنگ حمایت از بزه دیدگان حقوق اولیه ای برای بزه دیدگان فراهم کرده اند، اما نسبت به استانداردهای بین المللی نظیر «اصول حقوق بزه دیدگان» سازمان ملل متحد کاستی هایی دارند. به ویژه، مشارکت فعال بزه دیدگان در دادرسی و... که در فرهنگ حمایت از بزه دیدگان ایران محدودتر است. نتیجه گیری: هرچند قوانین ایران در راستای فرهنگ حمایت از بزه دیدگان گام هایی مثبت برداشته اند، اما با استانداردهای بین المللی فاصله قابل توجهی دارند.کاستی هایی نظیر مشارکت فعال بزه دیدگان در دادرسی ها و... ضروری است تا حقوق بزه دیدگان به نحو جامع تری تضمین شود.
۱۸۸.

نابرابری نشاط و ارتباط آن با میزان توسعه یافتگی در مناطق شهر تهران (مقایسه موردی مناطق 3، 13 و 17 شهر تهران)

کلیدواژه‌ها: نشاط نابرابری نشاط نابرابری تعدیل شده نشاط توسعه یافتگی مناطق شهری تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۵ تعداد دانلود : ۲۴۴
هدف:  شاخص نابرابری تعدیل شده نشاط (IAH) شاخص جدید و مناسبی برای نشان دادن وضعیت نشاط در کشورها یا مناطق مختلف است که از ترکیب آماره های میانگین و انحراف استاندارد به دست می آید و علاوه بر میزان نشاط، نابرابری آن را نیز نشان می دهد. مقاله حاضر درصدد است با ترکیب رویکرد مساوات گرایان و مطلوبیت گرایان تصویری از "نشاط" و "نابرابری تعدیل شده نشاط"در شهر تهران براساس میزان توسعه یافتگی مناطق ارائه و تفاوت آن ها را براساس سطوح توسعه یافتگی این مناطق تبیین کند. بدین منظور مناطق شهر تهران به سه خوشه با سطح توسعه یافتگی بالا، متوسط و پایین تقسیم و از هر خوشه یک منطقه برای مطالعه انتخاب شده است. آنچه در این مقاله از آن به عنوان نشاط یاد می شود ارزیابی سراسری افراد از زندگی خویش است. همین ارزیابی فردی وقتی به شکل جمعی تحلیل شود می تواند ایده بسیار خوبی برای تحلیل وضعیت توسعه و دستیابی به توسعه پایدار در یک محدوده را به دست دهد.روش: مقاله حاضر متکی بر داده های تحقیقی است که دو شاخص اصلی آن میزان و نابرابری نشاط در میان مناطق انتخاب شده با روش کمی از نوع پیمایش به صورت پهنانگر و مقطعی به انجام رسیده است. جامعه آماری پژوهش را جمعیت 18 سال و بالاتر در شهر تهران تشکیل می دهد که حجم نمونه با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران 600  نفر برآورد شده است. جمعیت نمونه براساس نسبت جمیعت بین مناطق مختلف بدین صورت تقسیم شد که منطقه 3 برابر با 230 نفر، منطقه 13 برابر با 177 و منطقه 17 نیز 193 نفر تعیین شد. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه در حجم نمونه 600 نفری از سه منطقه شهر تهران با سطوح توسعه یافتگی متفاوت و روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی سیستماتیک استفاده شده است. دو نوع مقیاس پرکاربرد برای اندازه گیری نشاط به روش گذشته نگر در پژوهش حاضر مورد استفاده قرار گرفته است. اول پرسشنامه آکسفورد است و فرم نهایی آن با 29 پرسش 4 گزینه ای آماده شده که در هر پرسش فرد درباره خود از احساس ناشادی تا احساس شادی بسیار زیاد، قضاوت می کند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار  spssو برای محاسبه شاخص IAH از فایل اکسل محاسبات این شاخص استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد، همان طور که در سطح کلان و در بین کشورها میزان نشاط و نابرابری نشاط بر حسب میزان توسعه یافتگی متفاوت است، در سطح مناطق شهری نیز این امر صادق است؛ بدین معنا که در مناطقی که توسعه یافتگی بالاتری دارند، وضعیت نشاط بهتری دارند. وضعیت بهتر هم بر حسب میزان و پراکندگی نشاط سنجش می شود؛ یعنی جایی که میزان نشاط بالاتر و نابرابری پایین تری دارد، وضعیت آن بهتر از مناطق دیگر است. برای نشان دادن سطح و میزان نابرابری نشاط از شاخص نابرابری تعدیل شده نشاط استفاده شد. مناطقی که نمره IAH آن ها بالاتر است وضعیت نشاط آن ها بهتر است و این براساس سطح توسعه یافتگی متفاوت خواهد بود. در میان مناطق مورد مطالعه منطقه 3 با میانگین 6.85 بالاتر از دیگر مناطق است و منطقه 13 و 17 نیز  به ترتیب دارای میانگین 6.33 و 5.59 هستند. نکته قابل توجه این است که در هر سه  منطقه میانگین نشاط بالاتر از حد متوسط (یعنی 5) است. از طرف دیگر بررسی انحراف استاندارد نشان می دهد که میزان نابرابری نشاط (یا ارزیابی کلی افراد از وضعیت زندگی خویش) در منطقه 17 بالاتر از دیگر مناطق است و منطقه 3 نیز از منطقه 13 و 17 نابرابری کمتری دارد. بدین ترتیب، منطقه 3 با بالاترین میانگین و کمترین میزان نابرابری نشاط نسبت به دیگر مناطق از وضعیت نشاط بهتری برخوردار است. نمره نابرابری نشاط، که در یک طیف 0 تا 100 نمره ای محاسبه شده، در منطقه 3 برابر با 57.52، منطقه 13 برابر با 52.55 و منطقه 17 برابر با 42.45 و در شهر تهران، به طور کلی، معادل 50.32 است. مقایسه همین اعداد با یکدیگر کاملاً ارتباط بین نابرابری نشاط و سطح توسعه یافتگی مناطق را تایید می کند. همان گونه که در پژوهش های متعدد انجام شده بین کشورها، کشورهایی که از رتبه بالاتری از لحاظ سطح توسعه یافتگی برخوردار هستند از نظر نابرابری نشاط دارای شرایط بهتری هستند.نتیجه: نتایج پژوهش نشان داد که در سطح مناطق شهری "نشاط" و "نابرابری تعدیل شده نشاط" با سطح توسعه یافتگی رابطه دارد؛ بدین معنا که در مناطق با توسعه یافتگی بالاتر میانگین نشاط بالاتر و نابرابری نشاط کمتر است. در مناطقی که توسعه یافتگی بالاتری دارند به دلیل بهبود در شرایط زندگی اعم از برطرف شدن نیازها و خواسته ها افراد قضاوت بهتری نسبت به شرایط زندگی خود دارند. از آنجا که نشاط در اینجا به عنوان ارزیابی کلی فرد از شرایط زندگی سنجش شده، یافته ها نشان می دهد که بهبود شرایط زندگی اثر مستقیمی بر نشاط دارد.
۱۸۹.

مسئله مندی هویت جنسی در تعاملات اجتماعی افراد تراجنسیتی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هویت جنسی اجتماعی شدن جنسی تعاملات اجتماعی افراد ترنس پدیدارشناسی تفسیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۱۱
در ایران، با وجود مشروعیت قانونی تطبیق جنسیت، افراد ترنس همچنان با محدودیت های فرهنگی، اجتماعی و ساختاری مواجه اند. آنان حتی پس از تغییر جنسیت نیز فشارهای روانی، تبعیض و محدودیت های هنجاری را تجربه می کنند. هویت جنسی در این شرایط به مؤلفه ای محوری در تجربه اجتماعی آن ها بدل شده و روابط بین فردی و اجتماعی شان به شدت تحت تأثیر ارزش ها و هنجارهای فرهنگی قرار دارد. این پژوهش در سال ۱۴۰۳ با هدف بررسی پدیدارشناسانه تعاملات اجتماعی افراد ترنس در شهر تهران انجام شد. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر رویکرد پدیدارشناسی تفسیری بود. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق فردی گردآوری شد و پس از انجام ۲۳ مصاحبه و رسیدن به اشباع نظری، با استفاده از روش کولایزی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مقولاتی همچون «تحریف احساس»، «ستیز با عرف»، «اخفای نقش»، «خودفرودست انگاری» و «هویت سازی کاذب» در تجربه های زیسته مشارکت کنندگان نقش برجسته ای ایفا می کنند و بر تعاملات روزمره آنان اثر قابل توجهی دارند. به طور کلی، نتایج حاکی از آن است که تعاملات اجتماعی افراد ترنس در تهران دارای الگوهای چندلایه و متنوعی است که همزمان محدودیت ها، سازوکارهای انطباق و بازنمایی های مختلف هویت را دربرمی گیرد. تحلیل این الگوها نشان می دهد که درک وضعیت افراد ترنس در چارچوب بسترهای فرهنگی، ساختاری و هنجاری جامعه ایران با استفاده از سیاست گذاری در آموزش های عمومی می تواند بخش زیادی از مسائل و مشکلات این افراد را مرتفع سازد.
۱۹۰.

نقش شبکه های محلی آنلاین در قدرت یابی زنان طبقۀ فرودست در استان تهران (مطالعه ای بر اساس داده کاوی کلان داده های اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شبکه های محلی آنلاین زنان طبقه فرودست اینستاگرام داده کاوی اجتماع یابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۰ تعداد دانلود : ۲۶۷
در این تحقیق که با داده کاوی بر روی کلان داده های اینستاگرام انجام شده است، با استفاده از روش اجتماع یابی بر روی شبکه روابط مابین 11 هزار و 515 صفحه پُرمخاطب محلی در استان تهران در سال 1403، تأثیرگذارترین شبکه ها و میدان های محلی در استان تهران شناسایی و پیکربندی شده اند. نتایج این تحقیق نشان داد که در سال های اخیر به واسطه فراگیرترشدن استفاده از اینترنت در زندگی روزمره شهروندان، زنان طبقه فرودست توانسته اند با تشکیل تدریجی شبکه های محلی آنلاین، به طور گسترده ای مشاغل خُرد و غیررسمی برای خود ایجاد کرده و همچنین به طور ناخواسته به نیروی اجتماعی جدیدی در تغییرات اجتماعی و سیاسی تبدیل شوند. قطب های مسلط در میدان های محلی شناسایی شده به ترتیبِ وسعت شبکه عبارت اند از: زنان دارای مشاغل آنلاین، سلبریتی ها، محافظه کاران، مرکزنشین ها، لات ها، ترک زبان ها و کفتربازها. در بین این هفت میدان محلی آنلاین، بیش ترین مرجعیت صفحه های پُرمخاطب ملی، به ترتیب در میدان سلبریتی ها، زنان شاغل و محافظه کاران دیده می شود و ازاین جهت این سه میدان محلی آنلاین، قابلیت تأثیرگذاری مستقیم تری بر نگرش ها و رفتارهای سیاسی شهروندان دارند. میدان های محلی زنانِ دارای مشاغل آنلاین به طور معناداری در مناطقی از استان تهران قدرت بیش تری دارند که مهاجرپذیرترند، در سال های اخیر در آن ها شهرک سازی انجام شده و نهادهای سنتی، مذهبی و حکومتیِ ضعیف تری دارند. بر اساس یافته های این تحقیق، الگوی متأخر پیش روی های آرام در استان تهران، به لحاظ بستر شکل گیری، موقعیت جغرافیایی، نیروی اجتماعی محوری و نوع مطالباتش، تفاوت های اساسی ای با پیش روی های آرام در دوران پیشااینترنتی پیدا کرده است.
۱۹۱.

درآمدی بر ارتباطات میان فرهنگی انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارتباطات میان فرهنگی رویکرد انتقادی خود و دیگری قدرت زمینه مندی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
ارتباطات میان فرهنگی انتقادی، به عنوان یک رویکرد مطالعاتی نوپدید، با تمرکز بر واکاوی روابط قدرت، ساختارهای نابرابر و زمینه های آشکار و نهان مؤثر بر تعامل فرهنگی، چارچوبی تحلیلی برای درک عمیق تر روابط و رویارویی های میان فرهنگی ارائه می دهد. این رویکرد، برخلاف دیدگاه های سنتی و مرسوم که بر تفاوت های رویین و مهارت های فردی تأکید دارند، فرهنگ را عرصه ای پویا و منازعه آمیز قلمداد می کند که در آن معانی، هویت ها و روابط فرهنگی به طور پیوسته بازتعریف می شوند. پژوهش حاضر با هدف ارائه درآمدی نظری و افق گشا، به معرفی جایگاه رویکرد انتقادی در مطالعات ارتباطات میان فرهنگی پرداخته و بنیادهای نظری و تاریخی آن را در سنت های مکتب فرانکفورت، مطالعات فرهنگی و مطالعات پسااستعماری پی جویی می کند. این پژوهش که از منابع اسنادی و روش توصیفی-تحلیلی بهره می برد، عناصر مفهومی کلیدی نظیر متون فرهنگی، ستم زدایی، روابط قدرت، زمینه مندی، نیروهای تاریخی، رهایی بخشی و حافظه جمعی را تبیین نموده و به اهمیت روش پژوهش اخلاقی می پردازد. یافته ها نشان می دهند فهم تعامل میان فرهنگی بدون توجه به نیروهای پیدا و پنهان قدرت، پیامدهای تبعیض و استعمار و زمینه های شکل گیری ساختارهای نابرابر امکان پذیر نیست. همچنین مداخله در زمینه های کلان برای تقویت صدای گروه های فرهنگی حاشیه ای و ایجاد فضایی گفتگومحور ضروری است. درنهایت، با نگاهی به مسیرهای پیش روی ارتباطات میان فرهنگی انتقادی می توان دریافت که توجه به تحولات زیست محیطی، نابرابری های نظام سلامت، ساختارهای فضای مجازی و لزوم احیای دانش های بومی، آینده این حوزه را ترسیم می کند. به طور کلی، رویکرد انتقادی به ارتباطات میان فرهنگی با آشکارسازی سازوکارهای سلطه و بداهت زدایی از ساختارهای نابرابر، نه تنها ابزاری تحلیلی بلکه کنشی رهایی بخش برای حرکت به سوی جامعه ای عادلانه تر است.
۱۹۲.

بازنمایی افغانستانی های مقیم ایران در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازنمایی هویت مهاجران افغانستانی شبکه اجتماعی ایکس افغانستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۹
در سال های اخیر مسئله ی حضور مهاجران افغانستانی در ایران تشدید شده و شبکه اجتماعی ایکس به یکی از اصلی ترین بسترهای بازنمایی و بازتولید دیدگاه ها درباره مهاجران تبدیل شده است، به گونه ای که بازتاب های آن، با تقویت کلیشه های منفی و مثبت، نقش مهمی در شکل دهی افکار عمومی نسبت به مهاجران افغانستانی ایفا کرده است. مسئله این پژوهش بررسی چگونگی بازنمایی افغانستانی های مقیم ایران در شبکه اجتماعی ایکس و تحلیل مقولاتی است که در این بستر درزمینه هویت، جایگاه و مسائل پیرامونی مهاجران شکل گرفته اند. این مطالعه، ذیل رهیافت کیفی با روش تحلیل مضمون و با گردآوری نمونه از توییت های کاربران فارسی زبان در بازه ی زمانی مشخص براساس هشتگ های گرایه شده (ترندشده) انجام شده است. تمرکز تحلیل بر استخراج مضامین معنایی مسلط در روایت ها، واکنش ها و برچسب زنی های مربوط به مهاجران افغانستانی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بازنمایی افغانستانی های مقیم ایران در شبکه اجتماعی ایکس حول شش مضمون اصلی شکل گرفته است. نخست، مهاجران به عنوان تهدیدی چندبعدی برای امنیت، اقتصاد و فرهنگ کشور تصویر می شوند. دوم، آنان در موقعیتی مطرود، تحقیرشده و بیگانه بازنمایی می گردند که اغلب با زبان توهین آمیز همراه است. سوم، مهاجرستیزی به مثابه پروژه ای سیاسی تلقی می شود. در کنار این گفتمان های منفی، برخی روایت ها به مهاجران به عنوان محرک هایی برای همدلی انسانی و همبستگی اجتماعی می نگرند. مضمون دیگر، نقد مهاجرستیزی از منظر اخلاقی و فرهنگی است که آن را در تضاد با ارزش های دینی و انسانی می داند. در نهایت، برخی کاربران مهاجران را سوژه هایی نیازمند بازشناسی هویتی و تنظیم حقوقی می دانند.
۱۹۳.

تحلیلی بر شاخص های شهر دوستدار کودک با تأکید بر فضاهای آموزشی (مطالعه موردی: دبیرستان های متوسطه دوم شهر اسلام آباد غرب)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهر دوستدار کودک فضاهای آموزشی مدرسه دوستدار کودک smartpls شهر اسلام آباد غرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۰
هدف از پژوهش حاضر، بررسی شاخص های شهر دوستدار کودک با تأکید بر فضاهای آموزشی در دبیرستان های متوسطه دوم شهر اسلام آباد غرب با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) است. پژوهش حاضر با جامعه آماری حدود 4588 نفر از دانش آموزان دختر و پسر از 27 دبیرستان متوسطه دوم شهر اسلام آباد غرب نمونه ای ۳00 نفری را با استفاده از فرمول کوکران انتخاب و بررسی کرده است. ابزار پژوهش، پرسشنامه ای محقق ساخته با روایی محتوایی (صوری) و سازه ای تأیید شده و پایایی ترکیبی قابل قبول بود. داده ها با روش های تحلیل همبستگی و الگویابی معادلات ساختاری توسط نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند. مدل سازی معادلات ساختاری نشان می دهد که بین شاخص های شهر دوستدار کودک، رابطه ای قوی و معنادار وجود دارد، به طوری که داده ها به خوبی با مدل مفهومی پژوهش منطبق هستند و مدل از برازندگی لازم برخوردار است. این امر، اعتبار و پایایی نتایج را تأیید می کند. در این میان، شاخص «محیط آموزشی» با امتیاز 159/17، قوی ترین رابطه را با شاخص شهر دوستدار کودک در دبیرستان های متوسطه دوم اسلام آباد غرب دارد. پس از آن، شاخص های «محیط کالبدی» با امتیاز 515/15، «محیط اجتماعی» با امتیاز 837/12 و «محیط روان شناختی» با امتیاز 952/8 قرار دارند که نشان دهنده تأثیر این شاخص ها بر مدارس دوستدار کودک در دبیرستان های متوسطه دوم اسلام آباد غرب است. به طور کلی نتایج نشان داد که محیط آموزشی دارای بیشترین تأثیر بوده و محیط روان شناختی کمترین تأثیر را داشته است. 
۱۹۴.

نظام مسائل و موضوعات رسانه ها و مطبوعات محلی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روزنامه نگاری محلی توسعه تکثرگرایی محلی سرمایه نمادین پس افتادگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۲
رسانه‌ها و مطبوعات محلی یکی از مهمترین شاخص‌های توسعه یافتگی محسوب می‌شوند چراکه آنها همسو با رسانه‌های ملی، نقش و کارکرد‌های مشابهی را زمینه اطلاع‌رسانی، آگاهی بخشی و نظارت بر قدرت در سطوح محلی ایفاء می‌کنند. هدف این پژوهش احصاء نظام مسائل و موضوعات مطبوعات محلی کشور است. برای رسیدن به این هدف، از دو روش تحلیل محتوای کمی و روش تحقیق کیفی استفاده شده است. در روش تحلیل محتوای کمی با هدف بدست آوردن توصیف اولیه از محتوای آنها، یک «تک شماره» از 21 روزنامه محلی از سراسر کشور به صورت هدفمند انتخاب شده و تمامی 721 مطلب رسانه ای(واحد تحلیل)آنها به صورت سرشماری با استفاده از کدنامه محقق ساخته مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. در روش کیفی نیز با هشت نفر از روزنامه‌نگاران محلی در کشور گفتگوی عمیق صورت گرفته و براساس یافته‌های آن، مهمترین مسائل و موضوعات روزنامه‌نگاری محلی احصاء شده است. نتایح کمی نشان می‌دهد که از مجموع 721 مطلب رسانه ای، 538 مطلب ماهیت «خبری-اطلاع رسانی» و 183 مطلب رسانه ای ماهیت «غیر خبری» (تبلیغات/آگهی) داشته اند. درحالی که تنها 146 مطلب «تولیدی» خود این رسانه ها بوده، در 213 «مطلب خبری» دیگر، هیچ منبعی ذکر نشده است. عمده مطالب «خبری-اطلاع رسانی» در قالب «خبر» محض یا «گزارش» توصیفی منتشر شده‌اند. همچنین 61.2% مطالب خبری «رویداد‌مدار» بوده و عمدتا در قالب «سبک هرم وارونه» تنظیم شده اند. به لحاظ جهت گیری، بیش از 80% «مطالب خبری» دارای جهت گیری «همسو» یا «خنثی» بوده اند که عمدتا بازتاب اخبار یا سخنان مقامات رسمی محلی بوده اند. همچنین از مجموع 335 مطلب خبری «دارای عکس»، تنها 17 مورد دارای «شرح عکس» حرفه ای بوده است. براساس نتایج کیفی تحقیق نیز می‌توان نظام مسائل و موضوعات روزنامه‌نگاری محلی را در 6 مقوله اصلی شامل «وابستگی سیاسی و چالش تعامل با مسئولان محلی»، «چالش‌های مالی و اقتصادی»، «تحولات فناورانه و پس افتادگی مطبوعات محلی»، «ضعف حرفه‌ای روزنامه‌نگاری محلی»، «مسائل حقوقی و مدنی» و «مزیت های رقابتی مطبوعات محلی» همراه با 20 مفهوم پایه دسته‌بندی کرد. برآیند این تحقیق حاکی از آن است که روزنامه‌نگاری محلی در ایران به رغم مزایا و ظرفیت های آن، هم به لحاظ محتوایی و هم به لحاظ مواجهه با انباشی از چالش های پیرامونی در وضعیتی پارادوکسیکال و رو به «افول» قرار دارند که تنها سرمایه های نمادین باعث حفظ و بقاء آنها در حالت «احتضار» شده اند.
۱۹۵.

مواجهه فرهنگ ایرانی با زمان: تحلیل نشانه شناختی برنامه چهل تیکه شبکه نسیم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گذشته گرایی نشانه شناسی فرهنگی تیپولوژی دوگان محوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۵
این پژوهش درصدد تبیین پویایی های فرهنگی جامعه ایرانی است که بخشی از این پویایی در تقابل بین فرهنگ های گذشته گرا و آینده گرا قرار دارد و همچنین آنکه چگونه رسانه ای همچون برنامه چهل تیکه شبکه نسیم میتواند در بازتولید گفتمان گذشته گرا نقش داشته باشد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که این برنامه چگونه و با چه مکانیسمی گذشته نا متن را به گذشته واجد حیات یا متن تبدیل میکند. این پژوهش با استفاده از روش نشانه شناسی فرهنگی مکتب تارتو- مسکو و با استفاده از مفاهیمی همچون تقابل های دوگانه، خود و دیگری، فرهنگ و نافرهنگ ، متن و نامتن و مکانیسم حضور و غیاب انجام شده است. در این پژوهش ما به نوعی تیپولوژی فرهنگی از فرهنگ گذشته گرای ایرانی دست پیدا کردیم. درنتیجه این پژوهش مشخص شد که این برنامه صرفا گذشته پس از انقلاب را به عنوان گذشته مطلوب بازنمایی میکند و با عدم اشاره به گذشته پیش از انقلاب در زمان پهلوی این گذشته را نامتن و نافرهنگ تلقی میکند.
۱۹۶.

نقش رسانه در تسهیل عبور از بحران (آگاهی بخشی، مسئولیت پذیری و بازآفرینی اعتماد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رسانه پاسخگویی رسانه بحران بحران زیست محیطی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۵
نقش رسانه ها در مدیریت بحران های اجتماعی-سیاسی و زیست محیطی را می توان با استفاده از مدل چرخه ای تولید، انتقال و دریافت پیام به شکلی نظام مند تحلیل کرد. این مدل بر پاسخ گویی رسانه ها با شاخص هایی همچون دقت، شفافیت، آگاهی بخشی، اعتمادسازی، مسئولیت پذیری و بازسازی تأکید می نماید. در این فرآیند، رسانه ها با تولید محتوای معتبر و انتقال سریع و شفاف اطلاعات به مخاطبان، نقش کلیدی در تبدیل شناخت بحران به اعتماد عمومی ایفا می کنند. بحران های اجتماعی-سیاسی عمدتاً بار احساسی بالایی دارند، در حالی که بحران های زیست محیطی بیشتر ماهیتی عملیاتی و فنی دارند. شبکه های اجتماعی نیز از طریق تسهیل اطلاع رسانی و سازمان دهی اجتماعی، جایگاه برجسته ای در این فرآیند به دست آورده اند. موفقیت رسانه ها در مدیریت بحران تا حد زیادی به میزان استقلال آن ها و کیفیت زیرساخت های فناورانه وابسته است؛ با این حال، چالش هایی چون سانسور اطلاعات و ضعف زیرساختی می تواند کارآمدی این چرخه را مختل کند. اجرای این مدل می تواند مدیریت بحران را بهبود بخشیده و جامعه را برای مواجهه بهتر با بحران های آتی آماده سازد. از منظر علمی، ارزیابی کمی عملکرد رسانه ها و تحلیل تطبیقی مدل های مختلف رسانه ای در بحران ها از جمله پیشنهادهای مهم برای توسعه این حوزه به شمار می رود. در نهایت، رسانه ها با ایفای نقش کنشگر فعال در تقویت انسجام اجتماعی، ارتقاء مشارکت عمومی و بازسازی پس از بحران، نقشی تعیین کننده در کاهش اثرات بحران های مختلف ایفا می کنند
۱۹۷.

تحلیل انتقادی اسناد بالادستی کشور پیرامون رابطه کودک و طبیعت

کلیدواژه‌ها: کودک محیط زیست تعامل حضور در طبیعت سیاست گذاری ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۸
مسئله اصلی پژوهش حاضر ناظر بر ضرورت ارتباط بی واسطه کودک و طبیعت و تأثیرات مثبت آن بر کودک و جامعه است. بر همین اساس در این پژوهش تلاش خواهد شد در بخش چارچوب مفهومی، با مرور منابع موجود، پیامدها و تأثیرات حضور بی واسطه کودکان در طبیعت یا در نقطه مقابل نتایج و آسیب های ناشی از عدم حضور کودکان در طبیعت، توصیف و تبیین شود. در بخش بعدی، سیاست گذاری های صورت گرفته در حوزه کودکی در ایران معاصر از زاویه رابطه کودک و طبیعت نقد و بررسی خواهد شد. اسنادی مانند سند تحول بنیادین آموزش وپرورش، برنامه های توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شش گانه، سند ملی حقوق کودک و نوجوان، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان، اساسنامه سازمان ملی تعلیم و تربیت و سند برنامه درسی ملی جمهوری اسلامی ایران از این جمله اند. درنهایت، ضمن تبیین آسیب ها و ضعف های موجود در این سیاست ها، پیشنهاد ها و راهکارهایی برای اصلاح سیاست گذاری مرتبط با کودکان و نزدیکی بیشتر کودکان با محیط زیست ارائه خواهد شد. ازجمله این راهکارها می توان به تغییر نگاه به کودک و کودکی، تغییر جهت سیاست گذاری ها و برنامه ها به سمت تأمین تجربه مستقیم طبیعت برای کودکان؛ مبتنی ساختن سیاست گذاری ها بر انجام پژوهش های سازمان یافته و هدفمند در مورد ارتباط کودک و طبیعت، تشکیل شورای عالی کودکی، تغییر برنامه ها و فضای مدارس به سمت استفاده از فضای سبز، تغییر نقش معلمان از آموزش دهنده به تسهیلگر، احیای محله برای کودکان و ایجاد ارتباط در بین کودکان و سالمندان در فضاهای محلی اشاره کرد.
۱۹۸.

نقش رهبری رسانه ای و شایستگی سرمایه انسانی در تقویت پایداری برند باشگاه پرسپولیس در افق ده ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برند ورزشی رسانه ورزشی تحلیل فازی دیمتل پایداری برند باشگاه پرسپولیس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: پایداری برند در باشگاه‎های ورزشی حرفه‎ای، یکی از عوامل کلیدی در موفقیت بلندمدت و ایجاد مزیت رقابتی پایدار است. باشگاه پرسپولیس، به عنوان یکی از پرهوادارترین و باسابقه‎ترین باشگاه‎های فوتبال ایران، نیازمند راهبردهایی دقیق و علمی برای تقویت پایداری برند خود در فضای رسانه‎ای و اجتماعی است. پژوهش حاضر باهدف شناسایی و تحلیل پیشران‎های کلیدی مؤثر بر پایداری برند این باشگاه انجام‎شده است. روش‎شناسی: روش تحقیق، ترکیبی از تحلیل مضمون در مرحله کیفی و تکنیک دیمتل فازی در مرحله کمی بود. در گام نخست، با بهره‎گیری از مصاحبه‎های نیمه‎ساختاریافته با 17 نفر از خبرگان رسانه، مدیریت ورزشی و برندینگ، 35 پیشران فرعی در قالب 7 پیشران اصلی استخراج شد. سپس، با استفاده از تکنیک دیمتل فازی و تحلیل روابط علّی ـ معلولی میان مؤلفه‎ها، جایگاه هر پیشران در ساختار تأثیرگذاری و تأثیرپذیری مشخص گردید. یافته‎ها: یافته‎ها نشان داد که سه پیشران «ارتباط با هواداران و افکار عمومی»، «ساختار و سیاست‎های رسانه‎ای» و «مدیریت بحران رسانه‎ای» دارای بیشترین تأثیرگذاری در ساختار برند باشگاه هستند و به عنوان عوامل علی باید در اولویت مداخلات راهبردی قرار گیرند. در مقابل، «سرمایه انسانی برندمحور»، «انسجام درون‎سازمانی» و «سرمایه انسانی تیم رسانه» بیشتر تأثیرپذیر هستند. نتیجه‎گیری: این نتایج می‎تواند به تدوین نقشه راهی برای سیاست‎گذاری رسانه‎ای باشگاه‎های ورزشی حرفه‎ای کمک نماید و ابزاری کاربردی برای مدیران در جهت تقویت برند سازمانی فراهم سازد.
۱۹۹.

تأثیر احتمالی جامعه دوره ناصری بر تحوّل شبیه زینب در نسخ تعزیه تکیه دولت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شبیه زینب اجتماع فرهنگ پویایی تکیه دولت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۵
چگونگی دگرگونی شبیه زینب در نسخِ دست نوشتِ تعزیه نامه دوره ناصری، تحت تاثیرِ شرایط اجتماعی و فرهنگی آن زمان،هدف اصلی این مقاله است. بهره گیری از دست مایه های فرهنگیِ دوره ناصری در نسخ دست نوشتِ زمانه ناصری، سبب افزایش داستانک ها و بیان گر رشد شبیه زینب و عبور شبیه یادشده از ایستایی تمثیل وار به نمونه ای حقیقی از زنان جامعه خویش است. کارایی گوناگونِ شبیه زینب در لحظه های بحرانی و غم بار، چگونگی تاثیرپذیری احتمالی شبیه زینب را از اجتماع و فرهنگ دوره ناصری آشکار می کند. سندها و نسخ دست نوشتِ تعزیه نامه به جا مانده از آن زمان، منابعی با اعتبار در کشف چگونگی بازتاب شرایط یادشده و تحوّلِ شبیه زینب است. پرسش اصلی این مقاله به چگونگی روند تحوّل شبیه زینب از زنی خرافی به زنی مبارز، متناسب با رخ دادهای اجتماعی و فرهنگی و هم چنین فرضیه اصلی به تاثیر قراردادهای اجتماعی و فرهنگی بر گوناگونی و پویایی کاراییِ شبیه زینب بر اساس ویژگی های درون و برون متنی در تعزیه نامه های دوره ناصری می پردازد. منظور از ویژگی های درون و برون متنی، شرایط جامعه و فرهنگ دوره ناصری است. یافته های این مقاله به روشِ تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای و نسخ دست نوشتِ تعزیه نامه دوره ناصری، واکاوی خواهد گردید. گستره زمانی پژوهش به دوره ناصری «ناصرالدین شاه قاجار» و گستره مکانی، مربوط به نسخ دست نوشتِ تعزیه نامه تکیه دولت «تهران» است.
۲۰۰.

تدوین سیاست های نظم بخشی در تعاملات اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: نظم اجتماعی تعاملات اجتماعی روش کیو مدیران آموزشی باورهای دینی قانون مداری سیاست های تشویقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۵
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی سیاست های نظم بخشی به تعاملات اجتماعی از منظر مدیران آموزشی انجام شد. ضرورت این مطالعه از آن رو است که تعاملات اجتماعی، بنیان فرهنگ سازمانی مدارس را شکل می دهد و سیاست های مؤثر بر آن، بستر تحقق نظم پایدار را فراهم می سازد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و از نظر گردآوری داده ها، آمیخته (کیفی کمّی) و بر اساس روش شناسی کیو (Q) اجرا گردید. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و معاونان مدارس ابتدایی شهرستان پلدشت در سال تحصیلی ۱۴۰۲ ۱۴۰۱ بود که از میان آنان ۲۰ نفر به روش هدفمند انتخاب و بر اساس اشباع نظری انتخاب شدند. به منظور شکل گیری فضای گفتمان اولیه، از ترکیب سه شیوه استفاده شد: مطالعه نظام مند منابع، مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان آموزشی و تحلیل محتوای داده ها. پس از کدگذاری و حذف موارد تکراری، ۳۶ گزاره نهایی استخراج شد و به عنوان نمونه Q در اختیار مشارکت کنندگان قرار گرفت. آنان با مرتب سازی اجباری گزاره ها در طیفی از «موافقت کامل» تا «مخالفت کامل» ذهنیت خود را آشکار ساختند. داده ها با تحلیل عاملی اکتشافی وبا استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شد. یافته ها حاکی از شناسایی پنج الگوی ذهنی متمایز بود که در مجموع ۷۱ درصد واریانس کل را تبیین کردند: باورهای دینی و مذهبی (۴۱٪)، قانون مداری مدیران (۹٪)، آموزش های نظری و عملی نظم (۸٪)، سیاست های تشویقی (۷٪) و روش های تنبیه و مجازات (۶٪). نتایج نشان داد مؤثرترین سیاست، تأکید بر مبانی درونی و اخلاقی به ویژه باورهای دینی است، در حالی که سیاست های مبتنی بر اجبار و تنبیه کم اثرترند. بر اساس این یافته ها، توصیه می شود سیاست گذاران و مدیران آموزشی با تمرکز بر آموزش های نظری عملی، تقویت باورهای دینی و الگوسازی رفتاری، زمینه تحقق نظم اجتماعی پایدار را در مدارس فراهم آورند و از این طریق، کیفیت تعاملات اجتماعی و کارآمدی نظام آموزشی در تربیت نسل مسئولیت پذیر و قانون مدار ارتقا یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان