فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۶۱ تا ۲٬۱۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
علوم خبری سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۹
44 - 65
حوزههای تخصصی:
هدف: دستیابی به سیاست گذاری خبری در تولید اخبارتلویزیونی نوجوانان، به منظور جامعه پذیرکردن آنها بر اساس آرمان های انقلاب اسلامی ایران. برای رسیدن به این هدف در این پژوهش ،در صدد کشف راهبردها و خط مشی ها و بایسته های محتوایی و ساختاری اخبار تلویزیونی نوجوانان بوده ایم.روش شناسی پژوهش: روش تحقیق کیفی از طریق مصاحبه با صاحب نظران عرصه خبر و رسانه و تحلیل داده ها براساس تحلیل مضمون انجام شده است.یافته ها: اخبار برای نوجوانان به جهت رشد استقلال فکری و شخصی در کنار دیگر عوامل غیر رسانه ای برای نوجوانان ضرورت دارد. خبر تلویزیون نوجوان توسط نوجوانان تهیه و روایت اول و برتر را داشته باشد. محتوای اخبار با زبان امروزی و کوتاه و قابل فهم باشد .اخبار با سیر منطقی به تقویت هویت ومعرفت نوجوان بپردازد. درخبرنوجوانان ازسبک های نوین خبری و موضوعات مورد علاقه آن ها استفاده شود. ظاهر و فرم و ساختار باید متناسب با روحیه ی نوجوانی باشد. اخبار بر اساس اصول خبری روان شناسی شده و بر اساس واقعیت باشد. اخبار رویکرد شاد و جذاب و امیدوار کننده باشد. اخبار پاسخگوی نیاز هایشان باشد. اخبار در ارائه ارزش ها غیر مستقیم باشد.نتیجه گیری: اخبار تلویزیونی نوجوانان با به کارگیری نظرات متخصصین رسانه و ارتباطات ، تعلیم و تربیت و روانشناسان، بستر مهمی وظرفیت قابل توجهی در جهت آماده سازی نسل جدید برای جامعه ی ایرانی، اسلامی و انقلابی است. و همراهی تخصص در کنار تعهد در امر جامعه پذیری از طریق اخبار تلویزیونی نوجوانان اثرگذار خواهد بود.
تحلیل تطبیقی میزان اخبار امیدآفرین شبکه یک سیما در بهار 1400 و بهار 1401 (مورد مطالعه: بخش خبری ساعت 21 شبکه یک سیما )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در شرایطی که امید اجتماعی یکی از مولفه های مهم توسعه اجتماعی – اقتصادی بحساب می آید، خبر صدا و سیما می تواند یکی از منابع امیدآفرین باشد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی میزان اخبار امیدآفرین شبکه یک سیما در بهار 1400 و بهار 1401 انجام شده است.روش پژوهش: روش این تحقیق از نوع تحلیل محتوا کمی می باشد. جامعه آماری خبر های پخش شده از بخش خبری ساعت 21 سیما در بهار سال 1400 و بهار سال 1401 و مجموعاً 96 بخش خبری است. نمونه تحقیق با روش تصادفی سیستماتیک 30 روز (هر ماه 10 روز) برای هر سال و مجموعاً 60 روز برای دو سال مشخص و اخبار ایام انتخاب شده برای تحلیل بدست آمد.یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد در بهار 1400، 29 درصد خبرهای بخش خبری ساعت 21 امیدآفرین بوده و در بهار 1401 این میزان 27 درصد بوده است. در میان اخبار امیدآفرین، امید به پیشرفت با 40 درصد در بهار 1400 و 35 درصد در بهار 1401 بیشترین سهم را داشته است. از نظر موضوعی بیشتر اخبار امیدآفرین، در بهار 1400 و 1401، به مسائل اقتصادی اشاره داشته است و کمترین میزان هم به خبرهای عمرانی اختصاص یافته است. از نظر نیازهای انسانی بیشترین خبرهای امیدآفرین در زمینه نیازهای امنیتی و خودشکوفایی پخش شده است. از نظر حوزه جغرافیایی ، اخبار امیدآفرین در هر دو سال 1400 و 1401 در حوزه ملی بوده است.نتیجه گیری: نتیجه گیری تحقیق این است که میزان اخبار امید آفرین در دوسال مورد مقایسه تفاوت معناداری ندارد و میزان نسبتاً اندکی از اخبار، امید آفرین بوده است.
بایسته های تولید و پخش اخبار نوجوانان دهه هشتادی شهر تهران در رسانه ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متولدین دهه هشتاد که در سال های 85 تا 87 به دنیا آمده اند؛ نوجوانان امروز جامعه هستند که در معرض انتشار اخبار و اطلاعات درست و نادرست در رسانه های مختلف قرار گرفته اند. هدف این تحقیق شناسایی بایسته های تولید و پخش اخبار نوجوانان دهه هشتادی شهر تهران در رسانه ملی است. برای این منظور پژوهش با روش تحقیق آمیخته انجام شد. برای گرد آوری اطلاعات مورد نیاز از دو ابزار پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه عمیق استفاده گردید. جامعه آماری در بخش کمی نوجوانان 15 تا 17 سال ساکن شهر تهران می باشد که با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و در بخش کیفی 10 نفر از متخصصان حوزه کودک و نوجوان انتخاب شدند. همچنین در تحلیل بخش کمی از شاخص-های مرکزی و در بخش کیفی از تحلیل محتوا استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که هنوز میزان استفاده از رسانه ملی در بین نوجوانان بیشتر از سایر رسانه ها می باشد. نوجوانان بر مسائل سیاسی و اجتماعی تمرکز بیشتری نسبت به سایر موضوعات دارند و بیش از نیمی از اطلاعات خبری را از رسانه ملی دریافت می نمایند و تولید بخش خبری ویژه نوجوانان را از ضروریات رسانه ملی می دانند. بایسته های استخراج شده در 6 مولفه تیتراژ، محتوای اخبار، گزارش، گوینده، استودیو و فراخوان طبقه بندی شد. به همین منظور رسانه ملی می تواند با ایجاد اعتماد، ذائقه سازی و پخش برنامه بر بستر اینترنت در همه زمینه ها بر نوجوانان تأثیرگذار باشد و با رعایت بایسته های برنامه خبری، نوجوانان را جذب کند.
مقایسه خانواده های شهدای مدافع حرم و جان باختگان عادی ازلحاظ رشد پس از سانحه، مقابله مذهبی و تعهد مذهبی
منبع:
شاهد اندیشه دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹)
77 - 99
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر خانواده های شهدای مدافع حرم و خانواده های جان باختگان عادی کل کشور ازلحاظ متغیرهای رشد پس از سانحه، مقابله مذهبی و تعهد مذهبی مورد مقایسه قرار گرفتند. جامعه آماری این پژوهش را خانواده های شهدای مدافع حرم و جان باختگان عادی کل کشور را تشکیل داده بودند که 212 نفر از آنان به صورت هَدفمند انتخاب و پرسش نامه های رشد پس از سانحه، مقیاس مقابله مذهبی و پرسش نامه تعهد مذهبی را تکمیل کردند. روش تحقیق حاضر علیّ مقایسه ای است و داده ها از طریق واریانس چند متغیری در بسته نرم افزاریspss 27 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین خانواده های شهدای مدافع حرم و جان باختگان عادی ازلحاظ متغیرهای رشد پس از سانحه و تعهد مذهبی تفاوت معنی دار اما ازنظر مقابله مذهبی (031/2F= و 01/0<p) با هم تفاوت معنی داری نداشتند. از نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت، خانواده های شهدای مدافع حرم در پاسخ به از دست دادن عزیزشان نسبت به خانواده های جان باختگان عادی در متغیرهای رشد پس از سانحه و تعهد مذهبی عملکرد بهتری دارند.
کاوشی پیرامون وضعیت دورکاری در استان خوزستان: یک مطالعه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
285 - 313
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افزایش رفاه و کارایی مستلزم انعطاف پذیری و تاب آوری دستگاه های خدمت رسان جامعه در قبال شرایط ناپایدار محیطی و اجتماعی است. شرایط اقلیمی و وضعیت آب و هوایی استان خوزستان ارائه خدمات رسانی دستگاه های اجرایی را هر از گاهی با چالش هایی مواجه می کند. دورکاری می تواند به عنوان راهکاری برای مواجهه با این گونه شرایط و در مقیاس بزرگ تر شوک های نظیر همه گیری کرونا باشد. هدف اصلی این پژوهش ارائه یک الگوی بومی متناسب با شرایط ویژه خوزستان جهت دورکاری کارکنان دستگاه های اجرایی است.
روش و داده ها: پژوهش کنونی با رویکرد نظریه داده بنیاد انجام شده است. مشارکت کنندگان پژوهش، خبرگان حوزه مدیریت منابع انسانی و دورکاری استان خوزستان در 16 دستگاه اجرایی و همچنین اساتید رشته های جامعه شناسی، مدیریت و اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز در سال 1401بودند.
یافته ها: مدل پارادایمی احصا شده طیف وسیعی از زمینه ها، کنش تعامل ها و پیامدهای مرتبط با دورکاری در استان خوزستان را نشان می دهد. شرایط علی، زمینه ای و مداخله گر این مدل شامل شرایط اقلیمی، افزایش بهینه سازی خدمات دستگاه اجرایی، برنامه ریزی استراتژیک، زیرساخت فناوری جهت نظارت سیستماتیک و تعیین گرهای فرهنگی (فرهنگ کار، فرهنگ سازمانی و...) است. استراتژی ها و پیامدهای این مدل نیز شامل سرمایه اجتماعی، تعادل بین کار و زندگی، عدم تعطیلی دستگاه و افزایش رضایت ارباب رجوع است.
بحث و نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که برای اجرای دورکاری در دستگاه های اجرایی استان خوزستان، ضرورت دارد زیرساخت های سازمانی و فناوری تقویت شود، پروتکل های امنیت اطلاعات استانداردسازی گردد و آموزش های جامع برای کارکنان و مدیران فراهم شود. بهبود هماهنگی بین دستگاه ها نیز می تواند به اجرای موفق تر دورکاری کمک نماید و در عین حال کارایی و تاب آوری را افزایش دهد.
پیام اصلی: یکی از راهکارهای جدی جهت بهبود کارایی خدمت رسانی و تقویت کارایی در مقابله با شرایط ناپایدار محیطی و اجتماعی، دورکاری است. بنابراین، دورکاری در دستگاه های اجرایی به عنوان یک فرصت در شرایط آب و هوایی شکننده خوزستان می تواند مورد توجه قرار بگیرد. در این راستا، برگزاری دوره های آموزشی و فراهم کردن زیرساخت ها و هماهنگی های لازم، ضرورت دارد.
تأثیر فرهنگ سازمانی بر پیشگیری از تخلفات انضباطی کارکنان: مطالعلأ موردی فرماندهی انتظامی استان كردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی پلیس سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۲)
27 - 42
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بر پیش گیری از تخلفات انضباطی کارکنان انتظامی انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر رویکرد، از نوع کمی و از نظر روش اجرا، از نوع توصیفی-پیمایشی است. در این راستا، جامعه آماری را در این پژوهش کارکنان انتظامی استان کردستان به تعداد 4150 نفر تشکیل دادند که حجم نمونه براساس جدول مورگان تعداد 351 نفر تعیین شد و داده ها با استفاده از پرسشنامه، به روش میدانی جمع آوری شدند؛ روایی ابزار به صورت صوری و محتوایی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ به میزان 0/805 مورد تأیید قرار گرفت. به منظور تحلیل داده ها، از آزمون t تک نمونه ای در نرم افزار SPSS23 بهره برده شد. یافته ها نشان داد که ابعاد مختلف فرهنگ سازمانی، شامل فرهنگ درگیرشدن در کار، فرهنگ ثبات، فرهنگ انطباق پذیری و فرهنگ مأموریتی، بر پیش گیری از تخلفات انضباطی فردی و سازمانی کارکنان تأثیر به سزایی دارد؛ ضمن این که تأثیر میانگین فرهنگ مشارکت از بقیه متغیرها میانگین بالاتری را نشان می دهد. بنابراین، هرچه سطح فرهنگ سازمانی در سازمان ارتقاء یابد، کارکنان منضبط تر و متعهدتر خواهند بود.
بازنمایی دیپلماسی عمومی آمریکا از شرق، در بازی دیجیتال: مطالعه موردی بازی کال آف دیوتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه رسانه بین الملل سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۳
141 - 162
حوزههای تخصصی:
پس از حادثه 11 سپتامبر، موج گسترده ای در رسانه های دنیا مبنی بر بازنمایی غیرواقعی از غرب آسیا (غرب آسیا (خاورمیانه)) و اسلام ایجاد شد. در این میان، بازی های دیجیتال از جمله رسانه هایی بودند که هم زمان با ورود به عصر جدیدِ بازنمایی، شرق را به عنوان یک غیریت به مخاطبان در سراسر جهان معرفی کردند. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که شرق، به عنوان یک سوژه، چگونه در رسانه ی بازی، بازنمایی شده است؟ ازاین رو، به مطالعه مهم ترین بازی ایدئولوژیک و بازنمایی کننده که مبتنی بر یک روایت واقعی از جنگ های دو دهه اخیر آمریکا در منطقه غرب آسیا (غرب آسیا (خاورمیانه)) بوده است، پرداخته شد تا نحوه بازنمایی شرق را در این بازی واکاوی گردد. با روش تحلیل محتوای کیفی چهار بازی از مجموعه کال آف دیوتی[1] تحلیل شدند و مهم ترین ابعاد بازنمایی غرب آسیا (غرب آسیا (خاورمیانه)) و مسلمانان به همراه ویژگی های آن استخراج شد. پس از استخراج مقوله ها و طبقه بندی آنها در 7 مقوله اصلی، یافته های حاصل از تحلیل محتوا را ذیل هر یک از مقوله های اصلی توصیف و تحلیل شد. این مطالعه نشان می دهد که دیپلماسی عمومی و به عبارت دقیق تر دیپلماسی عمومی آمریکا به طور هدفمندانه در این بازی ها به صورت مضامینی آشکار و ضمنی طراحی شده و در فرامتن بازی قابل تحلیل است. کال آف دیوتی با: 1)استیلا یا هژمونی 2)سوءبازنمایی 3)ملی گرایی4)خشونت 5)قدرت 6)فناوری 7)سیاست های خصمانه، به بازنمایی غیرمتعارف و غیرمنصفانه از شرق پرداخته است.
تحلیل کانونی رابطه سبک های هویت با خودناتوان سازی در دانش آموزان دبیرستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
236 - 245
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سبک های هویت و خودناتوان سازی با استفاده از تحلیل همبستگی کانونی انجام شد.
روش شناسی: طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود و از تحلیل همبستگی کانونی برای بررسی روابط میان دو مجموعه از متغیر پیش بین (سبک های هویت) و ملاک (ابعاد خودناتوان سازی) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر بجنورد تشکیل می دادند. تعداد 210 نفر از این دانش آموزان با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها با پرسشنامه سبک های هویت (برزونسکی، 1992) و مقیاس خودناتوان سازی (جونز و رودوالت، 1982) انجام شد. تحلیل داده ها با ضریب همبستگی پیرسون و همبستگی کانونی و با استفاده از نرم افزار SPSS.27 انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که میان سبک های هویت و ابعاد خودناتوان سازی رابطه معناداری وجود دارد. واریانس مشترک سبک های هویت و خودناتوان سازی 28 درصد بود. بیشترین اهمیت در تابع سبک های هویت به هویت اطلاعاتی (81/0) و در تابع خودناتوان سازی به خودناتوان سازی ادعایی اختصاص داشت (99/0-).
بحث و نتیجه گیری: در مجموع به نظر می رسد، پردازش اطلاعات مربوط به هویت می تواند بر میزان استفاده از راهبردهای خودناتوان سازی تأثیر داشته باشد و نوجوانانی که هویت اطلاعاتی و هنجاری داشته و از تعهد هویت بالایی برخوردارند از رفتارهای خودناتوان ساز کمتر استفاده می کنند.
راهبردهای فرماندهی انتظامی در پیشگیری اجتماعی از بزه دیدگی در فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: فضای مجازی به طور کلی و بزه دیدگی در این فضا به طور خاص، پدیده های به نسبت جدیدی هستند که با ادامه پیشرفت های فناوری و اینترنت توسعه می یابند. این پدیده در کنار فرصت های ایجاد شده، چالشی جدید برای پلیس خلق کرده است. هدف از این پژوهش تعیین راهبردهای فراجا در پیشگیری اجتماعی از بزه دیدگی در فضای مجازی است.روش: این تحقیق با رویکرد کیفی و فرایند راهبردنویسی با بهره گیری از مدل سوات انجام گرفته است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با تعداد 11 نفر از خبرگان انتظامی- فضای مجازی تا مرحله اشباع نظری گردآوری گردیده است. جامعه آماری خبرگان و کارشناسان پلیس شاغل و فعال در حوزه فضای مجازی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیده اند.یافته ها: با استفاده از نظرات خبرگان موقعیت راهبردی پلیس در پیشگیری اجتماعی از بزه دیدگی در فضای مجازی شامل 43 عامل محیط داخلی (عامل قدرت و عامل ضعف) و 19 عامل محیط بیرونی (عامل فرصت و عامل تهدید) احصاء شده است که بر اساس عوامل محیط نزدیک و پیرامونی 20 راهبرد بخشی شامل؛ 9 راهبرد تهاجمی، 4 راهبرد رقابتی، 5 راهبرد محافظه کارانه و 2 راهبرد تدافعی تدوین گردید.نتایج: با توجه به اینکه پیشگیری یکی از اولویت های پلیس در کنترل و مقابله با جرائم است، در نتیجه باید راهبردهای احصا شده در این پژوهش را سرلوحه مأموریت های خود قرار دهد و از طرفی به عنوان شریک با جامعه همکاری متقابل نماید و در سطح ملی با تعامل بین نهادی زمینه های اصلی بزه دیدگی را محور فعالیت ها و اقدامات پیشگیرانه اجتماعی قرار دهد.
خشونت ورزی نوجوانان در اینستاگرام؛ از علت شناسی تا شناسایی راهبردهای کنترلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۳
977 - 1010
حوزههای تخصصی:
خشونت ورزی نوجوانان در شبکه اجتماعی اینستاگرام در حال فراگیر شدن است. ابراز خشونت نوجوانان در اینستاگرام اغلب در قالب پخش زنده و با انگیزه های «سرگرمی و تخلیه هیجان»، «دیده شدن و جذب مخاطب» و «اعلام نارضایتی» در سه مدل متفاوت «خشونت کارناوالی»، «خشونت تصنعی» و «خشونت اعتراضی» صورت می گیرد. تحقیق حاضر درصدد است با روش توصیفی- تحلیلی و با بهره برداری از منابع کتابخانه ای و داده های تحصیل شده از طریق مشاهده، علت شناسی خشونت فراگیر نوجوانان در فضای اینستاگرام و یافتن برخی راهبردهای کنترل گسترش خشونت را در دستور کار قرار دهد. یافته های این پژوهش نشان می دهد در هر مدل خشونت ورزی علل و عوامل خاصی نظیر تشویق دیگر کاربران، اعمال محدودیت های شدید در جامعه و فرصت های محدود برای شکوفایی و تخلیه هیجان دخالت دارد. برای پیشگیری از گسترش خشونت اینستاگرامی نوجوانان و کنترل سرایت آن به طور مشخص «تغییر بافت اجتماعی اینستاگرام با فیلترینگ زدایی»، «توسل به سیاست های کاهش آسیب» و در عین حال «افزایش حتمیت و فوریت پیگردهای قضایی-ترمیمی» سه راهبرد پیشنهادی این نوشتار است.
طراحی الگوی تعامل اثربخش خانواده و مدرسه با نقش راهبردی انجمن اولیاء و مربیان در راستای بند 11 سیاست های کلی خانواده (مورد مطالعه: شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۳
1075 - 1120
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، طراحی الگوی تعامل اثربخش خانواده و مدرسه با نقش راهبردی انجمن اولیاء و مربیان با روش تحقیق آمیخته است. در بخش کیفی، با روش نمونه گیری نظری، 53 نفر از مدیران و والدین اعضای انجمن انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از رویکرد نظریه داده بنیاد و روش اشتراوس و کوربین با نرم افزار MAXQDA استفاده و مدل مفهومی طراحی گردید. در بخش کمی با نمونه گیری احتمالی، پاسخ های 477 نفر به پرسشنامه ای برخط با نرم افزار SMART-PLS به روش مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل و برازش مدل تأیید گردید.نتایج: عواملی چون؛ نگرش و انگیزه مدیر مدرسه، اولیاء و اعضای انجمن، مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بر نقش انجمن در اداره کارآمدتر و حل مشکلات مدرسه، تعدیل انتظارات خانواده ها از مدرسه و بهبود روابط اولیاء و مربیان مؤثرند. راهبرد هایی مانند؛ ارتباط حضوری و دعوت اولیاء به مراسم، آموزش خانواده، فرهنگسازی اهمیت انجمن و تعامل، گزارش برنامه ها و عملکرد مالی مدرسه به خانواده ها، اعتماد سازی، جلسات هدفمند با کارگروه های تخصصی و پیگیری مصوبات انجمن، تقدیر از مدیر و اعضاء انجمن موجب تحقق اهداف آموزشی و پرورشی، افزایش شناخت از دانش آموز و سرمایه اجتماعی اقتصادی مدرسه می شود؛ البته در این فرایند شرایط و عملکرد نامطلوب مدرسه، ناسازگاری و ترجیح منافع فردی اولیاء، برگزاری فرمالیته انجمن، فقدان قدرت اجرایی انجمن، سیاست دوگانه دولت در دریافت کمک مالی از اولیاء، شرایط شغلی اولیاء، مسافت خانه تا مدرسه، همکاری متقابل و دولتی یا غیردولتی بودن مدرسه، تأثیر دارند.
نظریه حکمرانی «مدرن»، «ولایی» و «حِکمی» بر اساس ادبیات معاصر، هوش مصنوعی و سوره مائده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۵
7 - 47
حوزههای تخصصی:
حکمرانی حِکْمی، نظریه ای مبتنی بر عقل نظری، عقل عملی، عقل معاش، عقل معاد و وحی الهی در راستای پرورش بینش، منش و کنش فرد و جامعه است. این نوع حکمرانی، شیوه حل مسئله های عمومی را به شکلی توانمند در اختیار حکمرانان قرار می دهد. این پژوهش، ضمن ارائه تعاریف حکمرانی مدرن و هوش مصنوعی به تبیین حکمرانی ولایی در سوره مائده و حکمرانی مردمی در بیانات مقام معظم رهبری با استفاده از روش تحلیل مضمون پرداخته و در نهایت نظریه «حکمرانی حِکمی» پیشنهاد شده است. بر اساس یافته های این پژوهش، حکمرانی حِکمی مشتمل بر نه رکن 1- هویت حکمرانی، 2- مأموریت حکمرانی، 3- قلمرو حکمرانی، 4- مبانی حکمرانی، 5- منابع حکمرانی، 6- الگوی حکمرانی، 7- اصول حکمرانی، 8- اهداف حکمرانی 9- ویژگی حکمرانان است. همچنین در پایان، چیستی سیاست گذاری حِکمی و فرایند آن و تنظیم گری حِکمی و نیز مقایسه تطبیقی حکمرانی مدرن و حکمرانی حِکمی ارائه گردید.
هستی شناسی معتاد: نظریه شبکه روابط اجتماعی در اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
5 - 28
حوزههای تخصصی:
این مقاله سعی دارد به این پرسش ها پاسخ بدهدکه معتاد چیست؟و چه عاملی باعث می شود که معتادان بهبودیافته، دربهبودی بمانند؟روش مطالعه پدیدارشناسانه و نظری است. داده ها با روش های کیفی و اسنادی-مطالعاتی جمع آوری شده اند. نمونه ها در مشاهده مستقیم جلسه های معتادان درحال بهبودیNA وکنگره60، جلسه های خانواده های معتادان در همسفران، نارانان و سیمانان، جلسه های گروه درمانی کلینیک تخصصی ترک اعتیاد ثامن بودند. نمونه ها در مصاحبه عمیق معتادان بهبودیافته، روانشناسان بالینی، روانپزشکان ومددکاران اجتماعی فعال در کمپ های چیتگر، ندای آرامش و وردیج و کلینیک های تخصصی ترک اعتیاد بودند. نتایج تحقیق نشان می دهند که معتاد قبل از معتاد شدن «بیماری ذهنی اعتیاد» دارد و از رویارویی با زندگی می گریزد، به عبارتی او «کاهل» لویناس است. بر اساس نتایج تحقیق «نظریه شبکه روابط اجتماعی در اعتیاد» را طرح کردیم. بر اساس این نظریه معتاد «بیماری ذهنی اعتیاد» را از شبکه روابط اجتماعی معیوبی که در آن قرار داشته، کسب کرده است و برای ماندن دربهبودی باید در شبکه روابط اجتماعی جایگزینی از معتادان بهبودیافته قرار بگیرد.
الگوهای فضایی اشکال مصرف جمعی و خودفراهم سازی در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مصرف، فعالیتی اجتماعی و کرداری روزمره است که با نمادها و علائم خاص خود، نمایانگر سبک زندگی، تمایلات، تفکرات و ایدئال ها است. امروزه مصرف فراتر از برآوردن نیازها است و به یکی از عناصر اصلی «هویت یابی» تبدیل شده است. هدف پژوهش حاضر، شناخت و تحلیل الگوهای فضایی مصرف (خودفراهم سازی، جمعی و مختلط) در شهر تهران است.روش مطالعه کمی و محدوده مورد مطالعه کلان شهر تهران است. داده ها از طرح گونه شناسی فرهنگی، اجتماعی و هویتی محله های شهر تهران و شناسایی الگوهای همسایگی و اجتماعات محلی در سال 1396 (با 12000 نمونه و 105 محله به تفکیک مناطق 22گانه) گردآوری شد. داده ها در قالب نقشه با استفاده از GIS و GeoDa تجزیه و تحلیل شدند.الگوی مصرف در حوزه سلامت، بهداشت و درمان مناطق تهران بیشتر مبتنی بر مصرف جمعی است. براساس الگوی مصرف حوزه آموزش و توانمندسازی، 49 درصد مصرف جمعی و 35 درصد دارای مصرف خودفراهم سازی هستند. پراکنش فضایی میزان مصرف خودفراهم سازی آموزش و توانمندسازی خوشه ای است. توزیع و تحلیل فضایی، تفاوت و نابرابری را میان بخش جنوبی و شمالی شهر نمایان می کند. به علاوه، محله ها به صورت خوشه ای و با توجه به ویژگی های اقتصادی و اجتماعی شان در کنار گروه های مشابه قرار گرفته اند.بافت اجتماعی و فرهنگی محله های شهر تهران براساس مصرف خودفراهم سازی و جمعی در شهر تهران دارای تنوع گسترده است و سه نوع تنوع در این نوع پهنه بندی به خوبی آشکار است: تنوع جغرافیایی در کلیت شهر؛ تنوع جغرافیایی ناشی از قدرت اقتصادی و پایگاه اجتماع محله ها و تنوع درون منطقه ای.
واکاوی تفسیر نسل Z از عدالت اجتماعی (مطالعه موردی خمینی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۹۶)
83 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، واکاوی تفسیر نسل Z از مفهوم عدالت اجتماعی است. این پژوهش با راهبرد کیفی و روش پدیدارشناسی در سال 1402 در خمینی شهر اصفهان انجام گرفت که در آن، 16 نفر از متولدین سال های 1377 الی 1387 ساکن خمینی شهر ازطریق روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند و با حداکثر تنوع انتخاب شدند و با آنها مصاحبه عمیق انجام گرفت. فرایند نمونه گیری تا دستیابی به اشباع ادامه یافت. پس از آن، داده ها تجزیه وتحلیل شدند که 9 مقوله فرعی در قالب 3 مقوله اصلی از آنها استخراج شد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که مشارکت کنندگان تجاربی از تبعیض اقتصادی، تبعیض در خانواده و همچنین تبعیض در تحصیل به همراه دارند که موجب بروز مفهومی از عدالت اجتماعی با عنوان «عدالت اجتماعی دوبخشی» در میان آنان شده است. نسل Z برای گسترش عدالت اجتماعی راهکارهای متنوعی را شامل تحول حکمرانی، تحول فرهنگی، دموکراتیزاسیون و کنشگری مدنی مطرح نمودند. به شکل کلی می توان بیان کرد که نسل Z با بهره گیری از تجربه های شخصی تبعیض آمیز و همچنین تعاریف موجود درباره عدالت اجتماعی، تفسیری جدید و التقاطی از مفهوم عدالت اجتماعی ارائه می کنند که ترکیبی از برابری و استحقاق است و به دنبال گسترش آن در جامعه ازطریق تحولات فرهنگی و سیاسی و همچنین کنش های فردی هستند.
صنعت جراحی زیبایی: خودانگیختگی یا ازخودبیگانگی زنان
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
189 - 215
حوزههای تخصصی:
مقدمه: صنعت جهانی آرایش و زیبایی به گونه ای شگفت انگیز در سراسر جهان در حال گسترش است. این امر باعث شده است توجه به بدن و تغییر و اصلاح بدن از طریق انواع جراحی های زیبایی، شیوع بی سابقه ای یابد. اگرچه، مصرف صنعت آرایشی و زیبایی در بین مردان نیز رو به گسترش است اما به عنوان یک قاعده جهانی، زنان مصرف کننده اصلی این صنعت هستند. صنعت آرایش و زیبایی در ایران نیز به سرعت گسترش یافته است به گونه ای که ایران هفتمین کشور دنیا در واردات محصولات آرایشی و سیزدهمین کشور دنیا در انجام جراحی های زیبایی است. با توجه به گسترش مصرف صنعت آرایش و زیبایی در بین زنان، این پژوهش درصدد دستیابی به معانی ذهنی زنانی است که با داشتن تحصیلات عالی، به سمت و سوی جراحی زیبایی بینی کشانده شده اند.روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای انجام شده است. مشارکت کنندگان، دانشجویان دختر دوره تحصیلات تکمیلی بودند که اقدام به جراحی زیبایی کرده اند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی، 20 نفر از آنان انتخاب و با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته، اطلاعات مورد نیاز از آنان جمع آوری شد. مصاحبه ها تا اشباع نظری ادامه یافتند و سپس در سه قالب باز، محوری، و انتخابی، کدگذاری شدند. جهت اعتمادپذیری داده ها از دو تکنیکِ بررسی توسط اعضا، و مقایسه های تحلیلی استفاده شد. به علاوه، در سراسر انجام پژوهش حاضر، ملاحظات اخلاقی به ویژه، رضایت افراد برای مشارکت در تحقیق، و محفوظ ماندنِ اطلاعات مشارکت کنندگان، مدنظر بوده اند.یافته ها: پس از انجام کدگذاری داده های جمع آوری شده، نوزده مقوله اصلی به شرح ذیل استخراج شدند: شئ انگاری جنسی، محدودیت های اجتماعی، محدودیت در پوشش، اطلاعات اندک، خشونت کلامی، ریشه های سنتی، تصورات کلیشه ای از خود، تجربه کودکی، بدریخت انگاری، عدم امکان ابراز خود، تاثیر رسانه های جمعی، پزشکی شدن جامعه، فراگیری جراحی زیبایی، نمایشی شدن بدن، ابزاری شدن بدن، مصرف گرایی افراطی، دگرگونی معنای زیبایی، مخاطرات، و ارتقای اعتماد به نفس. مقوله های استخراج شده، دربرگیرنده شرایط علّی، زمینه ای و مداخله ای، استراتژی، و پیامدها هستند. مقوله هسته ای این پژوهش «از خود بیگانگی» زنان است که بر تمام مقولات، سایه افکنده است.نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که زنان همچون کارگرانی که از محصولِ کارِ خویش بیگانه اند، با بدن خویش، توانایی ها و خواسته های شان بیگانه شده اند. بدین ترتیب، انجام جراحی زیبایی و مصرف بیش از حد لوازم آرایشی و بهداشتی بیش از آنکه یک تصمیم خودانگیخته از سوی زنان باشد، در چارچوبِ «از خودبیگانگیِ زنان» معنا می شود.
مطالعه دریافت زنان خانه دار از مصرف رسانه های اجتماعی: توانمند سازی یا پندار توانمندسازی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۳۷)
129 - 154
حوزههای تخصصی:
رسانه یکی از عوامل مهم مؤثر بر سبک زندگی افراد است و گوشی هوشمند با قابلیت اتصال به اینترنت و دسترسی به رسانه های اجتماعی، عنصری جدا نشدنی از زندگی روزمریه اغلب افراد محسوب می شود. در این پژوهش، با بهره گیری از نظرییه دریافت و با تمرکز بر رسانه های اجتماعی، مصرف و دریافت رسانه ای زنان خانه دار مطالعه شده است. به منظور دستیابی به اطلاعات از مصاحبیه اپیزودیک استفاده و با 36 زن خانه دار 25 تا 65 سالیه برخوردار از سطح اقتصادی و تحصیلی متناسب که از شهرهای مختلف ایران انتخاب شده بودند، مصاحبه شد.تحلیل داده های تحقیق نشان داد که به رغم نگاه های خوش بینانه به ظرفیت رسانه های اجتماعی در رهایی بخشی و ایجاد بستر جایگزین برای فعالیت گروه های مختلف مغفول یا حاشیه ای در جامعه، زنان خانه دار از شبکه های اجتماعی در امتداد زندگی واقعی شان بهره می گیرند. همچنین رسانه های اجتماعی برخلاف حضور پررنگ در زندگی روزمریه زنان خانه دار از لحاظ میزان زمانی که زنان مذکور صرف آن می کنند، هنوز به دلایل گوناگون ساختاری، نقشی جدی در زمینیه هویت یابی زنان خانه دار و فراهم شدن بستر کنش مندی آن ها ایفا نکرده و در برخی زمینه ها از جمله در زمینیه حضور زنان در جامعه و تقویت سرماییه اجتماعی زنان خانه دار منجر به تحول بنیادینی نشده است.
نقش رسانه های جدید در فرایند آموزش و یادگیریِ دانش آموزان (مطالعه موردیِ نوجوانان دانش آموز دبیرستان های مناطق چندگانه شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴۰
126 - 99
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی به ویژه در میان نوجوانانِ نسل زد و دانش آموزان دبیرستانی رشد قابل توجهی داشته است. یکی از زمینه های استفاده ی این نسل از ابزارهای نوین، در حوزه آموزش و یادگیری است. مسئله اصلی در این مقاله این است که چگونه دانش آموزان نوجوان دبیرستانی در شهر تهران از رسانه های اجتماعی برای پیشبرد فعالیت های آموزشی و درسی خود و برقراری ارتباط با گروه های همسال و تحصیلی در انجام امور مربوط به مدرسه، پیگیری مباحث درسی و نظایر آن استفاده می کنند. در این راستا، این پژوهش باهدف مطالعه تأثیر پلتفرم های رسانه ای جدید بر فرایند آموزش تحصیلی دانش آموزان نوجوان نسل زد در مقطع متوسطه اول و دوم دبیرستان های شهر تهران با روش پیمایش انجام شده است. داده ها در این تحقیق با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته و توزیع آن در میان حجم نمونه معتبر 450 نفر از دانش آموزان در هشت دبیرستان دخترانه و پسرانه تهران گردآوری شده است. تجزیه وتحلیل یافته ها نشان می دهد که نزدیک به 70 درصد از دانش آموزان دختر و پسر مشارکت کننده در تحقیق، بیش از دو ساعت در روز از رسانه های اجتماعی جدید برای فعالیت های مختلف از تفریح و سرگرمی تا ارتباط با دوستان و هم کلاسی ها و پیگیری امور مربوط به مدرسه و تحصیل خود استفاده می کنند. انجام آزمون های مختلف آماری ازجمله کای اسکوئر و واریانس دو طرفه نشان داد که متغیر مستقل میزان حضور دانش آموزان در پلتفرم های اجتماعی مجازی در چهار مورد از مجموع موارد مرتبط با بحث آموزش و یادگیری شامل کمک گرفتن از معلم، رهایی از استرس درس و امتحان، دسترسی به محتوای درسی و آموزشی در بستر شبکه های اجتماعی مجازی و ایجاد اختلال در درس خواندن به علت حضور در پلتفرم های رسانه ای جدید، تأثیرگذار بوده است و متغیر مستقل جنسیت تنها در مؤلفه استفاده از رسانه های اجتماعی برای یادگیری مشارکتی نقش اثربخشی داشته است. در این میان، بر اساس یافته های به دست آمده، متغیر میزان حضور دانش آموزان در پلتفرم های اجتماعی مجازی دارای رابطه معناداری است؛ به عبارت دیگر، هرچه میزان حضور دانش آموزان در پلتفرم های رسانه ای جدید بیشتر می شود، «اختلال در درس خواندن» و «رهایی از استرس درس و امتحان» بیشتر می شود (رابطه مستقیم).
مدل مطلوب تدوین کتاب درسی سواد رسانه ای با رویکرد مصونیت بخشی به جنگ رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مزیت های آموزش سواد رسانه ای، قابلیت مصونیت سازی و افزایش توان مندی دانش آموزان، مردم و حتی نخبگان نسبت به جنگ رسانه ای و تأثیرات شناختی رسانه های دشمن علیه کشور و ملت است. این مقاله پژوهشی از نوع کاربردی محسوب شده و براساس رویکردی استقرایی و در پارادایم تحقیق کمی، به روشSWOT ، درجهت شناخت تهدیدها و فرصت ها انجام شده است. برای گردآوری اطلاعات، از مطالعه اسناد و مدارک و روش کتابخانه ای و طراحی پرسشنامه استفاده شد. داده های پژوهش از بیست و پنج نفر از متخصصان و کارشناسان در حوزه سواد رسانه ای به دست آمد. در این پژوهش، تعیین مدل مطلوب برای آموزش بومی کتاب درسی تفکر و سواد رسانه ای در دستور کار است. در نهایت، شاخص های144 گانه ای پیرامون این کتاب، در قالب نقاط قوت (19 شاخص)، نقاط ضعف (47 شاخص)، فرصت ها (62 شاخص) و تهدیدها (16 شاخص) تفکیک گردید. سپس با استفاده از روش تحلیل SWOT، اولویت بندی این شاخص ها و تعیین راهبردها و مدل مناسب برای تحقق اهداف تعیین شد. از مجموع پاسخ ها این نتیجه حاصل شد که با استفاده از مدل مدیریت راهبردی و اتخاذ راهبرد تهاجمی که از برخورد و تلفیق قوت های درونی با فرصت های بیرونی حاصل می شوند، درجهت استفاده حداکثری از فرصت های محیطی با به کارگیری نقاط قوت موجود، اقدام شود.
تحلیل کیفی پدیده فرار بیمه ای: سودجویی کوتاه مدت ذی نفعان و ناپایداری بلندمدت در تولید رفاه اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۹۲
277 - 318
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهشهای اخیر مؤید اهمیت تأمین اجتماعی در برقراری عدالت اجتماعی به واسطه ارائه تعهداتی از قبیل خدمات درمانی و مالی به نیروی کار است. هرچند تحت تأثیر عوامل مختلفی، چنین خدماتی گاهی ازنظر کارفرمایان و کارگران فاقد توجیه دانسته می شود. در چنین وضعیتی، می توان شاهد وقوع پدیده فرار بیمه ای بود. پژوهش حاضر به دنبال واکاوی رخداد پدیده فرار بیمه ای و شرایط شکل گیری آن است.
روش: این واکاوی با استفاده از روش تحقیق کیفی مبتنی بر نظریه زمینه ای انجام شده است. در آن 14 نفر از کارشناسان سازمان تأمین اجتماعی با تکنیک نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. این افراد در مصاحبه هایی ساختارمند و مسئله محور به سؤال اصلی پژوهش (شرایط زمینه ساز رخداد فرار بیمه ای) پاسخ دادند.
یافته ها: ماحصل تحلیل داده های مستخرج از مصاحبه ها با استفاده کدگذاری سه مرحله ای استراوس و کوربین در محیط نرم افزار مکس کیودا (MAXQDA) منجر به صورت بندی مقوله ای هسته تحت عنوان «فرار بیمه ای، سودجویی کوتاه مدت ذی نفعان و ناپایداری بلندمدت در تولید رفاه اجتماعی» شد که تحت شرایط مهم از قبیل «آگاهی نداشتن بازیگران از مزایای بیمه»، «پیچیدگی و ابهام در قوانین و مقررات»، «رخداد امواج پی درپی بحرانهای اقتصادی» و «شرایط حاکم بر فضاهای شغلی» محصور شده است.
بحث: یافته ها اشاره دارند که پدیده فرار بیمه ای تحت تأثیر دو دسته از عوامل اقتصادی و ساختاری به وجود می آید. به بیان دیگر، تورم و بحرانهای اقتصادی و نقصان در قوانین تأمین اجتماعی مبنی بر تعیین سبکهای بیمه پردازی و بیمه شدگی، بیش از هر عامل دیگر عملکرد صاحبان سرمایه و کار را تحت تأثیر قرار می دهد.