مطالب مرتبط با کلیدواژه

نیمروز


۱.

روابط سیاسی- مذهبی نزاریان قلعه شاهنشاه و ملوک نیمروز (650-610 ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیستان نزاریان نیمروز نهبندان نِه قلعه شاهنشاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹۹ تعداد دانلود : ۷۹۵
با انتخاب قهستان به عنوان یکی از مراکز مهم فعالیت نزاریان در ایران، محتشمان محلی این ایالت تلاش خود را جهت گسترش هر چه بیشتر حوزه نفوذ در منطقه مصروف داشتند. یکی از مراکز مهمی که نزاریان فکر گسترش نفوذ بدان را در ذهن می پروراندند، ولایت نیمروز (سیستان) بود. آنها از طریق تصرف قلعه هایی که در گذرگاه های ورودی سیستان بود، عرصه را بر حکام آن ایالت تنگ می کردند. یکی از این قلعه ها، شاهنشاه یا شاهان دژ بود. موقعیت سوق الجیشی این قلعه که در گذرگاه شمالی ورود به سیستان واقع بود، راه را برای نفوذ هر چه بیشتر نزاریان در سیستان هموار می کرد؛ لذا در طول دوران حضور در قلعه تنش های فراوانی را با حکام محلی سیستان ایجاد کردند. سرانجام اتحاد حاکم وقت سیستان با مهاجمان مغول سرنوشتی دیگر را برای ساکنان شاهنشاه رقم زد. تضعیف حاکمیت نزاریان در سیستان نتیجه نهایی این اتحاد بود. نوشتار پیش رو به دنبال آن است تا ضمن معرفی قلعه شاهنشاه، نقش آن را در گسترش دعوت نزاری در نیمه شرقی ایران بخصوص سرزمین سیستان مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد.
۲.

دریای پارس، مرز جنوبی ایران در دوره باستان

تعداد بازدید : ۵۴۴ تعداد دانلود : ۳۷۹
نوشتار حاضر به بررسی مرزهای طبیعی ایران با تاکید بر مرز جنوبی - دریای پارس میپردازد که در تاریخ ایران باستان یک عامل بازدارنده طبیعی در برابر هجوم نیروهای بیگانه به داخل فلات ایران بوده و همچنین برای توسعه بازرگانی نقش بسیار مهمی داشته است. برای اینکه دلایل توجه حکومتهای ایران باستان به دریای پارس را دریابیم، باید موقعیت جغرافیایی ایران را در نظر بگیریم که همچون پلی ارتباطی، مناطق وسیعی از شرق و غرب قدیم را به هم متصل میسازد. در آن زمان، برای آنکه مرزهای سیاسی قابل دفاع باشند لازم بود تا با مرزهای طبیعی منطبق شوند. برای حاکمان ایران دسترسی به مرز جنوبی ایران، جهت تثبیت راه های بازرگانی شرق و غرب و توسعه تجارت جهانی در رقابتهای سیاسی و اقتصادی علیه یونان و روم اهمیت بسزایی داشت. در واقع نظارت ایران به دریای پارس در راستای تسلط بر شاهراهه های تجارت آبی و حفظ موازنه قدرت در منطقه انجام میگرفت. سرانجام اینکه اهمیت ناحیه جنوب در اندیشه دینی ایرانیان بویژه در دوره ساسانی دلیل بر توجهی مضاعف به آن بعنوان جایگاه ایزدان بود.
۳.

ردپای استعاره "نیمروز" در گفتمان وجودی- سوسیولوژیک علی شریعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حقیقت شریعتی نیچه نیمروز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
یکی از مفاهیم اصلی تفکرنیچه، مفهوم نیمروز است. حقیقت به نزد نیچه، در نیمروز رخ می دهد. نیمروز ، در خاموش ترین ساعت روز اتفاق می افتد و در این لحظه، هر چیزی، اندک تفاوتی با خودش پیدا می کند؛ این تفاوت، تفاوت حداکثری یا بی تفاوتی نیست؛ بلکه تفاوتی اندک است. نیمروز، لحظه انقطاع از روزمرگیها و عادتواره ها و همچنین لحظه خلق و تولد امر یگانه، تکین و شگفتی ساز و همچنین لحظه دریدن پرده نمادین است. در این لحظه تکین و رخدادگونه است که عدم، می عدمد و بدین سان، پدیدارها، خود را بی واسطه بر ما آشکار می کنند. علی شریعتی نیز به مثابه جامعه شناسی وجوداندیش، همچون نیچه، خواستار گسست از جهان بینی انسانهای میانمایه است و درست از این روست که او بر ضرورت نقد روزمرگی و میانمایگی انگشت تأکید می گذارد. گفتنی است اگر چه شریعتی به صورت مستقیم به استعاره نیمروز در آثار خویش اشاره ای نکرده است؛ اما با اندکی غور در آثار او، به این نکته تفطن پیدا خواهیم کرد که شریعتی خواسته یا ناخواسته تحت تأثیر استعاره نیمروز نیچه در صورتبندی نظام اندیشگی خویش که همانا گسست از روزمرگی است بوده است.