ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
۱۶۱.

الگوی عملکرد «قاسطین» در تقابل با امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) بر مبنای تحلیل گفتمان گزارش های ناصبی گری تشکیلاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امیرالمؤمنین علی علیه السلام تشکلات نصب سب و شتم معاویه بن ابی سفیان تحلیل گفتمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۵
ناصبی اصطلاحی است که بر دشمنان امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) اطلاق دارد. دشمنی دیرینه بنی امیه با خاندان وحی در زمان معاویه بن ابی سفیان به اوج رسیده و دارای تشکیلات دامنه داری گردید. هرچند گزارش هایی پراکنده از لابه لای کتب تاریخ، ابعاد متنوّعی از این موضوع را روشن می کند؛ اما برای درک بهتر آن لازم است تا زوایای پنهان و سازمان یافتگی آن تشکیلات کشف و تبیین گردد. در این موضوع از طریق روش تحلیل کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل گفتمان و به شکل ویژه روش «پدام»، گزارش های تاریخی موجود در این زمینه در سه سطح، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. معاویه بن ابی سفیان به عنوان سردمدار جریان ناصبی گری تشکیلاتی، سرزمین شام و مناطق در دسترس را به مولد و خاستگاه ناصبیان تاریخ تبدیل و بغض ایشان را در این مناطق اسلامی نهادینه کرد. بررسی صورت گرفته نشان داد تلاش او عمدتاً در سه زمینه فرهنگی، سیاسی و امنیتی متمرکز بود؛ در زمینه فرهنگی استفاده از تشکیلات فراگیر سب و لعن، در زمینه سیاسی مظلوم سازی از خلیفه سوم و نشان دادن امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) به عنوان قاتل خلیفه و قبیح نشان دادن شیعه گری در جامعه و در سطح امنیتی نیز به تعقیب و مجازات شیعیان و برکناری آنان از مناصب مدیریتی و نیز اعمال محدودیت های اجتماعی برای آنان با تهدید و تطمیع و تحمیق، عمده راهبردهای وی بوده که چنین راهبردهایی را با استفاده از سه اهرم کارگزاران جائر، علمای دینی وابسته و نیز چهره های مطرح و سرشناسی که در تقابل با امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) بودند، به ثمر نشاند. تشکیلات نصب معاویه از گستردگی و فراگیری بسیاری برخوردار بود و تلاش او در تربیت نسل های معاند علیه علی(علیه السلام) در طول دوران ریشه دواند؛ به طوری که می توان وی را «پایه گذار سلفی گری» نوین نامید.
۱۶۲.

تحلیل محتوای توسعه سازمان های رسانه ای با رویکرد مهندسی ارزش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: توسعه سازمانی خلاقیت سازمان های رسانه ای کاهش هزینه مهندسی ارزش نوآوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۱
رسانه ها مهمترین وسیله جهت رسیدن به اهداف فرهنگی و اجتماعی قلمداد می شوند و به تبع آن سازمان های رسانه ای نقطه اتصال محتوای رسانه ها با نظام های سیاسی، فرهنگی و اجتما عی هستند که توسعه آنها به توسعه همه جانبه در کشور کمک می کند. هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل محتوای توسعه سازمان های رسانه ای با استفاده از فرآیند مهندسی ارزش است. پژوهش حاضر به شکل کیفی و از طریق تحلیل محتوا انجام شد. با 9 نفر از مدیران سازمان های رسانه ای(خبرگزاری بین المللی قرآن؛ رادیو معارف، رادیو قرآن، شبکه قرآن و روزنامه جام جم) مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت و سپس سه مرحله کدگذاری (استخراج مفاهیم اساسی، مقوله ها، و گزاره ها) جهت تحلیل داده ها انجام شد. نتایج نشان داد به کارگیری نیروی انسانی متخصص، خوش فکر؛ تشکیل کارگروه توسعه؛ توسعه مهارت مدیران میانی؛ و برقراری ارتباط مستمر با سازمان ها در حوزه توسعه منابع انسانی کاربردی ترین ایده است. در حوزه توسعه امکانات و تجهیزات مهمترین ایده، بهره گیری از سیاست های بودجه بندی صحیح و توسعه فناوری های جدید است؛ لزوم استفاده از فناوری های جدید جهت ارتقای سایت و سئو، پخش برنامه ها از تلویبیون و ایران صدا، استفاده از تکنیک های پوشش خبری، تکنیک های اقناع مخاطب، مخاطب سنجی و تولید محتوا بر مبنای نظرات مخاطبان داخلی و بین المللی؛ پژوهش محور نمودن فرآیندهای سازمانی، پرهیز از سانسور، اغراق، شایعه و عدم شفافیت؛ اهمیت به خلاقیت و حمایت مادی و معنوی از کارمندان خلاق؛ پیگیری امور تا اجرایی شدن ایده ها؛ از مهمترین یافته های پژوهش است. در راستای توسعه سازمان های رسانه ای، می بایست منابع انسانی به خلاقیت مجهز شوند تا با استفاده از تکنیک هایی مثل مهندسی ارزش، امکانات سازمان را در جهت حصول توسعه به کار بگیرند و مدیران به جنبه های اساسی توسعه توجه داشته باشند.
۱۶۳.

تحلیل نهادی و حقوقی مشارکت رسانه ای سازمان های مردم نهاد در سیاست گذاری رفاه زنان در ایران: با تأکید بر قواعد حاکم و مبانی دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل نهادی سازمان های مردم نهاد (سمن ها) سیاست گذاری رفاه زنان حقوق رسانه عدالت ارتباطی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۵
پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل نهادی چند سطحی و با بهره گیری از چارچوب مفهومی اوستروم، نقش رسانه ها را در فرآیند مشارکت سازمان های مردم نهاد (سمن ها) در سیاست گذاری رفاه زنان در ایران بررسی می کند. این مطالعه کیفی، مبتنی بر تحلیل مضمون ۱۵ مصاحبه نیمه ساخت یافته با کنشگران حوزه زنان، فعالان سمن ها، پژوهشگران و سیاست گذاران است. یافته ها نشان می دهد که بازنمایی گزینشی و ظاهرمحور، بی اعتمادی نهادی، حذف خاموش و ضعف روایت گری، از موانع اصلی اثرگذاری رسانه ای سمن ها بر سیاست گذاری رفاهی زنان هستند. این موانع، نه تنها از منظر حقوق رسانه و حق مشارکت مدنی، بلکه در چارچوب آموزه های دینی درباره عدالت ارتباطی، تبیین حق، و مسئولیت اجتماعی رسانه ها نیز قابل نقدند. در مقابل، بهره گیری از رسانه های اجتماعی ظرفیت هایی برای توانمندسازی کنشگری مدنی و روایت گری مستقل فراهم می کند. تحلیل ها بر فقدان قواعد ارتباطی منصفانه و قانونی میان رسانه، دولت و سمن ها تأکید دارد و ضرورت بازتعریف حکمرانی رسانه ای، حمایت از رسانه های مستقل و تقویت سواد رسانه ای سمن های فعال در حوزه زنان را برجسته می سازد. این پژوهش تلاش می کند تا با تمرکز بر ابعاد نهادی، حقوقی و دینی، خلأهای ارتباطی را آشکار و مسیرهای کنشگری فعال تر در سیاست گذاری رفاه زنان را ترسیم کند.
۱۶۴.

وفاداری سیاسی در حاکمیت های توتالیتر (تجربه شوروی، چین و آلمان نازی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توتالیتاریسم وفاداری رابطه حامی- پیرو منبع وفاداری تحلیل موقعیتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۱۲۹
هدف مقاله تلاش برای ارائه تبیینی جامعه شناختی از منابع، شیوه تضمین و پیامدهای وفاداری در حاکمیت های توتالیتر قرن بیستم (شوروی، چین و آلمان نازی) است. در مورد وفاداری به رویکرد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پرداخته شده و استدلال های مربوط به هر کدام به شکل خلاصه طرح گردیده و چهارچوب نظری مورد استفاده تلفیقی از ترکیب رویکردهای مذکور بوده است. روش مطالعه تطبیقی-تاریخی بوده و با استفاده از مقایسه موردهای خاص صورت گرفته است. نمونه ها به شکل هدف مند از بین نظام های توتالیتر قرن بیستم انتخاب گردیده اند، گردآوری داده ها از منابع دست دوم صورت گرفته و پس از روایت تاریخی مبتنی بر شاخصه های وفاداری در هر مورد، جدول مقایسه موردها ارائه شده و مورد تحلیل قرار گرفته است. اعتبار داده ها از طریق مراجعه به متون مختلف مربوط به هر مورد تامین شده است. یافته ها نشان می دهد حاکمیت های توتالیتر تلاش کرده اند به شکل مشابه از زمینه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای تأمین، تضمین و بهره برداری از وفاداری استفاده کنند و استفاده از این زمینه ها وجه اشتراک تمامی توتالیترها بوده است. لیکن این حاکمیت ها به شکل هوشمندانه ای به شیوه موقعیتی از فرمول های متفاوت در جوامع مختلف استفاده کرده اند. تفسیر هوشمندانه شرایط و استفاده عقلانی از شرایط مختلف هر جامعه برای کسب، تضمین و بهره برداری از وفاداری در نمونه های مورد مطالعه مشاهده می شود که در مقاله به تفصیل با استفاده از نمونه های تاریخی مورد اشاره واقع شده اند.
۱۶۵.

تحلیل جامعه شناختی شدت و قلت بیگانگی سیاسی بر میزان مشارکت دانشجویان؛ مورد مطالعه استان البرز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انصاف موازانه حقوقی قراردادهای سرمایه گذاری هنجارهای فرهنگی نظام حقوقی ایران سرمایه اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۰
پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر شدت و قلت بیگانگی سیاسی دانشجویان دانشگاه های استان البرز بر میزان گرایش آن ها به مشارکت سیاسی انجام شد. حجم نمونه شامل ۴۰۰نفر از میان حدود ۵۶هزار دانشجوی استان بود. دراین مطالعه، بخشی از یافته های کمی-پیمایشی مرتبط با سازه های کلیدی بیگانگی سیاسی و گرایش به مشارکت سیاسی، که می تواند مشروعیت سیاسی را تحت تأثیر قرار دهد، ارائه شده است. روایی ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه پژوهشگرساخته، از طریق شیوه خبره گی تأمین و پایایی آن بااستفاده از آزمون آلفای کرونباخ ۰٫۸۸ گزارش شده است. یافته ها نشان می دهد شدت بیگانگی سیاسی دانشجویان بالاست (۳٫۸۲ از ۵)، و دامنه آن در مرتبه بی معنایی (۳٫۹۲)، تمایل به مشارکت سیاسی پرتلاش/گلادیاتوری (۱٫۹۶)، و میزان ارتباط دانشجویان با نظام رسانه ای هم سو (۲٫۱۶) و نظام رسانه ای تعاملی/مجازی (۴٫۵۶)، است. تحلیل های آماری شامل آزمون های F و T و هم بستگی ها نشان دهنده رابطه معنادار بین میزان گرایش به مشارکت سیاسی با بیگانگی سیاسی و نوع و میزان بهره گیری از نظام رسانه ای است، درحالی که متغیرهای زمینه ای پاسخ دهندگان رابطه معناداری با گرایش به مشارکت سیاسی نشان ندادند.
۱۶۶.

بررسی مؤلفه ها و ابعاد حکمرانی مدیریت عملکرد با نقش میانجی توسعه منابع انسانی در سازمان تأمین اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مؤلفه های حکمرانی مدیریت عملکرد رویکرد توسعه منابع انسانی سازمان تأمین اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۶
این پژوهش باهدف تبیین ابعاد و مؤلفه های حکمرانی مدیریت عملکرد با رویکرد توسعه منابع انسانی در سازمان تأمین اجتماعی کشور با رویکردی ترکیبی بررسی شد. در فاز نخست، از روش کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد برای شناسایی ابعاد و مؤلفه ها استفاده شد. داده ها ازطریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان گردآوری و در 3مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تحلیل شدند و اعتبار آن ها با بازبینی خبرگان تأیید گردید. در فاز دوم، برای آزمون مدل پیشنهادی، از روش توصیفی-پیمایشی و هم بستگی بهره گرفته شد. جامعه آماری شامل 292/19نفر از مدیران و کارکنان سازمان تأمین اجتماعی بود که با فرمول کوکران، ۳۵۱نفر به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه محقق ساخته توسعه فردی منابع انسانی و پرسش نامه عملکرد سازمانی هرسی و گلداسمیت بود. داده های کیفی با نرم افزار MAXQDA و داده های کمی با آزمون های تحلیل مسیر، تی، هم بستگی پیرسون و رگرسیون هم زمان بااستفاده از نرم افزارهای SPSS و LISREL تحلیل شدند. نتایج نشان داد حکمرانی مدیریت عملکرد تأثیر مثبت و معناداری بر توسعه منابع انسانی و به ویژه ابعاد فردی آن دارد و می تواند حدود ۲۹درصد از واریانس توسعه فردی منابع انسانی را پیش بینی کند. این یافته ها می تواند در بهبود حکمرانی مدیریت عملکرد با رویکرد توسعه منابع انسانی در سازمان تأمین اجتماعی مورداستفاده قرار گیرد.
۱۶۷.

از پیش بینی تا حکمت: یک مرور نظام مند بر معرفت شناسی آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آینده پژوهی معرفت شناختی پارادایم های معرفتی دانش آینده مرور سیستماتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: آینده پژوهی به دلیل سروکار داشتن با ماهیت ناموجود «آینده»، همواره با چالش مشروعیت معرفت شناختی روبرو بوده است. این پژوهش با هدف ارائه یک مرور نظام مند از مباحث معرفت شناختی این حوزه، به دنبال نقشه برداری از پارادایم های اصلی و ردیابی مسیر تکامل فکری آن است تا از این طریق، چشم انداز متکثر مبانی مشروعیت آن را شفاف سازد. روش: این مطالعه کیفی با روش مرور نظام مند ادبیات و چارچوب پریزما بر روی ۸۳ مقاله کلیدی از پایگاه های معتبر بین المللی (۱۹۸۵-۲۰۲۴) انجام شده است. داده های مستخرج از این مقالات با استفاده از رویکردهای تحلیل محتوای کیفی و تحلیل مضمون واکاوی شده اند تا الگوها و پارادایم های اصلی شناسایی شوند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که چشم انداز معرفت شناختی این حوزه، متکثر و شامل چهار پارادایم اصلی است: پیش بینانه در جست وجوی صدق عینی، تفسیری متمرکز بر برساخت اجتماعی آینده، انتقادی با نگاه رهایی بخش و واسازی قدرت و یکپارچه با تأکید بر سنتز و پیچیدگی. تحلیل تبارشناسانه این پارادایم ها، بیانگر تکامل رشته از تلاش صرف برای «پیش بینی» به سمت فهم عمیق تر «حکمت» در مواجهه با آینده است. درنتیجه این تحول، مفهوم «دانش آینده» از یک گزاره عینی و اثبات پذیر، به یک فرایند اجتماعی، زمینه مند، ارزش محور و پرفورماتیو (اجرایی) بازتعریف شده است. نتیجه گیری: این پژوهش نتیجه می گیرد که مشروعیت آینده پژوهی نه در یک چارچوب واحد، بلکه در به رسمیت شناختن همین کثرت گرایی پارادایمی نهفته است. بر این اساس، اعتبار «دانش آینده» و معیارهای ارزیابی آن (از صدق تطابقی تا انسجام روایی و توانایی الهام بخشی) امری نسبی و وابسته به پارادایم اتخاذشده و اهداف هنجاری آن (مانند افزایش تاب آوری یا تحقق عدالت اجتماعی) است.
۱۶۸.

واکاوی چالش های گذر از صنعت منبع بنیان به صنعت دانش بنیان: مطالعه واحدهای فناور و دانش بنیان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شرکت های دانش بنیان فناوران فضای کارگاهی نوسانات پارک علم و فناوری مرکز رشد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه و هدف: گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت دانش بنیان، یکی از بنیادی ترین چالش های توسعه در استان های دارای ساختار اقتصادی متکی بر منابع، مانند خوزستان است. در همین راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش های توسعه شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور در استان خوزستان است. روش و داده ها : تحقیق به روش کیفی و با رویکرد داده بنیاد اجرا شد. مشارکت کنندگان تحقیق، نخبگان استان خوزستان، شامل استادان دانشگاه و مدیران شرکت های دانش بنیان و واحدهای فناور بودند که 44 نفر آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند نمونه گیری به شیوه نمونه گیری نظری و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته صورت گرفت. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری نظری صورت گرفت. یافته ها: مقوله های شرایط علی مستخرج از یافته ها عبارتند از؛ نبود فضای کارگاهی مالکیتی؛ پارک علم و فناوری خوزستان؛ تناسب نداشتن رشد کمی شرکت ها و توسعه کالبدی پارک علم و فناوری؛ افزایش هزینه های تولید در اثر کمبود فضای کارگاهی؛ ناتوانی پارک در برقراری امکانات اولیه فناوران؛ در اختیار قرار گرفتن سوله های صنعت و معدن توسط دلالان؛ اجرانشدن قوانین مصوب کشوری در خوزستان؛ و سرانجام خارج شدن تحقیق و توسعه از اولویت شرکت های دانش بنیان. بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد گذار از صنعت وابسته به منابع طبیعی به صنعت مبتنی بر دانش نه به دلیل ضعف بنگاه ها در دانش فنی، بلکه به دلیل موانع ساختاری، نهادی و اجرایی با کندی مواجه شده است. پیام اصلی: آنچه شرکت های دانش بنیان را از میدان تولید خارج می کند ضعف دانش فنی نیست؛ بلکه فراهم نبودن بستر ها و شرایط زیست مناسب برای شرکت های دانش بنیان در جامعه است. 
۱۶۹.

مشکله هویت دیاسپورای ایرانی در حاشیه جنوبی خلیج فارس؛ نمونه پژوهی دیاسپورای لارستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیاسپورا حاشیه خلیج فارس مهاجرت لارستان هویت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۹
هدف: این مقاله به بررسی مسئله هویت در میان دیاسپورای ایرانی ساکن حاشیه جنوبی خلیج فارس می پردازد و تمرکز ویژه ای بر جامعه لارستانی به عنوان یکی از کهن ترین و گسترده ترین گروه های مهاجر ایرانی در این منطقه دارد. دیاسپورای لارستانی با سابقه ای چندسده ای از مهاجرت، نمونه ای برجسته از تداوم و بازسازی فرهنگی در بسترهای اجتماعی و سیاسی گوناگون است. مسئله اصلی پژوهش، فهم چگونگی بازتعریف هویت فردی و جمعی در مواجهه با ساختارهای چندلایه جامعه میزبان و نیز بررسی راهبردهای فرهنگی مهاجران در حفظ یا بازآفرینی پیوندهایشان با جامعه مبدأ است. این مطالعه بر آن است تا نشان دهد که مفهوم هویت در میان مهاجران لارستانی نه امری ثابت و ایستا، بلکه پدیده ای فرایندی، چندبعدی و در حال دگرگونی است که در پیوندی پویا با زمینه های تاریخی، فرهنگی، مذهبی و سیاسی معنا می یابد. روش شناسی : پژوهش حاضر در چارچوب پارادایم تفسیری و با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش مردم نگاری انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و روایتی با مهاجران ایرانی لارستانی ساکن در کشورهای جنوب خلیج فارس گردآوری شده است. این مصاحبه ها امکان دسترسی به روایت های زیسته و بازنمایی های ذهنی مهاجران را درباره تعلق، تفاوت، بازگشت و انطباق فراهم کرده اند. استفاده از مردم نگاری چندمیدانی، به پژوهشگر اجازه داده است تا ضمن مقایسه بسترهای مبدأ و مقصد، جریان و چرخش معنا را در میان موقعیت های مختلف فرهنگی و اجتماعی دنبال کند. تحلیل داده ها بر اساس الگوی تفسیر درون مایه ای انجام گرفته و هدف آن، استخراج معانی نهفته در روایت های شخصی و جمعی بوده است. یافته ها : یافته های تحقیق نشان می دهد که هویت دیاسپورایی لارستانیان به صورت شبکه ای از لایه های فرهنگی، مذهبی، اقتصادی و سیاسی شکل گرفته است. در این میان، زبان، دین، روابط خانوادگی، و مناسبات اقتصادی میان دو سوی خلیج فارس نقشی تعیین کننده در بازتولید احساس تعلق و مرزبندی اجتماعی ایفا می کنند. هویت آنان در فرایند تعامل مستمر با جامعه میزبان، میان ارزش های سنتی مبدأ و فشارهای همسان ساز مدرن در نوسان است و از این رو، ماهیتی سیال، چندپاره و درعین حال خلاق دارد. نتیجه گیری : نتایج این مطالعه نشان می دهد که تجربه دیاسپورایی لارستانیان، بازتابی از چالش های گسترده تر مهاجرت ایرانی در سطح منطقه ای است؛ چالش هایی که میان خاطره جمعی، سیاست های هویتی و منطق بقا در جامعه میزبان تداوم می یابد. در نهایت، پژوهش حاضر بر ضرورت بازخوانی مفاهیم هویت، تعلق و بازنمایی در مطالعات دیاسپورایی ایران تأکید می کند و پیشنهاد می دهد که برای فهم واقعیت های زیسته مهاجران ایرانی، باید از رهگذر دیدگاه های تفسیری و مردم نگارانه، به لایه های معنایی و بین ذهنی تجربه مهاجرت توجه بیشتری شود
۱۷۰.

گونه شناسی هواخواهی میان کاربران نوجوان اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هواخواهی نوجوانی شبکه اجتماعی اینستاگرام هویت یابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۳
شبکه اجتماعی اینستاگرام به عنوان یکی از محبوب‎ترین سکو‎های رسانه‎های اجتماعی، نقش مهمی را در ایجاد و تقویت جوامع هواداری ایفا کرده و فضایی برای تولید و بازتولید متون فرهنگی و ایجاد معانی اشتراکی در اختیار هواخواهان قرار داده است. هدف پژوهش حاضر شناخت انواع و گونه‎های هواخواهی میان کاربران نوجوان ایرانی از طریق تحلیل محتواهایی است که آنان در این شبکه به اشتراک گذاشته‎اند. بدین منظور صفحات شخصی نوجوانان با استفاده از روش تحلیل مضمون، بررسی شده‎اند. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، پدیده هواخواهی میان کاربران نوجوان اینستاگرام دارای طیف گسترده‎ای می‎باشد که از هواداری از گروه‎های موسیقی و تیم‎های ورزشی تا ابراز علاقه به شخصیت‎هایی مانند شهدا، مداحان و اهالی فرهنگ، هنر و ادب را در بر می‎گیرد. در اینستاگرام، جهان هواداران نوجوان از فرهنگی همگن و یکپارچه فاصله گرفته و شامل سنخ‎ها و گونه‎های مختلفی در فضایی مشارکتی می‎شود؛ بااین‎حال رایج‎ترین شکل آن از طریق مصرف موسیقی است. هواداری یک تجربه ثابت نیست؛ بلکه ترکیبی از تعاملات پویا، شبکه‎ها و انتخاب‎های شخصی و جمعی است. نتایج این پژوهش نشان می‎دهد که سه مضمون فراگیر «روایت کنشگری میدانی»، «تولید و بازتولید محتوای نشان‎دار» و «بازفرست و توزیع محتوا» گونه‎های اصلی هواخواهی در صفحات نوجوانان اینستاگرامی می‎باشند. با توجه به میزان درگیری نوجوانان اینستاگرامی، می‎توان پنج سطح هواخواهی را شناسایی نمود. بالاترین سطح، هویت‎یابی می‎باشد که در آن هواداری نقش محوری در شناخت «خود» و شکل‎گیری آن پیدا می‎کند. پایین‎ترین سطح، بازفرست رسانه‎ای است. در این سطح نوجوانان محتوا‎های رسانه‎ای مورد علاقه‎شان را مصرف کرده و آنها را بازنشر می‎نمایند. بازتولید رسانه‎ای، اجرا و نمایش خود و کنشگری میدانی نیز به ترتیب بین این دو سطح قرار می‎گیرند.
۱۷۱.

نقش شبکه های اجتماعی در ایجاد رفتارهای جمعی نمایشی ناشی از شیوع کرونا مطالعه موردی: بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شبکه های اجتماعی رفتارهای جمعی نمایشی کرونا هراس اجتماعی مدگرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۲
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش شبکه های اجتماعی در ایجاد رفتارهای جمعی نمایشی ناشی از شیوع کرونا است. این مطالعه با رویکرد کمی و روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد بالای 20 سال ساکن شهر بوشهر در سال 1400 بود که تعداد آن ها برابر با 197864 نفر می باشد. از این تعداد 384 نفر با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران با نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته می باشد که در شش مؤلفه شامل مد اجتماعی، هراس اجتماعی، هوس اجتماعی، جنون اجتماعی، شایعه اجتماعی و شیدایی اجتماعی طراحی شد. برای روایی پرسشنامه از نظر اساتید، برای روایی سازه از تحلیل عاملی تأییدی و برای پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شد که برای کل پرسشنامه معادل 79/0 محاسبه شد. برای آزمون فرضیه های پژوهش از آزمون های تی تک نمونه ای، همبستگی پیرسون، آزمون تحلیل واریانس یک راهه و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد بیشترین مقدار همبستگی بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی و رفتارهای جمعی نمایشی در بُعد هراس اجتماعی (518/0r=) می باشد. نتایج روابط ساختاری مدل نهایی پژوهش نیز نشان داد که متغیر مُد اجتماعی با مقدار ضریب تأثیر (78/0=Ɓ)، بیشترین تأثیر را بر رفتار نمایشی ناشی از شیوع کرونا داشته است. د
۱۷۲.

رسانه های نوین، اینفلوئنسرها و رفتار مصرفی خرید محصولات ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اینفلوئنسر کالای ورزشی قصد خرید وابستگی عاطفی رسانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۳
در عصر حاضر، با توجه به نقش گسترده اینفلوئنسرها در تبلیغات، خرید کالاهای ورزشی نیز می تواند تحت تأثیر جذابیت و تعامل پذیری آنها قرارگیرد. اینفلوئنسرها با ایجاد ارتباط نزدیک و جذاب با مخاطبان، می توانند احساسات مثبت نسبت به برندها را تقویت کنند، ضمن اینکه تعامل پذیری آنها، از جمله پاسخ به نظرها و اشتراک گذاری تجربیات شخصی نیز باعث می شود که مصرف کنندگان احساس نزدیکی بیشتری به برند پیدا کنند. این موضوع موجب وابستگی عاطفی به برند می شود و انگیزه خرید را افزایش می دهد، همچنین افراد را ترغیب به انتخاب کالاهای ورزشی خاصی می کند که اینفلوئنسرها تبلیغ کرده اند. پژوهش حاضر از نظر هدف،کاربردی و توصیفی- پیمایشی بوده و جامعه آماری آن را کلیه دنبال کنندگان صفحه اینستاگرامی مجید ساعدی فر (برند مجید) در سال 1403 تشکیل داده اند. همچنین از نمونه گیری در دسترس (214 نفر) بهره برده شده و ابزار پژوهش شامل چهار پرسشنامه استاندارد؛ جذابیت اینفلوئنسرها (لو و کیم، 2019)، قصد خرید (آرموت چو و همکاران، 2024)، وابستگی عاطفی برند (همسلی برون، 2023) و تعامل پذیری (یی و همکاران، 2021) بوده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از مدلسازی معادلات ساختاری شامل تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر استفاده شده است. براساس نتایج، تمامی روابط بین متغیرهای مدل پژوهش، به غیر از تاثیر جذابیت اینفلوئنسرها به وابستگی عاطفی معنی دار بوده اند اما میانجی وابستگی عاطفی در ارتباط بین متغیرهای جذابیت اینفلوئنسرها و قصد خرید کالاهای ورزشی اثر معنی داری نداشته است. باتوجه به نتایج می توان گفت که استفاده از رسانه های اجتماعی و افراد تاثیرگذار رسانه ای به منظور فروش بیشتر محصولات و متمایز ساختن محصول تولیدی، می تواند به موفقیت فروشندگان و تولیدکنندگان کالاهای ورزشی کمک کند.
۱۷۳.

واکاوی چالش های الگوی ایرانی تفسیر حقوق معیار در نظام اداری ایران، و قیاس آن با الگوی مشابه در فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفسیر حقوقی حقوق اداری قوه مجریه نظام حقوقی فرانسه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۳
باتوجه به اینکه وضع مقررات اجرایی به خود قوه مجریه سپرده شده، ممکن است بخشنامه های موازی با یکدیگر و یا مخالف با نص صریح قانون وضع شده و از این رو نیز شهروندان از وضعیت موجود رضایت کافی را نداشته باشند. این پژوهش به روش تحلیلی- توصیفی انجام شده و هدف آن است که چالش های تفسیر حقوقی معیار در نظام حقوقی ایران و فرانسه بررسی گردیده و با یکدیگر قیاس شوند. چنین بیان شد که در کشور فرانسه بدون اشاره مستقیم به دعاوی اداری، شعب دادگستری هر محل که در کنار آن دادسرا وجود دارد، می تواند علی الراس به قضیه ورود نموده و پرونده را به صورت ترکیبی از حیث مدنی، کیفری و اداری؛ دادرسی نماید. در کشور ما اختیارات دیوان عدالت اداری به مانند شعب حقوقی دادگاه بوده که تنها در صورت ثبت دادخواست، به قضیه ورود کرده و می تواند حکم وحدت رویه صادر نماید. طبیعتا با لغو بخشنامه ها، آن هم در زمان بروز اختلاف بین شهروندان و ادارات، نمی توان حق دادخواهی مردم به موجب اصل 34 قانون اساسی را تضمین نمود و نیاز است که به مانند الگوی فرانسوی، نظام قضائی علی الراس به قضیه ورود کرده و این اختیارات نیز به سطوح محلی نیز تفویض گردد.
۱۷۴.

نقد و بررسی تطبیقی حکمرانی بر فضای مجازی در دوگانه نظم و تضاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای مجازی نظم گرایان تضادگرایان شبکه های اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۸۰
فضای مجازی به عنوان پدیده ای پیچیده و چند وجهی، تأثیرات شگرفی بر زندگی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع معاصر گذاشته است. با گسترش روزافزون استفاده از اینترنت و شبکه های اجتماعی، ضرورت تدوین رویکردی جامع برای مدیریت و حکمرانی بر این فضا بیش از پیش احساس می شود. در این میان، دو دیدگاه نظم گرا و تضاد گرا ا در خصوص حاکمیت بر فضای مجازی مطرح است. در این پژوهش، با روش تحلیلی –توصیفی وبا رویکردی انتقادی، به بررسی و مقایسه این دو دیدگاه پرداخته شد. نتایج نشان داد که سه نوع مدیریت می تواند حکمرانی بر فضای مجازی را اعمال کند:1-مدیریت در سطح خرد، خانواده به عنوان اولین و مهم ترین نهاد اجتماعی، نقش محوری در شکل دهی به الگوهای فرهنگی و رفتاری فرزندان ایفا می کند. 2-مدیریت در سطح نیمه کلان، مدارس به عنوان نهادهای آموزشی و تربیتی، نقش محوری در شکل دهی به گفتمان عمومی پیرامون موضوع های نوظهور نظیر حفاظت از داده ها ایفا می کنند. 3-مدیریت در سطح کلان، استفاده از فناوری های بومی در صیانت از فضای مجازی بسیار اهمیت دارد. بسترسازی لازم جهت استفاده از موتور جست و جوی داخلی و استفاده از شبکه های اجتماعی ملی از جمله عوامل مهم در این زمینه است.
۱۷۵.

تأثیر عینیت حسابرسی داخلی بر بهبود شفافیت و مسئولیت پذیری اجتماعی در نهادهای دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسئولیت پذیری اجتماعی نهادهای دولتی جامعه حسابرسی داخلی اعتماد عمومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۹۸
امروزه شفافیت و مسئولیت پذیری اجتماعی به عنوان دو رکن اساسی در کارآمدی و مشروعیت عملکرد نهادهای دولتی شناخته می شوند. با افزایش پیچیدگی های محیطی و توقعات جامعه، نیازبه استقرار نظام های نظارتی قوی، عینی و بی طرف بیش ازپیش احساس می شود. دراین راستا، عینیت حسابرسی داخلی به عنوان رویکردی مستقل و غیرجانبدار، می تواند نقش مؤثری در بهبود فرایندهای تصمیم گیری و ارتقای پاسخ گویی به ذی نفعان ایفاء کند. پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر عینیت حسابرسی داخلی بر ارتقای شفافیت و مسئولیت پذیری اجتماعی در نهادهای دولتی، به صورت توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و تحلیل اسناد انجام شده است. نتایج نشان می دهد که عینیت حسابرسی داخلی با کاهش تعارض منافع، تقویت استقلال تصمیم گیری و بهبود فرایندهای گزارش دهی و نظارت، به افزایش شفافیت مالی و عملکردی در نهادهای دولتی منجر می شود. به طورخاص، تقویت عینیت در حسابرسی داخلی، اعتماد عمومی و شاخص های مسئولیت پذیری اجتماعی را بهبود می بخشد. افزون براین، سیاست گذاران و مدیران نهادهای دولتی می توانند با اصلاح ساختارها و فرایندهای مرتبط، زمینه ساز ارتقای عملکرد و مشروعیت سازمان خود در برابر جامعه و ذی نفعان باشند.
۱۷۶.

تبیین رابطه میان ساختار فضایی و کُنش اجتماعی در بازارهای کلان شهر تهران: باتأکید بر رویکرد جامعه شناختی فضاهای شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساختار فضایی کنش اجتماعی بازارهای کلان شهر تهران رویکرد جامعه شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۱۳
ساختار فضایی و کُنش اجتماعی از عوامل بنیادین در واکاوی فضاهای شهری و بررسی پویایی های اجتماعی آن ها محسوب می شوند. بازارهای کلان شهر تهران به عنوان یکی از مهمترین عرصه های تعامل اجتماعی و اقتصادی، از ظرفیت های منحصربه فردی برای تبیین ارتباط میان ساختار فضایی و کُنش اجتماعی برخوردارند. این پژوهش با رویکرد جامعه شناختی و روش توصیفی-تحلیلی به بررسی این رابطه پرداخته است. داده های پژوهش ازطریق روش های کمی و کیفی گردآوری شده است؛ در بخش کمی، با بهره مندی از توزیع پرسش نامه در میان 450نفر از کسبه و مراجعه کنندگان به بازارهای تهران و براساس فرمول کوکران، اطلاعات موردنیاز جمع آوری گردید. در بخش کیفی، نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با کارشناسان حوزه های وابسته انجام شده است. داده های به دست آمده با بهره گیری از نرم افزارهای “SPSS” و “AMOS”، واکاوی شد. نتایج نشان می دهد که میان ویژگی های ساختاری فضا و کیفیت کُنش های اجتماعی رابطه ای معنادار و دوطرفه وجود دارد. عناصر کالبدی بازار، ازجمله سازمان فضایی، دسترسی ها و فضاهای تعامل، به طورمستقیم بر الگوهای رفتاری و تعاملات اجتماعی تأثیر می گذارند. این پژوهش با ارائه راهکارهایی برای بهبود طراحی ساختار فضایی بازارها، بر اهمیت رویکردهای جامعه شناختی در برنامه ریزی و مدیریت فضاهای شهری تأکید دارد و به ارتقای کیفیت تعاملات اجتماعی و پایداری فرهنگی در بازارهای کلان شهر تهران کمک می کند
۱۷۷.

رتبه بندی و خوشه بندی استانهای ایران بر پایه شاخصهای اشتغال و کارآفرینی: تحلیل نابرابری اقتصادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: تحلیل خوشه ای اشتغال کارآفرینی مشارکت اقتصادی جامعه شناسی اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۳
مقدمه: اشتغال از ارکان اساسی توسعه و رفاه هر جامعه ای است و تحلیل توزیع مکان محور به شناخت بسترهای فرهنگی، اجتماعی و زیرساختی آن کمک می کند؛ بنابراین هدف این پژوهش خوشه بندی و رتبه بندی استانهای کشور بر اساس مؤلفه ها و شاخصهای اشتغال و کارآفرینی است. روش: داده های این مطالعه به روش تحلیل ثانویه و از منابع رسمی و معتبر همچون سرشماری عمومی نفوس و مسکن و آخرین سالنامه های آماری (1401 تا 1403)، وزارت کار و داده های سایت مرکز آمار ایران در سال 1403 جمع آوری شده و به وسیله تکنیک تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی در نرم افزار SPSS تحلیل شده است. یافته: استانهای گیلان، کردستان، قزوین و آذربایجان غربی بالاترین نرخ مشارکت اقتصادی و اشتغال بخش خصوصی را دارند؛ درحالی که استانهای سیستان و بلوچستان و کهگیلویه و بویراحمد با کمترین میزان مشارکت و موفقیت کاریابی، در زمره استانهای محروم دسته بندی می شوند. همچنین، استانهای تهران، البرز و قم به دلیل تراکم بالای جمعیت، سهم بیشتری از اشتغال در بخش خدمات دارند. تحلیل خوشه ای، استانها را در چهار خوشه اصلی دسته بندی کرده که این خوشه بندی می تواند مبنای سیاست گذاریهای منطقه ای هدفمند قرار گیرد. بحث: بر اساس یافته ها، تمرکز بر توسعه بخش خصوصی، ایجاد زیرساختهای صنعتی و خدماتی در استانهای کم برخوردار و تقویت مهارت آموزی و کاریابی پیشنهاد شده است. همچنین، بهبود شرایط اقتصادی در استانهای جنوبی کشور به واسطه دسترسی به آبهای آزاد و توسعه اقتصاد دریامحور توصیه می شود. این پژوهش به سیاست گذاران کمک می کند تا با بهره گیری از تفاوتهای منطقه ای، راهبردهای مؤثرتری برای توسعه اقتصادی و کارآفرینی ارائه دهند.
۱۷۸.

راهبردهای زنان شاغل برای برقراری تعادل بین کار و زندگی در شهر سنندج(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: تعادل کار و زندگی رعایت حریم خصوصی سلامت جسمی و روانی مدیریت زمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۸
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف کشف و شناخت راهبردهای زنان شاغل متأهل برای برقراری تعادل بین کار و زندگی انجام شده است. روش: روش پژوهش کیفی و مشارکت کنندگان آن زنان شاغل متأهل ساکن و متولد شهر سنندج بودند. با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 20 نفر از آنها با استراتژی حداکثر تنوع از طریق اشباع نظری موردتحقیق قرار گرفتند. در جمع آوری داده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق استفاده شد. تحلیل داده ها با تکنیک تحلیل مضمون مطابق روش براون و کلارک انجام شد. یافته ها: راهبردهای زنان شاغل متأهل در برقراری تعادل بین کار و زندگی در قالب 5 مضمون اصلی (واقع بینی، مدیریت زمان، مراقبت از سلامت جسمی و روانی، احقاق حق، دقت در آداب معاشرت) و 14 مضمون فرعی (انتظار متعادل از خود، پرهیز از چشم وهم چشمی، تلاش و سخت کوشی، برنامه ریزی، اولویت بندی، تقسیم کار، پرهیز از اتلاف وقت، اجرای به موقع کارها، مراقبت جسمانی، مراقبت روانی، احقاق حق، نزاکت اجتماعی، عفاف و پاک دامنی، رعایت حریم خصوصی) دسته بندی شد. بحث: زنان شاغل با واقع بینی و مراقبت از سلامت جسمی و روانی خویش، همچنین با مدیریت زمان فعالیتها و رعایت آداب معاشرت اجتماعی به احقاق حقوق خود پرداخته و تلاش رضایت بخشی را برای برقراری تعادل بین کار و زندگی خود به کار برده اند. (این مقاله برگرفته از رساله دکتری رشته جامعه شناسی اقتصادی و توسعه، با عنوان «مطالعه تعادل بین کار و زندگی در میان زنان شاغل متأهل شهر سنندج» در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد است)
۱۷۹.

واکاوی فرایندهای عاملیت زنان در عرصه مجالس مذهبی تک جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عاملیت زنان فضای سوم مجالس مذهبی گراندد تئوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۵۴
فضاهای شهری زمانی به مکان های موفق تبدیل می شوند که بتوانند محصول کنش های جمعی مردم باشند و در شکل دهی به آن نقش ایفا کنند. مفهوم فضای سوم رویکرد نوینی است که با تأکید ویژه بر فضا، شکل گیری امر اجتماعی، تنوع بخشیدن به زندگی روزمره، ارتباط با هم نوعان و نگرش به جایگاه خود، تولید فضای شهری را نمایان می کند. زنان با شرکت در جلسات مذهبی نیاز به «در جمع بودن» را در مکانی فراهم می کنند که خودآگاه جمعی نسبت به «عمل به وظیفه دینی» وجود دارد و فضاهای ارتباطات اجتماعی خود را در سازگاری با عقاید رسمی و ارزش های تعریف شده در جامعه تولید می کنند. رویکرد این پژوهش کیفی و روش گراندد تئوری بوده است. جمعیت هدف این پژوهش 11 نفر از زنانی بوده اند که به عنوان مبلغ یا شرکت کننده در جلسات مذهبی حضور داشتند و به صورت هدفمند انتخاب شدند. هسته مرکزی پژوهش عاملیت زنان و استمرار کردارهای اعتقادی استخراج شد. مقولات مرتبط با علل و انگیزه های پاسخگویان از شرکت در جلسات مذهبی شامل احساس تعلق به فضا، تنوع بخشی به زیست روزمره، مشارکت مدنی، معرفت افزایی بوده است که با راهبردهای شخصی همچون استفاده از برنامه های جانبی، نمایش سبک زندگی، انعکاس گرایش های سیاسی محقق شده و پیامدهایی روان شناختی، اجتماعی، آموزشی و اقتصادی داشته است. مقولات مرتبط با زمینه ها در این فضای سوم شامل آشنایی با جلسات مذهبی از دوران کودکی، اعتقادات مذهبی، داشتن اوقات فراغت و بیکاری، وجود گروه های پیام رسان جلسات مذهبی و شرایطه مداخله گر نیز شامل کمبود فضای متناسب با اعتقادات، روزمرگی و مشگل گشایی بوده است. یافته ها نشان می دهد که زنان در برابر فضاهای شهر منفعل نیستند و به طور دائمی معناهای خود را خلق می کنند. آنها با قرار گرفتن در نوعی ساختار فضایی متناسب با نظام ارزش های رسمی به بازتولید باورهای مرسوم می پردازند و عاملیت خود را با انتخاب انواع متفاوتی از جلسات مذهبی نشان می دهند.
۱۸۰.

توسعه سبز در بستر رهاشدگی ساختاری مطالعه برساخت کشاورزی سبز در میان گلخانه دارهای شهرستان اشکذر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کشاورزی گلخانه ای اکوسیستم کشاورزی توسعه سبز کشاورزی رهاشدگی ساختاری - نهادی نظریه زمینه ای برساختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۲۹
شهرستان اشکذر به دلیل شرایط اقلیمی و محدودیت منابع آبی، از مراکز اصلی کشاورزی گلخانه داری در ایران است. کشاورزی گلخانه داری به عنوان روش مواجهه با محدودیت های کشاورزی سنتی در این شهرستان مطرح شده است که می تواند گامی مؤثر برای نیل به توسعه سبز کشاورزی باشد. این پژوهش به دنبال بررسی شیوه برساخت توسعه سبز کشاورزی در میان گلخانه دارهای شهر اشکذر است و در تلاش است چالش های کشاورزی سبز و استراتژی های مواجهه با آن را بررسی کند. روش پژوهش، نظریه زمینه ای برساختی است. مشارکت کنندگان، کشاورزان گلخانه دار شهرستان اشکذر هستند که حداقل 3 سال سابقه گلخانه داری داشته اند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (حداکثر تنوع) با 45 نفر از آن ها مصاحبه متمرکز انجام شده است. داده ها با رویکرد کدگذاری سه مرحله ای نظریه زمینه ای برساختی (کدگذاری اولیه، کدگذاری متمرکز و کدگذاری نظری) تحلیل شده اند. یافته های پژوهش بیانگر این بود که رهاشدگی نهادی، بی سامانی اقتصادی و عقب ماندگی فناورانه سه چالش کلیدی کشاورزی سبز در شهرستان اشکذر هستند. این عوامل سبب رهاشدگی ساختاری شده اند. رهایی از این وضعیت، نیازمند تحولات نهادی-ساختاری است؛ تحولاتی که به مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی منجر می شوند؛ علاوه براین، تحولات نهادی-ساختاری در پیوند متقابل با مدرن سازی دانش سبز، توانمندسازی سبز اجتماعی و بهینه سازی سازوکارهای نهادی قرار دارد. این سه عامل، بر مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی تأثیر می گذارند؛ درنهایت تحولات نهادی-ساختاری به توسعه سبز کشاورزی منجر می شود. همان طور که مدیریت سبز اکوسیستم کشاورزی نیز توسعه سبز کشاورزی را به دنبال خواهد داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان