فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۴۱ تا ۲٬۲۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۳
1075 - 1120
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی الگوی تعامل اثربخش خانواده و مدرسه با نقش راهبردی انجمن اولیاء و مربیان با روش تحقیق آمیخته است. در بخش کیفی، با روش نمونه گیری نظری، 53 نفر از مدیران و والدین اعضای انجمن انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از رویکرد نظریه داده بنیاد و روش اشتراوس و کوربین با نرم افزار MAXQDA استفاده و مدل مفهومی طراحی گردید. در بخش کمی با نمونه گیری احتمالی، پاسخ های 477 نفر به پرسشنامه ای برخط با نرم افزار SMART-PLS به روش مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل و برازش مدل تأیید گردید.نتایج: عواملی چون؛ نگرش و انگیزه مدیر مدرسه، اولیاء و اعضای انجمن، مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بر نقش انجمن در اداره کارآمدتر و حل مشکلات مدرسه، تعدیل انتظارات خانواده ها از مدرسه و بهبود روابط اولیاء و مربیان مؤثرند. راهبرد هایی مانند؛ ارتباط حضوری و دعوت اولیاء به مراسم، آموزش خانواده، فرهنگسازی اهمیت انجمن و تعامل، گزارش برنامه ها و عملکرد مالی مدرسه به خانواده ها، اعتماد سازی، جلسات هدفمند با کارگروه های تخصصی و پیگیری مصوبات انجمن، تقدیر از مدیر و اعضاء انجمن موجب تحقق اهداف آموزشی و پرورشی، افزایش شناخت از دانش آموز و سرمایه اجتماعی اقتصادی مدرسه می شود؛ البته در این فرایند شرایط و عملکرد نامطلوب مدرسه، ناسازگاری و ترجیح منافع فردی اولیاء، برگزاری فرمالیته انجمن، فقدان قدرت اجرایی انجمن، سیاست دوگانه دولت در دریافت کمک مالی از اولیاء، شرایط شغلی اولیاء، مسافت خانه تا مدرسه، همکاری متقابل و دولتی یا غیردولتی بودن مدرسه، تأثیر دارند.
شناسایی مولفه ها و شاخص های برنامه درسی مبتنی بر دانش ریزوماتیک در دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲
66 - 77
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی مولفه ها و شاخص های برنامه درسی مبتنی بر دانش ریزوماتیک در دوره ابتدایی انجام شد. روش شناسی: روش این پژوهش سنتزپژوهی بود. بنیاد نظری آن را مدل برنامه درسی «میلر» تشکیل داد. جامعه آماری شامل ۲۶ مقاله فارسی و انگلیسی طی سال های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۲ هجری شمسی (۲۰۱۲ تا ۲۰۲۱ میلادی) بود. روش نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و ابزار آن فرم محقق ساخته بود که روایی آن با ضریب لاوشه و پایایی با شاخص کاپا بررسی شد. تحلیل داده ها بر اساس مدل رابرتس و کدگذاری باز و محوری انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد در برنامه درسی مبتنی بر دانش ریزوماتیک در دوره ابتدایی، ۱۴ مولفه (تفکر شدن، پرسشگری و نقادی، خلق فضای یادگیری ریزومی باز، قدرت تخیل و استقلال فکری، تعامل گرا، غیرخطی، تسهیل گر، واقع گرا، منعطف و متنوع، تدریس ریزوماتیکی (خلاق و خودمختار)، تدریس در فضای مجازی، تفکر طراحی، رویکرد خودارزیابی، رویکرد عمل گرا) و ۳۹ شاخص دخیل هستند. بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که برنامه درسی مبتنی بر دانش ریزوماتیک در دوره ابتدایی بر خلاقیت، تفکر انتقادی، محیط های یادگیری منعطف و استقلال فکری تأکید دارد. اجرای این برنامه می تواند به افزایش مشارکت دانش آموزان و ارتقاء تجربه یادگیری عمیق تر و معنادارتر منجر شود.
طراحی و اعتباریابی مدل اقدامات حمایتی مؤثر بر پیشرفت تحصیلی مددجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲
90 - 103
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش طراحی و اعتباریابی مدل اقدامات حمایتی مؤثر بر پیشرفت تحصیلی مددجویان بود. روش شناسی: این پژوهش از روش تحقیق کیفی استفاده کرد و در دو مرحله طراحی و اعتباریابی انجام شد. در مرحله طراحی، از روش نظریه داده بنیاد و نمونه گیری گلوله برفی برای انتخاب ۲۰ خبره از میان اساتید علوم تربیتی و مدیران ارشد نظام آموزشی استفاده شد. در مرحله اعتباریابی، ۲۲ خبره از میان مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش و سازمان بهزیستی استان گلستان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند و مدل پیشنهادی با روش دلفی در سه مرحله و با استفاده از نرم افزار SPSS اعتبارسنجی شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مدل پارادایمی شامل ۱۰ طبقه اصلی و ۲۴ مقوله فرعی است که در پنج حوزه شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله ای، راهبردها و پیامدها دسته بندی شده اند. این مدل عواملی مانند مسئولیت پذیری اجتماعی، باورهای دینی، فرهنگ حاکم بر جامعه، و حمایت های دولتی را به عنوان عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی مددجویان شناسایی کرد. نتیجه گیری: این پژوهش یک مدل جامع از اقدامات حمایتی مؤثر بر پیشرفت تحصیلی مددجویان ارائه می دهد که می تواند به عنوان یک چارچوب عملی برای بهبود کیفیت خدمات مددکاری اجتماعی و ارتقای نتایج تحصیلی مددجویان مورد استفاده قرار گیرد. این مدل با در نظر گرفتن عوامل چندبعدی و پیچیده ای که بر پیشرفت تحصیلی تأثیر می گذارند، به مددکاران اجتماعی و نهادهای آموزشی کمک می کند تا برنامه های حمایتی مؤثرتری تدوین و اجرا کنند.
تبیین جایگاه آموزش فلسفه برای کودکان در الگوی آموزش تفکر منطقی به کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲
385 - 396
حوزههای تخصصی:
هدف: آموزش فلسفه برای کودکان، یکی از روش های بینشی تربیت عقلانی است؛ در این مقاله در پی آن بودیم که آیا آموزش فلسفه برای کودکان می تواند منجر به استدلال ورزی و تفکر منطقی در کودکان پیش دبستانی گردد.
روش شناسی: روش تحقیق این پژوهش کیفی با رویکرد گرندد تئوری بوده و داده های جمع آوری شده از پاسخ های 15 نفر از اساتید دانشگاه و خبرگان حوزه تعلیم و تربیت و برنامه آموزش فلسفه برای کودکان می باشد همچنین با استفاده از نرم افزار MAXQDA در سه مرحله «کدگذاری باز»،«کدگذاری محوری» و «کدگذاری انتخابی» مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و مدل نهایی استنتاج شده است.
یافته ها: از داده های مصاحبه ها، نشان می دهد براساس این مدل، برنامه آموزش فلسفه برای کودکان یک روش موفق در آموزش تفکر منطقی است که بر مسئولیت پذیری، توانایی پاسخ مؤثر و تصمیم گیری های م ناسب در ش رایط و موقعیت های مختلف تاثیرگذار است.
بحث و نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که اجرای آموزش فلسفه در کلاس درس می تواند بر پرورش مهارت های استدلال ورزی و تفکر منطقی دانش آموزان تاثیر مثبتی بگذارد.
نقش فضای مجازی بر شکل دهی زیست بوم رشد و تعالی نوجوان ایرانی معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تاکنون فضای مجازی بر رشد و تعالی نوجوان آثار مختلفی داشته است. هدف این پژوهش مطالعه نقش فضای مجازی بر شکل دهی زیست بوم رشد و تعالی نوجوان ایرانی معاصر است. این تحقیق از نوع توصیفی - کاربردی است و با جمع آوری و طبقه بندی اطلاعات از کتب و مقالات، آثار فضای مجازی بر نوجوان را شناسایی کرده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. بر اساس یافته های تحقیق، مدل مفهومی نقش فضای مجازی بر شکل دهی زیست بوم رشد و تعالی نوجوان ایرانی معاصر تدوین شد که مؤلفه های آن (7 مضمون سازمان دهنده) شامل 1. آسیب های فضای مجازی بر باورهای نوجوانان، 2. آسیب های فضای مجازی بر عواطف نوجوانان، 3. آسیب های فضای مجازی بر رفتارهای نوجوانان، 4. آثار فضای مجازی بر خانواده، 5. آثار فضای مجازی بر امور اجتماعی عمومی، 6. آثار فضای مجازی بر امور اجتماعی نهادی و 7. ظرفیت های مثبت فضای مجازی در رشد نوجوانان می شود.
مطالعه کیفی آسیب های فضای مجازی در دانش آموزان شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
157 - 185
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی دنیای جدیدی برای کشف و یادگیری دانش آموزان ایجاد کرده است. معلمان و خانواده ها دانش آموزان را تشویق می کنند تا از فضای مجازی برای یادگیری خود استفاده کنند؛ اما هر محتوایی در فضای مجازی برای دانش آموزان مناسب نیست. این اطلاعات مزایای بی شماری را برای کاربران فراهم می کند. با این حال، با تهدیدهای جدی نیز همراه است. هدف از تحقیق حاضر مطالعه کیفی آسیب های فضای مجازی در دانش آموزان متوسطه اول شهر بوده است. برای تحقق این هدف از روش کیفی استفاده شد. داده های این مطالعه از روش مصاحبه نیمه ساخت یافته گردآوری و از روش تحلیل مضمون برای تحلیل داده ها استفاده شده است. با کمک نمونه گیری هدفمند و با معیار اشباع نظری با 14 نفر از دانش آموزان متوسطه اول شهر اراک مصاحبه شد و نهایتاً داده های گردآوری شده در قالب 2 مضمون کلان و 8 مضمون سازمان دهنده، کدگذاری و تحلیل شد. نتایج نشان می دهد که شش دسته کلی آسیب های خانوادگی، آسیب های تحصیلی، آسیب های اجتماعی، آسیب های روانی، آسیب های مذهبی و آسیب های جسمی را می توان به عنوان آسیب های فضای مجازی دانش آموزان در نظر گرفت. دو دسته دلایل خانوادگی (خانواده گسسته و پریشان و سوء مدیریت و نظارت) و اجتماعی (فقدان سواد رسانه ای، فشارهای هنجاری و گذران اوقات فراغت) مهم ترین دلایل ایجاد آسیب های فضای مجازی مطرح شدند. در انتها باید بیان کرد که استفاده از فضای مجازی به بخش جدانشدنی از زندگی دانش آموزان تبدیل شده است و حضور بیشتر در این فضا بدون داشتن سواد رسانه ای و جذابیت فضای واقعی مثل خانواده و مدرسه می تواند اثرات جبران ناپذیری بر دانش آموزان داشته باشد.
تبیین وضعیت عرفی شدن دبیران (متوسطه اول و دوم) آموزش وپرورش: مورد مطالعه شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
215 - 250
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با عنوان و هدف تبیین وضعیت عرفی شدن دبیران (متوسطه اول و دوم) آموزش و پرورش شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402 طراحی شده است. روش این پژوهش، پیمایش و جامعه آماری آن کلیه دبیران مقاطع متوسطه اول و دوم نواحی شش گانه شهر اصفهان است. حجم نمونه با استفاده از نرم افزار spss sample power و با روش نمونه گیری ترکیبی طبقه بندی و سهمیه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه و از نظر زمانی مقطعی است. یافته ها با استفاده از نسخه 26 نرم افزار SPSS در ارتباط با دو فرضیه جمعیت شناختی نشان می دهد که در فرضیه اول بین زنان و مردان از نظر میانگین متغیر عرفی شدن و ابعاد آن شامل آخرت گرایی، علائم روانی، گرایش های اجتماعی، عدم گرایش به عبودیت و تجمل گرایی تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0 < Sig). در فرضیه دوم، برآورد مقادیر آزمون تحلیل واریانس یک طرفه نشان دهنده این است که بین افراد با سوابق کاری مختلف از نظر میانگین متغیر عرفی شدن تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 ≥ Sig). یافته های مدل معادله ساختاری با استفاده از نرم افزار Amos Graphic نیز نشان می دهد که ضریب تعیین پنج متغیر جامعه شناختی برابر با (52/0= R2) است و مقدار ضریب تأثیر متغیرهای کیفیت زندگی، خیام وارگی، تروما و بین المللی شدن به ترتیب برابر (36/0، 31/0، 43، 32/0- = Beta) و در سطح (05/0 > P) معنادار هستند. در برازش مدل علی تجربی (اثبات شده) اثر متغیر تکثرگرایی بر عرفی شدن دبیران برابر (08/0 = Beta) و به لحاظ آماری معنادار نیست. در مجموع، برآورد مقادیر مربوط به شاخص های ارزیابی کلیت مدل معادله ساختاری بیانگر این است که مدل مفروض تدوین شده توسط داده های پژوهش حمایت می شود؛ درواقع برازش داده ها به مدل برقرار و اغلب شاخص ها دلالت بر مطلوبیت مدل معادله ساختاری دارند.
تحلیل مضمون اسناد بالادستی و سیاست های مرتبط با مشارکت زنان در اقتصاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
31 - 70
حوزههای تخصصی:
امروزه بحث مشارکت اقتصادی زنان یکی از موضوعات مهم و اساسی در جهان محسوب می شود؛ به طوری که در بسیاری از کشورها تلاش می شود تا از طریق قانون گذاری و تدوین سیاست های اجرایی در این زمینه اقداماتی در مسیر رشد هر چه بیشتر مشارکت اقتصادی زنان انجام شود. هدف از انجام این پژوهش، احصاء و بررسی سیاست های موجود و اسناد بالادستی مرتبط با مشارکت زنان در عرصه اقتصاد و در بخش های مختلف حوزه وسیع اقتصاد اعم از اشتغال، کارآفرینی، سرمایه گذاری و... در ایران است. روش این پژوهش کیفی بوده و داده های جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل مضمون، کدگذاری شده و در نهایت مفاهیم و مضامین از آن استخراج شده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه متون و اسناد بالادستی نظام است؛ شامل 25 سند که به نوعی در آن، به موضوع زن و مشارکت اقتصادی زنان اشاره شده است. یافته های این پژوهش در مجموع در دو مضمون فراگیر دسته بندی شده است؛ مضمون اول «مشارکت زنان در ذیل قوانین و سیاست های همه شمول» که خود شامل دو مضمون سازمان دهنده «تأمین حقوق انسانی» و «گسترش عدالت اجتماعی» است و مضمون دوم تحت عنوان «مشارکت زنان در قوانین و سیاست های مختص به آنها»، که شامل سه مضمون سازمان دهنده «فراهم نمودن امکان مشارکت اقتصادی زنان»، «حمایت از تداوم مشارکت و تقویت جایگاه زنان» و «رفع موانع مشارکت اقتصادی» است. در مجموع یافته های تحقیق نشان می دهد، اگرچه در قوانین و سیاست های موجود توجه ویژه ای به موضوع زن شده و در برخی قوانین و برنامه ها به مسئله مشارکت اقتصادی زنان پرداخته شده، بااین حال چالش ها و موانع بسیاری در خصوص مشارکت زنان وجود دارد که موجب شده در عمل قوانین و سیاست ها اجرا نشده و بحث مشارکت اقتصادی زنان همچنان چالش برانگیز باقی بماند.
گفتمان کاوی موسیقی از مشروطه تا انقلاب 1357(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
27 - 49
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در پی مقایسه گفتمانی موسیقی دوره مشروطه با انقلاب 1357 است. تحولات گفتمانی موسیقی در این دو دوره می تواند تحولات گفتمانی دو دوره تاریخی ایران به ویژه در شرایط انقلابی را به نمایش بگذارد. در دوره مشروطه تصنیف های عارف قزوینی و سپس محمدتقی بهار (اواخر قاجار و اوایل پهلوی اول) به عنوان نمونه انتخاب شده اند؛ عارف مشهورترین تصنیف ساز این دوره است که آثارش همچنان در تاریخ اجتماعی و موسیقی ایران باقی مانده است. «کانون موسیقی چاووش» نیز به عنوان نمونه ای برای تصنیف های دوره انقلاب 1357 برگزیده شده است.تفاوت های اجتماعی دو دوره، تولید محتوایی متفاوت داشته است؛ اشعار دوره مشروطه کمتر حالتی حماسی دارند و بیشتر با غم و اندوه روایتگر اوضاع اجتماعی اند. اشعار در دوره انقلاب 1357 به ویژه تصنیف های ساخته شده توسط کانون چاووش، بیشتر حالتی حماسی داشته و در پی تهییج جامعه نیز برمی آیند. این وضعیت به لحاظ فرم نیز قابل مشاهده است؛ موسیقی دوره انقلاب 1357 مارش گونه و مهیج و به طور کلی «رزمی» است برخلاف موسیقی مشروطه که حزن انگیز و شِکوه گر است و هردوی این ها نشان از وضعیت اجتماعی و گفتمان اجتماعی هر دوره دارند. این مقایسه نشان می دهد که جامعه در دوره مشروطه با شکست هایی که مواجه شده است به یأس اجتماعی دچار شده است این در حالی است که گفتمان انقلاب 1357 گفتمانی است که جامعه را به مبارزه مداوم و رسیدن به پیروزی تشویق می کرده است.
شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر جرم یابی جعل اسناد با رویکرد انتظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
33 - 64
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از انجام این تحقیق، شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر جرم یابی جعل اسناد با رویکرد انتظامی از طریق روش تحلیل سلسله مراتبی درختی بود.
روش: با توجه به نوع داده های تحقیق، تحقیق حاضر از لحاظ روش جزو تحقیقات آمیخته (کیفی کمّی) است. در بخش کیفی طرح های تحقیق آمیخته اکتشافی، محقق بر آن است که درباره یک پدیده یا موقعیت نامعین اطلاعات اساسی و دقیقی کشف کند. این شناخت اولیه امکان صورت بندی فرضیه (هایی) درباره بروز پدیده موردمطالعه فراهم می کند که باتوجه به خلأ موضوعی، ضمن مصاحبه با خبرگان (مصاحبه های نیمه ساختاریافته با افراد صاحب نظر) ابعاد، شاخص ها و مؤلفه ها تعیین شده و در بخش دوم به تحلیل آن پرداخته شده است. در بخش دوم (روش کمّی) محقق به منظور آزمودن فرضیات تدوین شده، می تواند با استفاده از روش های تحقیق کمّی داده های حاصل از مرحله کیفی را اعتباربخشی کند و عواملی را که تأثیر کمتری داشته اند، اصلاح، جایگزین و یا حذف کند. در بخش میدانی با استفاده از ابزار پرسش نامه محقق ساخته به صورت زوجی، مطابق با نظر کارشناسان و خبرگان این امر با استفاده از انجام تحلیل سلسله مراتبی عوامل وزن دهی خواهد شد. نمونه آماری شامل تعداد 12 نفر از خبرگان این حوزه (شامل کارشناسان جعل اسناد پلیس آگاهی فراجا و پلیس آگاهی تهران بزرگ) بود.
یافته ها: باتوجه به تحلیل یافته های تحقیق، چهار عامل (زمینه ای، محتوایی، فرایندی و کارکردی) به ترتیب از مهم ترین تا کم اهمیت ترین عوامل مؤثر در جرم یابی جعل اسناد شناسایی و رتبه بندی شد.
نتایج: درمجموع ارزیابی سیاست های راهبردی پلیس در این حوزه نشان می دهد که الگوی یکپارچه و منسجمی در جرم یابی جعل تبیین نشده است و اهداف و ارزش های قانون گذار نیز در پیشبرد چنین سیاستی مشخص نیست. علاوه بر این، ابهاماتی در رویکرد سیاست جنایی تقنینی به جعل وجود دارد. در جرائمی که مصادیق متعددی در جامعه دارد، مانند جرم جعل، اگر جرم یابی بر اساس سیاست های مناسب، معقول، منطقی و متقن صورت نگیرد، نه تنها عواقب مطلوبی را به دنبال نخواهد داشت، بلکه موجب بدبینی جامعه به نحوه مقابله با پدیده جعل اسناد با رویکرد پلیسی خواهد شد.
هستی شناسی معتاد: نظریه شبکه روابط اجتماعی در اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
5 - 28
حوزههای تخصصی:
این مقاله سعی دارد به این پرسش ها پاسخ بدهدکه معتاد چیست؟و چه عاملی باعث می شود که معتادان بهبودیافته، دربهبودی بمانند؟روش مطالعه پدیدارشناسانه و نظری است. داده ها با روش های کیفی و اسنادی-مطالعاتی جمع آوری شده اند. نمونه ها در مشاهده مستقیم جلسه های معتادان درحال بهبودیNA وکنگره60، جلسه های خانواده های معتادان در همسفران، نارانان و سیمانان، جلسه های گروه درمانی کلینیک تخصصی ترک اعتیاد ثامن بودند. نمونه ها در مصاحبه عمیق معتادان بهبودیافته، روانشناسان بالینی، روانپزشکان ومددکاران اجتماعی فعال در کمپ های چیتگر، ندای آرامش و وردیج و کلینیک های تخصصی ترک اعتیاد بودند. نتایج تحقیق نشان می دهند که معتاد قبل از معتاد شدن «بیماری ذهنی اعتیاد» دارد و از رویارویی با زندگی می گریزد، به عبارتی او «کاهل» لویناس است. بر اساس نتایج تحقیق «نظریه شبکه روابط اجتماعی در اعتیاد» را طرح کردیم. بر اساس این نظریه معتاد «بیماری ذهنی اعتیاد» را از شبکه روابط اجتماعی معیوبی که در آن قرار داشته، کسب کرده است و برای ماندن دربهبودی باید در شبکه روابط اجتماعی جایگزینی از معتادان بهبودیافته قرار بگیرد.
اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس پس از سانحه، تحمل پریشانی و نگرش های ناکارآمد مادران کودکان مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۸
107 - 120
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس پس از سانحه، تحمل پریشانی و نگرش های ناکارآمد مادران کودکان مبتلا به سرطان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون_پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای کودک مبتلا به سرطان شهر مشهد در بهار سال 1398 بود که با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های اختلال استرس پس از سانحه (ویدرز و همکاران، 1993)، تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و نگرش های ناکارآمد (وایزمن و بک، 1978) بود. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاکی از تأثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر علائم اختلال استرس پس از سانحه (95/14=F، 001/0>P)، تحمل پریشانی (32/21=F، 001/0>P) و نگرش های ناکارآمد (25/19=F، 001/0>P) مادران دارای کودک مبتلا به سرطان بود. بنا بر نتایج این پژوهش، می توان از شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در بهبود استرس پس از سانحه، تحمل پریشانی و نگرش های ناکارآمد مادران کودکان مبتلا به سرطان بهره برد.
مطالعه جامعه شناختی تاثیر رسانه بر قوم گرایی سیاسی قوم تالش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات رسانه ها و گسترشرسانه های اجتماعی منجر به شکست انحصار دولت ها در این عرصه شده است. رسانه ها در کنار ارتقا سطح آگاهی های عمومی، کمک به درک مناسبات اجتماعی و آشکار کردن تبعیض های موجود، باعث افزایش سطح انتظارات شده است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر رسانه اعم از رسانه های سنتی و نوین بر قوم گرایی سیاسی قوم تالش است. روش پژوهش پیمایش و جامعه آماری افراد بالای 15 سال تالش های ساکن استان گیلان هستند. حجم نمونه 430 نفر است که با فرمول کوکران تعیین شده است. ابزار گردآوری داده پرسشنامه و روایی ابزار تحقیق با روش اعتبار صوری و تحلیل عامل تاییدی و پایایی آن با آلفای کرونباخ تأیید شده است. یافته های پژوهش نشان داد که کانال های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی مجازی تاثیر مثبت بر قوم گرایی سیاسی دارد؛ ولی بین قوم گرایی سیاسی با رسانه های داخلی، مذهب، تحصیلات، سن و جنسیت رابطه معنادار وجود ندارد. قوم گرایی سیاسی تحت تاثیر کانال های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی در بین قوم تالش در حال افزایش است. برخلاف گذشته که رسانه های داخلی قوم گرایی سیاسی را تعدیل می کرد، بی توجهی از بازنمایی مناسب قوم تالش باعث شده است که این رسانه تاثیری بر تالش ها نداشته و حتی تفاوت مذهبی نیز نتوانسته است تغییری در این متغیر ایجاد کند.
ضرورت وجود صنایع خلاق رسانه ای در سازمان های رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عملکرد سازمانهای رسانه ای از کیفیت محتوایی که ایجاد می کنند تأثیر می پذیرد و عمل ایجاد محتوا که فعالیت اساسی در فرآیند تولید رسانه ای است ، شدیدا نیازمند خلاقیت است . به دلیل ماهیت استاندارد ناپذیری کالاهای رسانه ای در درازمدت و تقاضای بالای مصرفکنندگان برای کالاهای جدید، خلاقیت در سازمانهای رسانه ای منبع حیاتی استراتژیک محسوب می گردد. این پژوهش مدعی است یکی از کارآمدترین راهبردها در میدان این رقابت رسانه ای، استفاده از خلاقیت و نوآوری در حوزههای مختلف سازمانی ، مدیریتی ، تولیدی و محتوایی است . خلاقیت و نوآوری منبعی استراتژیک برای سازمان های رسانه ای در شرایط بحرانی است . به عبارتی دیگر امروزه خلاقیت و نوآوری و مدیریت آن، یک نیاز راهبردی برای سازمان های رسانه ای است . این سازمان ها نیازمند نوعی سازوکار ویژه هستند تا بتوانند خلاقیت را خلاقانه مدیریت کنند. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش شبکه مضامین به روش تحلیل مضمون در ٣ مضمون فراگیر،16 مضمون سازمان دهنده و 127 مضمون پایه از میان 12 مصاحبه با خبرگان و مطلعین کلیدی استخراج شده است و براساس نظریه های صنایع خلاق رسانه ای، نوآوری در سازمان ها، مدیریت دانش،تولید محتوا،ارتباطات، توانمندی رسانه و اقتصاد خلاق و همچنین و مفاهیم خلاقیت و صنایع خلاق تجزیه تحلیل گردیده است.
ردپای استعاره "نیمروز" در گفتمان وجودی- سوسیولوژیک علی شریعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مفاهیم اصلی تفکرنیچه، مفهوم نیمروز است. حقیقت به نزد نیچه، در نیمروز رخ می دهد. نیمروز ، در خاموش ترین ساعت روز اتفاق می افتد و در این لحظه، هر چیزی، اندک تفاوتی با خودش پیدا می کند؛ این تفاوت، تفاوت حداکثری یا بی تفاوتی نیست؛ بلکه تفاوتی اندک است. نیمروز، لحظه انقطاع از روزمرگیها و عادتواره ها و همچنین لحظه خلق و تولد امر یگانه، تکین و شگفتی ساز و همچنین لحظه دریدن پرده نمادین است. در این لحظه تکین و رخدادگونه است که عدم، می عدمد و بدین سان، پدیدارها، خود را بی واسطه بر ما آشکار می کنند. علی شریعتی نیز به مثابه جامعه شناسی وجوداندیش، همچون نیچه، خواستار گسست از جهان بینی انسانهای میانمایه است و درست از این روست که او بر ضرورت نقد روزمرگی و میانمایگی انگشت تأکید می گذارد. گفتنی است اگر چه شریعتی به صورت مستقیم به استعاره نیمروز در آثار خویش اشاره ای نکرده است؛ اما با اندکی غور در آثار او، به این نکته تفطن پیدا خواهیم کرد که شریعتی خواسته یا ناخواسته تحت تأثیر استعاره نیمروز نیچه در صورتبندی نظام اندیشگی خویش که همانا گسست از روزمرگی است بوده است.
بررسی پدیده گسترش مهاجرت در اتحادیه اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۱)
167-193
حوزههای تخصصی:
مهاجرت ها دارای انواع گوناگونی هستند، ولیکن چه به شکل حرکت در مرزهای بین المللی صورت بگیرند و چه در درون مرزهای یک کشور به وقوع بپیوندند، همواره موجب پیامدهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در جوامع مهاجرفرست و مهاجرپذیر می شوند. در این پژوهش که به روش توصیفی – تحلیلی صورت گرفته است، پدیده گسترش مهاجرت در اتحادیه اروپا مورد واکاوی قرار گرفته و پیامدهای جامعه شناختی و حقوقی آن مورد بحث قرار گرفته است. در بحث پیامدها و آثار مهاجرت هایی که در نوع خارجی صورت می گیرند، لازم است به یک مورد توجه ویژه صورت بگیرد. این یک مورد سنخیت نداشتن در حوزه فرهنگ مهاجران با فضایی است که به تازگی در آن قرار گرفته اند. این فضای جدید به صورت عمد ه تر موارد موجبات ناسازگاری و عدم هماهنگی آنان را فراهم می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد که بحران نژادپرستی جدید، بحران چند فرهنگ گرایی، تعارض بین انسان دوستی و منافع ملی، بحران مشارکت و بحران وفاداری از پیامدهای حقوقی - جامعه شناختی مهاجرت در اروپا به شمار می روند.
بررسی جامعه شناختی شبکه های اجتماعی در ایجاد رفتار جمعی نمایشی در فضاهای عمومی شهری (مورد مطالعه شهر کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
24 - 42
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین تاثیر شبکه های اجتماعی در ایجاد رفتارهای جمعی نمایشی در فضاهای عمومی شهری است. رویکرد پژوهشی در این مطالعه کمی، روش پژوهش از لحاظ هدف، بنیادی-کاربردی و شیوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه افراد بالای 15 سال ساکن شهر کرمان است. بر اساس شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب و بررسی شدند. جهت گردآوری داده ها در بخش میدانی از پرسشنامه محقق ساخته با ضریب پایایی 79/0استفاده شد.ساکن شهر کرمان است همچنین برای آزمون فرضیه های پژوهش نیز از آزمون های تی تک نمونه ای، همبستگی پیرسون، رگرسیون استفاده شد.نتایج به دست آمده از آزمون فرضیات نشان داد که میانگین تمامی گویه ها بالاتر از 3 (میانگین نظری) می باشد. همچنین مقادیر همبستگی بین مولفه های پژوهش با میزان استفاده از شبکه های اجتماعی در سطح متوسط و بالا می باشد. بیشترین مقدار همبستگی بین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی و رفتارهای جمعی نمایشی در بعد هراس اجتماعی (518/0R=) می باشد. نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان می دهد که میانگین هر یک از مؤلفه های شش گانه رفتار جمعی نمایشی (هراس اجتماعی، مُد اجتماعی، هوس جمعی، شیدایی اجتماعی، جنون اجتماعی و شایعه) در بین مردم بوشهر بیشتر از میانگین مورد انتظار است. به طوری که در جهان امروز هیچ جامعه ای نمی تواند ادعا کند که از تأثیرات ناشی از این بحران در امان خواهد بود ، لذا رسانه ها علی رغم اینکه باعث توسعه و تقویت انسجام در بسیاری از موارد می شوند، اما در جنبه فردی باعث توسعه و تقویت رفتارهای شیدایی و نامناسب اجتماعی فردی می شود.
State-people power relation as reflected in modern Iranian political cartoons; A visual social semiotic perspective
منبع:
Socio-Spatial Studies, Vol ۸, Issue ۱, Winter ۲۰۲۴
41 - 56
حوزههای تخصصی:
The paper aims at tracing the elements of state-people power relation discourse in contemporary Iranian political cartoons featured in Khatkhati Satirical Magazine between March 2018 and March 2019. It addresses a gap in the research of Iranian caricature as a multimodal media and employs visual social semiotic framework (Kress & van Leeuwen, 1996) to analyze 6 cartoons representing the power relation in question. The interaction between image and text, as well as semiotic resources realizing the representational, interactive and compositional metafunctions of the visual mode are carefully examined to decode the messages communicated by the cartoons. The analysis tentatively suggests the following motifs inferred from the analyzed cartoons: dichotomy between the officials and regular people, abuse of power and the subordinates’ trust by the dominant actor, corruption and hypocrisy underlining the state-people power relation.
بهبود پیش بینی علاقه کاربران در کلان داده توییتر با استفاده از طبقه بند تجمعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۵)
105 - 129
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروزی، شبکه های اجتماعی که بخشی از زندگی روزمره انسان ها شده اند، از جمله توییتر، تلگرام، اینستاگرام و غیره، روز به روز در حال افزایش و گسترش هستند. لذا تعداد کاربران آن ها نیز در حال افزایش است و در نتیجه، حجم داده زیادی در این شبکه ها در حال تبادل و ذخیره سازی است که این حجم عظیم داده، شبکه های اجتماعی به خصوص توییتر را تبدیل به کلان داده کرده است. مدیریت، سامان دهی و هرس کردن این کلان داده ها و همچنین، پیش بینی رفتار کاربران شبکه های اجتماعی امری بسیار مهم است. یکی از روش های مهم و تأثیرگذار برای پیش بینی علاقه کاربر در شبکه های اجتماعی، تکنیک های طبقه بندی است که در اغلب کاربردها و پژوهش های موجود در پیشینه تحقیق، هنوز در معیارهایی مانند دقت و صحت پیش بینی ضعف دارند. در این مقاله، به منظور پیش بینی علاقه کاربر در شبکه های اجتماعی توییتر، از روش طبقه بندی تجمعی مبتنی بر رأی گیری که دارای دو گام اساسی است، استفاده شده است. در گام نخست، با بهره گیری از الگوریتم های طبقه بندی پایه ای شامل نزدیک ترین همسایه، درخت تصمیم، جنگل تصادفی و بیزین ساده، خروجی های هر طبقه بندی حاصل می شوند. در گام دوم، خروجی نهایی طبقه بندی تجمعی با استفاده از روش رأی گیری محاسبه می شود. نتایج آزمایش ها بر روی مجموعه کلان داده های شبکه اجتماعی توییتر و براساس معیارهای دقت، صحت و پوشش، استدلال بر این دارد که روش پیشنهادی طبقه بندی تجمعی مبتنی بر رأی گیری، نتایج مطلوب تری را نسبت به الگوریتم های دیگر داشته است.
تحلیل ارتباط برند- مشتری در اینستاگرام (صنعت آرایشی بهداشتی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۵)
155 - 177
حوزههای تخصصی:
توسعه ارتباط برند مشتری در کانون فعالیت های بازاریابی است که اکنون به مدد رشد ابزارهای برخط و بسترهای اینترنتی از اهمیت بسیار بیشتری برخوردار شده است. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی تحلیل ارتباط برند مشتری در اینستاگرام در صنعت آرایشی و بهداشتی انجام شده است. این تحقیق از منظر هدف یک تحقیق بنیادی است که با روش تحقیق آمیخته و مبتنی بر استدلالی قیاسی استقرایی صورت گرفته است. در این مطالعه از روش های کیفی و کمی برای تحلیل داده ها استفاده شده است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل خبرگان بازاریابی برند که با توجه به معیارهای کیفی انتخاب شدند و در بخش کمی مشتریان صنعت آرایشی بهداشتی هستند. نمونه گیری در بخش کیفی به روش غیراحتمالی و به صورت هدفمند صورت گرفته است. نمونه گیری در بخش کمی نیز با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و پرسش نامه است. جهت تحلیل مصاحبه های تخصصی، روش تحلیل محتوا به کار گرفته شده است. همچنین شاخص های شناسایی شده با روش دلفی فازی اعتبارسنجی شده است. سپس با استفاده از روش ساختاری تفسیری الگوی اولیه طراحی شده و در نهایت با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی به ارائه مدل نهایی تحقیق پرداخته شده است. تحلیل داده های تحقیق در فاز کیفی با نرم افزار MaxQDA و در فاز کمی با نرم افزار Smart PLS انجام شده است. برای دستیابی به اهداف تحقیق با تحلیل مصاحبه با خبرگان، مجموعه ای از شاخص های کاربردی ارتباط برند مشتری در اینستاگرام شناسایی شدند. یافته ها نشان می دهد که عملکرد برند بر جایگاه یابی آن در اینستاگرام و ایجاد ارزشش تأثیر دارد. آگاهی از برند و شخصیت برند از جمله شاخص هایی هستند که بر عملکرد آن تأثیر دارند. و در انتها راهبرد بازاریابی بر کیفیت خدمات تأثیر می گذارد.