فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۶۱ تا ۲٬۲۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
113 - 148
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سرمایه اجتماعی پلیس می تواند، تأثیر بسیاری بر بهبود و ارتقای عملکرد و انجام مطلوب ماموریت های پلیس داشته باشد، به ویژه در فرماندهی انتظامی ج.ا.ایران که رویکرد جامعه محوری را راهبرد خود قرار داده است موضوعیت بیشتری دارد. هدف این مقاله مرور نظام مند پژوهش های انجام شده در حوزه سرمایه اجتماعی پلیس با روش فراترکیب است تا تصویری از وضعیت سرمایه اجتماعی پلیس را مورد بررسی قرار دهد.
روش شناسی: پژوهش به لحاظ هدف کاربردی، توصیفی تحلیلی و به لحاظ ماهیت از نوع مرور سیستماتیک یا نظام مند است و در آن از روش فراترکیب برای بررسی پژوهش های سرمایه اجتماعی پلیس از سال 1390 تا 1402 که در مجلات معتبر و مورد تایید وزارت علوم منتشر شده و حداقل درجه علمی آنان الف و ب هستند، استفاده شده است. برای جستجو و انتخاب مقاله های مناسب در ابتدا با جستجوهای انجام شده، تعداد 134 پژوهش یافت شد که 53 مورد آنها دارای نقص بوده و یا هم پوشانی داشتند. پس از حذف موارد گفته شده در کل، 81 پژوهش انتخاب شد که بسیاری از آنها به مقاله ها اختصاص داشت.
یافته ها: کلیه مقاله ها و گزارش ها با استفاده از فیلتر بر اساس عنوان، فیلتر بر اساس چکیده و فیلتر بر اساس کل متن غربالگری شدند. برای انجام این غربالگری از ابزار CASP استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که سرمایه اجتماعی پلیس در سه سطح کلان، میانه وخرد مورد ارزیابی قرار گرفت که در این پژوهش ها بیشترین واژه ای که استفاده شده است واژه «اعتماد» است.
نتیجه گیری: با بررسی شاخص ها ومولفه های سرمایه اجتماعی پلیس در سطوح کلان، میانه و خرد به نظر می رسد در سطح کلان باید سیاستگذاری ها، رویکردها و جهت گیریهای کلان در راستای ارتقای سرمایه اجتماعی باعث پویا شدن سطح میانی شود و سطح میانی نیز با برنامه ریزی، هدایت، کنترل، تزریق امکانات و تجهیزات و آموزش لازم و کافی برای ارتقای سرمایه اجتماعی به سطح خرد، باعث عملکرد فردی بهتر شده و با ارتقای روحیه و انگیزه فردی در انجام وظایف، بیشترین همت خود را به کار می گیرند و این فرآیند باعث کارآمدی، توانمندی و حرفه ای شدن پلیس خواهد بود که زیر بنای اعتماد عمومی بوده و در پی اعتماد مردم به پلیس، مشارکت مردم افزایش یافته و این روند موجب افزایش سرمایه اجتماعی پلیس می شود.
ارائه الگوی نقش های تعاملی پلیس و معتمدین محلی در پیشگیری از وقوع جرم (مطالعه موردی: استان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ناتوانی پلیس حرفه ای در پاسخگویی به حفظ نظم و امنیت جامعه و افزایش روز افزون جرائم با عنایت به افزایش جمعیت و افزایش مطالبات مردمی در جهان سبب شد تا از دهه هفتاد میلادی دوره جدیدی با عنوان پلیس اجتماع محور یا انجام امور پلیسی با مشارکت مردم آغاز شود بر این اساس تحقیق حاضر با هدف بررسی هدف بررسی نقش تعامل پلیس و معتمدین محل در پیشگیری از وقوع جرم (مورد مطالعه: شهر ایلام) می باشد. روش تحقیق: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و به لحاظ هدف کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کلیه معتمدین در شهر ایلام که با نیروی انتظامی همکاری مستقیم و داوطلبانه دارند و در نهاد کمک های مردمی نیروی انتظامی مشارکت می کنند می باشد. این افراد از طریق کلانتریها و پاسگاهها (کوپ) شناسایی شدند، که با توجه به نمونه گیری انجام شده تعداد 105 نفر برای پاسخ به سوالات پرسشنامه انتخاب شدند. برای نمونه گیری در این پژوهش از روش گلوله برفی استفاده شده است همچنین برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردیده است. که به منظور استاندارد بودن پرسشنامه ابتدا روایی آن به تایید اساتید رسیده و سپس پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شده است که مقدار آن برابر با 869/0 می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از روش آماری آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است یافته ها: نتایج حاصل از آمار توصیفی پرسشنامه ها نشان می دهد که میزان تاثیر نقش تعامل پلیس و معتمدین در پیشگیری از وقوع جرم (مورد مطالعه شهر ایلام ) در بحث آموزش معتمدین 368/0و در بحث اقتصادی 487/ 0و در میانجیگری 398/0بوده است. نتیجه گیری: نتیجه کلی این پژوهش بیانگر این است که می توان با برنامه ریزی و تعیین نقش مناسب آموزشی، اقتصادی و میانجیگری برای معتمدین در راستای تامین نظم و امنیت و پیشگیری از وقوع جرم موفق عمل نمود و بررسی نقش تعامل پلیس و معتمدین در راستای پیشگیری از وقوع جرم مثبت ارزیابی شده است.
تأثیر ویروس کرونا بر روابط اجتماعی و سبک زندگی دانش آموزان (مورد مطالعه: دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر راز و جرگلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
213 - 240
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش با هدف، تاثیر اضطراب کرونا بر روابط اجتماعی و سبک زندگی دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهرهای راز و جرگلان انجام گرفته. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهرهای راز و جرگلان، نمونه بر اساس جدول مورگان 240 نفر پسر و 218 نفر دختر انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل: پرسشنامه سبک زندگی میلر و اسمیت (1989)، پرسشنامه روابط اجتماعی ابراهیمی و همکاران (1381) و پرسشنامه اضط راب کرون ا علیپ ور و هم کاران (2020) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد، اضطراب کرونا بر روابط اجتماعی دانش آموزان تاثیر دارد. اضطراب کرونا بر سبک زندگی دانش آموزان تأثیر ندارد. تاثیر اضطراب کرونا بر روابط اجتماعی دانش آموزان بر اساس جنسیت متفاوت است. نتیجه گیری: اضطراب کرونا بر روابط اجتماعی دانش آموزان مقطع متوسطه دوم مورد بررسی تاثیر داشت و دختران تجربه بیشتری از اضطراب کرونا داشتند.
گفتمان سازی خانواده در الگوی اسلامی ایرانی: بررسی و نقد گفتمان های مخرب برای خانواده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: به دنبال تهاجم فرهنگی غرب، واژه های نامأنوس با فرهنگ خانواده اسلامی ایرانی وارد گفتمان جامعه شده است. این واژه ها بارمعنایی مثبت را برای مسائل آسیب زای خانواده به همراه دارند. برخی از آن ها آن چنان رایج شده است که بسیاری از مردم و حتی متخصصان خانواده هم به کار می برند. بر این اساس در مقاله حاضر گفتمان های مخرب در حوزه خانواده که محصول تهاجم فرهنگی و آمپریالیسم روانی است و در جامعه ایران، هم در سطح نخبگانی و هم در سطح عموم گسترش یافته مورد شناسایی و نقد قرار گرفته و گفتمان مبتنی بر فرهنگ اسلامی ایرانی خانواده بیان شده است. روش: روش مورد استفاده، تحلیل گفتمان است. با استناد به روش شناختی تحلیل گفتمان انتقادی از سه مرحله توصیف و تفسیر و تبیین بهره گرفته شده است. در مرحله توصیف ویژگیهای صوری متن مانند واژگان و ساخت های متنی بررسی شد. در مرحله تفسیر بر اساس مفروضات عقل سلیم، که به ویژگی های متن ارزش می دهند، تولید و تفسیر شدند. در مرحله تبیین نیز به بیان ارتباط میان تعامل و بافت اجتماعی پرداخته شد. یافته ها: برخی از مهم ترین واژه های نامأنوس و گفتمان مخرب فرهنگ اسلامی ایرانی که مورد بررسی قرار گرفت عبارت بودند از دوست دختری و دوست پسری برای روابط نامشروع، ازدواج سفید برای زندگی غیرشرعی و غیرقانونی زن و مرد، ازدواج های سنتی در برابر ازدواج مدرن، خانه داری در برابر اشتغال زن، طلاق عاطفی بجای سردی عاطفی، جشن طلاق یا عزاداری برای طلاق، روابط فرازناشویی بجای خیانت، انقلاب جنسی بجای بی حیایی جنسی و کمال گرایی به جای کمال زدگی. نتیجه گیری: به عنوان نتیجه گیری می توان این سؤال را پرسید که چرا واژگان مخرب آن هم عمدتاً از سوی متخصصان امر وارد گفتمان جامعه می شود. امیدواریم متخصصان خانواده در به کارگیری واژگان مربوط به خانواده توجه ویژه ای داشته باشند و از مفاهیم و واژگان منطبق با الگوی اسلامی ایرانی استفاده نمایند.
نشانه شناسی شخصیت نمایشی در فرهنگ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱
115 - 131
حوزههای تخصصی:
شخصیت نمایشی در سطح بالینی با رفتارهای توجه طلبانه، برون گرایانه، تحریک پذیر، همراه با عواطف سطحی و هیجانی بودن تعریف شده است. در سطح اجتماعی، این اختلال ممکن است تظاهرات متفاوتی داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نشانه شناسی شخصیت نمایشی در فرهنگ ایرانی با استفاده از روش تحلیل عاملی در نمونه بزرگی از دانشجویان بود. این پژوهش از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، دانشجویان دانشگاه های شهر تبریز بودند. نمونه ای به حجم 716 نفر از دانشجویان انتخاب شده، مورد آزمون قرار گرفتند. شرکت کننده ها به پرسشنامه شخصیت نمایشی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی تجزیه و تحلیل شد. بر اساس نتایج حاصله، در تحلیل مؤلفه های اصلی، راه حل دو عاملی استخراج شد و به ترتیب عامل توجه طلبی و اغراق گویی/ عدم وابستگی نام گرفتند. یافته ها در راستای تفاوت های فرهنگی جامعه ایرانی و آمریکایی در تظاهرات نشانه های شخصیت نمایشی قابل تبیین است.
واکاوی نقش انقلاب اسلامی در جهت گیری ملت های مسلمان به سمت احیای تمدن نُوین اسلامی با رویکرد تغییرات فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی و در ادامه حضرت آیت الله خامنه ای با ایجاد تغییرات اساسی در رویکرد فرهنگی ملت های مسلمان زمینه شکل گیری تمدن نُوین اسلامی را فراهم آورد. هدف از مقاله پیش رو واکاوی نقش انقلاب اسلامی در جهت گیری حرکت ملت های مسلمان به سمت احیای تمدن نُوین اسلامی با رویکرد تغییرات فرهنگی می باشد. روش پژوهش، مطالعه اسنادی، کتابخانه ای و از نوع توصیفی-تحلیلی است. با پیدایش اسلام بنای مستحکم و عظیمی از فرهنگ و تمدن انسان پایه گذاری شد که در ایجاد آن ملل و نژادهای مختلفی سهیم بودند. دراین بین، اندیشه ها و دیدگاه های فرهنگی و سیاسی مقام معظم رهبری، در شکست ایدئولوژی غربی و ایجاد تغییر در رویکرد فرهنگی در ملت های مسلمان و شکل گیری تمدن نُوین اسلامی، نقش به سزایی داشت و شاهد پیدایش بهار عربی و سرنگونی ایدئولوژی های غرب در بین امت های مسلمان بودیم. لذا؛ واکاوی چگونگی ایفای این نقش گامی روبه جلو برای تبیین شیوه های بازگشت مسلمانان به جایگاه واقعی خود در نظم جهانی خواهد بود.
بررسی جامعه شناختی نقش رسانه ها در بازنمایی آثار فقر در جامعه و جذب خیرین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های جامعه شناختی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۶)
117 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی بررسی جامعه شناختی نقش رسانه ها در بازنمایی آثار فقر در جامعه و جذب خیرین است. این پژوهش از نوع کاربردی است که به روش کمی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را نخبگان حوزه رسانه، کارشناسان امداد و خیرین استان فارس تشکیل دادند که با استفاده از نمونه گیری جدول مورگان انتخاب شدند.برای جمع آوری اطلاعات در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی آن، با استفاده از روایی صوری و پایایی آن با استفاده از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرارگرفت. پایایی تمامی متغیرها بالاتر از ۷/۰ است. یافته های پژوهش که از طریق روش کیفی استخراج شد شامل، ۵ کد محوری و عبارت اند از: بازنمایی شرایط علّی فقر در جامعه، بازنمایی دینداری و فرهنگ فقر، بازنمایی سرمایه اجتماعی و فقر، بازنمایی جذب خیرین و مؤسسات و بازنمایی پیامدهای فقر. نتایج نشان داد که که تمامی این ابعاد توانسته اند تبیین معناداری از متغیرهای اصلی پژوهش داشته باشند.
تربیت معنوی و گونه شناسی مسائل و چالش های دختران دانش آموز مقاطع متوسطه اول و دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش «مطالعه فهم ادراک شده ی دختران متوسطه اول و دوم از مسائل دانش آموزان نوجوان» در زمینه های هویت، بلوغ، فضای مجازی و خانواده و ساختار جامعه است. این مطالعه در چارچوب روش کیفی و داده ها از طریق مصاحبه با 12 دانش آموز دختر از مناطق مختلف ایران صورت پذیرفته است و در نهایت با روش تحلیل تماتیک کدگذاری شده و مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن بود که نوجوانان در این دوره به دنبال کشف هویت خود هستند. هر چه فرد پاسخ مشخصی برای سوالات خود نداشته باشد، تعارض هویتی و نهایتاً بحران هویت رخ می دهد. اهمیت بحث بلوغ از جهت ارتباط آن با نقش هایی است که نوجوانان در آینده خواهند پذیرفت؛ همچنین مسائل و مشکلات فراوانی در ارتباط با فضای مجازی از منظر دانش آموزان وجود دارد و گویای آن است که نحوه صحیح حضور در فضای مجازی جهت کاهش آسیب های ناشی از حضور در این فضا آموزش داده نشده است. در خصوص ساختار خانواده آنچه در دید مشارکت کنندگان مهم می نمود، شکاف و فاصلیه نسلی است که زمینه ساز فاصله عمیق بین نوجوانان و خانواده گردیده، و می بایست برطرف شود. در نهایت مسائل و مشکلات دختران به منزلیه بخش مهمی از اجتماع، لزوم برنامه ریزی صحیح و کاربردی را یادآوری می کند فلذا فراهم نمودن شرایط مناسب جهت سیاست گذاری موثر برای حل مسائل دختران بسیار حائز اهمیت است.
ارزیابی عوامل اجتماعی مؤثر بر پذیرش محصولات کشاورزی ارگانیک در شهرستان تبریز از دیدگاه تولیدکنندگان و مصرف کنندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
231 - 258
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر پذیرش محصولات کشاورزی ارگانیک در بین تولیدکنندگان و مصرف کنندگان شهرستان تبریز انجام شد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری را دو گروه تولید کنندگان و مصرف کنندگان تشکیل می دهد. جامعه تولیدکنندگان در سطح شهرستان 28 نفر می باشد. با توجه به محدود بودن تعداد آنها از تمام شماری استفاده گردید. در جامعه مصرف کنندگان، حجم نمونه 384 نفر برآورد گردید، ولی برای دستیابی به نتایج بهتر 391 پرسشنامه تکمیل شد. جهت تحلیل موضوع از مدل سازی معادلات ساختار و نرم افزار spss بهره گرفته شد. بررسی یافته ها نشان می دهد، بیشترین بار عاملی برای معرف های حمل و نقل و توزیع مناسب محصولات با بار عاملی 800/0و برگزاری همایش ها و نمایشگاه ها با بار عاملی 733/0 برآورد گردیده است. بیشترین مقدار t با 159/9 در مدل ساختاری بین متغیرها مربوط رسانه های جمعی و ساختار سیاسی و تصمیم گیری می باشد. مقادیر بدست آمده t، میانگین و کرانه بالا و پایین عوامل مؤثر بر پذیرش کشاورزی ارگانیک از دیدگاه تولیدکنندگان، مقادیری بالاتر از استاندارد تعیین شده داشتند. نتایج آزمون فریدمن نشان داد، رسانه های جمعی در رتبه اول و هنجارهای اخلاقی در رتبه پنجم قرار دارند. مقایسه و بررسی دیدگاه دو گروه تولیدکننده و مصرف کننده، بیانگر این است که در هر دو گروه، شاخص های بعد اجتماعی، در پذیرش کشاورزی ارگانیک تأثیر داشته است. عواملی مانند رسانه های جمعی، دسترسی به منابع و اطلاع رسانی و آموزش، از عمده عواملی بودند که پذیرش کشاورزی ارگانیک را در بین هر دو گروه مورد مطالعه تحت تأثیر قرار داده اند.
توسعه یافتگی انسانی و کارآفرینی: بررسی منابع آزادی و ناآزادی در تحقق قابلیت کارآفرینی در ایران در دو دهه اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۱
49 - 88
هدف از انجام این پژوهش، شناخت تجربه ی زیسته کارآفرینان بخش خصوصی در مواجه با منابع آزادی و ناآزادی و بهره مندی از فرصت ها و توانمندی های بنیادین اولیه در روند تحقق قابلیت کارآفرینی، در جهت نزدیک شدن به شناخت عمیق وضعیت کلان روایت توسعه یافتگی انسانی در جامعه ایران در قالب یک پژوهش کیفی است. بدین منظور ما برای پاسخ بدین پرسش که: کارآفرینان در جامعه ی ما در مسیر تبدیل قابلیت بالقوه کارآفرینی خود به بنگاه های کارآفرینی از چه منابعی از آزادی بهره مندند و از چه ناآزادی ها و موانعی رنج میبرند، از روش تحلیل مضمون و در قالب مصاحبه های نیمه ساختار یافته با کارآفرینان فعال در بنگاه های کوچک و متوسط فعال در شهر تهران، استفاده کردیم. در نهایت یافته های ما از خلال بررسی امکان ها و امتناع های پیشاروی این افراد در سه مرحله خلق ایده و میل به کارآفرینی، شروع و ایجاد کسب و کار، و در نهایت تداوم و گسترش کسب و کار، بیانگر تاثیر پنج منبع اصلی شامل نهاد خانواده، نهاد آموزش، هنجارها و باورهای اجتماعی، دولت و بازار، و مولفه های شخصیتی فرد کارآفرین، به عنوان منابع اصلی آزادی و ناآزادی پیش روی این افراد، بود که در سه سطح مضامین پایه (پانزده مورد)، مضامین سازمان دهنده(پنج مورد) و مضمون فراگیر(یک مورد) به دست آمد.
تدوین الگوی آموزش چند بعدی با هدف ارتقاء عملکرد تحصیلی و با تاکید بر ساحت های تربیت اجتماعی- سیاسی، روانشناختی و معنوی- اخلاقی دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
172 - 192
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین الگوی آموزش چندبعدی با هدف ارتقاء عملکرد تحصیلی و با تاکید بر ساحت های تربیت اجتماعی- سیاسی، روانشناختی و معنوی- اخلاقی دانش آموزان دوره دوم متوسطه بود. روش شناسی: روش پژوهش حاضر، از نوع تحقیقات اکتشافی بود که ماهیت کیفی دارند. در این پژوهش با استفاده از نظریه داده بنیاد و انجام مصاحبه، مولفه های الگوی مناسب آموزش چندبعدی با هدف ارتقاء عملکرد تحصیلی و با تاکید بر ساحت های تربیت اجتماعی- سیاسی، روانشناختی و معنوی- اخلاقی دانش آموزان دوره دوم متوسطه استخراج گردید. جامعه پژوهش شامل مسئولان اجرایی آموزش و پرورش (با داشتن حداقل 7 سال سابقه کار در سطوح مختلف حوزه های اداری و اجرایی آموزش و پرورش در سطوح مختلف وزارتخانه تا مدرسه با اولویت فعالیت در حوزه آموزش متوسطه) و متخصصان و برنامه ریزان آموزشی تعلیم و تربیت (با مدرک دکتری در رشته های فلسفه تعلیم و تربیت، مدیریت آموزشی، برنامه ریزی درسی و روانشناسی) استان مازندران بود که در بازه زمانی 1403-1402 مشغول به فعالیت بودند. بنابراین روش نمونه گیری پژوهش حاضر، نمونه گیری هدفمند بود که در نهایت بر اساس اشباع نظری 12 نفر به عنوان نمونه شرکت کردند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد شرایط علی آموزش چندبعدی با هدف ارتقاء عملکرد تحصیلی و با تاکید بر ساحت های تربیت اجتماعی-سیاسی، روانشناختی و معنوی-اخلاقی دانش آموزان شامل علل علمی-آموزشی، علل اجتماعی-سیاسی، علل روانشناختی و علل معنوی-اخلاقی؛ شرایط زمینه ای آموزش چندبعدی با هدف ارتقاء عملکرد تحصیلی و با تاکید بر ساحت های تربیت اجتماعی-سیاسی، روانشناختی و معنوی-اخلاقی دانش آموزان شامل زیرساخت های اقتصادی، زیرساخت های آموزشی و زیرساخت های فرهنگی؛ شرایط مداخله گر آموزش چندبعدی با هدف ارتقاء عملکرد تحصیلی و با تاکید بر ساحت های تربیت اجتماعی-سیاسی، روانشناختی و معنوی-اخلاقی دانش آموزان شامل موانع آموزشی، موانع انسانی، و موانع اجتماعی-فرهنگی و موانع اقتصادی؛ پیامدهای آموزش چندبعدی با هدف ارتقاء عملکرد تحصیلی و با تاکید بر ساحت های تربیت اجتماعی-سیاسی، روانشناختی و معنوی-اخلاقی دانش آموزان شامل پیامدهای علمی-آموزشی، اجتماعی-سیاسی، اعتقادی-اخلاقی و روانشناختی؛ راهبردهای آموزش چندبعدی با هدف ارتقاء عملکرد تحصیلی و با تاکید بر ساحت های تربیت اجتماعی-سیاسی، روانشناختی و معنوی- اخلاقی دانش آموزان شامل راهبردهای آموزشی، راهبردهای اجتماعی-سیاسی و راهبردهای اعتقادی-اخلاقی و راهبردهای روانشناختی می باشند. نتایج دلفی فازی نشان داد تمامی مفاهیم مربوط به مدل پارادایمی آموزش چندبعدی با هدف ارتقاء عملکرد تحصیلی و با تاکید بر ساحت های تربیت اجتماعی- سیاسی، روانشناختی و معنوی- اخلاقی دانش آموزان دوره دوم متوسطه دارای آستانه پذیرش بالای 7/0 بود و مولفه های شناسایی شده برای مدل پارادایمی تأیید گردید. نتیجه گیری: این الگو می تواند به عنوان راهنمایی برای برنامه ریزی آموزشی، بهبود زیرساخت های آموزشی و فرهنگی و نیز توسعه استراتژی های آموزشی و تربیتی مورد استفاده قرار گیرد.
طراحی و اعتباریابی الگوی مطلوب برنامه درسی جامعه شناسی دوره دوم متوسطه بر اساس آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳
289 - 301
حوزههای تخصصی:
هدف: طرحی برنامه درسی و اعتباریابی آن نقش مهمی در بهبود برنامه درسی دارد و استفاده از رویکرد آینده پژوهی می تواند در این زمینه کمک زیادی کند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی مطلوب برنامه درسی جامعه شناسی دوره دوم متوسطه بر اساس آینده پژوهی انجام شد.
روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، اکتشافی بود. جامعه پژوهش خبرگان و صاحب نظران علوم تربیتی، برنامه درسی و جامعه شناسی و سرگروه های آموزشی و معلمان درس جامعه شناسی بودند که در بخش طراحی 20 نفر از آنها طبق اصل اشباع نظری با روش نمونه گیری هدفمند و در بخش اعتباریابی 30 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش طراحی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش اعتباریابی پرسشنامه ساخته شده بر اساس مصاحبه بود. همچنین، برای تحلیل داده ها در بخش طراحی از روش تحلیل مضمون و در بخش اعتباریابی از روش نسبت روایی محتوایی استفاده شد.
یافته ها: یافته های تحلیل مضمون پژوهش حاضر نشان داد که الگوی مطلوب برنامه درسی جامعه شناسی دوره دوم متوسطه بر اساس آینده پژوهی از نظر منطق دارای نه مولفه و یک بعد شامل جامعه شناسی یک فعالیت طبیعی و بخشی از زندگی نیازمند تفکر منطقی، از نظر فعالیت های یادگیری دارای سه مولفه و یک بعد شامل جامعه شناسی یک فعالیت روزمره زندگی نیازمند مشارکت، از نظر نقش معلم دارای سه مولفه و یک بعد شامل کاوشگری معلم و ترغیب دانش آموزان به کاوشگری، از نظر منابع و مواد آموزشی دارای سه مولفه و سه بعد شامل تأمین منابع و امکانات لازم برای آینده پژوهی، تأمین منابع و امکانات لازم برای تفکر پژوهشی و توجه به منابع و مواد یادگیری متنوع، از نظر گروه بندی دارای چهار مولفه و دو بعد شامل گروه بندی برای آینده پژوهشی و همیاری و مشارکت فعال، از نظر مکان و محیط یادگیری دارای دو مولفه و یک بعد شامل مکان آموزشی آرامش بخش برای ترغیب دانش آموزان به یادگیری، از نظر زمان دارای دو مولفه و یک بعد شامل قراردادن زمان کافی برای برنامه درسی جامعه شناسی و از نظر سنجش و ارزیابی دارای دو مولفه و یک بعد شامل توجه عمیق به شرکت مستمر در آینده پژوهی و حل مسئله بود. همچنین، یافته های نسبت روایی محتوایی پژوهش حاضر نشان داد که الگوی مطلوب برنامه درسی جامعه شناسی دوره دوم متوسطه بر اساس آینده پژوهی از نظر منطق، فعالیت های یادگیری، نقش معلم، منابع و مواد آموزشی، گروه بندی، مکان و محیط یادگیری، زمان و سنجش و ارزیابی دارای اعتبار مناسب و برابر یا بالاتر از 80/0 بود.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، جهت بهبود برنامه درسی جامعه شناسی دوره دوم متوسطه بر اساس آینده پژوهی می توان از طریق ابعاد و مولفه های شناسایی شده در زمینه های منطق، فعالیت های یادگیری، نقش معلم، منابع و مواد آموزشی، گروه بندی، مکان و محیط یادگیری، زمان و سنجش و ارزیابی بهره برد.
نمود نامطلوب از خود در اینستاگرام. بی اعتباری یا جستجوی اعتبار؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴۰
317 - 287
حوزههای تخصصی:
کاربران اینستاگرام آگاه هستند که با نشر عکس و نوشته همراه آن به شکل گیری تصویری از خود کمک می کنند. مطابق آنچه تحقیقات مختلف در بستر فرهنگی جامعه ایرانی نشان داده است، قاطبه کاربران آنچنان که گافمن معتقد است تمایل به ارائه نمودی ایده آل و مطلوب از خود دارند. هدف این پژوهش فهم عملکرد کاربرانی است که بازنمایی خود را با تصاویری از عدم کفایت، اشتباهات یا نقص های شخصیتی یا ظاهری همراه می کنند که دیدگاه گافمن را به چالش می کشد. در این تحقیق که به روش کیفی مردم نگاری مجازی انجام شد 21 نفر بصورت هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. تحلیل موضوعی مصاحبه ها نشان داد این بخش از کاربران نمود نامطلوب از خود را نوعی مقاومت در برابر هنجارهای درون و برون اینستاگرامی تلقی می کنند. آنها با این مقاومت و نمایش ابعاد غیرایده آل، قصد ارائه «تصویر واقعی» از خود دارند که در فرهنگ ایرانی صادقانه و ارزشمند است و به کسب اعتبار می انجامد. این مقاومت و ارائه تصویر دلخواه که منطبق با هنجار های حاکم بر اینستاگرام نیست و سرچشمه اش در تصویر ذهنی از ابزار و مخاطب است نوعی تصاحب و اهلی سازی ابزار است: کاربر با توجه به معنای ذهنی که در بستر فرهنگ ایرانی به ابزار و مخاطب داده و با توجه به نیاز هایش تکنولوژی را در خدمت هدفی که بدان تمایل داشته بکار گرفته است.
مدل مفهومی جنسیت در پوشش رسانه ای المپیک 2020 توکیو و 2016 ریو ( مطالعه موردی: روزنامه ایران ورزشی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۶
151 - 172
حوزههای تخصصی:
با توجه یه تعداد معدود و محدودیت مدل های مفهومی جنسیت ارائه شده در پوشش رسانه ای، هدف از نگارش این مقالهرسیدن به یک مدل مفهومی از جایگاه جنسیت در پوشش رسانه ای المپیک 2020 توکیو و 2016 ریو بود تا بتوان از آنبعنوان الگویی در تحلیل شرایط موجود و نیل به وضع مطلوب بهره برداری کرد. این تحقیق به روش پژوهش کیفی ومبتنی بر رویکرد تحلیل مضمون است. جامعه آماری، شامل تمامی مطالب روزنامه ایران ورزشی در سال 1395 و درسال 1400بود. نمونه گیری آماری به صورت هدفمند انتخاب گردید که شامل 212 داده متنی (خبر، گزارش، مصاحبه ومقاله) در روزنامه ایران ورزشی در بازه زمانی برگزاری هر یک از المپیک های مذکور ( 15 الی 31 مرداد 1395 و1 الی 17 مرداد 1400 ) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگزاری سه مرحله ی کدگذاری توصیفی، تفسیریو یکپارچه سازی استفاده شد. با توجه به نتایج کدگذاری ها، پنج مضمون اولیه، سه مضمون ثانویه و یک مضمون فراگیرحاصل گردید مقایسه نتایج بدست آمده نشان می دهد که در اغلب موارد تحت تاثیرفضای گفتمان جنسیت زدگی و رویکرداین روزنامه مبنی بر مفاهیم «هژمونی»، « استعاره های ورزشی» و « فراواقعیت» بوده است. از نکات قابل توجه در مفهوم«هژمونی» این است که پوشش خبرها در این مضمون برای هر دو جنس انجام شده است با این تفاوت که حمایت خبری ازبانوان، بیشتر اعلام محرومیت های زیرساختی می شود.
دستورالعمل برنامه سازی تلویزیونی کودک مبتنی بر منظومه رشد قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
561 - 602
حوزههای تخصصی:
در فرایند جامعه پذیری، نهادهای مختلفی مانند رسانه نقش دارند. هدف از پژوهش حاضر ارائه دستورالعملی شامل اصول و مراحل برنامه سازی کودک مبتنی بر منظومه اسلامی رشد و تحول بوده است. جامعه ی مورد مطالعه شامل تمامی کتب مرتبط با رشد اسلامی بوده که تا به حال منتشرشده و نمونه ی مورد مطالعه در این تحقیق نیز به روش هدفمند انتخاب شده و شامل مجموعه 15 جلدی در زمینه دوره دوم رشد با رویکرد اخوت (1401-1392) در زمینه رشد و تحول بوده است که با رویکردی اسلامی و با استفاده از آیات قرآن کریم و روایات نگاشته شده است. این منابع با روش تحلیل محتوای جهت دار کدگذاری شدند. پس از آماده شدن پیش نویس اولیه ی دستورالعمل برنامه سازی کودک مبتنی بر منظومه رشد و تحول اسلامی، نسخه اولیه آن جهت بررسی روایی محتوا، به 20 نفر از متخصصان حوزه کودک عرضه شد و مورد جرح و تعدیل قرار گرفت. بر اساس یافته های این پژوهش مراحل برنامه سازی برای کودکان به عنوان مراحل ارائه شده در دستورالعمل بدین ترتیب تعریف شد: 1- تعیین نسبت موضوع با نیازهای تربیتی دوره دوم رشد 2-طی کردن گام های پرداختن به موضوع (مراحل تحقق خیرگزینی) 3- انتخاب شیوه ی فعال سازی تفکر4-در نظر داشتن الزامات برنامه سازی و 5- انتخاب شیوه ی ارزیابی برنامه. در راستای دست یابی به اهداف تربیتی هماهنگ با اسناد بالادستی، تدوین دستورالعمل هایی چون دستورالعمل حاضر که مبتنی بر اقتضائات کودک، مراحل و شیوه برنامه سازی را از نظر ساختار و محتوا با رویکردی اسلامی ارائه بدهد اهمیتی بسیار دارد و می تواند اثرگذاری هدفمند برنامه های تلویزیونی را بر کودک افزایش دهد.
بازاندیشی مفهومی در مصرف آیینی خبر؛ الگوهای رفتار مصرف خبر مخاطبان تهرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جریان اخبار از طریق رسانه های جمعی و اجتماعی، بخش مهمی از زندگی روزمره انسان ایرانی را به تصرف خود درآورده اند. مطالعه حاضر قصد دارد برای شناخت جایگاه خبر و رسانه های خبری، نوع مواجهه مخاطبان و جزئیات این مواجهه با منابع متعدد و متکثر خبر مورد واکاوی قرار دهد. بدین منظور با بهره گیری از روش تحقیق کیفی، با ۳۲ نفر از مخاطبان بالای ۱۸ سال تهرانی مصاحبه های نیمه ساختاریافته فردی و گروهی انجام داده است. این مطالعه نشان داد، مخاطبانی که ارتباط پیوسته و قوی با خبر دارند، به دلیل کثرت رسانه ها، به ناگزیر مجموعه ای از رسانه ها را با معیارهای ذهنی خود انتخاب می کنند که از نظر آنها برای دریافت تصویر کامل رویدادها کفایت می کنند و برای کسب خبر در دایره بسته این رسانه ها حرکت می کنند. این نوع از مصرف آیینی در ادبیات ارتباطات در سال های اخیر با مفهوم «فهرست رسانه ای» شناخته می شود. براساس یافته های این پژوهش، در مورد مخاطبان کم مصرف، تعریف سنتی مصرف آیینی خبر همچنان مصداق دارد و مواجهه آنها با خبر حاشیه ای و با صرف حداقل انرژی است. مفهوم «فهرست رسانه ای» می تواند به عنوان نقطه عطفی در تغییر نگاه پژوهشگران به مصرف آیینی خبر و تاثیر آن بر مخاطبان تلقی شود.
تمایل به روی آوری زنان بر مدیریت بدن: رویکردهای فرهنگی، علل و چالش مورد مطالعه : زنان مناطق 1 و17 تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ین مطالعه به بررسی عوامل فرهنگی مؤثر بر روی آوری زنان به مدیریت بدن می پردازد. همچنین رویکردها و چالش های موجود را برسی می نماید. هدف اصلی تحقیق نیز تبیین جامعه شناختی علل و عوامل فرهنگی مؤثر بر روی آوری زنان به مدیریت بدن در چند دهه اخیر در ایران است .گروه هدف این مطالعه موردی، زنان مناطق 1 و 17 شهر تهران بوده است. روش تحقیق پیمایشی می باشد. داده ها با استفاده از پرسشنامه بر روی نمونه ای 400 نفره از پاسخگویانی که از میان جمعیت دو منطقه 1 و 17 با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند جمع آوری گردید. یافته ها ی بدست آمده نشان دادند متغیرهای فرهنگی اعتقادات مذهبی، مصرف رسانه ای و تبلیغات تجاری(0.001 Pvalue≤ ) بر روی آوری زنان بر مدیریت بدن مؤثر است. تأثیرگذارترین متغیرهای فرهنگی بر گرایش زنان به مدیریت بدن از بین متغیرهای پیش بین فرهنگی مربوط به متغیر مصرف رسانه ای، تبلیغات تجاری و اعتقادات مذهبی است.به نظر می رسد متغیرهای مؤثر نیز در یک برهمکنش اثر فزایندگی بر تغییرات فرهنگی امروز ما دارند و بصورت بسیار مؤثری بر جنبه های مختلف زیست ما و از جمله بر نگرش زنان بر مدیریت بدن تأثیر دارند.
Teachers' Perspectives on Handling Socio-Political Issues in the Classroom(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: This qualitative study explores the perspectives of teachers on integrating socio-political issues into classroom discussions, aiming to understand the challenges and strategies employed by educators in various educational contexts. The objective was to illuminate the factors influencing effective teaching practices concerning socio-political topics, thereby informing educational policies and teacher training programs.
Methodology: This study utilized a qualitative research design, with data collected exclusively through semi-structured interviews involving 30 teachers from different educational levels and geographic locations. Participants were selected using purposive sampling to ensure a diversity of experiences and perspectives. Data analysis was performed using NVivo software to facilitate thematic analysis, ensuring theoretical saturation was achieved to validate the consistency and comprehensiveness of the findings.
Findings: The analysis revealed three main themes: Teacher Preparedness, Student Engagement, and Institutional Support. Under Teacher Preparedness, subthemes included Training and Professional Development, Personal Comfort with Topics, and Curriculum Integration, indicating the need for improved resources and training. Student Engagement was characterized by varying levels of participation and the impact of classroom dynamics on learning, highlighting the influence of teaching methods and environment. Institutional Support emerged as critical, with subthemes like Administrative Guidance and Resources emphasizing the need for stronger institutional backing and adequate resources to support teachers.
Conclusion: The study underscores the complexities of discussing socio-political issues in educational settings and the pivotal role of teachers in facilitating these discussions. Effective socio-political education requires comprehensive teacher training, supportive institutional frameworks, and resources that together foster an environment conducive to open and critical discussions. Addressing these factors is crucial for preparing students to participate thoughtfully in democratic processes.
ارائه مدل کیفی دستیاری آموزشی والدین به منظور توانمندسازی آموزشی مدارس به صورت آنلاین در مواقع بحرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در تحقیق حاضر به ارائه مدل دستیاری آموزشی والدین به منظور توانمندسازی آموزشی مدارس به صورت آنلاین پرداخته شد. روش شناسی: تحقیق حاضر از لحاظ جهت گیری پژوهش جزو تحقیقات بنیادی بود. از نظر شیوه گردآوری داده ها، با رویکرد کیفی انجام در این پژوهش ابعاد مختلف دستیاری آموزشی والدین با استفاده از رویکرد کیفی، مقیاس های عام دسته بندی شدند. در ادامه از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و نظرات 22 نفر به صورت هدفمند از خبرگان حوزه آموزش و پرورش در سطح استان مازندران جهت گردآوری داده ها استفاده شد. در مصاحبه 19 مشخص شد که اصل اشباع صورت گرفته است. برای تحلیل داده ها از رویکرد تحلیل مضمون و نرم افزار Maxqda استفاده گردید. یافته ها: مضامین فراگیر استخراج شده، دستیاری آموزشی والدین به منظور توانمندسازی آموزش آنلاین در مواقع بحرانی در 5 مقوله (توانمندی فردی، توانمندی تعامل اجتماعی، توانمندی تدریس، پشتیبانی فضای مجازی، پشتیبانی و ارزیابی و نظارت) و در 16 مضمون سازماندهنده، (مهارت ها، شایستگی ها، عوامل روانشناختی، ایجاد اعتماد، ایجاد هماهنگی، ایجاد ارتباط، توانمندی تکنیکی، توانمندی علمی، توانمندی مدیریتی، زیرساخت های سخت افزاری، زیرساخت های نرم افزاری، ارزیابی و نظارت بر دانش آموزان، ارزیابی و نظارت بر والدین، آموزش والدین، فرهنگ سازی دستیاری آموزشی والدین، شناسایی موانع و چالش ها) و 88 مضمون پایه تعیین و معرفی شده اند.بحث و نتیجه گیری: اهمیت فرایند آموزش و یادگیری دانش آموزان بیشتر از قبل شده است. زیرا توانمندسازی مدارس یکی از ضروری ترین اقدامات و عامل نجات بخش در شرایط فعلی تلقی شده که می تواند موفقیت نظام آموزشی را تضمین نماید.
واکاوی عناصر دوسوتوانی کارآفرینی در سازمان فنی وحرفه ای کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
172 - 182
حوزههای تخصصی:
هدف: شناخت عناصر دوسوتوانی کارآفرینی در سازمان های مختلف به ویژه سازمان فنی وحرفه ای نقش مهمی در بهبود وضعیت این نظام آموزشی دارد. بنابراین، هدف این مطالعه واکاوی عناصر دوسوتوانی کارآفرینی در سازمان فنی وحرفه ای کشور بود. روش: در یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی اقدام به واکاوی عناصر دوسوتوانی کارآفرینی شد. برای این منظور جامعه پژوهش همه کارکنان سازمان فنی وحرفه ای استان گلستان به تعداد 500 نفر بودند که حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 217 نفر برآورد که این افراد با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر پرسشنامه عناصر دوسوتوانی کارآفرینی در سازمان فنی وحرفه ای بود که داده های حاصل از اجرای آن با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند. یافته ها: یافته های این مطالعه حاکی از آن بود که عناصر دوسوتوانی کارآفرینی در سازمان فنی وحرفه ای شامل 14 عنصر بازارگرایی، تحلیل بازار، بهره گیری از خلاقیت، مسئله شناسی مستمر، اشتراک دانش، ظرفیت جذب دانش، برنامه ریزی استراتژیک، منبع یابی مستمر، سازماندهی منعطف، یادگیری مستمر، تخصص مدیریتی، حمایت مالی، منابع انسانی توانمند، پویایی محیط، دوسوتوانی و نتایج بود که بار عاملی همه آنها بالاتر از 50/0، میانگین واریانس استخراج شده همه آنها بالاتر از 60/0 و پایایی کرونباخ و ترکیبی همه آنها بالاتر از 80/0 محاسبه شدند. همچنین، مدل واکاوی عناصر دوسوتوانی کارآفرینی در سازمان فنی وحرفه ای کشور برازش مناسبی داشت و ضریب همه مسیرها معنادار بود (P<0.5). نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه، برنامه ریزی جهت بهبود دوسوتوانی کارآفرینی در سازمان فنی وحرفه ای کشور از طریق عناصر شناسایی شده ضروری است.