فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۰۱ تا ۲٬۳۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
مروری بر تاریخ ایران زمین نشان دهنده فراز و فرودهایی در مسئله حجاب بانوان می باشد. این پژوهش درصدد بررسی آینده حجاب باتوجه به وضعیت فعلی پوشش زنان ایران، با روش تحلیل کیفی و باهدف تخمین آینده حجاب در ایران، به تجزیه وتحلیل روندهای گذشته و پیش ران های موجود برآمده و مباحث آن در دوره پهلوی و جمهوری اسلامی سامان یافته است. تاریخ، فرهنگ، تمدن، دین و مذهب، مخالفت های مردمی و دولتی از جمله روندها و عناصر پیشران ایجابی به شمار می روند که در مقابل عناصر سلبی چون عمل به مظاهر غرب، تأثیرپذیری سیاستمداران از دیگر کشورها، سیاست حکومت قرار دارند. از سوی دیگر در عصر جمهوری اسلامی ایران در تحلیل روندها و پیشران های ایجابی می توان به فرهنگ دینی، ماهیت فرهنگی انقلاب، حساسیت شرعی، اجتماعی اشاره داشت که در مقابل روندها و پیشران های سلبی چون توجیه نبودن نخبگان و مجریان، فقدان برنامه یا قانون یا عدم اجرای برنامه یا قانون، تساهل و تسامح، غفلت و انفعال در بخش متولیان و ناآگاهی از فلسفه حجاب، عدم آگاهی از قوانین حجاب، فضای مجازی و تأثیرات آن در بخش شهروندان قرار دارند. یافته ها نشان می دهد ایرانیان پیشینه مستحکمی در مسئله حجاب دارند و تلاش های پادشاهان درگذشته و معاندان انقلاب در زمان حاضر در جهت کشف حجاب موفقیت آمیز نبوده و تجری های صورت گرفته توسط برخی از بانوان در عصر حاضر با وضع قانون کارآمد و اجرای دقیق آن بر طرف خواهد شد. هر چند نمی توان انفعال و سردرگمی مسئولان را در مواجهه با کشف حجاب های موردی نادیده گرفت.
بررسی نشانه شناختی راهپیمایی اربعین بر مبنای الگوی پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۶
227 - 250
حوزههای تخصصی:
راهپیمایی اربعین به عنوان یکی از بزرگ ترین تجمعات مسلمانان از منظرهای مختلف اجتماعی، فرهنگی و..قابل بررسی است. یکی از مهم ترین روش های علمی و بینارشته ای برای تفسیر این آیین سنتی، بررسی نشانه شناختی رمزگان مندرج در کیفیت برگزاری آن است. چارلز سندرس پیرس در بررسی نشانه ها الگویی دو وجهی از شناخت رمزگان ارائه داده که می توان به جنبه های زیبایی شناسی و تحلیلی و تفسیری آن ها پی برد. این الگو از سه نوع نشانه بهره می گیرد. نشانه های نمادین، نشانه های شمایلی و نشانه های نمایه ای. این سه نوع نشانه در متون به شکل مجزا یا به صورت مجموعه ای از نشانه ها در تقابل های دوگانه نشان داده می شوند. در این پژوهش بر مبنای الگوی نشانه شناسی پیرس روابط عناصر کیفی مراسم راهپیمایی اربعین برای تولید معنا در نظام نشانه ای فرهنگی و اجتماعی بررسی شده است. بر اساس نتایج به دست آمده نشانه های اولیه در این آیین معنوی بر دلالت های ثانویه و ضمنی نظیر ارزش های عاطفی و اجتماعی و..ارجاع می دهند. در این پژوهش مجموعه رمزگان بازنمایی شده برای نشان دادن سطوح دلالت های ایدئولوژیک و رمزگان اجتماعی از سفرنامه ای به نام «درنگی در نجف» استخراج شده است. پس از آن تقابل های نشانه ای به همراه تفسیر آن در شش عنوان شامل تنوع ارادت، همذات پنداری، شیوه های عزاداری، موکب و میراث، شیوه عزاداری خلوت و جلوت و زنان نشان داده شد.
پیامدهای سلبی و ایجابی مصرف رسانه های جمعی بر تغییرات سبک زندگی ایرانیان: مروری بر پژوهش های کلان کشوری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸
37 - 68
حوزههای تخصصی:
رسانه های جمعی، امروزه بخشی از زندگی خانواده های ایرانی شده و بعد از ظهور آن، سبک زندگی دچار تغییراتی اساسی (ابعاد ایجابی و سلبی) شده است. بر این اساس هدف پژوهش، مطالعه پیامدهای سلبی و ایجابی مصرف رسانه های جمعی بر تغییرات سبک زندگی ایرانیان است. روش تحقیق از نوع فراتحلیل کمی و مرور سیستماتیک با تکیه بر منابع و اسناد علمی منتشرشده از سایت نورمگز، مگ ایران و ایران داک دربازه زمانی 1384-1403 است. از جامعه آماری 98 پژوهش؛ با رعایت مراحل غربالگری و ملاک ورود (پیمایش و کمی بودن، دارا بودن حجم نمونه و ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن، سطح معنی داری و اعتبار علمی)؛ 50 سند به روش نمونه گیری غیراحتمالی (تعمدی و دسترس)؛ انتخاب و وارد نرم افزار cma2 شده است. آزمون مورداستفاده d کوهن و f فیشر و آزمون هایQ است. درنهایت ضریب اندازه اثر نشان می دهد که مصرف رسانه های جمعی بر سبک زندگی ایرانیان تأثیر معنی داری داشته و 28 درصد از آن را پیش بینی می کند. در نهایت پیامدهای سلبی مصرف رسانه های جمعی شامل: سبک زندگی سنتی (40 درصد)؛ سبک زندگی زناشویی (18 درصد)؛ سبک زندگی ورزشی (38 درصد)؛ سبک زندگی معنوی (52 درصد) و سبک های فراغتی (20 درصد) و پیامدهای ایجابی رسانه های جمعی شامل: سبک زندگی سلامت محور (21 درصد)؛ سبک زندگی مدرن (22 درصد)؛ سبک زندگی پرخطر (10 درصد)؛ سواد رسانه ای (36 درصد) و سبک زندگی متظاهرانه (62 درصد) هستند.
نقش مدیریت استعداد در شکل دهی سبک زندگی سازمانی در مراکز آموزشی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸
119 - 138
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع مختلف، از جمله مقالات، پایان نامه ها و پایگاه های اطلاعاتی، نقش نظام مدیریت استعداد در شکل دهی سبک زندگی سازمانی در مراکز آموزشی را بررسی کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهند که مدیریت استعداد با طراحی مدلی از فرایندهای هدفمند در هشت مقوله و شانزده مفهوم و پشتیبانی از یک نظام جامع علمی و عملیاتی می تواند به شکوفایی استعدادها در ابعاد مختلف سازمانی کمک کند. در واقع، با اجرای مؤثر نظام مدیریت استعداد می توان به خروجی هایی دست یافت که با بهره گیری از نبوغ، خلاقیت و مهارت های استعدادی به نهادینه سازی روش ها و شیوه های بینشی، گرایشی و کنشی ختم شود و سبکی جدید از زندگی سازمانی را مبتنی بر بهره وری و نوآوری ترسیم کند.
احساس پس زدگی سیستمی تا تنگناهای هجران؛ واکاوی مهاجرت مردم سیستان و بلوچستان به یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهاجرت مردم استان سیستان و بلوچستان به شهر یزد هر ساله در جریان بوده و عللی موجب شده است، تا این مردم اقدام به مهاجرت کنند؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر واکاوی مهاجرت مردم سیستان و بلوچستان به شهر یزد است که با استفاده از روش کیفی و رویکرد تحلیل مضمون در سال 1402 در شهر یزد انجام شد. داده ها با استفاده از نمونه گیری هدفمند و به شیوه مصاحبه نیمه ساختاریافته با 13 نفر از افرادی جمع آوری شد که از استان سیستان و بلوچستان به شهر یزد مهاجرت کرده اند. یافته های تحقیق نشان داد که مهاجرت مردم سیستان و بلوچستان دارای عوامل مختلفی است و فرصت شغلی نامناسب و درآمد ناکافی که معیشت مشقت بار را برای آنان به همراه دارد، عامل اصلی شکل دهنده مهاجرت بوده است؛ اما این عامل تنها عامل شکل دهنده مهاجرت این مردم نبوده است، بلکه باتوجه به هدف پژوهش که واکاوی مهاجرت این مردم است، مضامین دیگری نیز احصا شد. به صورت کلی 6 مضمون اصلی و 16 مضمون فرعی ساخته شده پژوهش حاضر عبارت اند از: بستر نامساعد، معیشت مشقت بار، احساس پس زدگی سیستمی، تنش زدایی، تنگناهای هجران و ترقی یابی. توجه به مسائل اقتصادی مردم سیستان و بلوچستان دارای اهمیت شایانی است، اما یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز در امر مهاجرت این مردم دخیل است که نیازمند توجه سیاست گذاران به این عوامل است تا با صورت گرفتن اقدامات لازم شرایط بهتری برای مردم این استان فراهم شود و کشور با مسائل عدم توازن جمعیتی در مناطق روبه رو نشود و موقعیت استراتژیکی استان های مرزی حفط شود.
کودکان رنج کش و تقلای اخلاقی: پژوهشی مردم شناختی در محله ای حاشیه نشین در تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
5 - 26
حوزههای تخصصی:
آثار مردم نگارانه اولیه کودکان را دریافت کنندگان منفعل فرهنگ بازنمایی می کردند ، اما آثار اخیر آن ها را همچون سوژه هایی تجربه کننده و دارای معنا و ارزش می دانند که باید برای علم اجتماعی جدی گرفته شوند. این مقاله با تکیه بر پژوهش میدانی مردم نگارانه ، چگونگی تجربه کودکی در یک محله حاشیه نشین را بررسی می کند. تحقیق میدانی در محله قُپانلار در تبریز طی سال های 1394 تا 1399 انجام شده و جمع آوری داده ها از طریق مشارکت، مشاهده و گفت وگو صورت گرفته است. این مطالعه مردم شناختی بر شرایط واقعی زیست کودکان، انتظارات خانواده ها و سازمان های غیردولتی از آن ها و واکنش کودکان به زندگی فقیرانه متمرکز است.
روایت مردم نگارانه کودکان حاشیه نشین از دوران جنینی آغاز می شود ؛ زمانی که کودکان تحت تأثیر کالایی سازی خدمات بهداشتی، دچار ضعف و نقص می شوند . سپس کودکان گرسنگی و میل های سرکوب شده را تجربه می کنند. آن ها دوران بیکاری شدید پدرهای کارگر و زندگی در کوچه های صدپله ای و خانه های روی تپه ها با سقف های ترک خورده و در حال ریزش را تجربه می کنند. کودکان قُپانلار به هفت سالگی که می رسند ، قربانی خشونت نمادین سازمان های غیردولتی و خانواده هایشان می شوند ؛ چون در شرایط کالایی سازی آموزش، سبک زندگی طبقات بالاتر بر آن ها تحمیل می شود. با وجود این، واکنش کودکان به چنین شرایطی «تقلایی اخلاقی» است. آن ها که پدر و مادرهایشان را در رویارویی با فقر تنها می یابند ، با دوختن کفش و زباله گردی، از آن ها حمایت می کنند.
جهانی شدن فضای مجازی و ملی گرایی دیجیتال در بین افغانستانی های مقیم شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین فضای مجازی و ملی گرایی دیجیتال، در بین افغانستانی های ساکن شهر شیراز انجام شده است. برای این هدف، روش پژوهش، پیمایش کمی و نمونه ای 320 نفری از زنان 18 تا 64 سال افغانستانی ساکن مناطق مختلف شهر شیراز انتخاب شد. شیوه نمونه گیری، تصادفی چندمرحله ای خوشه ای بود. برای رسیدن به این حجم نمونه به واسطه خصوصیات جامعه هدف و اینکه ممکن بود بخشی از پرسش نامه ها ناقص برگردد و یا از بین برود، تعداد نمونه به 500 نفر افزایش یافت. برای گردآوری داده ها، از پرسش نامه محقق ساخته استفاده شد. یافته های تحقیق در سطح آزمون های دو متغیره نشان داد بین زنان و مردان و افراد مجرد و متأهل بر حسب ملی گرایی دیجیتال، تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین میزان دسترسی به فناوری های نوین و استفاده از آنها، رابطه معنی دار مثبتی در سطح بیش از 99درصد اطمینان با متغیر وابسته داشته است. از سوی دیگر ارزیابی مدل تحقیق با استفاده از رگرسیون چندمتغیره، نشان داد که به ترتیب شش متغیر تماس تلفنی با دیگر افغانستانی ها، سال های مهاجرت به ایران، میزان دسترسی به اینترنت و تلفن همراه، میزان استفاده از پلتفرم های مختلف، وضعیت شغلی (شاغل روزمزد) و درنهایت حضور خانواده پدری در ایران، روی هم 30درصد تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کنند.
واکاوی تجربه سوگ در خانواده های اهداکننده عضو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه سوگ در خانواده های اهداکننده عضو انجام شد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با روش پدیدارشناسی استعلایی موستاکاس انجام شده است. نمونه مورد مطالعه شامل 17 خانواده اهداکننده عضو است که به شیوه نمونه گیری هدفمند و معیار به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه عمیق استفاده شده است. داده های گردآوری شده در قالب دو مضمون اصلی و شش خرده مضمون تحلیل شدند. مضامین اصلی و خرده مضمون ها عبارتنداز: سوگ (سوگ عادی، سوگ روان تنانه و سوگ پیچیده) و خودمدیریتی سوگ (خودکنترلی هیجان، خودمراقبتی معنوی، زنده انگاری، همذات پنداری خانواده، تجلیل درمانی و حمایت خانوده). نتایج نشان داد که سوگ فرایندی پیچیده است و خانواده های اهداکننده عضو، در سطوح مختلفی آن را تجربه کرده اند و این سطوح متفاوت پیامدهای جسمی و روانی متفاوتی بر اعضای خانواده داشته است. خانواده های اهداکننده نیز در جهت مدیریت سوگ با توسل به معنویات و ابراز همدلی و همدردی با سایر خانواده ها و کنترل احساسات و عواطف خود و همچنین حمایت های عاطفی خانواده های خود و دریافت بازخوردهای مثبت و شرکت در مراسم جشن و قدردانی توانستند سوگ خود را مدیریت کنند.
طراحی مدل شایستگی های کارآفرینانه زنجیره تأمین صنعت فرش ماشینی شهرستان کاشان: رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاشان شناسی دوره ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۳)
99 - 128
حوزههای تخصصی:
با تشدید رقابت در عرصه جهانی، مدیریت مناسب زنجیره تأمین به یک چالش های اساسی برای شرکت های تولیدی و تجاری تبدیل شده است. در این راستا، شرکت های مختلف برای کسب مزیت رقابتی ازطریق ایجاد ارزش در تمام فعالیت های شرکت تلاش می کنند. لازمه این امر، تمرکز بر یک رویکرد کارآفرینانه بر پایه ایجاد شایستگی های کارآفرینانه در مدیریت زنجیره تأمین است. ازآنجاکه تاکنون پژوهشی به بررسی این شایستگی ها در سطح زنجیره تأمین نپرداخته، پژوهش حاضر به شناسایی شایستگی های کارآفرینانه زنجیره تأمین صنعت فرش ماشینی کاشان و طراحی مدل این شایستگی ها با استفاده از رویکرد آمیخته، پرداخته است. در ابتدا برای شناسایی شایستگی های کارآفرینانه زنجیره تأمین صنعت فرش ماشینی مصاحبه های عمیق با 13 نفر از خبرگان و مدیران شرکت های موفق صنعت فرش ماشینی کاشان انجام شد و با استفاده از تحلیل مضمون این شایستگی ها استخراج و کدگذاری شده اند. سپس با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری مدل شایستگی های کارآفرینانه زنجیره تأمین صنعت فرش ماشینی کاشان ترسیم گردیده و پیشنهاد هایی براساس این مدل ارائه گردید. در این تحقیق، دو شایستگی تولید در سطح جهانی و شایستگی مدیریت بازگشت مؤثر به عنوان شایستگی های جدید شناسایی شده اند. همچنین نتایج مدل سازی ساختاری تفسیری بیانگر این بود که شایستگی ها در دو سطح قابل دسته بندی هستند و شایستگی های نیازهای کارکنان، فضای روانی مناسب، تصمیم گیری مشارکتی و بازگشت مؤثر، اثرگذارترین شایستگی ها هستند. براساس یافته ها پیشنهاد می گردد اصول تناسب استراتژیک در زنجیره تأمین فرش ماشینی بررسی و رعایت گردد. همچنین توجه به مدل های همکاری و رعایت استانداردها و الزامات بین المللی برای حضور در تولید سطح جهانی ضروری است.
تحلیل جنسیتی امید به آینده به تفکیک سطح توسعه یافتگی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
321 - 351
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مقاله حاضر درصدد است با رویکردی جامعه شناختی و با در نظر داشتن تحولات اقتصادی و اجتماعی در شهر تهران، به تبیین چرایی و چگونگی کاهش و یا افزایش امید به آینده در بین زنان و مردان تهرانی به صورت جداگانه بپردازد. هدف اصلی مطالعه، تحلیل تفاوت های جنسیتی در امید به آینده و تأثیر سطح توسعه یافتگی مناطق مختلف شهر تهران بر آن است. روش و داده ها: در این پژوهش، ۱۲۰۰ نفر شامل مردان (۲۰ تا ۵۹ ساله) و زنان (۱۵ تا ۴۹ ساله) متأهل از مناطق مختلف شهر تهران («مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار» و «مناطق برخوردار و خیلی برخوردار») در سال ۱۳۹۷ با استفاده از روش نمونه گیری چندمرحله ای طبقه بندی شده با تخصیص متناسب انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته (با پایایی آلفای کرونباخ بالاتر از 744/0) گردآوری و با به کارگیری مدل معادلات ساختاری به تفکیک جنسیت تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد افزایش احساس ناامنی اقتصادی-اجتماعی، منجر به کاهش امید به آینده زنان ساکن در مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار و مردان ساکن در مناطق برخوردار و خیلی برخوردار می شود. افزایش اعتماد سازمانی و اعتماد عمومی نیز، امید به آینده را در بین مردان و زنان ساکن در مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار بهبود می بخشد. با افزایش سن، امید به آینده زنان در تمام مناطق شهر تهران و مردان ساکن در مناطق کم برخوردار و نیمه برخوردار کاهش می یابد. بحث و نتیجه گیری: با وجود ظرفیت ها و فرصت های امیدآفرین در شهر تهران، بازتولید نابرابری های طبقاتی و جنسیتی در توزیع فرصت ها، امید به آینده را به یک مسأله جدی تبدیل کرده و ظرفیت های آرزومندی را تحلیل برده است. پیام اصلی: تقویت چشم اندازهای نویدبخش و امید به آینده در شهر تهران مستلزم توزیع برابر فرصت ها در کلیه مناطق، برقراری عدالت جنسیتی و توجه به نیازها و دغدغه های ساکنین مناطق برخوردار و کم برخوردار است.
رابطه تنیدگی ناباروری و حمایت اجتماعی با رشد پس از سانحه با توجه به نقش میانجی گری تاب آوری در زوجین نابارور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۹
71 - 92
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه تنیدگی ناباروری و حمایت اجتماعی با رشد پس از سانحه با توجه به نقش میانجی گری تاب آوری در زوجین نابارور شهر مهاباد انجام شد. روش این پژوش توصیفی- همبستگی و با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی زوجین نابارور مراجعه کننده به مراکز ناباروری شهر مهاباد در زمستان سال 1400 بود که 140 نفر از افراد واجد شرایط به شیوه نمونه گیری هدفمند از کلینیک های ناتوانی جنسی و ناباروری شهر مهاباد انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه های رشد پس از سانحه- تدسچی و کالهون (1996)، تنیدگی ناباروری نیوتن و همکاران (1999)، حمایت اجتماعی زمن و همکاران (1988) و تاب آوری کونور و دیویدسون (2003) بودند. یافته ها نشان داد با توجه به ضرایب مستقیم و غیر مستقیم و آزمون سوبل، تاب آوری نقش میانجی را در رابطه بین تنیدگی ناباروری و رشد پس از سانحه زوجین نابارور ایفا نکرد، اما تاب آوری نقش میانجی را در رابطه بین حمایت اجتماعی و رشد پس از سانحه زوجین نابارور ایفا کرد. این یافته ها پیامدهای قابل توجهی برای عمل و تحقیقات بالینی دارند که ممکن است راهنمایی هایی در زمینه مشاوره حرفه ای و مداخلات روان شناختی برای زوجینی که ناباروری را تجربه می کنند، ارائه کند.
مناسبات میان معنویت و سبک زندگی مبتنی بر نظریه دو فطرت امام خمینی (قدس سره)
منبع:
فرهنگ پژوهش بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷ ویژه علوم سیاسی
61 - 96
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مناسبات میان معنویت و سبک زندگی مبتنی بر نظریه دو فطرت حضرت امام خمینی(قدس سره) است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی بوده و در این راستا با استفاده از نظریه دو فطرت امام(قدس سره) و لوازم آن، چارچوب تحلیلی مسأله مورد واکاوی قرار گرفت. در ادامه انواع سبک های زندگی بر اساس فطرت مخمورِ و محجوبه به دو گونه متعالی و متدانی تقسیم شد. نتیجه اینکه سبک زندگی متعالی که با حکومت قوه عاقله بر سایر قوای انسان (شهویه، غضبیه، وهمیه) شکل می گیرد، رابطه تأثیر و تأثّری با معنویت داشته و این دو با یکدیگر دور معی دارند. معنویت، شکوفا کننده و سامان بخش سبک زندگی مبتنی بر فطرت مخموره انسان بوده و بسترساز شکل گیری جامعه فطرت گرا است. از طرفی سبک زندگی فطری نیز بر معنویت انسان افزوده و باعث تعالی روحی و معنوی انسان می شود. در نهایت اینکه سبک زندگی فطرت محور و معنویت گرا در ابعاد فردی و اجتماعی سبب رشد و نمو انسان و اجتماع گشته و مقدمات ساختن مدینه فاضله را فراهم می کند.
نقش و جایگاه عروس در خانواده همسر: مطالعه ای مبتنی بر تجربه زنان متاهل ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۰
31 - 51
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر، با هدف شناسایی نقش و جایگاه عروس در خانواده همسر انجام شد. روش: پژوهش، کاربردی و از نوع کیفی با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری است. نمونه مورد مطالعه 12 نفر از زنان متاهل شهر تهران بودند که به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. با افراد مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد، سپس کلمه به کلمه پیاده سازی شده و به روش اسمیت و اسبورن (2008) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: در این مطالعه 6 مضمون اصلی شامل: 1) معنای عروس بودن پیش از ازدواج؛ 2) معنای عروس بودن پس از ازدواج؛ 3) عروس بودن در گذر از دوران نامزدی به ازدواج دائم؛ 4) ارتباط با خانواده همسر؛ 5) عروس بودن و نقش همسری و 6) عروس بودن و مادرانگی در تجارب زنان شناسایی شد. جوهره تجربه نیز "عروس بودن؛ تجربه ارزشمند و آمیخته به سختی" به دست آمد. نتیجه گیری: مطابق یافته های پژوهش، به نظر می رسد زنان ازدواج و نقش عروس بودن، همسری و مادری را به عنوان مرحله ای ضروری در زندگی تلقی می کنند که با وجود دشواری های موجود، ارزشمندی و امتیازات خاصی را نیز در بر دارد. نتایج پژوهش می تواند برای غنی سازی ارتباط با خانواده همسر، مورد استفاده خانواده ها و درمانگران قرار گیرد.
تبیین تأثیر دین داری بر اعتماد اجتماعی دانش آموزان (مطالعه موردی: دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر مهریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۰
78 - 102
حوزههای تخصصی:
اعتماد اجتماعی یکی از بنیادی ترین عناصر استحکام و همبستگی جوامع است. این مسئله در بین دانش آموزان که نسل های آتی هر جامعه ای هستند، از اهمیت بیشتری برخوردار است. یکی از عواملی که با توجه به نظام فرهنگی-ارزشی حاکم بر جامعه ایرانی نقشی پررنگ در اعتماد اجتماعی دانش آموزان دارد، دین داری است. بر این اساس، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر دین داری بر اعتماد اجتماعی دانش آموزان پرداخت. روش تحقیق از نوع پیمایش بود. جامعه آماری، دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر مهریز بودند که تعداد 250 نفر از آن ها با استفاده از شیوه نمونه گیری طبقه ای متناسب حجم انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده های پژوهش پرسشنامه بود. یافته های پژوهش نشان داد که سطح اعتماد اجتماعی دانش آموزان بالاتر از حد متوسط است. اعتماد اجتماعی در بین دانش آموزان پسر به طور معناداری بالاتر از دانش آموز دختر است. برآورد رگرسیون خطی بیانگر این است که اثر متغیر دین داری بر اعتماد اجتماعی دانش آموزان برابر با مقدار (40/0 = Beta) و به لحاظ آماری معنادار است. با این حال، تفاوت معناداری بین دانش آموزان پسر و دختر به لحاظ میزان اثر متغیر دین داری بر اعتماد اجتماعی وجود ندارد. به عبارت دیگر، متغیر جنس اثر متغیر دین داری بر اعتماد اجتماعی را تعدیل نمی کند.
Investigating the Relationship Between Talent Management Implementation Categories in the Basra Province Education Organization(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: Talent management plays a crucial role in enhancing the quality of education and learning, especially within education organizations. Therefore, this study aimed to explore the relationship between the categories of talent management implementation in the education organization.
Methodology: This research was applied in its objective and descriptive-correlational in its execution. The study population consisted of managers and employees of the Basra province education organization, from which 385 individuals were selected as the sample using Cochran's formula and a convenience sampling method. The research tool was a researcher-made questionnaire on talent management implementation in the education organization, comprising 63 questions. The data obtained from its administration were analyzed using exploratory factor analysis and partial least squares regression in SPSS and Smart PLS software.
Findings: The findings indicated that the implementation of talent management in the education organization comprised six categories: causal conditions (with two components), contextual conditions (with three components), intervening conditions (with three components), the central phenomenon (with one component), strategies (with two components), and outcomes (with one component). The factor loading of all components was above 0.50 and significant, the content validity ratio above 0.70, and the Cronbach's alpha and composite reliability above 0.80. Moreover, the correlation coefficients of causal conditions, contextual conditions, intervening conditions, the central phenomenon, strategies, and outcomes were less than 0.45, indicating their distinctiveness. Additionally, considering the indices of communality and redundancy, the talent management implementation model in the education organization fitted well, and the effect of causal, contextual, and intervening conditions on the central phenomenon, the effect of the central phenomenon on strategies, and the effect of strategies on outcomes were significant (P<0.05).
Conclusion: The designed model of talent management implementation in the education organization can assist managers, officials, and education planners in designing programs suitable for implementing talent management within the education organization.
Design and Validation of an Environmental Education Curriculum Model for Higher Education Based on the "Aker" Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The curriculum is a central element in any educational activity, and the present study aimed to design and validate an environmental education curriculum model for higher education based on the "Aker" approach.
Methodology: This study used a mixed-methods approach, where the qualitative sample consisted of academic and organizational experts familiar with the research field, and the quantitative sample included curriculum specialists, textbook authors of the Ministry of Education, and environmental experts. The qualitative and quantitative research samples comprised 22 and 191 individuals, respectively, selected according to the principle of theoretical saturation through purposive non-random sampling and Cochran's formula with convenience non-random sampling. The research tools were semi-structured interviews and researcher-made questionnaires in the qualitative and quantitative sections, respectively, whose psychometric indices were confirmed. Data were analyzed using coding in Nvivo software and exploratory factor analysis and structural equation modeling in SPSS and Smart PLS software.
Findings: The qualitative findings indicated that the environmental education curriculum model for higher education based on the "Aker" approach contained 87 concepts across 10 elements; namely, 13 concepts for program logic, 15 for program objectives, 13 for educational content, 7 for teaching and learning activities, 9 for instructor characteristics, 7 for educational materials and resources, 5 for educational space and setting, 8 for grouping, 4 for instructional time, and 6 for assessment. Additionally, the quantitative findings showed that the factor loadings, average variance extracted, and composite reliability of the elements were respectively higher than 0.40, 0.50, and 0.70. The fit of the environmental education curriculum model for higher education based on the "Aker" approach was appropriate, with all path coefficients being higher than 0.50 and significant at the 0.001 level.
Conclusion: According to the environmental education curriculum model for higher education based on the "Aker" approach and its concepts, planning for the design and application of an environmental education curriculum is essential.
مطالعه خانواده محور مراقبت الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۷
83 - 105
حوزههای تخصصی:
مراقبت الکترونیک با بهره گیری از سیستم موقعیت یاب جهانی (GPS) ضمن کنترل ازراه دور بزهکاران، امکان حضور نظام مند و محدود ایشان در جامعه، در دوران تحمل کیفر را فراهم می سازد. مقاله حاضر با کاربست روش توصیفی تحلیلی، آثار حکم مراقبت الکترونیک علیه پدر/مادر را بر جریان رشد شخصیتی کودکان و تداوم زندگی خانوادگی بزهکاران بررسی نموده است. برابر یافته های این مقاله، با لحاظ مصالح خانواده محکوم، مراقبت الکترونیک می تواند یک تصمیم قضایی خانواده محور و بسترساز رعایت صورت تکامل یافته تری از اصل شخصی بودن اجرای مجازات ها و فردی کردن پاسخ های کیفری باشد. ضمناً درنظرگرفتن شخصیت بزهکار، نقش او در خانواده، میزان توانمندی و مسئولیت پذیری او طی مراقبت الکترونیک می تواند زمینه ساز ایفای کارکردهای مرتبط با نقش او توسط خودش و رعایت حقوق سایر اعضای خانواده شود. مراقبت الکترونیکی در بهترین حالت ممکن، ضمن حفظ خودکفایی خانواده، رشد سالم شخصیتی کودکان و تداوم زندگی خانوادگی را رقم می زند. در فرضی که محل تحمل دوران مراقبت الکترونیک از سکونتگاه خانواده جداست نیز می تواند ضمن دور نگه داشتن بزهکار از معایب همنشینی با بزهکاران در زندان، خانواده را از رفتارهای احتمالی نامناسب بزهکار دور نگه دارد و زمینه ساز تعامل مناسب بزهکار با اعضای خانواده در آینده شود.
تحلیل نقش بازیگران موثر درآینده ارتباطاتِ سلامت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
150 - 160
حوزههای تخصصی:
مسئله محوری پژوهش حاضر این است که بازیگران موثر در آینده ارتباطاتِ سلامت در ایران کدام اند و مناقشات موجود حول چه موضوعات و دغدغه هایی سازمان یافته است؟ برای تحلیل این مسئله از رویکرد نظری روشی مَکتُر استفاده شده است که مشخصاً برای تبیین راهبردها و جهت گیری های بازیگران، نحوه مواجهه آن ها با برنامه ها، توازن قدرت بین آن ها، و واگرایی ها و همگرایی های بین آن ها طراحی شده است. در مرحله نخست بازیگران مؤثر شناسایی شدند که شامل یازده نهاد و فرد بودند؛ سپس با آن ها مصاحبه عمیق فردی به عمل آمد و نیز در پاره ای موارد اقدام به انجام بحث های گروهی متمرکز شد. در نهایت داده های گردآوری شده با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا تحلیل شدند. یافته های تحقیق نشان می دهند که مهم ترین بازیگران استراتژیک در حوزه آینده ارتباطاتِ سلامت که می توان بر روی آنها برنامه ریزی کرد عبارتند از محققان آینده پژوهی، استارتاپ های سلامت و رسانه ها. از منظر رقابت بین بازیگران ارتباطاتِ سلامت، مهندسین آی.تی، رسانه ها، محققان آینده پژوهی و استارتاپ های سلامت به ترتیب قوی ترین بازیگران هستند. از بُعد نسبت بازیگران با اهداف، در بین اهداف مطرح شده تبیین و ارزیابی پزشکیِ از راه دور و تبیین و ارزیابی سلامتِ همراه از اولویت بیشتری برخوردارند. همچنین از نظر بازیگران، تبیین و ارزیابی و تدوین معیارهای اجتماعی در اولویت آخر قرار دارد. از جنبه همگرایی در بین بازیگران، قوی ترین همگرایی در زمینه آینده ارتباطاتِ سلامت بین وزارت بهداشت، دستیاران حوزه پزشکی و محققان آینده پژوهی است و از بُعد واگرایی نیز بین دو هدف تبیین و ارزیابی سلامتِ همراه و تبیین و ارزیابی پزشکی از راه دور بیشترین فاصله وجود دارد، بدین معنی که این دو هدف در حوزه آینده ارتباطاتِ سلامت نسبت به هم فاقد همسویی هستند.
بازخوانی انتقادی چیستی جامعه در اندیشه اجتماعی متفکران قرآنی شیعی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سؤال از چیستی جامعه، پرسشی است که فلسفه علوم اجتماعی متکفل پاسخ به آن است. در طول تاریخ دانشمندان زیادی در پی جواب درخور به این پرسش بوده اند؛ اما توفیق و توافق چندانی نیافتند. متفکران مسلمان نیز درصدد برآمدند از راه انتزاع از حقیقت بیرونی و شناخت واژه های متناظر جامعه در قرآن کریم و شناسایی ویژگی های آن واژگان، به تبیین ماهیت جامعه بپردازند، اما این راه نیز چندان که باید مسئله را حل نکرده است. قرآن کریم مابه الاشتراکی که موجب پدیدآیی جامعه می شود را در واژه «ولایت» خلاصه نموده و نوعی رابطه عرضی را بین افراد، بر پایه ایمان یا کفر و کنش های مطابق با آن ها، ذکر می نماید که در این پژوهش از آن با عنوان ولایت جمعی یادشده است. نوشتار حاضر که با روش اسنادی و با رویکرد توصیفی تحلیلی و با روش تفسیر استنطاقی به رشته تحریر درآمده، در تبیین چیستی جامعه معتقد است که اولاً قرآن ماهیت جامعه را معنوی ذکر می کند و وابسته به جغرافیا، قبیله، نژاد و زبان نمی داند و ثانیاً ازنظر قرآن کریم جامعه به مجموعه ای از انسان ها اطلاق می شود که بر یکدیگر ولایت جمعی مبتنی بر بینش و کنش های منطبق بر ایمان یا کفر داشته باشند.
قرآن و سازوکارهای علّی در تبیین آسیب های اجتماعی با تطبیق بر گزاره تأثیر دنیادوستی بر گناه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تبیین های علّی در علوم اجتماعی متشکل از سه عنصر اصلی اند: متغیر مستقل، متغیر وابسته و رابطه میان آنها که در قالب سازوکار علّی بیان می شود و توضیح سازوکارهای علّی، منوط به شناسایی و تحلیل عوامل میانجی میان متغیر مستقل و متغیر وابسته است. هدف این مقاله، برقراری پیوند میان مضامین قرآنی و ادبیات سازوکاریابی پیرامون یک فرضیه مشخص است. بدین منظور، بر مبنای ارتباط تنگاتنگ میان دو مفهوم گناه و آسیب اجتماعی، گزاره بیانگر تأثیر دنیادوستی بر گناه در کانون توجه قرار گرفته و با جست وجو در آیات قرآن کریم و با بهرگیری از فنون روش تحلیل محتوای کیفی عرفی کوشش شده است چهارچوب جامعی از عوامل میانجی میان دنیادوستی و گناه، شامل متغیرهای کنشی، انگیزشی و ساختاری تدوین شود، چهارچوب جامعی که می تواند در تبیین بسیاری از آسیب های اجتماعی از طریق ربط دادن متغیرهای مستقل و وابسته به کار آید. در این راستا بالغ بر 600 عامل گوناگون کدگذاری شدند که پس از حذف موارد مشابه، میان دو دسته از عوامل میانجی تفکیک شد: عواملی که اثرگذاری آنها به گناه خاصی اختصاص دارد و عواملی که دامنه تأثیرشان شامل گناهان مختلف می شود. با توجه به گستردگی عوامل دسته اول، از طرح آنها در این بحث صرف نظر و تنها بر عوامل دسته دوم تمرکز شد که شامل حدوداً 150 عامل میانجی بودند.